بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.






پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






بوستان دانشجو

پارک دانشجوی تهران در خیابان انقلاب اسلامی و در نزدیکی چهارراه ولیعصر (تقاطع خیابان ولیعصر) در همسایگی مجموعه تئاتر شهر قرار گرفته است. این پارک از شمال به خیابان انقلاب، از غرب به خیابان ولیعصر و از شرق به خیابان رازی محدود است.

نام ابتدایی پارک دانشجو «پارک پهلوی» بوده است که در زمینی به مساحت ۳۲۰۰ متر مربع احداث شده و شامل سالن تئاتر شهر، کتابخانه دانشجو، زمین بازی کودکان، سرویس بهداشتی و بوفه است. در سالهای اخیر در شهرداری تهران اقدام به ساخت ایستگاه متروی چهارراه ولی عصر در ضلع شمال غربی و مجتمع فرهنگی مذهبی ولی عصر(عج) در ظلع جنوب غربی این پارک نموده است. که موجب انتقادات شدید بسیاری از شهروندان و هنرمندان تهرانی در مخدوش کردن نمای ساختمان تئاتر شهر گشته است.






بوستان لاله

پارک لاله که تا پیش از انقلاب ۵۷ پارک فرح نام داشت، از بوستان‌های بزرگ شهر تهران است. این پارک در سال ۱۳۴۵ به در خواست فرح پهلوی از پادشاه بنیان شد. پیش از آن یک منطقه نظامی بود که برای اسب‌دوانی و رژه مورد استفاده ارتش قرار داشت و جلالیه نامیده می‌شد. مساحت این پارک ۳۵ هکتار است. در این پارک گونه‌های متفاوت گیاهی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از: چنار، اقاقیا و کاج تهران.






تاریخچه

اراضی پارک لاله از گذشته در اختیار ارتش بوده است. زمین مزبور معروف به میدان اسب دوانی جلالیه و برای رژه از آن استفاده می‌شد. ارتش اراضی مربوطه را در ازای مطالبات وزارت دارایی به آن وزارت خانه انتقال داد. وزارت آبادانی و مسکن وقت ماموریت یافت برای این منطقه طرحی تهیه نماید. قسمت شمال پارک برای تاسیسات فرهنگی عمومی و قسمت جنوبی صرفاً برای پارک درنظر گرفته شد. طرح آن بوسیله طراح معروف فرانسوی «ژوفه» و سایر طراحان پارک سازی و همکاران ایرانی تهیه گردید. سایر عملیات اجرایی به عهده شهرداری گذاشته شد. شهرداری عملیات اجرایی را طبق طرح ادامه داد تا در سرانجام در سال ۱۳۴۵ پارک فرح تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نام این پارک به لاله تغییر یافت.






موقعیت جغرافیایی

این پارک در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده است و از شمال به خیابان دکتر فاطمی، از جنوب به بلوار کشاورز، از غرب به خیابان کارگر و از شرق به خیابان حجاب محدود می‌شود. در همسایگی این بوستان، موزه هنرهای معاصر، موزه فرش ایران و هتل لاله واقع شده‌است.






امکانات و فضاها

بخش جنوب شرقی این پارک به شیوه پارک‌های ژاپنی طراحی شده و دارای آب‌نما و جویبارهای مارپیچ است. در خیابان‌های شمالی پارک محوطه میزهای شطرنج جای داده شده است. زمین‌های ورزشی پارک شامل زمین‌های بسکتبال و والیبال نیز در بخش شمالی جای گرفته است. در این پارک همچنین یک مرکز تئاتر عروسکی، یک کتابخانه زیر پوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک مسجد دایر می‌باشد. مجسمه‌ها و تندیس‌های گوناگونی نیز در این پارک وجود دارد که نامدارترین آنها تندیس خیام و تندیس ابوریحان بیرونی است.

تندیس خیام از آثار ابوالحسن صدیقی است که در سال ۱۳۵۱ و در کشور ایتالیا (به سفارش انجمن آثار ملی) ساخته شده است. این تندیس پس از جابجایی به ایران به این پارک منتقل شد و در بازدید همگانی قرار گرفت و پس از آن چندین بار به دستان فریدون صدیقی (فرزند آفریننده اثر) بازسازی شد.







بوستان مینیاتور تهران
بوستان مینیاتور تهران بوستانی در شرق تهران است که با هدف نمایش ماکت‌های مینیاتوری آثار میراث جهانی ایران که در فهرست یونسکو به ثبت رسیده‌اند، ساخته شده است. وسعت این پارک حدود ۳ هکتار است. این بوستان در شمال خیابان جانبازان (گلبرگ) و شرق خیابان کرمان قرار دارد. ایده این پارک از باغ‌های ایرانی رونوشت شده است. در فاز نخست ماکت تخت جمشید، چغازنبیل، میدان نقش جهان اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز و آبشارهای شوشتر برای بازدیدکنندگان ارائه شده است. در فاز بعدی این پارک، گسترش ماکت‌های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و روستای دستکند میمند کرمان و دیگر باغ‌های نه گانه ایرانی به اجرا در می‌آید.






دیگر امکانات

احداث بنای نگارخانه به وسعت ۷۵۰ مترمربع به منظور ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی، کتابخانه، فروشگاه محصولات فرهنگی، چایخانه، مونیتورینگ، سرویس‌بهداشتی و غیره از دیگر اقدامات انجام شده در بوستان مینیاتوری است. روشنایی بوستان مخلوطی از پایه چراغ‌های خورشیدی و پایه چراغ‌های پیوسته به برق شهری و با کاربری از لامپ‌های ال‌ای‌دی است.






ویژگیهای طراحی بوستان

ابعاد اصلی طراحی بوستان باغ مینیاتور از روح هندسی باغهای ایرانی در ترکیب با استانداردهای پارک مینیاتوری الهام گرفته است که ماکتها در غالب ویژگیهای شکل طبیعی زمین و نواحی جغرافیایی که آثار انتخاب شده در آنها مستقر می‌باشند و با توجه به جهات جغرافیایی بناها در محیط اصلی خود استقرار یافته‌اند، در فاز اول ماکت مینیاتوری، ۱۲ اثر تاریخی زیر که هم اکنون در فهرست آثار جهانی ثبت شده‌اند با مقیاس یک بیست و پنجم اندازه واقعی در بوستان استقرار یافته‌اند:

تخت جمشید، چغازنبیل، میدان امام ره (نقش جهان) اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه و کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز، آبشارهای شوشتر

شایان ذکر است که در فاز دوم توسعه، ماکت های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و بوستان دستکند میمند کرمان و دیگر باغهای ۹ گانه ایرانی اجراء خواهند گردید.






ورودی ها

ورودی پیاده در بوستان مینیاتوری جنب بوستان تمدن (گلبرگ) احداث گردیده است، همچنین یک ورودی سواره جهت سرویس اضطراری از خیابان کرمان برای مجموعه پیش بینی شده است.






