گویش بختیاری
گویش بختیاری یا لری بختیاری گویش مردم بختیاری است. بختیاری‌ها جزئی از مردم لر به شمار می‌آیند که به آنها لُر بزرگ می‌گویند و در جنوب غربی ایران ساکن هستند. گویش بختیاری از جمله گویش‌های جنوب غربی ایران و یکی از گویش‌های زبان لری به شمار می‌رود. این گویش تفاوت‌های اندکی با سایر گویش‌های زبان لری از جمله لری خرم‌آبادی و لری بویراحمدی دارد.





گویش‌های لُری بختیاری


گویش

بختیاری مانند دیگر گویش‌های ایرانی جنوب غربی لهجه‌های متعددی دارد که به طور کلی از نظر جغرافیایی می‌توان آن را به چهار نوع گویش تقسیم نمود:




اول

منطقهٔ شرقی که قسمتی از دنبالهٔ رودخانهٔ کارون ، شهرهای شمالی و شمال شرقی خوزستان را شامل می‌شود و همسایهٔ کهگیلویه و بویراحمد نیز است. برای مثال تمام بختیاری‌ها به «شما» می‌گویند «ایسا» (isa) اما در این منطقه «ایشا» (ishA) می‌گویند.




دوم

منطقهٔ جنوبی که از میداوود و رود زرد تا رامهرمز و هفتکل است.




سوم

منطقه چهار لنگ که از فریدن و فریدونشهر تا دورود را شامل می‌شود. اگرچه در این منطقه تأثیر پذیری صورت نگرفته‌است، اما در بعضی واژه‌ها از دیرباز این تفاوت وجود داشته‌است. مثلاً به عمو می‌گویند تتا در حالی که در مناطق دیگر به عمو می‌گویند تاته. همچنین در گویش اصلی بختیاری ضمایر ملکی متصل به کلمه سوم شخص مفرد به جای "ش"، "س" تلفظ می‌شود ولی در طوایف چهارلنگ از "ش" استفاده می‌شود.



چهارم

بختیاری میانی که شامل کلیهٔ طوایف هفت لنگ می‌شود. این محدوده از الیگودرز شروع و تا مناطق جنوبی ادامه دارد و قسمتی هم از چهار لنگ کیان ارثی را دربر می‌گیرد. می‌توان گفت این گویش اصلی ترین گویش بختیاری است.
حروف ویژه در گویش لری بختیاری

در لری بختیاری حروفی وجود دارد که در فارسی رایج تلفظ نمی‌شوند. بیشتر آن‌ها بازماندگان زبان پهلوی می‌باشند.

ذال معجم: حرف «د» وقتی که پس از a،A،o،i،e،y بیاید به گونه‌ای دیگر تلفظ می‌شود («A» را «آ» فرض کنید و «a» را «فتحه») تلفظ به این طورت است که قسمت زیرین نوک زبان با دندانهای پیش فک زیرین مماس شده اما با دندانهای پیش فک بالا تماس بسیار نامحسوس است. اما «د» پس از صامت‌ها به همان صورت معمول تلفظ می‌شود.

هاء میان تهی: گونه‌ای «هـ» است که با تلفظی نرمتر از «هـ» تلفظ می‌شود. مانند پهل (pohl) به معنی پُل

واو غنه: کلمهٔ «نو» در فارسی رایج تقریباً با واو غنه تلفظ می‌شود. در گویش لری بختیاری برخی کلمات با این واو تلفظ می‌شوند. مثل nّon (یعنی نان)




درباره گویش بختیاری

راولینسون در سفرنامه خود می‌نویسد:

تاکنون این گویشهای رایج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پارسی میانه می‌دانستند ولی به نظر می‌رسد زبان لری از پارسی باستان مشتق شده‌است که همزمان با زبان پهلوی به صورت جداگانه با آن تکلم می‌شده است

محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی می‌داند و در این خصوص می‌نویسد:

خاک این منطقه به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده‌است.




ضمایر

ضمایر شخصی منفصل

مو (mo)... من

تو (to)... تو

هو (Ho)... او/آن

ایما (imA)... ما

ایسا (isA)... شما

هونو/اونو (ono/hono)... آنها





ضمایر جمع


برای جمع در بختیاری از (ل) یا (یل) استفاده می‌شود.

توجه: در باره جمع بستن کلمه‌ها گویش و زبان بختیاری به دو بخش تقسیم می‌گردد یکی بختیاری‌های غربی(ساکن الیگودرز و دورود تا نزدیکی‌های لالی و سردشت و دزفول) برای جمع بستن بیشتر از «ان» که به صورت شکسته «ون» یا «وُ» گفته می‌شود استفاده می‌کنند. اما سایر بختیاری‌ها از«یل» برای نام‌های نر(مذکر) مانند کُریل، و از «گل» برای نام‌های مادینه(مونث) مانند دُرگل و زَِنگل استفاده می‌کنندو گاهی نیز برای برخی از کلمات از همان «ان» به شکل شکسته استفاده می‌نمایند. مانند گامیشو یا گامیشون، قاطرو یا قاطرون، بُزون. نکته مهم دیگر اینکه گاهی نیز از همان«ان» با حذف «ن» برای جمع بستن استفاده می‌کنند. مانند مدادا، قاطراو غیره... :

ایرانیل... ایرانیها

مدادل... مدادها





ضمایر ملکی متصل


اُم (om-) تَوَرُم (tavarom) تبرم (تبر من)

اِت (et-) تَوَر ِت (tavaret) تبرت

اِس (es-) تَوَر ِس (tavares) تبرش

اِمون (emun-) تَوَر ِمون (tavaremun) تبرمان

اِتون (etun-) تَوَر ِتون (tavaretun) تبرتان

اِسون (esun-) تَوَر ِ سون (tavaresun) تبرشان


اسامی مختوم به مصوت هنگام گرفتن ضمیر ملکی متصل تنها m یا t یا s یا mun یا tun و یا sun می‌گیرد.

مثل:

دام (dAm) مادرم

داسون (dasun) مادرشان


ضمایر اشاره


یو (yo)هه (he) این

هو (ho) آن

یونو (yono) اینها

هه نو (heno) اینها

هونو (hono) آنها
زمان افعال





مضارع اخباری


شناسه + بن مضارع + -e

مثلاً خَردَن (xardan) به معنی خوردن بن مضارعش «خور» (xor) است:

می‌خورم: اِخورُم (exorom)

می‌خوری: اِخوری (exori)

می‌خورد: اِخوره (exore)

می‌خوریم: اِخوریم (exorim)

می‌خورید: اِخورین (exorin)

می‌خورند: اِخور ِن (exoren)

مضارع التزامی


دستور ساختش مثل فارسی است

ماضی مطلق


دستور ساختش مثل فارسی است (شناسه + بن ماضی)

ماضی استمراری


شناسه + بن ماضی + -e مثل: اِخَردُم (exardom) می‌خوردم





ماضی نقلی


e- + ماضی مطلق

خورده‌ام: خَردُمِه (xardome)

خورده‌ای: خَردیه (xardiye)

خورده‌است: خَردِه (xarde)

خورده‌ایم: خَردیمِه (xardime)

خورده‌اید: خَردینِه (xardine)

خورده‌اند: خَردِنِه (xardene)


ماضی بعید


مثل فارسی است فقط به جای «بود» از «بید» استفاده می‌شود. مثلاً: خورده بودند = خَردِه بیدِن (xarde biden)





آینده


برای بیان زمان آینده معمولاً همان مضارع اخباری به کار می‌رود


نفی مضارع اخباری


نمی‌خورم: نیخورُم (nixorom)

نمی‌گویم: نیگُم (nigom)






آبشار کردوی کن

آبشار کردوی کن یا تنگ زندان از آبشارهای استان چهارمحال و بختیاری در شهرستان لردگان و در منطقه حفاظت شده سبزکوه قرار دارد. این آبشار یکی از پرآبترین و بلندترین آبشارهای ایران است. کردوی کن به زبان محلی (مه دود مانند) است. این آبشار در 55 کیلومتری شمال لردگان مابین روستاهای معدن و کلارمویی در موقعیتی صعب العبور قرار دارد. منشا آب آن چشمه ای در 50 متری پرتگاه آنست.

