آئودی

آئودی، (به آلمانی: Audi) شرکت خودروسازی آلمانی و تولیدکنندهٔ خودروهای لوکس است، که دفتر مرکزی آن در شهر اینگولشتات، ایالت بایرن، آلمان قرار دارد و مدل‌هایش را در ۹ کارخانه، که در ۸ کشور اروپایی مستقر می‌باشند، تولید می‌نماید.

شرکت آئودی در تاریخ ۱۶ ژوئیه ۱۹۰۹ توسط آگوست هورش و در شهر تسویکاو، آلمان تاسیس شد. این شرکت از سال ۱۹۶۴ یکی از زیرمجموعه‌های گروه فولکس‌واگن به‌شمار می‌آید.





آئودی همراه با مرسدس بنز و ب ام و سه خودروساز مشهور و لوکس آلمانی هستند و به‌عنوان پرفروش‌ترین خودروسازان لوکس جهان، شناخته می‌شوند. سهام شرکت خودروسازی آئودی در بازار بورس فرانکفورت معامله می‌شود.




تاریخچه

شرکت خودروسازی آئودی نیز چون دیگر خودروسازان اروپایی پیشینه‌ای طولانی دارد و بیش از یک قرن پیش توسط آگوست هورش، در سال ۱۸۹۹ تاسیس گردید. این شرکت که ابتدا نامش هورش کمپانی بود، در سال ۱۹۰۱ اولین خودروی خود را، به کمک ۱۵ کارگرش تولید نمود.

این خودرو سرعتی معادل ۳۲ کیلومتر بر ساعت داشت. سال ۱۹۰۹ آگوست هورش شرکت دیگری را، به جای شرکت قبلی تأسیس کرد و آن را آئودی نامید، که در واقع ترجمه لاتین نام‌خانوادگی خودش یعنی هورش بود. در این زمان خودروهایی را تولید کرد، مانند خودروی آئودی ای که حداکثر سرعت آن، برابر ۲۲ کیلومتر بر ساعت بود.

همچنین با چند خودرو در مسابقات اتومبیل‌رانی نیز شرکت کرد. با شروع جنگ جهانی اول، شرکت آئودی مجبور به تولید جنگ‌افزار شد. آگوست هورش سال ۱۹۲۰ از مدیریت شرکت آئودی کناره‌گیری کرد، اما به عنوان عضوی از هیئت مدیره باقی‌ماند.

در سال ۱۹۲۹ خودروی ۶ سیلندر ۴۶۵۵ سی‌سی و سال ۱۹۲۹ خودروهای مدل درسدن و تسویکاو را عرضه کرد. در همین سال خودروهای ۴ و ۶ سیلندر دیگری را، تحت لیسانس شرکت پژو روانه بازار کرد.

سال ۱۹۳۰ شروع به تولید خودروهایی کوچک کرد و در این زمان ۹٫۱۷٪ درصد از بازار خودروی آلمان را، در اختیار خود داشت. با شروع جنگ جهانی دوم همانند دیگر خودروسازان دنیا، شرکت آئودی به تولید جنگ‌افزار و خودروهای جنگی پرداخت و خودروهای جنگی مدل آی‌اف‌ای‌اف و آی‌اف‌ای‌اف۸ را تولید نمود.

پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۵۸ شرکت مرسدس بنز حدود ۸۷٪ درصد از سهام آئودی را خریداری کرد و سال ۱۹۵۹ مابقی سهام شرکت را نیز بدست آورد، اما پس از آن، در ۱۹۶۴ گروه فولکس‌واگن ۵۰٪ درصد از سهام آئودی را، از شرکت مرسدس بنز خریداری کرد. سپس شرکتی را با همان نام، راه‌اندازی کرد و اقدام به تولید و عرضه چند مدل جدید از آئودی نمود، که مدل‌هایی چون آئودی ۶۰، آئودی ۷۵، آئودی ۸۰ و آئودی ۹۰ به این دوره زمانی اختصاص دارند. سال ۱۹۶۹ آئودی به شرکت ان‌اس‌یو پیوست و برای مدت کوتاهی، به ان‌اس‌یو آئودی تغییر نام داد.

این شرکت سال ۱۹۷۲ خودروی آئودی ۸۰ فاکس و سال ۱۹۷۴ خودروی مدل آئودی ۵۰ را عرضه کرد. پس از آن خودروهای اسپورت آئودی اس۶ و آئودی اس۸ را، با مشارکت فولکس‌واگن تولید نمود، که در مسابقات رالی به موفقیت‌های چشمگیری نیز دست یافتند.

سال ۱۹۸۶ شرکت آئودی خودروی مدل ۸۰ خود را بهبود بخشید و نمونه جدید و پیشرفته‌ای از آن ارائه کرد، که با استقبال خوبی مواجه شد و در فاصله سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۷ خودروهای سری آئودی ۵۰۰۰ را روانه بازار کرد.

در سال ۱۹۹۱ شرکت آئودی برای سومین سال پی‌درپی در بازارهای ایالات متحده آمریکا به بالاترین میزان فروش خود دست یافت و این رشد و افزایش فروش شرکت، تا سال ۲۰۰۸ با دستیابی به بازارهای آسیا ادامه داشت. به‌طوری که حدود ۶۰٪ درصد بازار آسیا را به دست گرفت.

شرکت آئودی اولین تولیدکننده خودروهای تمام گالوانیزه در جهان است، همچنین صاحب خودروی آئودی ای۸، با بدنه تمام آلومینیمی می‌باشد، که در کارخانه نکازاولم آئودی تولید شده‌است. کارخانه نکازاولم در عمل، متعلق به شرکت کواترو بوده، که از شرکت‌های زیرمجموعه آئودی به‌شمار می‌آید و تاکنون مدل‌هایی چون آئودی کواترو، آئودی لو مان کواترو، آئودی پایکس پیک کواترو، آئودی آووس کواترو، آئودی آراس۲ آوانت، آئودی آراس۴ و آئودی آراس۶ که اغلب خودروهای مفهومی می‌باشند را، با برند آئودی تولید نموده است.

خودروهای این شرکت همواره به قدرت بالای موتورهایشان، شناخته می‌شوند. علاوه بر این، آئودی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان خودروهای اسپورت و خودروهای برقی نیز می‌باشد.



ادغام‌ها و نشان تجاری

علامت تجاری خودروسازی آئودی، چهار حلقهٔ درهم تنیده است. این نشان، نماد پیوستن ۴ شرکت خودروسازی است، که تا آن زمان مستقل بودند، این شرکت‌ها عبارتند از: هورش، آئودی، واندرر و دی‌کی‌دبلیو. این چهار شرکت در واقع پایه‌های آئودی امروزی هستند.




هورش

در سال‌های پایانی قرن نوزدهم چند شرکت در آلمان در صنعت خودروسازی فعال بودند. نام یکی از این شرکت‌ها هورش بود، که در تاریخ ۱۴ نوامبر ۱۸۹۹ توسط آگوست هورش، در شهر کلن، آلمان پایه‌گذاری شد.

آگوست هورش، پایه‌گذار این شرکت و یکی از مهندسان پیشتاز در حوزهٔ خودروسازی، پیش از این که کارخانه خود را به‌طور مستقل بنیان نهد، در شرکت‌های مختلف فعالیت کرده بود که از آن جمله می‌توان به ۳ سال مدیریت وی در کارخانهٔ کارل بنز در شهر مانهایم اشاره کرد.

سال ۱۹۰۴ بود که هورش کارخانهٔ خود را در شهر "تسویکاو" پایه گذاشت. آگوست هورش ۵ سال بعد از این کارخانه جدا شد و خودروهایی که پس از آن توسط او طراحی و ساخته شدند، با نام تجاری "آئودی" به بازار عرضه شدند.
آئودی

کارخانهٔ دوم که در سال ۱۹۰۹ توسط آگوست هورش پایه‌گذاری شد، دیگر نمی‌توانست به نام او باشد. بنابراین نام "آئودی" انتخاب شد. واژه هورش (Horch) در زبان آلمانی، فعل امر از ریشه "گوش‌کردن" یا شنیدن و به معنای "گوش کن" یا بشنو است.

واژهٔ آئودی نیز همان "گوش کن" است، البته به زبان لاتین. ابتکار این ترجمه متعلق به پسر یکی از همکاران هورش بود، که در آن زمان، زبان لاتین فرا می‌گرفت. بدین ترتیب دومین کارخانه‌ای که هورش بنیان نهاده بود از ۲۵ آوریل ۱۹۱۰ و به نام شرکت خودروسازی "آئودی" در شهر "تسویکاو" شروع به کار کرد.




واندرر

دو مکانیک به نام‌های یوهان بابتیست وینکلهوفر و ریچارد آدولف یِنیکه، از سال ۱۸۸۵ در شهر "کمنیتس" تعمیرگاه دوچرخه داشتند. آنان پس از یک سال، خود تولیدکنندهٔ دوچرخه شدند، که با نام "واندرر" به بازار عرضه شد.

دست‌اندرکاران این کارخانه در سال ۱۹۰۲ نخستین موتورسیکلت را ساخته و فکر تولید خودرو را در سال ۱۹۱۳ عملی کردند. نخستین اتومبیل این کارخانه "پوپشن" نام داشت. تولید خودرو در این شرکت چند دهه ادامه یافت.




