کاربرد های کارت هوشمند

پرداخت الکترونیکی : از جمله کاربردهای کارت هوشمند استفاده در خدمات بانکی و پرداخت الکترونیکی است که استانداردهای رایج EMV (Europay, MasterCard, VISA) در این زمینه مورد استفاده قرار می گیرد.






امنیت : استفاده از کارت هوشمند به عنوان ابزار رمزنگاری، مدیریت کلمه عبور، احراز هویت کاربران و دیگر ابزارهای مرتبط از جمله زمینه هایی است که کارت هوشمند در آنها کارایی دارد.

سلامت الکترونیکی : صنعت سلامت الکترونیکی، پرونده سلامت الکترونیکی، سازمانها مرتبط با حوزه خدمات بهداشتی و درمانی از کارت هوشمند به عنوان رسانه ای ایمن جهت مدیریت تعاملات و تراکنشهای خود استفاده می نمایند.

مدیریت مشتری و وفاداری : کارت هوشمند به عنوان ابزار شناسایی مشتری و همچنین رسانه ارائه سرویسهای ارزش افزوده در جلب و حفظ مشتریان یک سرویس و یا محصول تجاری بسیار پرکاربرد است.

حمل و نقل : استفاده از کارت هوشمند در حوزه مدیریت حمل و نقل، پرداخت عوارض تردد، پرداخت پارکومتر، بلیط وسایل حمل و نقل عمومی و غیره ، به عنوان یک ابزار فعالسازی مورد استفاده قرار می گیرد.







تلفن

تلفن (به انگلیسی: Telephone) از دستگاه‌های ارتباط از دور است که برای انتقال صدا بکار می‌رود. نخستین تلفن توسط الکساندر گراهام بل اختراع شد. تلفن فرستادن پیام و دریافت آن را بدون آن که نیاز به جدولی مانند الفبای مورس باشد ممکن ساخت. با استفاده از تلفن، مردمی که فرسنگ‌ها از یکدیگر دورند می‌توانند با هم صحبت کنند.






تاریخ

بعد از ظهر روز دوم ژوئن سال ۱۸۷۵ میلادی مصادف با ۱۱ خرداد ۱۲۵۴ شمسی، الکساندر گراهام بل با همکاری دوستش واتسن موفق به اختراع تلفن شد، و در ژانویه ۱۸۷۶ میلادی دستگاه تلفن بل به کار افتاد. دهم مارس ۱۸۷۶ میلادی (۱۲۵۵ شمسی) بل از اتاق خود به‌وسیله این دستگاه به دستیارش در اتاق دیگر گفت: «آقای واتسن بیایید با شما کار دارم».

تلفن، پس از اختراع کامل توسط بل به سرعت اشاعه یافت و سیم‌های آن از شهری به شهر دیگر کشیده شد. چهارده سال بعد از اختراع تلفن یعنی در سال ۱۸۹۰ میلادی آلمون براون استروجر سیستم تلفن خودکار را بنا نهاد. در سال ۱۸۹۱ ارتباط تلفنی بین شهرهای لیون و تهران برقرار گردید. دو قاره اروپا و آمریکا تحت محاصره شبکه‌ای درآمدند که روز به روز گسترش می‌یافت. روزی که بل درگذشت (سال ۱۹۲۲)، به احترام او ارتباط تلفنی بر روی شبکه وسیعی که دارای هفده میلیون تلفن بود به مدت یک دقیقه قطع شد. تلگراف و تلفن ارتباط سریع و فوری از راه دور را میان نقاطی که می‌توانند سیم‌کشی بشوند، ممکن ساخت. اما از سال ۱۸۹۶ دانشمندان توانستند میان دو نقطه که حتی سیم‌کشی نشده بود ارتباط سریع و فوری برقرار سازند (تلگراف بی‌سیم)






تلفن اینترنتی

تلفن اینترنتی نوعی ارتباط تلفنی است که از طریق اینترنت و با استفاده از فناوری «صدا روی پروتکل اینترنت» صورت می‌پذیرد و عبارت است از انتقال صوت از طریق بسته‌های آدرس پروتکل اینترنت (IP) و با استفاده از زیرساختار اینترنت. در واقع یک مجموعه از سخت‌افزار و نرم‌افزار است که ما را قادر می‌کند تا از اینترنت به عنوان واسط انتقالی برای تماس‌های تلفنی استفاده کنیم. این روش به علت حذف مراکز تلفن راه دور از دایره تماس، از نظر هزینه بسیار به صرفه‌است.







تلفن ثابت

تلفن ثابت، (به انگلیسی: landline) به تلفنی از طریق خط تلفن که با استفاده از سیم مسی ارتباطات مخابراتی را برقرار می‌سازد، اطلاق می‌گردد.

تا پیش از همه‌گیر شدن تلفن‌های همراه، از واژه تلفن برای آنچه امروزه تلفن ثابت خوانده می‌شود، استفاده می‌شد، ولی هم‌اکنون برای تفکیک تلفن همراه، از تلفن ثابت بکار گرفته می‌شود.

در سال ۲۰۰۳ اطلاعات‌نامه جهان تعداد خطوط تلفن ثابت مورد استفاده در سراسر جهان را، در حدود ۱٫۲۶۳ میلیارد خط تلفن اعلام نمود. چین با ۳۵۰ میلیون و ایالات متحده آمریکا با ۲۶۸ میلیون مشترک، رتبه‌های اول و دوم از بالاترین شمار خطوط تلفن فعال میان تمامی کشورهای جهان را در اختیار داشتند. کشور بریتانیا نیز با ۲۳٫۷ میلیون تلفن ثابت، رتبه سوم را به خود اختصاص می‌داد.






تلفن در ایران

در سال ۱۲۶۵ شمسی مصادف با ۱۸۸۶ میلادی، برای اولین بار در ایران، یک رشته سیم تلفن بین تهران و شاهزاده عبدالعظیم به طول ۷/۸ کیلومتر توسط بوآتال بلژیکی که امتیاز راه آهن ری را داشت کشیده شد. مرحله دوم فناوری مخابرات در تهران از سال ۱۲۶۸ شمسی یعنی ۱۳ سال پس از اختراع تلفن با برقراری ارتباط تلفنی بین دو ایستگاه ماشین دودی تهران و شهر ری آغاز شد. پس از آن بین کامرانیه در منطقه شمیران و عمارت وزارت جنگ در تهران و سپس بین مقر ییلاقی شاه قاجار در سلطنت آباد سابق و عمارت سلطنتی تهران ارتباط تلفنی دایر شد.

وزارت تلگراف در سال ۱۲۸۷ شمسی با وزارت پست ادغام و به نام وزارت پست و تلگراف نامگذاری شد. در سال ۱۳۰۲ شمسی قراردادی برای احداث خطوط تلفنی زیرزمینی با شرکت زیمنس و هالسکه منعقد شد و سه سال بعد در آبان ماه ۱۳۰۵ شمسی تلفن خودکار جدید بر روی ۲۳۰۰ رشته کابل در مرکز اکباتان آماده بهره‌برداری شد. در سال ۱۳۰۸ شمسی امور تلفن نیز تحت نظر وزارت پست و تلگراف قرار گرفت و به نام وزارت پست و تلگراف و تلفن نامگذاری شد. مرکز تلفن اکباتان در سال ۱۳۱۶ شمسی به ۶۰۰ شماره تلفن رسید و دو سال بعد بهره‌برداری شد و در سال ۱۳۳۷ به ۱۳ هزار شماره توسعه یافت. خطوط تلفن جدید یا کاریر نیز پس از شهریور ۱۳۲۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفت و ارتباط تلفنی بین تهران و سایر شهرها گسترش یافت و مراکز تلفنی تهران یکی پس از دیگری تأسیس شد. وزارت پست و تلگراف و تلفن در سال ۱۳۸۳ به نام وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تغییر نام یافت.






شبکه‌های تلفن خصوصی در ایران

نخستین شبکه تلفن خصوصی ایران بنام تالیا در بهار ۱۳۸۴ هجری خورشیدی آغاز بکار کرد. شبکه تالیا که تنها سرویس تلفن همراه اعتباری را ارائه می‌کرد، در فاز اول بهره‌برداری در شهر تهران فعال شده‌است و بر طبق برنامه در فازهای بعدی در شهرهای مشهد، اصفهان، تبریز، فارس، قم و اهواز و سپس در سایر شهرهای ایران فعال گردید.

دومین شبکه تلفن خصوصی ایران به نام ایرانسل در سال ۱۳۸۵ شروع به کار کرد.

