بدافزار
بدافزار (به انگلیسی: Malware)، برنامه‌های رایانه‌ای هستند؛ به علت آنکه معمولاً کاربر را آزار می‌دهند یا خسارتی بوجود می‌آورند، به این نام مشهورند. برخی از آنان فقط کاربر را می‌آزارند. مثلاً وی را مجبور به انجام کاری تکراری می‌کنند. اما برخی دیگر سیستم رایانه‌ای و داده‌های آن را هدف قرار می‌دهند که ممکن است خساراتی به بار آورند. در عین حال ممکن است هدف آن سخت‌افزار سیستم کاربر باشد.






یک نرم‌افزار برپایهٔ نیت سازنده آن به عنوان یک بدافزار شناخته می‌شود. در قانون گاه بدافزار را به عنوان یک آلودگی رایانه‌ای می‌نامند. دستاوردهای مقدماتی که توسط سیمنتک در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، بیان می‌کند که میزان کدهای آزاردهنده و دیگر برنامه‌های ناخواسته از شمار نرم‌افزارهای قانونی، ممکن است افزون باشد. همچنین گفته شده‌است: «که تعداد بدافزارهای تولید شده در سال ۲۰۰۷ به اندازه مجموع ۲۰ سال قبل بوده‌است.» مهمترین پل ارتباطی بدافزارها از تولیدکنندگان آنها به کاربران از طریق اینترنت است.
در ۲۹ مارس سال ۲۰۱۰ شرکت سیمنتک شهر شائوژینگ چین را به عنوان پایتخت بدافزار در دنیا معرفی کرد.

مایکروسافت در می ۲۰۱۱ گزارش داد که از هر ۱۴ دانلود در اینترنت یکی شامل بدافزار است. به ویژه شبکه‌های اجتماعی و فیس بوک در حال مشاهده افزایش تاکتیک‌های جدید برای ضربه زدن به رایانه‌ها هستند.

بدافزار با یک نرم‌افزار معیوب یعنی نرم‌افزاری قانونی ولی شامل اشکالات مضر، تفاوت دارد. گاه بدافزار به صورت یک نرم‌افزار سالم و صحیح طراحی می‌شود و حتی ممکن است از یک سایت رسمی بیاید. بنابراین برخی از برنامه‌های امنیتی مانند مکافی ممکن است بدافزار را یک برنامهٔ «به طور بالقوه ناخواسته (به انگلیسی: Potentially Unwanted Programs)» بنامد. اگرچه یک ویروس رایانه‌ای نیز بدافزاری است که خود را باز تولید می‌کند، اما غلب به اشتباه به همهٔ بدافزارها ویروس اطلاق می‌شود.

از انواع بدافزارها می‌توان به ویروس‌ها، کرم‌ها، اسب‌های تروآ، جاسوس‌افزارها، آگهی‌افزارها، روت‌کیت‌ها و هرزنامه‌ها اشاره کرد.






مقاصد

بسیاری از برنامه‌های آلوده کنندهٔ اولیه، از جمله اولین کرم اینترنتی و تعدادی از ویروس‌های سیستم عامل داس (به انگلیسی: DOS)، به قصد آزمایش یا سرگرمی نوشته شدند. آن‌ها عموماً به مقاصد بی‌ضرر یا فقط به قصد آزار بودند، تا اینکه بخواهند خسارات جدی به سیستم‌های رایانه وارد کنند. در برخی موارد سازنده نمی‌توانست تشخیص دهد که چقدر کارش می‌تواند مضر باشد.

برنامه‌نویسان جوان وقتی دربارهٔ ویروس‌ها و ترفندهایش می‌آموختند، تنها به منظور تمرین یا به این قصد که ببینند چقدر شیوع پیدا می‌کند، آنها را می‌نوشتند. در سال ۱۹۹۹ ویروس‌های شایعی مانند ویروس ملیسا (به انگلیسی: Melissa) و ویروس دیوید (به انگلیسی: David) تنها به قصد سرگرمی نوشته شده بودند. اولین ویروس تلفن همراه در سال ۲۰۰۴ با نام ویروس کابیر (به انگلیسی: Cabir) بر روی تلفن‌های همراه منتشر شد.

با این حال مقاصد سوء به منظور خرابکاری را می‌توان در برنامه‌هایی یافت که برای ایجاد آسیب به سیستم رایانه‌ای و یا از دست رفتن اطلاعات، طراحی شده‌اند. بسیاری از ویروس‌های سیستم عامل داس، با این هدف طراحی شدند تا فایل‌های موجود در یک دیسک سخت را نابود کنند یا فایل‌های سیستمی را با نوشتن اطلاعات نادرست بر روی آنها دچار اختلال کنند.

از زمان گسترش دسترسی به اینترنت پر سرعت، بدافزارهایی به منظور ایجاد سود طراحی شده‌اند. به عنوان مثال از سال ۲۰۰۳، اغلب ویروس‌ها و کرم‌های رایانه‌ای، طراحی شدند تا کنترل رایانه‌های کاربران را به منظور بهره‌گیری در بازار سیاه به کار گیرند.






بدافزارهای مسری: ویروس‌ها و کرم‌ها

انواع بدافزارها، ویروس‌ها و کرم‌ها هستند که به خاطر نحوهٔ شیوع‌شان شناخته می‌شوند. عبارت ویروس کامپیوتری به برنامه‌ای اطلاق می‌شود که نرم‌افزار قابل اجرایی را آلوده کرده باشد و هنگامی که اجرا می‌شود، سبب شود که ویروس به فایل‌های قابل اجرای دیگر نیز منتقل شود. ویروس‌ها ممکن است قابلیت حمل یک بار اضافی را نیز داشته باشند، که می‌تواند اعمال دیگر نیز انجام دهد. این اعمال اغلب خرابکارانه هستند. از سوی دیگر یک کرم برنامه‌ای است که به طور فعالانه خود را روی یک شبکه منتقل می‌کند تا رایانه‌های دیگر را نیز آلوده سازد. کرم‌ها نیز قابلیت حمل یک بار اضافی را دارند.

تعریف‌های بالا نشان می‌دهد که تفاوت ویروس و کرم در این است که یک ویروس برای شیوع نیاز به دخالت کاربر دارد، در حالی که یک کرم خود را به طور خودکار و از طریق شبکه گسترش پیدا می‌کند. در نتیجه آلودگی‌هایی که از طریق ایمیل یا فایل‌های مایکروسافت ورد (به انگلیسی: مایکروسافت ورد) منتقل می‌شوند، ویروس شناخته می‌شوند، زیرا باید دریافت‌کنندهٔ فایل یا ایمیل آن را باز کند تا سیستم آلوده شود. برخی نویسندگان در رسانه‌های محبوب نیز متوجه این تمایز نیستند و از این عبارت‌ها به اشتباه در جای یکدیگر استفاده می‌کنند.






مخفی کارها: اسبهای تروآ، روتکیتها و بکدُورها
اسبهای تروآ: (به انگلیسی: Trojan horses)

یک برنامه خرابکار برای اینکه بتواند به اهدافش برسد باید قادر باشد که اجرا شود بدون آنکه توسط کاربر یا مدیر سیستم رایانه خاموش یا پاکسازی شود. مخفی کاری همچنین این امکان را می‌دهد که بدافزار در اولین مکان نصب شود. وقتی یک برنامه خرابکار خود را به شکل چیز بی ضرر یا مطلوب در می‌آورد، کاربران ممکن است تشویق شوند تا آن را بدون آنکه بدانند چه می‌کند، نصب کنند. این، ترفندِ اسب تروآ است.

به بیان دیگر، یک اسب تروآ برنامه‌ای است که کاربر را ترغیب می‌کند تا اجرایش کند در حالی که قابلیت خرابکاریش را مخفی می‌کند. آثار منفی ممکن است بلافاصله آغاز شوند و حتی می‌توانند منجر به آثار نامطلوب فراوانی گردند. از جمله حذف کردن فایل‌های کاربر یا نصب نرم‌افزارهای خرابکار یا نا مطلوب بیشتر. اسب‌های تروآ برای آغازسازی شیوع یک کرم استفاده می‌شوند.