دکاو

این کارخانه کار خود را در سال ۱۹۰۲ با نام "راسموسِن اند اِرنست" در شهر کمنیتس آغاز کرد. جداکننده‌های روغن از بخار برای دستگاه‌هایی که با بخار آب کار می‌کردند، گِلگیر، چراغ‌های خودرو و انواع سانتریفیوژها، از جمله تولیدات شرکت دی‌کی‌دبلیو بودند.

یورگن اسکافته راسموسن، بنیانگذار دی‌کی‌دبلیو در سال ۱۹۱۶ آزمایش‌هایی را برای ساخت خودرویی بخاری، آغاز کرد که دی‌کی‌دبلیو، که مختصر شده (به آلمانی: Dampfkraftwagen) نام داشت. این شرکت در سال ۱۹۱۹ بر تولید موتورهای دوزمانه متمرکز شد. این آغازی بود برای ساخت موتورسیکلت‌هایی که از سال ۱۹۲۲ به نام دی‌کی‌دبلیو به بازار آمدند. سال ۱۹۲۸ نیز نخستین خودروی کوچک با همین نام، عرضه شد.




اتو یونیون

۲۲ ژوئن ۱۹۳۲ اتو یونیون، هورش و موتورسازی دکاو به ابتکار بانک دولتی "زاکسن" به هم پیوستند و "اتحادیهٔ خودروسازی" (به انگلیسی: Auto Union) را بنیان نهادند. همزمان نیز قراردادی با "واندرر" برای خرید و واگذاری این شرکت بسته شد. بدین ترتیب، کنسرنی جدید متشکل از شرکت‌های یادشده در شهر کمنیتس پایه‌گذاری شد.

این کنسرسیوم دومین کارخانهٔ بزرگ خودروسازی در آلمان آن زمان بود. لوگوی این شرکت نیز، چهار حلقهٔ در هم تنیده در نظر گرفته شد، تا نمادی برای همکاری و پیوستگی چهار خودروسازی باشد، که این کنسرسیوم را شکل می‌دادند.

البته نام‌های تجاری آئودی، واندرر، هورش و دکاو همچنان باقی ماندند. هر کدام از این برندها در قالب کنسرن، یکی از بخش‌های تولید را بر عهده داشت: دکاوموتورسیکلت و خودروهای کامپکت تولید می‌کرد، واندرر خودروهای کلاس متوسط را می‌ساخت، آئودی خودروهای کلاس متوسط گران‌تر را به بازار عرضه می‌کرد و هورش بر ساخت خودروهای لوکس کلاس‌های بالاتر، متمرکز شد.




حمایت‌های مالی

شرکت خودروسازی آئودی تعداد زیادی از باشگاه‌های ورزشی را، در کشورهای مختلف جهان، تحت حمایت‌های مالی خود قرار می‌دهد. این شرکت در ورزش‌های مختلف مشارکت می‌نماید ولی در سال‌های گذشته تمرکز اصلی آن، بر ورزش فوتبال بوده‌است.

آئودی باشگاه‌های فوتبال زیادی را، تحت حمایت مالی خود دارد و در: باشگاه فوتبال بایرن مونیخ، باشگاه فوتبال هامبورگ، باشگاه فوتبال نورنبرگ، باشگاه فوتبال بروسیا مونشن‌گلادباخ، باشگاه فوتبال چلسی، باشگاه فوتبال رئال مادرید، باشگاه فوتبال آ.ث. میلان، باشگاه فوتبال بارسلونا، باشگاه فوتبال آژاکس آمستردام و باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران مشارکت مالی مستقیم داشته و یا برند آئودی بر روی پیراهن این باشگاه‌ها دیده می‌شود.
موفقیت‌ها

از جمله نقاط برجسته تکنیکی این شرکت خودروسازی، طراحی و تولید موتور ۵ سیلندری بود، که در اواخر دهه ۱۹۷۰ بر روی سری آئودی ۱۰۰ عرضه شد. توربوشارژ ۴ دبلیو دی، که در مدل کواترو در سال ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ استفاده شد. از دیگر نقاط قوت این شرکت بود.

شرکت آئودی اولین تولیدکننده خودروهای تمام گالوانیزه در جهان است، که از این نمونه می‌توان به خودروی آئودی ای۸ اشاره نمود، که بدنه‌ای تمام آلومینیمی را داراست.

این شرکت همچنین دارای خودروهایی با بالاترین قدرت موتور نیز هست. در اواخر سال ۱۹۹۸، شرکت آئودی، برند ایتالیایی لامبورگینی را به قیمت ۱۱۰ میلیون دلار خرید.

علاوه بر این، آئودی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروهای اسپورت جهان به‌شمار می‌آید. از دیگر نقاط قوت این شرکت می‌توان به تولید گسترده خودروهای برقی در سال‌های گذشته، اشاره نمود.



برند و شعار

نام این شرکت از فامیل بنیانگذارش، آگوست هورش گرفته شده است. هورش به معنی «شنیدن» در لاتین آئودی می‌باشد. شعار این شرکت (به آلمانی: Vorsprung durch Technik) به معنی: «پیشرفت به وسیله تکنولوژی» است. آئودی در ایالات متحده آمریکا شعار Truth in Engineering را استفاده می‌کند که در فارسی «حقیقت در مهندسی» ترجمه می‌شود.




لامبورگینی

لامبورگینی، (به ایتالیایی: Lamborghini) شرکت خودروسازی ایتالیایی است، که در زمینه طراحی و ساخت خودروهای سوپر اسپورت و اس‌یووی فعالیت می‌کند.

شرکت لامبورگینی در سال ۱۹۶۳ توسط فروچیو لامبورگینی تاسیس شد و در سال ۱۹۹۸ گروه فولکس‌واگن آن را با قیمت ۱۱۰ میلیون دلار، خریداری کرد، که در ساختار این گروه خودروسازی آلمانی، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از شرکت آئودی قرار گرفت.

دفتر مرکزی این شرکت در دهکده‌ای کوچک، به نام سن‌آگاتا بولونیز، در نزدیکی بولونیا و در کشور ایتالیا قرار دارد. هم‌اکنون شرکت لامبورگینی تحت مدیریت آئودی، در خط تولید کارخانجات خود، مدل‌های اونتادور، سستو المنتو، اوراکان و لامبورگینی وننو را تولید می‌نماید.
تاریخچه

فروچیو لامبورگینی؛ بنیانگذار لامبورگینی، تحصیلاتش را در زمینه طراحی ماشین‌آلات کشاورزی و صنعتی، به پایان رساند، سپس وارد ارتش ایتالیا شد و در قسمت نیروی هوایی مشغول به کار گردید. در جنگ جهانی دوم او به عنوان مکانیک، در یک کارخانه مشغول به کار شد و پس از جنگ، با استفاده از بقایای تجهیزات نظامی کارخانه موردنظر، به تولید تراکتور پرداخت؛ ولی او عاشق اتومبیل‌های سریع بود و همواره رویای سرعت، در سر می‌پروراند.

وی در سال ۱۹۴۷ با تقویت موتور یکی از مدل‌های فیات، یک اتومبیل مسابقه‌ای فراهم کرد و در سال ۱۹۴۸ با این اتومبیل، در یک مسابقه محلی شرکت نمود.




۱۹۴۹ تا ۱۹۶۳

در سال ۱۹۴۹ فروچیو لامبورگینی کمپانی تولید تراکتور خود را با نام لامبورگینی تراتوری، تاسیس کرد. این شرکت در اواسط دهه ۱۹۵۰ به بزرگترین تولیدکننده ماشین‌آلات کشاورزی ایتالیا تبدیل شد. این شرکت همچنین در زمینه تولید سیستم‌های تهویه گرمازا و سرمازا نیز فعالیت می‌نمود.




۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵

چندین دلیل متفاوت از چرایی و چگونگی ورود لامبورگینی به دنیای اتومبیل‌ها وجود دارد. یک افسانه حکایت از بحث بین انزو فراری (رییس کارخانه فراری) و فروچیو لامبورگینی دارد، آن هم بر سر اینکه چه کسی می‌تواند اتومبیل‌های بهتری را تولید کند. داستان دیگر بیان می‌کند که فروچیو به طور مداوم از اتومبیل فراری خود ناراضی بود. (به دلایلی از جمله دفعات متعدد بردن ماشین به تعمیرگاه، خدمت رسانی ضعیف و غیره). به نظر می‌رسد که واقع بینانه‌ترین استدلال، پس زمینه دانش مکانیکی و کار منحصر به‌فرد فروچیو در حس تجارت باشد.

فروچیو در اوقات فراغت، به پیاده‌سازی موتور و سایر قطعات اتومبیل شخصی خود، که در اکثر مواقع فراری یا مازراتی بود، می‌پرداخت. سپس شاسی، سیستم تعلیق، ترمز خودرو و سیستم برق‌کشی آن‌ها را بررسی می‌کرد. آنچه که او کشف کرد، این بود که بسیاری از قسمت‌های وسایل نقلیه او در واقع مشابه قسمت‌های مورد استفاده در تراکتورهای تولید شده در کارخانه او بودند، با این حال قیمت دینام یا تایر ایتالیایی نصب شده در فراری، به سه برابر قیمت معمول می‌رسید. بنابراین در واقعیت، چشم انداز کسب و کار اولیه او، خیلی در مورد طراحی لامبورگینی میورا نبود، بلکه به نوع فرصت کسب‌وکار/درآمد موجود در بازار قطعات مربوط می‌شد.