سومین شبکه تلفن خصوصی ایران با نام رابتل که البته بخشی از سهام آن متعلق به سازمان تأمین اجتماعی است در سال ۱۳۸۹ آغاز به کار کرد. این شرکت برای سال‌های ابتدایی دوران فعالیتش امتیاز انحصاری ارایه خدمات نسل سوم را داشت.







تماس تلفنی راه‌دور

تماس تلفنی راه‌دور، (به انگلیسی: Long-distance calling) در مخابرات و ارتباطات، به یک تماس تلفنی یا ترانک، گفته می‌شود، که با نقطه‌ای خارج از منطقه محلی تعریف شده، (به‌عنوان مثال خارج از شهر) انجام گرفته شود. این تماس‌ها به طور معمول، در هر دقیقه هزینه‌ای بالاتر از نرخ مکالمات محلی را دارا می‌باشند.

تماس تلفنی راه دور مستقیم، نخستین بار در سال ۱۹۵۱ امکانپذیر شد، که شهروندان معمولی نیز امکان تماس مستقیم با شماره تلفنی در شهری دیگر را پیدا کردند. پیش از آن این تماس‌ها، از طریق اپراتورهای شرکت‌های تلفن منطقه‌ای انجام می‌شد، که بسیار وقت‌گیر بود و به‌دلیل استفاده از تعداد اپراتورهای زیاد، هزینه اینگونه تماس‌ها نیز بسیار بالا بود.

در اواخر قرن بیستم که این سیستم‌ها کاملا تغییر پیدا کرد و تکنولوژی جدید مخابراتی جایگزین آن شد، هزینه تماس‌های بین‌المللی نیز بسیار پایین آمد، ولی از آنجایی‌که مخابرات توسط دولت‌ها اداره می‌شد، این هزینه‌ها بصورت مصنوعی بالا نگهداشته شد که از این طریق سود بالایی نصیب دولت‌ها می‌گردید، ولی با ورود شرکت‌های مخابراتی کشورهای توسعه یافته، به بازار بین‌المللی و رقابت شدید بین آنها، این قیمت‌ها بتدریج شکسته شد. گرچه در برخی از کشورها همچون ایران، مخابرات هنوز توسط دولت اداره می‌شود و متقابلأ نرخ تماس‌های بین‌شهری و بین‌المللی، هنوز هم بطور مصنوعی بالا نگهداشته می‌شود، که سود زیادی را نیز نصیب شرکت‌های مخابراتی دولتی و نیمه‌دولتی، می‌نماید.






رومینگ

جابه‌جایی (رومینگ) در ارتباطات بی سیم به معنای گسترش سرویس اتصال در مکانی غیر از مکانی که آن سرویس ثبت شده است، می‌باشد.

جابه‌جایی GSM به این صورت تعریف می‌شود: توانایی یک مشتری با گوشی سلولی در فرستادن و دریافت تماس‌های آوایی، داده‌ها و دسترسی به سرویس‌های دیگر شامل سرویس‌های داده‌ای خانگی، در هنگام سفر در بیرون از منطقه تحت پوشش شبکه خانگی.







پدیده صدای الکترونیکی
پدیده صدای الکترونیکی یا به اختصار (EVP) صدا‌هایی هستند که در ضبط‌های الکترونیکی پیدا می‌شوند که به نظر همانند صحبت کردن شخصی به نظر می‌رسند اما به طور غیر عمد ضبط شده‌اند. EVP‌ها معمولا در امواج ولگردی که در هوا هستند یا صدای پس زمینه یافت می‌شوند. معمولا ضبط این صداها با افزایش حساسیت دستگاه نسبت به صدای محیط امکان پذیر است. طبق ادعاهایی که شده است صداهایی که توسط دستگاه EVP ضبط می‌شوند جزو اصوات ماوراءالطبیعه هستند. اگر چه تعدادی از توضیحات طبیعی ارائه شده است از جمله apophenia (پیدا کردن اهمیت در پدیده‌های ناچیز) و شنوایی pareidolia (صدا‌هایی که به طور تصادفی توسط شخص خاصی بیان می‌شود)






تاریخچه

داستان‌ها، مدارک و نشانه‌های زیادی از داستان ساخت EVP و شروع قدم‌های اولیه وجود دارد و مشخص کردن یک زمان مشخص برای تولد EVP کمی دشوار است. برخی مدارک و شواهد نشان می‌دهد اولین بار، دانشمند معروف و شناخته شده، توماس ادیسون اولین کسی بوده که جهت ارتباط با مادر متوفی خود به فکر ساخت وسیله‌ای جهت ارتباط با وی افتاده، عده‌ای هم بر این باورند وی در خلال جلسات احضار ارواح و با کمک یکی از همین ارواح راهنمایی می شده تا چنین دستگاهی را بسازد. با وجود این مدارک و نشانه‌ها در مورد توماس ادیسون، هنوز هیچ وسیلهٔ مشخصی از وی پیدا نشده و به ثبت نرسیده که مختص به این کار باشد، هرچند که علم وی و اختراعات وی هم اکنون یکی از مهمترین وسایل ارتباطی ما در این زمینه می‌باشد بسیاری از گفته‌ها و نوشته‌ها پیرامون توماس ادیسون و EVP نادرست و اثبات نشده مانده و گزارش‌های بسیاری به دروغ به نقل از وی مطرح شده. تنها ارتباط موثق بین ادیسون و EVP نقل قولی است از ادیسون در مجله مشهور و با قدمت Scientist امریکا در خلال یک مصاحبه که در آن ادیسون چنین بیان داشته: " به نظر این موضوع امکان پذیر است که بتوان دستگاهی ساخت، آنقدر ظریف و حساس که اگر اشخاصی در دنیای دیگر وجود داشته باشند یا بخواهند با ما در این دنیا در ارتباط باشند، به کمک این دستگاه به آنها این فرصت را بدهیم تا خود را بهتر بیان کنند تا اینکه بخواهیم شاهد واژگونی میزها، حرکات سریع در Ouija Board، استفاده از مدیوم‌ها و استفاده از روش‌های خام و قدیمی جهت ارتباط با این اشخاص باشیم." با چنین نقل قولی از ادیسون و وجود شواهد ریز دیگر در این باره حتی اگر نخواهیم ادیسون را بعنوان اولین فرد معرفی کنیم، می‌توانیم به طور قطع وی را از اولین پایه گذاران تفکرEVP بنامیم.






علاقه اولیه

در سال ۱۹۳۶، Attila von Szalay، عکاسی بود که تلاش می‌کرد این اصوات ناشناخته و غیر قابل وصف را به کمک یک صدانگار ضبط نماید. وی در سال ۱۹۴۰ با وسایل قدیمی و زنگ زده خود توانست به این خواسته برسد. نزدیک به سال ۱۹۴۹، شخصی به نام Marcello Bacci، در ایتالیا صداهایی را از منابع نامشخص ضبط کرد که به قول وی این اصوات از دنیای بعد از مرگ آمده و به کمک خلاء مجرایی مخابره شده ضبط شده. در صدهٔ پنجاه، دو کشیش کاتولیک به نام پدر Emetti و پدر Gemelli توانستند صدای پدرشان را ثبت نمایند. در سال ۱۹۵۹ نقاش و فیلم ساز سوئدی به نام فردریش یورگنسن صدای آواز پرنده‌ها را ضبط کرد. در خلال پخش این نوار ضبط شده صدای عجیب و آشنایی توجه او را جلب کرد. صدا، صدای پدر وی بود که مدت‌ها پیش از دنیا رفته بود و بعد از آن توانست صدای همسر متوفی خود را بشنود که نام او را صدا می‌کرد. بعد از این اتفاقات تکان دهنده فردریش بیش از پیش به ضبط صدا پرداخت و در خلال ثبت و ضبط‌های بعدی حتی توانست صدای مادر خود را هم بشنود. در ادامهٔ چنین اتفاقاتی بود که جرقهٔ EVP مدرن زده شد و تعداد بسیاری از صداها و اصوات ضبط شده از دنیای مردگان به صورت کنترل شده ثبت و ضبط گردید.






شروع دوران مدرن

در سال ۱۹۸۲، سارا استپ اولین انجمن تحقیقاتی EVP امریکا را در منطقهٔ Severna Park واقع در ماریلند پایه ریزی کرد، سازمانی با هدف افزایش آگاهی از پدیدهٔ EVP، و با هدف آموزش روش‌های مدرن و استاندارد جهت ثبت پدیدهٔ EVP. خانم سارا استپ اولین تحقیق خود را در زمینهٔ EVP در سال ۱۹۷۶ انجام داد و هزاران هزار پیغام ضبط شده را توانست از دوستان، اعضای خانواده و دیگر افراد مرده ثبت نماید.

