سگ‌های تریر

سگهای تریر سگهایی هستند که گونه‌های گوناگونی دارند و به طور نوعی کوچک، پرجنب جوش، پر طاقت و همچنین بسیار شجاع و بی باک هستند.خیلی از انواع سگهای تریر در انگلیس و ایرلند به وجود آمدند.از آنها برای کنترل جمعیت موشها و خرگوش و روباه استفاده می‌شد و از نوع بزرگتر آنها برای شکار گورکن استفاده می‌شد.در واقع کلمه تریر از زبان فرانسوی گرفته شده که نتیجه کلمه «ترا» در لاتین به معنی زمین می‌باشد.






خیلی زود از تریرها در مسابقات شکار استفاده شد و مثلاً در مسابقه برای گرفتن موش صحرایی از درون لانه اش.و سگی که همه سریع تر موشها را می‌کشت برنده می‌شد. در سال ۱۷۰۰ میلادی بول‌داگ‌ها با تریرها پیوند داده شدند که انواع مختلفی را بوجود آورد.بعدها از آمیزش تریرها با برخی گونه‌های دیگر تریرهای دیگری نیز به وجود آمد. در زیر به برخی از انواع تریرها اشاره میکنیم:

وست هایلند وایت تریر.(تریر سفید هایلند غربی)
بول و تریر؛ که این از پیوند این دو نزاد انواعی چون تریر بوستون و بول تریر به وجود امد نوع دیگر بول تریر بول تریر مینیاتوری می‌باشد.



تریر اسکاتلندی
تریر شکارچی؛ از این سگ هنوز در پیدا کردن و یا تعقیب یا آوردن حیوان شکار شده استفاده می‌شود.نزاد این سگها معمولاً خالص نمی‌باشد.از انواع این نزاد می‌توان به این دو گونه زیر اشاره نمود:
تریر جسور؛ این نوع تریر در شمال انگلستان برای شکار روباه پرورش داده شد.
تریر شکار؛ که در جنوب انگلستان برای رم دادن شکار و پیدا کردن محل روباه‌ها پرورش داده شد.
تریر عروسکی؛ که می‌توان از آنها به تریر عروسکی انگلیسی و تریر یورکشایر اشاره نمود.





تریر اسکاتلندی
تریر اسکاتلندی یک سگ با اصلیت اسکاتلندی است و اغلب سیاه رنگ، سگ جرج بوش بارنی نیز از همین نوع بود. تریرهای اسکاتلند تا سال ۱۸۷۳ تنها شامل گروه از سگها و تحت عنوان scotch terrier می‌شدند




خلق و خو

سگی باهوش و مغرور است به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود علاقهٔ بسیار نشان می‌دهد و در برابر غریبه‌ها بی تفاوت است با کوچک ترین سر زنش آزرده می‌شود تربیت این نژاد به صبر و حوصله بسیار زیاد احتیاج دارد



خصوصیات ظاهری

پوزه این سگ قوی بوده ولی خیلی طویل نیست، بینی او سیاه است چشمهایش چهن هستند و قهوای رنگ هستند. گوشها کوچک بوده و به خوبی ایستاده‌اند. بدنی عضلانی، قوی، قعال و ارتجاعی دارند. به استثناء رنگ سفید ممکن است هر رنگی باشند.



نگهداری

کوتاه کردن موها ۲ بار در سال.
حمام کردن یک هفته به یک هفته.
پیاده روی مستمر.


اندازه

وزن در نرها = ۷ کیلو گرم وزن در ماده‌ها = ۶/۵ کیلو گرم اندازه در نرها = ۲۵ سانتی متر اندازه در ماده‌ها = ۲۲ سانتی متر




داشهوند

تاریخچه

نام داشهوند ازدوکلمه Dachs به معنی گورکن وHund به معنی سگ آمده‌است. کتبی که از قرون وسطی اروپا به دست آمده اشاره به نوعی سگ می‌کند که ازلحاظ توان دنبال کردن شبیه به تازیها وازلحاظ رفتارو خلق وخوی شبیه به تریرها بوده‌است و از این لحاظ که می‌توانستند گورکن را تعقیب کنند تحت عناوین dachs – hund و, badger – dog نامیده شده‌اند که در ایران بیشتر به نام سگ سوسیسی. شکل معروف است. باید دانست که گورکن یک موجود نیرومند ۱۲ الی ۲۰ کیلوگرمی است که چه دربالا وچه درزیرزمین پرقدرت. به علاوه درنواحی مختلف نیزازسگهای مختلفی که قادربه شکارخرگوش بوده‌اند استفاده می‌شده‌است وهمگی آنها را تحت عنوانrabbit dog به معنی سگ شکارخرگوش می‌نامیدند. قوی، زیرک و با جرات است. همچنین سگهای داشهوند درمقابله علیه گرازهای وحشی نیزمداخله می‌کردند. یک داشهوند کوچک ۸ الی ۱۱ کیلوگرمی به خوبی علیه روباه‌ها ودنبال کردن گوزن‌های زخمی کارائی دارد. حتی داشهوندهای ۶ کیلوگرمی قادربه شکارسمورو خرگوش صحرائی هستند. طی ۲۵ سال اول قرن بیستم انواعی ازاین نژاد به وجود آمده‌اند که با وزن کمتراز۵/۲ کیلوگرم ودورسینه‌ای درحدود ۳۰ سانتی مترهنوز هم استعداد شکارخرگوش را دارند. داشهوند موصاف با اندازه متوسط را به خوبی می‌توان درداخل خانه یا آپارتمان نگهداری کرد. پاهای کوتاه آن به خوبی طاقت فعالیتهای بسیارزیاد را دارد.




آراستن

موهای کوتاه، تیره‌رنگ، بدون بو ونرم آن نیازی به اصلاح. برس زدن. شانه زدن وحمام کردن ندارند. مگرآن که به صورت اتفاقی کثیف وآلوده شوند. درمحیط خارج ازخانه داشهوند سگی خستگی ناپذیرسرسخت وقوی است ودرداخل خانه سگی مطیع و وظیفه شناس. درموقع بازی بشاش ودرمواقع خطرهوشیاراست.



مشخصات استاندارد داشهوند

مشخصات ظاهری

قد کوتاه بدن دراز با پاهایی کوچک که به خوبی عضلانی هستند. پوست حالت ارتجاعی دارد وبدون چین خوردگی زیاد کاملاً انعطاف پذیراست. به نظرمی رسد درتوان بالای خود برای حرکت هیچگونه لنگش. درد عضلانی وناهماهنگی را نشان نمی‌دهد. داشهوند سگ جسوری است که سرخود را با اطمینان وهوشیاری بالا نگه می‌دارد وحالت چهره اوحاکی اززیرکی است. روحیه شکار. حسن بویائی قوی وصدای رسا. آن را به موجودی مبدل ساخته که برای کاردرزیرزمین وعبورازلابلای بوته‌ها ودرختچه‌ها ایده‌آل نموده‌است. حس بویائی قوی مزیت فوق العاده‌ای نسبت به سایرنژادها درتعقیب شکاربه این سگ داده‌است.

سر چنانچه ازبالا یا ازپهلو به سرنگاه شود به صورت یکنواخت به طرف بینی نازکترمی گردد. چشمها دارای اندازه متوسط بادامی شکل وسیاه هستند. منظره چشم مطبوع وپرنفوذ است. زوائد استخوانی بالای حدقه چشم به طرزمشهودی بیرون زده‌اند. قاعده گوشها نزدیک به قله سراست وخیلی به سمت جلونمی آید. طول آن متوسط وشکل آن گرد می‌باشد وحالت باریک یا چین دارپیدا نمی‌کند. جمجمه وپوزه کمی انحنا دارند. مشکی بهترین رنگ بینی است. لبها به خوبی فک پائین را می‌پوشانند. سوراخهای بینی کاملاً بازهستند. گردن بلند وعضلانی است ودرناحیه پس سرکمی خمیدگی دارد. بدن درازوعضلانی است. درنمای نیمرخ کمرمختصرخمیدگی دارد. شکم دارای انحنای کمی به سمت بالا است.