در ۱۹۶۲، با این مفهوم کسب‌وکار مکمل در ذهن لامبورگینی، او شروع به پایه‌ریزی شرکت خود کرد. در ماه می ۱۹۶۳، او شرکت فروچیو لامبورگینی اتومبیلی را تاسیس کرد و زمین بزرگی را نیز در سن‌آگاتا بولونیز برای راه‌اندازی فروشگاه خود خریداری کرد. فروچیو در آن زمان، طراحی فوق مدرن و تاسیسات ساخت را در کنار فضای اداری خود در نظر گرفت.

در عرض چند ماه پس از تاسیس فروشگاه خودرو خود در سال ۱۹۶۳، لامبورگینی توانایی‌های تیم خود را در معرض آزمایش قرار داد. این آزمایش در قالب یک طرح مفهومی اتومبیل برای نمایشگاه اتومبیل تورین، در نوامبر همان سال اجرا شد.

با وجود شانس اندک و زمان کم، فرونچیو و تیمش، به نحوی موفق به ادامه کار خود و غلبه بر مشکلات شدند. با توسعهٔ بموقع برای نمایشگاه خودروی تورین ۱۹۶۳، اولین لامبورگینی با نمونه اولیه لامبورگینی ۳۵۰جی‌تی‌وی شروع به کار کرد. این مدل در نمایشگاه، نظر منتقدان را به خود جلب کرد. به طور کلی این خودرو نه تنها به عنوان اولین تلاش فوق‌العادهٔ فروچیو محسوب می‌شد، بلکه به نوبه خود یک وسیله نقلیه عالی نیز محسوب می‌شد. موتور ۳۶۰ اسب بخار ۱۲ سیلندر، نیروی لازم برای این مدل را تامین می‌کرد، که توسط مهندس سابق فِراری، جیوتو بیتزارینی طراحی شده بود و البته تاثیر قابل‌توجهی نیز در پروژه‌های آینده لامبورگینی داشته است.

پس از نمایشگاه اتومبیل تورین، فروچیو تصمیم به ساخت مدل ۳۵۰جی‌تی‌وی، ولی با طراحی فرانکو اسکالیونه گرفت. او سپس با مشهورترین موسسه طراحی میلان، کاروزریا تورینگ، تماس برقرار کرد. فیلیس بیانکی آندرلونی از کاروزریا تورینگ، طراحی ۳۵۰جی‌تی‌وی را برای ساخت مدل جدید لامبورگینی ۳۵۰جی‌تی و به دنبال آن [لامبورگینی ۴۰۰جی‌تی] کافی دانست.

در طول سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ لامبورگینی، برای اولین بار، حس احترام و تقدیر را از سراسر جهان دریافت کرد و مورد توجه بزرگان صنعت خودروسازی قرار گرفت. پس از چند بررسی کیفیت توسط نشریات اتومبیل و روزنامه‌های آمریکایی و اروپایی، محصولات این کمپانی شروع به جذب خریدار کرد.




۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹

در ابتدای سال ۱۹۶۵، لامبورگینی به طور مداوم تاکید می‌کرد که هرگز علاقه‌مند به انجام پروژه‌های مربوط به آینده و یا عجیب، نشده است. فروچیو علاقه‌مند به طرح‌های مفهومی (نمایشی) نبود، او به سادگی می‌خواست که اتومبیل‌های عادی فوق العاده سریع و بی عیب و نقص را تولید کند. دو مهندس باهوش جوان از بولونیا، فرونچیو را درک کردند و بر روی یک طرحی مفهومی در ذهن خود کار کردند. ایده این بود، که یک ماشین مسابقه‌ای کمی رام‌تر، برای جاده‌ها و قابل استفاده در حومه شهر، طراحی کنند.

پروژه آن‌ها، به صورت مخفیانه، با نام تی‌پی ۴۰۰ و یک طراحی موتور سطح متوسط، با موتور ۱۲ سیلندر ۴ لیتری ۴۰۰جی‌تی که به صورت اریب در پشت کابین نصب شده بود، شروع شد. این مکان قرارگیری موتور، از خصوصیات منحصر بفرد در این اتومبیل بود، زیرا تا آن زمان هیچ اتومبیل جاده‌ای اسپرت، موتور خویش را در پشت کابین نصب نکرده بود. شاسی لامبورگینی میورا از ورق فلزی خم شده و جوش داده ساخته شده بود که باعث کاهش وزن بیشتر و افزایش عملکرد و قابلیت هندلینگ می‌شد.

به منظور تامین سابقه‌ای برای بسیاری از لامبورگینی‌های آینده، نام این مدل جدید میورا از گاوهای مسابقه‌ای اقتباس شد. گاوهای میورا ظاهراً از قوی ترین گاوهای نر مسابقه‌ای بودند و همچنین به عنوان باهوش ترین و درنده ترین آن‌ها نیز محسوب می‌شدند. وقتی به اتومبیل میورا از جلو با درب‌های که رو به بالا باز می‌شوند، نگاه کنیم، نام آن بسیار مناسب به نظر می‌رسد.

دوباره با وجود زمان محدود و فشرده، بدنه خودروی میورا برای نمایش در نمایشگاه خودروی تورین در اکتبر ۱۹۶۵، به موقع تکمیل شد. این نمونه اولیه، یک هدف لحظه‌ای بود، اما منتقدان مخالف، به طراحی موتور جلوی آن انتقاد کردند و متقاعد نشدند که میورا بتواند به عنوان یک ماشین جاده‌ای موفق عمل کند.

نوچیو برتون و تیم طراحی او، طرح میورا را کمی عجیب تر از طرح‌های امروزی ساخت، اما مارچلو گاندینی، میورا را به یک ابرماشین جاده‌ای قابل بقا تبدیل کرد. بعدها گاندینی اعلام کرد که از اکتبر ۱۹۶۵ تا فوریه ۱۹۶۶، همه کارکنان لامبورگینی در هفت روز هفته و ساعت‌ها به منظور آماده سازی میورای مناسب جاده برای نمایش در نمایشگاه اتومبیل ژنو و بلافاصله پس از آن برای تولید انبوه تلاش می‌کردند.

نمونه اولیه میورا در اکتبر ۱۹۶۵ به عنوان یک شاسی هموار نمایش داده شده بود و تنها در چهار ماه تبدیل به اولین ابرماشین جهان شد.

این پروژه بدون مشکل هم نبود. در آن زمان که این مدل برای دیگران شناخته شده نبود و برای اولین بار با پروژه جی‌تی‌وی ۳۵۰ اتفاق افتاد، موتورهای میورا کاملاً با مکان خود، مطابقت نداشتند. ظاهراً کاربراتور برای تامین هوا، کمی در فشار بود و به نوبه خود باعث ایجاد مشکلات فاصله‌ای در کاپوت عقب ماشین می‌شد. بنابراین برای سنگینی اتومبیل، متعادل کنندهٔ ساختگی به محفظه موتور اضافه شد. این رویکرد، تصوری از یک ماشین را ارائه کرد که در واقع، به عنوان منتقل کنندهٔ نیرو محرکهٔ قابل اعمال بود. برای جلوگیری از انتقادهای ممکن توسط انواع رسانه‌های کنجکاو، پوشش موتور برای احتیاط قفل شده بود. اما حتی بدون موتور هم، شور و شوق و جذابیت موجود در میورا بسیار بود.




۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲

پس از موفقیت میورا، این کمپانی همچنان به آزمایش و تکامل راه خود ادامه داد. از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱، لامبورگینی انواع مختلفی از خودروها را تجربه کرد اما طرح مفهومی مارزال، شاید یکی از عجیب ترین آن‌ها بود. با درهای گالوینگ، موتور درون خطی ۶ سیلندر، فضای گستردهٔ شیشه‌ای و صندلی برای چهار نفر، این کانسپت ثابت، یک بستر آزمایشی برای مدل‌های آینده و به خصوص لامبورگینی اسپادا ۴ نفره ارائه کرد.

نه به عنوان طراحی مورد علاقه همگان، اما اسپادا انواع شیشه را در طراحی خود دارا می‌باشد. این خودرو به طور نامتناسبی بزرگ است و دارای پایان عقب پیازی، کاپوت به همان اندازه بلند و شیشهٔ بیشتر است. مزیت مهم اسپادا در توان ۳۲۵ اسب بخار آن، موتور جلوی V12 و کارایی چند وظیفه‌ای آن برای حمل چهار نفر بود.

اسپادا، با تولید سه تیپ از آن در طول سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۸، تاکیدی بر موفقیت‌های لامبورگینی بوده است. کمپانی فروچیو اکنون وارد دهه ۱۹۷۰ با خط تولید چشم گیری می‌شد. همراه با اسپادا، میورا اس جدید با موتور جلوی جی‌تی مشابه مدل جی‌تی۳۵۰ با نام لامبورگینی ایسلرو ساخته شد. در کمتر از هشت سال، لامبورگینی به اوج موفقیت خود رسیده بود.




