سد کارون ۳

سد کارون ۳ یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است، که بر روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران احداث شده‌است. نیروگاه این سد در حال حاضر با تولید سالیانه ۴۱۷۲ میلیون کیلووات ساعت انرژی یکی از بزرگترین نیروگاه‌های برق‌آبی کشور است. هدف از احداث سد و نیروگاه کارون ۳، تأمین بخشی از برق مورد نیاز کشور ایران و نیز کنترل سیلاب‌های مخرب است. ساختگاه سد و نیروگاه کارون ۳، در ۲۸ کیلومتری شرق شهرستان ایذه و در فاصله ۶۱۰ کیلومتری مصب رودخانه کارون در شمال شرقی استان خوزستان است.





این طرح در حدود ۱۲۰ کیلومتری بالادست سد شهید عباسپور (کارون ۱) قرار دارد. فاصله هوایی طرح کارون ۳ از اهواز، تقریباً ۱۴۰ کیلومتر است. ارتفاع بدنه سد ۲۰۵ متر و حجم مخزن سد ۳ میلیارد متر‌ مکعب است. عملیات اجرایی این طرح در سال ۱۳۷۳ آغاز و در سال ۱۳۸۳ به پایان رسیده است. از زمان آبگیری سدکارون۳ تاکنون بیش از ۸ سیلاب با دبی بیش از ۲۰۰۰ مترمکعب‌ بر ثانیه توسط این سد مهار شده است که از آن جمله می‌توان به دو سیلاب ۶۵۰۰ و یک سیلاب ۴۳۰۰ مترمکعب بر ثانیه اشاره کرد.

از جمله پروژه‌های مهمی که در حین ساخت سد کارون۳ اجرا شد احداث جاده جایگزین محور شهرکرد به ایذه بود. در هنگام آبگیری سد، این جاده ارتباطی به زیر آب می‌رفت. جهت برقراری ارتباط دوباره، ۷ کیلومتر جاده، سه رشته تونل و دو دهنه پل بر روی دریاچه سد با طول عرشه ۳۳۶ و ۲۱۴ متر ساخته شد. پل بزرگ کارون۳ با دهانه ۲۶۴ متر دارای طویل‌ترین دهانه پل در ایران است.





اهداف طرح

کنترل سیلاب‌های فصلی رودخانه کارون؛
بالا بردن قدرت تنظیم آب برای مصارف شرب و کشاورزی؛ و
تولید انرژی برق‌آبی.





ویژگی‌های شاخص سد کارون ۳

بیشترین حجم بتن‌ریزی در بدنه سدهای دوقوسی کشور؛
بیشترین حجم حفاری و تزریق در ایران وسومین در جهان؛
دارای بزرگترین مغار نیروگاه در کشور و از جمله ده مغار بزرگ نیروگاهی جهان؛
بزرگترین حوضچه استغراق در کشور؛ و
احداث بزرگترین پل فلزی زیر قوسی کشور.

فعالیت‌های طرح در حوزه توسعه منطقه‌ای

احداث بخشی از راه شهرکرد به ایذه، سه دهانه تونل و دو دستگاه پل عظیم؛
شناسایی بخشی از میراث فرهنگی منطقه حین طرح نجات بخشی طرح کارون۳؛
احداث یک باب مدرسه و تکمیل چند باب مدرسه دیگر؛
احداث ساختمان بهداری دهدز؛
احداث ساختمان بخشداری دهدز؛
جابه‌جایی مرقد امامزاده شهپر و بنای بارگاه جدید برای امامزاده؛
احداث ۱۷ کیلومتر جاده سادات به بارز؛ و
بهسازی بخشی از معابر شهری و روستایی منطقه.




اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

در طی دوران احداث سد و نیروگاه کارون۳ ، پیامدهای احداث سد و تشکیل دریاچه آن مورد توجه بوده است.در طول این دوران نیروهای شاغل در کارگاه کارون۳ در زمان اوج فعالیت‌ها نزدیک به ۷ هزار نفر بوده‌اند. این در حالی‌است که فرصت‌های اشتغال به وجود آمده در طرح کارون۳ (اشتغال مستقیم و غیرمستقیم) بالغ بر ۲۲ هزار نفر بوده است. در حریم کارگاه و دریاچه کارون۳، تعداد ۶۳ پارچه آبادی کوچک و بزرگ واقع شده که ۳۹ روستا عرصه و اعیان خود را از دست داده و مابقی بخشی از اراضی خود را. در سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ طرحی تحت عنوان مطالعات اجتماعی، اقتصادی و طبیعی حوضه بالادست سد کارون۳ در سازمان اجرایی طرح و توسط معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران اجرا شد. هدف از اجرای طرح مذکور بررسی ویژگی‌های اجتماعی، اقتصادی و طبیعی حوضه بالادست سد و شناسایی راه‌های کاهش یا جلوگیری از بروز مسایل اجتماعی ناشی از احداث سد و انتقال جمعیت ساکن در روستاهای منطقه بوده است. بر اساس این بررسی‌ها، اطلاعات جامع و دقیقی در هر حوزه جمع‌آوری و تنظیم شده و در بخش تلفیق، مجموعه‌ای از پیشنهادهای معطوف به اشتغال ارایه شده است.





نیروگاه کارون۳

در کنار سد کارون ۳، نیروگاه کارون ۳- یک نیروگاه زیرزمینی- با ظرفیت ۲۲۸۰ مگاوات و تولید سالیانه ۴۱۷۲ میلیون کیلووات ساعت، برق مورد نیاز ایران را در زمان اوج مصرف تأمین می‌نماید. این نیروگاه از زمان بهره‌برداری در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ تا پایان سال ۱۳۸۶ توانسته ۱۱۳۸۲ میلیون کیلووات ساعت انرژی برق تولید کند.




ابزار دقیق

در کارگاه کارون۳ از ابزاردقیق متنوعی جهت رفتار‌نگاری سازه‌های مختلف مورداستفاده قرار گرفته است. برخی از این ابزاردقیق در زمان اجرا، نصب و موردبهره‌برداری قرار گرفتند. از این جمله ترموکوپل، ترمومتر، درزسنج و شیب‌سنج‌های بدنه سد و همچنین اکستنسومتر، نیروسنج و پین‌های همگرائی در مجموعه نیروگاه است. سایر ابزاردقیق بدنه سد همگام با پیشرفت پروژه و با توجه به پیش‌نیازهای مربوطه قبل از آبگیری مخزن نصب و قرائت صفر آنها انجام شده است. قرائت این ابزار در دوره آبگیری بسیار فشرده بوده و کلیه ابزار به‌صورت روزانه قرائت می‌شوند. ابزاردقیق بدنه سد شامل شیب‌سنج، پاندول، ترمومتر، درزه‌سنج،پیزومترهای الکتریکی و کاساگرانده، فشار برخاستی و اکستنسومترها است که ازشرکت سوئیسی "هوگنبرگر" خریداری شده است. درحال حاضر تمامی ابزاردقیق نصب شده در بدنه سد، رفتار بدنه و تکیه‌گاه‌ها و پرده آب‌بند را به‌خوبی مونیتورینگ می‌‌کند.




منابع قرضه و مشخصات آن

منابع قرضه طرح کارون۳ شامل بخشی از مصالح حاصله از حفاری‌های تکیه‌گاه‌ها وپی سد، حوضچه آرامش، حفاری‌ از معادن A و B در دهزیر، معادن تنگ قاف، رکعت، باجول وشالو در فاصله ۷ تا ۱۵ کیلومتری حاشیه رودخانه کارون در بالادست سد بوده است.




مرگ بختیاری‌ها

بی توجهی شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران بر انجام تعهدات قانونی در خصوص ترمیم راههای روستایی مستغرق در دریاچه سد کارون ۳ ، موجب غرق شدن یک مینی‌بوس و مرگ ۱۲ زن و کودک از روستائیان بختیاری بخش دهدز شهرستان ایذه در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۲ شد. از زمان آبگیری سد کارون ۳ در سال ۱۳۸۳ و زیر آب رفتن پل قدیمی «گدار شهپیر»، روستائیان و عشایر بختیاری ساکن روستاهای «سادات حسینی» در شمال شرقی ایذه، در بن بست گرفتار شده‌اند. شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (آب و نیرو) به تعهدات خود برای احداث راههای روستایی که در اثر عملیات سدسازی تخریب شده و به زیر آب رفته‌اند عمل نکرده و در عوض، با قرار دادن یدک کش، اقدام به جابجایی مینی بوس‌های حامل مسافر می‌نماید. ازسوی استاندار خوزستان یک روز عزای عمومی در ایذه اعلام شد این حادثه واکنش شدید نمایندگان مجلس را در پی داشت. حجت اله درویش پور نماینده مردم ایذه و باغملک از بی توجهی وزارت نیرو به اخطارها انتقاد و وزارت نیرو را مقصر حادثه دانست هیچ دستگاهی مسولیت این حادثه را بر عهده نگرفت و حاضر به عذر خواهی از مردم داغدیده نشد .حتی استاندار خوزستان به ایذه نرفت .پس از تناقض گویی‌های آشکار سرانجام سازمان آب و برق خوزستان راننده مینی بوس روستا را مقصر حادثه اعلام کرد. اما مسئولان انتظامی علت حادثه را «واژگونی لنج» اعلام کردند.رئیس قوه قضاییه ایران روز شنبه، ۱۲ مرداد غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور را مامور تحقیق درباره حادثه کرد. کمال موسوی، امام جمعه ایذه در خطبه‌های نماز جمعه ۱۱ مرداد به شدت از انجام نشدن وعده مسئولان انتقاد کرد و گفت به ایذه و مردم ایذه خیانت شد و مسئولین با بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی به ایذه خیانت کردند.همچنین وی گفت :

اسرائیل هم اینگونه غزه را در محاصره قرار نداده بود که برخی مسئولین وزارت نیرو و استانداری خوزستان و به خصوص مسئولین شرکت دولتی آب و نیرو، مردم دنباله رود و سادات برحق حسینی را در محاصره قرار دادند و هر از چند گاهی باید شاهد مرگ این عزیزان باشیم. اگر اجازه می‌دادند، امروز کفن پوش به صحنه می‌آمدم تا مسئولان در اهواز و تهران بدانند که بر مردم ایذه و دهدز چه می‌گذرد و دچار چه فلاکت‌هایی هستند.