اسم این آبشار در زبان محلی کرودید می باشد. «کر» به معنای مه و تار و «دید» به معنای دود است.



صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری

صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری یکی از مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در شهرکرد فعالیت می‌کند.




قلعه دزک

قلعه دزک، قلعه‌ای است در روستایی به نام دزک که در استان چهارمحال و بختیاری و در فاصله ۳۲ کیلومتری شهرکرد، (مرکز استان چهارمحال و بختیاری) واقع است. این قلعه که ماه ها و سال ها به دست هنرمندانی از دیار اصفهان معماری و تزیین شده است، افراد مهمی را که در امورات مملکتی نفوذ و قدرت زیادی داشتند در خود جای داده است از جمله وحید دستگردی و علی اکبر دهخدا که پس از استبداد صغیر جهت کناره گیری از سیاست به این قلعه پناه برد و در قلعه دزک ساکن گردید.

این قلعه به دستور امیر مفخم بختیاری پسر امامقلی خان حاجی ایلخانی بنا شد.

قلعه ی دزک در دوران حیات امیر مفخم به پسر بزرگ او، فتعلی خان سردار معظم واگذار شد.

از جمله افراد معروفی که در این قلعه بدنیا آمدند. تیمسار تیمور بختیار است.

در این قلعه، کتابخانه‌ای از کتب امیر مفخم بختیاری وجود داشته‌است. علی اکبر دهخدا در هنگام جنگ جهانی که به چهارمحال و بختیاری گریخته بود، از این کتابخانه استفاده کرد و تألیف امثال و حکم و لغتنامه خود را با استفاده از منابع موجود در قلعه دزک، آغاز نمود.


این قلعه در حال حاضر در اختیار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌باشد، که یکی از نقاط گردشگردی استان چهارمحال و بختیاری، محسوب می‌گردد.

در این قلعه، تعدادی از فیلم‌های تاریخی ساخته شده است و هر ساله گروه‌های زیادی از این روستای تاریخی و قلعه آن دیدن می‌نمایند.




روستای تاریخی، سیاسی و فرهنگی دزک

اما توضیحات اجمالی در خصوص روستای تاریخی، سیاسی و فرهنگی دزک : دزک از روستاهای بخش کیار، دهستان کیار شرقی، شهرستان شهرکرد از زمره محال چهار گانه(لار، کیار، می‌زدج و گندمان) ، که در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرکرد ، مرکز استان واقع گردیده‌است.

جمعیت آن، بر اساس سرشماری سال (۱۳۷۵)، ۳۵۸۱ نفر اعلام شده‌است. گویش مردم آن فارسی روستایی و مذهب تمامی ایشان شیعه می‌باشد.

از اواسط دوره قاجاریه به این سو، روستای دزک از نواحی حاکم نشین این منطقه به شمار می‌آید و همپای دیگر نقاط همجوارش، یعنی سورک و موسی آباد ، به عنوان یک منطقه دارای اهمیت تلقی می‌شود.

از لحاظ تاریخی نیز همجواری با روستای دستگرد امامزاده و نیز آثار و شواهد تاریخی، نظیر تپه‌های مربوط به ادوار مختلف استقرار بشر و گورستان های قدیمی با شیرهای سنگی ، متعلق به عصر صفویه، نشانه‌های دیگری از اهمیت آن، در روزگار پیشین است.

در خصوص وجه تسمیه این روستا باید گفت، دزک از نظر صورت ظاهری از ترکیب «دز (دژ)» و «ک» حرف تصغیر تشکیل گردیده‌است و در کل به معنای بنای تدافعی نظامی کوچک می‌باشد. همچنین کلمات «دزیان»، «دزیزان»، «دزدک» و... از همان کلمه دز ریشه گرفته و نشانگر سیر تطور آن در دوره‌های مختلف است.

بر اساس روایتهای محلی در زمان های دور، در ارتفاعات سر به فلک کشیده مجاور روستا، دژی وجود داشته که اطراف آن خندق عمیقی بوده‌است و همین امر سبب شده تا بعدها پس از احداث دهکده فعلی، کم کم نام «دزک» به این روستا که بنای کلی و نیز کاخ حکومتی اش، از آن الهام گرفته شده، اطلاق گردد.


این بنا توسط لطفعلی خان امیر مفخم بختیاری، از خوانین معروف هفت لنگ بختیاری ساخته شده و ترمیم و بازساخت و تزئین دایمی آن از سوی دیگر ساکنینش در واقع بیانگر روزگار قدرت نمایی این گروه و پرهیز از حاکمیت خوانین چهارلنگ بختیاری و چالشتری، از اواسط سلسله قاجاریه به این سو، از صحنه سیاسی تاریخی منطقه می‌باشد.

بنای فعلی در حقیقت بخش محوری و اصلی مجموعه‌ای نظامی مسکونی است که توسط خوانین بنام بختیاری در این روستا ساخته شده و متاسفانه گذشت زمان و عوامل تخریبی مختلف سبب شده تا سایر بخش های این مجموعه عظیم، از بین برود...

این بنا در طول حیات خود حوادث فروانی را شاهد بوده که مهمترین آنها، ایفای نقش در جریان اعاده مشروطیت است.

در آن هنگام این بنا به صورت مرکزی برای ایجاد تشکل در میان قیام گران بختیاری و اتحاد با انقلابیون عمل کرده‌است.

همچنین علامه فقید علی اکبر دهخدا در ایام مهاجرت خود به اتفاق تعدادی انقلابیون ضد انگلیسی در جریانات جنگ جهانی اول مدتی را در این قلعه به سر برده و با بهره گیری از منابع ارزشمند کتابخانه‌ای موجود در آن، که نشانگر توجه و علاقمندی ساکنانش به علم وادب بوده و پایه‌های اصلی انتشار «لغت نامه» مشهور خود را بنا نهاده‌است.




ویژگیهای معماری

از نظر ویژگیهای معماری، کاخ قلعه، که الهام گرفته از قصرهای اروپایی قرن‌های گذشته، با آرایش ایرانی می‌باشد، که با تزئینات الحاقی دیگر آن، نشانگر نفوذ فرهنگی و توجه به غرب در آن هنگام بوده‌است.

این بنا با توجه به آب و هوای منطقه در دو طبقه با ایوان های شمالی و جنوبی، مشرف به بیشه‌های منتهی به کوهستان و رو به قبله ساخته شده‌است! تا اتاق های همکف حداکثر بهره گیری از نور و گرما در زمستان و اتاق های طبقه اول، بیشترین هوای خنک را در تابستان داشته باشد.

پی‌ها و دیوارهای اصلی بنا به منظور حداقل رساندن تبادل حرارتی، به شکل قابل توجهی قطور ساخته شده و با پوششی از آجر در نمای بیرونی و اندود کاهگل، در نمای خارجی با لایه‌ای از گچ، سفید کاری و محافظت گردیده است.

این بنا دارای چهار برج مخروطی شکل است بدون کاربری نظامی که دو برج قسمت جنوبی سالم و دو برج قسمت شمالی نیمه مخروبه و بیشتر برای القاء شکوه و ابهت ساخته شده و به عنوان انبار و زندان استفاده شده اند...

طبقه همکف و اول بنا، دو ایوان در قسمت شمالی و جنوبی دارد که نور لازم را برای اتاقهای مجاور، زیر برجی و سفره خانه، آیینه خانه و اتاقهای جنبی دیگر فراهم می‌کند.

همچنین، قرینه بنای فعلی، در جنوب حیاط داخلی قسمت شاه نشین و نیز در جنب آن ابنیه‌های الحاقی دیگری وجود داشته، که متاسفانه بواسطه عوامل تخریبی مختلف، به جز صفه و بخاری های تزئینی آن، اثر دیگری بر جا نمانده‌است!

در حال حاضر این کاخ-قلعه ۲۰/۵۰۷۶ متر مربع وسعت دارد و با توجه به اهمیت لزوم حفظ هویت فرهنگی آن، به شماره ۱۷۳۱/۳ در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.