دستها به دلیل کارائی کافی درزیرزمین دستها می‌بایست قوی وعضلانی باشد. بازو نزدیک به دنده‌ها است وآرنج چسبیده به بدن قرارمی گیرد. قسمت ساعد کوتاه وعضلانی است. پنجه‌ها فشرده قوی ودارای انحنای مناسب ودارای بالشتک های ضخیمی است. هردست دارای پنج انگشت است که چهارانگشت نزدیک به یکدیگرو جهت کارمورد استفاده قرارمی گیرند. ناخنها کوتاه هستند. پاها قوی وعضلانی هستند. لگن . ران . ساق وقلمهای پا دارای طول یکسانی می‌باشند. پاها به جوانب چرخش ندارند. وقتی از پشت به قلم ها نگاه می‌شود عمودی وموازی هستند. پنجه‌های پا کوچکترازپنجه‌های دست بوده وتنها دارای چهارانگشت خمیده وبالشتک های ضخیم می‌باشند. دم درادامه ستون مهره‌ها قراردارد. فاقد فرخوردگی وتاشدگی است. حالت نگه داشتن دم چندان قابل توجه نیست.




ویژگی

داشهودها سگهای با هوش هستند، این سگها با نشاط، خونگرم و بی باک می‌باشند. از دیگر خصوصیات این نژاد: بی‌باکی، سرسختی و اغلب عجول بودن است. با وجود اینکه جثه کوچک دارند ولی شجاع، بدجنس و خیلی ناقلا هستند. داشهوندها به خانواده خود بسیار علاقه‌مند هستند و فقط تحت فرمان صاحب خود هستند. راه رفتن داشهوندها با غرو خاص خود همراه است. این نژاد علاقه زیادی به کندن زمین و عوعو کردن دارد. اغلب صدایش با جثه اش قابل مقایسه نیست. چون دارای صدایی بلند هستند.نژادی مقاوم در تعلیم و آموزش هستند و بسیار باهوش بطوریکه شاید گاهی به نظر برسند او صاحبش را تربیت می‌کند! با بزرگسالان رابطه بهتری دارد و برای کودکان توصیه نمی‌شود اما برای سفر سگ مناسبی است. از بغل شدن خوششان نمی‌آید و معمولاً با سایر حیوانات خانگی کنار می‌آیند.




بیماری

این نژاد از نظر بیماری مستعد دیابت، دیسک بین مهرهای کمر، مشکلات قلبی و مجاری ادراری است. طول عمر داشهوند بین ۱۲ تا ۱۵ سال است.




قد و وزن

سه تیپ مو کوتاه، مو بلند و مو مجعهد دارای سه اندازه از نظر قد و وزن می‌باشند.

طبیعی normal یا استاندارد: قد ۳۵ تا ۴۵ سانتی‌متر و وزن تا ۹ کیلوگرم.
مینیاتور miniature یا کوتوله: قد ۳۵ سانتی‌متر و وزن ۴ کیلوگرم.
عوسکی Toy یا خرگوشی: قد ۳۰ سانتی‌متر و وزن ۵/۳ کیلوگرم.




داشهوند دارای سه نوع مواست

داشهوند مو کوتاه short-haired
داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund
داشهوند موبلند long-haired dachshund

داشهوند مو کوتاه short-haired dachshund

موها کوتاه، صاف وبراق هستند. سگیست جسور، لجباز، بشاش، مغرور و پراحساس.سگی است که شکارش را در لانه‌اش صید می‌کند. در بریتانیایی کبیر، آلمان و سوئیس در شکار ورزشی به کار گرفته می‌شود. اما به دلیل احساس عمیقی که با صاحبش برقرار می‌کند به عنوان سگ همدم هم استفاده می‌شود.به خاطر قابلیت‌های زیاد عو عو کردن به عنوان سگ نگهبان هم استفاده می‌شود. تمیز کردن با بدن با پارچه نمدار برای این نژاد کافیست.

رنگ: خاکستری با لکه‌های سیاه، قهوه‌ای یا بلوطی براق که در عین حال ممکن است خال دار، نقش دار یا ابلق باشد.

داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund

حاصل جفت گیری نژادهای اشناوزر(schnauzer)، دندی دینمونت(dandie dinmont) و داشهوند موکوتاه(short-haired dachshund) می‌باشد.

موها به استثناء فک‌ها ابرو وگوش تمام بدن به وسیله یک نوع موی سخت، خشن، ضخیم و کلفت پوشیده شده‌است. درلابلای این موها موهای کوتاهتر ونرمتری نیزوجود دارد. ریشی تیز و ابروهایی بوته مانند دارد. سگیست آرام، پراحساس، پرتوجه، صمیمی و همواره نگهبانی با دقت. به علت جسارت و خستگی ناپذیری حتی در زمینهای صعب و دشوار نیز شکار را تا لانه‌اش تعقیب می‌کند. به عنوان سگ آپارتمانی سگی با ارزش است و به پیاده‌روی زیادی احتیاج دارد. سالیانه ۲ مرتبه نیاز به اصلاح موها دارد.




رنگ

در هر رنگی دیده می‌شود اما لکه‌های سفید در این نژاد مقبول نیست.
داشهوند موبلند long-haired dachshund

حاصل جفت گیری داشهوند موکوتاه (short-haired dachshund) و نوعی اسپانیل (spaniel) است. مودراین نوع داشهوند نرم وغالبا کمی موجداراست. درزیرگردن وجلوسینه. زیربدن وگوشها وپشت پاها ازطول بیشتری برخوردارمی باشد. مونباید حالت مجعد وفرفری داشته باشد.

موهای دم ازطول بیشتری برخوردارند وحالتی شبیه به پرچم ایجاد می‌کنند. به مراتب آرامتر و سازگارتر از نژاد مو کوتاه است. ضمناً کمتر عو عو می‌کند که احتمالاً از خلق و خوی اسپانیلهاست. زیبائیش باعث شده که به عنوان سگ همدم استفاده شود و موهای بلندش این نژاد را در مقابل سرما مقاوم کرده‌است. برس زدن روزانه در این نژاد توصیه می‌شود.




رنگ

رنگ ها دقیقاً مشابه داشهوند مو کوتاه است.





دوبرمن
دوبرمن پینچر (به انگلیسی: Doberman Pinscher) که به اختصار دوبرمن هم گفته می‌شود یکی از معروف‌ترین سگ‌های پرورش یافته به‌دست انسان است و از نظر تیز هوشی و هشیاری شناخته شده‌است، اغلب به عنوان سگ گارد یا سگ پلیس استفاده می‌شود.




ظاهر استاندارد

دوبرمن سگی است با اندازه ۶۶ تا ۷۲ سانتی متر قد در نرها و ۶۱ تا ۶۸ سانتی متر در ماده‌ها و بدنی دوکی با موهای کوتاه. آن‌ها بدنی عضلانی، ورزشی، با استقامت و پر سرعت دارند. دوبرمن باید خلق وخوی مغرورانه و هشیار داشته باشد.

ماده‌ها لاغر تر هستند اما نباید دوکی شکل باشند. وزن استانداری برای این نژاد تعریف نشده اما یک سگ مطلوب باید سایز مناسب برای آمیزش و چالاکی و استقامت داشته باشه به طور معمول وزن در نرها بین ۳۴ تا ۴۵ کیلوگرم و در ماده‌ها بین ۲۷ تا ۴۱ کیلوگرم هست.




رنگ بندی

دو رنگ کلی در این نژاد وجود داره یکی رنگ مشکی و دیگری رنگ رقیق شده . اگر آلل رنگ مشکی را B تعریف کنیم و آلل رنگ رقیق شده را Dتعریف کنیم امکان بوجود آمدن نه ژنوتیپ متفاوت وجود دارد.