۱۹۷۲ تا ۱۹۷۸

در اوایل سال ۱۹۷۰، مشکلاتی از قبیل ناآرامی‌های کارگری در ایتالیا، افزایش قیمت گاز و معاملات بزرگ تراکتور، استرس فوق العاده‌ای را در لامبورگینی و شرکت او به وجود آورد. بنابراین در سال ۱۹۷۲ پس از هشت سال بودن در راس، فروچیو ۵۱٪ درصد از سهام شرکت را به یک کارخانه دار سوئیسی با نام ژرژ هنری روزتی فروخت.

سال بعد او باقی سهام خود را نیز به دوست خود، رنه لایمری، واگذار کرد. بنابراین، مردی که نیروی محرکه صعود این کمپانی بود، مجبور به حذف خود از این معامله شد.

دهه ۱۹۷۰ زمان مناسبی برای خودروسازی‌ها نبود و شرکت لامبورگینی خود را برای سه بار بین سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸، در آستانه شکست دید تا در نهایت در سال ۱۹۷۸ به ورشکستگی رسید.




۱۹۷۸ تا ۱۹۸۶

در سال ۱۹۸۰، برادران میمران سوئیسی تصمیم به کمک به لامبورگینی گرفتند. در طول دهه ۱۹۸۰ تلاش‌های برادران میمران برای احیای این کمپانی در نهایت با شکست مواجه شد و برادران میمران در اواسط دهه ۱۹۸۰ شروع به مذاکره با مدیران شرکت خودروسازی کرایسلر نمودند. این مذاکرات در نهایت در سال ۱۹۸۶ به پیوست شدن لامبورگینی به کرایسلر انجامید.




۱۹۸۶ تا ۱۹۹۸

در سال ۱۹۹۰، با اینکه لامبورگینی همچنان تحت مالکیت کرایسلر بود، موفق به طراحی لامبورگینی دیابلو شد. با سرعت ۳۲۰ کیلومتر در ساعت، دیابلو از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۱ در حال کار بود. اگرچه دیابلو درآمدساز اصلی این شرکت برای دهه ۱۹۹۰ بود، اما برای حفظ ماندگاری این کمپانی کافی نبود.

در سال ۱۹۹۴، کرایسلر با مشکلاتی در شرکت خود مواجه شد. کرایسلر، لامبورگینی را به عنوان یک مسئولیت برای خود می‌دانست، بنابراین در سال ۱۹۹۴، دوباره لامبورگینی به گروهی از سرمایه‌گذاران اندونزیایی فروخته شد. این تغییر امیدوار کننده نتیجه‌ای جز بی ثباتی بیشتر برای لامبورگینی نداشت. این زمان همچنین با درگذشت فروچیو در سن ۷۶ سالگی در ایتالیا مصادف شده بود. فروچیو بدون دیدن اینکه اتومبیل‌های او دوباره عظمت دهه ۱۹۶۰ را بدست آورند، درگذشت.

در سال ۱۹۹۷ بود که فردیناند پیک نوه فردیناند پورشه و مدیرعامل گروه فولکس‌واگن علاقه‌مند به لامبورگینی شد. در واقع این وارث پورشه، برای سال‌ها از دوستداران لامبورگینی بوده است. فردیناند پیک، به عنوان یک مهندس جوان، در اوایل زندگی حرفه‌ای خود، از لامبورگینی بازدید کرده بود.

در ۱۹۹۷ لامبورگینی باید به آئودی در زمینهٔ یک پروژه همکاری موتور نزدیک می‌شد، پروژه‌ای که بعدها لامبورگینی گایاردو را به وجود آورد.

فردیناند این پیشنهاد موتور را در نظر داشت، اما وقتی شانس بدست آوردن لامبورگینی را کسب کرد، به سرعت در این مسیر گام نهاد، تا مطمئن گردد که این شرکت به سمت دیگر کمپانی‌ها کشیده نمی‌شود.




۱۹۹۸ تا تاکنون

سرانجام در سال ۱۹۹۸ گروه فولکس‌واگن لامبورگینی را با قیمت ۱۱۰ میلیون دلار، خریداری کرد. اولین مدل تولید شده تحت مدیریت فولکس‌واگن، لامبورگینی مورسیه‌لاگو بود، که در سال ۲۰۰۱ تولید شد. این مدل، اولین طراحی جدید لامبورگینی پس از ۱۱ سال بود، که دارای سیستم محرک تمام چرخ، از آئودی بوده و فضایی برای دو نفر را ایجاد می‌کرد، که مجهز به درب‌های گالوینگ و موتور ۱۲ سیلندر، با حجم ۶٫۲ لیتر بود. اولین نسل این خودرو توان ۵۷۲ اسب بخار را با گشتاور ۶۴۹ نیوتن متر ایجاد می‌کرد.

پانل‌های خارجی بدنهٔ مورسیه‌لاگو به استثنای پانل‌های سقف و درب فولادی، از فیبر کربن کامپوزیت ساخته شده است. این مدل همچنین شامل یک سیستم فعال ورودی، پنهان شده در بالای جناحین عقبی است و زمانی که نیاز به خنک کننده موتور باشد، بالا می‌آیند. این خودرو از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ با تعداد تقریبی ۴۱۰۰ دستگاه، به فروش رسید.

مدل لامبورگینی گایاردو برای این شرکت همانند موستانگ برای فورد در دهه ۱۹۶۰ است. گایاردو با خصوصیات به طور قابل ملاحظه‌ای، کوچکتر از مورسیه‌لاگو، نسبتاً مقرون به صرفه‌تر و با یک موتور قابل توجه و محرک تمام چرخ، پر سودترین محصول این شرکت از زمان آغاز به کار آن در سال ۲۰۰۳ بوده است.

گایاردو با قالب آلیاژ آلومینیوم، در ابتدا از موتور ۵ لیتری ۱۰ سیلندر و متصل به گیربکس ۶ سرعته دستی یا اتوماتیک استفاده می‌کرد که توان ۵۰۰ اسب بخار و سرعت ۳۰۹ کیلومتر بر ساعت و شتاب صفر تا صد ۴ ثانیه‌ای را تامین می‌کرد.

از سال ۲۰۰۳، این طرح رو به پیشرفت و طراحی شده توسط جیوجیارو ولوک دانکروولک، با چندین تغییر سبکی و فنی مواجه بوده است. مدل گایاردو ۲۰۱۰، با موتور ۵٫۲ لیتری ۴۰ سوپاپ ۱۰ سیلندر، که توان ۵۶۲ اسب بخار و گشتاور ۵۴۰ نیوتن متر را تولید می‌کند، مجهز شد که دارای شتاب صفر تا صد ۳٫۴ ثانیه و حداکثر سرعت ۳۲۵ کیلومتر بر ساعت است.

لامبورگینی اونتادور در سال ۲۰۱۱ برای جایگزینی مورسیه‌لاگو معرفی شد. اونتادور ساختار فیبر کربنی با قاب‌های جلو و عقب آلومینیومی دارد. بدنه آن شامل پوشش فیبر کربنی برای موتور، اسپویلرهای قابل تنظیم و ورودی‌های کناری هوا، کاپوت و گلگیرهای جلو و درب‌های آلومینیومی است. با تمام این قسمت‌های فیبر کربنی، انتظار وزن سبک تری می‌رفت اما اونتادور با وزن نه چندان کم ۱۵۷۵ کیلوگرم ساخته شده بود. با این حال، این خودرو به لطف موتور ۷۰۰ اسب بخار وی۱۲ با تولید ۶۹۰ نیوتن متر گشتاور، بسیار سریع است. این خودرو شامل لاستیک‌های ۱۹ اینچی در جلو و لاستیک‌های عقب ۲۰ اینچی می‌باشد.

جعبه دنده ۷ سرعته به اونتادور در رسیدن به سرعت ۲۱۷٫۳۵۰ کیلومتر بر ساعت و شتاب صفر تا صد 2,7 ثانیه کمک کرده است. ظاهر طراحی شده اونتادور بسیار زاویه‌ای است، به طوری که در تصاویر، مانند یک مدل مفهومی به نظر می‌رسد.

ورودی‌های هوای بزرگ در اونتادور به اطراف حرکت کرده و پس از تغذیه جناحین اونتادور از هوا، به شدت سقوط می‌کنند. شکاف‌های گسترده، در هر دو طرف برای جستجوی اکسیژن بیشتر، کشیده می‌شوند. در قسمت عقب خودرو نیز وضع مشابه‌ای وجود دارد. در حال حاضر گرانترین ماشین دنیا مطلق به لامبورگینی "ویننو" میباشد.این خودروی رویایی تقریباً 3برابر بوگاتی ویرون قیمت دارد.(بوگاتی ویرون بعنوان دومین ماشین گرانقیمت دنیا محسوب می‌شود.) حتی سرمایه داران بزرگ دنیا به آسانی قادر به خریدن این خودرو نیستند.