فضای سبز

در ردیف دو طرف معابر بوستان از گونه‌های لیکوستروم پیوندی و مورد پیوندی استفاده شده که فرم درختی دارد، حدود ۷۰ درصد گیاهان استفاده شده همیشه سبز و ۳۰ درصد آنها خزان پذیر می‌باشند. انواع گیاهان غالب کاشته شده شامل گونه‌های زیر می‌باشد: چنار، ماگنولیای سبز، بلوط خزان شونده، میخک هندی ابلق، افرای چینی، مورد پیوندی، گوجه گل، سنجد همیشه سبز، یاس هلندی (لیکوستروم پیوندی)، ژینکگو، سدروس، کاج موگو و ...






سیستم آبیاری بوستان

شامل یک مخزن ۶۰۰ متر مکعبی جهت ذخیره آب و یک ایستگاه پمپاژ دور متغیر جهت صرفه جویی در مصرف آب و برق می‌باشد.






ابنیه و امکانات بوستان

-تاسیسات الکتریکی (لفیقی از پایه چراغهای خورشیدی (سولار) و پایه چراغهای متصل به برق شرقی با استفاده از لامپهای ال ای دی و کم مصرف) -طراحی و اجرای مبلمان بوستان شامل: نیمکت، آبخوری، نرده، تابلوهای هدایتگر، کتیبه‌های بوستان مینیاتور -ساختمان گالری به مساحت ۷۵۰ متر مربع جهت ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی - پارکینگ (درمجاورت بوستان، احداث پارکینگ طبقاتی در دستور کار شهرداری تهران قرار دارد)- کتابخانه- فروشگاه محصولات فرهنگی- چایخانه- مونیتورینگ- سرویس بهداشتی- مجموعه ورودی شامل: نگهبانی






بوستان نیاوران

بوستان نیاوران یا پارک نیاوران یکی از بوستان‌های شهر تهران است که در منطقه نیاوران در شمال‌شرقی تهران جای دارد. این بوستان در همسایگی میدان باهنر (میدان نیاوران) و انتهای شمالی خیابان پاسداران (سلطنت آباد پیشین) و در جنوب کاخ نیاوران قرار گرفته است.

پهنه این بوستان نزدیک به ۶۲،۰۰۰ متر مربع است و در سال ۱۳۴۸ به دستور محمدرضا پهلوی و با نقشه طراحان انگلیسی و معماری مهندس سردار افخمی ساخته شد.

این پارک دارای اشکوب‌های چندگانه و پله‌های گوناگون است که این پلکان از مشخصات ویژه آن است. این پارک دو در ورودی شمالی و جنوبی دارد که هر دو به خیابان پاسداران باز می شوند. از دیگر ویژگی این پارک آب نماهای بزرگ با مساحت نزدیک به ۳۳۲۰ متر مربع است. پهنه سبز پارک در برگیرنده ۸،۰۰۰ متر مربع گل‌کاری و در حدود ۲۰،۰۰۰ متر مربع چمن‌کاری به همراه درختان از گونه‌های فراوان است. یکی از کهن‌ترین درختان چنار تهران با دیرینگی ۱۵۰ سال و بلندی ۲۰ متر و محیط ۲,۸ متر در این پارک جای دارد. دریاچه این بوستان که در آن ماهی و مرغابی و لاکپشت زندگی می‌کنند، از دیگر زیبایی‌های این پارک است. در گذشته برای آبیاری فضای سبز و آب استخرهای پارک از آب تهران استفاده می‌شد، اما از سال ۱۳۷۹ از آب قنات منطقه بهره گرفته می‌شود.






بخش‌های گوناگون بوستان

ساختمان کانون فرهنگی کودکان
کتاب‌خانه
آمفی تئاتر
زمین اسکیت
زمین بازی کودکان
زمین تمرین اسب‌سواری
سالن ورزشی بانوان
نمازخانه
چهار استخر بزرگ







پارک ارم

پارک ارم در پنج کیلومتری اتوبان تهران - کرج با وسعتی بالغ بر ۷۰ هکتار بزرگترین پارک ایران است. این مجموعه در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به وسیله رحیم علی خرم تاسیس شد و پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) این پارک مصادره و به تملک بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی درآمد. این پارک دارای یک دریاچه هشت هکتاری و دو شهربازی با ۲۸ گونه وسایل بازی و باغ وحش می‌باشد.






پارک پرواز

پارک (بوستان) پرواز، نام بوستانی در شمال تهران و در منطقه سعادت آباد است. نامگذاری این بوستان بخاطر خیابانی به همین نام در ضلع جنوب شرقی این بوستان (که اکنون به نام یکی از کشته شدگان جنگ ایران و عراق تغییر نام داده است) می باشد.

بوستان پرواز از شمال و شرق به بلوار پیام و میدان بهرود، از جنوب به شهرک پاسارگاد و از غرب به شهرک کیهان محدود می‌شود.

اختلاف ارتفاع این بوستان نسبت به مناطق اطراف، باعث ایجاد چشم انداز زیبایی از شمال و جنوب تهران شامل کوهستان البرز و همچنین برج میلاد و سایر ساختمانهای بلندمرتبه تهران - بخصوص در هوای عاری از آلاینده ها - شده که از این بوستان قابل مشاهده است. همین مساله وجه تمایز بوستان پرواز از سایر بوستانهای تهران است (دید پانوراما یا ۳۶۰ درجه تهران).

در ضلع شرقی و شمال شرقی این بوستان یکی از ایستگاه های آتش نشانی متعلق به سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، و همچنین دو مجتمع تجاری (شامل فروشگاه زنجیره ای شهروند) و یک مسجد وجود دارد.






پارک شهر

پارکِ شَهْر یکی از پارک‌های قدیمی شهر تهران است. این پارک که در منطقه ۱۲ در مرکز تهران در محدوده خیابان‌های خیام و شهید فیاض‌بخش قرار دارد. تاریخ تاسیس این پارک به سال ۱۳۳۹ باز می‌گردد. مساحت این پارک تقریباً ۲۵ هکتار است و ۸ در ورودی دارد. درون این پارک: موزه صلح تهران، آکواریم پارک شهر تهران، استخر، ورزشگاه، کتابخانه و ... وجود دارد.

این بوستان از جنوب به خیابان بهشت، از شمال به خیابان فیاض بخش، از شرق به خیابان خیام، و از غرب به وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شود.






اماکن درون و پیرامون پارک

درون پارک:

موزه صلح تهران
آکواریم پارک شهر تهران
باغ پرندگان
کتابخانه مرکزی پارک شهر







پیرامون پارک:

اداره آب و فاضلاب (منطقه 4)
دیوان عدالت اداری
پزشکی قانونی
تالار سنگلج
شهرداری تهران
ساختمان شورای اسلامی شهر تهران
روزنامه رسمی کشور
کانون جهانگردی و اتومبیل رانی ایران
وزارت دادگستری
ورزشگاه شهدای هفتم تیر
تحقیقات علوم آزمایشگاهی
درمانگاه خیریه صالح
مرکز تلفن قندی







پارک ملی سرخه‌حصار
سرخه‌حصار یکی از پارک‌های ملّی ایران است که در شرق تهران قرارگرفته و مساحت آن در حدود ۹۱۶۸ هکتار می‌باشد که به جز بخش شمال شرقی آن تمام این ناحیه تحت کنترل و حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد..






