شهر

شهر Ŝahr ؛ سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است. سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:

شهر، مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی است که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.






شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از:

وسعت
وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی
درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
میزان و ترکیب جمعیت.






تعریف
در جهان

واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رم اطلاق می شد، می آید.

شهر، طی دهه‌های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده‌است و جامعه شناسان از جمله انگلس و مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد. مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزی نباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می‌دانند. اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیدهٔ سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان ، شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.

با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:

تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیت
تعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت (جمعیت نسبی).

ملاک دوم، ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تائید می کند.

شهر، منطقه ای است که در آن ، زمین، برای خانه سازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کار می کنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولید بیشتر کالا و خدمات، نیز، توصیف می شود. به طور کلی، شهر، منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی همجوار است. بطور کلی، شهرها دارای سیستمهای پیچیده برای بهداشت، آب و برق، کاربری زمین، مسکن و حمل و نقل هستند.






در ایران

شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیائی بخش، واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمائی با ویژگی های خاص خود، بوده؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیت های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیت باشد. در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، می تواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد. در سالهای اخیر، حدنصاب شهر شدن در ایران از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته‌است.






شهر و شهرنشینی
تاریخ شهر و شهرنشینی

تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است. نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. تمدن چین، استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، تداوم داشته است.

شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده است. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرآیند تاریخ بود.

شهر ، در قلب كل نظام يونان باستان قرار دارد. تمدن يونان، زماني به حوزه‌ای قدرتمند تبديل شد و سخن از معجزه يونانی رفت كه دولت‌-شهرهای يونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آينده شهر، در مركز تفكر يونانیان باستان قرار داشت.

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد.






دلایل وجود شهر

شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل بوجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، مورخ فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.






نظریات شهرشناسی

نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و ... می باشد.

نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و ... می باشد.






شهر آلفا

هنگامی که شهری گسترش می یابد تا به شهر دیگری می رسد، این منطقه شهری می تواند شهری مهم و گاهی، ابر شهر (مرکز جهانی)، قلمداد شود.






انواع طرح های توسعه شهری در ایران
طرح هادی شهری

طرح هادی شهری (Guide plan) بیشتر برای شهرهای کوچک و شهرهایی که تا حدود ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند، تهیه می‌شود.






طرح جامع شهری

در حقیقت، طرح جامع (Master plan) را می‌توان سیستمی دانست که خط مشی اصولی و کلی سیاست‌های شهری را تعیین می‌کند. روش مطالعه و انجام یک طرح جامع شهری، عبارت است از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویتها، انجام پیش بینی‌های لازم، ارائه طرحها و برنامه‌های توسعه شهری و اجرای آنها.






طرح تفصیلی شهری

طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع (Detailed plan)، نحوه استفاده از زمین‌های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود.






تاریخ شهر و شهرنشینی
تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهه‌های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است.






شهرنشینی باستان

نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین‌النهرین، مصر و هند هستند که به تمدن‌های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. هر چند، تمدن قاره آمریکا (مکزیک، آمریکای مرکزی و پرو)، بسیار دیرتر از تمدن چینی بوجود آمده؛ اما، در اثر بی رحمی و شقاوت اسپانیایی‌ها، بین سال‌های ۱۵۱۸ الی ۱۵۲۳ م. بکلی، از بین رفت. تمدن چین، استثنای خارق العاده‌ای می‌باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، پابرجا باقی مانده و تداوم داشته است.

معنی عام شهر و شهرنشینی در طول تاریخ بشر، معادل مفهوم تمدن است. شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می‌شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می‌یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده و در آینده‌ای نه چندان دور، شاید که به تنها شکل زیست انسان‌ها تبدیل شود. پیدایش شهرها، تحولی شگرف در فرایند تاریخ بود. مورخین، نخستین کسانی بودند که به مطالعه پدیده تجمع انسان‌ها که در شهر، به اوج خود می‌رسد، پرداختند.

در قرون پیش از میلاد، یونانی‌ها، در زمره اقوام متمدن بحساب می‌آمدند. شرایط اقلیمی و جغرافیائی، زبان، نژاد، مذهب، تاریخ و ادبیات مشترک را از عوامل مهم ترقی یونانی‌ها، در این دوران، می دانند. قرون ۴ و ۵ پیش از میلاد را عصر طلائی فرهنگ و تمدن یونان میدانند. در این قرون بود که علوم، هنر و فلسفه در یونان به درجات عالی رسید و با برقراری روابط تجاری، ثروت فراوانی در شهرهای یونان متراکم شد.

شهر، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزه‌ای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت. نظام دقیقی که آنها، برای توزیع زمین و حفظ تعادل در شهرها، داشتند و توسعه تجارت و فناوری‌های ساخت کشتی و کشتیرانی، سبب شد که یونانیان، جزء نخستین کسانی باشند که در تاریخ، برای تشکیل شهرهای مهاجرنشین نوبنیاد، اقدام کنند. این شهرها را با الگوبرداری از مادر شهرها، یعنی شهرهای قدیمیتری که در یونان به وجود آمده بودند، می‌ساختند.

آگورا، ميدان عمومی شهرهای یونان كه نخستين بار، در منطقه ای كه به طور طبيعی، چند خيابان، بهم می رسند، شكل گرفت. اين فضا، فرم هندسی ویژه ای را دنبال نمی كرد. بلكه با گذشت زمان، به شكل های منظم هندسی رسيد. ساختمان های عمومی، داخل اين ميدان، ساخته می شدند كه يكی از آنها، فضای ستون دار و درازی بود كه در آنجا، شهروندان و بازرگانان، به مبادله كالا، مشغول بودند.

رومی ‌ها، شهرهای خود را براساس دو محور، شكل می دادند:‌ يكی، محور شمال به جنوب و ديگری، محور شرق به غرب كه در نقطه تلاقی اين دو محور، مركز شهر، قرار می گرفت و ميدان مركزی شهر يا فوروم كه تقليدی از آگورا بود، ساخته می شد. شهر، دارای ساختمان‌های عمومی سياسی، معابد و بازار بود و تاسيسات آن، به شهر يونانی، شباهت داشت:‌ آمفی تئاترها، سیرک ها، ژيمنازيوم‌ها و استادیوم ها، از جمله اين تاسيسات بودند.






شهر نشینی مدرن

انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد. بهرحال، شهرهای امروزی، با درهم شکستن بسیاری از سنت ها و ارزشهای گذشته، نه تنها، سنگ بنای اولیه جامعه، یعنی خانواده را نابود کرده است. بلکه، به رغم تماسهای فیزیکی نزدیک و صمیمانه میان افراد، روابط اجتماعی آنان را تضعیف کرده است. به قول پارک، پیشگام مطالعات مستقل جامعه شناسی شهری در آمریکا:

شهر، محل سکونت انسان های منجمدی است که بهم نزدیک هستند. اما، رابطه ای با یکدیگر ندارند.







پارک
بوستان یا پارک به مکانی محفوظ می‌گویند که به صورت طبیعی یا نیمه طبیعی توسط دولت به وجود آمده‌است، و در کنار آن برای تفریح و لذت بردن انسان، یا برای حفاظت از حیات وحش یا زیستگاه طبیعی. بوستان‌ها ممکن است شامل سنگ، فواره، خاک، آب و قسمت‌های چمن باشد. بسیاری از پارک‌ها قانونا حفاظت شده و محفوظ اند.