اصطلاح Instrumental TransCommunication (ITC) توسط ارنست سنکوسکی در سال ۱۹۷۰ در رابطه با برقراری ارتباط با ارواح و اشخاص غیر مادی به کمک ادوات الکترونیکی همچون تلفن، فکس، رادیو، ضبط صوت، رایانه و ... بیان شد. در سال ۱۹۹۷، شخصی به نام امانتس باروش از ساختمان روانشناسی دانشگاه Western Ontario به کمک روش Konstantin Raudive توانست یک سری از تجارب را در این زمینه و به کمک کارشناس ITC به نام مارک ماسی بدست آورد. یک رادیو در یک فرکانس خالی روشن بود و بیش از هشتاد و یک بار به مدت یک ساعت و یازده دقیقه شروع به ضبط نمود. در این مدت یک نفر هم در فضای خالی نشسته بود و با ارتباط شفاهی قصد ارتباط با منبع EVP را داشت. باروش چنین گزارش داد که چندین نمونه را بدست آورده که شامل صداهایی مشکوک به EVP بوده. هرچند که این صداهای ضبط شده آنچنان شفاف نبودند. یافته‌ها در مجلهٔ Scientific Exploration در سال ۲۰۰۱ همراه با یک مرور ادبیاتی در این رابطه انتشار یافت.






GSM – ام‌ام‌اس آی‌ام‌اس – ام‌ام‌اس F – ام‌ام‌اس

پروتکل HTTP , WAP HTTP , SMTP , POP۳ HTTP , SMTP , PAP، اس‌ام‌اس Gate way WAP gateway آی‌پی based gateway Gateway F – ام‌ام‌اس براساسHTTP وTCP / آی‌پی رله و یا سرورMMS فقط با یک رله و یا سرور ام‌ام‌اس درگیر است، حتی در ارتباط با اپراتورهای مختلف در کل با رله و یا سرور ام‌ام‌اس درگیر است در کار داخلی با شبکه‌های دیگر ۲ رله و یا سرورMMS درگیر است سیگنالینگ از SS۷ استفاده نمی‌شود. از سیگنالینگ SIPاستفاده نمی‌شود در واسط MM۱ ازSIP استفاده میشود. (بین کامپیوتر کاربر و رله یا سرور ام‌ام‌اس) جهت ارسال تأئیدیهSMS ازSS۷استفاده میشود سرویس فقط ام‌ام‌اس یکپارچه شدنMMS و پیام بی‌درنگ تا بحال فقط MMSرا شناخته شده، اما در آینده موارد دیگری خواهد بود آگاه سازی با استفاده از روش فشاری درWAP فرستاده میشود با استفاده از سیگنالینگ SIPفرستاده میشود توسط SMSفرستاده میشود ثبت جهت ثبت فقط بهMMS نیاز دارد جداگانه ثبت اس‌آی‌پی وMMS انجام میگیرد توسط شناسه کاربر و کلید عبور قبل از ارسالMMS رمزگذاری اتصال مستقیم بدون رمزگذاری توسط S – CSCFکنترل میشود توسط گذر واژه و شناسه کاربر جدول ۱ – مقایسه GSM – ام‌ام‌اس، آی‌ام‌اس – ام‌ام‌اس، F – ام‌ام‌اس

جدول شماره ۱ مقایسه بین GSM، آی‌ام‌اس و ETSI – TISPAN را در مورد سرویس ام‌ام‌اس نشان میدهد. در ام‌ام‌اس به سیگنالینگ شماره ۷ نیازی نیست زیرا SS۷ فقط برای اس‌ام‌اس استفاده میگردد. اما F – ام‌ام‌اس استثناست چون F – ام‌ام‌اس جهت تأئیدیه رسیدن پیام از SMSاستفاده میکند، بنابراین SS۷ هنوز در F – ام‌ام‌اس استفاده میگردد. تا زمانیکه در سیستم GSM از سیگنالینگ اس‌آی‌پی استفاده نگردد، آی‌ام‌اس در واسط MM۱ از آن بهره میگیرد. بنابراین تمامی ارتباطات MM۱ در ام‌ام‌اس از سیگنالینگ اس‌آی‌پی استفاده میکنند. آی‌ام‌اس – ام‌ام‌اس دو رله و یا سرور ام‌ام‌اس درگیر با سیگنالینگ نیاز دارد. این مطلب به مورد عمومی برقراری نشست در آی‌ام‌اس که در شکل ۳ نشان داده شده، باز میگردد. ویژگی دیگر آی‌ام‌اس عدم وابستگی آن به تجهیزات و شبکه میباشد، می‌تواند به انواع مختلف رسانه‌ها و ترتیب شبکه‌ها دسترسی پیدا کند. جهت برخورد مناسب با قابلیت انعطاف آی‌ام‌اس به دو عدد رله و یا سرور ام‌ام‌اس نیاز است. برخلاف آی‌ام‌اس، در سیستم GSM هر اپراتور GW را باز نموده‌است. بنابراین هر پیام به سمت GW اپراتور می‌تواند مستقیماً به ترمینال مقصد حمل شود. به این خاطر است که در سیستمهای GSM فقط یک رله و یا سرور ام‌ام‌اس نیاز است. F – ام‌ام‌اس، به بیان دیگر ساختار مشترک آی‌ام‌اس را در رابطه با ارتباط با سیستم دیگر پذیرفته‌است مانند شبکه عمومی موبایل زمینی (PLMN). در مورد ثبت و رمزگذاری، آی‌ام‌اس مجبور است یا اس‌آی‌پی یا ام‌ام‌اس را ثبت کند. ثبت اس‌آی‌پی جهت دانستن اینکه ترمینال مقصد ام‌ام‌اس را پشتیبانی می‌کند یا نه، نیاز است، جهت ارسال IM بر روی ام‌ام‌اس نیز به آن نیاز داریم. این سازوکار در سیستمهای GSM تا زمانیکه از سیگنالینگ SIPاستفاده نکنند یافت نمی‌شود. سیستمهای GSM فقط باید حمل شدن یک ام‌ام‌اس را به سمت دریافت کننده، بدون توجه باینکه دریافت کننده فعال هست یا نه، ثبت کنند. در F – ام‌ام‌اس، مشترکین بایستی شناسه کاربر و گذر واژه خود را تعیین کنند. این عمل در ارتباط به صورت پروتکل نقطه به نقطه و HTTP برطبق استاندارد ETSI انجام میپذیرد. V – نتیجه گیری اهداف آی‌ام‌اس یکپارچه سازی دو تا از موفق‌ترین فناوری‌ها در مخابرات یعنی موبایل و اینترنت میباشد. این یک مفهوم ترکیبی از آن دو سرویس است، بنابراین مردم آینده، نه تنها از طریق موبایل به مکالمه می‌پردازند، بلکه از آن، جهت پیام بی‌درنگ (IM)، کنفرانس ویدئویی و ویژگی Push to talk استفاده میکنند. مفهوم آی‌ام‌اس جایگزین شبکه متداول تلفنی (PSTN) می‌شود و از اینترنت تلفنی به عنوان یک فناوری جدید بهره میبرد. همچنین از دومین سوئیچ پکتی استفاده میکند، در برقراری نشست خود از هیچ عامل اتصال گرا استفاده نمی‌کند. با آی‌ام‌اس، در ارتباط دیگر سدی وجود ندارد. مردم هر کجا، مستقل از ساختار شبکه (PSTN، اینترنت، GSM، WLAN و غیره) میتوانند به یکدیگر متصل گردند، همچنین مستقل از لوازم زیرساخت و با ایجاد سرویسهای زیاد ارتباط انسانها با یکدیگر غنی میگردد. پیام اس‌آی‌پی در پروتکل اصلی در ورای مفهوم آی‌ام‌اس میباشد. اس‌آی‌پی کاربر را قادر میسازد که توسط صدا، نوشته و یا ویدئو تماس بگیرد. با SIPیکپارچه سازی با خیلی از پروتکل‌های آی‌پی و بسیاری از سرویسهای دیگر در رسانه دیگر، آسان میگردد. TISPAN گروه کاری در ETSI است که به استانداردسازی شبکه نسل آتی (NGN) میپردازد. اهداف NGN چون شبکه جهانی متشکل از بسیاری زیرسیستمها، شامل PSTN و آی‌ام‌اس و بسیاری دیگر از زیرسیستمها میباشد. تمام ارتباط‌ها براساس فناوری‌های آی‌پی صورت میپذیرد. در NGN بسیاری از زیرسیستمها میتوانند به یکدیگر متصل گردند که این مطلب به علت بازبودن پروتکل، بازبودن GW و چند سرویس بودن بوده و در آینده مشخص میگردد. به هرحال، ETSI – TISPAN هنوز این مفهوم را تحت مطالعه دارد و تا به حال فقط نسخه ۱ NGN تحریر یافته‌است. ام‌ام‌اس به علت توانائی‌های آن جهت ارسال پیام چند رسانه‌ای، سرویس آینده ارتباطی خواهد بود. این سرویس جذاب تر، انعطاف پذیرتر و ارزان تر در مقایسه با هر سرویس غیرهمزمان دیگر میباشد. در آی‌ام‌اس، ام‌ام‌اس می‌تواند به ترمینالهای دیگر آی‌ام‌اس حمل و باسرویسهای پیام بی‌درنگ یکپارچه گردد. در NGN، فرستادن ام‌ام‌اس از PSTN توسط ام‌ام‌اس ثابت (F – ام‌ام‌اس) یک ویژگی خواهد بود./۱-۳۱/۸