در اقدامی بی سابقه کمیته ای مستقل و غیر دولتی گزارشی از حادثه منتشر کرد که ابعاد آنرا به دور از سانسورهای معمول بررسی کرد.




سد کارون ۴

سد کارون ۴ بر روی رودخانه کارون و در فاصلهٔ ۶۷۰ کیلومتری ریزشگاه رودخانه کارون به خلیج فارس احداث شده‌است. این سد بزرگترین سد بتنی دو قوسی ایران است.

این سد، در استان چهارمحال و بختیاری و ۱۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد قرار دارد. و در تیرماه سال ۱۳۹۰ با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری وقت افتتاح شد.




سازندگان

سد کارون ۴ با کارفرمایی توسعه منابع آب و نیروی ایران، پیمانکاری شرکت جهاد توسعه منابع آب (شرکت زیر مجموعه موسسه جهاد توسعه (وزارت جهاد کشاورزی) و مشاوره مهاب قدس ساخته شده است. مطالعات نخستین طرح کارون ۴ در سال ۱۳۴۵ (۱۹۶۷ میلادی) در چارچوب طرح توسعه منابع آب و همچنین برنامه‌ریزی کلی منابع آب حوضه آبریز رودخانه کارون توسط شرکت مهندسین مشاور بین‌المللی "هارزا" انجام گرفت و پس از آن مطالعات مرحله نخست در سال ۱۳۷۴ و مطالعات مرحله دوم در سال ۱۳۷۶ توسط شرکت مهندسی مشاور "مهاب قدس" و شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران انجام شد.




اهداف و منافع سد کارون ۴

تولید انرژی برق‌آبي متوسط سالانه به ميزان ۲۱۰۰ گيگاوات ساعت
کنترل آب‌های سطحی منطقه
پيوستن به گروه سدهاي زنجيره‌اي کارون و تنظيم آب رودخانه به منظور تأمين آب مورد نياز صنعت و کشاورزي در دست‌هاي پايين‌دست
کنترل سیلاب‌های مخرب فصلی (وقوع سیلاب در زمان احداث سد دو مرتبه باعث تخریب سازه‌های وابسته به آن شد)


ویژگی‌های طرح

تنظیم آب رودخانه کارون به میزان ۳/۷ میلیارد مترمکعب
بالادست‌ترین سد در رودخانه کارون.



سرمایه گذاری، هزینه‌ها و منافع

طی برآورد اولیه هزینه‌های اجرای پروژه بالغ بر ۸۶۰۰ میلیارد ریال بوده که توسط منابع عمومی و داخلی همچون تسهیلات بانکی داخلی، اوراق مشارکت و نیز تسهیلات خارجی (فاینانس ، وام) تامین گردیده است. زیان‌های ناشی از طولانی شدن پروژه عبارت بوده از افزایش قیمت تمام شده طرح و همچنین عدم انتفاع از فروش برق تولید شده توسط نیروگاه آن. در نهایت منافع حاصل از تولید برق این سد بر اساس برآورد اولیه درآمد، سالانه برابر با ۱۳۵۳ میلیارد ریال تخمین زده شده است (بر حسب هرکیلووات ساعت ۶۴۲ ریال).



ترک خوردگی

در آبان ۱۳۹۲ اعلام شد که این سد ترک خورده است. اما حسن رنجبران، مجری طرح سد و نیروگاه کارون ۴ اعلام کرد: "ترک خوردن سد طبیعی است، خاصیت بتن ترک خوردن است و تمام سدهای بتنی دنیا ترک می‌خورند."

رسانه‌های ایران در زمان افتتاح این سد گزارش کرده بودند که ترک‌هایی در بدنه این سد عظیم وجود دارد که در آن زمان شرکت ملی حفاری ایران با استفاده از تکنولوژی تزریق سیمان به چاه نفت، ترک‌ها را ترمیم کرد.




شهرکرد

شَهرکُرد یکی از شهرهای مرکزی ایران و مرکز استان چهارمحال و بختیاری است و مرکز شهرستان شهرکرد می‌باشد. شهرکرد در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار دارد. نام پیشین آن «دِهْکُرد» بوده‌است که پس از تبدیل به شهر (در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی)، به شهرکرد تغییر نام داده شده‌است. براساس آمار سال 1390 خورشیدی، جمعیت شهرکرد برابر با 159000نفر زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود.

شهرکرد مرتفع ترین مرکزٍ استان در ایران است و به همین دلیل به بام ایران شهرت دارد، ولی در کل، شهرکرد جزو ۲۰ شهر مرتفع ایران است که با حداکثر ارتفاع 2310 متر از سطح دریا، 300 متر پایین‌تر از مرتفع ترین شهر ایران، فریدونشهر (2600 متر) قرار دارد.




پیشینه

بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی، پیدا شدن سکه‌های مربوط به دوران اشکانی و ساسانی، و به خصوص توجّه به استقرار تپه‌های باستانی مربوط به هزاره‌های پیش از میلاد مسیح (ع)، قدمتی در حد هزاره‌های مذکور برای استقرار بشر و آغاز تمدن در محدوده دشت شهرکرد می‌توان منظور نمود،. هیئت‌های باستان‌شناسی درتپه باستانی گورگای (یا گورکای) در ۴ کیلومتری شهرکرد و در شمال شرقی کیان نشانه‌هایی مبنی بر قدمت حداقل هفت هزار ساله را یافته‌اند. اما با این همه به نظر می‌رسد این سکونت به شکل تنها یک روستا یا یک شهر متمرکز نبوده است. شهرکرد در قدیم بیشتر کاربرد نظامی داشته است و دژی بوده است مستحکم که شاپور دوم در نامه‌های خود آن را دژگرد خوانده است. برخی معتقدند دهکرد معرب شده همین دژگرد است. نام دهکرد (نام قدیم شهرکرد) از دوره زندیه به این سو در منابع دیده می‌شود.

در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده است که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز هم به جای مانده است. چالشتر که اکنون ناحیه‌ای از شهرکرد به حساب می‌آید در سالیان دور و از دوران صفویه تا اواسط دوران حکومت قاجاریه و قدرت گیری خوانین بختیاری مرکز حکمرانی چهار محال بوده است.،.

مولف مرآت البلدان در کتاب خود (مرآت البلدان ج ۴ صص ۵۱ - ۵۲) در شرح این ناحیه چنین می‌گوید:

از قرای ناحیه «رار» یکی قریه «چالشتر» است که قلعه‌ای آجری است و ۲۲ برج دارد و هر دهنه برج را هشتاد ذرع با برج دیگر فاصله‌است. از بناهای مرحوم حاجی محمد رضاخان می‌باشد و در آنجا بناهای عالی و عمارتهای بسیار خوب است که بیش از ۳۰ هزار تومان خرج عمارات شده. دویست خانوارجمعیت و یک رشته قنات دارد که هشت سنگ میرابی آب ازآن جاری است و هر سال صد خروار زمین بذرافشان را مشروب می‌نماید. حمام و مسجد و تیمچه و بازارچه و دکاکین و آسیا دارد و ۳۹۰ تومان مالیات دیوانی آنجاست و شش نفر سرباز هم می‌دهد.

بر اساس اسناد و مدارک فرهنگی موجود مسجد امام صادق معروف به مسجد اتابکان فارس، در دوره حکمرانی اتابکان ساخته شده‌است که به واسطه قرار گرفتن آن در محوریت بافت قدیم محله، همراه بقعه امامزادگان دو معصوم حلیمه و حکیمه خاتون (س)، محل قدیم آتشکده شهرکرد، آسیاب، کارخانه روغن کشی و بازارچه سنتی برجسته تر شدن این محل آن هنگام به بعد دانسته شده‌است. اتابکان لر از شهرکرد به دلیل موقعیت راهبردی آن به عتوان پاسگاه استفاده می‌کرده‌اند.




وجه تسمیه

شهرکرد در قدیم دهکرد نامیده می‌شد و در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی از دهکرد به شهرکرد تغییر نام یافت. واژه «دهکرد» از دو بخش «ده» + «کرد» تشکیل شده‌است.

در کتابی به‌نام «ایران باستان» از ژوزف ویسهوفر محقق و شرق‌شناس آلمانی آمده‌است که شاپور دوم در نامه‌نگاری‌های خود نام شهریار دژگـُرد را که دژی مستحکم در منطقه کوهستانی زاگرس بوده، آورده‌است ودژ در پارسی به معنای قلعه وگُرد به معنای پهلوان است که با احتساب تسلط زبان عربی در دوران حکومت اعراب به‌راحتی می‌توان دریافت که «دژگُرد» با عوض شدن حروف «ژ» و «گ» که در الفبای عربی وجود نداشته، به «دهکُرد» تغییر کرده‌است. در منطقهٔ اصفهان، چهارمحال و بختیاری، لرستان و خوزستان وجود مکان‌های نظامی، کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگُرد» (چَمگُردان امروزی)، «دژگُرد» (شهرکرد امروزی)، «چِلگُرد» (چِلگِردامروزی) «بروگُرد»(بروجرد امروزی،«دژپل» قدیم (دزفول امروزی) و«دهدژ» قدیم و (دهدزامروزی).
بعضی معتقدند واژه «کرد» در حقیقت به معنی گله داری است چون شغل ساکنان اولیه این منطقه (دوران اتابکان فارس) به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز، غالباً گله داری بوده‌است.