یکی از مرسوم ترین راه‌هایی که جاسوس افزارها توزیع می‌شوند، از طریق یک اسب تروآ که به عنوان یک قطعه از یک نرم‌افزار مطلوب که کاربر آن را از اینترنت دانلود می‌کند، است. وقتی که کاربر نرم‌افزار را نصب می‌کند جاسوس افزار نیز در کنارش نصب می‌شود. برای مثال اسب تراوا در غالب یک نرم‌افزار دانلودنصب می‌شود و به صورت مستقل از نرم‌افزار اصلی یا مرتبط با آن شروع به دانلود برنامه و مدیاها گاهی با مضامین مستهجن می‌کند. مثال اخیر تروجان فوق سری نرم‌افزارهایی با پسوند finder می‌باشد.

نویسندگان جاسوس افزار سعی می‌کنند به صورت قانونی عمل کنند، ممکن است رفتار جاسوس افزار را در عباراتی مبهم در توافق نامه با کاربر بیاورند و البته کاربران بعید است که این توافق نامه را بخوانند یا بفهمند. تروآها به صورت عمده به منظور کارهای تجاری استفاده می‌شوند.






رد گم کن:(به انگلیسی: Rootkits)

رد گم کن واژه مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای (به انگلیسی: Rootkits) است. هنگامی که یک برنامهٔ خرابکار روی یک سیستم نصب می‌شود بسیار مهم است که مخفی باقی بماند تا از تشخیص و نابودی در امان باشد. همین وضعیت دربارهٔ یک مهاجم انسانی که بطور مستقیم وارد یک رایانه می‌شود برقرار است. ترفندهایی که به عنوان روتکیتها شناخته می‌شوند اجازه این مخفی کاری را می‌دهند. آن‌ها این کار را با اصلاح سیستم عامل میزبان انجام می‌دهند به نحوی که بدافزار از دید کاربر مخفی بماند. روتکیتها می‌توانند از این که یک پروسهٔ خرابکارانه در لیست پروسه‌های سیستم دیده شود ممانعت کنند، یا مانع خوانده شدن فایل‌های آن شوند. در ابتدا یک روتکیت مجموعه‌ای از ابزارها بود که توسط یک مهاجم انسانی بر روی یک سیستم یونیکس نصب می‌شد که به مهاجم اجازه می‌داد تا دسترسی مدیریتی داشته باشد. امروزه این عبارت بطور عمومی تر برای فرایندهای مخفی سازی در یک برنامهٔ خرابکار استفاده می‌شود.






بکدُرها:(به انگلیسی: Backdoors)

یک بکدُر روشی است برای خنثی سازی رویه‌های معمول تایید اعتبار. وقتی یک سیستم دارای چنین رویه‌هایی باشد یک یا چند بکدُر ممکن است نصب شوند تا دسترسی‌های آتی را آسان تر سازد. بکدُرها ممکن است حتی پیش از یک نرم‌افزار خرابکار نصب شوند تا به مهاجمان اجازهٔ ورود دهند.






دیگر بدافزارها
جاسوس‌افزارها

جاسوس‌افزارها (Spyware) بدافزارهایی هستند که بر روی رایانهٔ کاربر نصب می‌شوند و بدون اطلاع وی، اطلاعات مختلف در مورد او را جمع‌آوری می‌کنند. اکثر جاسوس‌افزارها از دید کاربرها مخفی می‌مانند و تشخیص و پیدا کردن آنها در اغلب موارد مشکل است. برخی از جاسوس‌افزارها مانند کی‌لاگرها ممکن است توسط مسئول یک سازمان و یا شرکت بر روی رایانه‌ها نصب شوند تا رفتار کاربران قابل ارزیابی و بررسی باشد.

جاسوس‌افزارها هر گونه اطلاعاتی را می‌توانند جمع‌آوری کنند. این اطلاعات می‌تواند اطلاعات شخصی یک کاربر مانند گشت و گذارهای وی بر روی اینترنت و یا مشخصات حساب‌های مختلف وی مانند رمز عبور پست الکترونیکی و... باشد. علاوه بر این، جاسوس‌افزارهای می‌توانند در کنترل رایانه توسط کاربر اختلال ایجاد کنند. به عنوان مثال، جاسوس‌افزارهای می‌توانند کاربر را به بازدید از یک صفحهٔ خاص اینترنتی مجبور کنند و یا اینکه با تغییر تنظیمات رایانهٔ وی، باعث کاهش سرعت اینترنت و دسترسی غیرمجاز به رایانهٔ وی شوند. وباید توجه داشت که نرم‌افزارِDjyjji.3درست راه‌اندازی شود.






آگهی‌افزار

آگهی‌افزار یا برنامه‌های تبلیغاتی (Adware): اینگونه برنامه‌ها همانند جاسوس‌افزارها دارای اثر تخریبی نمی‌باشند و وظیفه آنها بازکردن صفحات خاص اینترنتی جهت اهداف تجاری و تبلیغی است.






جک‌ها

جک‌ها (Joke) برنامه‌هایی هستند که ادعا می‌کنند در حال انجام عملیاتی تخریبی بر روی سیستم شما می‌باشند ولی در واقع اینگونه نبوده و کار آنها چیزی جز یک شوخی ساده نمی‌باشد. متأسفانه برخی کاربران به سادگی تحت تأثیر جک‌ها قرار گرفته و با تلاش برای از بین بردن چیزی که مخرب نیست باعث ایجاد تخریب بیشتری می‌شوند.






کلک

کلک (Hoax): این برنامه‌ها با سوء استفاده از کم بودن اطلاعات تخصصی کاربران، آنها را فریب داده و با دستورات و توصیه‌های اشتباه باعث می‌شوند که کاربر شخصاً کاری تخریبی بر روی سیستم خود انجام دهد. به عنوان مثال وانمود می‌کنند که فایلی خاص در مسیر سیستم‌عامل یک برنامه خطرناک است و باید توسط کاربر حذف شود. غافل از اینکه این فایل سیستمی بوده و برای عملکرد درست سیستم‌عامل، وجود آن لازم است.






شماره‌گیرها

شماره‌گیر (Dialer): اینگونه برنامه‌ها وظیفه‌شان ارتباط دادن کاربر از طریق خط تلفن به سرورهایی در دیگر کشورها برای دسترسی مستقیم به اطلاعات آنها می‌باشد. این سرورها معمولاً مربوط به سایت‌های غیراخلاقی بوده و برقراری ارتباط با آنها از طریق خط تلفن باعث هزینه بسیار زیاد مالی می‌گردد.






بارگیرها

بارگیر (Downloader): کار اینگونه برنامه‌ها Download کردن بد افزارها و اجرای آنها است






کلیک‌کننده‌ها

کلیک‌کننده (Adclicker): اینگونه برنامه‌ها لینک صفحات تبلیغاتی را دنبال نموده و به این طریق حالت کلیک شدن بر روی آن صفحه تبلیغاتی خاص را شبیه سازی می‌کنند و باعث بالا رفتن hit آن می‌شوند.






درهای پشتی

درهای پشتی (Backdoors) ابزاری برای نفوذگرها هستند که به وسیله آنها می‌توانند سیستم‌های دیگر را در کنترل خود درآورند. درهای پشتی درون شبکه، پورت‌های TCP یا UDP را باز می‌کنند و شروع به گوش کردن نموده تا دستورات نفوذگرها را اجرا کنند. درهای پشتی از جهت نداشتن قابلیت تکثیر شبیه ترویاها هستند.






گذرواژه‌دزدها

گذرواژه‌دزد (Password-Stealer): اینگونه برنامه‌ها که نوعی ترویا هستند کارشان دزدی پسورد از روی سیستم‌ها و ارسال آنها برای نفوذگرها است.