کیفیت خدمات
کیفیت خدمات (به انگلیسی: Quality of service) (مخفف انگلیسی: QoS) کارایی کلی شبکهٔ تلفنی یا رایانه ای را می‌گویند.






تعریف
در زمینهٔ مکالمه راه دور، کیفیت خدمات برای اولین بار در سال ۱۹۹۴ توسط اتحادیه بین‌المللی مخابرات تعریف شد. کیفیت خدمات تمام وجوه ارتباط را شامل می‌شود از جمله زمان پاسخ، افت، اکو، فرکانس پاسخ، قطعی و محدودهٔ سیگنال تا نویز.






خطاها
گاهی بسته‌های اطلاعاتی به خاطر خطای بیت قطع می‌شوند که به خاطر نویز یا رابط مواصلاتی به خصوص در مورد ارتیاطات بی سیم و یا با کابل مسی طولانی است.







شبکه دیجیتالی خدمات یکپارچه

۱ هدف از سیستم‌های سیگنالینگ:

هدف از سیستم سیگنالینگ انتقال اطلاعات کنترلی (بخش سیگنالینگ) بین اعضا در یک شبکه تلفنی است.این اعضاء شامل سوییچ‌ها، مراکز اجرایی و بخش data است. این اطلاعات شامل بخش سیگنالی، برای بدست آوردن و پایان دادن به ارتباطات و اطلاعات دیگر از جمله سرویس directory ,credit card و message است.

در ابتدا سیستم‌های سیگنالینگ برای تنظیم ارتباطات بین ادارات مخابرات و تجهیزات اولیه و ابتدایی مشتری در آن زمان (CPE) طراحی شده بودند که به منظور نقل و انتقال نه تنها صدا، بلکه همچنین ویدئو یا سیگنالهای data از طریق یک شبکه آنالوگ یا دیجیتال بود.

در سیگنالینگ‌های اولیه، سیگنالهای کنترلی روی همان مدار که برای مبادله اطلاعات اصلی استفاده می‌شد "ترافیک کاربر" به کار گرفته می‌شد.

برای مثال: در سیستم‌های آنالوگ قدیمی از سیگنالینگ In-Band استفاده می‌شد.در سیستم‌های سیگنالینگ جدید ss۷ از کانال مجزایی برای اطلاعات سیگنالینگ (کنترلی) استفاده می‌شود.

این سیستم‌ها سیستم‌های "سیگنالینگ کانال مشترک" یا (CCS ) نامیده شده‌اند، زیرا یک کانال مجزا برای سیگنالینگ استفاده شده است.بسیاری از مردم به این سیستم‌های جدید out-of-Band می‌گویند.که دارای مزایای بسیاری نسبت به In-Band است و امروزه دو نوع out-of-Band وجود دارد.

SS۷ مثالی از اولین نوع است که : Signalling in Band & physical out of Band نامیده می‌شود.

مثال دوم ISDN است که : logical out of Band & physical in Band نامیده می‌شود که ترافیک کاربر و سیگنالینگ "کنترلی" روی یک کانال فیزیکی مشترک هستند.اما بخشی از پهنای باند تنها برای از ظرفیت کانال تنها برای ترافیک سیگنال رزرو شده و باقی‌مانده از ترافیک کاربر رزرو شده است. ( ترافیک کاربر مثل تماس تلفنی و ترافیک سیگنالینگ شامل اطلاعات کنترلی است.)

در ISDN از اصطلاحات کانال B برای توضیح کانال مشترک و اصطلاح کانال D برای توضیح کانال سیگنالینگ استفاده می‌شود.







پیش‌شماره تلفن

پیش‌شماره تلفن، کدی رقمی است که در ارتباطات تلفنی برای محدوده‌های مکانی تعیین می‌شود.







پیش‌شماره سه گونه‌است:

پیش‌شماره شهری:این پیش‌شماره در سیستم تلفن ثابت برای مناطق مختلف یک شهر استفاده می‌شود. معمولاً سه یا چهار رقمی است. بطور مثال پیش شماره ۸۸۷۳ چهار رقم اول بسیاری از شماره تلفن‌هایی است که در محله عباس آباد تهران قرار دارند. این پیش‌شماره بخشی جداناشدنی از شماره تلفن اصلی است و در شماره گیری این پیش شماره‌ها همیشه استفاده می‌شوند.
پیش‌شماره بین شهری:این پیش‌شماره برای مناطقی که وسعت شان در حدود یک شهر است در نظر گرفته می‌شود. این پیش شماره‌ها با یک صفر شروع می‌شوند. تعداد رقم‌های این پیش شماره متفاوت است مثلاً در ایران این پیش‌شماره بدون در نظرداشت صفر اول آن بین دو تا چهار رقم است.

در شماره گیری از شهری به شهری دیگر این پیش شماره حتماً باید پیش از شماره تلفن اصلی شماره گیری شود.

پیش‌شماره بین‌المللی: این پیش شماره برای کشورها در نظر گرفته شده‌است. با دو صفر شروع می‌شود و بدون در نظر داشت دو صفر اول آن بین یک تا چهار رقم متغیر است. شماره‌های یک رقمی و دو رقمی بیشتر به کشورهای با سابقه جهان تعلق دارند و شماره‌های سه تا چهار رقمی به کشورهایی که جدید التاسیس هستند.

در شماره گیری از کشوری به کشور دیگر باید این کد حتماً اول شماره گیری شود.

در شماره گیری بین الملی ابتدا باید پیش‌شمارهٔ بین الملی را شماره گیری کرد سپس پیش‌شماره بین شهری بدون صفر آن و سپس شماره تلفن اصلی که شامل پیش‌شمارهٔ شهری می‌شود.

یک نمونه:فرض کنیم یک شماره تلفن بصورت ‎۰۰۹۸۴۵۲۳۲۲xxxx‏ داریم (xها می‌توانند هر عدد یک رقمی ای باشند). در این شماره که می‌توان آنرا بصورت ‎۰۰۹۸-۴۵۲-۳۲۲-xxxx‏ نوشت: به طور مثال:

۰۰۹۸: پیش‌شمارهٔ بین‌المللی کشور ایران است.
٠٢١: پیش‌شمارهٔ شهر تهران است.
٠4١: پیش‌شمارهٔ شهر تبریز است.
٠٢٨: پیش‌شمارهٔ شهر قزوین است.
٠٢٦: پیش‌شمارهٔ شهرستان کرج است.
٠44:پیش‌شمارهٔ شهرستان مهاباد است.
xxxx: که می‌تواند هر عدد چهار رقمی ای باشد به همراه پیش‌شماره شهری شماره تلفن اصلی مشترک مخابراتی است.








مجله فنی آزمایشگاه‌های بل
مجله فنی آزمایشگاه‌های بل (Bell Labs Technical Journal) مجله‌ای است که به طور اختصاصی برای دانشمندان آزمایشگاه‌های بل تهیه می‌شود. این مجله هر سه ماه یکبار به وسیلهٔ انتشارات جان وایلی در کشور آمریکا منتشر می‌گردد.







صنعت موبایل در ایالات متحده
.