(BBDD, BBDd ,BbDD, BbDd, BBdd, Bbdd, bbDD, bbDd, bbdd)

که از این نه ژنوتیپ چهار فنوتیپ یا به عبارتی رنگ بدست می‌یاد که شامل: سیاه، قرمز، آبی و حناییر می‌شود. رنگ سنتی یا معمول ترین(رنگ مشکی یا مشکی با لکه‌های قهوه‌ای) رنگ زمانی درست می‌شه که هر دو ژن رنگ و رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشند. مانند ژنوتیپ‌های زیر:




(BBDD, BBDd, BbDD or BbDd)

رنگ قرمز یا قهوه‌ای زمانی پدید میاد که ژن رنگ سیاه دوتا آلل مغلوب دارد و ژن رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشد. مثل ژنوتیپ‌های زیر:



(bbDD, bbDd)

رنگ آبی و حنایی تحت کنترل ژن رقیق شدگی هستند.در دوبرمن آبی ژن رنگ حداقل داری یک آلل غالب است و ژن رقیق شدگی داری دو آلل مغلوب است مانند:


(BBdd or Bbdd)

رنگ حنایی (ایزابلا) نادرترین رنگ در این نژاد است و زمانی پدید می‌آید که تمامی آلل‌ها مغلوب باشند (bbdd) بنابراین رنگ آبی رقیق شده رنگ سیاه و رنک حنایی رقیق شده رنگ قرمز یا قهوه‌ای است.

در سال ۱۹۷۶ یک دوبرمن ماده سفید متولد شد این حیوان رو با پسرش که سفید بود پیوند زدند و به این ترتیب نسل به نسل درون آمیزی کردند تا پرورش دهنگان توانستند این جهش بوجود آمده را ثابت کنند.



دوبرمن سفید رنگ کرم رنگ به همراه چشمانی به رنگ آبی یخی دارد.

رنگ سیاه
رنگ قهوهای یا قرمز
رنگ آبی
رنگ حنایی یا ایزابلا
رنگ سفید (داریای صفت آلبینیسم)




دم

دم دوبرمن به طور طبیعی بلند است اما اغلب دم را به وسیله جراحی کوتاه می‌کنند، این عمل قرن هاست که انجام می‌شود و حتی مربوط به قبل از بوجود آمدن دوبرمن به عنوان یک نژاد است.

کوتاه کردن دم به این دلیل است که دم مانع کار حیوان نشود. اما بیشتر نقش زینتی دارد. این مطلب اخیراً جزو بحث‌برانگیزترین موضوعات بوده‌است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی این کار محدود شده‌است و غیر قانونی است.





گوش‌ها

دوبرمن پینچر به طور طبیعی گوش‌های افتاده دارد اما معمولاً گوش‌ها مانند دم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند تا برای جهت یابی و انجام وظیفه به عنوان سگ گارد آماده باشد. این کار مانند جراحی دم در برخی کشورها غیر قانونی است. جراحی گوش‌ها معمولاً در سن ۷ تا ۹ هفتگی انجام می‌شود. جراحی‌هایی که بعدر از ۱۲ هفتگی انجام می‌شود معمولاً درصد پایینی از موفقیت در ایستاده بودن گوش‌ها دارند. بعضی از پرورش دهنگان ترجیح می‌دهند که این عمل را انجام ندهند به این دلیل که برای حیوان درناک است و بعضی اعتقاد دارند که در جهت یابی و هوشیاری حیوان اختلال ایجاد می‌کند.





خلق و خو

دوبرمن پینچر به منظور درنده خویی و بدون ترس بودن برای محافظت و فرمان برداری از صاحب خود پرورش یافته‌است. این ویژگی‌ها (درنده خویی و بدون ترس بودن) این نژاد را سگ خوبی برای محافظت شخصی، سگ پلیس و گارد قرار داده اگر چه این خوصیات باعث می‌شود که این نژاد قوانین همنشینی با انسان را خوب فرا نگیرد.

در دهه‌های اخیر پوشش بدن کوتاه و هوش دوبرمن پینچر این نژاد را سگی مطلوب برای هم خانه شدن با انسان کرده‌است. اگرچه به اشتباه به عنوان سگی درنده معروف شدند ولی در حقیقت بسیار وفادار هستند. آنها به راحتی محافظت و فرمانبرداری از صاحب خود رو یاد می‌گیرند.

شواهدی وجود دارد که دوبرمن پینچر شمال آمریکا آرامتر از نمونه اروپایی آن است و این به دلیل استراتژی تکثیر و پرورش آنها در آمریکای شمال است. به خاطر این اختلاف استراتژی در تکثیر و پرورش نسل‌های متفاوت از دوبرمن دارای ویژگی‌های متفاوت هستند. همچنین گفته شده دوبرمن آمریکای شمالی نجیب تر با وفاتر و باهوش تر است.




مشکلات سلامتی

به طور میانگین دوبرمن پینچر ۱۰ تا ۱۴ سال عمر می‌کند. بیماری‌های سرطانی در این نژاد به کررات دیده شده. بیماری‌های جدی و معمول این نژاد عبارتنداز:

cervical vertebral instability
prostatic disease
dilated cardiomyopathy
von Willebrand's disease



بیماری‌های غیر جدی و معمول این نژاد عبارتنداز :

hypothyroidism
hip dysplasia

مطالعات نشان داده که این نژاد بیش‌تر از سایر نژادها از بیماری‌های پروستات رنج می‌برد. مانند: عفونت‌های باکتری‌های پروستات، کیست پروستات ،benign hyperplasiaوprostatic adenocarcinoma

عقیم کردن حیوان می‌تواند این بیماری‌ها را کاهش دهد.

Dilated cardiomyopathy بزرگ‌ترین عامل مرگ در دوبرمن پینچر است. این بیماری در این نژاد بیش از سایر نژادها دیده می‌شود. بیش از ۴۰ درصد از تشخیص‌های این بیماری مربوط به این نژاد و ۱۳ درصد مربوط به نژاد جرمن شپرد است. این بیماری در اکثر موارد کشنده‌است و در ۵۰ درصد از موارد مرگ ناگهانی و ناشناخته را به همراه دارد.





تاریخچه

دوبرمن پینچر برای اولین بار در سال ۱۸۹۰ در شهر Apolda در ایالت Thüringia در آلمان توسط کارل فردریش لوئیس دوبرمن پرورش یافت.

لوئیس دوبرمن مسئولیت خطرناک جمع اوری مالیات را در شهر آپولدا بر عهده داشت و همچنین دسترسی به محل پرورش سگ‌های این شهر داشت و به نژادهای زیادی دسترسی داشت. هدف او بوجود آوردن نژادی برای محافظت در حین کا رکردن و جمع آوری مالیت در مقابل سارقان بود. سگ مورد نظر او ترکیبی از قدرت، وفاداری، هوش و درندگی بود.

بعدها فیلیپ گروئنینگ و اوتو گالر کارهای لویس دوبرمن را ادامه دادند تا به نژادی که امروز شاهد آن هستیم رسیدند.

پرورش دهندگان اعتقاد دارند که این نژاد از ترکیب نژداهای زیادی بوجود آمده که چندین مورد آن عبارتنداز:

the German Pinscher, the Beauceron, the Rottweiler, the Thuringian Sylvan Dog, the black Greyhound, the Great Dane, the Weimaraner, the German Shorthaired Pointer, the Manchester Terrier and the Old German Shepherd Dog

ترکیب دقیق از نژادهای استفاده شده امروزه ناشناخته‌است. تنها مدارک باقی‌مانده نشان از ترکیب دو نژاد Greyhound و Terrier Manchester دارد. همچنین اعتقاد وسیعی وجود دارد که مخزن ژنی دوبرمن از ژرمن شپرد قدیمی نشات می‌گیرد.

کتابی با عنوان"The Dobermann Pinscher" نوشتهٔ Philip Greunig که در سال ۱۹۳۹ منتشر شده شامل مطالعات زیادی از چگونگی بوجود آمدن این نژاد است.