نمونه‌های اولیه

لامبورگینی ۳۵۰جی‌تی‌وی (۱۹۶۳ در نمایشگاه اتومبیل تورین، طراحی شده توسط فرانکو اسکاگلیون)
لامبورگینی ۳۵۰۰ جی‌تی‌زد (۱۹۶۵ در نمایشگاه اتومبیل لندن)
لامبورگینی ۳۵۰جی‌تی (۱۹۶۵ در نمایشگاه اتومبیل پاریس)
لامبورگینی ۴۰۰جی‌تی‌اس (۱۹۶۶)
لامبورگینی ۴۰۰جی‌تی (۱۹۶۶)
لامبورگینی پی۴۰۰ (۱۹۶۶)
لامبورگینی میورا (۱۹۶۶)
لامبورگینی میورا (۱۹۶۸)
لامبورگینی میورا (۱۹۷۰)
لامبورگینی میورا (۱۹۷۱)
لامبورگینی جارما (۱۹۷۲)
لامبورگینی اوراکو (۱۹۷۴)
لامبورگینی اوراکو (۱۹۷۴)
لامبورگینی میورا (۱۹۷۴)
لامبورگینی سیلوت (۱۹۸۰)
لامبورگینی مارکوپولو (۱۹۸۲ طراحی شده توسط ایتال‌دیزاین)
لامبورگینی گایاردو (۲۰۰۵)
لامبورگینی میورا (۲۰۰۶)
لامبورگینی استوک (۲۰۰۸)
لامبورگینی سستو المنتو (۲۰۱۰)
لامبورگینی اونتادور (۲۰۱۲)





پورشه

پورشه، (به آلمانی: Porsche) شرکت هلدینگ خودروسازی آلمانی است، که در سال ۱۹۳۱ توسط فردیناند پورشه تاسیس شد. تمرکز این شرکت عمومأ بر طراحی و ساخت خودروهای اسپورت و خودروهای لوکس معطوف می‌باشد. دفتر مرکزی و کارخانه تولیدی اصلی شرکت پورشه در شهر اشتوتگارت، بادن-وورتمبرگ قرار دارند.

در ماه ژوئیه ۲۰۱۲ گروه فولکس‌واگن، اقدام به خریداری ۱۰۰٪ درصد از سهام شرکت پورشه هولدینگ نمود، که از شرکت‌های زیرمجموعه کمپانی پورشه است، که مدیریت بخش فروش خودروهای پورشه را برعهده دارد. پیش‌تر در دسامبر ۲۰۰۹ گروه فولکس‌واگن ۴۹٫۹٪ درصد از سهام کمپانی اصلی پورشه را نیز خریداری کرده بود.

از سوی دیگر شرکت پورشه اس‌ای با در اختیار داشتن ۵۰٫۰۷٪ درصد از سهام گروه فولکس‌واگن، به‌عنوان بزرگترین سهام‌دار این گروه شناخته می‌شود. خانواده پورشه و خانواده پیک بطور مشترک، با در اختیار داشتن ۵۰٫۰۱٪ درصد از سهام شرکت خودروسازی پورشه، مالک اصلی آن به‌شمار می‌آیند. بخشی از سهام شرکت پورشه نیز، در بازار بورس فرانکفورت معامله می‌شود.





تاریخچه
از ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۷

فردیناند پورشه در سال ۱۹۳۱ شرکت پورشه را در شهر اشتوتگارت تاسیس کرد، که در زمینه طراحی و توسعه موتورهای اتومبیل، همچنین ارائه خدمات مهندسی و مشاوره، فعالیت خود را آغاز نمود و در سال‌های نخست، بخش اعظم از مشتریانش را شرکت‌های خودروسازی همچون: آئودی، مرسدس بنز، دکاو، اوپل، واندرر، دایملر-بنز و اتو یونیون تشکیل می‌دادند.

یکی از نخستین طرح‌هایی که شرکت تازه تاسیس پورشه در آن مشارکت نمود، پروژه‌ای تحت عنوان فولکس‌واگن بود، که در زبان آلمانی ماشین مردم معنا می‌دهد. در اواسط دهه ۱۹۳۰ شرکت پورشه و مشخصأ فردیناند پورشه، از سوی دولت آلمان نازی، برای طراحی نخستین اتومبیل فولکس‌واگن، دعوت به‌کار شد، این خودرو، فولکس‌واگن بیتل نام داشت، که امروزه به‌عنوان یکی از موفق‌ترین اتومبیل‌های تولید شده در تاریخ خودروسازی شناخته می‌شود.

شخص دیگری که سهم بسیار زیادی در راه‌اندازی و توسعه شرکت پورشه ایفا نمود، فری پورشه می‌باشد. فری که فرزند ارشد فردیناند بود، ریاضیات را در مدرسه و مکانیک را در کارگاه پدر آموخت.

دوران جوانی فری پورشه مصادف با به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در آلمان و فراخوان او برای بازسازی صنایع بود. هیتلر می‌خواست که آلمان سریع‌ترین اتومبیل‌ها را بسازد؛ بنابراین کارخانه‌های خودروسازی را از کمک‌های دولتی برخوردار نمود. در این شرایط بود، که از سوی هیتلر، دعوت‌نامه‌ای برای همکاری در کمپانی جدیدی که فولکس‌واگن نام داشت، برای فردیناند پورشه ارسال گردید. وی نیز در این شرایط توانست مدیریت کارخانه‌های اتو یونیون و واندرر را بر عهده گیرد.




از ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۱

قرارداد همکاری فردیناند پورشه با کمپانی اتو یونیون در سال ۱۹۳۸ به اتمام رسید، ولی به جهت درگیر بودن آلمان در جنگ، او بیشتر وقت خود را صرف طراحی ماشین‌آلات جنگی نمود. از تولیدات زمان جنگ فردیناند پورشه برای نمونه می‌توان به تانک‌های تایگر یک و تایگر دو اشاره کرد.

در سال ۱۹۳۹ اولین اتومبیل پورشه ساخته شد، که عموماً از قطعات فولکس‌واگن بیتل برای آن استفاده کرده بود. این اتومبیل، پورشه ۶۴ نام داشت.

با پایان جنگ، فردیناند و فری پورشه هر دو به اسارت فرانسوی‌ها درآمدند. فرانسوی‌ها برای آزادی هر کدام از پورشه‌ها ۵۰۰ هزار فرانک مطالبه کردند؛ ولی بضاعت مالی خانواده پورشه تنها اجازه پرداخت وثیقه یکی از آنها را می‌داد، بنابراین پسر، در ماه ژوئیه ۱۹۴۶ آزاد شد و بلافاصله راهی اتریش شد، ولی پدر در اسارت فرانسوی‌ها باقی ماند. فری پس از مدت کوتاهی، با هدف بازسازی کارخانه پدری، راهی آلمان شد، ولی پیگیری‌های او با مخالفت و پاسخ منفی از سوی نیروهای متفقین مواجه گردید.

این امر باعث شد تا وی بار دیگر به اتریش بازگردد و کارخانه کوچکی را برای ساخت پمپ آب و لوازم لوله‌کشی تاسیس کند، ولی این وضعیت بسرعت تغییر کرد. در اواسط سال ۱۹۴۷ در حالی‌که کمتر از ۱ سال از آزادی فری نمی‌گذشت، وی با مشارکت خواهرش؛ لوئیس و همسر او آنتوان پیک (که در اواخر دهه ۱۹۳۰ چندین سال، ریاست شرکت فولکس‌واگن را در دست داشت)، اقدام به راه‌اندازی شرکت پورشه هولدینگ، در اتریش نمود. این شرکت در زمینه واردات و توزیع اتومبیل‌های آلمانی، به کشور اتریش فعالیت می‌کرد. عقد قرارداد با برخی کارخانه‌های اتومبیل‌سازی باعث شد، تا فری انگیزه ساخت یک اتومبیل را پیدا کند.

اتومبیلی که بر مبنای فولکس‌واگن بیتل در سال ۱۹۴۷ طراحی شد، پورشه ۳۵۶ نام گرفت. طراحی مدل اولیه این اتومبیل را، چند سال پیش از آن، فردیناند پورشه انجام داده بود، ولی کار تولید این مدل را، فری به پایان رساند. مدل ۳۵۶ از یک موتور چهار سیلندر هوا خنک، با قدرت ۳۵ اسب بخار نیرو می‌گرفت، که در قسمت عقب اتومبیل نصب شده بود.

پورشه ۳۵۶ دومین اتومبیلی بود، که به نام پورشه تولید می‌شد. فری در سال ۱۹۴۹ به اشتوتگارت بازگشت و کارخانه پورشه را در آنجا بنیان نهاد، سپس برای کارخانه خود، نشان (لوگو) شهر اشتوتگارت را انتخاب کرد.




از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳

فردیناند پورشه در اوایل دهه ۱۹۵۰ در بستر بیماری افتاد و سرانجام در سال ۱۹۵۱ درگذشت. با درگذشت فردیناند، نیمی از سهام شرکت، به فری پورشه واگذار شد و ۵۰٪ درصد از سهام آن نیز، به دختر فردیناند؛ لوئیس و همسرش آنتوان پیک، به ارث رسید.

ورود شرکت پورشه، به عرصه خودروهای اسپورت، در سال ۱۹۵۲ با مدل پورشه ۳۵۶/۱ آغاز شد. پورشه قصد داشت با تکیه بر تجربه‌های حاصل از رقابت‌های اتومبیلرانی، امنیت اتومبیل‌های خود را بهبود ببخشد.




از ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۲

شرکت پورشه در سال ۱۹۶۳ اولین مدل از سری پورشه ۹۱۱ را که در مسابقات اتومبیلرانی موفقیت‌های غیرمنتظره‌ای را به‌دست آورده بود، ارائه کرد. مدل ۹۱۱ که یک اتومبیل ۶ سیلندر موتور عقب بود، به‌سرعت به رقیبی سرسخت در مسابقات اتومبیلرانی تبدیل گشت.

در سال ۱۹۶۴ بود که سری پورشه ۹۱۱ کلاسیک به بازار وارد شد. در همان سال مدل پورشه کاررا جی‌تی‌اس کوپه به‌عنوان نخستین اتومبیل با اتاق غیر فلزی نیز عرضه گردید.

تولیدات پورشه از اویل دهه ۱۹۷۰ روز به روز پیشرفته‌تر می‌شدند، خصوصیتی که امروز هم یکی از سیاست‌های تولید این شرکت اتومبیل‌سازی به‌شمار می‌آید.




از ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۲

از سال ۱۹۵۱ که مالکیت شرکت پورشه میان دو خانواده پورشه و پیک تقسیم شد، چندین بار مشکلات مالی و حقوقی میان دو خانواده بر سر مالکیت شرکت و تصاحب پست‌های مدیریتی در گرفت، که در نهایت در سال ۱۹۷۲ فری پورشه برای جلوگیری از این نزاع‌های خانوادگی، شرکت پورشه را از یک شرکت با مسئولیت محدود، به یک شرکت سهامی تبدیل نمود.

این مجادلات در طول دهه ۱۹۷۰ با تغییرات مداوم مدیریتی همراه بود، که در نهایت به کاهش تولید شرکت پورشه و مشکلات مالی انجامید. در طول دهه ۱۹۸۰ تولید پورشه به پایین‌ترین سطح خود رسید و در این دهه، کلاس خودروهای اسپورت، بخش اعظم فروش شرکت را به خود اختصاص می‌داد.

با تغییراتی که فری پورشه از سال ۱۹۷۲ در ساختار شرکت انجام داده بود، در نهایت در سال ۱۹۸۴ توانست بخشی از سهامش را در بازار بورس فرانکفورت بصورت عمومی واگذار نماید و سرمایه‌ای که از این طریق به پورشه تزریق شد، در ابتدای دهه ۱۹۹۰ به شکوفایی مجدد این کمپانی کمک فراوانی کرد.




از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۹

در سال ۱۹۹۲ وندلاین وایدکینگ به مدیرعاملی شرکت پورشه منصوب شد و یک سال بعد در ۱۹۹۳ با حفظ سمت، ریاست هیئت مدیره شرکت را نیز در دست گرفت.

در سال مالی ۱۹۹۴ درحالی‌که تنها ۲ سال از ریاست وندلاین وایدکینگ در شرکت نمی‌گذشت، تولید خودروهای پورشه را به شمار ۲۱٫۱۲۴ دستگاه در سال رساند و پس از یک دهه زیان، بار دیگر شرکت پورشه به سودآوری رسید.

وایدکینگ تا سال ۲۰۰۹ سکان رهبری پورشه را در دست داشت و در مجموع، ریاست ۱۷ ساله وی بر این شرکت، پورشه را از یک خودروساز زیان‌ده، به سودآورترین شرکت خودروسازی جهان، تبدیل نمود. وی در آخرین سال فعالیتش در پورشه، تولید را به بالاترین میزان در تاریخ پورشه رسانید و در مجموع در سال مالی ۲۰۰۹ میلادی شرکت پورشه ۹۸٫۶۵۲ دستگاه خودرو را بفروش رساند.




از ۲۰۰۹ تا کنون

پس از بازنشستگی وندلاین وایدکینگ در سال ۲۰۰۹ مایکل ماخت به مدیرعاملی پورشه منصوب گردید. در ماه اکتبر ۲۰۱۰ ماتیاس مولر، مدیرعامل اسبق آئودی، جایگزین دکتر ماخت شد. مولر تا ماه فوریه ۲۰۱۴ در این سمت باقی ماند، سپس مارتین وینترکورن، مدیرعامل کنونی گروه فولکس‌واگن، با حفظ سمت مدیرعاملی پورشه را نیز در دست گرفت. ریاست هیئت مدیره پورشه نیز در اختیار وولفگانگ پورشه (فرزند فری پورشه) می‌باشد.

هم‌اکنون پورشه پنجمین اتومبیل‌ساز آلمان از نظر دارایی و درآمد سالانه است و با توجه به اینکه اتومبیل‌های شرکت پورشه معمولاً در شمار پایین تولید می‌گردند؛ اما محصولات آن، همواره در کلاس خودروهای گران‌قیمت طبقه‌بندی می‌شوند.




ارتباط با فولکس‌واگن

ریشه‌های ارتباط دو خودروساز آلمانی پورشه و فولکس‌واگن، به زمان تاسیس گروه فولکس‌واگن بازمی‌گردد، که فردیناند پورشه، از بنیانگذاران این گروه بزرگ صنعتی به‌شمار می‌آمد. پس از تاسیس شرکت پورشه نیز، این رابطه از طریق ارائه خدمات مهندسی پورشه به فولکس‌واگن همچنان حفظ شد، که در زمان تولید مدل فولکس‌واگن بیتل، که توسط فردیناند طراحی شده بود، به اوج خود رسید.

تولید دومین مدل از سری اتومبیل‌های شرکت پورشه، که پورشه ۳۵۶ نام داشت و توسط فری پورشه در سال ۱۹۴۷ تولید شد، که در واقع مدل توسعه یافته‌ای از فولکس‌واگن بیتل بود، باعث شد، که شرکت فولکس‌واگن از پورشه شکایت کند و خصومت‌هایی میان مدیران وقت دو خودروسازی آلمانی بوجود آید.

در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، روابط دو شرکت بار دیگر به سطح مطلوبی رسید، که به طراحی و تولید مدل مشترکی تحت نام فولکس‌واگن-پورشه ۹۱۴ در سال ۱۹۶۹ انجامید. همکاری بعدی پورشه و فولکس‌واگن در سال ۲۰۰۲ در تولید پورشه کاین انجام شد، که نخستین خودروی اس‌یووی پورشه می‌باشد و بر پایه یک پلتفرم مشترک، با آئودی کیو۷ و فولکس‌واگن تورگ، در کارخانه براتیسلاوا طراحی و ساخته شد.

در سال ۲۰۰۳ فردیناند پیک، نوه فردیناند پورشه به‌عنوان مدیر عامل اجرایی گروه فولکس‌واگن، دو کمپانی پورشه و فولکس واگن را دو عضو از یک خانواده توصیف کرده است. فردیناند پیک هم‌اکنون رییس هیئت مدیره گروه فولکس‌واگن است.




تولیدات
خودروهای اسپورت

خودروهای اسپورت تولید شده توسط شرکت پورشه، از نظر نوع طراحی موتور، به سه شاخه تقسیم می‌شوند:

موتورهای تخت
موتورهای خطی
موتورهای وی‌شکل

موتورهای تخت



موزه پورشه

موزه پورشه که از سال ۱۹۷۶ برای عموم قابل بازدید است، تاریخ پورشه را از مدل‌های قدیمی و پرخاطره تا طرح‌های جدید نشان می‌دهد. برخی از مدل‌های قدیمی این اتومبیل مانند فلیتزر، هر از چندگاه در مسابقه‌ها یا جشنواره‌های اتومبیل‌های قدیمی شرکت داده می‌شوند. شرکت پورشه موزه جدیدی را با معماری کاملاً مدرن در محل این کارخانه در شهر اشتوتگارت ساخته است. این مجموعه در روز ۳۱ ماه ژانویه ۲۰۰۹ افتتاح شد.

موزه جدید پورشه ۵۶۰۰ مترمربع وسعت و ۸۰ غرفه دارد. در موزه جدید پورشه برخی مدل‌های این خودرو که از ابتدای تاسیس کارخانه تاکنون ساخته شده‌اند، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارند. در مجموعه اتومبیل‌های گردآوری شده در موزه پورشه نخستین اتومبیل‌های اسپورت جهان به نمایش درآمده‌اند. امروزه کمپانی‌های بزرگی از قبیل سیات اسپانیا، دوو و سوبارو، بسیاری از مهندسان و کارکنان خود را همه ساله برای استفاده از تجربیات پورشه به این کمپانی می‌فرستند.
رقبای شرکت

جدی‌ترین رقبای پورشه در آلمان؛ ب ام و، مرسدس بنز و آئودی (رقیب مستقیم مدل پورشه بوکستر مدل‌های ب‌ام‌و زد۴ از شرکت ب‌ام‌و و مرسدس بنز سی‌ال‌کا از شرکت مرسدس بنز می‌باشند) و در خارج از آلمان لوتوس کارز، جگوار کارز و شورلت می‌باشند. مدل‌های گران‌قیمت پورشه رقیب محصولات فراری، لامبورگینی و بوگاتی می‌باشد.

امروزه کمپانی‌های بزرگی از قبیل سیات، دوو و سوبارو، بسیاری از مهندسان و کارکنان خود را همه ساله برای استفاده از تجربیات طراحان و مهندسان پورشه، به مراکز تحقیقاتی و کارخانجات عملیاتی این شرکت می‌فرستند.