بهره‌کش‌ها

بهره‌کش‌ها (Exploits) کدهای مخربی هستند که با استفاده از آسیب پذیری‌های یک سیستم امکان دسترسی از راه دور به آن سیستم را فراهم می‌کنند.






کی‌لاگر

کلیدنگار یا کی‌لاگر (Keylogger) برنامه‌هایی هستند که با قرار گرفتن در حافظه از کلیدهای زده شده توسط کاربر گزارش گرفته و در قالب یک فایل برای نفوذگر می‌فرستند. البته باید بدانیم که کی‌لاگرها به صورت سخت‌افزاری نیز وجود دارند.






برنامه‌های ضد بدافزار

با افزایش حملات بدافزارها توجه‌ها از محافظت در برابر ویروس‌ها و جاسوس افزارها به سمت محافظت از بدافزارها جلب شده‌است. در نتیجه برنامه‌های مخصوصی برای مبارزه با آن‌ها توسعه یافته‌است. برنامه‌های ضد بدافزار از دو طریق با بدافزار نبرد می‌کند:

۱ - آن‌ها محافظت بی درنگ را در برابر نصب بدافزار روی یک رایانه می‌توانند تامین کنند، در این نوع از محافظت نرم‌افزار ضد بدافزارتمام اطلاعات ورودی از شبکه را اسکن می‌کند تا ازورود بدافزارها و تهدیدهایی که با آنها می‌آیند جلوگیری به عمل آورد. محافظت بی درنگ از بدافزار مشابه محافظت بی درنگ از ویروس عمل می‌کند. یعنی نرم‌افزار فایل‌ها را در زمان دانلود آن اسکن نموده و از فعالیت هر چیزی که بد افزار شناخته شود ممانعت به عمل می‌آورد.

۲-برنامه‌های ضد بدافزار می‌توانند تنها به منظور تشخیص و پاکسازی بدافزارهایی که قبلاً روی یک رایانه نصب شده‌اند، مورد استفاده قرار گیرند. این نوع از محافظت در برابر بدافزار عمدتاً ساده تر و محبوب تر است. این نوع از ضد بدافزارها محتوای رجیستری ویندوز، فایل‌های اجرایی سیستم و برنامه‌های نصب شده روی یک رایانه را اسکن می‌کنند و لیستی از تهدیدهای پیدا شده را تهیه می‌کنند، که به کاربر اجازه می‌دهد که چه فایل‌هایی را حذف یا نگاه دارد.





ضد ویروس (رایانه)

نرم‌افزار ضدویروس (به انگلیسی: Anti-Virus) که با نام‌های ویروس‌یاب و ویروس‌کش هم شناخته می‌شود، نرم‌افزاری است که با مشاهده و بررسی محتوای پرونده‌ها به دنبال الگوهای آشنای ویروس‌ها یا کرم‌های اینترنتی می‌گردند. در صورت مشاهده این الگوها که به آن امضای ویروس (Virus Signature) گفته می‌شود، از ورود آن به کامپیوتر شما و اجرا شدن‌اش جلوگیری می‌کنند و یا به شما هشدار لازم را می‌دهند و از شما دستور می‌گیرند که آیا فایل را حذف کنند و یا سعی نمایند آن را اصلاح و پاکسازی کنند.

نرم‌افزار آنتی‌ویروس سه وظیفه‌ی عمده را انجام می‌دهند: ١. بازرسی یا کشف،٢. تعیین هویت یا شناسایی، و ٣. آلودگی‌زدایی یا پاکسازی

شرکت‌های سازنده نرم‌افزارهای ضدویروس، با ساخته شدن ویروس‌های جدید، الگوهای نرم‌افزاری آنها را کشف و جمع آوری می‌کنند و به همین علت اغلب لازم است تا این نرم‌افزارها هر از چندگاهی به‌روزرسانی (Update) شوند تا الگوهای جدید ویروسها را دریافت کنند.

ویروس‌های رایانه‌ای برنامه‌هایی دارای درجه‌ای از هوشمندی هستند و روش‌های بسیاری وجود دارد که توسط آن‌ها اطلاعاتی از رایانهء شما به نویسندهء ویروس یا افراد سودجوی دیگر ارسال شود. به‌عنوان مثال، شما در حال نگاه کردن به یک فیلم روی اینترنت هستید، یا در حال خواندن یک نامه و بسیاری کارهای عادی دیگر... و بدون آنکه بدانید در همان زمان به ویروسی اجازه داده‌اید تا کامپیوتر شما را بررسی و تحلیل کند.

بسیاری از اوقات هنگامی که شما آنها را شناسایی می‌کنید و از بین می‌برید، خبر ندارید که ویروس برای ورود مجدد و فعال شدن در کامپیوتر شما قبلاً چارهٔ لازم را اندیشیده است و راه‌های دیگری (Backdoors) برای حمله مجدد به رایانه یا شبکه رایانه‌ای شما ایجاد کرده است.






ویروس‌ها چگونه وارد رایانه شما می‌شوند

راه‌های مختلفی برای ورود ویروس‌ها به رایانهٔ شما وجود دارد، مانند فلاپی‌دیسک‌ها، لوح‌های فشرده، مشاهدهٔ وب‌گاه، دریافت رایانامه (Email) آلوده، اجرای فایل‌های دریافت‌شده از اینترنت و غیره. بنابراین لازم است که تمامی این موارد به هنگام استفاده مورد کنترل یک نرم‌افزار ضدویروس قرار گیرد. به بیان دیگر هنگامی که می‌خواهید برنامه‌ای را از روی یک لوح فشرده اجرا کنید و یا نامه‌ای را باز کنید باید آنها را توسط یک نرم‌افزار ضدویروس وارسی کنید.

فراموش نکنید که شما همواره مراقب منزل خود هستید و دقت می‌کنید که در منزل و پنجره‌ها هنگام شب یا هنگامی که در منزل نیستید، باز نباشند. به همین ترتیب باید همواره وضعیت قسمت‌های مختلف کامپیوتر خود را کنترل کنید. اینکه اندازه فایلهای شما عادی باشد یا نه، اینکه مثلاً" فایل جدیدی به کامپیوتر شما اضافه نشده باشد و بسیاری موارد دیگر که بتدریج می‌توانید آنها را یاد بگیرید. اما یک نرم‌افزار ضدویروس بسادگی می‌تواند هر موقع که شما اراده کنید تمام سیستم شما را کنترل کند و شما را از عدم وجود ویروس در کامپیوتر مطمئن سازد.






ویژگی‌های یک نرم‌افزار ضدویروس مناسب

همانطور که برای هر محصولی (چه نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری) آزمون‌هایی وجود دارد که کیفیت و شایستگی آن را تعیین می‌کند، چنین سنجش‌هایی برای یک نرم‌افزار ضد ویروس هم وجود دارد. یکی از آزمون‌ها با نام آزمون DURCH شناخته می‌شود که نام آن سرواژه‌ای است که از حروف ابتدایی بخش‌های پنچگانهء این آزمون تشکیل شده‌اند. بنابر آزمون DURCH یک نرم‌افزار ضدویروس مناسب باید بتواند به نیازهای زیر پاسخ دهد :

آزمون درخواست (Demand): باید بتواند هنگامی که می‌خواهید به یک پرونده یا صفحهٔ اینترنتی یا یک رایانامه دسترسی یابید، آن را بررسی کند.
آزمون به‌روزرسانی (Update): به این معنی که نرم‌افزار باید بتواند در بازه‌های زمانی مشخص بانک اطلاعاتی خود که شامل امضای ویروس‌ها است را بروز کند.
آزمون واکنش (Respond): اینکه نرم‌افزار بتواند تمامی رفتارهای منطقی در برخورد با یک ویروس را از خود نشان دهد. پرونده‌ٔ آلوده را دوباره‌سازی و تمیز کند و یا آن را حذف نماید.
آزمون وارسی (Check): باید بتواند تمام فایلها از نوع مختلف که می‌توانند محلی برای پنهان شدن ویروس باشند را کنترل کند.
آزمون اکتشاف (Heuristics): به این معنی که نرم‌افزار باید با وجود نداشتن الگوی همهٔ ویروسها، بتواند خطر و احتمال وجود ویروس را تشخیص دهد. این رفتار نیازمند هوشمندی نسبی نرم‌افزار و استفادهٔ آن از روش‌های اکتشافی است.