تاریخچه

سرخه حصار یکی از قدیمییترین شکارگاه‌های ایران محسوب شده به همین خاطر در گذشته از اهمیت خاصی برخوردار بود. همچو پارک ملی خجیر با بیش از دویست سال(از سال ۱۱۷۴) به عنوان شکارگاه سلطنتی مورد حفاظت قرار گرفت. این پارک در سال ۱۳۵۹ به گفته وزیر وقت هوشنگ ضیایی به عنوان پارک ملی به ثبت رسید و طی مصوبه شماره ۹۱ مورخ ۶۱-۶-۲۶ شورایعالی حفاظت محیط زیست با عنوان پارک ملی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. بر مبنای تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها کلیه مراتع و اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و قابل وا گذاری به غیر نیستند .






اقلیم

آب و هوای این منطقه نیمه خشک است و اختلاف درجه حرارت روز و شب در آن بالا است. متوسط حداکثر درجه حرارت سالانه آن ۹/۱۸ درجه سانتی‌گراد است. این منطقه از وجود رودخانه جاجرود بهره می برد که پس از سد لتیان، در حاشیه منطقه جریان پیدا می‌کند و در شهرک پارچین از منطقه خارج می‌شود. پارک ملی سرخه حصار همچو پارک ملی خجیر دارای اکوسیستمی یکسان می باشد با این تفاوت که نزدیکی این پارک به شهر تهران جاذبه های توریستی این منطقه را افزایش داده است .






موقعیت جغرافیائی

پارک ملی سرخه حصاربا 3957108 تا 3940015 عرض جغرافیائی و 572230 تا 560270 طول جغرافیائی در شرق شهر تهران واقع گردیده است. راه‌های ارتباطی این ناحیه عبارتند از: جاده خجیر که از دو راهی زرشکی منشعب می‌شود و تا خجیر ۱۴ کیلومتر است. راه دیگر جاده قصر فیروزه است.






پوشش گیاهی

به دلیل وسعت و تفاوت در ارتفاع در قسمت‌های مختلف پارک می‌توان گونه‌های متفاوتی از گیاهان را در این پارک مشاهده کرد.

پوشش گیاهی منطقه گرمسیری شامل گز، تاغ، گون، خارشتر و اسپند
پوشش گیاهی استپی کوهپایه شامل درمنه و گونه های بالشتکی مانند کلاه حسن، گون، چوبک و گیاهان دارویی مانند آویشن، قدومه، بومادران، کاکوتی و پونه کوهی .






درختان و درختچه: زالزالک، گوجه وحشی، سرو کوهی

حیات وحش جانوری

حیواناتی همچون: کل ، بز، قوچ، میش البرز مرکزی ، آهو، گراز ، پلنگ ، کفتار ، روباه قرمز ، شغال ، گربه وحشی ،گورکن ، تشی و خرگوش در آن زیست دارند.

پرندگان موجود در سرخه حصار نیز شامل: حواصیل خاکستری، حواصیل شب ، بوتیمار ،اگرت بزرگ ، سرسبز ، اردک ارده ای ، خوتکا ، اردک نوک پهن ، فیلوش ، عقاب ماهیگیر ، کورکور ، قرقی ، طرلان ، عقاب طلایی ، عقاب شاهی ، سارگپه ، کرکس ، دال سیاه ، دلیجه ، بالابان ، بحری ، شاهین ،آبچلیک و‌ آبیا است.

خزندگان و دوزیستان: مار کرمی ، کور مار دوسر، مارآتشی ، مارپلنگی، ماردستی، مار آبی ، مارشتری ، شترمار ،یله مار ، تیرمار ،سوسن مار ، افعی شاخدار ایرانی، افعی کوفی ، قورباغه معمولی، وزغ سبز، لاک پشت ممیزدارغرب نیز از موجودات پارک سرخه حصار هستند.






عوامل تهدید کننده منطقه

از مهمترین عوامل تهدید کننده می توان به تعارضات و تصرفات اراضی بوسیله نیروهای نظامی بهره برداری از معدن بالاست . وجود کانون متمرکز انسانی ، تغییر کاربری اراضی به منظور شهرسازی بهره برداری از گونه های غیربومی در ایجاد توسعه فضای سبز پارک نام برد .







بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







پارک شفق

پارک شفق مربوط به دوره پهلوی دوم است و در تهران، خیابان جمال‌الدین اسدآبادی، کوچه شهید قنبری (نوزدهم) واقع شده است که از یک طرف به خیابان مستوفی و از طرف دیگر به خیابان سید جمال ال دین اسد آبادی متصل می‌شود. این پارک در دوره قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران پادگانی با قدمت زیاد بوده که پس از تقسیم عراضی بین کارمندان دولت قسمتی از آن باقی ماند که این پارک شکل گرفت. این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بنیان‌گذار این پارک دکتر رضازاده شفق بود و در باغی متعلق به مستوفی‌الممالک ساخته شد. الگوی این پارک از پارک‌های فرانسوی الهام گرفته شده است و از ابتدا بر پایه طرح و برنامه‌ای مشخص احداث شد. وجود گذرگاه‌های غیرهمسطح در ترکیب با پله‌ها از ویژگی‌های این بوستان است.

طراح و معمار این پارک، کامران دیبا است.

فرهنگسرای شفق (دانشجو) در این بوستان قرار دارد.

این پارک در نزدیکی بیمارستان «حضرت فاطمه» قرار دارد.

در این پارک ورزش پارکور به صورت جدی و توسط افراد گروه شفق و زیرمجموعه‌های آنها انجام می‌گیرد.








بوستان شهید توکلی
به منظورافزایش سطح فضای سبز منطقه وایجاد فرصت‎های تفریحی، اجتماعی و ورزشی برای شهروندان وجوانان منطقه، بوستان شهید توکلی دریکی ازپرجمعیت ترین ومستعدترین محلات منطقه احداث و به بهره برداری رسید. این بوستان با وسعت ۱۴۰۰۰ مترمربع شامل زمین بازی کودکان، آبنما، سرای محله دهقان، بازار میوه و تره بار نظام آباد است، این بوستان درانتهای خیابان شهید مدنی واقع شده که دارای فضاهای متعدد ورزشی تفریحی واجتماعی است.







بوستان طالقانی
پارک جنگلی طالقانی یا پارک جنگلی عباس‌آباد با نام پیشین پارک جهان کودک و تپه‌های داوودیه یکی از پارک‌های شهر تهران است که در منطقه ۳ شهرداری تهران در نزدیکی ایستگاه مترو میرداماد و بر روی تپه‌های عباس‌آباد واقع شده‌است. به‌علت قرار گرفتن آن در ارتفاع، این پارک دارای چشم‌اندازی مشرف به شهر تهران می‌باشد. قسمت جنوبی این پارک دارای طرحی حلزونی‌شکل است و از درختان بلوط ایتالیایی پوشیده شده‌است.







بوستان ولایت

بوستان ولایت نام بوستانی در جنوب غربی شهر تهران است که در محل قبلی فرودگاه قلعه‌مرغی ساخته شده است. این بوستان دارای ۳۰۰ هکتار وسعت و امکاناتی از قبیل شهربازی سقف‌دار و پیست دوچرخه سواری و موتورسواری می‌باشد.







بوستان هنرمندان
باغ هنرمندان یا باغ هنر یا بوستان ایرانشهر در مرکز تهران، خیابان ایرانشهر واقع شده‌است. خانهٔ هنرمندان ایران و تماشاخانهٔ ایرانشهر نیز در این بوستان قرار دارند.






