کشت زیتون در ایران

درخت زیتون در رودبار
درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کرمانج زبانان نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد. پیش از این تصور می شد کشت زیتون در رودبار قدمت ۸۰۰ ساله دارد اما تازه‌ترین کشفیات باستان‌شناسی در تپه باستانی کلورز رستم‌آباد بیانگر این است که کشت زیتون در این منطقه به بیش از دو هزار سال پیش باز می‌گردد.ناصرخسرو در سفرنامه خود از وجود زیتون در رودبار سخن گفته است.





گونه‌ها
معروف‌ترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است و باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن شدن، آن را در آب نمک بخوابانند).

زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوته‌هایی با رشد هرزه و تیغ‌دار است که دارای برگ‌هایی دوک مانند و تیز، رنگ سبز مایل به خاکستری در قسمت بالا است. زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولک‌هایی مایل به سفید است. گل‌های سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گل‌ها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته است. این گل‌ها به تدریج به شکل خوشه‌هایی که از کنار برگ‌ها ظاهر می‌شوند و بر روی چوب‌های سال‌های آخر می‌روید. شفت (میوه) در گیاه وحشی، کوچک و دارای غلافی گوشت‌داراست. این غلاف که تعیین‌کننده ارزش اقتصادی میوه است، در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشرده‌تر، حاصلخیزتر و بی‌خار است.

از دیدگاه پرورش‌دهندگان مدرن، تنوع زیتون‌های شناخته شده بسیار زیاد است. فقط در ایتالیا حداقل ۳۰۰ گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آن‌ها تا حد مناسبی رشد می‌کنند. گونه‌های اصلی ایتالیا Leccino ، Frantoio و Carolea هستند. هیچ‌کدام از آن‌ها را نمی‌توان با توصیفات باستانی همانند دانست. اگرچه بعید نیست بعضی از گونه‌های نازک‌برگ، که بیش از همه مورد توجه هستند، از تبار Licinian معروف باشند. درختان پهن‌برگ اسپانیا میوه‌های درشت می‌دهند اما غلاف آن‌ها طعمی نسبتاً تلخ‌تر دارد و کیفیت روغن آن‌ها نامرغوب‌تر است.این زیتون‌های اسپانیایی هستند که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن، پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خوردنی می‌شوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنی‌ها).




گونه‌های دیگر
رده زیتونیان شامل گونه‌های دیگر بااهمیت اقتصادی هستند. Olearia paniculata درخت بزرگ‌تری است در جنگل‌های کوئینزلند که ارتفاع آن به ۱۵ یا ۱۸ متر می‌رسد (۵۰ یا ۶۰ فوت) که از چوب آن الوارهایی سخت و محکم می‌سازند. هنوز چوب سخت Olea laurifolia در استان ناتال آفریقای جنوبی، چوب آهن سیاه مناطق مهاجرنشین است.




خصوصیات

درختان زیتون حتی زمانی که هرس نشده اند رشد آزادانه ای دارند و دارای رشد بسیار آهسته‌ای هستند. اما هنگامی که امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا می‌کنند، گاهی قطر تنه آن‌ها به میزان چشمگیری افزایش می‌یابد. دوکاندول محیطی بیش از ۱۰ متر (۳۳ پا) را به ثبت رسانده که احتمال می‌رود عمر آن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سال‌های امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت می‌دهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرار می‌گیرد و شناسایی آن‌ها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است. درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از ۱۵ متر می‌رسند (۵۰ فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا به وسیله هرس کردن‌های زیاد به ابعادی بسیار محدودتر منحصر می‌شوند. چوب آن که به رنگ زرد یا قهوه‌ای مایل به سبز روشن است اغلب با ته‌رنگ تیره‌تری رگه‌دار شده‌است و بسیار سخت و متراکم است. چوب آن برای قفسه‌سازان و خراطان تزئینی بسیار باارزش است.




اقلیم و خاک مناسب

منطقه بومی و مسلم آن در سوریه و قسمت‌های ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن در یونان و مجمع الجزایر آن است. کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان می‌دهد که زیتون بومی این نواحی بوده‌است اما در نواحی دور افتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشان‌دهنده مزیتی ویژه برای خاک‌های آهکی و تمایل به نسیم دریایی است. درحالی که شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبی‌های آهکی و پرتگاه‌هایی که بیش‌تر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل می‌دهند، ایجاد شده‌است.




نگهداری و تکثیر

درخت زیتون از راه‌های مختلفی تکثیر می‌شود اما معمولاً روش قلمه‌زدن یا خوابانیدن شاخه ارجح است. این درخت در خاک‌های مساعد به آسانی درخت بید ریشه می‌کند و زمانی که قطع شود، مکنده‌ها را از ریشه جدا می‌کند. شاخه‌های مختلف این درخت را به اندازه‌های چند سانتی‌متری برش می‌دهند و به صورت نسبتاً عمیقی در زمین‌های کود داده شده می‌کارند. قطعات کوچک‌تر را گاهی اوقات به طور افقی داخل شیارهای کم‌عمقی قرار می‌دهند که اگر با چند سانتی‌متر خاک پوشیده شوند، به سرعت جوانه‌هایی شبه‌مکنده روی آن‌ها ظاهر می‌شود.

در یونان و جزایر آن پیوندزدن درختان اهلی با انواع وحشی عملی متداول است. در ایتالیا جوانه‌های جنینی، که برجستگی‌های کوچکی را روی شاخه به وجود می‌آورند، را به دقت جدا کرده و زیر خاک می‌کارند (که درآن‌جا می‌توانند رشد کنند). این جوانه‌های جنینی خیلی زود جوانه‌های قوی‌تری را تشکیل می‌دهند. بعضی اوقات شاخه‌های بزرگ‌تر را می‌برند و با این کار شاخه‌های جوانی به دست می‌آید. هم‌چنین گاهی مواقع زیتون از دانه رشد می‌کنند؛ برای این کار غلاف‌های روغنی را به منظور تسریع در رشد ابتدا در آب گرم یا در محلول‌های قلیایی خیس کرده و نرم می‌کنند.

در مشرق زمین کشاورزان به درختان زیتون توجه زیادی نمی‌کنند و شاخه‌ها بی آن‌که به وسیله چاقوهای هرس‌کاری کوتاه شوند، آزادانه رشد می‌کنند. با این همه در دوران خشکسالی طولانی و برای حفظ محصول باید آب لازم را تأمین کرد. این بی توجهی به کشت زیتون موجب می‌شود تا درختان در فواصل سه یا چهار سال محصول باردار بدهند. بنابراین اگرچه رشد وحشی از نظر ایجاد منظره زیبا مورد توجه است، این کار در زمین‌های مناسب و اقتصادی توصیه نمی‌شود. در نواحی مانند لانگیدوک و پروونس که در کشت این میوه دقت زیادی می‌شود، آن‌ها را در ردیف‌هایی با فواصل معین می‌کارند که این فاصله‌ها بر حسب گونه زیتون متفاوت است. درختان هرس شده و شاخه‌هایی که در سال گذشته دارای شکوفه بودند، حفظ می‌شوند و به منظور چیدن آسان میوه‌ها، نوک درخت را کوتاه نگه می‌دارند. هدف هرس کنندگان ایجاد شکلی گنبدی یا گرد برای درخت است.

گاهی اوقات فضای بین درختان را کود یا مواد نیتروژنی دیگری می‌ریزند. در فرانسه استفاده از کهنه‌های مندرس پشمی برای این کار مورد توجه قرار دارد. گاهی محصولات سالانه متنوعی در این ردیف‌ها کشت می‌شوند. در کالابریا حتی گندم را با این روش می‌کارند. اما درختانی که در طول سال فاقد برداشت دوباره هستند، برای این کار مناسب‌ترند. اخیراً گونه‌ای درخت کوتاه و پربار با میوه‌های سبز در مناطق خاصی مخصوصاً در آمریکا مورد توجه قرار گرفته که گفته می‌شود در این کشور یک محصول دو یا سه فصل بعد از کاشت تولید می‌شود. انواع معمولی قبل از گذشت پنج تا هفت سال از کاشتن قلمه‌ها، در زمین‌های زیتون برای پرورش‌دهندگان، سودمند نخواهند بود.