پارک جنگلی

پارک جنگلی منطقه‌ای وسیع است که طبیعتی دست‌نخورده و مهار نشده دارد. معمولاً برای حفظ محیط زیست این منطقه‌ها از آن محافظت می‌کنند که پارک حفاظت شده نامیده می‌شود.

نخستین بار پارک ملی یلواستون در ایالات متحده در سال ۱۸۷۲ به پارک جنگلی تبدیل شد.





پارک جنگلی باراجین

پارک جنگلی باراجین یا پارک جنگلی فدک در منطقه باراجین شهر قزوین واقع شده است. این بوستان با مساحت ۱۵۰۰ هکتار بزرگترین پارک جنگلی کشور محسوب می شود. قله مردمی ، رودخانه ارنزک ، دسترسی آسان و اشراف به شهر قزوین را می توان از ویژگی های بوستان باراجین دانست.






امکانات

از امکانات این بوستان می توان به زمین چمن، پیست های دوچرخه سواری و موتورسواری، سینمای تابستانه ، شهربازی درفک ، آب نماهای مختلف و کمپینگ ارزان قیمت برای مسافران اشاره کرد.
یکی از مهم ترین پروژه های در دست اقدام در این بوستان ، پروژه دهکده حیات طبیعت است ؛ این مجموعه که در زمینی بالغ بر ۷۰ هزار متر مربع در حال احداث است یک مرکز با کاربری آموزشی ، تحقیقاتی و گردشگری است که از امکاناتی نظیر مزرعه گاومیش ها، حیوانات اهلی ،سوله گوزن ها، کبوترخانه ، باغ خزندگان ، سالن تاکسیدرمی ، آمفی تئاتر ، برکه و آبشار ، آکواریوم ، خانه روستایی، پارکینگ ، سالن پذیرایی و فروشگاه بر خوردار است.





پارک جنگلی بی‌بی یانلو

پارك جنگلی بی‌بی يانلو واقع در روستای بی‌بی یانلو به وسعت ۱۵۱۲ هكتار، جزء جنگلهاي هيركانی غربی و جنگل هلی میان بند محسوب می شود،كه در ضلع جنوب غربی ودر فاصله ۵ كيلومتری آستارا واقع شده است.پارك مذكور داراي جاذبه های طبيعی زيبا و خاصی می باشد كه علاوه بر تنوع فراوان رويشگاههای جنگلی و جانوری آن، وجود چندين دره با دامنه هاي پوشيده از جنگل و چندين قله به عنوان سيمای ويژه و بديع و چشم انداز منحصر به فرد و جالب توجه ای ايجاد كرده، در هر زمانی از سال مشتاقان زيادی را به خود جلب می نمايد.


۴۰ هزار هكتار از مساحت شهرستان آستارا را مناطق جنگلی تشكيل می دهد كه در پارک جنگلی بی بی یانلو انواع گونه هاي جنگلي از قبيل بلوط ، راش ، توسكا ، ممرز ، نمدار ، ملج ، ليلكی ، انجيلی ، آزاد ، افرا ، گردو ، لرگ ، خرمندی ، داغداغان ، شيردار ، گيلاس وحشی ، فندق ، شمشاد جنگلی ، شب خسب ، ون و بارانك به چشم مي خورد.









پارک جنگلی خرگوش‌دره

پارک جنگلی خرگوش دره با مساحتی بیش از 65 هکتار در منطقه ۲۲ شهرداری تهران و روبروی درب اصلی مجموعه ورزشی آزادی و آزادراه های تهران - کرج و آزادگان واقع شده است.

پوشش گیاهی این مجموعه بیشتر از درختان کاج و سرو و اقاقیا و زبان گنجشک تشکیل شده است. این بوستان جزء کمربند سبز تهران محسوب شده و به منظور تلطیف هوای تهران احداث گردیده است.

بوستان مسافران به مساحت ۱۲ هکتار و با هدف اسکان موقت مسافران و تماشاچیان مسابفات فوتبال در این پارک ساخته و راه اندازی شده است.

قطع حدود ۵۰۰۰ اصله از درختان این پارک در سال ۱۳۸۶ به منظور اتصال اتوبان آزادگان به همت باعث ایجاد تنش بسیاری میان دوستداران محیط زیست و شهرداری تهران گردید.






پارک جنگلی شورآب
پارک جنگلی شورآب یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.این پارک طبیعی در کیلومتر ۲۵ جاده خرم‌آباد به پلدختر واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است. پارک جنگلی شورآب به دلیل وجود درختان انبوه بلوط و آب هوای معتدل هر سال در فصل بهار گردشگران بسیاری را خود جذب می کند.چندی پیش طرحی مبنی بر دهکده پارک جنگلی شوراب توسط نمایندگان شهر خرم‌آباد در مجلس مطرح شد که هدف آن ساماندهی پارک و همچنین جذب هر چه بهتر گردشگران بود.






پارک جنگلی کوهسار
بوستان جنگلی کوهسار در شمال‌باختر شهر تهران واقع شده است. این بوستان جنگلی که در دامنهٔ رشته‌کوه البرز قرار دارد در منطقه ۵ شهرداری تهران واقع شده است. بوستان جنگلی یا کوهستانی کوهسار در شمال‌باختر محلهٔ شهران و شمال محلهٔ کن قرار دارد. راه دسترسی به این بوستان از طریق بزرگراه آبشناسان (ایرانپارس) ممکن است. همچنین در درون بوستان، جادهٔ ماشین‌رو نیز وجود دارد که از طریق آن می‌توان به مناطق بالایی بوستان دسترسی داشت. چون این بوستان چندان در میان مردم، شناخته شده نیست، محلی خلوت و بی سروصدا است.






پارک جنگلی لتمال کن

پارک جنگلی لتمال کن با مساحتی بیش از۱۰۰ هکتار در ارتفاعات منطقه ۲۲ شهرداری تهران و شمال بزرگراه همت واقع شده‌است. ارتفاع این بوستان جنگلی ۱۸۰۰ متر از سطح دریا می‌باشد و در طرح تفصیلی تهران جزء کمربند سبز شهر تهران و طرح گلگشت تهران محسوب می‌گردد.

پارک جنگلی لتمال کن دارای پوشش گیاهی متنوّعی است که شامل درختان زبان گنجشک، بربیس، ارغوان و کاج می‌باشد.

بوستان جنگلی لتمال کن در مسیر وزش بادهای شرقی - غربی تهران واقع شده‌است و سهم به سزایی در تلطیف هوای شهر تهران به خصوص حوزه غرب آن داراست. این پارک به دلیل امکانات مناسب و دارا بودن مسیرهای پیاده روی از مقاصد گردشگری و کوه پیمایی شهروندان تهرانی محسوب می‌گردد.






پارک جنگلی مخمل‌کوه

پارک جنگلی مخمل‌کوه یکی از پارک های طبیعی اطراف شهر خرم‌آباد است.مساحت این پارک ۵۰۰ هکتار است، پارک جنگلی مخمل‌کوه در مسیر خرم‌آباد به الشتر و در کیلومتر ۱۵ این جاده واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است.






پارک جنگلی مشگین‌شهر
پارک جنگلی مشگین‌شهر در کناره غربی رود خیاوچای و به موازات آن در بالا دست رودخانه قرار دارد. این پارک تقریبا بیضوی بطول ۵کیلومتربوده که با جاده کشی در مسیر رودخانه بر طول مسیر بالارونده ان افزوده شده، که بتدریج به یک پارک درختان میوه تبدیل میشود







پارک آبی آزادگان

پارک آبی آزادگان از مراکز تفریحی شهر تهران است که در منطقه ۱۵ شهرداری تهران در بخش غربی محله مشیریه، انتهای بزرگراه آزادگان نزدیک به میدان بسیج قرار گرفته‌است. این پارک امکانات شنا، موج سواری و سرسره بازی دارد. مدیریت این پارک را بخش خصوصی تحت نظارت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به عهده دارد.