تاریخچه

نسل اول خدمات تلفن‌های همراه (1G) برای اولین بار در سال ۱۹۸۳ در شیکاگو راه اندازی شد.







اپراتورهای خدمات بی‌سیم
اپراتورهای ملی

در حال حاضر چهار شرکت در ایالات متحده وجود دارند که خدمات تلفن همراه را در سراسر این کشور ارائه می‌کنند. دو تای آنها یعنی AT&T و T-Mobile خدماتی را با استفاده از استاندارد GSM ارائه می‌کنند، در حالیکه دو تای دیگر یعنی Verizon و Sprint اصولاً از CDMA استفاده می‌کنند.

Verizon / ورایزون بی سیم:

ورایزون که مقر آن در Basking Ridge نیوجرسی می‌باشد در واقع سرمایه گزاری مشترکی از ارتباطات ورایزون و وودافون است که خدمات 2G را با استفاده از cdmaOne و خدمات 3G را با استفاده از cdma2000 و خدمات 4G را با استفاده از LTE ارائه می‌کند.







AT&T Mobility:

AT&T موبیلیتی که مقر آن در آتلانتا، جورجیا می‌باشد، دارای شبکهٔ بی سیم Cingular می‌باشد و خدمات 2G را با استفاده از تکنولوژی GSM، خدمات 3G را با استفاده از W-CDMA و خدمات 4G را با استفاده از تکنولوژی HSPA+ و LTE ارائه می‌کند.







سازمان Sprint:

سازمان Sprint، که مقر آن در پارک Overland، کانزاس می‌باشد، خدمات 2G را با استفاده از cdmaOne، خدمات 3G را با استفاده از تکنولوژی CDMA2000 و خدمات 4G را با استفاده از WiMAX و LTE ارائه می‌کند.







T-Mobile:

T-Mobile آمریکا، که مقر آن Bellevue واشنگتن است در واقع یک شرکت وابسته به T-Mobile بین‌المللی AG در آلمان است. T-Mobile در ایالات متحده، خدمات 2G را با استفاده از GSM، خدمات 3G را با استفاده از W-CDMA و خدمات 4G را با استفاده از HSPA+ ارائه می‌کند.







مدار الکترونیکی

مدارهای الکترونیکی (به انگلیسی: Electronic circuit) به همراه مدارهای الکتریکی دو دستهٔ کلی از مدارات به‌شمار می‌روند. در مدارهای الکتریکی محیط حرکت الکترون و به طور کلی جنس تشکیل دهنده اجزا مدار به هیچ عنوان اهمیت ندارند، بلکه، رابطه ریاضی بین ولتاژ و جریان این اجزای الکترونیکی مهم هستند. در حقیقت، در تحلیل این مدارها کمتر به ساختمان این قطعات توجه می‌شود.

برعکس مدارهای الکتریکی، مدارهای الکترونیکی علاوه بر رابطه ریاضی ولتاژ و جریان قطعه، به محیط عبور الکترون توجه کرده و در کل این جنس و نحوه ساخت اجزا است که خیلی اهمیت دارد. در تحلیل برخی از مدارهای الکترونیکی چون معادلات دیفرانسیل بسیار سخت و پیچیده ایجاد می‌شوند غالبا از تقریب برای قسمت‌های الکترونیکی استفاده می‌شود.

مدارهای الکترونیکی خود به دو دستهٔ دیجیتال (رقمی) و آنالوگ (قیاسی) تقسیم می‌شوند. دردستهٔ رقمی منظور از رقم صفر ویک است که صفر به معنی صفر منطقی و یک یعنی یک منطقی که صفر یعنی صفر ولت ویک یعنی پنج ولت.







مدار الکتریکی

مدارهای الکتریکی از به‌هم پیوستن المان‌های الکتریکی یا غیر فعال (مقاومت، خازن، سلف، لامپ، و ...) یا المانهای الکترونیکی یا فعال (دیود، ترانزیستور، IC، و ...) یا ترکیبی از آن دو بوجود می‌آید به طوری که حداقل یک مسیر بسته را ایجاد کنند و جریان الکتریکی بتواند در این مسیر بسته جاری شود.

اگر عناصر تشکیل دهندهٔ مدار الکتریکی باشند، مدار الکتریکی نامیده می‌شود، و اگر عناصر الکتریکی و الکترونیکی باشند، مدار الکترونیکی است .

هر مدارالکتریکی از اجزای اصلی زیر تشکیل شده است:

یک منبع تغذیه‌الکتریکی مانند باتری یا ژنراتور
سیم‌های رابط: سیم‌ها یا نوارهای ارتباط دهنده مدار، از یک ماده رسانای الکتریسیته خوب مانند مس تشکیل می‌شوند.
مصرف کننده یا بار: وقتی می‌گوییم یک مدار الکتریکی تشکیل شده است، که اتصال دهنده‌ها و سایر قطعات، یک حلقه بسته را بوجود آورده باشند. تنها در این صورت است که جریان برق برقرار می‌شود.
المانهای مداری: همچون خازن، مقاومت، سلف، ترانسفورماتور، دیود







خدمات هدایت تماس

(خدمات) هدایت تماس (به انگلیسی: call forwarding یا call diversion) نوعی پردازش تماس است که به کاربر امکان می‌دهد تماس‌های تلفنی را به‌طور خودکار به تلفن یا افزارۀ دیگری، مانند سامانۀ پست صوتی، هدایت ‌کند.
برابرهای فارسی

هدایت تماس برابرنهادۀ فرهنگستان است در ایران برای بیان این مفهوم بیشتر اصطلاح دایوِرت (کردن) به کار می‌رود. گوشی‌های مختلف از برابر‌های فارسی دیگری هم برای آن بهره گرفته‌اند؛ برای نمونه در گوشی‌های سونی اکسپریا اصطلاح انتقال تماس (به دیگری) به کار رفته است.

روش کاربرد برابر فارسی فرهنگستان در جمله‌ها:

«خطّ قبلی‌ام را هدایت کردم روی خطّ جدیدم.»

به جای

«خطّ قبلی‌ام را دایورت کردم روی خطّ جدیدم.»


این مفهوم در فارسی عامیانه به شکل دیگری هم بیان می‌شود. با الگو گرفتن از اصطلاح عامیانۀ «خط روی خط افتادن»، که بیانگر یکی از اختلال‌های ارتباطی است، گاهی به جای جمله‌ای مانند:

«خطّ قبلی‌ام را دایورت کردم روی خطّ جدیدم.»

گفته می‌شود:

«خطّ قبلی‌ام را انداختم روی خطّ جدیدم.».






اوکی کیباتارو
اوکی کیباتارو کارآفرین، مهندس و بازرگان ژاپنی بود، که در سال ۱۸۸۱ شرکت اوکی الکتریک اینداستری را در میناتو، توکیو تاسیس نمود.
4:08 am

عزیمت حسین به کوفه

با وجود توصیه‌های محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و اصرارهای پی در پی ابن‌عباس در مکه و حتی توصیه‌های عبدالله بن زبیر (که جنبه ریاکارانه داشت، زیرا عبدالله بسیار تمایل داشت که مکه از وجود رقیبان دیگر حکومت پاک گردد) حسین از تصمیمش منصرف نشد. ابن‌عباس خیانت کوفیان به علی و حسن را به حسین یادآوری می‌نمود و از حسین التماس کرد که زنان و کودکان را در این سفر با خود نبرد.





حسین از توصیه‌هایش تقدیر نمود و بیان داشت که کار خود را به خدا واگذار کرده‌است. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد که اکثر روایات حاکی از آنند که عبدالله بن زبیر به حسین اصرار می‌کرد تا به شیعیانش در کوفه بپیوندد تا عرصه مکه از رقیبی چون حسین پاک گردد. اما روایات دیگری هم هستند که حاکی از میل عبدالله بن زبیر به حمایت از حسین در صورت قیام در مکه هستند. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت و در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی حجه ۶۰/ ۱۰ یا ۱۲ سپتامبر ۶۸۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید و به جای حج، عمره را در خارج از شهر مکه انجام داد تا بتواند از مهلکه فرار کند. ۵۰ مرد از خویشاوندان و دوستان حسین (که می‌توانستند در صورت نیاز بجنگند) به همراه زنان و کودکان، همراه حسین بودند. مکان‌های توقف حسین در مسیر مکه به کوفه در طبری و بلاذری ذکر شده و ولهاوزن تاریخ نگار آلمانی به آنها اشاره کرده‌است. بعد از عزیمت حسین، عبدالله بن جعفر نامه‌ای به همراه دو پسر خود عون و محمد به حسین نوشت و به وی التماس کرد که برگردد.