جدای خساراتی که بر اثر آب و هوا یا آفات آلی به زیتون وارد می‌شود، این میوه حتی در پرورش‌های بسیار دقیق هم در خطر است و درختان پرورش‌نیافته بزرگی که در ایتالیا و اسپانیا دیده می‌شوند، میزان درآمد خاصی را که موسسات برای پرورش‌دهندگان نسبت می‌دهند، حاصل نمی‌کنند. این درختان پیر اغلب محصول فراوان دارند اما به ندرت در دوسال متوالی این اتفاق می‌افتد و در بسیاری از موارد در ششمین یا هفتمین فصل می‌توان انتظار یک برداشت پربار را داشت.

زمانی که این میوه می‌رسد، پرورش‌دهندگان دقیق، آن را با دست چیده و برای انتقال به کارخانه درون پارچه یا سبدهایی می‌گذارند. اما در بسیاری از نواحی اسپانیا و یونان و به خصوص در آسیا، زیتون‌ها را با استفاده از اشیاء بلند یا با تکان‌دادن شاخه‌ها می‌چینند یا حتی اجازه می‌دهند تا آن‌ها به طور طبیعی روی زمین بیفتند تا وقتی که مالکان به راحتی اجازه جمع‌آوری آن‌ها را بدهند؛ بیشترین علت نامرغوبی روغن زیتون مربوط به بی‌دقتی مالکان درخت‌هاست. برداشت این محصول در جنوب اروپا در ماه‌های زمستان انجام شده و تا چند هفته ادامه می‌یابد؛ اما این زمان در هر کشور و نیز با هر فصل و نوع برداشت متفاوت می‌شود.

مقدار روغن موجود در زیتون بیشتر به نوع میوه بستگی دارد؛ معمولاً پیرابر گیاه از ۶۰ تا ۷۰ درصد محصول می‌دهد. در دوران باستان پرورش‌دهندگان زیتون معتقد بودند اگر این گیاه را به فاصله بیش از چند لیگ از دریا بکارند، گیاه موفقی نخواهد بود (تئوفراستوس طولی حداقل حدود ۵۵۵۰۰ متر را معین می‌کند). اما تجربیات جدید این نظر را تایید نمی‌کند و اگرچه ساحل مزیتی دارد اما زیتون مدت‌های طولانی در نواحی بسیار دوری داخل کشورها کاشته شده‌است. ظاهراً خاک‌های دارای کلسیم اگرچه خشک و ضعیف باشند، برای رشد سلامت این گیاه بسیار مناسب است. اگرچه این گیاه درصورت زهکشی خوب در هر نوع خاک سبک و حتی در خاک‌های رسی پرورش می‌یابد. اما همان‌گونه که پلینی اظهار می‌کند، این گیاه در خاک‌های غنی بیشتر مستعد بیماری است.

در برخی سال‌ها زیتون در معرض حمله آفات گوناگونی است. یک عامل قارچی در چند فصل پربار تمام درخت را فراگرفته و خسارت شدیدی را به باغ وارد می‌کند. گونه‌ای از گوییزه‌ها به نام Pseudomonas savastanoi به شکل غده در شاخه‌ها رشد می‌کند و کرم‌های پلک بالی از گل‌ها و برگ‌ها تغذیه می‌کنند. در حالی که خسارت اصلی بر اثر حشراتی است که به میوه حمله می‌کنند. در فرانسه و شمال و مرکز ایتالیا درختان زیتون گاهی اوقات از سرما رنج می‌برند؛ در اوایل قرن هجدهم بسیاری از درختان براثر سرمای بسیار شدید و غیر عادی کنده شده و بر زمین افتادند. بادهای شدید و باران‌های مداوم در خلال فصل برداشت نیز موجب آزار میوه می‌شود.



محصولات

زیتون در دستورهای غذایی متفاوتی کاربرد دارد: در مخلوط‌های نوشیدنی چاشنی معروفی برای مارتینی است. در سوسیس‌ها ممکن است در مورد استفاده قرار بگیرد و .... استفاده از آن درپخت نان نیز بسیار رایج است.




روغن زیتون

روغن زیتون را از میوه درخت زیتون استخراج می‌کنند. روغن زیتون را با فشردن میوه زیتون به دست می‌آورند. روغن زیتون دارای مقدار زیادی چربی اشباع نشده است. روغن به وسیلهٔ خرد کردن کامل زیتون و جدا کردن روغن به وسیلهٔ روش‌های مکانیکی یا شیمیایی تولید می‌شود. این روغن به وفور در آشپزی، لوازم آرایش، دارو و صابون در قدیم به عنوان سوخت چراغ‌های روغنی استفاده می شود. روغن زیتون در سرتاسر جهان استفاده می‌شود، مصرف عمدهٔ آن در کشورهای حوزه مدیترانه است.




انواع کیفیت روغن زیتون

روغن زیتون بکر: به روغن زیتونی گفته می‌شود که تنها توسط فرایندهای فیزیکی استخراج شده و هیچ نوع فرایند شیمیایی بر روی آن صورت نگرفته است.
روغن زیتون تصفیه شده: این روغن با استفاده از فرایندهای شیمیایی تصفیه شده و مقدار اسید چرب آزاد آن کاهش یافته است. این روغن در مقایسه با روغن زیتون بکر از ارزش تجاری کمتری برخوردار است.
روغن تفاله زیتون: این روغن با استفاده از استخراج حلالی روغن موجود درگوشت میوه زیتون به وسیله هگزان به دست می‌آید.




زیتون پرورده
زیتون پَرورده، گونه‌ای خوراک تهیه‌شده از زیتون و مواد دیگر است. زیتون پرورده ویژه شمال ایران است. از زیتون پرورده بیشتر به عنوان چاشنی کنار غذای اصلی استفاده می‌کنند.




سودمندی‌های زیتون و روغن آن

حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو است. حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطر ابتلا به سرطان می‌شود. حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن‌های دیگر بیشتر است و حتی می‌توان آن را فریز کرد.

مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش می‌دهد پژوهشگران به زنان توصیه می‌کنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرام‌بخشی درد استخوان است. هم‌چنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی می‌بخشد و باعث تقویت مو می‌شود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفید است و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می‌شود. اخیراً دارویی بنام زیتونکس در ایران تولید شده است که از عصاره برگ زیتون تهیه شده است و برای درمان تبخال از آن استفاده می شود. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند. برگ زیتون با اثر مقوی درمان‌کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. هم‌چنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید، مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب‌سوختگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. هم‌چنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده، مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این در حالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف کرده و موهای سپید شده را سیاه می‌کند. چند قطره روغن زیتون سریعاً خارش و سوزش چشم و پلک را تسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند.

مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خاصیت تب‌بر است.




تأثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون

اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر می‌تواند دلیل تأثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه‌ای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که فنل نامیده می‌شوند، اثر آنتی‌اکسیدانی، ضدالتهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در یک مطالعه تأثیر سودمند روغن‌های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده‌است. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی می‌تواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تأثیر حفاظتی دارد.

تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد که این امر، به دلیل وجود چربی‌های اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربی‌های اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد.

روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آن‌را با آبلیمو مصرف کرد. روغن زیتون برای رفع سرفه‌های خشک مفید است. برای رفع پیوره لثه، باید روغن زیتون را بر روی لثه مالید. برای برطرف کردن خراش و ترک پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم‌های دهان مفید است و زیتون تقویت‌کننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری می‌کند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پخت‌وپز است زیرا در اثر حرارات خراب نمی‌شود. پیامبر خدا(صلی الله علیه واله):روغن زیتون بخورید و خود را با آن چرب کنید؛زیرا در آن درمان هفتاد درد است که جذام از جمله آنهاست. امام صادق (علیه السلام):خوردن سویق با روغن زیتون، گوشت می رویاند، استخوان را استحکام می بخشد، پوست را نازک میکند و بر توان جنسی می افزاید.
رسیده آن معتدل مایل به گرم است.بهترین نوع آن سبز رسیده و پرورده آن است.اگر همراه غذا خورده شود_نه پیش یا پس از غذا_مقوی معده و اشتهاآور است.مصلحش مغز گردو و بادام و سرکه وروغن هاست(زیتون پرورده).در سوختگی های سطحی، مالیدن روغن آن بر روی سوختگی، مانع تاول زدن میشود.