ابزارهای مشابه

بعضی از سایر نرم‌افزارها نیز عملکردی مشابه نرم‌افزارهای ضد ویروس دارند. به طور مثال، یک نرم‌افزار می تواند با کنترل و تحلیل محتویات تمامی دیسک های یو اس بی که به رایانه متصل می شوند، با ویروس های خود اجرا شونده (Autorun) مقابله کند. این ابزارها معمولاً دارای بانک اطلاعاتی از امضای ویروس ها نبوده و نیازمند به روزرسانی نیستند. از این رو، به آن ها ضد ویروس برون خط (Offline anti-virus) نیز اطلاق می گردد.





جاسوس‌افزار
اینگونه برنامه‌ها مستقیماً دارای اثر تخریبی نیستند و وظیفهٔ آنها جمع‌آوری اطلاعات از روی رایانه کاربر و نیز تحت نظر قرار دادن اعمال وی هنگام کار با رایانه و اینترنت است. در نهایت این اطلاعات برای مقاصد خاص فرستاده می‌شود تا از آنها جهت اهداف تجاری و تبلیغی ونظامی و نظارتی و... استفاده گردد.






تعریف

جاسوس افزار مانند ویروس و کرم نوعی بدافزار است. بدافزار به برنامه‌هایی گفته می‌شود که توانایی آسیب رساندن به یک سیستم کامپیوتری یا شبکه‌ای از کامپیوترها را دارند. جاسوس افزار برنامه‌ای است که بدون اجازه کاربر روی سیستم کامپیوتری وی نصب شده، کنترل آن را از فرد می‌گیرد و اطلاعات شخصی وی را برای یک شخص ثالث می‌فرستد.






تاریخچه

واژه جاسوس افزار برای اولین بار در ۱۶ اکتبر سال ۱۹۹۵ در متنی درمورد مدل تجارتی ماکروسافت استفاده شد. در سال ۲۰۰۰ آقای گریگور فرند در توصیف دیوار آتش شخصی خود به نام زون آلارم از واژه جاسوس افزار استفاده کرد. اما استفاده رسمی از این کلمه بعد از سال ۲۰۰۱ بود زمانی که آقای استیو گیبسون رئیس مرکز تحقیقات گیبسون متوجه نصب یک نرم‌افزار تبلیغاتی روی سیستم کامپیوتری خود شد که اطلاعات شخصی او را برای فرد دیگری ارسال می‌کرد. به همین دلیل وی یک برنامه ضدجاسوسی طراحی کرد و آن را اوپت اوت نامید.






انواع

در یک تقسیم بندی کلی نرم‌افزارهای جاسوسی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: ۳-۱- نرم‌افزارهای جاسوسی خانگی نرم‌افزاری که معمولاً توسط صاحبان کامپیوترها به منظورآگاهی یافتن از تاثیرات اینترنت بر شبکه‌های کامپیوتری خودشان خریداری و نصب می‌گردد. مدیران از این نرم‌افزار برای آگاهی از فعالیت‌های کارمندان استفاده می‌کنند. بعضی افراد هم برای اطلاع از فعالیت‌های سایر اعضای خانواده این روش را به کار می‌برند. مانند مشاهده محتویات اتاق‌های گفتگو توسط والدینی که فرزندانشان در آنها شرکت می‌کنند. همچنین این نوع جاسوس افزار می‌تواند توسط یک شخص ثالث بدون آگاهی صاحب کامپیوترروی سیستم وی نصب شود و اطلاعات شخصی وی را جمع آوری کند. ۳-۲- نرم‌افزارهای جاسوسی تجاری نرم‌افزاری است که شرکت‌ها برای تعقیب فعالیت‌های کاربران در اینترنت استفاده می‌کنند. این شرکت‌ها که وظیفه نصب جاسوس افزار روی سیستم‌های کامپیوتری را دارند اغلب اطلاعات حاصل را به بازاریابان می‌فروشند و آنها کاربر را با تبلیغات خاص که با علائق وی مطابقت دارد و برایش جذاب است مورد هدف قرارمی دهند.






راه‌های نفوذ

پنجره‌های پاپ آپ :

پنجره‌های کوچکی که به هنگام بازدید از سایت در برابر کاربر ظاهر می‌شوند و حاوی پیام‌های مختلفی برای فریب اشخاص می‌باشند. در این پنجره‌ها اغلب دکمه‌های مختلفی مانند قبول، لغو، بستن و... وجود دارد ولی هیچ کدام از آنها کار اصلی خود را انجام نمی‌دهند و با فشردن هر کدام از این دکمه‌ها جاسوس افزار روی سیستم نصب می‌شود.







نرم‌افزارهای ضد جاسوس افزار:

بعضی نرم‌افزارهای ضدجاسوسی به جای از بین بردن جاسوس افزار آن را روی سیستم نصب می‌کنند. از برنامه‌های مطمئن و معروف برای بالا بردن امنیت سیستم خود استفاده کنید.







برنامه‌های رایگان اینترنتی:

امروزه بسیاری از کاربران اینترنت بنا بر نیاز خود برنامه‌هایی را که به صورت رایگان روی اینترنت قرار گرفته دانلود و نصب می‌کنند. اغلب صاحبان این برنامه‌ها در ازای دریافت مبلغی یا بااهداف تجاری دیگر کد جاسوس افزار را در برنامه خود قرار می‌دهند و به هنگام نصب آن نرم‌افزار جاسوس افزار نیز روی سیستم کامپیوتری قرار گرفته و شروع به کار می‌کند







سی دی‌ها و فلش‌ها:

حافظه‌های جانبی قابل حمل مانند سی دی و فلش به این علت که بین سیستم‌های زیادی جا به جا می‌شوند حاوی برنامه‌های مخرب هستند. ۴-۵- سوء استفاده از ضعف امنیتی اینترنت اکسپلورر بعضی از طراحان برنامه‌های مخرب که با ضعف‌های امنیتی اینترنت اکسپلورر آشنا باشند می‌توانند در کد صفحه وب خود دستورهایی قرار دهند که به هنگام بازکردن آن صفحه با اینترنت اکسپلورر جاسوس افزار روی کامپیوتر نصب شود







ویروس‌ها:

برخی ویروس‌ها حاوی کدهایی برای نصب جاسوس افزارهستند. == تمامی نشانه های یک جاسوس افزار

تشخیص آلوده بودن یک کامپیوتر به جاسوس افزار کار سختی نیست. سیستم آلوده نشانه‌های ساده‌ای دارد از جمله: ۵-۱- تغییر ناگهانی صفحه خانگی مرورگر بعضی از جاسوس افزارها که برای اهداف تبلیغاتی طراحی می‌شوند بدون اجازه کاربر صفحه خانگی مرورگر اینترنتی را تغییر می‌دهند. بسیاری از افرادی که سیستم آنها آلوده شده به طور مکرر صفحه خانگی مرورگر را مطابق میل خود تنظیم نموده و با تغییر دوباره آن مواجه می‌شوند. ۵-۲- ایجاد نوار ابزارهای جدید از نشانه‌های دیگر وجود جاسوس افزار ظاهر شدن نوار ابزارهای جدید بدون خواست کاربر در پنجره مرورگر است.







ظاهر شدن مداوم پنجره‌های پاپ آپ :

اگر فرد به صورت مکرر و مداوم با پنجره‌های پاپ آپ مواجه شود امکان وجود جاسوس افزار در سیستم کامپیوتری وی زیاد است.







تغییر آدرس توسط مرورگر:

بعضی جاسوس افزارها طوری تنظیمات مرورگر را تغییر می‌دهند که برخلاف میل کاربر و بدون توجه به آدرس وارد شده در نوار آدرس و یا نوار جستجو صفحاتی را به وی نشان دهد که در جهت اهداف تبلیغاتی طراحان آن جاسوس افزار است.