تزئینات و معماری

در این بنا انواع هنرهای تزئینی معماری قابل ملاحظه می‌باشد، که عموما در طبقه اول بنا به کار برده شده‌است. در پوشش آجر خارجی سعی شده تا از هنر «آجر چینی» و تلفیق آن با کاشی کاری های لعابی هندسی، نقش های زیبای بیشتری حاصل آید.


جالب ترین و زیباترین قسمت ها در این بنا، تالار سفره خانه و اتاق آیینه هستند.

تالار سفره خانه، در گذشته بوسیله فرشی ۵۰ متری، مفروش می‌شده که متاسفانه در دهه‌های اخیر مفقود گردیده‌است.

حاشیه بالایی دیوارهای این تالار و اطراف درهای اصلی و ورودی، با گچ بری های قالبی با نقش هایی اسطوره‌ای از فرشته، شیر و شکار و فرهاد کوهکن با الهام از داستانهای هفت پیکر نظامی گنجوی آراسته شده‌است.

همچنین تصاویری از خوانین و بزرگان بختیاری، در اندازه‌های مختلف برای تکمیل تزئینات این قسمت به کار رفته‌است. در ایوان های ورودی و شمالی طبقه اول، ستون‌های گچبری شده‌ای دیده می‌شود، که با نقوش حصیری شکل، بر روی تیرهای چوبی آفریده شده‌اند.

اطاق آیینه که در حقیقت یکی از هشت اطاق بازمانده اصیل از این نوع در منطقه می‌باشد، در خور توجه‌است. این اتاق که دیوارها و سقف آن با آیینه تزئین شده، با تکنیک نقاشی پشت شیشه، شکوه بیشتری یافته‌است. نقاشی‌ها عموما تصاویری از سوارکاری، قصرها و ابنیه سلطنتی با طرح‌های اروپایی، گل و مرغ نمای و نمای خارجی خود بنا هستند.

در دیوارهای شرق و غرب آن چهار عدد قاب آیینه طراحی شده، که مربوط به الحاقات سابق الذکر، در دهه‌های ۱۳۳۰ هجری شمسی به بعد، می‌باشد و بوسیله روشنایی برق در پشت آن، به عنوان شب چراغ مورد بهره برداری قرار می‌گرفته‌است.

از دیگر تزئینات بکار رفته در بنای فوق الذکر، درهای چوبی آن می‌باشد، که به انواع ساده در طبقه همکف و معرق با مفتول نشانده، به صورت قاب و تنگه با ابزار زنی پیرامون قاب ها، در طبقه اول تقسیم می‌گردد.


از نظر کار هنری بر روی سنگ، این بنا برخلاف بسیاری قلاع خان نشین منطقه دارای تنوع نبوده و تنها به نصب ساده ستون های سنگی با کار مختصر بر روی آنها و در نشیمن گاهها و ورودی و ازاره‌های طبقه همکف بخش جنوبی و نیز قسمت صفه شمالی، به نقش های هندسی و یا گل های ساده چند پر، اکتفا شده‌است.

در میانه حیاط شمالی پر درخت ، حوض سنگی بزرگی، با طرح ایرانی چند ضلعی قرار دارد که آب آن قبلا از چشمه‌های موجود در ارتفاعات جنوبی مشرف به روستا بوسیله تنبوشه به حوض نسبتا کوچک در جلوی حیاط شمالی آورده شده وسپس بر اساس اختلاف سطح و نیروی ثقلی به تدریج به آب نمای حوض اصلی، در داخل حیاط که در چهار سوی خود صورتک های انسانی را داراست واز دهانشان آب، با فشار به بیرون ریخته می‌شود منتقل می‌شده‌است.

در میانه دیواره شمالی حیاط، مشرف به حوض بزرگ، کاشی های کوچک رنگی، برای ایجاد تنوع به چشم می‌خورد که در کنار هم نقوش هندسی لوزی، مربع و بیضی را به وجود آورده‌اند و در این میان کاشی آبی رنگی قرار داده شده که بر روی آن نوشته شده (سنه ۱۳۲۵ هجری قمری مبارک باد)

که گویا مربوط به اتمام طرح های تزییناتی داخلی بنا بوده و احتمالا به وقایع سیاسی اجتماعی از جمله مسئله اعاده مشروطیت، بی ارتباط نمی‌باشد.

در حال حاضر این بنا همه روزه از ساعت ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر، پذیرای بازدیدکنندگان و علاقه مندان آثار فرهنگی و تاریخی می‌باشد...

رجال علمی و سیاسی که در این قلعه حضور داشته‌اند :

۱. مرحوم علامه میرزا علی اکبر دهخدا ۱۲۵۸-(۱۳۳۴)

۲. دکتر محمد مصدق

۳. ملک الشعرای بهار

۴. فرخی یزدی

۵. وحید دستگردی

۶. ابوالقاسم نجفی برادر آقای نجفی معروف اصفهانی




کارون

رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است. این رود در سنگ نوشته‌های باستانی کرن، کرنک و کوهرنگ نیز نامیده میشد و اولین تمدن‌های بشری درکنار این رود تشکیل گردیده است. برخی نیز رودخانه کارون را همان رودخانه باستانی کوپرتس می باشد. این رود با درازای ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تامین می‌شود. در حاشیه این رود تمدن‌های بزرگی از ایران شکل گرفته‌است. رودخانه کارون به غیر از تامین آب آشامیدنی و کشاورزی و تولید برق مصرفی دارای مواهب دیگری نیز می باشد از جمله بستر مناسبی برای جذب سرمایه گذاری و ایجاد مکان های تفریحی پررونق و نیز حمل و نقل کالاست به علت آنکه از طریق آن می توان کالاهای تجاری و صادراتی کشور را با استفاده از حمل و نقل آبی، از اهواز و حتی شوشتر تا بنادر بین المللی خوزستان مانند خرمشهر و آبادان منتقل کرد.




سرچشمه و شاخه‌ها

سرچشمه شاخه‌های اصلی کارون (ارمند، کوهرنگ و بازفت)، زردکوه بختیاری در استان چهار محال و بختیاری است؛ ولی شاخه‌های فرعی آن از کوه‌های گوناگون سرچشمه می‌گیرند مانند خرسان از دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد و دز از بلندی‌های لرستان. این رود، پس از گذر از مناطق کوهستانی و پر پیچ و خم، در منطقه‌ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می‌شود. رود کارون در شمال شوشتر به دو شاخه تقسیم می‌شود که در جنوب شوشتر با یکدیگر پیوند می‌یابند. مهم‌ترین شاخهٔ فرعی کارون، رود دز است که در شمال اهواز به کارون می‌پیوندد. رود کارون در مرز ایران و عراق، به اروندرود پیوسته و روانه خلیج فارس می‌شود. پیچ و خم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بی‌نظیر تبدیل کرده‌است.

روزانه ۲۰ هزار متر مکعب آب از رودخانه کرخه توسط آبراهی به نام کانال شهید چمران به رودخانه کارون منتقل می‌شود.

زمانی کارون عریض‌ترین و پرآب ترین رودخانه ایران بود. اما امروز بیشتر از آنکه شبیه یک رود پرخروش باشد، به نهر کم آب و کوچکی می‌ماند که برای دفع آبهای سطحی ساخته شده است.





سدها
سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایین‌تر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند می‌باشند.




وضعیت رود کارون
آبرسانی

آبرسانی شهرهای شمال شرق خوزستان ار سد کارون 3 در دست مطالعه توسط سازمان آب و برق خوزستان می باشد. هدف از این طرح تامین آب سالم و بهداشتی شهرهای ایذه و رامهرمز می باشد.




محیط زیست کارون

آلودگی رود کارون از مشکلات مهم این رودخانه است. سازمان آب و برق خوزستان بر این باور است که شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی با ورود آلاینده‌ها و زهاب‌های خود یکی از آلوده کنندگان اصلی رودخانه کارون هستند. شرکت توسعه نیشکر به عنوان یکی از آلاینده‌های رودخانه کارون در ستاد جرایم دادگستری خوزستان (که آلودگی این رودخانه را به صورت ویژه از سال ۸۸ دنبال می‌کند) نیز نام برده شده‌است.