زیان‌ها
با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست می‌رود. گرم شدن در دمای بالا می‌تواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود که باعث ایجاد بیماری‌های قلبی در مصرف‌کنندگان شود. زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بی‌خوابی واختلالات تنفسی می‌شود.





موز
موز الگو:به فارسی افغانستان

نام میوه و گیاهی با همین نام است که بومی مناطق حاره‌ای جنوب شرق آسیا، شبه جزایر مالزی، و استرالیا است . امروزه این گیاه در تمام مناطق گرمسیری که از رطوبت مطلوبی برخوردار باشند کاشت می‌شود.



گیاه موز

گیاه موز در وهله اول برای میوه‌اش و ضمناً برای تولید فیبر و نیز زیبایی کاشته می‌شود. از آنجائی که گیاه موز نسبتاً بلند و مستقیم و محکم می‌باشد، اشتباهاً به آن درخت می‌گویند، در حالی که واقعیت آن است که آنها فقط شاخه‌هایی هستند که پس از دادن میوه خشک شده و از بین می‌روند. این شاخه‌ها می‌توانند به بلندی بین دو تا هشت متر برسند و برگ‌های آن نیز به حدود سه و نیم متر می‌تواند برسد. میوه موز به صورت خوشه در انتهای ساقه تشکیل می‌شود.

نتایج یک مطالعه جدید در کالج سلطنتی لندن نشان داده است که مصرف یک عدد موز در روز به میزان قابل توجهی خطر بروز علائم آسم را در کودکان کاهش می‌دهد.




زغال‌اخته
زغال‌اخته یا زغال (نام علمی: Cornus mas) درختچه بلند یا درخت کوچک برگریز (خزان‌کننده) از خانوادهٔ گیاهان گلدار دولپه‌ای و تیرهٔ زغال‌اخته‌ایان است که درخت آن در ایران به بلندی ۸ متر و قطر ۱۵ تا ۱۹ سانتی‌متر می‌رسد. این گیاه بومی غرب آسیا تا جنوب اروپا (ایران، آذربایجان، ارمنستان، آسیای جنوب غربی و اروپای جنوبی) است. میوهٔ آن نیز زغال‌اخته یا زغال نامیده می‌شود.پوست تنه این درخت قهوه‌ای است و برگ‌هایش تخم‌مرغی شکل با انتهایی نوک‌دار و پشت‌برگ کمرنگ است. هر برگ سه تا پنج رگبرگ دارد. گل‌های زغال‌اخته کوچک، زردرنگ و زودرس هستند و در پایان زمستان بر درخت پدیدار می‌شوند. میوه آن شفت آویزان و به‌شکل بیضی کشیده و به رنگ سرخ تیره و به درازای تقریباً ۱۲ میلی‌متر می‌باشد. در ایران این درخت بیشتر در ارسباران و هیر (قزوین) می‌روید.میوه زغال‌اخته ترش مزه است. از میوهٔ رسیدهٔ این گیاه کمپوت و مربا تولید کرده و یا به صورت خشکبار مانند آلبالوی خشک مصرف می‌شود.اخیراً لواشک زغال اخته کلیبر، با بسته بندی حرفه ای، به بازار آمده است.



جشنواره زغال اخته
کلیبر، به خاطر قرار گرفتن در میان کوه‌های بلند، دارای آب و هوای خاصی است که مشخصا برای بار آوری زغال اخته مناسب می‌باشد. می‌توان ادعا کرد که "زغال اخته" سمبولی از هویت کلیبر است. در اواخر تابستان میوه‌های رسیده در اغلب دکان‌های اطراف خیابان اصلی به فروش میرسد. در سال‌های اخیر فرمانداری کلیبر با برگزاری جشنواره زغال اخته برای ترویج تولید تجاری و بازاریابی این میوه‌ها تلاش کرده است. در اخبار منتشره اغلب بر جنبه‌های جذب گردشگری این جشنواره‌ها تاکید می‌شود.




خواص دارویی زغال‌اخته
ﻃﺒﻖ ﻧﺘﺎیﺞ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه در یک مطالعه اخیر، ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻣﻲﺷﻮد کﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻴﻮه ی زﻏﺎل اﺧﺘﻪ دارای آﺛﺎر ﻫﻴﭙﻮﮔﻠﻴﺴﻤﻴﻚ ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺑﻬﺒﻮد ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﺎﻓﺘﻲ ﭘﺎﻧﻜﺮاس در ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻴﻤﺎری دﻳﺎﺑﺖ ﮔﺮدد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ اﻳﻦ اﺛﺮات ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ وﺟﻮد آﻧﺘﻮﺳﻴﺎﻧﻴﻦ ﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت آﻧﺘﻲ اﻛﺴﻴﺪاﻧﻲ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﻴﻮه ﺑﺎﺷﺪ.خواص دارویی دیگر زغال اخته نیز بصورت گسترده تحت مطالعه قرار گرفته و در مجلات تخصصی گزارش شده است.




چوب زغال‌اخته
چوب زغال اخته چگالی بالایی دارد و، بر خلاف چوبهای دیگر، در آب غوطه ور نمی‌شود. بخاطر این مشخصه چوب مذکور در ساخت دسته ابزارها و قطعات ماشین‌ها ارزش ویژه‌ای دارد.بعد از قرن هفتم قبل از میلاد یونانی‌ها چوب زغال را در ساخت نیزه و کمان استفاده کردند.گستردگی استفاده از چوب زغال در اسلحه سازی باعث شد در اشعار یونانی مربوط سروده شده در قرون چهارم و سوم قبل از میلاد زغال اخته با نیزه مترادف شود.در ایتالیا، چوب دستی چوپانان crognolo یا grugnale،به معنی درخت زغال، نامیده میشود.تا سالها قبل چوبدستی‌های تهیه شده از درخت زغال بصورت عمده در بازار مکاره شهر اهر معامله میشد. از آنجا که اغلب این چوب‌ها از جنگلهای ارسباران می‌آمد، دولت برای حفاظت از محیط زیست خرید و فروش اینگونه چوب دستی‌ها را محدود کرده است.





سیب
سیب یک میوه درختی گرم سیری از خانواده گلسرخیان است که انواع مختلفی دارد، مانند سیب گلاب(Gala apple)، سیب سرخ، سیب سبز و سیب وحشی. این میوه خوش عطر و طعم، حاوی مقدار زیادی پتاسیم، سدیم، کلسیم، برم و فسفر و مقادیر زیادی ویتامین آ و ب می‌باشد.



زیان‌های سیب
سعی کنید همیشه سیب را با پوست بخورید، زیرا مقدر زیادی پکتین در پوست سیب وجود دارد. سیب‌هایی که در بازارهای داخل ایران یا آمریکا و کانادا به فروش می‌رسد، روی آن دارای یک لایه چربی برای حفاظت آن می‌باشد، بنابراین حتماً این سیب‌ها را به دقت بشویید. آن‌هایی‌که دارای معده ضعیف هستند باید سیب را بسیار نازک پوست بگیرند که پکتین‌ها و ویتامین‌های آن از بین نرود.



ارزش خوراکی
ویتامین‌های موجود در سیب، بیش‌تر در پوست سیب و زیر پوست آن قرار دارد، بنابراین آن‌هایی که می‌توانند پوست سیب را هضم کنند، بهتر است که آن را با پوست بخورند.