مسابقات اتومبیل‌رانی

پورشه تا به حال ۱۶ بار به مقام قهرمانی مسابقات لمانز رسیده است. همچنین در مسابقات رالی پاریس داکار یکی از تیم‌های مطرح شناخته می‌شود. این کمپانی موتور مک لارن را برای مسابقات فرمول یک ساخته است.




جگوار کارز

جگوار کارز، (به انگلیسی: Jaguar Cars) شرکت خودروسازی بریتانیایی و چندملیتی است، که دفتر مرکزی آن در شهر وایتلی، کاونتری، در کشور انگلستان قرار دارد. این شرکت هم‌اکنون زیرمجموعه‌ای از گروه خودروسازی جگوار لندرور به‌شمار می‌آید، که خود متعلق به کمپانی تاتا موتورز می‌باشد.

جگوار در سال ۱۹۲۲ تحت نام سوالو سایدکار کمپانی، توسط ویلیام لیونز تاسیس شد. این شرکت پس از جنگ جهانی دوم به جگوار تغییر نام داد. در ۱۹۳۴ اتومبیل‌های تولید شده توسط کمپانی جگوار، ابتدا با نام اس‌اس و اندکی بعد تحت نام اس‌اس جگوار، به بازار عرضه شدند. این شرکت در ۱۹۶۶ به کمپانی بریتیش موتور هولدینگز فروخته شد.

دو سال بعد، در ۱۹۶۸ جگوار با لیلاند موتورز ادغام گردید و شرکت جدید بریتیش لیلاند نام گرفت. شرکت خودروسازی جگوار در سال ۱۹۷۵ توسط دولت بریتانیا، ملی اعلام شد. در ابتدای دهه ۱۹۸۰ روند خصوصی سازی در این شرکت نیز آغاز گردید، که سرانجام در پی جدایی از بریتیش لیلاند، با نام کنونی، یعنی جگوار کارز به ثبت رسید. در سال ۱۹۸۴ شرکت جگوار موفق شد که بعنوان یک شرکت مستقل وارد بازار بورس لندن گردد، ولی در سال ۱۹۹۰ تمامی سهام آن، توسط کمپانی آمریکایی فورد خریداری شد و برای قریب به دو دهه تحت مدیریت فورد، به فعالیت ادامه داد.

سپس در تاریخ ۲ ژوئن ۲۰۰۸ شرکت هندی تاتا موتورز جگوار را از کمپانی فورد خریداری نمود و با ادغام سه شرکت جگوار، لندرور و رنجرور گروه خودروسازی جگوار لندرور را راه‌اندازی کرد، که در ساختار جدید، هم‌اکنون جگوار کارز زیرمجموعه‌ای از جگوار لندرور محسوب می‌شود، که خود شرکت تابعه‌ای از کمپانی تاتا موتورز به‌شمار می‌آید.

شرکت جگوار همواره یکی از فعال‌ترین خودروسازها در زمینه طراحی و ساخت خودروهای لوکس سفارشی می‌باشد و بارها برای الیزابت دوم و چارلز، شاهزاده ولز اتومبیل‌هایی تولید کرده‌است. در سال‌های اخیر نیز شرکت جگوار اقدام به ساخت خودرو برای نخست‌وزیر بریتانیا نموده است. آخرین خودروی تولید شده توسط این کمپانی مدل جگوار ایکس‌جی می‌باشد، که در ماه مه سال ۲۰۱۰ عرضه شده‌است.




تاریخچه

جگوار کارز شرکت تولیدکننده خودروهای لوکس می‌باشد، که دفتر مرکزی آن در کاونتری انگلستان قرار دارد. این شرکت اکنون زیرمجموعه کمپانی «تاتا موتورز» هندوستان بوده و در بخش تجاری «جگوار لندرور» این کمپانی فعالیت می‌کند.

این شرکت در سال ۱۹۲۲ توسط سر ویلیام لیونز و ویلیام والمزلی با نام «سوالو سایدکار کمپانی» (به انگلیسی: Swallow Sidecar Company) تاسیس شد و در ابتدا به تولید اتاقک اضافه کنار موتورسیکلت می‌پرداخت.

این شرکت پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۴ به «اس اس کارز» تغییر نام داد و سرانجام در سال ۱۹۴۵ با نام کنونی یعنی جگوار کارز به ثبت رسید. شعار تبلیغاتی جگوار «ظرافت، وسعت، سرعت» بود و در دهه ۱۹۵۰ در مسابقات اتومبیل‌رانی بسیار موفق ظاهر شد.

جگوار پس از ادغام با کمپانی «بریتیش موتور» در سال ۱۹۶۸ جزئی از کارخانه «بریتیش لیلاند» گردید، که پیش از آن شرکت‌های روور و «استاندارد ترایمف» را نیز خریداری کرده بود. دو سال بعد جگوار و دایملر دو قطب بزرگ بریتیش لیلاند شده بودند و روور و ترایمف، در سوی دیگر قرار داشتند. تا اینکه در اوایل دهه ۱۹۸۰ بیشتر این شرکت‌ها به «گروه آستین روور» پیوستند که البته جگوار در بین آنها نبود.

جگوار در سال ۱۹۸۴ وارد بورس لندن شد و بلافاصله پس از عرضه سهام خود بطور عمومی، در لیست ۱۰۰ شرکت برتر این مرکز قرار گرفت. این شرکت پنج سال بعد توسط کمپانی فورد خریداری شد، که در پی آن، از فهرست شرکت‌های بورس لندن خارج گردید. جگوار تاکنون دو نشان سلطنتی از ملکه الیزابت دوم و پرنس چارلز دریافت کرده است.

پس از چندین بار تغییر مالکیت در تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۰۸ مدیران شرکت فورد اعلام کردند، که قصد فروش جگوار و روور به یک شرکت هندی به نام تاتا موتورز را دارند، که پیش بینی می‌شد، این خرید تا پایان فصل دوم سال ۲۰۰۸ انجام شود. قرارداد تاتا موتورز علاوه بر جگوار، سه زیرمجموعه دیگر آن، از جمله بخشی از دایملر کمپانی، متعلق به جگوار، روور و لانکستر را نیز شامل می‌شد و نهایتا این قرارداد در تاریخ دوم ژوئیه ۲۰۰۸ با مبلغ ۷٫۱ میلیارد پوند، منعقد گردید.

جگوار کارز پس از سالها ناکامی، سرانجام در نمایشگاه خودروی پاریس در سال ۲۰۱۰ بسیار قوی ظاهر شد و از میان صدها خودروی موجود در این نمایشگاه، خودروی جگوار آخرین تکنولوژی‌ها را به کار گرفته بود و به همین دلیل جزو ستارگان نمایشگاه خودروی پاریس لقب گرفت. طراحی بی نظیر و متفاوت خودروی جگوار سی-ایکس۷۵ موجب شد، تا تمامی بازدیدکنندگان نمایشگاه توجه ویژه‌ای به آن داشته باشند و به عنوان ستاره نوظهور صنعت خودروسازی در پاریس معرفی شود.



خودروهای جگوار

این شرکت در ابتدا به تولید موتورسیکلت‌های سایدکار می‌پرداخت، اما پس از مدتی بر تولید خودرو متمرکز شده و نام شرکت در سال ۱۹۳۳ به "اس‌اس کارز" تغییر کرد. جگوار اس‌اس ۱۰۰، نخستین خودرویی بود که در سال ۱۹۳۵ با نام جگوار عرضه شد.

پس از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۵، اس اس کارز نام خود را به جگوار تغییر داد، زیرا نام این شرکت مشابه با سازمان شبه نظامی نازی آلمان بود. جگوار مارک پنج، نخستین خودروی جگوار پس از پایان جنگ بود، که در سال ۱۹۴۸ تولید شد. در همان سال سدان لوکس جگوار ایکس‌کا۱۲۰ را نیز روانه بازار کرد، که سریع‌ترین خودروی تولیدی تا آن زمان محسوب می‌شد. این اتومبیل از محبوبیت بسیاری برخوردار شد و به جگوار کمک کرد، تا حضور قدرتمندی در بازار خودروهای اسپورت داشته باشد.

در دهه ۱۹۵۰، صادرات محصولات لوکس جگوار به بازار ایالات متحده آمریکا آغاز شد. جگوار مارک هفت سالون، در سال ۱۹۵۱ و به صورت اختصاصی برای بازار آمریکا معرفی شد. در سال ۱۹۵۶، این خودرو برنده جایزه "رالی مونت کارلو" گردید.

در اواسط دهه ۱۹۵۰ جگوار مدل‌های جگوار مارک هشت و جگوار مارک نه را به خط تولید خود اضافه کرد. همزمان و با ارتقا عملکرد جگوار ایکس‌کا، شرکت مدل جگوار ایکس‌کا۱۴۰ را نیز تولید کرد. پس از آن، جگوار ایکس‌کی۱۵۰ معرفی شد، که سریع‌تر از مدل‌های قبلی خود بود، اما جذابیت مدل‌های ۱۲۰ و ۱۴۰ را نداشت.