پسرعموی حسین عبدالله بن جعفر به عمرو بن سعید بن عاص نامه‌ای نوشت که از وی خواست که در صورت بازگشت حسین به مکه، ضمانت نامه‌ای برایش بنویسد که جانش تضمین گردد. عمرو بن سعید بن عاص حاکم مکه در پاسخ، عبدالله بن جعفر را با لشکری به سرکردگی برادر خود یحیی به تعقیبش فرستاد. اما وقتی که دو گروه به هم تلاقی کردند، از حسین خواستند که برگردد، اما حسین در پاسخ گفت که در عالم رویا پدربزرگش محمد را دیده‌است که از وی خواسته تا به راهش ادامه دهد و تقدیر را به خدا واگذار کند و در پی آن نزاع خفیفی بین دو گروه صورت گرفت و دو پسر عبدالله بن جعفر (عون و محمد) به حسین پیوستند و در عاشورا با وی کشته شدند.

در تنعیم، حسین با کاروانی از یمن که روناس و حله برای یزید بردند مواجه شد و بیان داشت که این حق را دارد که این کاروان را غارت کند. وی این کاروان را غارت نموده و به صاحبان شتر کاروان گفت که با وی تا عراق بیایند و در آنجا کرایه کل راه را به آنان بپردازد یا در همین جا به مقدار راهی که آمده‌اند، کرایه آنان را بدهد. حسین در راه با افراد گوناگونی روبرو شد. فرزدق شاعر را دید که به حسین گفت دلهای اهل عراق با تو اما شمشیرهایشان علیه توست. هر گاه در طی این مسیر از حسین خواسته می‌شد که از تصمیمش صرف نظر کند می‌گفت که مقدرات امور به دست خداست و خدا بهترین امر را برای بندگان می‌خواهد و خداوند با کسی که بر حق باشد دشمن نخواهد بود. زهیر بن قین بجلی که از حامیان عثمان بود و در سفر بود و در طی سفر خیمه‌اش را دور از خیمه‌های حسین برپا می‌داشت، در جایی مجبور به برپا داشتن خیمه‌اش نزدیک خیمه‌های حسین شد. حسین از وی دعوت نمود تا به گروهش بپیوندد و در خلال این دیدار زهیر دیدگاهش عوض شد و به حسین پیوست و از بهترین یارانش شد.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد و رئیس پاسبانهایش حسین بن تمیم را به قادسیه فرستاد تا تمامی راههای حجاز به عراق را ببندد. حسین توسط بدویانی که از ورود به کوفه منع شده بودند از این دستور عبیدالله مطلع گردید اما تحت تاثیر قرار نگرفت و به مسیرش ادامه داد. در ثعلبیه، از برخی مسافران از خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطلع شد و تصمیم گرفت که برگردد. اما پسران عقیل تصمیم گرفتند که انتقام خود را از عبیدالله بگیرند یا در این راه کشته شوند. این بود که حسین از تصمیمش برای بازگشت تغییر عقیده داد. البته مادلونگ صحت این روایت فوق را مورد تردید می‌داند. رسول جعفریان معتقد است علت پیشروی حسین به سمت کوفه، حتّی پس از شنیدن خبر کشته‌شدن مسلم ابن عقیل، امید وی و همراهانش به پیروزی بوده‌است. وی به گفتارهای نقل‌شده در آن زمان در احتمال پیروزی اشاره می‌کند به این مضمون که جذبه حسین ابن علی از مسلم ابن عقیل بیشتر است و مردم کوفه با دیدن وی به یاریش می‌شتابند. جعفریان علت همراهی خانواده حسین در سفر به سمت کوفه را نیت او برای گرفتن حاکمیت از دست یزید می‌داند؛ چرا که در صورت پیروزی در عراق، حجاز همچنان در دست اموی‌ها می‌ماند و می‌توان حدس‌زد که آنها با اهل بیت حسین چگونه رفتار می‌کردند.

حسین در زباله دریافت که قاصدش قیس بن مسهر (مشیر) صیداوی (یا برادر رضاعی حسین عبدالله بن یقطر) که به کوفه فرستاده شده بود تا آمدن قریب‌الوقوع حسین را به کوفیان اطلاع دهد، مثله شده و با پرتاب شدن از بام قصر کوفه، کشته شده‌است. حسین با شنیدن این موضوع به حامیانش گفت که با توجه مسائل غم بار پیش آمده مانند خیانت کوفیان، هر کس مجاز است که از کاروان حسین جدا گردد که تعدادی از کسانی که در راه به حسین پیوسته بودند از وی جدا شدند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. به گفته جعفریان این اخبار نشان می‌داد که اوضاع کوفه دگرگون‌شده و شرایط با زمانی که از زبان مسلم گزارش شده بود کاملاً فرق کرده‌است. برای حسین روشن شده بود که دیگر رفتن به کوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست.

در منطقه شراف یا ذوحسم سوارانی به سرکردگی حر بن یزید تمیمی یربوعی پدیدار شده و از آنجا که هوا گرم بود، حسین دستور داد به آنان آب داده شود و سپس در آنجا به لشکریان حر انگیزه‌های حرکتش را اعلام کرد. گفت که

شما امامی نداشتید و من وسیله اتحاد امت شدم. خاندان ما از همه کس به امر حکومت شایسته تر است و کسانی که این امر را در اختیار دارند شایستگی اش را نداشته و نا عادلانه حکومت می‌کنند. اگر حامی من باشید به سمت کوفه خواهم رفت. اما اگر دیگر مرا نمی‌خواهید من به مکان اولم باز خواهم گشت.

اما کوفیان (لشکریان حر) پاسخ ندادند. سپس حسین نماز عصر را به اقامه خودش برپا داشت. بعد از نماز، دوباره سخنانش را به کوفیان یادآوری نموده و از حق خاندان محمد و مستحق بودن این خاندان در امر خلافت سخن گفت و به نامه‌هایی که کوفیان به وی نوشته بودند، اشاره نمود. حر که از نامه‌هایی که کوفیان برای حسین فرستاده بودند خبر نداشت، با وجود اینکه حسین دو کیسه که پر از نامه‌های کوفیان بود را به وی نشان داد، تغییری در تصمیمش حاصل نشد و اذعان داشت که وی جزو کسانی که نامه به وی نوشته‌اند نبوده و تحت‌الامر ابن زیاد است. او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد و بر آن بود که حسین را به این موضوع متقاعد کند. اما وقتی دید که حسین کاروانش را به حرکت درآورد، دیگر جرات نکرد این موضوع را پی گیری کند. اما مادلونگ می‌نویسد که وقتی حسین آماده حرکت شد، حر سد راهش شد و گفت که اگر حسین فرمانی که ابن زیاد به حر داده را نپذیرد، حر نخواهد گذاشت که به مدینه یا کوفه برود. و به حسین پیشنهاد داد که نه به کوفه و نه به مدینه رود، بلکه به یزید یا ابن زیاد نامه بنویسد و خودش هم نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و منتظر دستور وی ماند تا این موضوع بدون خون ریزی حل و فصل شود. اما حسین پیشنهاداتش را نپذیرفت و به سمت چپ و به طرف عذیب یا قادسیه به راه افتاد. حر به وی گوش زد کرد که من به خاطر تو این کار را می‌کنم و اگر جنگی صورت گیرد تو کشته خواهی شد. اما حسین از مرگ نمی‌ترسید و در منطقه‌ای به نام نینوا (از بخش‌های سواد کوفه) توقف کرد. همچنین حر نتوانست مانع از ورود چهار تن از شیعیان کوفه به سپاه حسین گردد. قاصدی از ابن زیاد به سمت حر آمد و بدون اینکه به حسین سلام کند نامه‌ای به حر داد که در آن ابن زیاد فرمان داده بود که حسین در هیچ جایی که دسترسی به آب و دژ مستحکم داشته باشد، توقف نکند. عبیدالله با این نامه می‌خواست که حسین را به جنگ وادارد. زهیر بن قین به حسین پیشنهاد کرد که به لشکر حر که اندک بودند حمله کند و روستای مستحکم عکر را تصرف کند اما حسین نپذیرفت به این دلیل که نمی‌خواست آغاز کننده جنگ باشد.