تولیدکنندگان سیب
جدول کشورهای تولیدکننده سیب درسال ۲۰۰۸ میلادی بر اساس آمار فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد)





گلابی
گُلابی، اَمرود،اَرمود،

(فارسی شرقی:امروت و ناک) درختی است گلدار از رده دولپه‌ای‌ها، از خانواده گلسرخیان و از زیر خانواده مالیده(Maloideae) می‌باشد.

در این جنس حدود ۳۰ گونه وجود دارد که بعضی از گونه‌های معروف شامل communis، persica, pyrifolia, syriaca و ussuriensis وجود دارد. گلابی معمولی یا گلابی اروپایی از گونه communis می‌باشد که میوه‌های آبدار با دانه‌های سنگی دارد و اغلب شکل کشیده دارد.

اما انواع دیگری از گلابی وجود دارند که به گلابی آسیایی معروف است که شکل آن‌ها شبیه سیب است. در منابع آلمانی منشا گلابی را درکوههای البرز ذکر کرده‌اند. انواع مختلف گونه وحشی آن در جنگلهای گیلان وجود دارد که به زبان گیلکی اربه خوج و سنگ خوج معروف اند.

گلابی درختی برگریز می‌باشد که در شرایط آب وهوایی مناطق سرد جهان، جایی که زمستان‌های سرد باعث برطرف شدن نیاز سرمایی زمستان آن می‌شود قابل پرورش و کشت است. میوهٔ این گیاه از لحاظ گیاه‌شناسی پوم است و جزء میوه‌های کاذب به شمار می‌آید. میوه گلابی معمولی عمر انباری کوتاهی دارد به همین دلیل باید قبل از رسیدن کامل برداشت شود تا بتوان به راحتی به بازار رساند.

گلابی اروپایی را در که در شمال ایران (گیلان)می‌روید،و در زبان گیلکی به آن خوج می‌گویند. که میوه‌ای است سخت با طعم متمایل به ترشی و شیرینی.





گیاه
گیاهان گروه بزرگی از گونه‌های زندگی هستند و شامل موجودات زندهٔ آشنایی چون درختان، علف، بوته، سبزه، درخت مو، سرخس، خزه و خزه دریایی می‌شوند.میزان رشد یک گیاه عادی ۷۵-۲۰ میکرو متر در هر ساعت است.





تعریف

تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهراً به نظر می‌رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده‌اند، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج «گیاه» است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می‌کنیم که عموما» فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه، ساقه و برگ می‌باشند. اما از نظر گیاه‌شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم، گیاهان آوندی می‌باشند.

تعریف دیگر گیاه که فراگیرتر می‌باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می‌باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می‌کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست. اما در بین فتواتوتروپها، پروکاریوتهایی (پیش هسته) مخصوصا«باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات (به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می‌نامند. در اینجا این مشکل بوجود می‌آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می‌نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می‌باشد (حوزه قارچها)، و اصلا» فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار (saprophytic) می‌باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه‌های زیست‌شناسی جدا می‌کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می‌کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی‌گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می‌باشد. مثلا«اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه‌های دریایی را هم که جزئی از (حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک‌های سبز در نظر می‌گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته‌های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل:... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است. بطور کلی تصور نمی‌شود این جمله به معنی تمامی گیاهان، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی‌آورد. در واقع معمولا» بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می‌شود (ضرورتا«سرخسها، مخروط زاها،گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود (مثلا»... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه‌است





رده‌های گیاهان
ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می‌پردازیم: ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی‌رود اما جمعیت جلبکها عموما«فصلی هستند. • سالانه: زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو. • دوسالانه: زندگی در دو فصل رشد و نمو؛ تولید مثل معمولا» در سال دوم • چند ساله: زندگی در سالهای رشد نمو طولانی؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله گیاهان آوندی یا (غیر چوبی) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می‌آیند ویا درختچه‌هایی باشند بدون تنه، با شاخه‌هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند. همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند. گیاهان غذایی از جمله میوه‌ها، سبزیجات، گیاهان دارویی و ادویه‌ها می‌باشند.





گل

گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گل‌دار یا نهان‌دانه است. کارکرد زیست‌شناختی گل به هم رسانیدن یاختهٔ زایشی نر (اسپرم) و یاخته زایشی ماده (تخم) است. این فرایند با گرده‌افشانی آغاز و پس از لقاح به تشکیل دانه می‌انجامد.

گل را می‌توان جوانه‌ای تصور کرد که برای تولیدمثل گیاه مادر تغییر شکل یافته‌است. در جریان تبدیل برگ به گل، برگ از نظر شکل و رنگ دستخوش تغییرات فراوانی می‌شود. این برگ‌های تغییرشکل‌یافته را قسمت‌های گل می‌نامند.
گل‌ها می‌توانند پیوند دو نژاد را تسهیل کنند (تلفیق اسپرم و تخم گل‌های مختلف در یک گونه) یا درون گونه خود افزایش یابند (تلفیق اسپرم و تخم در همان گونه). بعضی از گل‌ها بدون لقاح، دیاسپور تولید می‌کنند (parthenocarpy). گل‌ها دارای اسپورانژیا هستند، جاییکه محتوی گامتوفیت می‌باشد. گل‌ها منجر به تولید میوه و دانه می‌شوند. بعضی از گل‌ها در دوره تکامل خود برای حیوانات جذاب هستند و این دلیلی است که حیوانات را عامل گرده افشانی آنها می‌کند. علاوه بر تسهیل تولید مثل گیاهان گلدار، گل‌ها مدت طولانی است که توسط انسان‌ها تحسین شده و برای زیباسازی محیط، نشانه‌ای از عشق، آیین، مذهب، پزشکی و به عنوان منبع غذایی استفاده می‌شوند.
1:38 am
دیدگاه‌ها دربارهٔ حسین و انگیزهٔ قیام کربلا
اکثر مسلمانان مقام حسین را گرامی می‌دارند. تنها هواداران بنی امیه بودند که به وی لقب «باغی بعد انعقاد البیعة» را می‌دادند به این علت که علیه دولت اسلامی وقت شورش نمود. این گروه قتل حسین توسط یزید را به این دلیل قابل اغماض می دانند. اما مخالفان این فرقه، نه تنها کسانی بودند که از بنی امیه متنفر بودند، بلکه حتی گروهی که قیام حسین و یارانش را مخلصانه نمی پنداشند و در عین حال به دنبال بهانه‌ای برای خودداری از سرزنش کردن حسین و یا صحابه و تابعین بی طرف (به منظور جلوگیری از جنگهای داخلی در اسلام) در نزاع حسین و یزید، بودند نیز از مخالفان طرفداران بنی امیه در قضیه قتل حسین بودند.





بنابراین تقریباً اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، مکرم می شمارند و به غیر از مقامات خاصی که شیعه به حسین نسبت می‌دهد، نمی‌توان تفاوت عقیدتی خاصی بین شیعه و سنی را در این باب مشخص نمود. رویکرد مثبت اهل سنت به حسین به احتمال قوی نشات گرفته از روایات حزن انگیز است که ابومخنف جمع آوری کرده که این روایات بعضاً مستقیماً و بعضاً مشکوک الاعتبار هستند. اکثر این روایات توسط کوفیانی نقل شده که از عملکرد خود نسبت به حسین پشیمان شده و توبه کردند. این روایات حزن انگیز کوفیان که نشانه‌ای از گرایش‌های شیعی گرایانه ابومخنف بود، منشاء روایاتی شد که مورخان بعدی از آنها استفاده نمودند و در جهان اسلام پراکنده شد. به گفته رسول جعفریان، اعتقاد به جبر که توسط معاویه در جامعه اسلامی انتشار داده شد، موجب آن شد که هیچ‌گاه حرکت حسین برای اهل‌سنّت یک قیام علیه فساد قلمداد نشده و تنها آن را یک شورش غیر قانونی شناختند.