پسماندهای کشاورزی مهمترین منبع آلودگی رودخانه کارون است که ۴۸ درصد پسماندهای ورودی به کارون را شامل می شوند. پس از پسماندهای کشاورزی، نیز فاضلاب شهری با ۲۶ درصد در رتبه دوم آلایندگان رودخانه کارون قرار دارد.

همچنین احداث مزارع پرورش غیر مجاز ماهی در سرشاخه های رودخانه بزرگ کارون از جمله رودخانه ارمند، رودخانه بهشت آباد، کاج، کارون میانی و... در استان چهارمحال و بختیاری، محیط زیست این رودخانه را تحت تاثیر قرار داده و عملا حیات اکوسیستم آبی و تنوع زیستی این رودخانه را با خطر روبرو کرده است.





ضرورت لای‌روبی

پس از جنگ ایران و عراق، و با ته‌نشینی رسوبات و شناورهای صیادی، این رودخانه برای کشتیرانی غیرقابل استفاده شده‌است. انجام طرح‌های لایروبی رودخانه، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای رفع این مشکل است.

۲۳ میلیون مترمکعب از رودخانه کارون باید لایروبی شود که حدود ۱۰ میلیون مترمکعب از این میزان، مربوط به لایروبی در محدوده شهر اهواز است.




خطر خشک شدن کارون

کاهش شدید آب رودخانه کارون باعث شده سواحل و تفریحگاه آن به محلی برای تجمع حشرات و حیوانات موذی تبدیل شود. در پاییز سال ۱۳۹۲ این رودخانه دچار کم‌آبی شدید شد بطوریکه در اهواز ارتفاع آب به یک متر رسید.




گاگریو
گاگریو در بختیاری به نام‌های دیگری مانندِ "گوگِریو" و "سُروُو" که مخففِ سرودهٔ عزا است گفته می‌شود.




معانی

گاگریو از دو بخشِ گا بمعنی گاه (زمان یا وقت) و گریو به معنی گریه ساخته شده و سرهم به معنای زمان گریه است.
اگر گا را بمعنی گوی و گفتن و گِریو را بمعنیِ گریستن بدانیم، سرهم بمعنی گفتن و گریستن است. یعنی مراسمی که در آن می‌گویند و می‌گریند.




محتوا

گاگِریوها شعر هستند و در دستهٔ اشعار بختیاری جای می‌گیرند. این اشعار عمدتا در مراسمِ عزاداری بختیاری‌ها و بیشتر توسطِ زنان خوانده می‌شود اما امروزه با گسترش و دگرگونی وضعیتِ اجتماعی و ساخت مساجد و امکاناتِ صوتی، مردان نیز گاهی به خواندنِ گاگریو روی می‌آورند.

گاگریوها معمولاً با توجه به خصوصیاتِ فردِ در گذشته و توسط زنان بشکلِ فی البداهه خوانده می‌شوند و معمولاً با تغییرِ نام و کلمات، شعر را بگونه‌ای متناسب با وضعیتِ درگذشته می‌خوانند. مضمونِ این ابیات شرحِ خوبی، مِهر، میهمان نوازی، سوارکاری، تیر اندازی، شجاعت و رشادتِ شخصِ درگذشته است. همچنین زنانِ در گذشته نیز به صفاتِ پاکدامنی، مهمان نواری، تلاش در خانه و مضامینی از این دست ستوده می‌شوند.




وزن گاگریوها

در گاگریوها وزن و قافیه معمولاً رعایت می‌شود. هرچند که گاهی یک مصرع نسبت به مصرعِ پیشینِ خود، یک یا چند هجا بیشتر یا کمتر دارد. اما معمولاً وزن و قافیه در این اشعار بخوبی رعایت می‌شود. بطور خلاصه می‌توان گفت که بیشترِ زنانِ بختیاری طبعِ شعر داشته و اشعاری را به شخصِ درگذشته نسبت داده و با همخوانی و بشکلِ گروهی، با سوز و گدازی خاص می‌خوانند.




رسومات

محورِ همهٔ اشعارِ گاگریو، غم و عزاست. در آغازِ خواندنِ گاگریو، رسم بر اینست که یکی از زنانِ سرشناس و "بی بی"‌های ایل شروع به خواندنِ بیتی از گاگریوه می‌کند و همهٔ زنان نیز با وی همنوا می‌شوند و آن بیت، بیتِ ترجیعی می‌ماند که زنان پس از خواندنِ هر چند بیتی آن بیت را دوباره تکرار می‌کنند. معمولاً پس از خواندنِ چهل بیت یا کمتر، زنِ دیگری خواندنِ اشعار و تکرارِ آنها را بعهده می‌گیرد و زنانِ دیگر نیز با وی همنوا شده و این کار در مجالسِ ترحیم ممکنست ساعتها به درازا بیانجامد.





انواع گاگریو

گاگریوها با توجه به محتوای آنها به چند دسته تقسیم می‌شوند:

گاگریوهایی که در وصفِ اندام و جسمِ فرد در گذشته است.

مانند:

ای جَوون کُر جاهلی لَو قاغذِ نو

َار دَدوت سیت بمیره مَیَر که چِ بوو

گاگریوهایی در وصفِ ایمان و نیکی‌های اخلاقیِ فردِ درگذشته.

اَوِ روو به جُم جُمه نیده گُدارُم

دَسومِه به کَس نیدُم غیرِ بِرارُم

به غَریوی نیرِوُم ترسُم بمیرُم

مرده شور نامحُرمِه گورُم زِ مَردُم

اُچو که آقام اِره به چادر پوش

چی بلبل حرف اِزَنِه خانا گِرن گوش

گاگریوهایی در شِکوه از روزگار و فلک و چرخِ گردون.

ای خدا کارِ تُنِه کارِت مَوو راسد

کِردی وُرم کاری که دشمنون خاسد

نرمه نرمه بزنین کَلند به مزارا

تا بِنیَرُم چه کنه خدا زِ بالا

گاگریوهایی که حالتِ سیاسی داشته‌اند و درباره کسانی سروده می‌شوند که بحکمِ حکام کشته می‌شوند.
گاگریوهایی که صرفا حالتِ غم انگیز و تاثر بر مرگِ عزیزان دارد.
6:34 pm
دیدگاه‌ها دربارهٔ حسین و انگیزهٔ قیام کربلا
اکثر مسلمانان مقام حسین را گرامی می‌دارند. تنها هواداران بنی امیه بودند که به وی لقب «باغی بعد انعقاد البیعة» را می‌دادند به این علت که علیه دولت اسلامی وقت شورش نمود. این گروه قتل حسین توسط یزید را به این دلیل قابل اغماض می دانند. اما مخالفان این فرقه، نه تنها کسانی بودند که از بنی امیه متنفر بودند، بلکه حتی گروهی که قیام حسین و یارانش را مخلصانه نمی پنداشند و در عین حال به دنبال بهانه‌ای برای خودداری از سرزنش کردن حسین و یا صحابه و تابعین بی طرف (به منظور جلوگیری از جنگهای داخلی در اسلام) در نزاع حسین و یزید، بودند نیز از مخالفان طرفداران بنی امیه در قضیه قتل حسین بودند.





بنابراین تقریباً اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، مکرم می شمارند و به غیر از مقامات خاصی که شیعه به حسین نسبت می‌دهد، نمی‌توان تفاوت عقیدتی خاصی بین شیعه و سنی را در این باب مشخص نمود. رویکرد مثبت اهل سنت به حسین به احتمال قوی نشات گرفته از روایات حزن انگیز است که ابومخنف جمع آوری کرده که این روایات بعضاً مستقیماً و بعضاً مشکوک الاعتبار هستند. اکثر این روایات توسط کوفیانی نقل شده که از عملکرد خود نسبت به حسین پشیمان شده و توبه کردند. این روایات حزن انگیز کوفیان که نشانه‌ای از گرایش‌های شیعی گرایانه ابومخنف بود، منشاء روایاتی شد که مورخان بعدی از آنها استفاده نمودند و در جهان اسلام پراکنده شد. به گفته رسول جعفریان، اعتقاد به جبر که توسط معاویه در جامعه اسلامی انتشار داده شد، موجب آن شد که هیچ‌گاه حرکت حسین برای اهل‌سنّت یک قیام علیه فساد قلمداد نشده و تنها آن را یک شورش غیر قانونی شناختند.