البته به‌گفته برخی از اهالی این شهر، با توجه به اینکه در شهرکرد چه در قدیم و چه در حال کردین (نوعی بالاپوش نمدی که چوپانان دهکرد به تن می‌کنند) تولید می‌شود، ابتدا به این مکان دهکردین و بعدها به خاطر راحتی کار، به آن دهکرد گفته شد.




موقعیت جغرافیایی

شهرکرد بین ۵۰ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۵۰ درجه و ۵۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه طول و ۳۲ درجه و ۱۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۲۳ درجه و ۲۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه عرض جغرافیایی و در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار گرفته‌است. به لحاظ توپوگرافی در بخش شمالی رشته کوه زاگرس قرار گرفته‌است. این شهر با ارتفاع بین 2050 تا 2310 متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین مرکز استان ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است،.




آب و هوا
شهرکرد دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل با تابستان‌های معتدل و زمستان‌های بسیار سرد است. میانگین سالانه دمای هوادر شهرکرد ۱۱/۵ درجه سانتیگراد می‌باشد. در طول ۳۰ سال گذشته حداقل مطلق دما و حداکثر مطلق دمای ثبت شده در شهرکرد به ترتیب ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر و ۴۲ درجه سانتیگراد بوده‌است. سردترین و گرمترین ماه‌های شهرکرد به ترتیب دی و مرداد می‌باشد. اگرچه در زمستان میزان رطوبت متوسط تا بالا است، میزان بارش در فصولی که کشت صورت می‌گیرد به جز ماه‌های اردیبهشت و فروردین تقریباً به صفر نزدیک است. سردترین ماه و گرمترین آن به ترتیب دی و مرداد می‌باشد.



زبان و مردم

زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود. باید دانست اگرچه شهرکرد در ردیف شهرهای بزرگ قرار نمی‌گیرد اما به دلیل مرکز استان بودن، مردم مهاجر زیادی را از دیگر شهرها و مناطق استان و استانهای همجوار به خود جلب کرده است. در شهر می‌توان بسیاری از کسانی را یافت که که هر کدام با گویش‌ها و لهجه‌های خود صحبت می‌کنند و این ویژگی شهرهای مهاجرپذیر است .
در هر حال مردم شهرکرد بر خلاف تصور عام کردی تکلم نمی‌کنند و مانند دیگر ساکنین منطقه چهار محال (از استان چهار محال و بختیاری)مانند شهرهای فرخ شهر و بروجن به فارسی تکلم می‌کنند. به گویش فارسی. مردمان منطقه بختیاری به گویش لری بختیاری تکلم می‌کنند و هرچه به سمت خوزستان می‌رویم جمعیت لرهای بختیاری بیشتر می‌شود.
مردم بومی شهرکرد دارای لهجه‌ای خاصی هستند که با وجود مفهوم بودن واژگان آن برای افراد غیر بومی، کلمات آن دارای آهنگ ادای خاصی است که لهجه شهرکردی را از گویش معیار فارسی متمایز می‌سازد. در میان ساکنین محلی شهرکرد، لهجه مردمان بومی شهرکرد به لهجه دهکردی یا دیکردی معروف است که تا حدودی مشابه برخی زیر لهجه‌های اصفهانی اما بسیار غلیظ تر از آن است. لهجه دهکردی سرشار از واژه‌های بسیار قدمت داری است به طوری که پسوند 'اولی' (OLE) در حال حاضر فقط در لهجه دهکردی رایج است، به طور مثال در این لهجه به خاک‌آلود، "خاکولی" می‌گویند،.




صنعت و اقتصاد

اقتصاد سنتی شهرکرد مبتنی بر قالی بافی، نمد مالی، گیوه دوزی، قفل سازی و کوره‌های آجر پزی است که امروزه با توجه به صنعتی تر شدن جامعه از اهمیت آن کاسته شده است. در حال حاضر صنایع بزرگ و کارخانه‌های مهمی در نزدیکی شهرکرد واقع شده‌اند که عده زیادی از ساکنان شهرکرد و حومه در آن‌ها مشغول به کار هستند، مهمترین این صنایع عبارتند از:

فولاد زاگرس شهرکرد
صنایع فولاد فرخ شهر
لوازم خانوادگی برفاب شهرکرد
سیمان شهرکرد
گاز کربنیک شهرکرد
نساجی حجاب شهرکرد
صنایع شیر و لبنی شهرکرد

همچنین تعداد زیادی از ساکنان شهرکرد در مشاغل خدماتی دولتی و خصوصی مشغول به کار هستند.

در سال ۱۳۹۲، کارخانه سیمان شهرکرد برای دومین سال متوالی مقام نخست تولید سیمان کشور را کسب کرد.،



مکان‌های مذهبی

امام‌زاده‌ها

امام زاده دوخاتون شهرکرد در مرکز شهر واقع است و در قدیم هسته اصلی شهر بوده‌است.این دو امام زاده واجب التعظیم فرزندان جناب ابراهیم مجاب هستند که قبر این بزرگوار در کربلای معلی و حرم امام حسین (ع) می باشد.

امامزاده سبز پوش شهرکرد در غرب شهرکرد واقع است.




سقاخانه‌ها

سقاخانه ارباب میرزا
مصلی بزرگ امام خمینی شهرکرد

مصلی بزرگ امام خمینی شهرکرد در زمینی به وسعت۲۲۰۰۰ متر مربع ساخته شده که مساحت زیر بنای مجتمع و مصلا ۳۳۷۴۳ متر مربع است. این مجموعه دارای ۵ کاربری فرهنگی بنام‌های مصلای نماز جمعه –مجموعه فرهنگی مهدیه- کتابخانه – سالن اجتماعات و پژوهشکده قرآنی می‌باشد. قسمت‌های مختلف این مجموعه غبارتند از:

مجموعه مصلی و دفتر امام جمعه: این مجموعه با مساحتی بالغ بر۱۰۰۰۰متر مربع به عنوان هسته مرکزی مجتمع شناخته می‌شود. ویژگی‌های این مجموعه عبارتند از:

شبستان مصلی در دوطبقه و با مساحت۸۰۰۰متر مربع ساخته شده‌است.
ارتفع گنبد اصلی از کف ۱۸ متر و قطر آن ۳۲٫۲۵متر می‌باشد و مساحت زیر گنبد هزار مترمربع و بدون ستون است که در نوع خو بی نظیر است.
ارتفع گلدسته‌ها از پشت بام ۳۸ متر واز زمین ۴۸ متر می‌باشد.
تاسیسات گرمایش و سرمایش سیستم هواساز و تهویه مطبوع طراحی شده‌است.
مصلا دارای سه ورودی اصلی شرقی، غربی و شمالی است.
مصلا دارای دو حیاط یکی در قسمت شمالی با مساحت ۱۸۰۰متر مربع و دیگری در قسمت شرقی با مساحت ۵۰۰ متر مربع است.

مجتمع فرهنگی مهدیه
پژوهشکده قرآنی
مجموعه سالن اجتماعات
کتابخانه مصلا
مجتمع اداری مصلا
مجتمع تجاری مصلا: این مجموعه با مساحتی بالغ بر۸۰۰۰ متر مربع در دو طبقه شامل نود باب مغازه تجاری با مساحت هریک بیش از ۲۵ متر مربع می‌باشد.
پارکینگ مجتمع: این پارکینگ دارای گنجایش ۱۶۰ اتومبیل است.

مراکز آموزشی و دانشگاهی

دانشگاه شهرکرد
دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد



مکان‌های تفریحی

وجود ۲۴۰ گردشگاه، MMآثار تاریخی، قلعه‌ها، اماکن سیاحتی و زیارتی و آب و هوای مطبوع در فصل تابستان شمار زیادی گردشگر را رهسپار استان چهارمحال و بختیاری به خصوص شهرکرد، مرکز این استان می‌کند. وجود فضای سبز و سایه سار درختان مفرح با امکانات رفاهی و بهداشتی در روزهای گرم تابستان گردشگران زیادی را میهمان بوستانهای شهرکرد ازجمله پارک ملت، پارک بانوان، پارک لاله (پارک ورودی شهر)، پارک شب (عمونادر) و پارک تهلیجان می‌کند..

از جمله مکان‌های تاریخی شهرکرد می‌توان به قلعه چالشتر، اتاق آئینه شهرکرد و موزهٔ باستان شناسی شهرکرد اشاره کرد. همچنین در نزدیکی شهرکرد، جاذبه‌های طبیعی فراروانی وجود دارد که معروف ترین آن‌ها عبارتند از: گرداب بن (واقع در شهرستان بن)، پل زمان خان (واقع در شهرستان سامان)، چشمه کوهرنگ، تونل و آبشار کوهرنگ،، دشت لاله‌های واژگون، تالاب بین‌المللی چغاخور و تالاب گندمان




حمل و نقل شهری و برون شهری
اتوبوس شهری

سازمان اتوبوسرانی شهرکرد و حومه برای خدمات رسانی به مردم ۱۵۰ دستگاه اتوبوس در اختیار دارد که در تمام مسیرهای شهری تردد دارند.