تاریخچه

سابقهٔ تاریخی باغ هنر مربوط به دورهٔ قاجار بازمی‌گردد. این باغ در آن دوران بخشی از اراضی یکی از شاهزادگان قاجار بوده‌است و صاحب آن شخصی به نام فیشر، از معماران آلمانی و باغبان‌های فرنگی آن زمان بود. در هنگام وقوع جنگ جهانی دوم از این باغ جهت انبار تسلیحات متفقین استفاده می‌شد و به همین دلیل چندین ساختمان با معماری خارجی به منظور نگهداری ملزومات ساخته شد. پس از خروج متفین از ایران این فضا در اختیار نیروهای نظامی ایران قرار گرفت و تا سال ۱۳۷۵ در اختیار آنان بود. در سال ۱۳۷۵ شهرداری تهران این مکان را به تملک خود درمی‌آورد و با تخریب بناهای اضافی و تغییرات در آن، این مکان را به صورت وضعیت فعلی (باغ هنر) درمی‌آورد.






ویژگی‌ها

این بوستان که در منطقهٔ ۶ شهرداری تهران واقع شده، از شمال به خیابان بهشهر، از شرق به خیابان عاصم ترابی از غرب به خیابان ایرانشهر و از جنوب به کوچه علیرضا برفروشان محدود می‌شود. بخشی از گوشهٔ شمال‌شرقی باغ هنر متعلق به ادارهٔ تحقیقات جهاد خودکفایی بوده، منطقهٔ نظامی محسوب می‌شود.

خانهٔ هنرمندان ایران در جبههٔ جنوبی بوستان قرار دارد که باعث ایجاد جو فرهنگی و هنری در این محیط شده‌است. در ضلع شرقی نیز تماشاخانهٔ ایرانشهر قرار دارد. همچنین یک پایگاه مدیریت بحران نیز در این بوستان واقع شده‌است.

اهمیت خیابان ایرانشهر به دلیل دسترسی بهتر به مسیرهای اصلی شهر است.
5:05 am
دیدگاه‌ها دربارهٔ حسین و انگیزهٔ قیام کربلا
اکثر مسلمانان مقام حسین را گرامی می‌دارند. تنها هواداران بنی امیه بودند که به وی لقب «باغی بعد انعقاد البیعة» را می‌دادند به این علت که علیه دولت اسلامی وقت شورش نمود. این گروه قتل حسین توسط یزید را به این دلیل قابل اغماض می دانند. اما مخالفان این فرقه، نه تنها کسانی بودند که از بنی امیه متنفر بودند، بلکه حتی گروهی که قیام حسین و یارانش را مخلصانه نمی پنداشند و در عین حال به دنبال بهانه‌ای برای خودداری از سرزنش کردن حسین و یا صحابه و تابعین بی طرف (به منظور جلوگیری از جنگهای داخلی در اسلام) در نزاع حسین و یزید، بودند نیز از مخالفان طرفداران بنی امیه در قضیه قتل حسین بودند.





بنابراین تقریباً اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، مکرم می شمارند و به غیر از مقامات خاصی که شیعه به حسین نسبت می‌دهد، نمی‌توان تفاوت عقیدتی خاصی بین شیعه و سنی را در این باب مشخص نمود. رویکرد مثبت اهل سنت به حسین به احتمال قوی نشات گرفته از روایات حزن انگیز است که ابومخنف جمع آوری کرده که این روایات بعضاً مستقیماً و بعضاً مشکوک الاعتبار هستند. اکثر این روایات توسط کوفیانی نقل شده که از عملکرد خود نسبت به حسین پشیمان شده و توبه کردند. این روایات حزن انگیز کوفیان که نشانه‌ای از گرایش‌های شیعی گرایانه ابومخنف بود، منشاء روایاتی شد که مورخان بعدی از آنها استفاده نمودند و در جهان اسلام پراکنده شد. به گفته رسول جعفریان، اعتقاد به جبر که توسط معاویه در جامعه اسلامی انتشار داده شد، موجب آن شد که هیچ‌گاه حرکت حسین برای اهل‌سنّت یک قیام علیه فساد قلمداد نشده و تنها آن را یک شورش غیر قانونی شناختند.




دیدگاه شیعه

کتابی وجود ندارد که بیانگر عقاید تمام فرقه‌های شیعیان در مورد حسین باشد. مهمترین مولفه‌های دیدگاههای شیعیان دربارهٔ حسین، اعتقاد به امامت حسین و داشتن ویژگیهای یک امام از سوی فرقه‌های دوازده امامی، اسماعیلیه و زیدیه است. همانند دیگر امامان، حسین واسطه بین خدا و خلق است. از طریق این توسل است که شیعیان، راهنمایی و هدایت یافته یا از مشکلات رهایی می‌یابند. در روایات شیعه احادیثی از محمد و امامان شیعه آمده که ثوابهای و زیادی برای رفتن به مزار حسین ذکر و همچنین کرامات زیادی برای خاک آن مزار بیان کرده‌اند. حسین به عنوانی یکی از پنج تن آل عبا، تمامی ویژگیهای الهی که در حسن وجود دارد را نیز داراست و به عنوان نوه محمد دارای احترام است. وی سجایای اخلاقی مانند تقوا نیز داشت که از ۲۵ حج پیاده از مدینه تا مکه و ۱۰۰۰ رکعت نمازی (این عدد اغراق به نظر می‌آید) که روزانه انجام می‌داد به عنوان دلیلی بر این موضوع یاد می‌شود. به خاطر تقوای زیادش، وی وقت کمی را به زنان خود اختصاص می‌داد و بنابراین فرزندان کمی داشت. صفات اخلاقی دیگر وی عبارت بود از سخاوت (داستانهای زیادی در این باب وجود دارد)، حلم، فروتنی، فصاحت (سخنان و اشعاری زیادی در اثبات آن وجود دارد) و دیگر ویژگیهایی که از اعمالش نتیجه می‌گردد مانند کوچک شمردن مرگ، ناخوش شمردن زندگی با ذلت، غرور و.... اما اساسی ترین و بزرگترین تکریمی که در منابع شیعی از حسین می‌گردد به خاطر قیام منحصربه‌فردی است که وی خود را قربانی کرد و به خاطر نهضت قدیس وار وی بوده است. بنا به این باور شیعی که امام از آنچه که در گذشته و حال و آینده است خبر دارد و علم وی با گذر زمان افزایش نمی‌یابد، حسین می‌دانست که بر سر خود و یارانش چه خواهد آمد. بنابراین وی با آگاهی از قربانی شدن قطعی خود از مکه به سمت کوفه بدون درنگ حرکت کرد و هیچ تلاشی برای فرار از تقدیر خدا انجام نداد. حدیثی وجود دارد که حاکی است خداوند حسین را مخیر کرد که یا قربانی شود یا به کمک ۴۰۰۰ فرشته که در جنگ بدر برای یاری محمد آمده بودند بر سپاهیان ابن زیاد پیروز گردد و این حدیث ارزش نهضت وی را بالا می‌برد چون این عمل حسین را داوطلبانه جلوه داده و بنابراین به آن ارزش زیادی می‌بخشد. این ۴۰۰۰ فرشته تا روز قیامت بر مزار حسین گریه کرده و برای زائرینش طلب آمرزش می‌کنند. در منابع شیعی در مورد علت این گونه قربانی شدن حسین می‌نویسند که وی خود و اموالش را فدا کرد تا دین جدش محمد را احیا کند و یا آن را از دست ویرانی‌هایی که به دست یزید رخ داده بود رها کند. علاوه بر آن وی با این عمل بر آن بود تا نشان دهد که عمل کرد منافقانه شرم آور است و خواست تا به مردم یاد دهد که قیام بر ضد حاکم فاسق، ضروری است. به طور خلاصه وی خود را اسوه‌ای برای مسلمانان قرار داد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که این باور که حسین می‌خواست با خون خود مردم را از گناهان رهایی بخشد و با قربانی شدنش پیام آور آزادی برای مردم جهان باشد، با ادبیات شیعه بیگانه است یا حداقل نشانه‌ای از آن در متونی که دیده است پیدا ننموده است و ممکن است این مفهوم بعدها در مراسم تعزیه و یا اشعار اخیر نفوذ کرده باشد چون این تغییر مفهوم از توسل به این معنی فعلی کار چندان دشواری نبوده و تحت تاثیر تفکرات مسیحی صورت پذیرفته است.

عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام می‌نویسد احادیثی از محمد بیانگر آن است که علی، حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین این مقام را دارا هستند. ابن بابویه این مطلب را که امامان بعدی شیعه از فرزندان حسین بوده‌اند و نه حسن را به ماجرای هارون و موسی تشبیه می‌کند. عمادی حائری در ادامه برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه از وصیت حسن درباره جانشینی حسین و سفارش به محمد حنفیه از تبعیت از حسین استفاده می‌کند. عمادی حائری معتقد است امامت حسین پس از مرگ حسن پیوسته برقرار بوده اما حسین در زمان معاویه به سبب تقیه آن را آشکار نمی کرده ولی در زمان یزید آن را علنی کرده است. از دیدگاه شیعه، یکی از پیش نیازهای امامت، علم کامل به معارف دین است. عمادی حائری به روایتی اشاره می‌کند که علی از حسن و سپس از حسین خواست تا برای مردم سخنرانی کنند تا در زمانهای بعد، قریش او را بدون علم خطاب نکنند و از این روایت به عنوان دلیلی برای دغدغه علی برای امامت حسین از دیدگاه شیعه یاد می‌کند. علاوه بر آن عمادی حائری برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه، به سخنانی از صحابه دربارهٔ مقام علمی حسین و درخواست فتوا از او، به سخنان خود حسین در بارهٔ امامت خود و برخی معجزات و کرامات به دست وی اشاره می‌کند و در ادامه بیان می‌کند که در روایات برخی از کرامات و معجزات را به هر دوی حسن و حسین نسبت داده‌اند و تفکیکی صورت نپذیرفته است.
پیشگویی سرنوشت حسین در قرآن و احادیث





آیات قرآن منسوب شده به حسین از سوی شیعه

آیات ۱۴ و ۱۵ سوره الأحقاف که دربارهٔ زنی حامله صحبت می‌کند که درد و رنج بسیاری را تحمل می‌کند را اشاره‌ای به فاطمه می دانند و فرزند را نیز حسین می دانند که در آن وقتی خداوند به محمد در مورد سرنوشت این نوه تسلیت گفت و محمد این موضوع را به فاطمه ابراز داشت، فاطمه بسیار پریشان گردید. پس از آنکه خداوند اسامی پنج تن را به زکریا یاد داد، آیه رمز آلود اول سوره مریم (کهیعص) را به زکریا به این صورت رمز گشایی کرد: ک= کربلا، ه= هلاک العترة، ی= یزید، ع= عطش، ص= صبر. تفسیر فوق متواترترین تفسیر از کلمه کیهعص است. این مطلب نشان دهنده شباهت خارق العاده‌ای بین سرنوشت یحیی و حسین است (احتمالاً با توجه به این که سر هر دو بریده شد و در طشت قرار داده شد.). وقتی جبرئیل نام ۵ تن آل عبا را به زکریا یاد داد و زکریا نام هر یک از آنها را به زبان آورد، در تمامی موارد به جز حسین، وقتی نام را ادا می‌کرد حالتی مسرت بخش به وی دست می‌داد، اما وقتی نام حسین را بیان نمود، اشک در چشمان زکریا جاری گشت. سپس خداوند به زکریا سرنوشت حسین را وحی نمود و زکریا هق هق گریه را سر داد و از خدا درخواست کرد که پسری به وی دهد تا سرنوشتی همانند حسین را داشته باشد تا بتواند مصیبتی شبیه مصیبتی که محمد به آن دچار می‌شود را تحمل کند و خداوند به زکریا، یحیی را بخشید. حسین در تمامی مراحل سفر خود از مکه به سمت کربلا، به یاد یحیی می‌افتاد. بر طبق روایتی دیگر، خون حسین همانند خون یحیی به جوشش خواهد آمد و خداوند برای آنکه این جوشش را تسکین دهد، ۷۰۰۰۰ نفر از منافقان و کفار و سست ایمانها را نابود خواهد کرد همان گونه که این کار را برای انتقام از یحیی انجام داده بود. از آیات دیگری که شیعه آن را منتسب به حسین می داند می‌توان به آیه ۶ سوره احزاب اشاره نمود در مورد ادامه امامت از نسل تفسیر شده است. همچنین آیاتی چون ۷۷ سوره نسا، ۳۳ سوره اسرا و ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (که در نزد شیعه سوره حسین دانسته شده) از نظر شیعه به قیام و کشته شدن حسین اشاره می‌کند.





احادیث

روایات فراوانی وجود دارد که محمد اصحابش را کشته شدن حسین با خبر کرده بود و به غیر از محمد، علی و حسن نیز چنین مطلبی را بیان کرده بودند. خداوند نیز پیامبران پیشین را از ماجرای کشته شدن حسین باخبر کرده بود. علی نیز می‌دانست که حسین در کربلا کشته می‌شود و یک بار که از کنار این منطقه می‌گذشت، توقف کرد و گریست و به یاد پیش گویی محمد افتاد. او کربلا را کرب (غم) و بلا (آزمایش) تفسیر کرد و گفت که کشتگان کربلا بدون هیچ حسابی به بهشت وارد می‌شوند.

در میان اسلام شناسان غربی، ولهاوزن انگیزه قیام حسین را صرفاً به دست‌گیری قدرت می داند و هیچگونه نیت دینی در آن نمی‌بیند. لامنز نیز دشمنی حسین با یزید را نادرست شمرده، حسین را شخصی بی احتیاط و نادوراندیش می داند و همانند (این نظر همچنین دیدگاه معاویه در مورد حسین بوده‌است). این دو مورخ هیچگونه سندیتی برای سخنانی که از حسین در مورد قیامش نقل شده قائل نبوده و آنها را ساخته و پرداختهٔ قرون بعدی می دانند. لارا وسیا وگلییری می‌نویسد گرچه ممکن است که روایاتی جعلی در مورد سخنانی که از حسین نقل شده وجود داشته باشد، اما آنچه از مجموعه روایات و وقایع بر می‌آید این است که حسین معتقد بود که بر حق است و سر سختانه در پی رسیدن به اهداف مذهبی خود بود. وی بر آن بود که دولتی تاسیس کند که «اسلام حقیقی» را محقق کند و در این راه حامیان خود را که هم عقیده با وی بودند را تحسین و تشویق کرد. وگلییری معتقد است این تحلیل ممکن است نظر درستی در مورد شخصیت حسین نباشد، اما بی شک انگیزهٔ جنبشهای سیاسی ضد اموی و مذهبی (شیعیان حسین) که در دفاع از حسین در سالهای بعد رخ داده، بوده است و مورخان بعدی عرب این ایدئولوژی را رواج داده که منجر به مقام بالا و افسانه‌ای حسین در نزد شیعیان گردیده است.