ایجاد آیکون‌های جدید روی صفحه نمایش:

وجود آیکون‌های جدید و ناشناخته روی صفحه نمایش بدون خواست کاربر از نشانه‌های وجود جاسوس افزار است. عدم کارایی بعضی کلیدهای صفحه کلید: جاسوس افزارها کارایی کلیدهای صفحه کلید را تغییر می‌دهند به طوری که برای مثال کلید تب در پنجره مرورگر به جای جا به جایی روی پیوندها کار دیگری انجام دهد.







عملکرد کند کامپیوتر:

از آنجایی که جاسوس افزار یک برنامه‌است برای اجرا شدن به حافظه و پردازنده نیاز دارد و سرعت کامپیوتر را کاهش می‌دهد.







خاموش شدن دیوار آتش و ضدویروس:

جاسوس افزار برای این که به راحتی اطلاعات کاربر را برای شخص ثالث ارسال کند و همچنین تنظیمات سیستم کامیوتری را تغییر دهد اغلب بدون اطلاع کاربر دیوار آتش و ضدویروس را غیر فعال می‌کند تا به اهداف خود دست یابد.






مشکلات

سرقت اطلاعات شخصی:

جاسوس افزارها می‌توانند با دست یابی به کوکی‌ها عادت‌های اینترنتی، اطلاعات کارت‌های اعتباری و بسیاری اطلاعات دیگر شما را جمع آوری کند همچنین با ثبت کردن کلیدهای فشرده شده توسط شما روی صفحه کلیدرمزهای عبور شما را به دست آورده و در اختیار افراد دیگر قرار دهند.







تاثیر منفی روی عملکرد کاربر:

ظاهر شدن مداوم پنجره‌های پاپ آپ، ایجاد نوار ابزارها و آیکون‌های جدید و ناشناخته، کاهش سرعت کامپیوتر، کاهش امنیت افراد در استفاده از اینترنت و سایر مشکلاتی که جاسوس افزار ایجاد می‌کند بر عملکرد کاربران تاثیر می‌گذارد.







کاهش کارایی سیستم:

همانطور که گفته شد چون جاسوس افزار نوعی برنامه‌است حافظه و پردازنده کامپیوتر را مصرف می‌کند و کارایی سیستم را کاهش می‌دهد.







استفاده از پهنای باند:

جاسوس افزار برای ارسال اطلاعات نیاز به برقراری ارتباط از طریق اینترنت دارد و باید از پهنای باند استفاده کند.





سخت‌افزار رایانه
سخت‌افزار رایانه مجموعه‌ای از اجزای فیزیکی است که می‌توان آنها را لمس کرد (مشاهده کرد) و یک رایانه را تشکیل می‌دهند مانند صفحه نمایش، صفحه کلید، حافظه‌های رایانه، دیسک سخت، ماوس، چاپگرها، سی‌پی‌یو، کارت گرافیک، کارت صدا، حافظه، مادربورد و چیپ‌ها. در مقابل آن نرم‌افزار قابل لمس نیست. نرم‌افزار مجموعه‌ای از ایده‌ها، مفاهیم و نمادها است. ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار یک سیستم محاسباتی قابل استفاده را تشکیل می‌دهند.






تعریف صنعتی

سخت‌افزار بخش مادی، قابل لمس و ابزاری هر مجموعه یا سیستم است. سخت‌افزار معمولاً به قطعات و یراق‌آلات فلزی و پلاستیکی تشکیل دهنده مجموعه گفته می‌شود. لازم به توضیح است که برق نیز جزو سخت‌افزار حساب می‌شود.






تعریف رایانه

در دانش رایانه به مجموع مدارهای الکترونیکی، اجزای فیزیکی و مکانیکی قابل لمس و مشاهده در یک رایانه سخت‌افزار می‌گوییم. همچنین به بخش غیرقابل لمس مانند سیستم‌عامل و برنامه‌های رایانه‌ای، نرم‌افزار اطلاق می‌گردد.






فهرست سخت‌افزارها

بُردِ مادر یا برد اصلی (مادربورد)
نمایشگر (مانیتور)
جعبه رایانه (کیس)
صفحه‌کلید (کیبورد)
موشواره (ماوس)
چاپگر (پرینتِر)
پویشگر (اسکنر)
واحد پردازش مرکزی (سی‌پی‌یو یا پردازنده)
فلاپی‌دیسک
دیسک سخت
مودم
دیسک‌گردان نوری (درایو نوری) (CD و DVD)
بلندگو
یو اس‌ بی
کارت صدا
کارت گرافیک
قلم نوری
هدفون (دوگوشی)
کارت تلویزیون و رادیو
دوربین (وب‌کم)
میکروفون
هدست
12:14 pm

عزیمت حسین به کوفه

با وجود توصیه‌های محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و اصرارهای پی در پی ابن‌عباس در مکه و حتی توصیه‌های عبدالله بن زبیر (که جنبه ریاکارانه داشت، زیرا عبدالله بسیار تمایل داشت که مکه از وجود رقیبان دیگر حکومت پاک گردد) حسین از تصمیمش منصرف نشد. ابن‌عباس خیانت کوفیان به علی و حسن را به حسین یادآوری می‌نمود و از حسین التماس کرد که زنان و کودکان را در این سفر با خود نبرد.





حسین از توصیه‌هایش تقدیر نمود و بیان داشت که کار خود را به خدا واگذار کرده‌است. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد که اکثر روایات حاکی از آنند که عبدالله بن زبیر به حسین اصرار می‌کرد تا به شیعیانش در کوفه بپیوندد تا عرصه مکه از رقیبی چون حسین پاک گردد. اما روایات دیگری هم هستند که حاکی از میل عبدالله بن زبیر به حمایت از حسین در صورت قیام در مکه هستند. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت و در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی حجه ۶۰/ ۱۰ یا ۱۲ سپتامبر ۶۸۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید و به جای حج، عمره را در خارج از شهر مکه انجام داد تا بتواند از مهلکه فرار کند. ۵۰ مرد از خویشاوندان و دوستان حسین (که می‌توانستند در صورت نیاز بجنگند) به همراه زنان و کودکان، همراه حسین بودند. مکان‌های توقف حسین در مسیر مکه به کوفه در طبری و بلاذری ذکر شده و ولهاوزن تاریخ نگار آلمانی به آنها اشاره کرده‌است. بعد از عزیمت حسین، عبدالله بن جعفر نامه‌ای به همراه دو پسر خود عون و محمد به حسین نوشت و به وی التماس کرد که برگردد.

پسرعموی حسین عبدالله بن جعفر به عمرو بن سعید بن عاص نامه‌ای نوشت که از وی خواست که در صورت بازگشت حسین به مکه، ضمانت نامه‌ای برایش بنویسد که جانش تضمین گردد. عمرو بن سعید بن عاص حاکم مکه در پاسخ، عبدالله بن جعفر را با لشکری به سرکردگی برادر خود یحیی به تعقیبش فرستاد. اما وقتی که دو گروه به هم تلاقی کردند، از حسین خواستند که برگردد، اما حسین در پاسخ گفت که در عالم رویا پدربزرگش محمد را دیده‌است که از وی خواسته تا به راهش ادامه دهد و تقدیر را به خدا واگذار کند و در پی آن نزاع خفیفی بین دو گروه صورت گرفت و دو پسر عبدالله بن جعفر (عون و محمد) به حسین پیوستند و در عاشورا با وی کشته شدند.