تاکسی

علاوه بر حضور دو سیستم تاکسی بی‌سیم هماهنگ با سامانه یکپارچه کشوری (۱۸۳۳) و دیگری (۱۸۰۰)، نزدیک به ۱۵۰۰ تاکسی گردشی، خط ویژه (مانند تاکسی فرودگاه و تاکسی پایانه مسافربری)، تاکسی بانوان، دفتر تاکسی تلفنی و مسافربرهای شخصی در شهر فعالیت دارند.




فرودگاه

فرودگاه بین‌المللی شهرکرد در جنوب شهر واقع شده‌است. از این فرودگاه پروازهایی در مسیرهای ورودی و خروجی و پروازهایی هفتگی در داخل کشور و به خارج از کشور از جمله کویت و سوریه صورت می‌گیرد. گستره پروازها به نحوی است که حتی پرواز شهرکرد-کویت این استان تمام صندلی‌های خالی را که از مقصد تهران-شهرکرد-کویت است را پر کرده. و به عنوان پرواز استراتژیک محسوب می‌شود.





پایانه‌های مسافربری

به جهت رفاه مسافران پایانه‌های مسافربری شهرکرد در سه جهت شهر قرار دارند که در این میان پایانه آزادی نقش اساسی‌تری در جابجایی مسافر به سراسر کشور دارا است.

پایانه مسافربری آزادی شهرکرد در جنوب شهرکرد
پایانه مسافربری غرب شهرکرد (معروف به ترمینال سامان) در غرب شهرکرد





تونل کوهرنگ

تونل کوهرنگ تونلی است که برای انتقال آب رود ماربر (آب کوهرنگ) به زاینده‌رود در نزدیک شهر چلگرد یا کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری در ایران ساخته شده‌است. تونل کوهرنگ یکی از جاذبه‌های طبیعی و بسیار زیبای منطقه کوهرنگ است که به همراه دیگر جاذبه‌های منطقه کوهرنگ همچون چشمه دیمه، پیست اسکی چلگرد، روستای شگفت انگیز سرآقاسید و بسیاری از مناطق گردشگری و طبیعی کوهرنگ هر ساله گردشگران بسیاری را خصوصا در ماه اردیبهشت به خود جلب می‌نماید. از نخستین تونل کوهرنگ در سال ۱۳۳۲ بهره‌برداری شد. در سال ۱۳۶۴ تونل دوم به بهره برداری رسید. در سال ۱۳۷۷ عملیات ساخت سومین تونل کوهرنگ آغاز شد که تاکنون ادامه دارد. نخستین بار شاه عباس کبیر درسال ۱۰۲۹ه ق میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی بختیاری(۱۰۳۷-۹۷۴ه ق) فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی دورَکی(۹۷۴-۹۲۴ه ق) که فرمانروای تامه بختیاری بود، را مامور الحاق آب کارون به زاینده رود نمود ودراین خصوص گردنه کوهرنگ به چلگرد نیزتوسط بختیاریها شکافته شد واکنون به نام کارکنان معروف است وپایه‌های سدی که بررودخانه کوهرنگ احداث گردید نیز موجود است. اما با مرگ شاه عباس، این طرح ناتمام ماند.




پیشینه

آب کوهرنگ یکی از سرچشمه‌های کارون بود. پیوستن آن به زاینده‌رود بخاطر نزدیکی سرچشمه این دورود از گذشته در نظر بوده‌است. در ۹۹۶ ه. ق. شاه طهماسب اول ماموریت پیوستن این دو رود را به میرفضل‌الله شهرستانی حاکم اصفهان سپرد. قرار بود که با کندن مسیری در کوه کارکنان این کار انجام شود. ولی بخاطر تحولاتی این کار به سرانجام نرسید. در دوره شاه عباس اول نیز کوششی شد و آن نیز ناتمام ماند.

تونل کوهرنگ ۱: نخستین بررسیها برای انتقال آب رودخانه بیرگان به حوضه زاینده‌رود به سالهای پس از جنگ دوم جهانی باز می‌گردد. در نتیجه این بررسیها طراحی و اجرای بند انحرافی و تونل اول کوهرنگ به وسیله مهندسان مشاور الکساندر گیپ واگذار گردید و از این سیستم در سال ۱۳۳۲ خورشیدی بهره‌برداری شد. این سیستم شامل بند و یک تونل ۲۹۰۰ متری بطور میانگین سالانه حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب آب را به حوضه زاینده‌رود منتقل می‌کند.

تونل کوهرنگ ۲: طراحی و اجرای سد انحرافی و تونل دوم کوهرنگ بوسیله مهندسان مشاور سوگرا انجام‌گرفت و از این سیستم در سال ۱۳۶۴ خورشیدی بهره‌برداری شد. از سال ۱۳۶۶ خورشیدی با پایان یافتن ساختمان سد و تونل ماربران و انتقال ۱۱۵ میلیون متر مکعب آب چشمه‌های ماربران و کلنچین به پشت این سد، سد و تونل دوم کوهرنگ سالانه بطور میانگین حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب آب را به مخزن سد زاینده‌رود انتقال می‌دهند.

تونل کوهرنگ ۳: طراحی و ساخت سد و تونل سوم کوهرنگ بوسیله مهندسان مشاور زایندآب و تهران برکلی در سالهای دهه ۶۰ بررسی شد. گزارش این بررسیها و نقشه‌های طرح مقدماتی سد، سازه‌های وابسته و تونل انتقال آب در سال ۱۳۶۷ خورشیدی منتشر شد. در سال ۱۳۷۰ اسناد مناقصه تونل سوم کوهرنگ تهیه و پس از برگزاری مناقصه بین‌المللی و سپس مناقصه داخلی نهایتاً شرکت تابلیه برنده مناقصه می‌شود و کار را با نظارت شرکت زایندآب شروع می‌نماید. در سال ۱۳۷۷ خورشیدی سازمان آب منطقه‌ای اصفهان با توجه به گذشت یک دهه از مطالعات و ضرورت کاربری آمار و اطلاعات گردآوری شده در این دوره، برای بهنگام کردن آمار استفاده از اطلاعات جدید و بازنگری در طراحی‌ها و مبانی طرح، مطالعات تکمیلی فاز یک سد را به شرکت مهندسی مشاور مهاب‌قدس و همچنین مطالعات تکمیلی مرحله دوم تونل انتقال آب کوهرنگ ۳ را به مشارکت مهاب قدس- زایندآب واگذار کرد. در نتیجه تونل سوم کوهرنگ به منظور تأمین و انتقال آب به میزان حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب در سال، جهت تأمین قسمتی از کمبود آب منطقه مرکزی ایران برای مصارف شرب صنعت، کشاورزی و افزایش حجم آب تنظیم شده سد زاینده رود اصفهان با استفاده از سد مخزنی کوهرنگ ۳، طراحی و عملیات اجرایی آن آغاز گردید.




دشت لاله‌های واژگون

دشت لاله‌های واژگون یکی از جاذبه‌های دیدنی و گردشگری ایران است. این دشت ۳۶۰۰ هکتار وسعت و در استان چهارمحال و بختیاری دارد و رویشگاه اصلی گونهٔ گیاهی لاله واژگون است. محدوده اي از اين دشت بعنوان اثر طبیعی ملی لاله واژگون تحت حفاظت سازمان محيط زيست ايران قرار دارد.

این دشت در شهرستان کوهرنگ واقع شده و جاذبه‌های گردشگری دیگری مانند آبشار کوهرنگ، پیست اسکی چلگرد و چشمه آب معدنی دیمه در نزدیکی آن قرار دارند.

رویشگاه اصلی این گیاه نادر، دامنه کوههای آب‌کاسه خوربه، گرگانک و مناطق بنواستکی و مله زرده‌است. لاله‌های واژگون، که در زبان محلی گل بگریو (گل گریان) و اشک مریم نامیده می‌شوند، در اواخر فروردین ماه به گل می‌نشینند و تا اواخر اردیبهشت گل‌های خود را حفظ می‌کنند.

در این مدت هر هفته ده هزار نفر از این مکان بازدید می‌کنند که بر اثر تخریب‌های صورت گرفته و احتمال انقراض، حضور گردشگران با محدودیت‌هایی همراه گردیده‌است.

بیشتر رویش این گیاه در منطقه نسار خوربه واقع در تیشتردان می باشد.




اثر طبیعی ملی لاله واژگون

اثر طبیعی ملی لاله واژگون محدوده اي از دشت لاله واژگون یکی از ۲۰ اثر طبیعی ملی ایران و مورد حمایت سازمان محیط زیست است که در ارتفاع 2500-2800 متري دامنه کوه ميلي با مساحت ۳۷۹ هکتار در شهرستان کوهرنگ با مختصات 32 درجه و 9 دقيقه شمالي و 50 درجه و 22 دقيقه شرقي قرار دارد و از سال 1375 تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. تنها مسير منتهي به آن جاده خاکي روستاي فخرآباد است که از آنجا تا منطقه يکساعت پياده روي است. اين منطقه مرطوب و معتدل است. علاوه بر آن گون، دافنه، کوما، لاله و تنگز از ديگر گونه هاي گياهي و کبک، کبک دري، کل و بز، خرس قهوه اي، زاغ نوک زرد و قرمز از گونه هاي جانوري منطقه اند.




تالاب چغاخور

چغاخور تالابی در شهرستان بروجن در استان چهارمحال بختیاری است.