ویلفرد مادلونگ می‌نویسد انگیزه عاملین اصلی واقعه کربلا اغلب مورد بحث بوده‌است ولی این مساله واضح است که حسین را نمی‌توان به عنوان یک شخص شورشی در نظر گرفت که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی خود به خطر انداخته‌است. او به عهدی که با معاویه بسته بود وفادار ماند گرچه از روش حکومت وی ناراضی بود. او با یزید بیعت نکرد چرا که بر خلاف مفاد صلحنامه معاویه با حسن به عنوان جانشین معاویه انتخاب شده بود. با این حال او به طور فعالانه به دنبال شهادت نبود. او هنگامی که معلوم شده بود از پشتیبانی کوفیان برخوردار نیست پیشنهاد نمود که از عراق خارج شود. این عبید الله ابن زیاد بود که مذبوحانه سعی در تحریک حسین به شروع جنگ می‌نمود.

تصمیم اولیه او مبنی بر پاسخ مثبت به دعوت شیعیان کوفه با وجود هشدارهای فراوانی که دریافت نموده بود به علاوه رویای صادقه از پیامبر اسلام بازتاب دهنده یک باور راسخ مذهبی در حسین بر انجام یک مأموریت بدون توجه به عواقب آن است. به مانند پدرش، او کاملاً بر این باور بود که خاندان پیامبر به طور الهی برای رهبری جامعه‌ای که محمد تاسیس کرده بود برگزیده شده‌اند و این یک حق غیر مشروط بوده و او می‌بایست به دنبال رهبری این جامعه باشد.

بر طبق دانشنامه بریتانیکا: «حسن و حسین به خلافت معاویه، نخستین خلیفه اموی تن در دادند و در ازای آن از او مستمری گرفتند اما حسین با خلافت جانشین او، یزید، مخالفت کرد. حسین سپس توسط مردم کوفه که اکثریت آن شیعه بودند دعوت شد تا شورش ایشان را علیه بنی امیه رهبری کند. حسین به همراه گروه کوچکی از خویشاوند و رهروانش به سوی کوفه رفت. گفته می‌شود که او در راه فرزدق شاعر را ملاقات کرد و در این دیدار به او گفته شد که قلب مردم عراق با او است اما شمشیرشان با بنی امیه‌است. حکمران عراق به پشتیبانی از خلیفه چهار هزار مرد را به دستگیری او فرستاد و آنها در ساحل رود فرات راه را بر حسین بستند (اکتبر ۶۸۰ میلادی)؛ حسین تسلیم را نپذیرفت و محافظانش کشته شدند و سر خودش به دمشق فرستاده شد. مسلمانان شیعه روز ده محرم (سالروز جنگ حسین در تقویم مسلمانان) را بزرگداشت می‌گیرند. خونخواهی حسین و سوگواری برای او موجب تضعیف بنی امیه و پدید آمدن یک جنبش قدرتمند شیعه شد. جزییات زندگی حسین به گونه افسانه وار و اغراق آمیز حول شهادت او شکل می‌گیرد. اما اقدام نهایی اش نشان از تاثیرات ایدئولوژیک دارد تا نظامی را شکل دهد که اسلام حقیقی را در برابر حکومت به عقیدهٔ او نا عادلانهٔ اموی می‌نشاند.»




ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حسین

حسین چهره‌ای سپید داشت و گاهی عمامه خز و گاهی عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و ریشش را خضاب می‌کرد. وی با مسکینان هم سفره می‌گشت یا آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنان را طعام می‌داد. معاویه دربارهٔ حسین می‌گفت که وی همانند پدرش علی اهل نیرنگ نیست و عمرو عاص او را محبوبترین زمینینان نزد اهل آسمان می‌دانست.

ویلفرد مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا بر این باور است که حسن خلق و خوی محمد را داشت و از سیاست‌های پدرش علی انتقاد می‌کرد، اما حسین به پدرش شبیه بود و اینکه حسن دو تن از پسرانش را محمد نامیده و هیچکدام را علی نام ننهاده و اینکه حسین دو تن از ۴ پسرش را علی نام نهاده و هیچکدام را محمد ننامیده دلیلی بر این مدعا می‌داند. بر خلاف روحیه صلح طلبی حسن، حسین روحیه جنگجویی و حس غرور خانوادگی پدرش را داشت، گرچه توانایی جنگاوری و تجربه آن را همانند پدرش نداشت. گرچه علی حسن را برای خلیفه شدن بعد از خودش آموزش می‌داد اما به نظر می‌رسد که علی بیشتر به حسین توجه داشته‌است. رسول جعفریان رویاتی را که در آن حسین شبیه علی و حسن شبیه محمد معرفی شده را جعلی می‌داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می‌توانست به منظور تخریب چهره علی و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش‌های عثمانی بودند.۱پانویس سید محمدحسین طباطبایی در باره مقایسه رفتار حسن ابن علی و حسین ابن علی می‌نویسد: «و از اینجا روشن می‌شود که آنچه برخی از مفسرین حوادث گفته‌اند که این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلک صلح را می‌پسندید به خلاف امام حسین که جنگ را ترجیح می‌داد،... سخنی است نابجا؛ زیرا می‌بینیم همین امام حسین که یکروز زیر بار بیعت یزید نرفت، ده سال در حکومت معاویه و مانند برادرش امام حسن (که اونیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت.» محمد عمادی حائری معتقد است حسین را در اکثر منابع شبیه به محمد دانسته‌اند و در یک روایت وی را شبیه ترین فرد به محمد بیان کرده‌اند. روایتی نیز موجود است که علی، حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر رفتار می داند.

حسین احترام حسن را نگه می‌داشت و حرفی روی حرفش نمی‌زد. محمد حنفیه نیز همین برخورد را با حسین داشت. حسین بخشنده بود و در مدینه به خاطر این صفت معروف شده بود و غلامان و کنیزانش را در صورت مشاهده خوش رفتاری آزاد می‌نمود. روایتی وجود دارد که معاویه کنیزی را به همراه اموال و لباس فراوانی برای حسین فرستاده بود. وقتی این کنیز آیاتی از قرآن و شعری در مورد ناپایداری دنیا و مرگ انسان را خواند، حسین وی را آزاد نموده و اموال را به او بخشید. یک بار یکی از غلامان حسین کاری نادرست انجام داد. اما پس از آنکه غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، حسین او را بخشید و پس از آن غلام آیه «واللّه یحب‌المحسنین» را به زبان آورد و حسین غلام را به خاطر این کار آزاد کرد. حسین دین اسامه بن زید بیمار شده بود و ناتوان از پرداخت آن بود را پرداخت. روایتی وجود دارد که حاکی است حسین املاک و اجناسی را که به وی ارث رسیده بود، پیش از دریافت آنها را بخشید و همچنین دین مرد دیگری را پس از آنکه به ۳ پرسش حسین پاسخ داد، پرداخت و انگشتری اش را به آن مرد بخشید. یک زن و مرد یهودی با مشاهده بخشندگی حسین مسلمان گردیدند. حسین به معلم فرزندانش مال و پوشاک فراوان بخشید و دهانش را پر از در کرد در حالی که اذعان می‌داشت که این جبرانگر ارزش کار معلم نیست. مردی شامی یک بار به حسین و علی ناسزا گفت، اما حسین از او درگذشت و او را مورد مهربانی و لطف خود قرار داد. گفته‌اند که جای کیسه‌های آذوقه که حسین برای مسکینان می‌برد در روز عاشورا بر بدنش آشکار بود.