در تنعیم، حسین با کاروانی از یمن که روناس و حله برای یزید بردند مواجه شد و بیان داشت که این حق را دارد که این کاروان را غارت کند. وی این کاروان را غارت نموده و به صاحبان شتر کاروان گفت که با وی تا عراق بیایند و در آنجا کرایه کل راه را به آنان بپردازد یا در همین جا به مقدار راهی که آمده‌اند، کرایه آنان را بدهد. حسین در راه با افراد گوناگونی روبرو شد. فرزدق شاعر را دید که به حسین گفت دلهای اهل عراق با تو اما شمشیرهایشان علیه توست. هر گاه در طی این مسیر از حسین خواسته می‌شد که از تصمیمش صرف نظر کند می‌گفت که مقدرات امور به دست خداست و خدا بهترین امر را برای بندگان می‌خواهد و خداوند با کسی که بر حق باشد دشمن نخواهد بود. زهیر بن قین بجلی که از حامیان عثمان بود و در سفر بود و در طی سفر خیمه‌اش را دور از خیمه‌های حسین برپا می‌داشت، در جایی مجبور به برپا داشتن خیمه‌اش نزدیک خیمه‌های حسین شد. حسین از وی دعوت نمود تا به گروهش بپیوندد و در خلال این دیدار زهیر دیدگاهش عوض شد و به حسین پیوست و از بهترین یارانش شد.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد و رئیس پاسبانهایش حسین بن تمیم را به قادسیه فرستاد تا تمامی راههای حجاز به عراق را ببندد. حسین توسط بدویانی که از ورود به کوفه منع شده بودند از این دستور عبیدالله مطلع گردید اما تحت تاثیر قرار نگرفت و به مسیرش ادامه داد. در ثعلبیه، از برخی مسافران از خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطلع شد و تصمیم گرفت که برگردد. اما پسران عقیل تصمیم گرفتند که انتقام خود را از عبیدالله بگیرند یا در این راه کشته شوند. این بود که حسین از تصمیمش برای بازگشت تغییر عقیده داد. البته مادلونگ صحت این روایت فوق را مورد تردید می‌داند. رسول جعفریان معتقد است علت پیشروی حسین به سمت کوفه، حتّی پس از شنیدن خبر کشته‌شدن مسلم ابن عقیل، امید وی و همراهانش به پیروزی بوده‌است. وی به گفتارهای نقل‌شده در آن زمان در احتمال پیروزی اشاره می‌کند به این مضمون که جذبه حسین ابن علی از مسلم ابن عقیل بیشتر است و مردم کوفه با دیدن وی به یاریش می‌شتابند. جعفریان علت همراهی خانواده حسین در سفر به سمت کوفه را نیت او برای گرفتن حاکمیت از دست یزید می‌داند؛ چرا که در صورت پیروزی در عراق، حجاز همچنان در دست اموی‌ها می‌ماند و می‌توان حدس‌زد که آنها با اهل بیت حسین چگونه رفتار می‌کردند.

حسین در زباله دریافت که قاصدش قیس بن مسهر (مشیر) صیداوی (یا برادر رضاعی حسین عبدالله بن یقطر) که به کوفه فرستاده شده بود تا آمدن قریب‌الوقوع حسین را به کوفیان اطلاع دهد، مثله شده و با پرتاب شدن از بام قصر کوفه، کشته شده‌است. حسین با شنیدن این موضوع به حامیانش گفت که با توجه مسائل غم بار پیش آمده مانند خیانت کوفیان، هر کس مجاز است که از کاروان حسین جدا گردد که تعدادی از کسانی که در راه به حسین پیوسته بودند از وی جدا شدند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. به گفته جعفریان این اخبار نشان می‌داد که اوضاع کوفه دگرگون‌شده و شرایط با زمانی که از زبان مسلم گزارش شده بود کاملاً فرق کرده‌است. برای حسین روشن شده بود که دیگر رفتن به کوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست.

در منطقه شراف یا ذوحسم سوارانی به سرکردگی حر بن یزید تمیمی یربوعی پدیدار شده و از آنجا که هوا گرم بود، حسین دستور داد به آنان آب داده شود و سپس در آنجا به لشکریان حر انگیزه‌های حرکتش را اعلام کرد. گفت که

شما امامی نداشتید و من وسیله اتحاد امت شدم. خاندان ما از همه کس به امر حکومت شایسته تر است و کسانی که این امر را در اختیار دارند شایستگی اش را نداشته و نا عادلانه حکومت می‌کنند. اگر حامی من باشید به سمت کوفه خواهم رفت. اما اگر دیگر مرا نمی‌خواهید من به مکان اولم باز خواهم گشت.

اما کوفیان (لشکریان حر) پاسخ ندادند. سپس حسین نماز عصر را به اقامه خودش برپا داشت. بعد از نماز، دوباره سخنانش را به کوفیان یادآوری نموده و از حق خاندان محمد و مستحق بودن این خاندان در امر خلافت سخن گفت و به نامه‌هایی که کوفیان به وی نوشته بودند، اشاره نمود. حر که از نامه‌هایی که کوفیان برای حسین فرستاده بودند خبر نداشت، با وجود اینکه حسین دو کیسه که پر از نامه‌های کوفیان بود را به وی نشان داد، تغییری در تصمیمش حاصل نشد و اذعان داشت که وی جزو کسانی که نامه به وی نوشته‌اند نبوده و تحت‌الامر ابن زیاد است. او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد و بر آن بود که حسین را به این موضوع متقاعد کند. اما وقتی دید که حسین کاروانش را به حرکت درآورد، دیگر جرات نکرد این موضوع را پی گیری کند. اما مادلونگ می‌نویسد که وقتی حسین آماده حرکت شد، حر سد راهش شد و گفت که اگر حسین فرمانی که ابن زیاد به حر داده را نپذیرد، حر نخواهد گذاشت که به مدینه یا کوفه برود. و به حسین پیشنهاد داد که نه به کوفه و نه به مدینه رود، بلکه به یزید یا ابن زیاد نامه بنویسد و خودش هم نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و منتظر دستور وی ماند تا این موضوع بدون خون ریزی حل و فصل شود. اما حسین پیشنهاداتش را نپذیرفت و به سمت چپ و به طرف عذیب یا قادسیه به راه افتاد. حر به وی گوش زد کرد که من به خاطر تو این کار را می‌کنم و اگر جنگی صورت گیرد تو کشته خواهی شد. اما حسین از مرگ نمی‌ترسید و در منطقه‌ای به نام نینوا (از بخش‌های سواد کوفه) توقف کرد. همچنین حر نتوانست مانع از ورود چهار تن از شیعیان کوفه به سپاه حسین گردد. قاصدی از ابن زیاد به سمت حر آمد و بدون اینکه به حسین سلام کند نامه‌ای به حر داد که در آن ابن زیاد فرمان داده بود که حسین در هیچ جایی که دسترسی به آب و دژ مستحکم داشته باشد، توقف نکند. عبیدالله با این نامه می‌خواست که حسین را به جنگ وادارد. زهیر بن قین به حسین پیشنهاد کرد که به لشکر حر که اندک بودند حمله کند و روستای مستحکم عکر را تصرف کند اما حسین نپذیرفت به این دلیل که نمی‌خواست آغاز کننده جنگ باشد.

در ۲ محرم، حسین در منطقه کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم وضعیت با ورود لشکر ۴۰۰۰ نفره به فرماندهی عمر بن سعد ابی وقاص (که پیشتر از طرف عبیدالله بن زیاد به دستبای ری فرستاده شده بود تا شورش دیلمیان را سرکوب کند) بدتر شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت و تلاش‌هایی بی فرجام برای رهایی از مسئولیت رویارویی با حسین انجام داد. اما ابن زیاد گفت که اگر از این فرمان سرپیچی کند، حکومت ری در کار نخواهد بود. ابن سعد با شنیدن این موضوع، از ابن زیاد اطاعت کرد به امید اینکه حداقل از جنگ با حسین جلوگیری کند. اول از هر کاری، عمر بن سعد نامه‌ای به حسین فرستاد از قصدش برای آمدن به عراق مطلع گردد. پیکی به ابن سعد رسید که حاکی از تمایل حسین به عقب نشینی بود و حسین گفت که به علت نامه‌های کوفیان به عراق آمده و اگر مردم عراق وی را دیگر نمی‌خواهند، وی به مدینه باز خواهد گشت. وقتی ابن سعد موضوع را به ابن زیاد گزارش داد، ابن زیاد اصرار کرد که حسین حتماً باید با یزید بیعت کند و در عین حال آب هنوز از وی منع می‌شود. عمر بن سعد لشکری ۵۰۰ نفره به فرماندهی عمرو بن حجاج زبیدی را بر فرات گماشت. به مدت ۳ روز، حسین و یارانش تنشگی را متحمل شدند. شبانه گروهی ۵۰ نفره و با شهامت به فرماندهی عباس به سمت فرات یورش بردند اما تنها مقدار کمی مشک آب توانستند بیاورند.