روت‌ویلر
رات‌وایلر (به انگلیسی: Rottweiler) از انواع گونه‌های سگهای نگهبان می‌باشد. در گذشته این سگ جهت محافظت از احشام توسط گله دارها مورد استفاده قرار می‌گرفت. بعدها صفات پسندیده این سگ آن را به عنوان سگ نگهبان خوبی مطرح کرد. این سگ همیشه آماده دفاع از صاحبش می‌باشد. ارتفاع سگ نر ۶۰ تا ۶۸ سانتی متر و ارتفاع سگ ماده ۵۵ تا ۶۵ سانتی متر می‌باشد. این سگ دارای گردنی قوی، سری پهن، گوش‌هایی کوچک و پو ششی به رنگ سیاه و خرمایی می‌باشد . این سگ نجابت و هنرمندی را توام داراست. دم، کوتاه و افقی است و اگر دمش بلند باشد باید کوتاه شود. خیلی وقت شناس است و زمان انجام وظیفه و ترک خدمت را بخوبی تشخیص می‌دهد. با اینکه ذاتاً خشن نیست ولی در عین حال در مقابل دشمن خطرناک است. نسبت به صاحبش همیشه مهربان و باوفا است. اطفال کوچک را دوست دارد. حافظه ای قوی دارد و آموخته هایش را هیچ گاه از یاد نمی‌برد. زندگی صمیمی را دوست دارد و با وجود سنگینی وزنش حرکات سریعی دارد.





ژرمن شپرد

ژرمن شپرد (به انگلیسی: German Shepherd) یکی از نژادهای سگ است.

ژرمن شپرد یکی از نژادهای اصیل آلمانی است که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ ثبت گردید. سگی باهوش، شجاع و مناسب برای کارهای مختلف از جمله گله داری، نگهبانی، همراه خانواده، و جستجو و نجات است. قد تا شانه در نرها تا ۶۶ سانتی متر و در ماده‌ها تا ۶۱ سانتی متر است. طول عمر از ۱۰ تا ۱۲ سال است.ژرمن شپرد در ایران به گرگی مشهور است.





ساموید
ساموید ساموید جزو قدیمی ترین سگ هایی است که حدوداً ۳۰۰۰ سال قدمت دارد.ساموید نام خود را از مردم ساموید که ساکن سیبری بودند گرفته است؛از این سگ برای سورتمه کشی-نگهداری و هدایت گله-نگهبانی و گرم نگه داشتن صاحبانش استفاده می شده است.





خصوصیات ظاهری

وزن نرها معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم ، در ماده ها ۱۷ تا ۲۵ کیلوگرم است.ارتفاع در نرها(۵۳-۶۰)سانتی متر و در ماده ها(۴۸-۵۳)سانتی متر است.





چشم ها

معمولاً در رنگ های سیاه و قهوه ای یافت می شود ولی رنگ ابی در این نژاد غیر معمول نیست.




گوش ها

ساموید دارای گوش های کلفت و پوشیده از پشم است که به سمت بالا متمایل شده و مثلثی شکل می باشد و معمولاً اطراف و نوک گوش ها تیره تر است.




دم

دم ساموید یکی دیگر از خصوصیاتی ست که این نژاد را از بقیه ی نژادها متمایز می سازد؛دم حیوان در واقع پیچ خورده به سمت کمر حیوان است و به پشت تکیه داده شده که در هنگام استراحت ان را صاف می کند و هنگام هوشیاری ان به سمت بالا می برد. پوشش بدن:ساموید دارای دو لایه پوشش ضخیم است.پوشش خارجی بلند و سفید رنگ است، این پوشش لایه ی زیرین را تمییز نگه میدارد.پوشش زیرین شامل پشم کوتاه و متراکم و نرم است که سگ را گرم نگه می دارد؛پوشش زیرین معمولاً یک یا دو بار در سال ریزش شدیدی دارد و در رنگ های سفید- بیسکویتی-زرد و کرم دیده می شود.





خلق و خو

ساموید سگی است شاداب و پر از احساسات و انرژی که علاقه دارد مرکز توجه باشد؛این نژاد به خوبی با بچه ها کنار می ایدو فوق العاده باهوش است بنابراین اموزش فرمانبرداری از سنین پایین ضروری ست.ان ها از پارس کردن لذت می برند و هنگام ورود افراد جدید به قلمروشان پارس می کنند. ان ها قابل اعتماد،وفادار.ارام و دوست داشتنی هستند.




آموزش

ساموید سگی باهوش است و به آسانی آموزش می پذیرد به شرط آنکه صبر و حوصله به خرج دهید و با او به ملایمت و گرمی برخورد کنید.




مشکلات سلامتی

ان ها مستعد ابتلا به بیماری هایی چون بدقوارگی لگن،دیابت،حساسیت های پوستی هستند.از دیگر بیماری ها می توان به پی ار ای اشاره کرد که بیشتر در نرها دیده میشود.





طول عمر

بین ۱۲ تا ۱۵ سال





سگ قفقازی

سگ قفقازی یک سگ گله آسیایی است و همانطور که از اسمش پیداست متعلق به شمال قفقاز، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان می‌باشد. زادگاه اصلی این سگ کشور گرجستان است. قد متوسط این نژاد از ۶۴ تا ۷۵ سانتیمتر متغیر است. این سگ یک سگ عضلانی و قوی است و اغلب برای گله داری مورد استفاده قرار می‌گیرد. عمر این سگ از ۱۰ تا ۱۴ سال متغیر است.






سگ کنعان
سگ کنعان (به انگلیسی: Canaan Dog) یک سگ با اصلیت فلسطینی است. وجود این سگ به ۲۲۰۰ سال پیش می‎رسد (با توجه به نقاشی‎های غارها)




خصوصیات اخلاقی

سگی است که ذاتاً بد اخلاق و سریع است، این سگ انقدر نا آرام است که دائماً با قلاده نگهداری می‌شود و یا در یک مکان محصور شده، فقط در شرایطی که در سطح عالی اموزش دیده باشد می‌توان او را بدون قلاده در یک مکان باز رها کرد، این سگ به هیچ وجه به درد آپارتمان نمی‌خورد زیرا که بسیار واق واق می‌کند این سگ عاشق خانواده ایست که در آن بزرگ می‌شود و همچنین خیلی بازی کردن را دوست دارد.




نگهداری

این سگ ریزش مو فصلی دارد و دائماً هم باید موهایش شانه زده شود این سگ یک سگه نگهبان است این سگ بسیار خوب اموزش می‌بیند به شرط این که از تولگی اموزش داده شود
5:17 am
دیدگاه‌ها دربارهٔ حسین و انگیزهٔ قیام کربلا
اکثر مسلمانان مقام حسین را گرامی می‌دارند. تنها هواداران بنی امیه بودند که به وی لقب «باغی بعد انعقاد البیعة» را می‌دادند به این علت که علیه دولت اسلامی وقت شورش نمود. این گروه قتل حسین توسط یزید را به این دلیل قابل اغماض می دانند. اما مخالفان این فرقه، نه تنها کسانی بودند که از بنی امیه متنفر بودند، بلکه حتی گروهی که قیام حسین و یارانش را مخلصانه نمی پنداشند و در عین حال به دنبال بهانه‌ای برای خودداری از سرزنش کردن حسین و یا صحابه و تابعین بی طرف (به منظور جلوگیری از جنگهای داخلی در اسلام) در نزاع حسین و یزید، بودند نیز از مخالفان طرفداران بنی امیه در قضیه قتل حسین بودند.





بنابراین تقریباً اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، مکرم می شمارند و به غیر از مقامات خاصی که شیعه به حسین نسبت می‌دهد، نمی‌توان تفاوت عقیدتی خاصی بین شیعه و سنی را در این باب مشخص نمود. رویکرد مثبت اهل سنت به حسین به احتمال قوی نشات گرفته از روایات حزن انگیز است که ابومخنف جمع آوری کرده که این روایات بعضاً مستقیماً و بعضاً مشکوک الاعتبار هستند. اکثر این روایات توسط کوفیانی نقل شده که از عملکرد خود نسبت به حسین پشیمان شده و توبه کردند. این روایات حزن انگیز کوفیان که نشانه‌ای از گرایش‌های شیعی گرایانه ابومخنف بود، منشاء روایاتی شد که مورخان بعدی از آنها استفاده نمودند و در جهان اسلام پراکنده شد. به گفته رسول جعفریان، اعتقاد به جبر که توسط معاویه در جامعه اسلامی انتشار داده شد، موجب آن شد که هیچ‌گاه حرکت حسین برای اهل‌سنّت یک قیام علیه فساد قلمداد نشده و تنها آن را یک شورش غیر قانونی شناختند.