دیدگاه شیعه

کتابی وجود ندارد که بیانگر عقاید تمام فرقه‌های شیعیان در مورد حسین باشد. مهمترین مولفه‌های دیدگاههای شیعیان دربارهٔ حسین، اعتقاد به امامت حسین و داشتن ویژگیهای یک امام از سوی فرقه‌های دوازده امامی، اسماعیلیه و زیدیه است. همانند دیگر امامان، حسین واسطه بین خدا و خلق است. از طریق این توسل است که شیعیان، راهنمایی و هدایت یافته یا از مشکلات رهایی می‌یابند. در روایات شیعه احادیثی از محمد و امامان شیعه آمده که ثوابهای و زیادی برای رفتن به مزار حسین ذکر و همچنین کرامات زیادی برای خاک آن مزار بیان کرده‌اند. حسین به عنوانی یکی از پنج تن آل عبا، تمامی ویژگیهای الهی که در حسن وجود دارد را نیز داراست و به عنوان نوه محمد دارای احترام است. وی سجایای اخلاقی مانند تقوا نیز داشت که از ۲۵ حج پیاده از مدینه تا مکه و ۱۰۰۰ رکعت نمازی (این عدد اغراق به نظر می‌آید) که روزانه انجام می‌داد به عنوان دلیلی بر این موضوع یاد می‌شود. به خاطر تقوای زیادش، وی وقت کمی را به زنان خود اختصاص می‌داد و بنابراین فرزندان کمی داشت. صفات اخلاقی دیگر وی عبارت بود از سخاوت (داستانهای زیادی در این باب وجود دارد)، حلم، فروتنی، فصاحت (سخنان و اشعاری زیادی در اثبات آن وجود دارد) و دیگر ویژگیهایی که از اعمالش نتیجه می‌گردد مانند کوچک شمردن مرگ، ناخوش شمردن زندگی با ذلت، غرور و.... اما اساسی ترین و بزرگترین تکریمی که در منابع شیعی از حسین می‌گردد به خاطر قیام منحصربه‌فردی است که وی خود را قربانی کرد و به خاطر نهضت قدیس وار وی بوده است. بنا به این باور شیعی که امام از آنچه که در گذشته و حال و آینده است خبر دارد و علم وی با گذر زمان افزایش نمی‌یابد، حسین می‌دانست که بر سر خود و یارانش چه خواهد آمد. بنابراین وی با آگاهی از قربانی شدن قطعی خود از مکه به سمت کوفه بدون درنگ حرکت کرد و هیچ تلاشی برای فرار از تقدیر خدا انجام نداد. حدیثی وجود دارد که حاکی است خداوند حسین را مخیر کرد که یا قربانی شود یا به کمک ۴۰۰۰ فرشته که در جنگ بدر برای یاری محمد آمده بودند بر سپاهیان ابن زیاد پیروز گردد و این حدیث ارزش نهضت وی را بالا می‌برد چون این عمل حسین را داوطلبانه جلوه داده و بنابراین به آن ارزش زیادی می‌بخشد. این ۴۰۰۰ فرشته تا روز قیامت بر مزار حسین گریه کرده و برای زائرینش طلب آمرزش می‌کنند. در منابع شیعی در مورد علت این گونه قربانی شدن حسین می‌نویسند که وی خود و اموالش را فدا کرد تا دین جدش محمد را احیا کند و یا آن را از دست ویرانی‌هایی که به دست یزید رخ داده بود رها کند. علاوه بر آن وی با این عمل بر آن بود تا نشان دهد که عمل کرد منافقانه شرم آور است و خواست تا به مردم یاد دهد که قیام بر ضد حاکم فاسق، ضروری است. به طور خلاصه وی خود را اسوه‌ای برای مسلمانان قرار داد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که این باور که حسین می‌خواست با خون خود مردم را از گناهان رهایی بخشد و با قربانی شدنش پیام آور آزادی برای مردم جهان باشد، با ادبیات شیعه بیگانه است یا حداقل نشانه‌ای از آن در متونی که دیده است پیدا ننموده است و ممکن است این مفهوم بعدها در مراسم تعزیه و یا اشعار اخیر نفوذ کرده باشد چون این تغییر مفهوم از توسل به این معنی فعلی کار چندان دشواری نبوده و تحت تاثیر تفکرات مسیحی صورت پذیرفته است.

عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام می‌نویسد احادیثی از محمد بیانگر آن است که علی، حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین این مقام را دارا هستند. ابن بابویه این مطلب را که امامان بعدی شیعه از فرزندان حسین بوده‌اند و نه حسن را به ماجرای هارون و موسی تشبیه می‌کند. عمادی حائری در ادامه برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه از وصیت حسن درباره جانشینی حسین و سفارش به محمد حنفیه از تبعیت از حسین استفاده می‌کند. عمادی حائری معتقد است امامت حسین پس از مرگ حسن پیوسته برقرار بوده اما حسین در زمان معاویه به سبب تقیه آن را آشکار نمی کرده ولی در زمان یزید آن را علنی کرده است. از دیدگاه شیعه، یکی از پیش نیازهای امامت، علم کامل به معارف دین است. عمادی حائری به روایتی اشاره می‌کند که علی از حسن و سپس از حسین خواست تا برای مردم سخنرانی کنند تا در زمانهای بعد، قریش او را بدون علم خطاب نکنند و از این روایت به عنوان دلیلی برای دغدغه علی برای امامت حسین از دیدگاه شیعه یاد می‌کند. علاوه بر آن عمادی حائری برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه، به سخنانی از صحابه دربارهٔ مقام علمی حسین و درخواست فتوا از او، به سخنان خود حسین در بارهٔ امامت خود و برخی معجزات و کرامات به دست وی اشاره می‌کند و در ادامه بیان می‌کند که در روایات برخی از کرامات و معجزات را به هر دوی حسن و حسین نسبت داده‌اند و تفکیکی صورت نپذیرفته است.
پیشگویی سرنوشت حسین در قرآن و احادیث





آیات قرآن منسوب شده به حسین از سوی شیعه

آیات ۱۴ و ۱۵ سوره الأحقاف که دربارهٔ زنی حامله صحبت می‌کند که درد و رنج بسیاری را تحمل می‌کند را اشاره‌ای به فاطمه می دانند و فرزند را نیز حسین می دانند که در آن وقتی خداوند به محمد در مورد سرنوشت این نوه تسلیت گفت و محمد این موضوع را به فاطمه ابراز داشت، فاطمه بسیار پریشان گردید. پس از آنکه خداوند اسامی پنج تن را به زکریا یاد داد، آیه رمز آلود اول سوره مریم (کهیعص) را به زکریا به این صورت رمز گشایی کرد: ک= کربلا، ه= هلاک العترة، ی= یزید، ع= عطش، ص= صبر. تفسیر فوق متواترترین تفسیر از کلمه کیهعص است. این مطلب نشان دهنده شباهت خارق العاده‌ای بین سرنوشت یحیی و حسین است (احتمالاً با توجه به این که سر هر دو بریده شد و در طشت قرار داده شد.). وقتی جبرئیل نام ۵ تن آل عبا را به زکریا یاد داد و زکریا نام هر یک از آنها را به زبان آورد، در تمامی موارد به جز حسین، وقتی نام را ادا می‌کرد حالتی مسرت بخش به وی دست می‌داد، اما وقتی نام حسین را بیان نمود، اشک در چشمان زکریا جاری گشت. سپس خداوند به زکریا سرنوشت حسین را وحی نمود و زکریا هق هق گریه را سر داد و از خدا درخواست کرد که پسری به وی دهد تا سرنوشتی همانند حسین را داشته باشد تا بتواند مصیبتی شبیه مصیبتی که محمد به آن دچار می‌شود را تحمل کند و خداوند به زکریا، یحیی را بخشید. حسین در تمامی مراحل سفر خود از مکه به سمت کربلا، به یاد یحیی می‌افتاد. بر طبق روایتی دیگر، خون حسین همانند خون یحیی به جوشش خواهد آمد و خداوند برای آنکه این جوشش را تسکین دهد، ۷۰۰۰۰ نفر از منافقان و کفار و سست ایمانها را نابود خواهد کرد همان گونه که این کار را برای انتقام از یحیی انجام داده بود. از آیات دیگری که شیعه آن را منتسب به حسین می داند می‌توان به آیه ۶ سوره احزاب اشاره نمود در مورد ادامه امامت از نسل تفسیر شده است. همچنین آیاتی چون ۷۷ سوره نسا، ۳۳ سوره اسرا و ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (که در نزد شیعه سوره حسین دانسته شده) از نظر شیعه به قیام و کشته شدن حسین اشاره می‌کند.