باورهای غالیانه در خصوص حسین

داستانهای افسانه‌ای درباره حسین از ابتدا تحت تأثیر جایگاه او به عنوان امام شیعه و یکی از چهارده معصوم که در جهانشناسی شیعه ذاتی فراطبیعی بهشان اعطا شده قرار داشت. بسیاری از افسانه‌ها از معجزات خون حسین و سر بریده سخنگوی او نشأت گرفت از جمله مکالمه یک کشیش که موجب می‌شود یک کشیش بیزانسی در زمره بازیگران دربار یزید در تعزیه جای بگیرد. افسانه‌های حسین و نمادهای مربوطه تحت تأثیر درون مایه‌های ایرانی قبل از اسلام نظیر سیاوش و انتقام اوست. همچنین لاله به عنوان نماینده خون و رنج شهدا و نقض برجسته اسب قهرمان؛ علاوه بر این در تضاد با حسین که ذاتی بهشتی دارد، قاتلین او اهریمن جلوه داده شده و به صورت حیوان در می‌آیند و باور بر این است که انتقام آخرالزمانی نسل آنها را عذاب خواهد داد. مخاطبین مخصوصاً حکایات در خصوص تولد حسین، سرنوشت تراژیک او و برادرش حسن و معجزات مربوط به مرگ او و پیامدهایش را بسی احساسات برانگیز می‌یابند. سنتها در خصوص حسین مکرراً منتشر می‌شد و محمدباقر مجلس در اثر عظیم خود بحارالانوار آنها را جمع آوری کرده است.

سه گونه باور افسانه‌ای نسبت به حسین وجود دارد: آنهایی که عنصر جهانشناسانه در آنها غالب است و «نور» در آنها نقش مهمی دارد، آنها که شخصیت آخرالزمانی دارند و آنهایی که حسین در آنها شخصیتی تاریخی دارد که برای ما شناخته شده است ولی در هاله‌ای از معجزات قرار دارد که او را به جایگاهی فراانسانی بالا می‌برد. در گروه اول که حاصل تأثیر باورهای متافیزیکی، خیلی قدیمی تر از اسلام و ساخته غلات شیعه است، حسین کارکردی در پیوند با دیگر اهل بیت دارد و کاملاً برابر برادرش حسن است. در حکایات آخرالزمانی (که یحتمل با عقاید مغیریه تأسیس شده توسط مغیرةبن سعید عجلی مرتبط است) آمده که حسین به کوه رضوی رفت و در آنجا بر تختی نورانی در احاطه پیغمبران، و در جلوی پیروان وفادارش تا ظهور مهدی خواهد ماند و سپس به کربلا خواهد رفت و همه زمینیان و آسمانیان او را ملاقات خواهند کرد.




کرامات در هنگام تولد و کودکی حسین

حسین سه ماه قبل از موعد متولد شد و با این وجود زنده ماند. نظیر این برای عیسی و یحیی بن زکریا نیز روی داده است. محمد به مدت ۴۰ روز از وی نگهداری می‌کرد و انگشت خود را در زبان حسین قرار می‌داد و یا آب بزاق خود را در دهان حسین می‌گذاشت. حدود ۱۰۰۰ فرشته از بهشت فرود آمدند تا در جشن تولد حسین به همراه محمد شادی کنند. جبرئیل پیام تبریک و شادمانی خداوند را به محمد رساند و مشتی از خاک کربلا را به وی داد و جبرئیل کودک را در هنگامی که فاطمه خوابیده بود نوازش کرد. جبرئیل به محمد خبر داد که امت وی حسین را می‌کشند و نسل امامت از وی خواهد بود. فرشته‌ای که از سوی خداوند رانده شده بود و بالهایش شکسته بود، از تولد حسین بهره برد. او گروهی از فرشتگان را دید که به منظور تبریک به محمد در حال گذر از آنجا هستند و از آنها خواست تا وی را به خود ببرند. وقتی این فرشته بال شکسته خود را به نوزاد مالید، بال شکسته اش ترمیم یافت و درست شد و با شفاعت محمد بخشیده شد و به جایگاهش در بهشت بازگشت. از آن به بعد این فرشته با نام مولی الحسین یاد می‌گشت و محاسبه گر زائرین حسین در کربلا است. محمد، پسرش ابراهیم و نوه اش حسین را بر زانوان خود قرار می‌داد. جبرئیل به وی گفت که خداوند به هر دو اینها با هم عمر طولانی نخواهد داد و محمد باید جان یکی را با فدا کردن دیگری، نجات بخشد. محمد در حالی که اشک می‌ریخت و از آنجایی که نمی‌خواست علی و فاطمه در فراق فرزندشان گریه کنند، قبول کرد که ابراهیم را تسلیم خدا کند.





معجزات پس از کشته شدن حسین

وقتی حسین کشته شد، روز مبدل به شب گردید و ستارگان در آسمان نمایان شدند. آسمان خون بارید که آثاری بر سر و جامه مردم تا مناطق خراسان بر جا گذاشت. از زیر سنگها در شام و مناطقی دیگر خون جاری شد. از دیوارها خون بیرون آمد. شب قبل از قتل حسین، ام سلمه یا ابن‌عباس، محمد را به خواب دید که سر و ریشش خاکی است و در ظرفی کوچک خون می‌ریزد. خاک کربلا که جبرئیل یا یکی دیگر از فرشتگان به محمد داده بودند و ام سلمه آن را نگه داشته بود، شب قبل از کشته شدن حسین مبدل به خون گردید. ام سلمه دانست که حادثه کربلا رخ داده و شیون سر داد و اولین کسی بود که این کار را کرد. این احادیث جمع آوری خون کشتگان کربلا توسط محمد یا نگه داشتن یک مشت خاک کربلا توسط ام سلمه به صورت احادیث با سندهای گوناگون بیان شده‌اند که برخی معتبر و برخی نامعتبرند. جنها گریستند و شعر سراییدند. زنان جن‌ها نیز مویه و عزاداری به پا کردند که صدای آنان را ام سلمه و دیگر زنان شنیدند. فرشتگان گریستند و سر حسین به دمشق برده شد. حتی حیوانات وحشی و ماهیان نیز گریستند. در شب قبل از نبرد کربلا، صدای شخصی می‌آمد که آیات هشدار دهنده می‌خواند اما خود شخص دیده نمی‌شد.