به گفته امینی (۱۳۸۱)، تالاب بین‌المللی و زیبای چغاخور با مساحتی حدود ۲۳۰۰ هکتار در دامنه ارتفاعات برآفتاب و کلار (۳۸۳۰ متر) در نزدیکی شهر بلداجی واقع گردیده‌است. این تالاب در مسیر جاده شهرکرد-خوزستان قرار گرفته و از شهر کرد ۶۵ کیلومتر فاصله دارد. فضای وسیع، هوای مطبوع، چشم‌اندازهای زیبا و وجود انواع پرندگان مهاجر و بومی همراه آداب و رسوم اصیل بختیاری‌ها، این تالاب را در ردیف یکی از کانون‌های مهم جذب گردشگری در استان چهارمحال بختیاری قرار داده‌است. دهکده سیاحتی چغاخور از طرح های گردشگری این تالاب می باشد که در فضایی به وسعت 20 هکتار از زمینهای حاشیه تالاب سد چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری اجرا می باشد.

طبق اثر امینی (۱۳۸۱)، ویژگی منحصر به فرد تالاب، وجود نوعی ماهی از خانواده گامبوزیا (کپوردندان) در این مکان است. در تابستان دیدن عشایر بختیاری و روستاهای بختیاری‌نشین اطراف چغاخور بسیار لذت بخش است. مناسب‌ترین زمان‌ها برای بازدید از این تالاب فصل‌های بهار و تابستان ذکر شده‌است.

با این حال چغاخور نیز مانند بسیاری از تالاب‌های کشور با خطر رو به روست، اما خطری که چغاخور را تهدید می‌کند نه بی‌آبی که غرق شدن در آب است.

به گفته هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی، می‌خواهند از جایی که فرسایش آبی بالاست آب را به این تالاب منتقل کنند و به این ترتیب آبی که وارد تالاب خواهد شد پر از رسوب است. اگر این آب داخل تالاب بیاید علاوه بر این که ارتفاع آب بیش از شش متر می‌شود و ویژگی تالابی چغاخور از بین می‌رود، خسارات دیگری هم وارد می‌شود. خود آب با این سرعتی که وارد تالاب می‌شود یک جریان رودخانه‌ای درست می‌کند که به دلیل جریان تند آب کل اکوسیستم تالاب را از بین خواهد برد. علاوه بر این، آن رسوباتی که با حجم زیاد وارد تالاب می‌شود کل رویشگاه کف تالاب را از بین می‌برد.





تالاب گندمان

تالاب گندمان تالابی است در نزدیکی شهر گندمان از شهرستان بروجن. تالاب گندمان در لیست ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایرانقرار دارد که این تالاب زیبا در دفتر بین‌المللی تحقیقات پرندگان آبزی لندن ثبت گشته است. وسعت این تالاب که در جنوب غربی گندمان واقع شده، ۹۸۰ هکتار است و ارتفاع آن از سطح آب ۲۲۱۹ متر است. منابع تامین کننده آب تالاب علاوه بر باران و برف، چشمه‌ها (چشمه‌های حاشیه تالاب چون گل کوچک، گل بزرگ، مرادان و نصیرآباد) و رودخانه آقبلاغ است.

پوشش گیاهی تالاب را عمدتاً گونه‌های حاشیه‌ای و نم پسند تشکیل می‌دهد که از آن جمله می‌توان به درختان بید، مرغ، جگن، ساز، نی، لویی، زنبق، آلاله آبی، هزار نی، بارهنگ آبی، نخل مرداب، عدسک آبی و بزواش اشاره کرد. پرندگانی چون لک لک، شکاریا، حواصیل، بالکان، مرغابی سانان، یلوه و سلیم هم در تالاب گندمان دیده می‌شوند. ماهی‌های تالاب نیز شامل ماهی گورخری، سفید کولی، ماهی پوزه دار و سیاه ماهی است.

از امکانات ویژه تفریحی و ورزشی اطراف تالاب، پرورش و نگهداری اسب و همچنین سوارکاری در مرغزار پیرامون تالاب است. سنت پرورش اسب از زمانهای بسیار دور در این منطقه بختیاری معمول بوده و نژاد ویژه‌ای به وجود آورده‌است که آمیزه‌ای از نژاد بومی و عربی است.

هومان خاکپور، دیده‌بان طبیعت بختیاری، معتقد است که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد این تالاب در وضعیت خشکی قرار گرفته است. تالاب گندمان علاوه بر خشکسالی و محرومیت از حق‌آبه طبیعی با برداشت بی‌رویه آب برای کشاورزی نیز رو به رو است و به تازگی مورد هجوم افرادی قرار گرفته که قصد تهیه علوفه از نیزارهای این تالاب در آستانه ثبت بین‌المللی را دارند.




شهرستان بروجن

شهرستان بروجن از جمله شهرهای مهم چهار محال و بختیاری است که در دشتی به وسعت حدود ۵۸۰ کیلومتر مربع در شرقی‌ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه‌های سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و فارس قرار گرفته است. این شهرستان به دلیل دیدنی‌های فراوانی که در خود دارد در سال‌های اخیر به صورت یکی از قطب‌های گردشگری استان در آمده است. باغ آورگان، تالاب چغاخور، تالاب گندمان، تنگ وستگان، چشمه سیاسرد، گردشگاه گردبیشه، بقعه امامزاده حمزه علی، امامزاده مادر و دختر گندمان، امامزاده قیس بن علی، نقوش سنگی برجسته سولک در تنگ کوهستانی سولک (ساوالک) بختیاری از دیدنی‌های این شهرستان محسوب می شوند.

گویش مردمان بروجن فارسی، بختیاری و ترکی قشقایی است.شهرستان بروجن زادگاه شاعرشهیر داراب افسر بختیاری می‌باشد.فرشهای بختیاری وقالی پشم اندر پشم یلمه، گز بلداجی وگیوه وچوقای آن شهرت جهانی دارد

جمعیت: ۱۱۷۹۱۵ (برآورد ۱۳۸۱)
نماینده مردم شهرستان بروجن در مجلس نهم امیرعباس سلطانی است.




بخش‌ها

بخش مرکزی شهرستان بروجن




دهستان حومه

شهرها: بروجن، فرادنبه، سفیددشت و نقنه.

بخش گندمان شامل (شهر گندمان.کتک علیاوسفلی .نصیراباد .مورچگان .وستگان.کنرک علیاوسفلی)


شهر گندمان
دهستان درواهان




شهر: گندمان

بخش بلداجی
دهستان امامزاده حمزه علی
دهستان چغاخور



شهرها: بلداجی
گردشگاه‌ها و جاهای دیدنی


سیاسرد
تالاب چغاخور
تالاب گندمان
گردشگاه مادردختر
امامزاده حمزه‌علی
خانه تاریخی حفیظی ها





سیاسرد

منطقه نمونه گردشگری سیاسرد سیاسرد به عنوان مهم ترین قطب طبیعی و گردشگری بروجن در فاصله ۶ کیلومتری شهر بروجن واقع شده است. وجود درختان کهنسال، باغهای میوه اطراف آن که چشم اندازه زیبایی را به وجود آورده است، آب خنکی که از دل زمین می‌جوشد، هوای خنک و مطبوع آن در فصل بهار و تابستان جمعیت زیادی را از مناطق مختلف کشور به سمت خود می‌کشاند. زمستان‌ها نیز با وجود کوهها و تپه‌های اطراف و بارش فراوان برف به عنوان مکان تفریحی جوانان جهت ورزش اسکی و دیگر بازی‌های زمستانی محسوب می‌شود.

هوای خنک و مطبوع و سایه‌سار درختان کهنسال موجود در اطراف چشمه سیاسرد مکانی بسیار زیبا برای تفرج و استراحت باشندگان شهر بروجن و سایر گردشگران پدید آورده است، به طوری که همه روزه و به ویژه در روزهای تعطیل این مکان شاهد حضور شمار زیادی از مسافران و گردشگران از استان‌های هم‌جوار می‌باشد. فضاسازی‌های مناسب اطراف چشمه، نزدیکی راه و دسترسی آسان، بر طرف‌داران این کانون گردشگری افزوده و میل به بازدید از این گردشگاه را دوچندان نموده است: امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و جاده آسفالته، فضای سبز، سرویس بهداشتی، سکوی نشیمن، دسترسی به واحدهای اقامتی و پذیرایی شهر بروجن، تجهیزات بازی کودکان، پارکینگ، آب آشامیدنی. این تفریحگاه، دارای چشمه‌ای است که منابع آبی آن در زیر کوه سیاسرد واقع شده‌اند. این چشمه در سال‌های آبسالی دارای حجم آب زیاد و گوارایی است. در اطراف این چشمه، باغ‌ها و ویلاهای زیادی ساخته شده‌اند که کوچه‌باغ‌های باصفایی را تشکیل داده‌اند. این تفریحگاه در تابستان، به علت خنکا و مطبوعیت هوا، مورد توجه شهروندان شهر بروجن و شمار زیادی از شهروندان شهر اصفهان و شهرستان‌های تابع آن (همچون شهرضا، دهاقان، مبارکه و نجف‌آباد که آب و هوای گرمتری دارند.) قرار گرفته است. در فصل زمستان، پیست اسکی طبیعی و آماتور بر روی کوه سیاسرد توسط علاقه‌مندان برپا می‌شود. در چند سال اخیر سیاسرد زیبا و زیباتر شده است به طوری که در سال 86 به عنوان گردشگاه ملی معرفی گردید و در سال‌های اخیر گردشگاه نمونه استان برگزیده شد. از دیگر جذابیت‌های سیاسرد پیاده‌روی در جاده منتهی به آن است که همیشه ورزشکاران این راه را پیاده یا با دوچرخه طی می‌کنند تا به سیاسرد برسند و پس از استراحت در زیر درختان تنومند آن و آشامیدن آب گوارا از چشمه آن دوباره مسیر 6 کیلومتری ان را باز می‌گردند.