احادیث

روایات فراوانی وجود دارد که محمد اصحابش را کشته شدن حسین با خبر کرده بود و به غیر از محمد، علی و حسن نیز چنین مطلبی را بیان کرده بودند. خداوند نیز پیامبران پیشین را از ماجرای کشته شدن حسین باخبر کرده بود. علی نیز می‌دانست که حسین در کربلا کشته می‌شود و یک بار که از کنار این منطقه می‌گذشت، توقف کرد و گریست و به یاد پیش گویی محمد افتاد. او کربلا را کرب (غم) و بلا (آزمایش) تفسیر کرد و گفت که کشتگان کربلا بدون هیچ حسابی به بهشت وارد می‌شوند.

در میان اسلام شناسان غربی، ولهاوزن انگیزه قیام حسین را صرفاً به دست‌گیری قدرت می داند و هیچگونه نیت دینی در آن نمی‌بیند. لامنز نیز دشمنی حسین با یزید را نادرست شمرده، حسین را شخصی بی احتیاط و نادوراندیش می داند و همانند (این نظر همچنین دیدگاه معاویه در مورد حسین بوده‌است). این دو مورخ هیچگونه سندیتی برای سخنانی که از حسین در مورد قیامش نقل شده قائل نبوده و آنها را ساخته و پرداختهٔ قرون بعدی می دانند. لارا وسیا وگلییری می‌نویسد گرچه ممکن است که روایاتی جعلی در مورد سخنانی که از حسین نقل شده وجود داشته باشد، اما آنچه از مجموعه روایات و وقایع بر می‌آید این است که حسین معتقد بود که بر حق است و سر سختانه در پی رسیدن به اهداف مذهبی خود بود. وی بر آن بود که دولتی تاسیس کند که «اسلام حقیقی» را محقق کند و در این راه حامیان خود را که هم عقیده با وی بودند را تحسین و تشویق کرد. وگلییری معتقد است این تحلیل ممکن است نظر درستی در مورد شخصیت حسین نباشد، اما بی شک انگیزهٔ جنبشهای سیاسی ضد اموی و مذهبی (شیعیان حسین) که در دفاع از حسین در سالهای بعد رخ داده، بوده است و مورخان بعدی عرب این ایدئولوژی را رواج داده که منجر به مقام بالا و افسانه‌ای حسین در نزد شیعیان گردیده است.

ویلفرد مادلونگ می‌نویسد انگیزه عاملین اصلی واقعه کربلا اغلب مورد بحث بوده‌است ولی این مساله واضح است که حسین را نمی‌توان به عنوان یک شخص شورشی در نظر گرفت که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی خود به خطر انداخته‌است. او به عهدی که با معاویه بسته بود وفادار ماند گرچه از روش حکومت وی ناراضی بود. او با یزید بیعت نکرد چرا که بر خلاف مفاد صلحنامه معاویه با حسن به عنوان جانشین معاویه انتخاب شده بود. با این حال او به طور فعالانه به دنبال شهادت نبود. او هنگامی که معلوم شده بود از پشتیبانی کوفیان برخوردار نیست پیشنهاد نمود که از عراق خارج شود. این عبید الله ابن زیاد بود که مذبوحانه سعی در تحریک حسین به شروع جنگ می‌نمود.

تصمیم اولیه او مبنی بر پاسخ مثبت به دعوت شیعیان کوفه با وجود هشدارهای فراوانی که دریافت نموده بود به علاوه رویای صادقه از پیامبر اسلام بازتاب دهنده یک باور راسخ مذهبی در حسین بر انجام یک مأموریت بدون توجه به عواقب آن است. به مانند پدرش، او کاملاً بر این باور بود که خاندان پیامبر به طور الهی برای رهبری جامعه‌ای که محمد تاسیس کرده بود برگزیده شده‌اند و این یک حق غیر مشروط بوده و او می‌بایست به دنبال رهبری این جامعه باشد.

بر طبق دانشنامه بریتانیکا: «حسن و حسین به خلافت معاویه، نخستین خلیفه اموی تن در دادند و در ازای آن از او مستمری گرفتند اما حسین با خلافت جانشین او، یزید، مخالفت کرد. حسین سپس توسط مردم کوفه که اکثریت آن شیعه بودند دعوت شد تا شورش ایشان را علیه بنی امیه رهبری کند. حسین به همراه گروه کوچکی از خویشاوند و رهروانش به سوی کوفه رفت. گفته می‌شود که او در راه فرزدق شاعر را ملاقات کرد و در این دیدار به او گفته شد که قلب مردم عراق با او است اما شمشیرشان با بنی امیه‌است. حکمران عراق به پشتیبانی از خلیفه چهار هزار مرد را به دستگیری او فرستاد و آنها در ساحل رود فرات راه را بر حسین بستند (اکتبر ۶۸۰ میلادی)؛ حسین تسلیم را نپذیرفت و محافظانش کشته شدند و سر خودش به دمشق فرستاده شد. مسلمانان شیعه روز ده محرم (سالروز جنگ حسین در تقویم مسلمانان) را بزرگداشت می‌گیرند. خونخواهی حسین و سوگواری برای او موجب تضعیف بنی امیه و پدید آمدن یک جنبش قدرتمند شیعه شد. جزییات زندگی حسین به گونه افسانه وار و اغراق آمیز حول شهادت او شکل می‌گیرد. اما اقدام نهایی اش نشان از تاثیرات ایدئولوژیک دارد تا نظامی را شکل دهد که اسلام حقیقی را در برابر حکومت به عقیدهٔ او نا عادلانهٔ اموی می‌نشاند.»




ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حسین

حسین چهره‌ای سپید داشت و گاهی عمامه خز و گاهی عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و ریشش را خضاب می‌کرد. وی با مسکینان هم سفره می‌گشت یا آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنان را طعام می‌داد. معاویه دربارهٔ حسین می‌گفت که وی همانند پدرش علی اهل نیرنگ نیست و عمرو عاص او را محبوبترین زمینینان نزد اهل آسمان می‌دانست.

ویلفرد مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا بر این باور است که حسن خلق و خوی محمد را داشت و از سیاست‌های پدرش علی انتقاد می‌کرد، اما حسین به پدرش شبیه بود و اینکه حسن دو تن از پسرانش را محمد نامیده و هیچکدام را علی نام ننهاده و اینکه حسین دو تن از ۴ پسرش را علی نام نهاده و هیچکدام را محمد ننامیده دلیلی بر این مدعا می‌داند. بر خلاف روحیه صلح طلبی حسن، حسین روحیه جنگجویی و حس غرور خانوادگی پدرش را داشت، گرچه توانایی جنگاوری و تجربه آن را همانند پدرش نداشت. گرچه علی حسن را برای خلیفه شدن بعد از خودش آموزش می‌داد اما به نظر می‌رسد که علی بیشتر به حسین توجه داشته‌است. رسول جعفریان رویاتی را که در آن حسین شبیه علی و حسن شبیه محمد معرفی شده را جعلی می‌داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می‌توانست به منظور تخریب چهره علی و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش‌های عثمانی بودند.۱پانویس سید محمدحسین طباطبایی در باره مقایسه رفتار حسن ابن علی و حسین ابن علی می‌نویسد: «و از اینجا روشن می‌شود که آنچه برخی از مفسرین حوادث گفته‌اند که این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلک صلح را می‌پسندید به خلاف امام حسین که جنگ را ترجیح می‌داد،... سخنی است نابجا؛ زیرا می‌بینیم همین امام حسین که یکروز زیر بار بیعت یزید نرفت، ده سال در حکومت معاویه و مانند برادرش امام حسن (که اونیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت.» محمد عمادی حائری معتقد است حسین را در اکثر منابع شبیه به محمد دانسته‌اند و در یک روایت وی را شبیه ترین فرد به محمد بیان کرده‌اند. روایتی نیز موجود است که علی، حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر رفتار می داند.