دیدگاه شیعه

کتابی وجود ندارد که بیانگر عقاید تمام فرقه‌های شیعیان در مورد حسین باشد. مهمترین مولفه‌های دیدگاههای شیعیان دربارهٔ حسین، اعتقاد به امامت حسین و داشتن ویژگیهای یک امام از سوی فرقه‌های دوازده امامی، اسماعیلیه و زیدیه است. همانند دیگر امامان، حسین واسطه بین خدا و خلق است. از طریق این توسل است که شیعیان، راهنمایی و هدایت یافته یا از مشکلات رهایی می‌یابند. در روایات شیعه احادیثی از محمد و امامان شیعه آمده که ثوابهای و زیادی برای رفتن به مزار حسین ذکر و همچنین کرامات زیادی برای خاک آن مزار بیان کرده‌اند. حسین به عنوانی یکی از پنج تن آل عبا، تمامی ویژگیهای الهی که در حسن وجود دارد را نیز داراست و به عنوان نوه محمد دارای احترام است. وی سجایای اخلاقی مانند تقوا نیز داشت که از ۲۵ حج پیاده از مدینه تا مکه و ۱۰۰۰ رکعت نمازی (این عدد اغراق به نظر می‌آید) که روزانه انجام می‌داد به عنوان دلیلی بر این موضوع یاد می‌شود. به خاطر تقوای زیادش، وی وقت کمی را به زنان خود اختصاص می‌داد و بنابراین فرزندان کمی داشت. صفات اخلاقی دیگر وی عبارت بود از سخاوت (داستانهای زیادی در این باب وجود دارد)، حلم، فروتنی، فصاحت (سخنان و اشعاری زیادی در اثبات آن وجود دارد) و دیگر ویژگیهایی که از اعمالش نتیجه می‌گردد مانند کوچک شمردن مرگ، ناخوش شمردن زندگی با ذلت، غرور و.... اما اساسی ترین و بزرگترین تکریمی که در منابع شیعی از حسین می‌گردد به خاطر قیام منحصربه‌فردی است که وی خود را قربانی کرد و به خاطر نهضت قدیس وار وی بوده است. بنا به این باور شیعی که امام از آنچه که در گذشته و حال و آینده است خبر دارد و علم وی با گذر زمان افزایش نمی‌یابد، حسین می‌دانست که بر سر خود و یارانش چه خواهد آمد. بنابراین وی با آگاهی از قربانی شدن قطعی خود از مکه به سمت کوفه بدون درنگ حرکت کرد و هیچ تلاشی برای فرار از تقدیر خدا انجام نداد. حدیثی وجود دارد که حاکی است خداوند حسین را مخیر کرد که یا قربانی شود یا به کمک ۴۰۰۰ فرشته که در جنگ بدر برای یاری محمد آمده بودند بر سپاهیان ابن زیاد پیروز گردد و این حدیث ارزش نهضت وی را بالا می‌برد چون این عمل حسین را داوطلبانه جلوه داده و بنابراین به آن ارزش زیادی می‌بخشد. این ۴۰۰۰ فرشته تا روز قیامت بر مزار حسین گریه کرده و برای زائرینش طلب آمرزش می‌کنند. در منابع شیعی در مورد علت این گونه قربانی شدن حسین می‌نویسند که وی خود و اموالش را فدا کرد تا دین جدش محمد را احیا کند و یا آن را از دست ویرانی‌هایی که به دست یزید رخ داده بود رها کند. علاوه بر آن وی با این عمل بر آن بود تا نشان دهد که عمل کرد منافقانه شرم آور است و خواست تا به مردم یاد دهد که قیام بر ضد حاکم فاسق، ضروری است. به طور خلاصه وی خود را اسوه‌ای برای مسلمانان قرار داد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که این باور که حسین می‌خواست با خون خود مردم را از گناهان رهایی بخشد و با قربانی شدنش پیام آور آزادی برای مردم جهان باشد، با ادبیات شیعه بیگانه است یا حداقل نشانه‌ای از آن در متونی که دیده است پیدا ننموده است و ممکن است این مفهوم بعدها در مراسم تعزیه و یا اشعار اخیر نفوذ کرده باشد چون این تغییر مفهوم از توسل به این معنی فعلی کار چندان دشواری نبوده و تحت تاثیر تفکرات مسیحی صورت پذیرفته است.

عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام می‌نویسد احادیثی از محمد بیانگر آن است که علی، حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین این مقام را دارا هستند. ابن بابویه این مطلب را که امامان بعدی شیعه از فرزندان حسین بوده‌اند و نه حسن را به ماجرای هارون و موسی تشبیه می‌کند. عمادی حائری در ادامه برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه از وصیت حسن درباره جانشینی حسین و سفارش به محمد حنفیه از تبعیت از حسین استفاده می‌کند. عمادی حائری معتقد است امامت حسین پس از مرگ حسن پیوسته برقرار بوده اما حسین در زمان معاویه به سبب تقیه آن را آشکار نمی کرده ولی در زمان یزید آن را علنی کرده است. از دیدگاه شیعه، یکی از پیش نیازهای امامت، علم کامل به معارف دین است. عمادی حائری به روایتی اشاره می‌کند که علی از حسن و سپس از حسین خواست تا برای مردم سخنرانی کنند تا در زمانهای بعد، قریش او را بدون علم خطاب نکنند و از این روایت به عنوان دلیلی برای دغدغه علی برای امامت حسین از دیدگاه شیعه یاد می‌کند. علاوه بر آن عمادی حائری برای اثبات امامت حسین از دیدگاه شیعه، به سخنانی از صحابه دربارهٔ مقام علمی حسین و درخواست فتوا از او، به سخنان خود حسین در بارهٔ امامت خود و برخی معجزات و کرامات به دست وی اشاره می‌کند و در ادامه بیان می‌کند که در روایات برخی از کرامات و معجزات را به هر دوی حسن و حسین نسبت داده‌اند و تفکیکی صورت نپذیرفته است.
پیشگویی سرنوشت حسین در قرآن و احادیث





آیات قرآن منسوب شده به حسین از سوی شیعه

آیات ۱۴ و ۱۵ سوره الأحقاف که دربارهٔ زنی حامله صحبت می‌کند که درد و رنج بسیاری را تحمل می‌کند را اشاره‌ای به فاطمه می دانند و فرزند را نیز حسین می دانند که در آن وقتی خداوند به محمد در مورد سرنوشت این نوه تسلیت گفت و محمد این موضوع را به فاطمه ابراز داشت، فاطمه بسیار پریشان گردید. پس از آنکه خداوند اسامی پنج تن را به زکریا یاد داد، آیه رمز آلود اول سوره مریم (کهیعص) را به زکریا به این صورت رمز گشایی کرد: ک= کربلا، ه= هلاک العترة، ی= یزید، ع= عطش، ص= صبر. تفسیر فوق متواترترین تفسیر از کلمه کیهعص است. این مطلب نشان دهنده شباهت خارق العاده‌ای بین سرنوشت یحیی و حسین است (احتمالاً با توجه به این که سر هر دو بریده شد و در طشت قرار داده شد.). وقتی جبرئیل نام ۵ تن آل عبا را به زکریا یاد داد و زکریا نام هر یک از آنها را به زبان آورد، در تمامی موارد به جز حسین، وقتی نام را ادا می‌کرد حالتی مسرت بخش به وی دست می‌داد، اما وقتی نام حسین را بیان نمود، اشک در چشمان زکریا جاری گشت. سپس خداوند به زکریا سرنوشت حسین را وحی نمود و زکریا هق هق گریه را سر داد و از خدا درخواست کرد که پسری به وی دهد تا سرنوشتی همانند حسین را داشته باشد تا بتواند مصیبتی شبیه مصیبتی که محمد به آن دچار می‌شود را تحمل کند و خداوند به زکریا، یحیی را بخشید. حسین در تمامی مراحل سفر خود از مکه به سمت کربلا، به یاد یحیی می‌افتاد. بر طبق روایتی دیگر، خون حسین همانند خون یحیی به جوشش خواهد آمد و خداوند برای آنکه این جوشش را تسکین دهد، ۷۰۰۰۰ نفر از منافقان و کفار و سست ایمانها را نابود خواهد کرد همان گونه که این کار را برای انتقام از یحیی انجام داده بود. از آیات دیگری که شیعه آن را منتسب به حسین می داند می‌توان به آیه ۶ سوره احزاب اشاره نمود در مورد ادامه امامت از نسل تفسیر شده است. همچنین آیاتی چون ۷۷ سوره نسا، ۳۳ سوره اسرا و ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (که در نزد شیعه سوره حسین دانسته شده) از نظر شیعه به قیام و کشته شدن حسین اشاره می‌کند.