پارک آبی آزادگان در سال ۱۳۷۴، ساخته شد و حدود دو سال بعد، مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این پارک آبی که از استخر مواج، دایوهای مرتفع و دریاچه تشکیل شده‌است به دست مهندسان ایرانی ساخته شده‌است.






بوستان المهدی

پارک اَلمَهدی پارکی است تازه‌ تأسیس که در شهر تهران و در ضلع جنوب شرقی میدان آزادی واقع شده‌است.

این پارک که ساخت و تجهیزش مدت‌های طولانی به درازا کشید، دارای امکاناتی همچون قایق‌رانی، وسایل پرورش اندام و محل بازی کودکان می‌باشد. به دلیل نزدیکی این پارک به ترمینال غرب اتوبوس‌رانی تهران، آلاچیق‌هایی نیز برای استراحت و خواب مسافران و رهگذران نیز در آن ساخته شده‌است.





باغ پرندگان تهران

باغ پرندگان تهران در شمال‌شرق تهران در دل جنگل لویزان واقع شده است. باغ پرندگان تهران در ۲ فاز طراحی شده است. فاز اول که هم اکنون به بهره برداری رسیده است به نام "دشتچر" نام گذاری شده است و شامل پرنده‌هایی است که در قفس نگهداری می‌شوند و یا توان پرواز ندارند. فاز دوم که مساحتی کمتر از فاز اول دارد در محدوده شمالی در حال احداث است و "آبچر" نام دارد. این فاز شامل پرندگانی است که قابلیت پرواز دارند و احتمالاً مشابه آنچه در باغ پرندگان اصفهان وجود دارد توسط تور از خروج پرندگان از آن جلوگیری خواهد شد. زمان احداث این باغ ۳ سال به طول انجامید.






جزئیات

فاز اول باغ پرندگان که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ افتتاح شدو به بهره‌برداری رسید. در قسمت ورودی محوطه باغ اولین چیزی که جلب توجه می‌کند طوطی‌های سخنگو هستند که به شما خوشامد می‌گویند. پرندگانی نظیر کبوتر، طوطی، کلاغ، خروس، فنج . . . . در این محوطه قرار گرفته‌اند. باغ پرندگان تهران محدوده بزرگی دارد و به دلیل طراحی مسیرهای پیچ در پیچ در آن مسیر طولانی را شامل می‌شود.با توجه به اینکه ورودی باغ در بالاترین قسمت آن قرار دارد و از بالا تقریباً محوطه باغ قابل رویت است . در شمالی ترین قسمت باغ پرندگان بزرگترین قفس آن جلب توجه می‌کند که گونه‌هایی از عقاب‌ها بر روی درختان تنومند اما بی شاخه در آن قرار داده شده‌اند.برخی گونه‌های لاشخور هم در این قفس به چشم می‌خورند ،گونه‌هایی از جغد،شاهین نیز در قفس‌های کوچکی در آن قرار گرفته‌اند.در قسمت میانی باغ پرندگانی نظیر قرقاول،طاووس،پلیکان،فلامینگو و . . . . قرار گرفته‌اند. این محدوده توسط آبشارها و برگه‌های بزرگی که از بالادست باغ آبگیری می‌شوند احاطه شده است. دوطرف برگه‌های آب توسط پل‌های چوبی و زیبایی به هم وصل شده است.در محدوده جنوبی باغ هم پرندگان نام آشنایی هم چون اردک،قوی سیاه و سپید،غاز و . . . . به چشم می‌خورند.




طراحی زیبای محوطه باغ پرندگان:

از شاخصه‌های باغ پرندگان تهران طراحی زیبا و منحصربه‌فرد محوطه باغ است.محوطه باغ پرندگان را مسیرهای سنگفرش شده که توسط درختان و گل‌های زیبایی محصور شده است در بر گرفته است. سایه بانهایی از جنس چوب،نی و پوشال ،نیمکت‌های چوبی با طراحی‌های متنوع،آلاچیق‌های چوبی،عدم وجود تیر برق یا تاسیسات اضافی،تابلوهای راهنمای طرح چوب با خط نستعلیق، آبشارهای کوچک و زیبا و طراحی هوشمندانه برکه‌ها و پل‌های چوبی آن از شاخصه‌های این باغ می‌باشد.






باغ‌وحش تهران

باغ‌وحش تهران یا باغ‌وحش ارم باغ‌وحشی در تهران است که در زمینی به وسعت تقریبی ۵ هکتار در کیلومتر ۴ اتوبان تهران کرج قرار گرفته است.






تاریخچه

از روزگاران قدیم در ایران نگهداری برخی از جانوران و پرندگان در پاره یی خانواده‌ها مرسوم بوده‌است و گاه در گوشه و کنار شهر حیوانی را برای تماشا می‌آوردند. برای مثال میمون بازی در دوره فتحعلی شاه در سبزه میدان بود که یک شیر و یک خرس که صاحبش آنها را زنجیر کرده بود در معرض نظاره اهالی و به احتمال به صورت نوعی کسب و کار، قرار می‌دادند. همچنین در نقطه جنوب غربی دارالخلافه در محلی که به فیلخانه شهرت داشت، فیلی نگهداری می‌شد که در برخی مراسم مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در دوره قاجار ایرانیان با باغهای وحش اروپایی آشنا شدند. اما نخستین باغ وحش یا «مجمع الوحوش» در دوره ناصرالدین شاه در خیابان لختی سعدی کنونی در جایی که زمانی نام خیابان باغ وحش و بعد ماشین خانه و سرانجام اکباتان نامیده شد، تاسیس گردید که البته هیچ گاه به صورت باغ وحش کاملی در نیامد و گاه اهالی شهر برای تماشای چند حیوان بدانجا می‌رفتند. ناصرالدین شاه پس از سفرهای خود به اروپا و دیدن باغ وحش‌های اروپایی، علاقه خاصی به باغ وحش و حیوانات پیدا کرد و به همین دلیل محل دوشان تپه را انتخاب کرد که از پیش در سال ۱۲۶۹ قمری ۱۸۵۳ میلادی عمارت باشکوهی در آن برپا کرده بود و با استفاده از قنات، دریاچه یی نیز پدید آورده بود که منظره‌های بسیار زیبا و دیدنی آن اهالی را به خود جلب می‌کرد. در باغ وحش دوشان تپه، چهار شیر نر و ماده از کوه‌های شیراز، سه ببر از مازندران، یک یوز، سه پلنگ از جاجرود، پنج خرس از دماوند، کفتار، بوزینه، یک میمون، خر و طاووس های بسیار وجود داشت..