در ۲ محرم، حسین در منطقه کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم وضعیت با ورود لشکر ۴۰۰۰ نفره به فرماندهی عمر بن سعد ابی وقاص (که پیشتر از طرف عبیدالله بن زیاد به دستبای ری فرستاده شده بود تا شورش دیلمیان را سرکوب کند) بدتر شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت و تلاش‌هایی بی فرجام برای رهایی از مسئولیت رویارویی با حسین انجام داد. اما ابن زیاد گفت که اگر از این فرمان سرپیچی کند، حکومت ری در کار نخواهد بود. ابن سعد با شنیدن این موضوع، از ابن زیاد اطاعت کرد به امید اینکه حداقل از جنگ با حسین جلوگیری کند. اول از هر کاری، عمر بن سعد نامه‌ای به حسین فرستاد از قصدش برای آمدن به عراق مطلع گردد. پیکی به ابن سعد رسید که حاکی از تمایل حسین به عقب نشینی بود و حسین گفت که به علت نامه‌های کوفیان به عراق آمده و اگر مردم عراق وی را دیگر نمی‌خواهند، وی به مدینه باز خواهد گشت. وقتی ابن سعد موضوع را به ابن زیاد گزارش داد، ابن زیاد اصرار کرد که حسین حتماً باید با یزید بیعت کند و در عین حال آب هنوز از وی منع می‌شود. عمر بن سعد لشکری ۵۰۰ نفره به فرماندهی عمرو بن حجاج زبیدی را بر فرات گماشت. به مدت ۳ روز، حسین و یارانش تنشگی را متحمل شدند. شبانه گروهی ۵۰ نفره و با شهامت به فرماندهی عباس به سمت فرات یورش بردند اما تنها مقدار کمی مشک آب توانستند بیاورند.

در عین حال ابن سعد تمایل داشت که با حسین به توافق برسد و مذاکرات شبانه را با حسین شروع کرد. این مذاکرات، بخش اعظم شب به درازا کشید. گفته می‌شود که حسین پیشنهاد داد که دو سپاه دست از جنگ کشیده و با هم به دیدار یزید بروند. اما عمر بن سعد از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد، این پیشنهاد را نپذیرفت. گرچه کسی در این مذاکرات حضور نداشته، اما اکثر راویان نقل می‌کنند که حسین سه پیشنهاد داد:

به مرزها برود و همانند یک سرباز عادی با کفار بجنگد.
با یزید بیعت کند و به وی بپیوندد.
به جایی که از قبل آمده بود، بازگردد.

البته عقبه بن سمعان، غلام رباب (همسر حسین) که از بازماندگان لشکر حسین در واقعه کربلا بود، شدیداً این روایت را رد می‌کند. او گواهی می‌دهد که حسین هیچگاه پیشنهادی نداد و فقط سرزمین کربلا را ترک کرد و به جایی رفت تا تکلیف کار جنگ مشخص گردد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که این روایت پیشنهاد از سوی حسین که تسلیم یزید شود با دیدگاههای مذهبی اش تناقض دارد و احتمالاً منابع اولیه قصد دارند که مسئولیت کشته شدن حسین را به گردن ابن زیاد بیندازند نه یزید. به‌گفته رسول جعفریان، شمر در تغییر نظر عبیدالله زیاد در ردّ پیشنهاد حسین مبنی بررفتن او به یکی از سرحدات کشور اسلامی یا بازگشت به مدینه موثر بود. وی با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ تأکید می‌کند که حسین ابن علی در هیچ مرحله‌ای نخواست تا اجازه دهند نزد یزید برود و بیعت کند.

ابن زیاد موافق شرایط فعلی بود. اما در این زمان، شمر بن ذی الجوشن (از هواداران سابق علی که برای وی در صفین جنگیده بود.) به ابن زیاد پیشنهادی شیطانی داد. او اصرار داشت که ابن زیاد باید حسین را مجبور به تسلیم کند. چون حسین به قلمرو حکومتی ابن زیاد وارد شده بود و اگر با حسین مصالحه کند، نشان دهندهٔ ضعف ابن زیاد و قدرت حسین است. ابن زیاد با شنیدن سخنان شمر، رایش تغییر کرد. شمر حامل پیغامی برای ابن سعد بود که ابن زیاد به عمر بن سعد فرمان داد که اگر حسین تسلیم نشود، به وی حمله کند یا عمر بن سعد فرمان لشکریان را به شمر وا گذارد. شمر همچنین به این پیغام این را اضافه کرد که پیکر حسین بعد از کشته شدن لگد کوب شود. چون وی یاغی و شورشی است. ابن سعد با شنیدن سخنان شمر وی را مورد لعنت و دشنام قرار داد و گفت که تمام تلاشهایش برای پایان داده مساله به صورت صلح آمیز را بی اثر کرده‌است. ابن سعد می‌دانست که حسین به خاطر روحیه خاصش تسلیم نخواهد شد. ابن زیاد فرمان داده بود که اگر عمر بن سعد این فرمان را نپذیرد، شمر اجرای آن را برعهده گیرد. اما عمر بن سعد اجازه نداد و خودش مسئولیت انجامش را بر عهده گرفت.

غروب روز ۹ محرم، ابن سعد با سپاهیانش به سمت خیمه‌های حسین رفت، حسین که به شمشیرش تکیه داده بود و چرت می‌زد. او در عالم رویا محمد پدربزرگش را دید که به حسین گفت به زودی به وی ملحق می‌شود. زینب به حسین گفت که لشکر ابن سعد آمده‌است. حسین برادرش عباس را فرستاد از مقصودشان مطلع شود. در این حین، با شنیدن شرط جدید ابن سعد، دو سپاه به یکدیگر ناسزا و دشنام دادند. حسین که از موضوع مطلع شده بود، آن شب را مهلت خواست و به خویشاوندان و حامیانش خطابه‌ای راند که علی بن حسین بعدها آن را روایت کرد.

من خدا را ستایش می‌کنم که ما را به پیامبری محمد مفتخر نمود و قرآن و دین را به ما تعلیم نمود. من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی مخلصتر از خاندان خود نمی‌شناسم. خدا شما را پاداش دهد. من فکر می‌کنم که فردا کشته خواهیم شد. من از شما می‌خواهم که بروید و اصراری به ماندنتان ندارم. از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.

اما یارانش نپذیرفتند و به بیعتشان وفادار ماندند. زینب از شدت ناامیدی غش کرد و بیهوش شد. اما حسین وی را تسکین داد. حسین آماده جنگ شد. خیمه‌ها را به هم نزدیک کرد و با طناب آنها را به هم بست. تپه‌ای از چوب و نی گرادگرد خیمه‌ها درست کرد تا در موقع لزوم با آتش زدنشان مانع از ورود دشمن به نزدیکی آنها گردد. حسین و یارانش تمامی آن شب را به نماز و مناجات پرداختند و جنگ فردا صبح شروع شد.




واقعه کربلا

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و نوره (داروی موبر) به سر و تن مالید و خود را شست. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده‌اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد. حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده‌نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده‌نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی‌اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و بر زمین ریخت و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. پسری خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست این پسر بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعدهٔ دیدار پدرانش را در بهشت می‌داد و سعی در تسکین درد پسر داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند. حسین وقتی به طرف فرات می‌رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه‌اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه‌اش، کفشها و روپوش یمانی‌اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند. سن حسین را هنگام کشته شدن، ۵۶ سال پنج ماه، ۵۷ سال و چند ماه یا ۵۸ سال نوشته‌اند. روز عاشورا را در تاریخ روز جمعه، شنبه یا دوشنبه دانسته‌اند که در این میان روز جمعه صحیح تر به نظر می‌رسد و ابوالفرج اصفهانی روز دوشنبه را از لحاظ تقویمی رد می‌کند. تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند.