احادیث

روایات فراوانی وجود دارد که محمد اصحابش را کشته شدن حسین با خبر کرده بود و به غیر از محمد، علی و حسن نیز چنین مطلبی را بیان کرده بودند. خداوند نیز پیامبران پیشین را از ماجرای کشته شدن حسین باخبر کرده بود. علی نیز می‌دانست که حسین در کربلا کشته می‌شود و یک بار که از کنار این منطقه می‌گذشت، توقف کرد و گریست و به یاد پیش گویی محمد افتاد. او کربلا را کرب (غم) و بلا (آزمایش) تفسیر کرد و گفت که کشتگان کربلا بدون هیچ حسابی به بهشت وارد می‌شوند.

در میان اسلام شناسان غربی، ولهاوزن انگیزه قیام حسین را صرفاً به دست‌گیری قدرت می داند و هیچگونه نیت دینی در آن نمی‌بیند. لامنز نیز دشمنی حسین با یزید را نادرست شمرده، حسین را شخصی بی احتیاط و نادوراندیش می داند و همانند (این نظر همچنین دیدگاه معاویه در مورد حسین بوده‌است). این دو مورخ هیچگونه سندیتی برای سخنانی که از حسین در مورد قیامش نقل شده قائل نبوده و آنها را ساخته و پرداختهٔ قرون بعدی می دانند. لارا وسیا وگلییری می‌نویسد گرچه ممکن است که روایاتی جعلی در مورد سخنانی که از حسین نقل شده وجود داشته باشد، اما آنچه از مجموعه روایات و وقایع بر می‌آید این است که حسین معتقد بود که بر حق است و سر سختانه در پی رسیدن به اهداف مذهبی خود بود. وی بر آن بود که دولتی تاسیس کند که «اسلام حقیقی» را محقق کند و در این راه حامیان خود را که هم عقیده با وی بودند را تحسین و تشویق کرد. وگلییری معتقد است این تحلیل ممکن است نظر درستی در مورد شخصیت حسین نباشد، اما بی شک انگیزهٔ جنبشهای سیاسی ضد اموی و مذهبی (شیعیان حسین) که در دفاع از حسین در سالهای بعد رخ داده، بوده است و مورخان بعدی عرب این ایدئولوژی را رواج داده که منجر به مقام بالا و افسانه‌ای حسین در نزد شیعیان گردیده است.

ویلفرد مادلونگ می‌نویسد انگیزه عاملین اصلی واقعه کربلا اغلب مورد بحث بوده‌است ولی این مساله واضح است که حسین را نمی‌توان به عنوان یک شخص شورشی در نظر گرفت که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی خود به خطر انداخته‌است. او به عهدی که با معاویه بسته بود وفادار ماند گرچه از روش حکومت وی ناراضی بود. او با یزید بیعت نکرد چرا که بر خلاف مفاد صلحنامه معاویه با حسن به عنوان جانشین معاویه انتخاب شده بود. با این حال او به طور فعالانه به دنبال شهادت نبود. او هنگامی که معلوم شده بود از پشتیبانی کوفیان برخوردار نیست پیشنهاد نمود که از عراق خارج شود. این عبید الله ابن زیاد بود که مذبوحانه سعی در تحریک حسین به شروع جنگ می‌نمود.

تصمیم اولیه او مبنی بر پاسخ مثبت به دعوت شیعیان کوفه با وجود هشدارهای فراوانی که دریافت نموده بود به علاوه رویای صادقه از پیامبر اسلام بازتاب دهنده یک باور راسخ مذهبی در حسین بر انجام یک مأموریت بدون توجه به عواقب آن است. به مانند پدرش، او کاملاً بر این باور بود که خاندان پیامبر به طور الهی برای رهبری جامعه‌ای که محمد تاسیس کرده بود برگزیده شده‌اند و این یک حق غیر مشروط بوده و او می‌بایست به دنبال رهبری این جامعه باشد.

بر طبق دانشنامه بریتانیکا: «حسن و حسین به خلافت معاویه، نخستین خلیفه اموی تن در دادند و در ازای آن از او مستمری گرفتند اما حسین با خلافت جانشین او، یزید، مخالفت کرد. حسین سپس توسط مردم کوفه که اکثریت آن شیعه بودند دعوت شد تا شورش ایشان را علیه بنی امیه رهبری کند. حسین به همراه گروه کوچکی از خویشاوند و رهروانش به سوی کوفه رفت. گفته می‌شود که او در راه فرزدق شاعر را ملاقات کرد و در این دیدار به او گفته شد که قلب مردم عراق با او است اما شمشیرشان با بنی امیه‌است. حکمران عراق به پشتیبانی از خلیفه چهار هزار مرد را به دستگیری او فرستاد و آنها در ساحل رود فرات راه را بر حسین بستند (اکتبر ۶۸۰ میلادی)؛ حسین تسلیم را نپذیرفت و محافظانش کشته شدند و سر خودش به دمشق فرستاده شد. مسلمانان شیعه روز ده محرم (سالروز جنگ حسین در تقویم مسلمانان) را بزرگداشت می‌گیرند. خونخواهی حسین و سوگواری برای او موجب تضعیف بنی امیه و پدید آمدن یک جنبش قدرتمند شیعه شد. جزییات زندگی حسین به گونه افسانه وار و اغراق آمیز حول شهادت او شکل می‌گیرد. اما اقدام نهایی اش نشان از تاثیرات ایدئولوژیک دارد تا نظامی را شکل دهد که اسلام حقیقی را در برابر حکومت به عقیدهٔ او نا عادلانهٔ اموی می‌نشاند.»




ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حسین

حسین چهره‌ای سپید داشت و گاهی عمامه خز و گاهی عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و ریشش را خضاب می‌کرد. وی با مسکینان هم سفره می‌گشت یا آنان را به خانه خود دعوت می‌کرد و آنان را طعام می‌داد. معاویه دربارهٔ حسین می‌گفت که وی همانند پدرش علی اهل نیرنگ نیست و عمرو عاص او را محبوبترین زمینینان نزد اهل آسمان می‌دانست.

ویلفرد مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا بر این باور است که حسن خلق و خوی محمد را داشت و از سیاست‌های پدرش علی انتقاد می‌کرد، اما حسین به پدرش شبیه بود و اینکه حسن دو تن از پسرانش را محمد نامیده و هیچکدام را علی نام ننهاده و اینکه حسین دو تن از ۴ پسرش را علی نام نهاده و هیچکدام را محمد ننامیده دلیلی بر این مدعا می‌داند. بر خلاف روحیه صلح طلبی حسن، حسین روحیه جنگجویی و حس غرور خانوادگی پدرش را داشت، گرچه توانایی جنگاوری و تجربه آن را همانند پدرش نداشت. گرچه علی حسن را برای خلیفه شدن بعد از خودش آموزش می‌داد اما به نظر می‌رسد که علی بیشتر به حسین توجه داشته‌است. رسول جعفریان رویاتی را که در آن حسین شبیه علی و حسن شبیه محمد معرفی شده را جعلی می‌داند و به گفته وی تصویر ارائه شده در این روایات می‌توانست به منظور تخریب چهره علی و عاشورا باشد و به کار کسانی بیاید که طرفدار گرایش‌های عثمانی بودند.۱پانویس سید محمدحسین طباطبایی در باره مقایسه رفتار حسن ابن علی و حسین ابن علی می‌نویسد: «و از اینجا روشن می‌شود که آنچه برخی از مفسرین حوادث گفته‌اند که این دو پیشوا (امام حسن و امام حسین) دو سلیقه مختلف داشتند و امام حسن مسلک صلح را می‌پسندید به خلاف امام حسین که جنگ را ترجیح می‌داد،... سخنی است نابجا؛ زیرا می‌بینیم همین امام حسین که یکروز زیر بار بیعت یزید نرفت، ده سال در حکومت معاویه و مانند برادرش امام حسن (که اونیز ده سال با معاویه به سر برده بود) به سر برد و هرگز سر به مخالفت برنداشت.» محمد عمادی حائری معتقد است حسین را در اکثر منابع شبیه به محمد دانسته‌اند و در یک روایت وی را شبیه ترین فرد به محمد بیان کرده‌اند. روایتی نیز موجود است که علی، حسین را شبیه ترین فرد به خود از نظر رفتار می داند.