گردشگاه مادردختر
گردشگاه مادردختر گردشگاهی است در کنار شهر گندمان از شهرستان بروجن. برخی نام آن را اشاره به یک (یا دو) امامزاده می‌دانند. برخی دیگر ریشهٔ این نام را در آیین‌های کهن (مانند پرستش آناهیتا) می‌دانند.




امامزاده حمزه‌علی
امامزاده حمزه‌علی نام گردشگاهی است در نزدیکی بلداجی، از شهرستان بروجن. این گردشگاه در بالای تپه‌ای سنگی است که در بالای آن مقبره‌ای، منسوب به یکی از نوادگان امام سجاد ع، قرار دارد. البته، دربارهٔ صحت این انتساب، دلیل چندانی وجود ندارد. ازنظر ابوهوا یکی از مناطق خوش اب وهوای استان چهارمخال وبختیاری است. ساکنان بخش بلداجی کرامات زیادی ازایشان دیدندازجمله ادمهاو شترهابا بار عدس که هنگام دزدی از امام زاده باقدرت خداوند به سنگ تبدیل شدند. وجود غاری زیباو پراز اب یکی از جاذبه‌های دیدنی این مکان مقدس می‌باشد. در روز تاسوعای حسینی عاشقان ودلسوختگان فراوانی برای برپایی مراسم با شکوه عزاداری حسینی گرد این امامزاده جمع می‌شوندوشروع به تعزیه خوانی می‌کنند. به هنگام تابستان، در دامنهٔ جنوبی این تپه، بازارچه‌ای موسمی بزرگی برپاست وسالیانه هزاران نفر ار شهرهای اطراف چون اصفهان از این مکان مقدس دیدن می‌کنند
10:54 pm

عزیمت حسین به کوفه

با وجود توصیه‌های محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و اصرارهای پی در پی ابن‌عباس در مکه و حتی توصیه‌های عبدالله بن زبیر (که جنبه ریاکارانه داشت، زیرا عبدالله بسیار تمایل داشت که مکه از وجود رقیبان دیگر حکومت پاک گردد) حسین از تصمیمش منصرف نشد. ابن‌عباس خیانت کوفیان به علی و حسن را به حسین یادآوری می‌نمود و از حسین التماس کرد که زنان و کودکان را در این سفر با خود نبرد.





حسین از توصیه‌هایش تقدیر نمود و بیان داشت که کار خود را به خدا واگذار کرده‌است. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد که اکثر روایات حاکی از آنند که عبدالله بن زبیر به حسین اصرار می‌کرد تا به شیعیانش در کوفه بپیوندد تا عرصه مکه از رقیبی چون حسین پاک گردد. اما روایات دیگری هم هستند که حاکی از میل عبدالله بن زبیر به حمایت از حسین در صورت قیام در مکه هستند. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت و در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی حجه ۶۰/ ۱۰ یا ۱۲ سپتامبر ۶۸۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید و به جای حج، عمره را در خارج از شهر مکه انجام داد تا بتواند از مهلکه فرار کند. ۵۰ مرد از خویشاوندان و دوستان حسین (که می‌توانستند در صورت نیاز بجنگند) به همراه زنان و کودکان، همراه حسین بودند. مکان‌های توقف حسین در مسیر مکه به کوفه در طبری و بلاذری ذکر شده و ولهاوزن تاریخ نگار آلمانی به آنها اشاره کرده‌است. بعد از عزیمت حسین، عبدالله بن جعفر نامه‌ای به همراه دو پسر خود عون و محمد به حسین نوشت و به وی التماس کرد که برگردد.

پسرعموی حسین عبدالله بن جعفر به عمرو بن سعید بن عاص نامه‌ای نوشت که از وی خواست که در صورت بازگشت حسین به مکه، ضمانت نامه‌ای برایش بنویسد که جانش تضمین گردد. عمرو بن سعید بن عاص حاکم مکه در پاسخ، عبدالله بن جعفر را با لشکری به سرکردگی برادر خود یحیی به تعقیبش فرستاد. اما وقتی که دو گروه به هم تلاقی کردند، از حسین خواستند که برگردد، اما حسین در پاسخ گفت که در عالم رویا پدربزرگش محمد را دیده‌است که از وی خواسته تا به راهش ادامه دهد و تقدیر را به خدا واگذار کند و در پی آن نزاع خفیفی بین دو گروه صورت گرفت و دو پسر عبدالله بن جعفر (عون و محمد) به حسین پیوستند و در عاشورا با وی کشته شدند.

در تنعیم، حسین با کاروانی از یمن که روناس و حله برای یزید بردند مواجه شد و بیان داشت که این حق را دارد که این کاروان را غارت کند. وی این کاروان را غارت نموده و به صاحبان شتر کاروان گفت که با وی تا عراق بیایند و در آنجا کرایه کل راه را به آنان بپردازد یا در همین جا به مقدار راهی که آمده‌اند، کرایه آنان را بدهد. حسین در راه با افراد گوناگونی روبرو شد. فرزدق شاعر را دید که به حسین گفت دلهای اهل عراق با تو اما شمشیرهایشان علیه توست. هر گاه در طی این مسیر از حسین خواسته می‌شد که از تصمیمش صرف نظر کند می‌گفت که مقدرات امور به دست خداست و خدا بهترین امر را برای بندگان می‌خواهد و خداوند با کسی که بر حق باشد دشمن نخواهد بود. زهیر بن قین بجلی که از حامیان عثمان بود و در سفر بود و در طی سفر خیمه‌اش را دور از خیمه‌های حسین برپا می‌داشت، در جایی مجبور به برپا داشتن خیمه‌اش نزدیک خیمه‌های حسین شد. حسین از وی دعوت نمود تا به گروهش بپیوندد و در خلال این دیدار زهیر دیدگاهش عوض شد و به حسین پیوست و از بهترین یارانش شد.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد و رئیس پاسبانهایش حسین بن تمیم را به قادسیه فرستاد تا تمامی راههای حجاز به عراق را ببندد. حسین توسط بدویانی که از ورود به کوفه منع شده بودند از این دستور عبیدالله مطلع گردید اما تحت تاثیر قرار نگرفت و به مسیرش ادامه داد. در ثعلبیه، از برخی مسافران از خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطلع شد و تصمیم گرفت که برگردد. اما پسران عقیل تصمیم گرفتند که انتقام خود را از عبیدالله بگیرند یا در این راه کشته شوند. این بود که حسین از تصمیمش برای بازگشت تغییر عقیده داد. البته مادلونگ صحت این روایت فوق را مورد تردید می‌داند. رسول جعفریان معتقد است علت پیشروی حسین به سمت کوفه، حتّی پس از شنیدن خبر کشته‌شدن مسلم ابن عقیل، امید وی و همراهانش به پیروزی بوده‌است. وی به گفتارهای نقل‌شده در آن زمان در احتمال پیروزی اشاره می‌کند به این مضمون که جذبه حسین ابن علی از مسلم ابن عقیل بیشتر است و مردم کوفه با دیدن وی به یاریش می‌شتابند. جعفریان علت همراهی خانواده حسین در سفر به سمت کوفه را نیت او برای گرفتن حاکمیت از دست یزید می‌داند؛ چرا که در صورت پیروزی در عراق، حجاز همچنان در دست اموی‌ها می‌ماند و می‌توان حدس‌زد که آنها با اهل بیت حسین چگونه رفتار می‌کردند.

حسین در زباله دریافت که قاصدش قیس بن مسهر (مشیر) صیداوی (یا برادر رضاعی حسین عبدالله بن یقطر) که به کوفه فرستاده شده بود تا آمدن قریب‌الوقوع حسین را به کوفیان اطلاع دهد، مثله شده و با پرتاب شدن از بام قصر کوفه، کشته شده‌است. حسین با شنیدن این موضوع به حامیانش گفت که با توجه مسائل غم بار پیش آمده مانند خیانت کوفیان، هر کس مجاز است که از کاروان حسین جدا گردد که تعدادی از کسانی که در راه به حسین پیوسته بودند از وی جدا شدند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. به گفته جعفریان این اخبار نشان می‌داد که اوضاع کوفه دگرگون‌شده و شرایط با زمانی که از زبان مسلم گزارش شده بود کاملاً فرق کرده‌است. برای حسین روشن شده بود که دیگر رفتن به کوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست.

در منطقه شراف یا ذوحسم سوارانی به سرکردگی حر بن یزید تمیمی یربوعی پدیدار شده و از آنجا که هوا گرم بود، حسین دستور داد به آنان آب داده شود و سپس در آنجا به لشکریان حر انگیزه‌های حرکتش را اعلام کرد. گفت که

شما امامی نداشتید و من وسیله اتحاد امت شدم. خاندان ما از همه کس به امر حکومت شایسته تر است و کسانی که این امر را در اختیار دارند شایستگی اش را نداشته و نا عادلانه حکومت می‌کنند. اگر حامی من باشید به سمت کوفه خواهم رفت. اما اگر دیگر مرا نمی‌خواهید من به مکان اولم باز خواهم گشت.