دیدگاه شیعه

کتابی وجود ندارد که بیانگر عقاید تمام فرقه‌های شیعیان در مورد حسین باشد. مهمترین مولفه‌های دیدگاههای شیعیان دربارهٔ حسین، اعتقاد به امامت حسین و داشتن ویژگیهای یک امام از سوی فرقه‌های دوازده امامی، اسماعیلیه و زیدیه است. همانند دیگر امامان، حسین واسطه بین خدا و خلق است. از طریق این توسل است که شیعیان، راهنمایی و هدایت یافته یا از مشکلات رهایی می‌یابند. در روایات شیعه احادیثی از محمد و امامان شیعه آمده که ثوابهای و زیادی برای رفتن به مزار حسین ذکر و همچنین کرامات زیادی برای خاک آن مزار بیان کرده‌اند. حسین به عنوانی یکی از پنج تن آل عبا، تمامی ویژگیهای الهی که در حسن وجود دارد را نیز داراست و به عنوان نوه محمد دارای احترام است. وی سجایای اخلاقی مانند تقوا نیز داشت که از ۲۵ حج پیاده از مدینه تا مکه و ۱۰۰۰ رکعت نمازی (این عدد اغراق به نظر می‌آید) که روزانه انجام می‌داد به عنوان دلیلی بر این موضوع یاد می‌شود. به خاطر تقوای زیادش، وی وقت کمی را به زنان خود اختصاص می‌داد و بنابراین فرزندان کمی داشت. صفات اخلاقی دیگر وی عبارت بود از سخاوت (داستانهای زیادی در این باب وجود دارد)، حلم، فروتنی، فصاحت (سخنان و اشعاری زیادی در اثبات آن وجود دارد) و دیگر ویژگیهایی که از اعمالش نتیجه می‌گردد مانند کوچک شمردن مرگ، ناخوش شمردن زندگی با ذلت، غرور و.... اما اساسی ترین و بزرگترین تکریمی که در منابع شیعی از حسین می‌گردد به خاطر قیام منحصربه‌فردی است که وی خود را قربانی کرد و به خاطر نهضت قدیس وار وی بوده است. بنا به این باور شیعی که امام از آنچه که در گذشته و حال و آینده است خبر دارد و علم وی با گذر زمان افزایش نمی‌یابد، حسین می‌دانست که بر سر خود و یارانش چه خواهد آمد. بنابراین وی با آگاهی از قربانی شدن قطعی خود از مکه به سمت کوفه بدون درنگ حرکت کرد و هیچ تلاشی برای فرار از تقدیر خدا انجام نداد. حدیثی وجود دارد که حاکی است خداوند حسین را مخیر کرد که یا قربانی شود یا به کمک ۴۰۰۰ فرشته که در جنگ بدر برای یاری محمد آمده بودند بر سپاهیان ابن زیاد پیروز گردد و این حدیث ارزش نهضت وی را بالا می‌برد چون این عمل حسین را داوطلبانه جلوه داده و بنابراین به آن ارزش زیادی می‌بخشد. این ۴۰۰۰ فرشته تا روز قیامت بر مزار حسین گریه کرده و برای زائرینش طلب آمرزش می‌کنند. در منابع شیعی در مورد علت این گونه قربانی شدن حسین می‌نویسند که وی خود و اموالش را فدا کرد تا دین جدش محمد را احیا کند و یا آن را از دست ویرانی‌هایی که به دست یزید رخ داده بود رها کند. علاوه بر آن وی با این عمل بر آن بود تا نشان دهد که عمل کرد منافقانه شرم آور است و خواست تا به مردم یاد دهد که قیام بر ضد حاکم فاسق، ضروری است. به طور خلاصه وی خود را اسوه‌ای برای مسلمانان قرار داد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که این باور که حسین می‌خواست با خون خود مردم را از گناهان رهایی بخشد و با قربانی شدنش پیام آور آزادی برای مردم جهان باشد، با ادبیات شیعه بیگانه است یا حداقل نشانه‌ای از آن در متونی که دیده است پیدا ننموده است و ممکن است این مفهوم بعدها در مراسم تعزیه و یا اشعار اخیر نفوذ کرده باشد چون این تغییر مفهوم از توسل به این معنی فعلی کار چندان دشواری نبوده و تحت تاثیر تفکرات مسیحی صورت پذیرفته است.

عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام می‌نویسد احادیثی از محمد بیانگر آن است که علی، حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین این مقام را دارا هستند. ابن بابویه این مطلب را که امامان بعدی شیعه از فرزندان حسین بوده‌اند و نه حسن را به ماجرای هارون و موسی تشبیه می‌کند. عمادی حائری در ادامه برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه از وصیت حسن درباره جانشینی حسین و سفارش به محمد حنفیه از تبعیت از حسین استفاده می‌کند. عمادی حائری معتقد است امامت حسین پس از مرگ حسن پیوسته برقرار بوده اما حسین در زمان معاویه به سبب تقیه آن را آشکار نمی کرده ولی در زمان یزید آن را علنی کرده است. از دیدگاه شیعه، یکی از پیش نیازهای امامت، علم کامل به معارف دین است. عمادی حائری به روایتی اشاره می‌کند که علی از حسن و سپس از حسین خواست تا برای مردم سخنرانی کنند تا در زمانهای بعد، قریش او را بدون علم خطاب نکنند و از این روایت به عنوان دلیلی برای دغدغه علی برای امامت حسین از دیدگاه شیعه یاد می‌کند. علاوه بر آن عمادی حائری برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه، به سخنانی از صحابه دربارهٔ مقام علمی حسین و درخواست فتوا از او، به سخنان خود حسین در بارهٔ امامت خود و برخی معجزات و کرامات به دست وی اشاره می‌کند و در ادامه بیان می‌کند که در روایات برخی از کرامات و معجزات را به هر دوی حسن و حسین نسبت داده‌اند و تفکیکی صورت نپذیرفته است.
پیشگویی سرنوشت حسین در قرآن و احادیث





آیات قرآن منسوب شده به حسین از سوی شیعه

آیات ۱۴ و ۱۵ سوره الأحقاف که دربارهٔ زنی حامله صحبت می‌کند که درد و رنج بسیاری را تحمل می‌کند را اشاره‌ای به فاطمه می دانند و فرزند را نیز حسین می دانند که در آن وقتی خداوند به محمد در مورد سرنوشت این نوه تسلیت گفت و محمد این موضوع را به فاطمه ابراز داشت، فاطمه بسیار پریشان گردید. پس از آنکه خداوند اسامی پنج تن را به زکریا یاد داد، آیه رمز آلود اول سوره مریم (کهیعص) را به زکریا به این صورت رمز گشایی کرد: ک= کربلا، ه= هلاک العترة، ی= یزید، ع= عطش، ص= صبر. تفسیر فوق متواترترین تفسیر از کلمه کیهعص است. این مطلب نشان دهنده شباهت خارق العاده‌ای بین سرنوشت یحیی و حسین است (احتمالاً با توجه به این که سر هر دو بریده شد و در طشت قرار داده شد.). وقتی جبرئیل نام ۵ تن آل عبا را به زکریا یاد داد و زکریا نام هر یک از آنها را به زبان آورد، در تمامی موارد به جز حسین، وقتی نام را ادا می‌کرد حالتی مسرت بخش به وی دست می‌داد، اما وقتی نام حسین را بیان نمود، اشک در چشمان زکریا جاری گشت. سپس خداوند به زکریا سرنوشت حسین را وحی نمود و زکریا هق هق گریه را سر داد و از خدا درخواست کرد که پسری به وی دهد تا سرنوشتی همانند حسین را داشته باشد تا بتواند مصیبتی شبیه مصیبتی که محمد به آن دچار می‌شود را تحمل کند و خداوند به زکریا، یحیی را بخشید. حسین در تمامی مراحل سفر خود از مکه به سمت کربلا، به یاد یحیی می‌افتاد. بر طبق روایتی دیگر، خون حسین همانند خون یحیی به جوشش خواهد آمد و خداوند برای آنکه این جوشش را تسکین دهد، ۷۰۰۰۰ نفر از منافقان و کفار و سست ایمانها را نابود خواهد کرد همان گونه که این کار را برای انتقام از یحیی انجام داده بود. از آیات دیگری که شیعه آن را منتسب به حسین می داند می‌توان به آیه ۶ سوره احزاب اشاره نمود در مورد ادامه امامت از نسل تفسیر شده است. همچنین آیاتی چون ۷۷ سوره نسا، ۳۳ سوره اسرا و ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (که در نزد شیعه سوره حسین دانسته شده) از نظر شیعه به قیام و کشته شدن حسین اشاره می‌کند.