حسین احترام حسن را نگه می‌داشت و حرفی روی حرفش نمی‌زد. محمد حنفیه نیز همین برخورد را با حسین داشت. حسین بخشنده بود و در مدینه به خاطر این صفت معروف شده بود و غلامان و کنیزانش را در صورت مشاهده خوش رفتاری آزاد می‌نمود. روایتی وجود دارد که معاویه کنیزی را به همراه اموال و لباس فراوانی برای حسین فرستاده بود. وقتی این کنیز آیاتی از قرآن و شعری در مورد ناپایداری دنیا و مرگ انسان را خواند، حسین وی را آزاد نموده و اموال را به او بخشید. یک بار یکی از غلامان حسین کاری نادرست انجام داد. اما پس از آنکه غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، حسین او را بخشید و پس از آن غلام آیه «واللّه یحب‌المحسنین» را به زبان آورد و حسین غلام را به خاطر این کار آزاد کرد. حسین دین اسامه بن زید بیمار شده بود و ناتوان از پرداخت آن بود را پرداخت. روایتی وجود دارد که حاکی است حسین املاک و اجناسی را که به وی ارث رسیده بود، پیش از دریافت آنها را بخشید و همچنین دین مرد دیگری را پس از آنکه به ۳ پرسش حسین پاسخ داد، پرداخت و انگشتری اش را به آن مرد بخشید. یک زن و مرد یهودی با مشاهده بخشندگی حسین مسلمان گردیدند. حسین به معلم فرزندانش مال و پوشاک فراوان بخشید و دهانش را پر از در کرد در حالی که اذعان می‌داشت که این جبرانگر ارزش کار معلم نیست. مردی شامی یک بار به حسین و علی ناسزا گفت، اما حسین از او درگذشت و او را مورد مهربانی و لطف خود قرار داد. گفته‌اند که جای کیسه‌های آذوقه که حسین برای مسکینان می‌برد در روز عاشورا بر بدنش آشکار بود.




باورهای غالیانه در خصوص حسین

داستانهای افسانه‌ای درباره حسین از ابتدا تحت تأثیر جایگاه او به عنوان امام شیعه و یکی از چهارده معصوم که در جهانشناسی شیعه ذاتی فراطبیعی بهشان اعطا شده قرار داشت. بسیاری از افسانه‌ها از معجزات خون حسین و سر بریده سخنگوی او نشأت گرفت از جمله مکالمه یک کشیش که موجب می‌شود یک کشیش بیزانسی در زمره بازیگران دربار یزید در تعزیه جای بگیرد. افسانه‌های حسین و نمادهای مربوطه تحت تأثیر درون مایه‌های ایرانی قبل از اسلام نظیر سیاوش و انتقام اوست. همچنین لاله به عنوان نماینده خون و رنج شهدا و نقض برجسته اسب قهرمان؛ علاوه بر این در تضاد با حسین که ذاتی بهشتی دارد، قاتلین او اهریمن جلوه داده شده و به صورت حیوان در می‌آیند و باور بر این است که انتقام آخرالزمانی نسل آنها را عذاب خواهد داد. مخاطبین مخصوصاً حکایات در خصوص تولد حسین، سرنوشت تراژیک او و برادرش حسن و معجزات مربوط به مرگ او و پیامدهایش را بسی احساسات برانگیز می‌یابند. سنتها در خصوص حسین مکرراً منتشر می‌شد و محمدباقر مجلس در اثر عظیم خود بحارالانوار آنها را جمع آوری کرده است.

سه گونه باور افسانه‌ای نسبت به حسین وجود دارد: آنهایی که عنصر جهانشناسانه در آنها غالب است و «نور» در آنها نقش مهمی دارد، آنها که شخصیت آخرالزمانی دارند و آنهایی که حسین در آنها شخصیتی تاریخی دارد که برای ما شناخته شده است ولی در هاله‌ای از معجزات قرار دارد که او را به جایگاهی فراانسانی بالا می‌برد. در گروه اول که حاصل تأثیر باورهای متافیزیکی، خیلی قدیمی تر از اسلام و ساخته غلات شیعه است، حسین کارکردی در پیوند با دیگر اهل بیت دارد و کاملاً برابر برادرش حسن است. در حکایات آخرالزمانی (که یحتمل با عقاید مغیریه تأسیس شده توسط مغیرةبن سعید عجلی مرتبط است) آمده که حسین به کوه رضوی رفت و در آنجا بر تختی نورانی در احاطه پیغمبران، و در جلوی پیروان وفادارش تا ظهور مهدی خواهد ماند و سپس به کربلا خواهد رفت و همه زمینیان و آسمانیان او را ملاقات خواهند کرد.




کرامات در هنگام تولد و کودکی حسین

حسین سه ماه قبل از موعد متولد شد و با این وجود زنده ماند. نظیر این برای عیسی و یحیی بن زکریا نیز روی داده است. محمد به مدت ۴۰ روز از وی نگهداری می‌کرد و انگشت خود را در زبان حسین قرار می‌داد و یا آب بزاق خود را در دهان حسین می‌گذاشت. حدود ۱۰۰۰ فرشته از بهشت فرود آمدند تا در جشن تولد حسین به همراه محمد شادی کنند. جبرئیل پیام تبریک و شادمانی خداوند را به محمد رساند و مشتی از خاک کربلا را به وی داد و جبرئیل کودک را در هنگامی که فاطمه خوابیده بود نوازش کرد. جبرئیل به محمد خبر داد که امت وی حسین را می‌کشند و نسل امامت از وی خواهد بود. فرشته‌ای که از سوی خداوند رانده شده بود و بالهایش شکسته بود، از تولد حسین بهره برد. او گروهی از فرشتگان را دید که به منظور تبریک به محمد در حال گذر از آنجا هستند و از آنها خواست تا وی را به خود ببرند. وقتی این فرشته بال شکسته خود را به نوزاد مالید، بال شکسته اش ترمیم یافت و درست شد و با شفاعت محمد بخشیده شد و به جایگاهش در بهشت بازگشت. از آن به بعد این فرشته با نام مولی الحسین یاد می‌گشت و محاسبه گر زائرین حسین در کربلا است. محمد، پسرش ابراهیم و نوه اش حسین را بر زانوان خود قرار می‌داد. جبرئیل به وی گفت که خداوند به هر دو اینها با هم عمر طولانی نخواهد داد و محمد باید جان یکی را با فدا کردن دیگری، نجات بخشد. محمد در حالی که اشک می‌ریخت و از آنجایی که نمی‌خواست علی و فاطمه در فراق فرزندشان گریه کنند، قبول کرد که ابراهیم را تسلیم خدا کند.





معجزات پس از کشته شدن حسین

وقتی حسین کشته شد، روز مبدل به شب گردید و ستارگان در آسمان نمایان شدند. آسمان خون بارید که آثاری بر سر و جامه مردم تا مناطق خراسان بر جا گذاشت. از زیر سنگها در شام و مناطقی دیگر خون جاری شد. از دیوارها خون بیرون آمد. شب قبل از قتل حسین، ام سلمه یا ابن‌عباس، محمد را به خواب دید که سر و ریشش خاکی است و در ظرفی کوچک خون می‌ریزد. خاک کربلا که جبرئیل یا یکی دیگر از فرشتگان به محمد داده بودند و ام سلمه آن را نگه داشته بود، شب قبل از کشته شدن حسین مبدل به خون گردید. ام سلمه دانست که حادثه کربلا رخ داده و شیون سر داد و اولین کسی بود که این کار را کرد. این احادیث جمع آوری خون کشتگان کربلا توسط محمد یا نگه داشتن یک مشت خاک کربلا توسط ام سلمه به صورت احادیث با سندهای گوناگون بیان شده‌اند که برخی معتبر و برخی نامعتبرند. جنها گریستند و شعر سراییدند. زنان جن‌ها نیز مویه و عزاداری به پا کردند که صدای آنان را ام سلمه و دیگر زنان شنیدند. فرشتگان گریستند و سر حسین به دمشق برده شد. حتی حیوانات وحشی و ماهیان نیز گریستند. در شب قبل از نبرد کربلا، صدای شخصی می‌آمد که آیات هشدار دهنده می‌خواند اما خود شخص دیده نمی‌شد.