اما کوفیان (لشکریان حر) پاسخ ندادند. سپس حسین نماز عصر را به اقامه خودش برپا داشت. بعد از نماز، دوباره سخنانش را به کوفیان یادآوری نموده و از حق خاندان محمد و مستحق بودن این خاندان در امر خلافت سخن گفت و به نامه‌هایی که کوفیان به وی نوشته بودند، اشاره نمود. حر که از نامه‌هایی که کوفیان برای حسین فرستاده بودند خبر نداشت، با وجود اینکه حسین دو کیسه که پر از نامه‌های کوفیان بود را به وی نشان داد، تغییری در تصمیمش حاصل نشد و اذعان داشت که وی جزو کسانی که نامه به وی نوشته‌اند نبوده و تحت‌الامر ابن زیاد است. او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد و بر آن بود که حسین را به این موضوع متقاعد کند. اما وقتی دید که حسین کاروانش را به حرکت درآورد، دیگر جرات نکرد این موضوع را پی گیری کند. اما مادلونگ می‌نویسد که وقتی حسین آماده حرکت شد، حر سد راهش شد و گفت که اگر حسین فرمانی که ابن زیاد به حر داده را نپذیرد، حر نخواهد گذاشت که به مدینه یا کوفه برود. و به حسین پیشنهاد داد که نه به کوفه و نه به مدینه رود، بلکه به یزید یا ابن زیاد نامه بنویسد و خودش هم نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و منتظر دستور وی ماند تا این موضوع بدون خون ریزی حل و فصل شود. اما حسین پیشنهاداتش را نپذیرفت و به سمت چپ و به طرف عذیب یا قادسیه به راه افتاد. حر به وی گوش زد کرد که من به خاطر تو این کار را می‌کنم و اگر جنگی صورت گیرد تو کشته خواهی شد. اما حسین از مرگ نمی‌ترسید و در منطقه‌ای به نام نینوا (از بخش‌های سواد کوفه) توقف کرد. همچنین حر نتوانست مانع از ورود چهار تن از شیعیان کوفه به سپاه حسین گردد. قاصدی از ابن زیاد به سمت حر آمد و بدون اینکه به حسین سلام کند نامه‌ای به حر داد که در آن ابن زیاد فرمان داده بود که حسین در هیچ جایی که دسترسی به آب و دژ مستحکم داشته باشد، توقف نکند. عبیدالله با این نامه می‌خواست که حسین را به جنگ وادارد. زهیر بن قین به حسین پیشنهاد کرد که به لشکر حر که اندک بودند حمله کند و روستای مستحکم عکر را تصرف کند اما حسین نپذیرفت به این دلیل که نمی‌خواست آغاز کننده جنگ باشد.

در ۲ محرم، حسین در منطقه کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم وضعیت با ورود لشکر ۴۰۰۰ نفره به فرماندهی عمر بن سعد ابی وقاص (که پیشتر از طرف عبیدالله بن زیاد به دستبای ری فرستاده شده بود تا شورش دیلمیان را سرکوب کند) بدتر شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت و تلاش‌هایی بی فرجام برای رهایی از مسئولیت رویارویی با حسین انجام داد. اما ابن زیاد گفت که اگر از این فرمان سرپیچی کند، حکومت ری در کار نخواهد بود. ابن سعد با شنیدن این موضوع، از ابن زیاد اطاعت کرد به امید اینکه حداقل از جنگ با حسین جلوگیری کند. اول از هر کاری، عمر بن سعد نامه‌ای به حسین فرستاد از قصدش برای آمدن به عراق مطلع گردد. پیکی به ابن سعد رسید که حاکی از تمایل حسین به عقب نشینی بود و حسین گفت که به علت نامه‌های کوفیان به عراق آمده و اگر مردم عراق وی را دیگر نمی‌خواهند، وی به مدینه باز خواهد گشت. وقتی ابن سعد موضوع را به ابن زیاد گزارش داد، ابن زیاد اصرار کرد که حسین حتماً باید با یزید بیعت کند و در عین حال آب هنوز از وی منع می‌شود. عمر بن سعد لشکری ۵۰۰ نفره به فرماندهی عمرو بن حجاج زبیدی را بر فرات گماشت. به مدت ۳ روز، حسین و یارانش تنشگی را متحمل شدند. شبانه گروهی ۵۰ نفره و با شهامت به فرماندهی عباس به سمت فرات یورش بردند اما تنها مقدار کمی مشک آب توانستند بیاورند.

در عین حال ابن سعد تمایل داشت که با حسین به توافق برسد و مذاکرات شبانه را با حسین شروع کرد. این مذاکرات، بخش اعظم شب به درازا کشید. گفته می‌شود که حسین پیشنهاد داد که دو سپاه دست از جنگ کشیده و با هم به دیدار یزید بروند. اما عمر بن سعد از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد، این پیشنهاد را نپذیرفت. گرچه کسی در این مذاکرات حضور نداشته، اما اکثر راویان نقل می‌کنند که حسین سه پیشنهاد داد:

به مرزها برود و همانند یک سرباز عادی با کفار بجنگد.
با یزید بیعت کند و به وی بپیوندد.
به جایی که از قبل آمده بود، بازگردد.

البته عقبه بن سمعان، غلام رباب (همسر حسین) که از بازماندگان لشکر حسین در واقعه کربلا بود، شدیداً این روایت را رد می‌کند. او گواهی می‌دهد که حسین هیچگاه پیشنهادی نداد و فقط سرزمین کربلا را ترک کرد و به جایی رفت تا تکلیف کار جنگ مشخص گردد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که این روایت پیشنهاد از سوی حسین که تسلیم یزید شود با دیدگاههای مذهبی اش تناقض دارد و احتمالاً منابع اولیه قصد دارند که مسئولیت کشته شدن حسین را به گردن ابن زیاد بیندازند نه یزید. به‌گفته رسول جعفریان، شمر در تغییر نظر عبیدالله زیاد در ردّ پیشنهاد حسین مبنی بررفتن او به یکی از سرحدات کشور اسلامی یا بازگشت به مدینه موثر بود. وی با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ تأکید می‌کند که حسین ابن علی در هیچ مرحله‌ای نخواست تا اجازه دهند نزد یزید برود و بیعت کند.

ابن زیاد موافق شرایط فعلی بود. اما در این زمان، شمر بن ذی الجوشن (از هواداران سابق علی که برای وی در صفین جنگیده بود.) به ابن زیاد پیشنهادی شیطانی داد. او اصرار داشت که ابن زیاد باید حسین را مجبور به تسلیم کند. چون حسین به قلمرو حکومتی ابن زیاد وارد شده بود و اگر با حسین مصالحه کند، نشان دهندهٔ ضعف ابن زیاد و قدرت حسین است. ابن زیاد با شنیدن سخنان شمر، رایش تغییر کرد. شمر حامل پیغامی برای ابن سعد بود که ابن زیاد به عمر بن سعد فرمان داد که اگر حسین تسلیم نشود، به وی حمله کند یا عمر بن سعد فرمان لشکریان را به شمر وا گذارد. شمر همچنین به این پیغام این را اضافه کرد که پیکر حسین بعد از کشته شدن لگد کوب شود. چون وی یاغی و شورشی است. ابن سعد با شنیدن سخنان شمر وی را مورد لعنت و دشنام قرار داد و گفت که تمام تلاشهایش برای پایان داده مساله به صورت صلح آمیز را بی اثر کرده‌است. ابن سعد می‌دانست که حسین به خاطر روحیه خاصش تسلیم نخواهد شد. ابن زیاد فرمان داده بود که اگر عمر بن سعد این فرمان را نپذیرد، شمر اجرای آن را برعهده گیرد. اما عمر بن سعد اجازه نداد و خودش مسئولیت انجامش را بر عهده گرفت.

غروب روز ۹ محرم، ابن سعد با سپاهیانش به سمت خیمه‌های حسین رفت، حسین که به شمشیرش تکیه داده بود و چرت می‌زد. او در عالم رویا محمد پدربزرگش را دید که به حسین گفت به زودی به وی ملحق می‌شود. زینب به حسین گفت که لشکر ابن سعد آمده‌است. حسین برادرش عباس را فرستاد از مقصودشان مطلع شود. در این حین، با شنیدن شرط جدید ابن سعد، دو سپاه به یکدیگر ناسزا و دشنام دادند. حسین که از موضوع مطلع شده بود، آن شب را مهلت خواست و به خویشاوندان و حامیانش خطابه‌ای راند که علی بن حسین بعدها آن را روایت کرد.

من خدا را ستایش می‌کنم که ما را به پیامبری محمد مفتخر نمود و قرآن و دین را به ما تعلیم نمود. من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی مخلصتر از خاندان خود نمی‌شناسم. خدا شما را پاداش دهد. من فکر می‌کنم که فردا کشته خواهیم شد. من از شما می‌خواهم که بروید و اصراری به ماندنتان ندارم. از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.

اما یارانش نپذیرفتند و به بیعتشان وفادار ماندند. زینب از شدت ناامیدی غش کرد و بیهوش شد. اما حسین وی را تسکین داد. حسین آماده جنگ شد. خیمه‌ها را به هم نزدیک کرد و با طناب آنها را به هم بست. تپه‌ای از چوب و نی گرادگرد خیمه‌ها درست کرد تا در موقع لزوم با آتش زدنشان مانع از ورود دشمن به نزدیکی آنها گردد. حسین و یارانش تمامی آن شب را به نماز و مناجات پرداختند و جنگ فردا صبح شروع شد.




واقعه کربلا

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و نوره (داروی موبر) به سر و تن مالید و خود را شست. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده‌اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد. حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده‌نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده‌نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی‌اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و بر زمین ریخت و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. پسری خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست این پسر بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعدهٔ دیدار پدرانش را در بهشت می‌داد و سعی در تسکین درد پسر داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند. حسین وقتی به طرف فرات می‌رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه‌اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه‌اش، کفشها و روپوش یمانی‌اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند. سن حسین را هنگام کشته شدن، ۵۶ سال پنج ماه، ۵۷ سال و چند ماه یا ۵۸ سال نوشته‌اند. روز عاشورا را در تاریخ روز جمعه، شنبه یا دوشنبه دانسته‌اند که در این میان روز جمعه صحیح تر به نظر می‌رسد و ابوالفرج اصفهانی روز دوشنبه را از لحاظ تقویمی رد می‌کند. تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند.