منتخب گونه‌های جانوری

در حال حاضرتعداد ۱۲۱ گونه جانوری بومی ایران و دیگر نقاط جهان در قالب گروههای زیر در باغ وحش نگهداری می‌شوند که تعدادی از آنها به شرح زیر معرفی می‌گردند:

گربه سانان: شیر آفریقایی، ببر بنگال، پلنگ ایرانی و آفریقایی، سیاه گوش.
سگ سانان: گرگ، شغال، روباه
پریمات‌ها: شامپانزه، بابون، رزوس
گوشتخواران (خرسها) خرس قهوه‌ای
پرندگان: درنای تاجدار، طاووس، قرقاول، پلیکان، بالابان، کرکس، عقاب
خزندگان: مارپیتون، تمساح پوزه کوتاه ایران، بزمجه، ایگوانا، لاک پشت
کیسه داران: کانگورو
خرطوم داران: فیل سریلانکایی
جوندگان: تشی، سنجاب ایرانی، خرگوش، همستر
آبزیان: پنگوسی، گربه ماهی آفریقایی، لاک پشت آبی
فردسمان (اسب و الاغ): گورخر آسیایی
زوج سمان (گوزنها): گوزن زرد ایرانی گوزن قرمز
شتر شکلان: شتر دو کوهانه






بوستان بهشت مادران

بوستان بهشت مادران پارکی است در تهران که در شرق بزرگراه شهید حقانی و غرب منطقه سید خندان تهران قرار دارد. این بوستان مخصوص خانم‌ها ساخته شده و حجاب در آن اجباری نیست.اگرچه در ابتدا پیست دوچرخه سواری در پارک ساخته شده و بهره برداری شد اما پیست دیگر مورد استفاده نیست و حتی آوردن دوچرخه به پارک مجاز نمی‌باشد. روز های پنجشنبه از ساعت 8 شب ،ایام تعطیل رسمی و جمعه ها آقایان نیز می توانند از پارک استفاده کنند.






بوستان پلیس
بوستان پلیس (پارک پلیس) در قطعه زمینی موسوم به باغ مجید آباد (باغ اناری) واقع در شمال شرق تهران به مساحت ۵۱۶۶۶۳ مترمربع احداث شده است. فضای این بوستان توسط خیابان سی و پنج متری پیشنهادی طرح تفضیلی شهر تهران به دو قطعه تقسیم می گردد که قطعه شمالی حدود ۲۷ هکتار و قطعه جنوبی حدود ۲۴ هکتار بوده و ارتباط بین این دو بخش توسط یک پل عابر پیاده برقرار می گردد. طراحی محوطه این بوستان الهام گرفته از باغهای ایرانی است. در این بوستان محورهای طولی و عرضی عمود برهم، استخرهای زاویه دار همراه با جریان آب، راههای مستقیم و کلاً منظم هندسی به چشم می خورد و تنها معابر درجه ۳ فرعی به صورت نامنظم طراحی شده است و تقریباً می توان سبک طراحی آن را منظم دانست. برخی از گونه های گیاهی کاشته شده در این پارک عبارتند از: انواع کاج ـ سرو تبریزی ـ اقاقیا ـ بیدمجنون ـ زیتون ـ توت ـ پیراکانتا ـ یاس زرد ـ میخک هندی ـ ترون ـ زرشک ـ شیرخشت ـ بوداغ ـ مورد ـ شمشاد ـ انواع بالارونده ها امکانات پارک شامل موارد زیر هستند: نمازخانه ـ کتابخانه ـ رستوران ـ زمین بازی کودکان ـ وسایل بدنسازی ـ زمین ورزشی ـ آلاچیق ـ برکه ـ استخر ـ آبنما و تعداد ۲۴ چشمه سرویس بهداشتی
2:16 pm
دیدگاه‌ها دربارهٔ حسین و انگیزهٔ قیام کربلا
اکثر مسلمانان مقام حسین را گرامی می‌دارند. تنها هواداران بنی امیه بودند که به وی لقب «باغی بعد انعقاد البیعة» را می‌دادند به این علت که علیه دولت اسلامی وقت شورش نمود. این گروه قتل حسین توسط یزید را به این دلیل قابل اغماض می دانند. اما مخالفان این فرقه، نه تنها کسانی بودند که از بنی امیه متنفر بودند، بلکه حتی گروهی که قیام حسین و یارانش را مخلصانه نمی پنداشند و در عین حال به دنبال بهانه‌ای برای خودداری از سرزنش کردن حسین و یا صحابه و تابعین بی طرف (به منظور جلوگیری از جنگهای داخلی در اسلام) در نزاع حسین و یزید، بودند نیز از مخالفان طرفداران بنی امیه در قضیه قتل حسین بودند.





بنابراین تقریباً اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، مکرم می شمارند و به غیر از مقامات خاصی که شیعه به حسین نسبت می‌دهد، نمی‌توان تفاوت عقیدتی خاصی بین شیعه و سنی را در این باب مشخص نمود. رویکرد مثبت اهل سنت به حسین به احتمال قوی نشات گرفته از روایات حزن انگیز است که ابومخنف جمع آوری کرده که این روایات بعضاً مستقیماً و بعضاً مشکوک الاعتبار هستند. اکثر این روایات توسط کوفیانی نقل شده که از عملکرد خود نسبت به حسین پشیمان شده و توبه کردند. این روایات حزن انگیز کوفیان که نشانه‌ای از گرایش‌های شیعی گرایانه ابومخنف بود، منشاء روایاتی شد که مورخان بعدی از آنها استفاده نمودند و در جهان اسلام پراکنده شد. به گفته رسول جعفریان، اعتقاد به جبر که توسط معاویه در جامعه اسلامی انتشار داده شد، موجب آن شد که هیچ‌گاه حرکت حسین برای اهل‌سنّت یک قیام علیه فساد قلمداد نشده و تنها آن را یک شورش غیر قانونی شناختند.




دیدگاه شیعه

کتابی وجود ندارد که بیانگر عقاید تمام فرقه‌های شیعیان در مورد حسین باشد. مهمترین مولفه‌های دیدگاههای شیعیان دربارهٔ حسین، اعتقاد به امامت حسین و داشتن ویژگیهای یک امام از سوی فرقه‌های دوازده امامی، اسماعیلیه و زیدیه است. همانند دیگر امامان، حسین واسطه بین خدا و خلق است. از طریق این توسل است که شیعیان، راهنمایی و هدایت یافته یا از مشکلات رهایی می‌یابند. در روایات شیعه احادیثی از محمد و امامان شیعه آمده که ثوابهای و زیادی برای رفتن به مزار حسین ذکر و همچنین کرامات زیادی برای خاک آن مزار بیان کرده‌اند. حسین به عنوانی یکی از پنج تن آل عبا، تمامی ویژگیهای الهی که در حسن وجود دارد را نیز داراست و به عنوان نوه محمد دارای احترام است. وی سجایای اخلاقی مانند تقوا نیز داشت که از ۲۵ حج پیاده از مدینه تا مکه و ۱۰۰۰ رکعت نمازی (این عدد اغراق به نظر می‌آید) که روزانه انجام می‌داد به عنوان دلیلی بر این موضوع یاد می‌شود. به خاطر تقوای زیادش، وی وقت کمی را به زنان خود اختصاص می‌داد و بنابراین فرزندان کمی داشت. صفات اخلاقی دیگر وی عبارت بود از سخاوت (داستانهای زیادی در این باب وجود دارد)، حلم، فروتنی، فصاحت (سخنان و اشعاری زیادی در اثبات آن وجود دارد) و دیگر ویژگیهایی که از اعمالش نتیجه می‌گردد مانند کوچک شمردن مرگ، ناخوش شمردن زندگی با ذلت، غرور و.... اما اساسی ترین و بزرگترین تکریمی که در منابع شیعی از حسین می‌گردد به خاطر قیام منحصربه‌فردی است که وی خود را قربانی کرد و به خاطر نهضت قدیس وار وی بوده است. بنا به این باور شیعی که امام از آنچه که در گذشته و حال و آینده است خبر دارد و علم وی با گذر زمان افزایش نمی‌یابد، حسین می‌دانست که بر سر خود و یارانش چه خواهد آمد. بنابراین وی با آگاهی از قربانی شدن قطعی خود از مکه به سمت کوفه بدون درنگ حرکت کرد و هیچ تلاشی برای فرار از تقدیر خدا انجام نداد. حدیثی وجود دارد که حاکی است خداوند حسین را مخیر کرد که یا قربانی شود یا به کمک ۴۰۰۰ فرشته که در جنگ بدر برای یاری محمد آمده بودند بر سپاهیان ابن زیاد پیروز گردد و این حدیث ارزش نهضت وی را بالا می‌برد چون این عمل حسین را داوطلبانه جلوه داده و بنابراین به آن ارزش زیادی می‌بخشد. این ۴۰۰۰ فرشته تا روز قیامت بر مزار حسین گریه کرده و برای زائرینش طلب آمرزش می‌کنند. در منابع شیعی در مورد علت این گونه قربانی شدن حسین می‌نویسند که وی خود و اموالش را فدا کرد تا دین جدش محمد را احیا کند و یا آن را از دست ویرانی‌هایی که به دست یزید رخ داده بود رها کند. علاوه بر آن وی با این عمل بر آن بود تا نشان دهد که عمل کرد منافقانه شرم آور است و خواست تا به مردم یاد دهد که قیام بر ضد حاکم فاسق، ضروری است. به طور خلاصه وی خود را اسوه‌ای برای مسلمانان قرار داد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که این باور که حسین می‌خواست با خون خود مردم را از گناهان رهایی بخشد و با قربانی شدنش پیام آور آزادی برای مردم جهان باشد، با ادبیات شیعه بیگانه است یا حداقل نشانه‌ای از آن در متونی که دیده است پیدا ننموده است و ممکن است این مفهوم بعدها در مراسم تعزیه و یا اشعار اخیر نفوذ کرده باشد چون این تغییر مفهوم از توسل به این معنی فعلی کار چندان دشواری نبوده و تحت تاثیر تفکرات مسیحی صورت پذیرفته است.

عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام می‌نویسد احادیثی از محمد بیانگر آن است که علی، حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین این مقام را دارا هستند. ابن بابویه این مطلب را که امامان بعدی شیعه از فرزندان حسین بوده‌اند و نه حسن را به ماجرای هارون و موسی تشبیه می‌کند. عمادی حائری در ادامه برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه از وصیت حسن درباره جانشینی حسین و سفارش به محمد حنفیه از تبعیت از حسین استفاده می‌کند. عمادی حائری معتقد است امامت حسین پس از مرگ حسن پیوسته برقرار بوده اما حسین در زمان معاویه به سبب تقیه آن را آشکار نمی کرده ولی در زمان یزید آن را علنی کرده است. از دیدگاه شیعه، یکی از پیش نیازهای امامت، علم کامل به معارف دین است. عمادی حائری به روایتی اشاره می‌کند که علی از حسن و سپس از حسین خواست تا برای مردم سخنرانی کنند تا در زمانهای بعد، قریش او را بدون علم خطاب نکنند و از این روایت به عنوان دلیلی برای دغدغه علی برای امامت حسین از دیدگاه شیعه یاد می‌کند. علاوه بر آن عمادی حائری برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه، به سخنانی از صحابه دربارهٔ مقام علمی حسین و درخواست فتوا از او، به سخنان خود حسین در بارهٔ امامت خود و برخی معجزات و کرامات به دست وی اشاره می‌کند و در ادامه بیان می‌کند که در روایات برخی از کرامات و معجزات را به هر دوی حسن و حسین نسبت داده‌اند و تفکیکی صورت نپذیرفته است.
پیشگویی سرنوشت حسین در قرآن و احادیث





آیات قرآن منسوب شده به حسین از سوی شیعه

آیات ۱۴ و ۱۵ سوره الأحقاف که دربارهٔ زنی حامله صحبت می‌کند که درد و رنج بسیاری را تحمل می‌کند را اشاره‌ای به فاطمه می دانند و فرزند را نیز حسین می دانند که در آن وقتی خداوند به محمد در مورد سرنوشت این نوه تسلیت گفت و محمد این موضوع را به فاطمه ابراز داشت، فاطمه بسیار پریشان گردید. پس از آنکه خداوند اسامی پنج تن را به زکریا یاد داد، آیه رمز آلود اول سوره مریم (کهیعص) را به زکریا به این صورت رمز گشایی کرد: ک= کربلا، ه= هلاک العترة، ی= یزید، ع= عطش، ص= صبر. تفسیر فوق متواترترین تفسیر از کلمه کیهعص است. این مطلب نشان دهنده شباهت خارق العاده‌ای بین سرنوشت یحیی و حسین است (احتمالاً با توجه به این که سر هر دو بریده شد و در طشت قرار داده شد.). وقتی جبرئیل نام ۵ تن آل عبا را به زکریا یاد داد و زکریا نام هر یک از آنها را به زبان آورد، در تمامی موارد به جز حسین، وقتی نام را ادا می‌کرد حالتی مسرت بخش به وی دست می‌داد، اما وقتی نام حسین را بیان نمود، اشک در چشمان زکریا جاری گشت. سپس خداوند به زکریا سرنوشت حسین را وحی نمود و زکریا هق هق گریه را سر داد و از خدا درخواست کرد که پسری به وی دهد تا سرنوشتی همانند حسین را داشته باشد تا بتواند مصیبتی شبیه مصیبتی که محمد به آن دچار می‌شود را تحمل کند و خداوند به زکریا، یحیی را بخشید. حسین در تمامی مراحل سفر خود از مکه به سمت کربلا، به یاد یحیی می‌افتاد. بر طبق روایتی دیگر، خون حسین همانند خون یحیی به جوشش خواهد آمد و خداوند برای آنکه این جوشش را تسکین دهد، ۷۰۰۰۰ نفر از منافقان و کفار و سست ایمانها را نابود خواهد کرد همان گونه که این کار را برای انتقام از یحیی انجام داده بود. از آیات دیگری که شیعه آن را منتسب به حسین می داند می‌توان به آیه ۶ سوره احزاب اشاره نمود در مورد ادامه امامت از نسل تفسیر شده است. همچنین آیاتی چون ۷۷ سوره نسا، ۳۳ سوره اسرا و ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (که در نزد شیعه سوره حسین دانسته شده) از نظر شیعه به قیام و کشته شدن حسین اشاره می‌کند.





احادیث

روایات فراوانی وجود دارد که محمد اصحابش را کشته شدن حسین با خبر کرده بود و به غیر از محمد، علی و حسن نیز چنین مطلبی را بیان کرده بودند. خداوند نیز پیامبران پیشین را از ماجرای کشته شدن حسین باخبر کرده بود. علی نیز می‌دانست که حسین در کربلا کشته می‌شود و یک بار که از کنار این منطقه می‌گذشت، توقف کرد و گریست و به یاد پیش گویی محمد افتاد. او کربلا را کرب (غم) و بلا (آزمایش) تفسیر کرد و گفت که کشتگان کربلا بدون هیچ حسابی به بهشت وارد می‌شوند.