حسین احترام حسن را نگه می‌داشت و حرفی روی حرفش نمی‌زد. محمد حنفیه نیز همین برخورد را با حسین داشت. حسین بخشنده بود و در مدینه به خاطر این صفت معروف شده بود و غلامان و کنیزانش را در صورت مشاهده خوش رفتاری آزاد می‌نمود. روایتی وجود دارد که معاویه کنیزی را به همراه اموال و لباس فراوانی برای حسین فرستاده بود. وقتی این کنیز آیاتی از قرآن و شعری در مورد ناپایداری دنیا و مرگ انسان را خواند، حسین وی را آزاد نموده و اموال را به او بخشید. یک بار یکی از غلامان حسین کاری نادرست انجام داد. اما پس از آنکه غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، حسین او را بخشید و پس از آن غلام آیه «واللّه یحب‌المحسنین» را به زبان آورد و حسین غلام را به خاطر این کار آزاد کرد. حسین دین اسامه بن زید بیمار شده بود و ناتوان از پرداخت آن بود را پرداخت. روایتی وجود دارد که حاکی است حسین املاک و اجناسی را که به وی ارث رسیده بود، پیش از دریافت آنها را بخشید و همچنین دین مرد دیگری را پس از آنکه به ۳ پرسش حسین پاسخ داد، پرداخت و انگشتری اش را به آن مرد بخشید. یک زن و مرد یهودی با مشاهده بخشندگی حسین مسلمان گردیدند. حسین به معلم فرزندانش مال و پوشاک فراوان بخشید و دهانش را پر از در کرد در حالی که اذعان می‌داشت که این جبرانگر ارزش کار معلم نیست. مردی شامی یک بار به حسین و علی ناسزا گفت، اما حسین از او درگذشت و او را مورد مهربانی و لطف خود قرار داد. گفته‌اند که جای کیسه‌های آذوقه که حسین برای مسکینان می‌برد در روز عاشورا بر بدنش آشکار بود.




باورهای غالیانه در خصوص حسین

داستانهای افسانه‌ای درباره حسین از ابتدا تحت تأثیر جایگاه او به عنوان امام شیعه و یکی از چهارده معصوم که در جهانشناسی شیعه ذاتی فراطبیعی بهشان اعطا شده قرار داشت. بسیاری از افسانه‌ها از معجزات خون حسین و سر بریده سخنگوی او نشأت گرفت از جمله مکالمه یک کشیش که موجب می‌شود یک کشیش بیزانسی در زمره بازیگران دربار یزید در تعزیه جای بگیرد. افسانه‌های حسین و نمادهای مربوطه تحت تأثیر درون مایه‌های ایرانی قبل از اسلام نظیر سیاوش و انتقام اوست. همچنین لاله به عنوان نماینده خون و رنج شهدا و نقض برجسته اسب قهرمان؛ علاوه بر این در تضاد با حسین که ذاتی بهشتی دارد، قاتلین او اهریمن جلوه داده شده و به صورت حیوان در می‌آیند و باور بر این است که انتقام آخرالزمانی نسل آنها را عذاب خواهد داد. مخاطبین مخصوصاً حکایات در خصوص تولد حسین، سرنوشت تراژیک او و برادرش حسن و معجزات مربوط به مرگ او و پیامدهایش را بسی احساسات برانگیز می‌یابند. سنتها در خصوص حسین مکرراً منتشر می‌شد و محمدباقر مجلس در اثر عظیم خود بحارالانوار آنها را جمع آوری کرده است.

سه گونه باور افسانه‌ای نسبت به حسین وجود دارد: آنهایی که عنصر جهانشناسانه در آنها غالب است و «نور» در آنها نقش مهمی دارد، آنها که شخصیت آخرالزمانی دارند و آنهایی که حسین در آنها شخصیتی تاریخی دارد که برای ما شناخته شده است ولی در هاله‌ای از معجزات قرار دارد که او را به جایگاهی فراانسانی بالا می‌برد. در گروه اول که حاصل تأثیر باورهای متافیزیکی، خیلی قدیمی تر از اسلام و ساخته غلات شیعه است، حسین کارکردی در پیوند با دیگر اهل بیت دارد و کاملاً برابر برادرش حسن است. در حکایات آخرالزمانی (که یحتمل با عقاید مغیریه تأسیس شده توسط مغیرةبن سعید عجلی مرتبط است) آمده که حسین به کوه رضوی رفت و در آنجا بر تختی نورانی در احاطه پیغمبران، و در جلوی پیروان وفادارش تا ظهور مهدی خواهد ماند و سپس به کربلا خواهد رفت و همه زمینیان و آسمانیان او را ملاقات خواهند کرد.




کرامات در هنگام تولد و کودکی حسین

حسین سه ماه قبل از موعد متولد شد و با این وجود زنده ماند. نظیر این برای عیسی و یحیی بن زکریا نیز روی داده است. محمد به مدت ۴۰ روز از وی نگهداری می‌کرد و انگشت خود را در زبان حسین قرار می‌داد و یا آب بزاق خود را در دهان حسین می‌گذاشت. حدود ۱۰۰۰ فرشته از بهشت فرود آمدند تا در جشن تولد حسین به همراه محمد شادی کنند. جبرئیل پیام تبریک و شادمانی خداوند را به محمد رساند و مشتی از خاک کربلا را به وی داد و جبرئیل کودک را در هنگامی که فاطمه خوابیده بود نوازش کرد. جبرئیل به محمد خبر داد که امت وی حسین را می‌کشند و نسل امامت از وی خواهد بود. فرشته‌ای که از سوی خداوند رانده شده بود و بالهایش شکسته بود، از تولد حسین بهره برد. او گروهی از فرشتگان را دید که به منظور تبریک به محمد در حال گذر از آنجا هستند و از آنها خواست تا وی را به خود ببرند. وقتی این فرشته بال شکسته خود را به نوزاد مالید، بال شکسته اش ترمیم یافت و درست شد و با شفاعت محمد بخشیده شد و به جایگاهش در بهشت بازگشت. از آن به بعد این فرشته با نام مولی الحسین یاد می‌گشت و محاسبه گر زائرین حسین در کربلا است. محمد، پسرش ابراهیم و نوه اش حسین را بر زانوان خود قرار می‌داد. جبرئیل به وی گفت که خداوند به هر دو اینها با هم عمر طولانی نخواهد داد و محمد باید جان یکی را با فدا کردن دیگری، نجات بخشد. محمد در حالی که اشک می‌ریخت و از آنجایی که نمی‌خواست علی و فاطمه در فراق فرزندشان گریه کنند، قبول کرد که ابراهیم را تسلیم خدا کند.





معجزات پس از کشته شدن حسین

وقتی حسین کشته شد، روز مبدل به شب گردید و ستارگان در آسمان نمایان شدند. آسمان خون بارید که آثاری بر سر و جامه مردم تا مناطق خراسان بر جا گذاشت. از زیر سنگها در شام و مناطقی دیگر خون جاری شد. از دیوارها خون بیرون آمد. شب قبل از قتل حسین، ام سلمه یا ابن‌عباس، محمد را به خواب دید که سر و ریشش خاکی است و در ظرفی کوچک خون می‌ریزد. خاک کربلا که جبرئیل یا یکی دیگر از فرشتگان به محمد داده بودند و ام سلمه آن را نگه داشته بود، شب قبل از کشته شدن حسین مبدل به خون گردید. ام سلمه دانست که حادثه کربلا رخ داده و شیون سر داد و اولین کسی بود که این کار را کرد. این احادیث جمع آوری خون کشتگان کربلا توسط محمد یا نگه داشتن یک مشت خاک کربلا توسط ام سلمه به صورت احادیث با سندهای گوناگون بیان شده‌اند که برخی معتبر و برخی نامعتبرند. جنها گریستند و شعر سراییدند. زنان جن‌ها نیز مویه و عزاداری به پا کردند که صدای آنان را ام سلمه و دیگر زنان شنیدند. فرشتگان گریستند و سر حسین به دمشق برده شد. حتی حیوانات وحشی و ماهیان نیز گریستند. در شب قبل از نبرد کربلا، صدای شخصی می‌آمد که آیات هشدار دهنده می‌خواند اما خود شخص دیده نمی‌شد.