حوداث بعد از جنگ کربلا
۱۰ نفر داوطلب شدند که بر بدن پر زخم حسین اسب بتازانند تا آخرین هتک حرمت را به وی کرده باشند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد. لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام بر این باور است که ابن زیاد و یزید برخورد متفاوتی در قبال سر حسین داشتند. ابن زیاد با زدن چوب به دندانهای حسین به وی اهانت می‌کرد اما یزید بر طبق اکثر روایات با احترام با سر حسین برخورد نموده و به خاطر تعجیل ابن زیاد در کشتار حسین، ابن زیاد را با نام پسر سمیه یاد کرد تا وی را تحقیر کرده باشد. یزید اذعان می‌داشت که اگر حسین از وی تبعیت کرده بود او را عفو می‌نمود. زنان و کودکان هاشمی به کوفه و دمشق برده شدند. یزید ابتدا برخورد شدیدی با آنان نمود که به این برخورد شدید از سوی علی بن حسین و زینب پاسخ مشابهی داده شد. اما در انتها یزید با آنان با ملایمت برخورد نمود. زنان یزید نیز برای حسین و کشتگان گریه و زاری نموده و یزید برای جبران مالهایی که از زنان هاشمی در کربلا دزیده شده بود به آنها اموالی داد. علی بن حسین که به خاطر اینکه هنوز به بلوغ نرسیده بود، از اعدام رهایی یافت و یزید با ملایمت با وی رفتار نموده و چند روز پس از آن به همراه زنان هاشمی و محافظان مورد اعتماد به مدینه بازگشت.

روایات در منابع اولیه عموماً گرایش به انداختن مسئولیت قتل حسین به گردن ابن زیاد و مبرا کردن یزید دارند. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد حریص بودن ابن زیاد به قتل حسین از سوگند خوردنش در باره لگدمال کردن جسد حسین توسط اسبها هویدا می‌شود و این کینه شدید از ماجرای اعتراض حسین به برادر خطاب کردن زیاد بن ابیه (پدر ابن زیاد) از سوی معاویه نشات می‌گیرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که یزید مسئول اصلی قتل حسین است چرا که وی می‌دانست که حسین حتی اگر موقتاً تسلیم گردد باز هم تهدیدی جدی برای خلافت یزید به شمار می‌آید و گرچه در نهان خواستار قتل حسین بود، اما به عنوان خلیفه مسلمانان نمی‌توانست این میل را بروز دهد و وی که از کینه شدید ابن زیاد به حسین آگاه بود، طی نامه‌ای به او هشدار می‌دهد که اگر حسین موفق به انجام کارش شود، ابن زیاد مجدداً به دوران بردگی اجدادش بر می‌گردد. یزید در نامه خود شدیداً به ابن زیاد توصیه می‌کند که مسلم بن عقیل را اعدام کند و ابن زیاد هم مشتاقانه این کار را انجام داد. یزید بعدها در ملاء عام مسئولیت قتل حسین را به گردن ابن زیاد می‌انداخت که ابن زیاد از این کار وی خشمگین گردید و از دستور یزید مبنی بر حمله به عبدالله بن زبیر در مکه سر باز زد.
کشته شدگان و باقی‌ماندگان از بنی هاشم در واقعه کربلا
کل کشته شدگان از طرف حسین، ۷۰ یا ۷۲ تن بودند که حداقل ۲۰ تن از آنان هاشمیان از نسل ابوطالب بودند. علی اکبر اولین کشته از بنی هاشم بود که یزید خلیفه وقت، پسر دایی مادرش می‌شد که به همین علت برای وی امان نامه آورده شد اما وی تبار پدری اش و ارتباطش به محمد را والاتر می‌داشت و این امان را نپذیرفت. ویلفرد مادلونگ معتقد است که عبدالله فرزند کوچک حسین در حالی که بر روی زانوانش بود تیر خورد و مادلونگ بر خلاف منابع دیگر، در نوزاد بودن این بچه تردید دارد. ۶ برادر پدری حسین در این جنگ کشته شدند که ۴ تن از آنان فرزندان ام‌البنین دختر حظام از قبیله بنی کلب بودند. برادر زاده‌ام‌البنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای این ۴ برادر حسین امان نامه‌ای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کردند. سه پسر از حسن، سه پسر از عبدالله بن جعفر و نیز سه پسر و سه نوه از عقیل بن ابی طالب در این واقعه کشته شدند. ابن سعد از میان دیگر کشتگان بنی هاشم، یک پسر از نسل ابولهب و یک پسر از نسل ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب نام می‌برد. ابن سعد از میان باقی‌ماندگان که به اسارت گرفته شدند، دو پسر از حسن، یک پسر از عبدالله بن جعفر و یک پسر از عقیل به همراه ۵ زن را نام می‌برد. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد سه پسر از حسن باقی‌ماندند که در میان آنان حسن بن حسن به شدت زخمی گردید. علی بن حسین بیمار بود و نمی‌توانست بجنگد.




خانواده حسین

اولین ازدواج حسین با رباب دختر امراء القیس بود. امراء القیس در زمان عمر بن خطاب به مدینه آمد و از طرف عمر به رهبری قبایل قضاعه که به اسلام گرویده بودند، انتخاب گردید. علی مساله ازدواج پسرانش با دختران امراء را مطرح کرد و وی قبول کرد که سه تن از دخترانش را به ازدواج حسنین در بیاورد. اما هم حسنین و هم آن سه دختر در آن زمان بسیار کم سن و سال بودند و به نظر نمی‌رسد در همان موقع ازدواجی صورت گرفته باشد. حتی ممکن است که حسن با دختری که برایش برگزیده شده بود ازدواج نکرده باشد. حسین با رباب ازدواج کرد و اقوام امراء در اواخر خلافت علی گه گاه برای میانجیگری و قضاوت پیش علی می‌آمدند. رباب همسر محبوب حسین بود و با وجود اینکه رباب سال‌ها برای حسین فرزندی نیاورده بود، احتمالاً پس از مرگ علی، سکینه (در برخی منابع آمنه، امینه و...) را به دنیا آورد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی از سکینه روایت می‌کند که حسن، حسین را به خاطر علاقه زیادش به رباب سرزنش می‌نمود، اما حسین در پاسخ سه بیت شعر در اثبات علاقه به رباب خواند. رباب فرزند پسری به نام عبدالله برای حسین به دنیا آورد که در خردسالی در کربلا کشته شد و احتمالاً حسین به خاطر این فرزند کنیه ابا عبدالله را دارد. برخی منابع شیعی در سال‌های بعد، این فرزند را علی اصغر نامیده‌اند که دانشنامه ایرانیکا این مطلب را بی‌اساس می‌داند. بعد از کشته شدن حسین، گفته می‌شود که رباب یک سال بر مزار حسین بود و عزادار بود و از ازدواج امنتاع می‌کرد. حسین با زن دیگری به نام سلافه از قبیله بنی قضاعه نیز ازدواج کرد که جزئیات این ازدواج در دسترس نیست و از وی صاحب فرزندی به نام جعفر شد که در زمان حیات حسین و در خردسالی درگذشت.

حسین دو پسر به نام علی داشت که از آن دو، علی زین العابدین امام چهارم شیعیان، از حادثه کربلا جان سالم به در برد و احتمالاً وی از دیگر پسر به نام علی بزرگ‌تر بود و در زمان واقعه کربلا، ۲۳ ساله بود. بنا براین باید در زمان خلافت علی به دنیا آمده باشد. مادر وی کنیزی از ناحیه سند است که بعد از کشته شدن حسین با یکی از غلامان حسین ازدواج کرد و پسری به نام عبدالله بن زبید را برای وی آورد. فرزندان عبدالله در ینبع زندگی می‌کردند. منابع اولیه سنی، با نام علی‌اصغر از زین العابدین و علی دوم را با نام علی‌اکبر یاد می‌کنند، اما شیخ مفید و دیگر نویسندگان شیعی عکس این مطلب را صحیح می‌دانند. علی دوم، در سن ۱۹ سالگی در کربلا کشته شد. مادر وی لیلا دختر مرٞه بن عروه ثقفی و میمونه بن ابی سفیان (خواهر معاویه) است. این ازدواج احتمالاً باید بعد از صلح حسن با معاویه صورت گرفته باشد و نمی‌توانسته در زمان علی بوده باشد. دانشنامه ایرانیکا معتقد است حسین نام این فرزند را نیز علی گذاشت چرا که وی به خاطر والا بودن نسب عربی مادرش از زین العابدین که از کنیزی زاده شده بود، برتر بوده‌است. معاویه در سخنی علی‌اکبر را بهترین شخص برای خلافت معرفی نمود به این دلیل که به اعتقاد معاویه وی، شجاعت بنی هاشم، بخشندگی بنی امیه و غرور ثقفیان را یکجا جمع کرده بود.

بعد از مرگ حسن، حسین با ام اسحاق دختر طلحه (صحابی مشهور محمد) ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه از وی شد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که بر خلاف برخی گزارش‌ها، فاطمه باید از سکینه کوچکتر باشد. در زمان کشته شدن حسین، فاطمه به نامزدی پسر حسن بن علی (حسن بن حسن) درآمده بود.

ساعت : 10:54 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page