در میان اسلام شناسان غربی، ولهاوزن انگیزه قیام حسین را صرفاً به دست‌گیری قدرت می داند و هیچگونه نیت دینی در آن نمی‌بیند. لامنز نیز دشمنی حسین با یزید را نادرست شمرده، حسین را شخصی بی احتیاط و نادوراندیش می داند و همانند (این نظر همچنین دیدگاه معاویه در مورد حسین بوده‌است). این دو مورخ هیچگونه سندیتی برای سخنانی که از حسین در مورد قیامش نقل شده قائل نبوده و آنها را ساخته و پرداختهٔ قرون بعدی می دانند. لارا وسیا وگلییری می‌نویسد گرچه ممکن است که روایاتی جعلی در مورد سخنانی که از حسین نقل شده وجود داشته باشد، اما آنچه از مجموعه روایات و وقایع بر می‌آید این است که حسین معتقد بود که بر حق است و سر سختانه در پی رسیدن به اهداف مذهبی خود بود. وی بر آن بود که دولتی تاسیس کند که «اسلام حقیقی» را محقق کند و در این راه حامیان خود را که هم عقیده با وی بودند را تحسین و تشویق کرد. وگلییری معتقد است این تحلیل ممکن است نظر درستی در مورد شخصیت حسین نباشد، اما بی شک انگیزهٔ جنبشهای سیاسی ضد اموی و مذهبی (شیعیان حسین) که در دفاع از حسین در سالهای بعد رخ داده، بوده است و مورخان بعدی عرب این ایدئولوژی را رواج داده که منجر به مقام بالا و افسانه‌ای حسین در نزد شیعیان گردیده است.

ویلفرد مادلونگ می‌نویسد انگیزه عاملین اصلی واقعه کربلا اغلب مورد بحث بوده‌است ولی این مساله واضح است که حسین را نمی‌توان به عنوان یک شخص شورشی در نظر گرفت که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی خود به خطر انداخته‌است. او به عهدی که با معاویه بسته بود وفادار ماند گرچه از روش حکومت وی ناراضی بود. او با یزید بیعت نکرد چرا که بر خلاف مفاد صلحنامه معاویه با حسن به عنوان جانشین معاویه انتخاب شده بود. با این حال او به طور فعالانه به دنبال شهادت نبود. او هنگامی که معلوم شده بود از پشتیبانی کوفیان برخوردار نیست پیشنهاد نمود که از عراق خارج شود. این عبید الله ابن زیاد بود که مذبوحانه سعی در تحریک حسین به شروع جنگ می‌نمود.

تصمیم اولیه او مبنی بر پاسخ مثبت به دعوت شیعیان کوفه با وجود هشدارهای فراوانی که دریافت نموده بود به علاوه رویای صادقه از پیامبر اسلام بازتاب دهنده یک باور راسخ مذهبی در حسین بر انجام یک مأموریت بدون توجه به عواقب آن است. به مانند پدرش، او کاملاً بر این باور بود که خاندان پیامبر به طور الهی برای رهبری جامعه‌ای که محمد تاسیس کرده بود برگزیده شده‌اند و این یک حق غیر مشروط بوده و او می‌بایست به دنبال رهبری این جامعه باشد.

بر طبق دانشنامه بریتانیکا: «حسن و حسین به خلافت معاویه، نخستین خلیفه اموی تن در دادند و در ازای آن از او مستمری گرفتند اما حسین با خلافت جانشین او، یزید، مخالفت کرد. حسین سپس توسط مردم کوفه که اکثریت آن شیعه بودند دعوت شد تا شورش ایشان را علیه بنی امیه رهبری کند. حسین به همراه گروه کوچکی از خویشاوند و رهروانش به سوی کوفه رفت. گفته می‌شود که او در راه فرزدق شاعر را ملاقات کرد و در این دیدار به او گفته شد که قلب مردم عراق با او است اما شمشیرشان با بنی امیه‌است. حکمران عراق به پشتیبانی از خلیفه چهار هزار مرد را به دستگیری او فرستاد و آنها در ساحل رود فرات راه را بر حسین بستند (اکتبر ۶۸۰ میلادی)؛ حسین تسلیم را نپذیرفت و محافظانش کشته شدند و سر خودش به دمشق فرستاده شد. مسلمانان شیعه روز ده محرم (سالروز جنگ حسین در تقویم مسلمانان) را بزرگداشت می‌گیرند. خونخواهی حسین و سوگواری برای او موجب تضعیف بنی امیه و پدید آمدن یک جنبش قدرتمند شیعه شد. جزییات زندگی حسین به گونه افسانه وار و اغراق آمیز حول شهادت او شکل می‌گیرد. اما اقدام نهایی اش نشان از تاثیرات ایدئولوژیک دارد تا نظامی را شکل دهد که اسلام حقیقی را در برابر حکومت به عقیدهٔ او نا عادلانهٔ اموی می‌نشاند.»




ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حسین

حسین چهره‌ای سپید داشت و گاهی عمامه خز و گاهی عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و ریشش را خضاب می‌کرد. وی با مسکینان هم سفره می‌گشت یا آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنان را طعام می‌داد. معاویه دربارهٔ حسین می‌گفت که وی همانند پدرش علی اهل نیرنگ نیست و عمرو عاص او را محبوبترین زمینینان نزد اهل آسمان می‌دانست.

ویلفرد مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا بر این باور است که حسن خلق و خوی محمد را داشت و از سیاست‌های پدرش علی انتقاد می‌کرد، اما حسین به پدرش شبیه بود و اینکه حسن دو تن از پسرانش را محمد نامیده و هیچکدام را علی نام ننهاده و اینکه حسین دو تن از ۴ پسرش را علی نام نهاده و هیچکدام را محمد ننامیده دلیلی بر این مدعا می‌داند. بر خلاف روحیه صلح طلبی حسن، حسین روحیه جنگجویی و حس غرور خانوادگی پدرش را داشت، گرچه توانایی جنگاوری و تجربه آن را همانند پدرش نداشت. گرچه علی حسن را برای خلیفه شدن بعد از خودش آموزش می‌داد اما به نظر می‌رسد که علی بیشتر به حسین توجه داشته‌است. رسول جعفریان رویاتی را که در آن حسین شبیه علی و حسن شبیه محمد معرفی شده را جعلی می‌داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می‌توانست به منظور تخریب چهره علی و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش‌های عثمانی بودند.۱پانویس سید محمدحسین طباطبایی در باره مقایسه رفتار حسن ابن علی و حسین ابن علی می‌نویسد: «و از اینجا روشن می‌شود که آنچه برخی از مفسرین حوادث گفته‌اند که این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلک صلح را می‌پسندید به خلاف امام حسین که جنگ را ترجیح می‌داد،... سخنی است نابجا؛ زیرا می‌بینیم همین امام حسین که یکروز زیر بار بیعت یزید نرفت، ده سال در حکومت معاویه و مانند برادرش امام حسن (که اونیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت.» محمد عمادی حائری معتقد است حسین را در اکثر منابع شبیه به محمد دانسته‌اند و در یک روایت وی را شبیه ترین فرد به محمد بیان کرده‌اند. روایتی نیز موجود است که علی، حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر رفتار می داند.