معجزات سر بریده حسین

وقتی که سر در حال برده شدن به کوفه بود، قلمی سحرآمیز آیاتی هشدارآمیز بر روی دیواری نوشت و همان آیات بر روی کلیسایی در رم که ۳۰۰ سال پیش از بعثت محمد ساخته شده بود، نوشته شد. سر بریده بوی معطری می‌داد و راهبی که تحت تاثیر نور معجزه آسایی که از سر ساطع می‌شد، قرار گرفته بود، با مقداری پول سر را کرایه کرد و به خانه اش برد. در آن شب سر حسین سخن گفت و راهب پس از آن مسلمان گردید. درهمی که راهب در ازای سر حسین به لشکریان پرداخته بود مبدل به سنگ گردید. ماری به یکی از سوراخهای بینی سر بریده خزید و از دیگری درآمد. سر بریده آیاتی از قرآن را خواند. شبی که خولی به کوفه آمد، سر حسین را به خانه برد و آن را زیر ظرفی قرار داد. ستون نوری از آسمان به ظرف می‌تابید و پرندگانی سفید در اطراف ظرف پرواز می‌کردند.





سرنوشت کسانی که به حسین اهانت کرده یا وی را زخمی کردند

تمام کسانی که به حسین در روز کربلا اهانت نمودند مدت کمی پس از آن به تیره‌روزی مبتلا گردیدند. سرنوشتهایی مانند: کشته شدن، کوری، مرض‌های مختلف مثل جذام، عطش سیرنشدنی، خشک شدن دست همانند چوب در تابستان و آب ریختن آن در زمستان، مرگ بر اثر سوختگی، عقرب گزیدگی، از دست دادن قدرت و ثروت، بیرون رانده شدن از خانه توسط همسر. آنهایی که اموال حسین را غارت نمودند نیز به عقوبت‌هایی گرفتار گردیدند. شخصی که عمامه حسین را غارت نمود دیوانه شد. کسی که ردای حسین را غارت کرد، مبتلا به فقر گردید. شخصی که عطر و روپوش و جامه‌های حسین را غارت نمود مبتلا به جذام یا کچلی گردید. اشیایی که از حسین غارت شد تنزل قیمت پیدا کرد یا بی استفاده گردید. گوشت شترانی که از لشکر حسین غارت شد، تلخ گردید یا آتش گرفت. عطر و لباسها مبدل به خون گردید. طلاهای غارتی مبدل به مس گردید یا در دستان زرگر آتش گرفت و زعفرانهای غارتی نیز آتش گرفت.





القاب در دیگر کتب مقدس

حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.





صفات فراطبیعی حسین که معجزه آفریده‌اند

پیشانی حسین به قدری روشن بود که مردم می‌توانستند با نگاه کردن به وی راه خود را در تاریکی بیابند. او قادر به شفای بیماران بود. او نشانه‌ای میان چشمان زنی پرهیزگار ایجاد کرد که با دمیدن در آن ناپدیدش کرد. او شخصی که مبتلا به تب شده بود را شفا داد. او دست مردی را که در حین عمل طواف کعبه بدن زنی را لمس کرده بود و به بدن زن چسبیده بود و جدا نمی‌شد را جدا کرد. این در حالی بود که فقها فرمان قطع دست آن فرد را داده بودند. کرامات دیگر وی عبارتند از به حرف درآوردن طفل شیرخواره‌ای به منظور بیان نام پدر واقعی خود، بردن افراد به وقایع رخ داده در زمان گذشته (مثل زمانی که علی و محمد در مسجد قبا بودند)، فراهم کردن میوه‌های خارج از فصل (انگور و موز) برای پسر خود، بارور کردن یک درخت نخل خشکیده، سیراب کردن یاران خود با قرار دادن انگشت خود در دهانشان و فراهم کردن غذای آسمانی در روز نبرد کربلا، به وجود آوردن چشمهٔ آب با پرتاب یک تیر به نقطه‌ای نزدیک خیمه‌های زنانش در کربلا، اشاره کردن به آسمان و فراهم آوردن لشکری از فرشتگان، اما برگزیدن مرگ، آگاهی از وقایع آینده و علم به اسرار. این پیشگویی‌ها عمدتاً توسط جدش به وی آموخته شد و همچنین وی رویایی دید که جدش محمد وی را از سرنوشتش آگاه ساخت که حسین مظلومانه کشته می‌شود و برادر و فرزندان و نوادگان حسین در روز قیامت از حساب پس دادن معاف می‌شوند. مجسم شدن نیات کوفیان نسبت به وی به صورت یک حیوان درنده، پیش بینی کردن اینکه عمر بن سعد فرمانده سپاه کوفه می‌شود و آگاه ساختن وی از سرنوشتش مبنی بر اینکه مرگ وی مدت کوتاهی پس از کشته شدن حسین خواهد بود، پیش بینی اینکه سرش به نزد ابن زیاد می‌رود اما حامل سر جایزه‌ای نمی‌گیرد، بر حذر داشتن گروهی از غلامانش از خروج در یک روز خاص و تبعیت نکردن و کشته شدن آنان و پیش گویی نام قاتلین آنان به حاکم از دیگر کرامات منسوب شده به حسین می‌باشند.




آرامگاه
روایات متعددی در مورد مکان دفن سر حسین وجود دارد. در کنار پدرش علی در نجف، خارج از کوفه اما نه در کنار علی، در کربلا به همراه بدن کاملش، در بقیع، در مکان نامعلومی در دمشق، در رقه سوریه، در قاهره که توسط فاطمیان به آنجا برده شده در مسجدی به نام محسن الامین که از نام حسین برگرفته شده دفن گردیده.




سوگواری محرم

پس از واقعهٔ عاشورا، طولی نکشید که اولین زوار حسین برای یادبود شهادت او مراسم عمومی به راه انداختند. معزالدوله در دوره بوییان گرامیداشت عمومی عاشورا را در بغداد به جا آورد (که موجب شد به پا داشته شدن ضد-یادبود از سوی سنیان به مدت سالها شد). العزیز حاکم فاطمی مصر هم این مراسم را بر پا کرد. عاشورا از دوره سلجوقیان، شرکت کنندگان زیادی را از زمینه‌های مختلف از جمله سنت به خود جذب کرد. سوگواریهای محرم با پشتیبانی امامیه اثنی عشری از سوی صفویه به سرتاسر ده روز اول محرم گسترش یافت (این مورد برای دوره پیش از صفوی نامعلوم است). مراسم عمومی شامل موارد زیر بود:

روضه خوانی در شب و روز در اماکن عمومی، قصرها، مساجد، تکایا و حسینیه‌ها
رسم دفن کردن خود تا سر
دسته‌های عزاداران که با زنجیر، ستگ، تیغ و نیز با سوزاندن خود ریاضت می‌کشیدند
مراسم جنگ گروههای رقیب حیدری نعمتی
رژه تابوت و نخل با علم که با شکوه و بر دوش مردم در میدان اصلی و بر دوش مردم حرکت می‌کردند و با عناصر نمایشی کاروان او را شبیه سازی می‌کردند
مراسم سوزاندن پیکر خائنان (عمرکشان) زین رو مراسم محرم جنبه‌های کارناوال گونه داشت و شادی را با غم و اندوه در می‌آمیخت.
ساعت : 6:34 pm | نویسنده : admin | نوای علمدار | مطلب قبلی
نوای علمدار | next page | next page