احادیث

روایات فراوانی وجود دارد که محمد اصحابش را کشته شدن حسین با خبر کرده بود و به غیر از محمد، علی و حسن نیز چنین مطلبی را بیان کرده بودند. خداوند نیز پیامبران پیشین را از ماجرای کشته شدن حسین باخبر کرده بود. علی نیز می‌دانست که حسین در کربلا کشته می‌شود و یک بار که از کنار این منطقه می‌گذشت، توقف کرد و گریست و به یاد پیش گویی محمد افتاد. او کربلا را کرب (غم) و بلا (آزمایش) تفسیر کرد و گفت که کشتگان کربلا بدون هیچ حسابی به بهشت وارد می‌شوند.

در میان اسلام شناسان غربی، ولهاوزن انگیزه قیام حسین را صرفاً به دست‌گیری قدرت می داند و هیچگونه نیت دینی در آن نمی‌بیند. لامنز نیز دشمنی حسین با یزید را نادرست شمرده، حسین را شخصی بی احتیاط و نادوراندیش می داند و همانند (این نظر همچنین دیدگاه معاویه در مورد حسین بوده‌است). این دو مورخ هیچگونه سندیتی برای سخنانی که از حسین در مورد قیامش نقل شده قائل نبوده و آنها را ساخته و پرداختهٔ قرون بعدی می دانند. لارا وسیا وگلییری می‌نویسد گرچه ممکن است که روایاتی جعلی در مورد سخنانی که از حسین نقل شده وجود داشته باشد، اما آنچه از مجموعه روایات و وقایع بر می‌آید این است که حسین معتقد بود که بر حق است و سر سختانه در پی رسیدن به اهداف مذهبی خود بود. وی بر آن بود که دولتی تاسیس کند که «اسلام حقیقی» را محقق کند و در این راه حامیان خود را که هم عقیده با وی بودند را تحسین و تشویق کرد. وگلییری معتقد است این تحلیل ممکن است نظر درستی در مورد شخصیت حسین نباشد، اما بی شک انگیزهٔ جنبشهای سیاسی ضد اموی و مذهبی (شیعیان حسین) که در دفاع از حسین در سالهای بعد رخ داده، بوده است و مورخان بعدی عرب این ایدئولوژی را رواج داده که منجر به مقام بالا و افسانه‌ای حسین در نزد شیعیان گردیده است.

ویلفرد مادلونگ می‌نویسد انگیزه عاملین اصلی واقعه کربلا اغلب مورد بحث بوده‌است ولی این مساله واضح است که حسین را نمی‌توان به عنوان یک شخص شورشی در نظر گرفت که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی خود به خطر انداخته‌است. او به عهدی که با معاویه بسته بود وفادار ماند گرچه از روش حکومت وی ناراضی بود. او با یزید بیعت نکرد چرا که بر خلاف مفاد صلحنامه معاویه با حسن به عنوان جانشین معاویه انتخاب شده بود. با این حال او به طور فعالانه به دنبال شهادت نبود. او هنگامی که معلوم شده بود از پشتیبانی کوفیان برخوردار نیست پیشنهاد نمود که از عراق خارج شود. این عبید الله ابن زیاد بود که مذبوحانه سعی در تحریک حسین به شروع جنگ می‌نمود.

تصمیم اولیه او مبنی بر پاسخ مثبت به دعوت شیعیان کوفه با وجود هشدارهای فراوانی که دریافت نموده بود به علاوه رویای صادقه از پیامبر اسلام بازتاب دهنده یک باور راسخ مذهبی در حسین بر انجام یک مأموریت بدون توجه به عواقب آن است. به مانند پدرش، او کاملاً بر این باور بود که خاندان پیامبر به طور الهی برای رهبری جامعه‌ای که محمد تاسیس کرده بود برگزیده شده‌اند و این یک حق غیر مشروط بوده و او می‌بایست به دنبال رهبری این جامعه باشد.

بر طبق دانشنامه بریتانیکا: «حسن و حسین به خلافت معاویه، نخستین خلیفه اموی تن در دادند و در ازای آن از او مستمری گرفتند اما حسین با خلافت جانشین او، یزید، مخالفت کرد. حسین سپس توسط مردم کوفه که اکثریت آن شیعه بودند دعوت شد تا شورش ایشان را علیه بنی امیه رهبری کند. حسین به همراه گروه کوچکی از خویشاوند و رهروانش به سوی کوفه رفت. گفته می‌شود که او در راه فرزدق شاعر را ملاقات کرد و در این دیدار به او گفته شد که قلب مردم عراق با او است اما شمشیرشان با بنی امیه‌است. حکمران عراق به پشتیبانی از خلیفه چهار هزار مرد را به دستگیری او فرستاد و آنها در ساحل رود فرات راه را بر حسین بستند (اکتبر ۶۸۰ میلادی)؛ حسین تسلیم را نپذیرفت و محافظانش کشته شدند و سر خودش به دمشق فرستاده شد. مسلمانان شیعه روز ده محرم (سالروز جنگ حسین در تقویم مسلمانان) را بزرگداشت می‌گیرند. خونخواهی حسین و سوگواری برای او موجب تضعیف بنی امیه و پدید آمدن یک جنبش قدرتمند شیعه شد. جزییات زندگی حسین به گونه افسانه وار و اغراق آمیز حول شهادت او شکل می‌گیرد. اما اقدام نهایی اش نشان از تاثیرات ایدئولوژیک دارد تا نظامی را شکل دهد که اسلام حقیقی را در برابر حکومت به عقیدهٔ او نا عادلانهٔ اموی می‌نشاند.»




ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حسین

حسین چهره‌ای سپید داشت و گاهی عمامه خز و گاهی عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و ریشش را خضاب می‌کرد. وی با مسکینان هم سفره می‌گشت یا آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنان را طعام می‌داد. معاویه دربارهٔ حسین می‌گفت که وی همانند پدرش علی اهل نیرنگ نیست و عمرو عاص او را محبوبترین زمینینان نزد اهل آسمان می‌دانست.

ویلفرد مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا بر این باور است که حسن خلق و خوی محمد را داشت و از سیاست‌های پدرش علی انتقاد می‌کرد، اما حسین به پدرش شبیه بود و اینکه حسن دو تن از پسرانش را محمد نامیده و هیچکدام را علی نام ننهاده و اینکه حسین دو تن از ۴ پسرش را علی نام نهاده و هیچکدام را محمد ننامیده دلیلی بر این مدعا می‌داند. بر خلاف روحیه صلح طلبی حسن، حسین روحیه جنگجویی و حس غرور خانوادگی پدرش را داشت، گرچه توانایی جنگاوری و تجربه آن را همانند پدرش نداشت. گرچه علی حسن را برای خلیفه شدن بعد از خودش آموزش می‌داد اما به نظر می‌رسد که علی بیشتر به حسین توجه داشته‌است. رسول جعفریان رویاتی را که در آن حسین شبیه علی و حسن شبیه محمد معرفی شده را جعلی می‌داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می‌توانست به منظور تخریب چهره علی و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش‌های عثمانی بودند.۱پانویس سید محمدحسین طباطبایی در باره مقایسه رفتار حسن ابن علی و حسین ابن علی می‌نویسد: «و از اینجا روشن می‌شود که آنچه برخی از مفسرین حوادث گفته‌اند که این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلک صلح را می‌پسندید به خلاف امام حسین که جنگ را ترجیح می‌داد،... سخنی است نابجا؛ زیرا می‌بینیم همین امام حسین که یکروز زیر بار بیعت یزید نرفت، ده سال در حکومت معاویه و مانند برادرش امام حسن (که اونیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت.» محمد عمادی حائری معتقد است حسین را در اکثر منابع شبیه به محمد دانسته‌اند و در یک روایت وی را شبیه ترین فرد به محمد بیان کرده‌اند. روایتی نیز موجود است که علی، حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر رفتار می داند.