حسین احترام حسن را نگه می‌داشت و حرفی روی حرفش نمی‌زد. محمد حنفیه نیز همین برخورد را با حسین داشت. حسین بخشنده بود و در مدینه به خاطر این صفت معروف شده بود و غلامان و کنیزانش را در صورت مشاهده خوش رفتاری آزاد می‌نمود. روایتی وجود دارد که معاویه کنیزی را به همراه اموال و لباس فراوانی برای حسین فرستاده بود. وقتی این کنیز آیاتی از قرآن و شعری در مورد ناپایداری دنیا و مرگ انسان را خواند، حسین وی را آزاد نموده و اموال را به او بخشید. یک بار یکی از غلامان حسین کاری نادرست انجام داد. اما پس از آنکه غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، حسین او را بخشید و پس از آن غلام آیه «واللّه یحب‌المحسنین» را به زبان آورد و حسین غلام را به خاطر این کار آزاد کرد. حسین دین اسامه بن زید بیمار شده بود و ناتوان از پرداخت آن بود را پرداخت. روایتی وجود دارد که حاکی است حسین املاک و اجناسی را که به وی ارث رسیده بود، پیش از دریافت آنها را بخشید و همچنین دین مرد دیگری را پس از آنکه به ۳ پرسش حسین پاسخ داد، پرداخت و انگشتری اش را به آن مرد بخشید. یک زن و مرد یهودی با مشاهده بخشندگی حسین مسلمان گردیدند. حسین به معلم فرزندانش مال و پوشاک فراوان بخشید و دهانش را پر از در کرد در حالی که اذعان می‌داشت که این جبرانگر ارزش کار معلم نیست. مردی شامی یک بار به حسین و علی ناسزا گفت، اما حسین از او درگذشت و او را مورد مهربانی و لطف خود قرار داد. گفته‌اند که جای کیسه‌های آذوقه که حسین برای مسکینان می‌برد در روز عاشورا بر بدنش آشکار بود.




باورهای غالیانه در خصوص حسین

داستانهای افسانه‌ای درباره حسین از ابتدا تحت تأثیر جایگاه او به عنوان امام شیعه و یکی از چهارده معصوم که در جهانشناسی شیعه ذاتی فراطبیعی بهشان اعطا شده قرار داشت. بسیاری از افسانه‌ها از معجزات خون حسین و سر بریده سخنگوی او نشأت گرفت از جمله مکالمه یک کشیش که موجب می‌شود یک کشیش بیزانسی در زمره بازیگران دربار یزید در تعزیه جای بگیرد. افسانه‌های حسین و نمادهای مربوطه تحت تأثیر درون مایه‌های ایرانی قبل از اسلام نظیر سیاوش و انتقام اوست. همچنین لاله به عنوان نماینده خون و رنج شهدا و نقض برجسته اسب قهرمان؛ علاوه بر این در تضاد با حسین که ذاتی بهشتی دارد، قاتلین او اهریمن جلوه داده شده و به صورت حیوان در می‌آیند و باور بر این است که انتقام آخرالزمانی نسل آنها را عذاب خواهد داد. مخاطبین مخصوصاً حکایات در خصوص تولد حسین، سرنوشت تراژیک او و برادرش حسن و معجزات مربوط به مرگ او و پیامدهایش را بسی احساسات برانگیز می‌یابند. سنتها در خصوص حسین مکرراً منتشر می‌شد و محمدباقر مجلس در اثر عظیم خود بحارالانوار آنها را جمع آوری کرده است.

سه گونه باور افسانه‌ای نسبت به حسین وجود دارد: آنهایی که عنصر جهانشناسانه در آنها غالب است و «نور» در آنها نقش مهمی دارد، آنها که شخصیت آخرالزمانی دارند و آنهایی که حسین در آنها شخصیتی تاریخی دارد که برای ما شناخته شده است ولی در هاله‌ای از معجزات قرار دارد که او را به جایگاهی فراانسانی بالا می‌برد. در گروه اول که حاصل تأثیر باورهای متافیزیکی، خیلی قدیمی تر از اسلام و ساخته غلات شیعه است، حسین کارکردی در پیوند با دیگر اهل بیت دارد و کاملاً برابر برادرش حسن است. در حکایات آخرالزمانی (که یحتمل با عقاید مغیریه تأسیس شده توسط مغیرةبن سعید عجلی مرتبط است) آمده که حسین به کوه رضوی رفت و در آنجا بر تختی نورانی در احاطه پیغمبران، و در جلوی پیروان وفادارش تا ظهور مهدی خواهد ماند و سپس به کربلا خواهد رفت و همه زمینیان و آسمانیان او را ملاقات خواهند کرد.




کرامات در هنگام تولد و کودکی حسین

حسین سه ماه قبل از موعد متولد شد و با این وجود زنده ماند. نظیر این برای عیسی و یحیی بن زکریا نیز روی داده است. محمد به مدت ۴۰ روز از وی نگهداری می‌کرد و انگشت خود را در زبان حسین قرار می‌داد و یا آب بزاق خود را در دهان حسین می‌گذاشت. حدود ۱۰۰۰ فرشته از بهشت فرود آمدند تا در جشن تولد حسین به همراه محمد شادی کنند. جبرئیل پیام تبریک و شادمانی خداوند را به محمد رساند و مشتی از خاک کربلا را به وی داد و جبرئیل کودک را در هنگامی که فاطمه خوابیده بود نوازش کرد. جبرئیل به محمد خبر داد که امت وی حسین را می‌کشند و نسل امامت از وی خواهد بود. فرشته‌ای که از سوی خداوند رانده شده بود و بالهایش شکسته بود، از تولد حسین بهره برد. او گروهی از فرشتگان را دید که به منظور تبریک به محمد در حال گذر از آنجا هستند و از آنها خواست تا وی را به خود ببرند. وقتی این فرشته بال شکسته خود را به نوزاد مالید، بال شکسته اش ترمیم یافت و درست شد و با شفاعت محمد بخشیده شد و به جایگاهش در بهشت بازگشت. از آن به بعد این فرشته با نام مولی الحسین یاد می‌گشت و محاسبه گر زائرین حسین در کربلا است. محمد، پسرش ابراهیم و نوه اش حسین را بر زانوان خود قرار می‌داد. جبرئیل به وی گفت که خداوند به هر دو اینها با هم عمر طولانی نخواهد داد و محمد باید جان یکی را با فدا کردن دیگری، نجات بخشد. محمد در حالی که اشک می‌ریخت و از آنجایی که نمی‌خواست علی و فاطمه در فراق فرزندشان گریه کنند، قبول کرد که ابراهیم را تسلیم خدا کند.





معجزات پس از کشته شدن حسین

وقتی حسین کشته شد، روز مبدل به شب گردید و ستارگان در آسمان نمایان شدند. آسمان خون بارید که آثاری بر سر و جامه مردم تا مناطق خراسان بر جا گذاشت. از زیر سنگها در شام و مناطقی دیگر خون جاری شد. از دیوارها خون بیرون آمد. شب قبل از قتل حسین، ام سلمه یا ابن‌عباس، محمد را به خواب دید که سر و ریشش خاکی است و در ظرفی کوچک خون می‌ریزد. خاک کربلا که جبرئیل یا یکی دیگر از فرشتگان به محمد داده بودند و ام سلمه آن را نگه داشته بود، شب قبل از کشته شدن حسین مبدل به خون گردید. ام سلمه دانست که حادثه کربلا رخ داده و شیون سر داد و اولین کسی بود که این کار را کرد. این احادیث جمع آوری خون کشتگان کربلا توسط محمد یا نگه داشتن یک مشت خاک کربلا توسط ام سلمه به صورت احادیث با سندهای گوناگون بیان شده‌اند که برخی معتبر و برخی نامعتبرند. جنها گریستند و شعر سراییدند. زنان جن‌ها نیز مویه و عزاداری به پا کردند که صدای آنان را ام سلمه و دیگر زنان شنیدند. فرشتگان گریستند و سر حسین به دمشق برده شد. حتی حیوانات وحشی و ماهیان نیز گریستند. در شب قبل از نبرد کربلا، صدای شخصی می‌آمد که آیات هشدار دهنده می‌خواند اما خود شخص دیده نمی‌شد.