معجزات سر بریده حسین

وقتی که سر در حال برده شدن به کوفه بود، قلمی سحرآمیز آیاتی هشدارآمیز بر روی دیواری نوشت و همان آیات بر روی کلیسایی در رم که ۳۰۰ سال پیش از بعثت محمد ساخته شده بود، نوشته شد. سر بریده بوی معطری می‌داد و راهبی که تحت تاثیر نور معجزه آسایی که از سر ساطع می‌شد، قرار گرفته بود، با مقداری پول سر را کرایه کرد و به خانه اش برد. در آن شب سر حسین سخن گفت و راهب پس از آن مسلمان گردید. درهمی که راهب در ازای سر حسین به لشکریان پرداخته بود مبدل به سنگ گردید. ماری به یکی از سوراخهای بینی سر بریده خزید و از دیگری درآمد. سر بریده آیاتی از قرآن را خواند. شبی که خولی به کوفه آمد، سر حسین را به خانه برد و آن را زیر ظرفی قرار داد. ستون نوری از آسمان به ظرف می‌تابید و پرندگانی سفید در اطراف ظرف پرواز می‌کردند.





سرنوشت کسانی که به حسین اهانت کرده یا وی را زخمی کردند

تمام کسانی که به حسین در روز کربلا اهانت نمودند مدت کمی پس از آن به تیره‌روزی مبتلا گردیدند. سرنوشتهایی مانند: کشته شدن، کوری، مرض‌های مختلف مثل جذام، عطش سیرنشدنی، خشک شدن دست همانند چوب در تابستان و آب ریختن آن در زمستان، مرگ بر اثر سوختگی، عقرب گزیدگی، از دست دادن قدرت و ثروت، بیرون رانده شدن از خانه توسط همسر. آنهایی که اموال حسین را غارت نمودند نیز به عقوبت‌هایی گرفتار گردیدند. شخصی که عمامه حسین را غارت نمود دیوانه شد. کسی که ردای حسین را غارت کرد، مبتلا به فقر گردید. شخصی که عطر و روپوش و جامه‌های حسین را غارت نمود مبتلا به جذام یا کچلی گردید. اشیایی که از حسین غارت شد تنزل قیمت پیدا کرد یا بی استفاده گردید. گوشت شترانی که از لشکر حسین غارت شد، تلخ گردید یا آتش گرفت. عطر و لباسها مبدل به خون گردید. طلاهای غارتی مبدل به مس گردید یا در دستان زرگر آتش گرفت و زعفرانهای غارتی نیز آتش گرفت.





القاب در دیگر کتب مقدس

حسین در تورات با نام شبیر یاد شده و در کتاب انجیل بیان شده که هارون برادر موسی، نامهایی که خدا برای پسران علی گذاشته‌است را می‌آموزد و بر دو پسر خود می‌گذارد.





صفات فراطبیعی حسین که معجزه آفریده‌اند

پیشانی حسین به قدری روشن بود که مردم می‌توانستند با نگاه کردن به وی راه خود را در تاریکی بیابند. او قادر به شفای بیماران بود. او نشانه‌ای میان چشمان زنی پرهیزگار ایجاد کرد که با دمیدن در آن ناپدیدش کرد. او شخصی که مبتلا به تب شده بود را شفا داد. او دست مردی را که در حین عمل طواف کعبه بدن زنی را لمس کرده بود و به بدن زن چسبیده بود و جدا نمی‌شد را جدا کرد. این در حالی بود که فقها فرمان قطع دست آن فرد را داده بودند. کرامات دیگر وی عبارتند از به حرف درآوردن طفل شیرخواره‌ای به منظور بیان نام پدر واقعی خود، بردن افراد به وقایع رخ داده در زمان گذشته (مثل زمانی که علی و محمد در مسجد قبا بودند)، فراهم کردن میوه‌های خارج از فصل (انگور و موز) برای پسر خود، بارور کردن یک درخت نخل خشکیده، سیراب کردن یاران خود با قرار دادن انگشت خود در دهانشان و فراهم کردن غذای آسمانی در روز نبرد کربلا، به وجود آوردن چشمهٔ آب با پرتاب یک تیر به نقطه‌ای نزدیک خیمه‌های زنانش در کربلا، اشاره کردن به آسمان و فراهم آوردن لشکری از فرشتگان، اما برگزیدن مرگ، آگاهی از وقایع آینده و علم به اسرار. این پیشگویی‌ها عمدتاً توسط جدش به وی آموخته شد و همچنین وی رویایی دید که جدش محمد وی را از سرنوشتش آگاه ساخت که حسین مظلومانه کشته می‌شود و برادر و فرزندان و نوادگان حسین در روز قیامت از حساب پس دادن معاف می‌شوند. مجسم شدن نیات کوفیان نسبت به وی به صورت یک حیوان درنده، پیش بینی کردن اینکه عمر بن سعد فرمانده سپاه کوفه می‌شود و آگاه ساختن وی از سرنوشتش مبنی بر اینکه مرگ وی مدت کوتاهی پس از کشته شدن حسین خواهد بود، پیش بینی اینکه سرش به نزد ابن زیاد می‌رود اما حامل سر جایزه‌ای نمی‌گیرد، بر حذر داشتن گروهی از غلامانش از خروج در یک روز خاص و تبعیت نکردن و کشته شدن آنان و پیش گویی نام قاتلین آنان به حاکم از دیگر کرامات منسوب شده به حسین می‌باشند.




آرامگاه
روایات متعددی در مورد مکان دفن سر حسین وجود دارد. در کنار پدرش علی در نجف، خارج از کوفه اما نه در کنار علی، در کربلا به همراه بدن کاملش، در بقیع، در مکان نامعلومی در دمشق، در رقه سوریه، در قاهره که توسط فاطمیان به آنجا برده شده در مسجدی به نام محسن الامین که از نام حسین برگرفته شده دفن گردیده.




سوگواری محرم

پس از واقعهٔ عاشورا، طولی نکشید که اولین زوار حسین برای یادبود شهادت او مراسم عمومی به راه انداختند. معزالدوله در دوره بوییان گرامیداشت عمومی عاشورا را در بغداد به جا آورد (که موجب شد به پا داشته شدن ضد-یادبود از سوی سنیان به مدت سالها شد). العزیز حاکم فاطمی مصر هم این مراسم را بر پا کرد. عاشورا از دوره سلجوقیان، شرکت کنندگان زیادی را از زمینه‌های مختلف از جمله سنت به خود جذب کرد. سوگواریهای محرم با پشتیبانی امامیه اثنی عشری از سوی صفویه به سرتاسر ده روز اول محرم گسترش یافت (این مورد برای دوره پیش از صفوی نامعلوم است). مراسم عمومی شامل موارد زیر بود:

روضه خوانی در شب و روز در اماکن عمومی، قصرها، مساجد، تکایا و حسینیه‌ها
رسم دفن کردن خود تا سر
دسته‌های عزاداران که با زنجیر، ستگ، تیغ و نیز با سوزاندن خود ریاضت می‌کشیدند
مراسم جنگ گروههای رقیب حیدری نعمتی
رژه تابوت و نخل با علم که با شکوه و بر دوش مردم در میدان اصلی و بر دوش مردم حرکت می‌کردند و با عناصر نمایشی کاروان او را شبیه سازی می‌کردند
مراسم سوزاندن پیکر خائنان (عمرکشان) زین رو مراسم محرم جنبه‌های کارناوال گونه داشت و شادی را با غم و اندوه در می‌آمیخت.
ساعت : 5:17 am | نویسنده : admin | نوای علمدار | مطلب قبلی
نوای علمدار | next page | next page