حسین احترام حسن را نگه می‌داشت و حرفی روی حرفش نمی‌زد. محمد حنفیه نیز همین برخورد را با حسین داشت. حسین بخشنده بود و در مدینه به خاطر این صفت معروف شده بود و غلامان و کنیزانش را در صورت مشاهده خوش رفتاری آزاد می‌نمود. روایتی وجود دارد که معاویه کنیزی را به همراه اموال و لباس فراوانی برای حسین فرستاده بود. وقتی این کنیز آیاتی از قرآن و شعری در مورد ناپایداری دنیا و مرگ انسان را خواند، حسین وی را آزاد نموده و اموال را به او بخشید. یک بار یکی از غلامان حسین کاری نادرست انجام داد. اما پس از آنکه غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، حسین او را بخشید و پس از آن غلام آیه «واللّه یحب‌المحسنین» را به زبان آورد و حسین غلام را به خاطر این کار آزاد کرد. حسین دین اسامه بن زید بیمار شده بود و ناتوان از پرداخت آن بود را پرداخت. روایتی وجود دارد که حاکی است حسین املاک و اجناسی را که به وی ارث رسیده بود، پیش از دریافت آنها را بخشید و همچنین دین مرد دیگری را پس از آنکه به ۳ پرسش حسین پاسخ داد، پرداخت و انگشتری اش را به آن مرد بخشید. یک زن و مرد یهودی با مشاهده بخشندگی حسین مسلمان گردیدند. حسین به معلم فرزندانش مال و پوشاک فراوان بخشید و دهانش را پر از در کرد در حالی که اذعان می‌داشت که این جبرانگر ارزش کار معلم نیست. مردی شامی یک بار به حسین و علی ناسزا گفت، اما حسین از او درگذشت و او را مورد مهربانی و لطف خود قرار داد. گفته‌اند که جای کیسه‌های آذوقه که حسین برای مسکینان می‌برد در روز عاشورا بر بدنش آشکار بود.




باورهای غالیانه در خصوص حسین

داستانهای افسانه‌ای درباره حسین از ابتدا تحت تأثیر جایگاه او به عنوان امام شیعه و یکی از چهارده معصوم که در جهانشناسی شیعه ذاتی فراطبیعی بهشان اعطا شده قرار داشت. بسیاری از افسانه‌ها از معجزات خون حسین و سر بریده سخنگوی او نشأت گرفت از جمله مکالمه یک کشیش که موجب می‌شود یک کشیش بیزانسی در زمره بازیگران دربار یزید در تعزیه جای بگیرد. افسانه‌های حسین و نمادهای مربوطه تحت تأثیر درون مایه‌های ایرانی قبل از اسلام نظیر سیاوش و انتقام اوست. همچنین لاله به عنوان نماینده خون و رنج شهدا و نقض برجسته اسب قهرمان؛ علاوه بر این در تضاد با حسین که ذاتی بهشتی دارد، قاتلین او اهریمن جلوه داده شده و به صورت حیوان در می‌آیند و باور بر این است که انتقام آخرالزمانی نسل آنها را عذاب خواهد داد. مخاطبین مخصوصاً حکایات در خصوص تولد حسین، سرنوشت تراژیک او و برادرش حسن و معجزات مربوط به مرگ او و پیامدهایش را بسی احساسات برانگیز می‌یابند. سنتها در خصوص حسین مکرراً منتشر می‌شد و محمدباقر مجلس در اثر عظیم خود بحارالانوار آنها را جمع آوری کرده است.

سه گونه باور افسانه‌ای نسبت به حسین وجود دارد: آنهایی که عنصر جهانشناسانه در آنها غالب است و «نور» در آنها نقش مهمی دارد، آنها که شخصیت آخرالزمانی دارند و آنهایی که حسین در آنها شخصیتی تاریخی دارد که برای ما شناخته شده است ولی در هاله‌ای از معجزات قرار دارد که او را به جایگاهی فراانسانی بالا می‌برد. در گروه اول که حاصل تأثیر باورهای متافیزیکی، خیلی قدیمی تر از اسلام و ساخته غلات شیعه است، حسین کارکردی در پیوند با دیگر اهل بیت دارد و کاملاً برابر برادرش حسن است. در حکایات آخرالزمانی (که یحتمل با عقاید مغیریه تأسیس شده توسط مغیرةبن سعید عجلی مرتبط است) آمده که حسین به کوه رضوی رفت و در آنجا بر تختی نورانی در احاطه پیغمبران، و در جلوی پیروان وفادارش تا ظهور مهدی خواهد ماند و سپس به کربلا خواهد رفت و همه زمینیان و آسمانیان او را ملاقات خواهند کرد.




کرامات در هنگام تولد و کودکی حسین

حسین سه ماه قبل از موعد متولد شد و با این وجود زنده ماند. نظیر این برای عیسی و یحیی بن زکریا نیز روی داده است. محمد به مدت ۴۰ روز از وی نگهداری می‌کرد و انگشت خود را در زبان حسین قرار می‌داد و یا آب بزاق خود را در دهان حسین می‌گذاشت. حدود ۱۰۰۰ فرشته از بهشت فرود آمدند تا در جشن تولد حسین به همراه محمد شادی کنند. جبرئیل پیام تبریک و شادمانی خداوند را به محمد رساند و مشتی از خاک کربلا را به وی داد و جبرئیل کودک را در هنگامی که فاطمه خوابیده بود نوازش کرد. جبرئیل به محمد خبر داد که امت وی حسین را می‌کشند و نسل امامت از وی خواهد بود. فرشته‌ای که از سوی خداوند رانده شده بود و بالهایش شکسته بود، از تولد حسین بهره برد. او گروهی از فرشتگان را دید که به منظور تبریک به محمد در حال گذر از آنجا هستند و از آنها خواست تا وی را به خود ببرند. وقتی این فرشته بال شکسته خود را به نوزاد مالید، بال شکسته اش ترمیم یافت و درست شد و با شفاعت محمد بخشیده شد و به جایگاهش در بهشت بازگشت. از آن به بعد این فرشته با نام مولی الحسین یاد می‌گشت و محاسبه گر زائرین حسین در کربلا است. محمد، پسرش ابراهیم و نوه اش حسین را بر زانوان خود قرار می‌داد. جبرئیل به وی گفت که خداوند به هر دو اینها با هم عمر طولانی نخواهد داد و محمد باید جان یکی را با فدا کردن دیگری، نجات بخشد. محمد در حالی که اشک می‌ریخت و از آنجایی که نمی‌خواست علی و فاطمه در فراق فرزندشان گریه کنند، قبول کرد که ابراهیم را تسلیم خدا کند.





معجزات پس از کشته شدن حسین

وقتی حسین کشته شد، روز مبدل به شب گردید و ستارگان در آسمان نمایان شدند. آسمان خون بارید که آثاری بر سر و جامه مردم تا مناطق خراسان بر جا گذاشت. از زیر سنگها در شام و مناطقی دیگر خون جاری شد. از دیوارها خون بیرون آمد. شب قبل از قتل حسین، ام سلمه یا ابن‌عباس، محمد را به خواب دید که سر و ریشش خاکی است و در ظرفی کوچک خون می‌ریزد. خاک کربلا که جبرئیل یا یکی دیگر از فرشتگان به محمد داده بودند و ام سلمه آن را نگه داشته بود، شب قبل از کشته شدن حسین مبدل به خون گردید. ام سلمه دانست که حادثه کربلا رخ داده و شیون سر داد و اولین کسی بود که این کار را کرد. این احادیث جمع آوری خون کشتگان کربلا توسط محمد یا نگه داشتن یک مشت خاک کربلا توسط ام سلمه به صورت احادیث با سندهای گوناگون بیان شده‌اند که برخی معتبر و برخی نامعتبرند. جنها گریستند و شعر سراییدند. زنان جن‌ها نیز مویه و عزاداری به پا کردند که صدای آنان را ام سلمه و دیگر زنان شنیدند. فرشتگان گریستند و سر حسین به دمشق برده شد. حتی حیوانات وحشی و ماهیان نیز گریستند. در شب قبل از نبرد کربلا، صدای شخصی می‌آمد که آیات هشدار دهنده می‌خواند اما خود شخص دیده نمی‌شد.