معجزات سر بریده حسین

وقتی که سر در حال برده شدن به کوفه بود، قلمی سحرآمیز آیاتی هشدارآمیز بر روی دیواری نوشت و همان آیات بر روی کلیسایی در رم که ۳۰۰ سال پیش از بعثت محمد ساخته شده بود، نوشته شد. سر بریده بوی معطری می‌داد و راهبی که تحت تاثیر نور معجزه آسایی که از سر ساطع می‌شد، قرار گرفته بود، با مقداری پول سر را کرایه کرد و به خانه اش برد. در آن شب سر حسین سخن گفت و راهب پس از آن مسلمان گردید. درهمی که راهب در ازای سر حسین به لشکریان پرداخته بود مبدل به سنگ گردید. ماری به یکی از سوراخهای بینی سر بریده خزید و از دیگری درآمد. سر بریده آیاتی از قرآن را خواند. شبی که خولی به کوفه آمد، سر حسین را به خانه برد و آن را زیر ظرفی قرار داد. ستون نوری از آسمان به ظرف می‌تابید و پرندگانی سفید در اطراف ظرف پرواز می‌کردند.





سرنوشت کسانی که به حسین اهانت کرده یا وی را زخمی کردند

تمام کسانی که به حسین در روز کربلا اهانت نمودند مدت کمی پس از آن به تیره‌روزی مبتلا گردیدند. سرنوشتهایی مانند: کشته شدن، کوری، مرض‌های مختلف مثل جذام، عطش سیرنشدنی، خشک شدن دست همانند چوب در تابستان و آب ریختن آن در زمستان، مرگ بر اثر سوختگی، عقرب گزیدگی، از دست دادن قدرت و ثروت، بیرون رانده شدن از خانه توسط همسر. آنهایی که اموال حسین را غارت نمودند نیز به عقوبت‌هایی گرفتار گردیدند. شخصی که عمامه حسین را غارت نمود دیوانه شد. کسی که ردای حسین را غارت کرد، مبتلا به فقر گردید. شخصی که عطر و روپوش و جامه‌های حسین را غارت نمود مبتلا به جذام یا کچلی گردید. اشیایی که از حسین غارت شد تنزل قیمت پیدا کرد یا بی استفاده گردید. گوشت شترانی که از لشکر حسین غارت شد، تلخ گردید یا آتش گرفت. عطر و لباسها مبدل به خون گردید. طلاهای غارتی مبدل به مس گردید یا در دستان زرگر آتش گرفت و زعفرانهای غارتی نیز آتش گرفت.





القاب در دیگر کتب مقدس

حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.





صفات فراطبیعی حسین که معجزه آفریده‌اند

پیشانی حسین به قدری روشن بود که مردم می‌توانستند با نگاه کردن به وی راه خود را در تاریکی بیابند. او قادر به شفای بیماران بود. او نشانه‌ای میان چشمان زنی پرهیزگار ایجاد کرد که با دمیدن در آن ناپدیدش کرد. او شخصی که مبتلا به تب شده بود را شفا داد. او دست مردی را که در حین عمل طواف کعبه بدن زنی را لمس کرده بود و به بدن زن چسبیده بود و جدا نمی‌شد را جدا کرد. این در حالی بود که فقها فرمان قطع دست آن فرد را داده بودند. کرامات دیگر وی عبارتند از به حرف درآوردن طفل شیرخواره‌ای به منظور بیان نام پدر واقعی خود، بردن افراد به وقایع رخ داده در زمان گذشته (مثل زمانی که علی و محمد در مسجد قبا بودند)، فراهم کردن میوه‌های خارج از فصل (انگور و موز) برای پسر خود، بارور کردن یک درخت نخل خشکیده، سیراب کردن یاران خود با قرار دادن انگشت خود در دهانشان و فراهم کردن غذای آسمانی در روز نبرد کربلا، به وجود آوردن چشمهٔ آب با پرتاب یک تیر به نقطه‌ای نزدیک خیمه‌های زنانش در کربلا، اشاره کردن به آسمان و فراهم آوردن لشکری از فرشتگان، اما برگزیدن مرگ، آگاهی از وقایع آینده و علم به اسرار. این پیشگویی‌ها عمدتاً توسط جدش به وی آموخته شد و همچنین وی رویایی دید که جدش محمد وی را از سرنوشتش آگاه ساخت که حسین مظلومانه کشته می‌شود و برادر و فرزندان و نوادگان حسین در روز قیامت از حساب پس دادن معاف می‌شوند. مجسم شدن نیات کوفیان نسبت به وی به صورت یک حیوان درنده، پیش بینی کردن اینکه عمر بن سعد فرمانده سپاه کوفه می‌شود و آگاه ساختن وی از سرنوشتش مبنی بر اینکه مرگ وی مدت کوتاهی پس از کشته شدن حسین خواهد بود، پیش بینی اینکه سرش به نزد ابن زیاد می‌رود اما حامل سر جایزه‌ای نمی‌گیرد، بر حذر داشتن گروهی از غلامانش از خروج در یک روز خاص و تبعیت نکردن و کشته شدن آنان و پیش گویی نام قاتلین آنان به حاکم از دیگر کرامات منسوب شده به حسین می‌باشند.




آرامگاه
روایات متعددی در مورد مکان دفن سر حسین وجود دارد. در کنار پدرش علی در نجف، خارج از کوفه اما نه در کنار علی، در کربلا به همراه بدن کاملش، در بقیع، در مکان نامعلومی در دمشق، در رقه سوریه، در قاهره که توسط فاطمیان به آنجا برده شده در مسجدی به نام محسن الامین که از نام حسین برگرفته شده دفن گردیده.




سوگواری محرم

پس از واقعهٔ عاشورا، طولی نکشید که اولین زوار حسین برای یادبود شهادت او مراسم عمومی به راه انداختند. معزالدوله در دوره بوییان گرامیداشت عمومی عاشورا را در بغداد به جا آورد (که موجب شد به پا داشته شدن ضد-یادبود از سوی سنیان به مدت سالها شد). العزیز حاکم فاطمی مصر هم این مراسم را بر پا کرد. عاشورا از دوره سلجوقیان، شرکت کنندگان زیادی را از زمینه‌های مختلف از جمله سنت به خود جذب کرد. سوگواریهای محرم با پشتیبانی امامیه اثنی عشری از سوی صفویه به سرتاسر ده روز اول محرم گسترش یافت (این مورد برای دوره پیش از صفوی نامعلوم است). مراسم عمومی شامل موارد زیر بود:

روضه خوانی در شب و روز در اماکن عمومی، قصرها، مساجد، تکایا و حسینیه‌ها
رسم دفن کردن خود تا سر
دسته‌های عزاداران که با زنجیر، ستگ، تیغ و نیز با سوزاندن خود ریاضت می‌کشیدند
مراسم جنگ گروههای رقیب حیدری نعمتی
رژه تابوت و نخل با علم که با شکوه و بر دوش مردم در میدان اصلی و بر دوش مردم حرکت می‌کردند و با عناصر نمایشی کاروان او را شبیه سازی می‌کردند
مراسم سوزاندن پیکر خائنان (عمرکشان) زین رو مراسم محرم جنبه‌های کارناوال گونه داشت و شادی را با غم و اندوه در می‌آمیخت.
ساعت : 2:16 pm | نویسنده : admin | نوای علمدار | مطلب قبلی
نوای علمدار | next page | next page