در عین حال ابن سعد تمایل داشت که با حسین به توافق برسد و مذاکرات شبانه را با حسین شروع کرد. این مذاکرات، بخش اعظم شب به درازا کشید. گفته می‌شود که حسین پیشنهاد داد که دو سپاه دست از جنگ کشیده و با هم به دیدار یزید بروند. اما عمر بن سعد از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد، این پیشنهاد را نپذیرفت. گرچه کسی در این مذاکرات حضور نداشته، اما اکثر راویان نقل می‌کنند که حسین سه پیشنهاد داد:

به مرزها برود و همانند یک سرباز عادی با کفار بجنگد.
با یزید بیعت کند و به وی بپیوندد.
به جایی که از قبل آمده بود، بازگردد.

البته عقبه بن سمعان، غلام رباب (همسر حسین) که از بازماندگان لشکر حسین در واقعه کربلا بود، شدیداً این روایت را رد می‌کند. او گواهی می‌دهد که حسین هیچگاه پیشنهادی نداد و فقط سرزمین کربلا را ترک کرد و به جایی رفت تا تکلیف کار جنگ مشخص گردد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که این روایت پیشنهاد از سوی حسین که تسلیم یزید شود با دیدگاههای مذهبی اش تناقض دارد و احتمالاً منابع اولیه قصد دارند که مسئولیت کشته شدن حسین را به گردن ابن زیاد بیندازند نه یزید. به‌گفته رسول جعفریان، شمر در تغییر نظر عبیدالله زیاد در ردّ پیشنهاد حسین مبنی بررفتن او به یکی از سرحدات کشور اسلامی یا بازگشت به مدینه موثر بود. وی با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ تأکید می‌کند که حسین ابن علی در هیچ مرحله‌ای نخواست تا اجازه دهند نزد یزید برود و بیعت کند.

ابن زیاد موافق شرایط فعلی بود. اما در این زمان، شمر بن ذی الجوشن (از هواداران سابق علی که برای وی در صفین جنگیده بود.) به ابن زیاد پیشنهادی شیطانی داد. او اصرار داشت که ابن زیاد باید حسین را مجبور به تسلیم کند. چون حسین به قلمرو حکومتی ابن زیاد وارد شده بود و اگر با حسین مصالحه کند، نشان دهندهٔ ضعف ابن زیاد و قدرت حسین است. ابن زیاد با شنیدن سخنان شمر، رایش تغییر کرد. شمر حامل پیغامی برای ابن سعد بود که ابن زیاد به عمر بن سعد فرمان داد که اگر حسین تسلیم نشود، به وی حمله کند یا عمر بن سعد فرمان لشکریان را به شمر وا گذارد. شمر همچنین به این پیغام این را اضافه کرد که پیکر حسین بعد از کشته شدن لگد کوب شود. چون وی یاغی و شورشی است. ابن سعد با شنیدن سخنان شمر وی را مورد لعنت و دشنام قرار داد و گفت که تمام تلاشهایش برای پایان داده مساله به صورت صلح آمیز را بی اثر کرده‌است. ابن سعد می‌دانست که حسین به خاطر روحیه خاصش تسلیم نخواهد شد. ابن زیاد فرمان داده بود که اگر عمر بن سعد این فرمان را نپذیرد، شمر اجرای آن را برعهده گیرد. اما عمر بن سعد اجازه نداد و خودش مسئولیت انجامش را بر عهده گرفت.

غروب روز ۹ محرم، ابن سعد با سپاهیانش به سمت خیمه‌های حسین رفت، حسین که به شمشیرش تکیه داده بود و چرت می‌زد. او در عالم رویا محمد پدربزرگش را دید که به حسین گفت به زودی به وی ملحق می‌شود. زینب به حسین گفت که لشکر ابن سعد آمده‌است. حسین برادرش عباس را فرستاد از مقصودشان مطلع شود. در این حین، با شنیدن شرط جدید ابن سعد، دو سپاه به یکدیگر ناسزا و دشنام دادند. حسین که از موضوع مطلع شده بود، آن شب را مهلت خواست و به خویشاوندان و حامیانش خطابه‌ای راند که علی بن حسین بعدها آن را روایت کرد.

من خدا را ستایش می‌کنم که ما را به پیامبری محمد مفتخر نمود و قرآن و دین را به ما تعلیم نمود. من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی مخلصتر از خاندان خود نمی‌شناسم. خدا شما را پاداش دهد. من فکر می‌کنم که فردا کشته خواهیم شد. من از شما می‌خواهم که بروید و اصراری به ماندنتان ندارم. از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.

اما یارانش نپذیرفتند و به بیعتشان وفادار ماندند. زینب از شدت ناامیدی غش کرد و بیهوش شد. اما حسین وی را تسکین داد. حسین آماده جنگ شد. خیمه‌ها را به هم نزدیک کرد و با طناب آنها را به هم بست. تپه‌ای از چوب و نی گرادگرد خیمه‌ها درست کرد تا در موقع لزوم با آتش زدنشان مانع از ورود دشمن به نزدیکی آنها گردد. حسین و یارانش تمامی آن شب را به نماز و مناجات پرداختند و جنگ فردا صبح شروع شد.




واقعه کربلا

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و نوره (داروی موبر) به سر و تن مالید و خود را شست. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده‌اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد. حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده‌نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده‌نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی‌اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و بر زمین ریخت و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. پسری خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست این پسر بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعدهٔ دیدار پدرانش را در بهشت می‌داد و سعی در تسکین درد پسر داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند. حسین وقتی به طرف فرات می‌رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه‌اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه‌اش، کفشها و روپوش یمانی‌اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند. سن حسین را هنگام کشته شدن، ۵۶ سال پنج ماه، ۵۷ سال و چند ماه یا ۵۸ سال نوشته‌اند. روز عاشورا را در تاریخ روز جمعه، شنبه یا دوشنبه دانسته‌اند که در این میان روز جمعه صحیح تر به نظر می‌رسد و ابوالفرج اصفهانی روز دوشنبه را از لحاظ تقویمی رد می‌کند. تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند.




حوداث بعد از جنگ کربلا
۱۰ نفر داوطلب شدند که بر بدن پر زخم حسین اسب بتازانند تا آخرین هتک حرمت را به وی کرده باشند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد. لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام بر این باور است که ابن زیاد و یزید برخورد متفاوتی در قبال سر حسین داشتند. ابن زیاد با زدن چوب به دندانهای حسین به وی اهانت می‌کرد اما یزید بر طبق اکثر روایات با احترام با سر حسین برخورد نموده و به خاطر تعجیل ابن زیاد در کشتار حسین، ابن زیاد را با نام پسر سمیه یاد کرد تا وی را تحقیر کرده باشد. یزید اذعان می‌داشت که اگر حسین از وی تبعیت کرده بود او را عفو می‌نمود. زنان و کودکان هاشمی به کوفه و دمشق برده شدند. یزید ابتدا برخورد شدیدی با آنان نمود که به این برخورد شدید از سوی علی بن حسین و زینب پاسخ مشابهی داده شد. اما در انتها یزید با آنان با ملایمت برخورد نمود. زنان یزید نیز برای حسین و کشتگان گریه و زاری نموده و یزید برای جبران مالهایی که از زنان هاشمی در کربلا دزیده شده بود به آنها اموالی داد. علی بن حسین که به خاطر اینکه هنوز به بلوغ نرسیده بود، از اعدام رهایی یافت و یزید با ملایمت با وی رفتار نموده و چند روز پس از آن به همراه زنان هاشمی و محافظان مورد اعتماد به مدینه بازگشت.