معجزات سر بریده حسین

وقتی که سر در حال برده شدن به کوفه بود، قلمی سحرآمیز آیاتی هشدارآمیز بر روی دیواری نوشت و همان آیات بر روی کلیسایی در رم که ۳۰۰ سال پیش از بعثت محمد ساخته شده بود، نوشته شد. سر بریده بوی معطری می‌داد و راهبی که تحت تاثیر نور معجزه آسایی که از سر ساطع می‌شد، قرار گرفته بود، با مقداری پول سر را کرایه کرد و به خانه اش برد. در آن شب سر حسین سخن گفت و راهب پس از آن مسلمان گردید. درهمی که راهب در ازای سر حسین به لشکریان پرداخته بود مبدل به سنگ گردید. ماری به یکی از سوراخهای بینی سر بریده خزید و از دیگری درآمد. سر بریده آیاتی از قرآن را خواند. شبی که خولی به کوفه آمد، سر حسین را به خانه برد و آن را زیر ظرفی قرار داد. ستون نوری از آسمان به ظرف می‌تابید و پرندگانی سفید در اطراف ظرف پرواز می‌کردند.





سرنوشت کسانی که به حسین اهانت کرده یا وی را زخمی کردند

تمام کسانی که به حسین در روز کربلا اهانت نمودند مدت کمی پس از آن به تیره‌روزی مبتلا گردیدند. سرنوشتهایی مانند: کشته شدن، کوری، مرض‌های مختلف مثل جذام، عطش سیرنشدنی، خشک شدن دست همانند چوب در تابستان و آب ریختن آن در زمستان، مرگ بر اثر سوختگی، عقرب گزیدگی، از دست دادن قدرت و ثروت، بیرون رانده شدن از خانه توسط همسر. آنهایی که اموال حسین را غارت نمودند نیز به عقوبت‌هایی گرفتار گردیدند. شخصی که عمامه حسین را غارت نمود دیوانه شد. کسی که ردای حسین را غارت کرد، مبتلا به فقر گردید. شخصی که عطر و روپوش و جامه‌های حسین را غارت نمود مبتلا به جذام یا کچلی گردید. اشیایی که از حسین غارت شد تنزل قیمت پیدا کرد یا بی استفاده گردید. گوشت شترانی که از لشکر حسین غارت شد، تلخ گردید یا آتش گرفت. عطر و لباسها مبدل به خون گردید. طلاهای غارتی مبدل به مس گردید یا در دستان زرگر آتش گرفت و زعفرانهای غارتی نیز آتش گرفت.





القاب در دیگر کتب مقدس

حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.





صفات فراطبیعی حسین که معجزه آفریده‌اند

پیشانی حسین به قدری روشن بود که مردم می‌توانستند با نگاه کردن به وی راه خود را در تاریکی بیابند. او قادر به شفای بیماران بود. او نشانه‌ای میان چشمان زنی پرهیزگار ایجاد کرد که با دمیدن در آن ناپدیدش کرد. او شخصی که مبتلا به تب شده بود را شفا داد. او دست مردی را که در حین عمل طواف کعبه بدن زنی را لمس کرده بود و به بدن زن چسبیده بود و جدا نمی‌شد را جدا کرد. این در حالی بود که فقها فرمان قطع دست آن فرد را داده بودند. کرامات دیگر وی عبارتند از به حرف درآوردن طفل شیرخواره‌ای به منظور بیان نام پدر واقعی خود، بردن افراد به وقایع رخ داده در زمان گذشته (مثل زمانی که علی و محمد در مسجد قبا بودند)، فراهم کردن میوه‌های خارج از فصل (انگور و موز) برای پسر خود، بارور کردن یک درخت نخل خشکیده، سیراب کردن یاران خود با قرار دادن انگشت خود در دهانشان و فراهم کردن غذای آسمانی در روز نبرد کربلا، به وجود آوردن چشمهٔ آب با پرتاب یک تیر به نقطه‌ای نزدیک خیمه‌های زنانش در کربلا، اشاره کردن به آسمان و فراهم آوردن لشکری از فرشتگان، اما برگزیدن مرگ، آگاهی از وقایع آینده و علم به اسرار. این پیشگویی‌ها عمدتاً توسط جدش به وی آموخته شد و همچنین وی رویایی دید که جدش محمد وی را از سرنوشتش آگاه ساخت که حسین مظلومانه کشته می‌شود و برادر و فرزندان و نوادگان حسین در روز قیامت از حساب پس دادن معاف می‌شوند. مجسم شدن نیات کوفیان نسبت به وی به صورت یک حیوان درنده، پیش بینی کردن اینکه عمر بن سعد فرمانده سپاه کوفه می‌شود و آگاه ساختن وی از سرنوشتش مبنی بر اینکه مرگ وی مدت کوتاهی پس از کشته شدن حسین خواهد بود، پیش بینی اینکه سرش به نزد ابن زیاد می‌رود اما حامل سر جایزه‌ای نمی‌گیرد، بر حذر داشتن گروهی از غلامانش از خروج در یک روز خاص و تبعیت نکردن و کشته شدن آنان و پیش گویی نام قاتلین آنان به حاکم از دیگر کرامات منسوب شده به حسین می‌باشند.




آرامگاه
روایات متعددی در مورد مکان دفن سر حسین وجود دارد. در کنار پدرش علی در نجف، خارج از کوفه اما نه در کنار علی، در کربلا به همراه بدن کاملش، در بقیع، در مکان نامعلومی در دمشق، در رقه سوریه، در قاهره که توسط فاطمیان به آنجا برده شده در مسجدی به نام محسن الامین که از نام حسین برگرفته شده دفن گردیده.




سوگواری محرم

پس از واقعهٔ عاشورا، طولی نکشید که اولین زوار حسین برای یادبود شهادت او مراسم عمومی به راه انداختند. معزالدوله در دوره بوییان گرامیداشت عمومی عاشورا را در بغداد به جا آورد (که موجب شد به پا داشته شدن ضد-یادبود از سوی سنیان به مدت سالها شد). العزیز حاکم فاطمی مصر هم این مراسم را بر پا کرد. عاشورا از دوره سلجوقیان، شرکت کنندگان زیادی را از زمینه‌های مختلف از جمله سنت به خود جذب کرد. سوگواریهای محرم با پشتیبانی امامیه اثنی عشری از سوی صفویه به سرتاسر ده روز اول محرم گسترش یافت (این مورد برای دوره پیش از صفوی نامعلوم است). مراسم عمومی شامل موارد زیر بود:

روضه خوانی در شب و روز در اماکن عمومی، قصرها، مساجد، تکایا و حسینیه‌ها
رسم دفن کردن خود تا سر
دسته‌های عزاداران که با زنجیر، ستگ، تیغ و نیز با سوزاندن خود ریاضت می‌کشیدند
مراسم جنگ گروههای رقیب حیدری نعمتی
رژه تابوت و نخل با علم که با شکوه و بر دوش مردم در میدان اصلی و بر دوش مردم حرکت می‌کردند و با عناصر نمایشی کاروان او را شبیه سازی می‌کردند
مراسم سوزاندن پیکر خائنان (عمرکشان) زین رو مراسم محرم جنبه‌های کارناوال گونه داشت و شادی را با غم و اندوه در می‌آمیخت.
ساعت : 1:38 am | نویسنده : admin | نوای علمدار | مطلب قبلی
نوای علمدار | next page | next page