حوداث بعد از جنگ کربلا
۱۰ نفر داوطلب شدند که بر بدن پر زخم حسین اسب بتازانند تا آخرین هتک حرمت را به وی کرده باشند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد. لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام بر این باور است که ابن زیاد و یزید برخورد متفاوتی در قبال سر حسین داشتند. ابن زیاد با زدن چوب به دندانهای حسین به وی اهانت می‌کرد اما یزید بر طبق اکثر روایات با احترام با سر حسین برخورد نموده و به خاطر تعجیل ابن زیاد در کشتار حسین، ابن زیاد را با نام پسر سمیه یاد کرد تا وی را تحقیر کرده باشد. یزید اذعان می‌داشت که اگر حسین از وی تبعیت کرده بود او را عفو می‌نمود. زنان و کودکان هاشمی به کوفه و دمشق برده شدند. یزید ابتدا برخورد شدیدی با آنان نمود که به این برخورد شدید از سوی علی بن حسین و زینب پاسخ مشابهی داده شد. اما در انتها یزید با آنان با ملایمت برخورد نمود. زنان یزید نیز برای حسین و کشتگان گریه و زاری نموده و یزید برای جبران مالهایی که از زنان هاشمی در کربلا دزیده شده بود به آنها اموالی داد. علی بن حسین که به خاطر اینکه هنوز به بلوغ نرسیده بود، از اعدام رهایی یافت و یزید با ملایمت با وی رفتار نموده و چند روز پس از آن به همراه زنان هاشمی و محافظان مورد اعتماد به مدینه بازگشت.

روایات در منابع اولیه عموماً گرایش به انداختن مسئولیت قتل حسین به گردن ابن زیاد و مبرا کردن یزید دارند. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد حریص بودن ابن زیاد به قتل حسین از سوگند خوردنش در باره لگدمال کردن جسد حسین توسط اسبها هویدا می‌شود و این کینه شدید از ماجرای اعتراض حسین به برادر خطاب کردن زیاد بن ابیه (پدر ابن زیاد) از سوی معاویه نشات می‌گیرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که یزید مسئول اصلی قتل حسین است چرا که وی می‌دانست که حسین حتی اگر موقتاً تسلیم گردد باز هم تهدیدی جدی برای خلافت یزید به شمار می‌آید و گرچه در نهان خواستار قتل حسین بود، اما به عنوان خلیفه مسلمانان نمی‌توانست این میل را بروز دهد و وی که از کینه شدید ابن زیاد به حسین آگاه بود، طی نامه‌ای به او هشدار می‌دهد که اگر حسین موفق به انجام کارش شود، ابن زیاد مجدداً به دوران بردگی اجدادش بر می‌گردد. یزید در نامه خود شدیداً به ابن زیاد توصیه می‌کند که مسلم بن عقیل را اعدام کند و ابن زیاد هم مشتاقانه این کار را انجام داد. یزید بعدها در ملاء عام مسئولیت قتل حسین را به گردن ابن زیاد می‌انداخت که ابن زیاد از این کار وی خشمگین گردید و از دستور یزید مبنی بر حمله به عبدالله بن زبیر در مکه سر باز زد.
کشته شدگان و باقی‌ماندگان از بنی هاشم در واقعه کربلا
کل کشته شدگان از طرف حسین، ۷۰ یا ۷۲ تن بودند که حداقل ۲۰ تن از آنان هاشمیان از نسل ابوطالب بودند. علی اکبر اولین کشته از بنی هاشم بود که یزید خلیفه وقت، پسر دایی مادرش می‌شد که به همین علت برای وی امان نامه آورده شد اما وی تبار پدری اش و ارتباطش به محمد را والاتر می‌داشت و این امان را نپذیرفت. ویلفرد مادلونگ معتقد است که عبدالله فرزند کوچک حسین در حالی که بر روی زانوانش بود تیر خورد و مادلونگ بر خلاف منابع دیگر، در نوزاد بودن این بچه تردید دارد. ۶ برادر پدری حسین در این جنگ کشته شدند که ۴ تن از آنان فرزندان ام‌البنین دختر حظام از قبیله بنی کلب بودند. برادر زاده‌ام‌البنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای این ۴ برادر حسین امان نامه‌ای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کردند. سه پسر از حسن، سه پسر از عبدالله بن جعفر و نیز سه پسر و سه نوه از عقیل بن ابی طالب در این واقعه کشته شدند. ابن سعد از میان دیگر کشتگان بنی هاشم، یک پسر از نسل ابولهب و یک پسر از نسل ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب نام می‌برد. ابن سعد از میان باقی‌ماندگان که به اسارت گرفته شدند، دو پسر از حسن، یک پسر از عبدالله بن جعفر و یک پسر از عقیل به همراه ۵ زن را نام می‌برد. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد سه پسر از حسن باقی‌ماندند که در میان آنان حسن بن حسن به شدت زخمی گردید. علی بن حسین بیمار بود و نمی‌توانست بجنگد.




خانواده حسین

اولین ازدواج حسین با رباب دختر امراء القیس بود. امراء القیس در زمان عمر بن خطاب به مدینه آمد و از طرف عمر به رهبری قبایل قضاعه که به اسلام گرویده بودند، انتخاب گردید. علی مساله ازدواج پسرانش با دختران امراء را مطرح کرد و وی قبول کرد که سه تن از دخترانش را به ازدواج حسنین در بیاورد. اما هم حسنین و هم آن سه دختر در آن زمان بسیار کم سن و سال بودند و به نظر نمی‌رسد در همان موقع ازدواجی صورت گرفته باشد. حتی ممکن است که حسن با دختری که برایش برگزیده شده بود ازدواج نکرده باشد. حسین با رباب ازدواج کرد و اقوام امراء در اواخر خلافت علی گه گاه برای میانجیگری و قضاوت پیش علی می‌آمدند. رباب همسر محبوب حسین بود و با وجود اینکه رباب سال‌ها برای حسین فرزندی نیاورده بود، احتمالاً پس از مرگ علی، سکینه (در برخی منابع آمنه، امینه و...) را به دنیا آورد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی از سکینه روایت می‌کند که حسن، حسین را به خاطر علاقه زیادش به رباب سرزنش می‌نمود، اما حسین در پاسخ سه بیت شعر در اثبات علاقه به رباب خواند. رباب فرزند پسری به نام عبدالله برای حسین به دنیا آورد که در خردسالی در کربلا کشته شد و احتمالاً حسین به خاطر این فرزند کنیه ابا عبدالله را دارد. برخی منابع شیعی در سال‌های بعد، این فرزند را علی اصغر نامیده‌اند که دانشنامه ایرانیکا این مطلب را بی‌اساس می‌داند. بعد از کشته شدن حسین، گفته می‌شود که رباب یک سال بر مزار حسین بود و عزادار بود و از ازدواج امنتاع می‌کرد. حسین با زن دیگری به نام سلافه از قبیله بنی قضاعه نیز ازدواج کرد که جزئیات این ازدواج در دسترس نیست و از وی صاحب فرزندی به نام جعفر شد که در زمان حیات حسین و در خردسالی درگذشت.

حسین دو پسر به نام علی داشت که از آن دو، علی زین العابدین امام چهارم شیعیان، از حادثه کربلا جان سالم به در برد و احتمالاً وی از دیگر پسر به نام علی بزرگ‌تر بود و در زمان واقعه کربلا، ۲۳ ساله بود. بنا براین باید در زمان خلافت علی به دنیا آمده باشد. مادر وی کنیزی از ناحیه سند است که بعد از کشته شدن حسین با یکی از غلامان حسین ازدواج کرد و پسری به نام عبدالله بن زبید را برای وی آورد. فرزندان عبدالله در ینبع زندگی می‌کردند. منابع اولیه سنی، با نام علی‌اصغر از زین العابدین و علی دوم را با نام علی‌اکبر یاد می‌کنند، اما شیخ مفید و دیگر نویسندگان شیعی عکس این مطلب را صحیح می‌دانند. علی دوم، در سن ۱۹ سالگی در کربلا کشته شد. مادر وی لیلا دختر مرٞه بن عروه ثقفی و میمونه بن ابی سفیان (خواهر معاویه) است. این ازدواج احتمالاً باید بعد از صلح حسن با معاویه صورت گرفته باشد و نمی‌توانسته در زمان علی بوده باشد. دانشنامه ایرانیکا معتقد است حسین نام این فرزند را نیز علی گذاشت چرا که وی به خاطر والا بودن نسب عربی مادرش از زین العابدین که از کنیزی زاده شده بود، برتر بوده‌است. معاویه در سخنی علی‌اکبر را بهترین شخص برای خلافت معرفی نمود به این دلیل که به اعتقاد معاویه وی، شجاعت بنی هاشم، بخشندگی بنی امیه و غرور ثقفیان را یکجا جمع کرده بود.

بعد از مرگ حسن، حسین با ام اسحاق دختر طلحه (صحابی مشهور محمد) ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه از وی شد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که بر خلاف برخی گزارش‌ها، فاطمه باید از سکینه کوچکتر باشد. در زمان کشته شدن حسین، فاطمه به نامزدی پسر حسن بن علی (حسن بن حسن) درآمده بود.

ساعت : 4:08 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page