روایات در منابع اولیه عموماً گرایش به انداختن مسئولیت قتل حسین به گردن ابن زیاد و مبرا کردن یزید دارند. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد حریص بودن ابن زیاد به قتل حسین از سوگند خوردنش در باره لگدمال کردن جسد حسین توسط اسبها هویدا می‌شود و این کینه شدید از ماجرای اعتراض حسین به برادر خطاب کردن زیاد بن ابیه (پدر ابن زیاد) از سوی معاویه نشات می‌گیرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که یزید مسئول اصلی قتل حسین است چرا که وی می‌دانست که حسین حتی اگر موقتاً تسلیم گردد باز هم تهدیدی جدی برای خلافت یزید به شمار می‌آید و گرچه در نهان خواستار قتل حسین بود، اما به عنوان خلیفه مسلمانان نمی‌توانست این میل را بروز دهد و وی که از کینه شدید ابن زیاد به حسین آگاه بود، طی نامه‌ای به او هشدار می‌دهد که اگر حسین موفق به انجام کارش شود، ابن زیاد مجدداً به دوران بردگی اجدادش بر می‌گردد. یزید در نامه خود شدیداً به ابن زیاد توصیه می‌کند که مسلم بن عقیل را اعدام کند و ابن زیاد هم مشتاقانه این کار را انجام داد. یزید بعدها در ملاء عام مسئولیت قتل حسین را به گردن ابن زیاد می‌انداخت که ابن زیاد از این کار وی خشمگین گردید و از دستور یزید مبنی بر حمله به عبدالله بن زبیر در مکه سر باز زد.
کشته شدگان و باقی‌ماندگان از بنی هاشم در واقعه کربلا
کل کشته شدگان از طرف حسین، ۷۰ یا ۷۲ تن بودند که حداقل ۲۰ تن از آنان هاشمیان از نسل ابوطالب بودند. علی اکبر اولین کشته از بنی هاشم بود که یزید خلیفه وقت، پسر دایی مادرش می‌شد که به همین علت برای وی امان نامه آورده شد اما وی تبار پدری اش و ارتباطش به محمد را والاتر می‌داشت و این امان را نپذیرفت. ویلفرد مادلونگ معتقد است که عبدالله فرزند کوچک حسین در حالی که بر روی زانوانش بود تیر خورد و مادلونگ بر خلاف منابع دیگر، در نوزاد بودن این بچه تردید دارد. ۶ برادر پدری حسین در این جنگ کشته شدند که ۴ تن از آنان فرزندان ام‌البنین دختر حظام از قبیله بنی کلب بودند. برادر زاده‌ام‌البنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای این ۴ برادر حسین امان نامه‌ای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کردند. سه پسر از حسن، سه پسر از عبدالله بن جعفر و نیز سه پسر و سه نوه از عقیل بن ابی طالب در این واقعه کشته شدند. ابن سعد از میان دیگر کشتگان بنی هاشم، یک پسر از نسل ابولهب و یک پسر از نسل ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب نام می‌برد. ابن سعد از میان باقی‌ماندگان که به اسارت گرفته شدند، دو پسر از حسن، یک پسر از عبدالله بن جعفر و یک پسر از عقیل به همراه ۵ زن را نام می‌برد. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد سه پسر از حسن باقی‌ماندند که در میان آنان حسن بن حسن به شدت زخمی گردید. علی بن حسین بیمار بود و نمی‌توانست بجنگد.




خانواده حسین

اولین ازدواج حسین با رباب دختر امراء القیس بود. امراء القیس در زمان عمر بن خطاب به مدینه آمد و از طرف عمر به رهبری قبایل قضاعه که به اسلام گرویده بودند، انتخاب گردید. علی مساله ازدواج پسرانش با دختران امراء را مطرح کرد و وی قبول کرد که سه تن از دخترانش را به ازدواج حسنین در بیاورد. اما هم حسنین و هم آن سه دختر در آن زمان بسیار کم سن و سال بودند و به نظر نمی‌رسد در همان موقع ازدواجی صورت گرفته باشد. حتی ممکن است که حسن با دختری که برایش برگزیده شده بود ازدواج نکرده باشد. حسین با رباب ازدواج کرد و اقوام امراء در اواخر خلافت علی گه گاه برای میانجیگری و قضاوت پیش علی می‌آمدند. رباب همسر محبوب حسین بود و با وجود اینکه رباب سال‌ها برای حسین فرزندی نیاورده بود، احتمالاً پس از مرگ علی، سکینه (در برخی منابع آمنه، امینه و...) را به دنیا آورد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی از سکینه روایت می‌کند که حسن، حسین را به خاطر علاقه زیادش به رباب سرزنش می‌نمود، اما حسین در پاسخ سه بیت شعر در اثبات علاقه به رباب خواند. رباب فرزند پسری به نام عبدالله برای حسین به دنیا آورد که در خردسالی در کربلا کشته شد و احتمالاً حسین به خاطر این فرزند کنیه ابا عبدالله را دارد. برخی منابع شیعی در سال‌های بعد، این فرزند را علی اصغر نامیده‌اند که دانشنامه ایرانیکا این مطلب را بی‌اساس می‌داند. بعد از کشته شدن حسین، گفته می‌شود که رباب یک سال بر مزار حسین بود و عزادار بود و از ازدواج امنتاع می‌کرد. حسین با زن دیگری به نام سلافه از قبیله بنی قضاعه نیز ازدواج کرد که جزئیات این ازدواج در دسترس نیست و از وی صاحب فرزندی به نام جعفر شد که در زمان حیات حسین و در خردسالی درگذشت.

حسین دو پسر به نام علی داشت که از آن دو، علی زین العابدین امام چهارم شیعیان، از حادثه کربلا جان سالم به در برد و احتمالاً وی از دیگر پسر به نام علی بزرگ‌تر بود و در زمان واقعه کربلا، ۲۳ ساله بود. بنا براین باید در زمان خلافت علی به دنیا آمده باشد. مادر وی کنیزی از ناحیه سند است که بعد از کشته شدن حسین با یکی از غلامان حسین ازدواج کرد و پسری به نام عبدالله بن زبید را برای وی آورد. فرزندان عبدالله در ینبع زندگی می‌کردند. منابع اولیه سنی، با نام علی‌اصغر از زین العابدین و علی دوم را با نام علی‌اکبر یاد می‌کنند، اما شیخ مفید و دیگر نویسندگان شیعی عکس این مطلب را صحیح می‌دانند. علی دوم، در سن ۱۹ سالگی در کربلا کشته شد. مادر وی لیلا دختر مرٞه بن عروه ثقفی و میمونه بن ابی سفیان (خواهر معاویه) است. این ازدواج احتمالاً باید بعد از صلح حسن با معاویه صورت گرفته باشد و نمی‌توانسته در زمان علی بوده باشد. دانشنامه ایرانیکا معتقد است حسین نام این فرزند را نیز علی گذاشت چرا که وی به خاطر والا بودن نسب عربی مادرش از زین العابدین که از کنیزی زاده شده بود، برتر بوده‌است. معاویه در سخنی علی‌اکبر را بهترین شخص برای خلافت معرفی نمود به این دلیل که به اعتقاد معاویه وی، شجاعت بنی هاشم، بخشندگی بنی امیه و غرور ثقفیان را یکجا جمع کرده بود.

بعد از مرگ حسن، حسین با ام اسحاق دختر طلحه (صحابی مشهور محمد) ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه از وی شد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که بر خلاف برخی گزارش‌ها، فاطمه باید از سکینه کوچکتر باشد. در زمان کشته شدن حسین، فاطمه به نامزدی پسر حسن بن علی (حسن بن حسن) درآمده بود.

ساعت : 12:14 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page