معجزات سر بریده حسین

وقتی که سر در حال برده شدن به کوفه بود، قلمی سحرآمیز آیاتی هشدارآمیز بر روی دیواری نوشت و همان آیات بر روی کلیسایی در رم که ۳۰۰ سال پیش از بعثت محمد ساخته شده بود، نوشته شد. سر بریده بوی معطری می‌داد و راهبی که تحت تاثیر نور معجزه آسایی که از سر ساطع می‌شد، قرار گرفته بود، با مقداری پول سر را کرایه کرد و به خانه اش برد. در آن شب سر حسین سخن گفت و راهب پس از آن مسلمان گردید. درهمی که راهب در ازای سر حسین به لشکریان پرداخته بود مبدل به سنگ گردید. ماری به یکی از سوراخهای بینی سر بریده خزید و از دیگری درآمد. سر بریده آیاتی از قرآن را خواند. شبی که خولی به کوفه آمد، سر حسین را به خانه برد و آن را زیر ظرفی قرار داد. ستون نوری از آسمان به ظرف می‌تابید و پرندگانی سفید در اطراف ظرف پرواز می‌کردند.





سرنوشت کسانی که به حسین اهانت کرده یا وی را زخمی کردند

تمام کسانی که به حسین در روز کربلا اهانت نمودند مدت کمی پس از آن به تیره‌روزی مبتلا گردیدند. سرنوشتهایی مانند: کشته شدن، کوری، مرض‌های مختلف مثل جذام، عطش سیرنشدنی، خشک شدن دست همانند چوب در تابستان و آب ریختن آن در زمستان، مرگ بر اثر سوختگی، عقرب گزیدگی، از دست دادن قدرت و ثروت، بیرون رانده شدن از خانه توسط همسر. آنهایی که اموال حسین را غارت نمودند نیز به عقوبت‌هایی گرفتار گردیدند. شخصی که عمامه حسین را غارت نمود دیوانه شد. کسی که ردای حسین را غارت کرد، مبتلا به فقر گردید. شخصی که عطر و روپوش و جامه‌های حسین را غارت نمود مبتلا به جذام یا کچلی گردید. اشیایی که از حسین غارت شد تنزل قیمت پیدا کرد یا بی استفاده گردید. گوشت شترانی که از لشکر حسین غارت شد، تلخ گردید یا آتش گرفت. عطر و لباسها مبدل به خون گردید. طلاهای غارتی مبدل به مس گردید یا در دستان زرگر آتش گرفت و زعفرانهای غارتی نیز آتش گرفت.





القاب در دیگر کتب مقدس

حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.





صفات فراطبیعی حسین که معجزه آفریده‌اند

پیشانی حسین به قدری روشن بود که مردم می‌توانستند با نگاه کردن به وی راه خود را در تاریکی بیابند. او قادر به شفای بیماران بود. او نشانه‌ای میان چشمان زنی پرهیزگار ایجاد کرد که با دمیدن در آن ناپدیدش کرد. او شخصی که مبتلا به تب شده بود را شفا داد. او دست مردی را که در حین عمل طواف کعبه بدن زنی را لمس کرده بود و به بدن زن چسبیده بود و جدا نمی‌شد را جدا کرد. این در حالی بود که فقها فرمان قطع دست آن فرد را داده بودند. کرامات دیگر وی عبارتند از به حرف درآوردن طفل شیرخواره‌ای به منظور بیان نام پدر واقعی خود، بردن افراد به وقایع رخ داده در زمان گذشته (مثل زمانی که علی و محمد در مسجد قبا بودند)، فراهم کردن میوه‌های خارج از فصل (انگور و موز) برای پسر خود، بارور کردن یک درخت نخل خشکیده، سیراب کردن یاران خود با قرار دادن انگشت خود در دهانشان و فراهم کردن غذای آسمانی در روز نبرد کربلا، به وجود آوردن چشمهٔ آب با پرتاب یک تیر به نقطه‌ای نزدیک خیمه‌های زنانش در کربلا، اشاره کردن به آسمان و فراهم آوردن لشکری از فرشتگان، اما برگزیدن مرگ، آگاهی از وقایع آینده و علم به اسرار. این پیشگویی‌ها عمدتاً توسط جدش به وی آموخته شد و همچنین وی رویایی دید که جدش محمد وی را از سرنوشتش آگاه ساخت که حسین مظلومانه کشته می‌شود و برادر و فرزندان و نوادگان حسین در روز قیامت از حساب پس دادن معاف می‌شوند. مجسم شدن نیات کوفیان نسبت به وی به صورت یک حیوان درنده، پیش بینی کردن اینکه عمر بن سعد فرمانده سپاه کوفه می‌شود و آگاه ساختن وی از سرنوشتش مبنی بر اینکه مرگ وی مدت کوتاهی پس از کشته شدن حسین خواهد بود، پیش بینی اینکه سرش به نزد ابن زیاد می‌رود اما حامل سر جایزه‌ای نمی‌گیرد، بر حذر داشتن گروهی از غلامانش از خروج در یک روز خاص و تبعیت نکردن و کشته شدن آنان و پیش گویی نام قاتلین آنان به حاکم از دیگر کرامات منسوب شده به حسین می‌باشند.




آرامگاه
روایات متعددی در مورد مکان دفن سر حسین وجود دارد. در کنار پدرش علی در نجف، خارج از کوفه اما نه در کنار علی، در کربلا به همراه بدن کاملش، در بقیع، در مکان نامعلومی در دمشق، در رقه سوریه، در قاهره که توسط فاطمیان به آنجا برده شده در مسجدی به نام محسن الامین که از نام حسین برگرفته شده دفن گردیده.




سوگواری محرم

پس از واقعهٔ عاشورا، طولی نکشید که اولین زوار حسین برای یادبود شهادت او مراسم عمومی به راه انداختند. معزالدوله در دوره بوییان گرامیداشت عمومی عاشورا را در بغداد به جا آورد (که موجب شد به پا داشته شدن ضد-یادبود از سوی سنیان به مدت سالها شد). العزیز حاکم فاطمی مصر هم این مراسم را بر پا کرد. عاشورا از دوره سلجوقیان، شرکت کنندگان زیادی را از زمینه‌های مختلف از جمله سنت به خود جذب کرد. سوگواریهای محرم با پشتیبانی امامیه اثنی عشری از سوی صفویه به سرتاسر ده روز اول محرم گسترش یافت (این مورد برای دوره پیش از صفوی نامعلوم است). مراسم عمومی شامل موارد زیر بود:

روضه خوانی در شب و روز در اماکن عمومی، قصرها، مساجد، تکایا و حسینیه‌ها
رسم دفن کردن خود تا سر
دسته‌های عزاداران که با زنجیر، ستگ، تیغ و نیز با سوزاندن خود ریاضت می‌کشیدند
مراسم جنگ گروههای رقیب حیدری نعمتی
رژه تابوت و نخل با علم که با شکوه و بر دوش مردم در میدان اصلی و بر دوش مردم حرکت می‌کردند و با عناصر نمایشی کاروان او را شبیه سازی می‌کردند
مراسم سوزاندن پیکر خائنان (عمرکشان) زین رو مراسم محرم جنبه‌های کارناوال گونه داشت و شادی را با غم و اندوه در می‌آمیخت.
ساعت : 5:05 am | نویسنده : admin | نوای علمدار | مطلب قبلی
نوای علمدار | next page | next page