در دهه ۱۹۶۰، یکی از مشهورترین خودروهای جگوار متولد شد. جگوار تیپ ای، که در بازار ایالات متحده آمریکا به نام ایکس‌کا ای شناخته می‌شد، در سال ۱۹۶۱ عرضه گردید. این خودروی اسپرت، در دو گونه کوپه و کانورتیبل، عملکرد فوق‌العاده را با ظاهری بسیار جذاب، در هم آمیخته بود. جذابیت جگوار ای تایپ، به حدی بود، که حتی تحسین "انزو فراری"، موسس شرکت فراری را نیز در پی داشت.

یک دهه بعد، این شرکت جگوار ایکس‌جی۶سی و جگوار ایکس‌جی۱۲سی کوپه را برای ملحق شدن به محصولات سدان خود معرفی کرد. مدل ایکس‌جی۱۲سی سریعترین سدان تولیدی تا آن زمان بود. در اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، مدل محبوب تیپ ای، با مدل جگوار ایکس‌جی‌اس جایگزین شد. در دهه ۱۹۸۰ جگوار روند رو به رشد خود را، ادامه داده و مدل جگوار ایکس‌جی‌اس اچ‌ای و خودروی سوپراسپورت؛ جگوار ایکس‌جی۲۲ را روانه بازار کرد.

البته در آن زمان، خودروهای جگوار به واسطه برخی نقص‌های فنی نیز مشهور شدند، که مشکلات الکتریکی، بیش از سایر موارد، نارضایتی مشتریان اتومبیل‌های جگوار را به همراه داشت. از سوی دیگر، سخت‌تر شدن رقابت، به واسطه حضور خودروهای آلمانی و کمبود منابع مالی، جگوار را بر آن داشت، تا طی همکاری با شرکتی دیگر، به فعالیت‌های خود ادامه دهد. این تصمیم در نهایت به خرید جگوار توسط فورد در سال ۱۹۹۰ منجر شد.

با این وجود، مشکلات مالی جگوار و کاهش فروش این شرکت، فورد را نیز تحت تاثیر قرار داد. از این رو، فورد برای کاهش ضرر خود، جگوار و برند لندرور را در سال ۲۰۰۸ به شرکت هندی تاتا موتورز فروخت. اگرچه عدم اطمینان به جگوار همچنان بر محصولات این برند سایه افکنده بود، اما معرفی مدل‌های جدید مانند جگوار ایکس‌اف و مدل‌های نمادینی مانند جگوار ایکس‌کا و جگوار ایکس‌جی (ایکس۳۵۱) با طراحی جدید، امروزه شرایط را تغییر داده و آینده روشنی را، برای جگوار رقم زده است.




جگوار لندرور

جگوار لندرور، شرکت چندملیتی خودروسازی است، که در زمینه توسعه، طراحی، تولید و فروش انواع خودرو فعالیت می‌کند.

ریشه‌های مشارکت و همکاری دو شرکت خودروسازی جگوار کارز و لندرور به سال ۲۰۰۲ بازمی‌گردد، که با مدیریت کمپانی فورد شروع به فعال نمودند. شرکت فورد که در سال ۱۹۸۹ جگوار کارز را تصاحب کرده بود، در سال ۲۰۰۰ نیز اقدام به خریداری شرکت لندرور از گروه خودروسازی ب ام و نمود.

شرکت جگوار لندرور در سال ۲۰۰۸ در پی خریداری جگوار و لندرور توسط گروه خودروسازی هندی تاتا موتورز، راه‌اندازی شد، سپس برند رنجرور را نیز با آنها ادغام نمود.

این شرکت تا ماه مارس ۲۰۱۲ شمار ۳۰۵٫۸۵۹ دستگاه خودرو به‌فروش رسانده بود، که سهم لندرور؛ ۲۵۱٫۶۳۲ دستگاه و جگوار نیز ۵۴٫۲۲۷ دستگاه را، به خود اختصاص می‌داد. دفتر مرکزی شرکت جگوار لندرور در وایتلی، در حومه شهر کاونتری، میدلندز غربی، انگلستان قرار دارد.



کارخانه‌های تولیدی

از سال ۲۰۰۸ که شرکت جگوار تحت مدیریت جگوار لندرور قرار گرفت، خودروهای این شرکت به‌همراه برندهای لندرور و رنجرور، توسط مهندسان هر سه شرکت، در کارخانه «وایتلی» کاونتری طراحی شده و در دو کارخانه مجهز جگوار لندرور ساخته می‌شوند. یکی از این کارخانه‌ها «کستل برومویچ» در بیرمنگام بوده و دیگری «هیل وود بادی» در نزدیکی لیورپول است.



شورولت

شِورولِت، (به انگلیسی: Chevrolet) شرکت خودروسازی آمریکایی است، که هم‌اکنون نام برند گروهی از خودروهایی می‌باشد، که توسط جنرال موتورز تولید می‌شوند.

این شرکت، در سال ۱۹۱۱ توسط لوئیس شورولت و ویلیام سی. دورانت تاسیس شد. شرکت شورولت در سال ۱۹۱۸ توسط کمپانی جنرال موتورز خریداری گردید.

شورولت در طول سال‌ها فعالیت در صنعت خودروسازی، مدل‌های مشهوری را به بازار خودروی جهان عرضه کرد، که از شناخته شده‌ترین آنها می‌توان به: ایمپالا، کامارو، اکسپرس، ولت، کروز، کلرادو، تاورا، تراکر، بلیزر، ساب‌اوربان، سلبریتی، نوا، لومینا، مونت کارلو، مونتانا، ون، وگا، کاوالیر، کاپریس، کودیاک و کوروت اشاره نمود.




تاریخچه

نام اتومبیل‌های این کمپانی، ار نام راننده موفق سوئیسی؛ لوئیس شورولت گرفته شده است. او در سال ۱۸۷۸ در کشور فرانسه زاده شد و بعدها در آنجا به کار در یک کمپانی مورس پرداخته و سپس با برادران خود، بنام‌های آرتور و گاستون تصمیم بر مهاجرت به کانادا گرفت.

وی سپس وارد ایالات متحده گردید. در شهر نیویورک امکان کار بر روی اتومبیل‌ها و کامیون‌های کارخانه ویلیام والتر برای لوئیس فراهم آمد. او سپس شروع به کار در کارخانه‌های متعدد کرد و توانست خود را به‌عنوان یکی از بهترین رانندگان مسابقات نشان دهد و همین امر باعث شد، تا توجه ویلیام سی. دورانت - موسس کمپانی جنرال موتورز - به وی جلب شده و دورانت او را بعنوان راننده جنرال موتورز استخدام کند.

لوئیس شورولت و ویلیام دورانت، اتومبیل جدیدی به سبک اتومبیل‌های فرانسوی طراحی نموده و نام آن را شورولت گذاشتند. در سال ۱۹۱۱ نمونه کلاسیک و شش سیلندر این مدل برای عرضه به بازار ایالات متحده، تولید شد. در سوم نوامبر آن سال، کارخانه شورولت موتور تأسیس شد و ۲٫۹۹۹ دستگاه از این خودرو را، در همان سال تولید کرد.

شرکت میسون موتور که قبلاً تحت نظارت دورانت بود، به شورولت واگذار گردید و در سال ۱۹۱۳ این دو کمپانی در هم ادغام شدند. در ۱۹۱۳ اتومبیل چهار سیلندر بی‌بی در دو مدل یک سرنشینه و مدل سلطنتی، در رنگ‌های آبی و سفید تولید شد. طرح رنگ آمیزی این خودرو، از روی کاغذ دیواری هتلی که دورانت در فرانسه در آن اقامت داشت، الهام گرفته شده بود.

در سال ۱۹۱۳ لوئیس شورولت و دو نفر دیگر، بنام‌های وی. آر هفلر و جی‌بویز تصمیم گرفتند، تا کارخانه تولید موتورهای هوایی شورولت را تأسیس کنند. اما این کارخانه در همان آغاز کار، ورشکست گردید و در سال ۱۹۴۱، لوئیس شورولت به صورتی مرموز، کشته شد و راز قتل او در پرده‌ای از ابهام باقی‌ماند.

در سال ۱۹۱۴ نام کمپانی به مکس‌ول موتور تغییر کرد و در شهر نیویورک تعداد ۵٫۰۰۵ دستگاه خودرو تولید شد و در همین سال، مدل دیگری نیز به نام شورولت ۴۹۰ و یا قیمت ۴۹۰ دلار به بازار عرضه شد.

طی دو سال شمار ۷۰٫۷۰۱ دستگاه از این خودرو به فروش رفت و در سال ۱۹۱۷ اولین اتومبیل اسپورت بدون سقف این کمپانی نیز ساخته شد. در ۱۹۱۸ شورولت شروع به تولیدات تجاری مانند کامیون کرد.

در ۱۹۱۹ شرکت شورولت به دو بخش کمپانی دورانت و بخش جنرال موتورز تقسیم شد و تا قبل از جنگ جهانی دوم، معادل ۱۴۹٫۹۰۴ دستگاه اتومبیل تولید نمود.

در ۱۹۲۱ یعنی بعد از جنگ به علت کمبود سرمایه پنج میلیونی، کمپانی شورولت تا مرز سقوط و ورشکستگی پیش رفت، اما پیش از آن در سال ۱۹۱۱ نیز با این وضع مواجه شده بود، که با مدیریت خوب ویلیام دورانت در مدتی کمتر از ده سال، به یکی از بزرگترین کارخانجات اتومبیل‌سازی جهان تبدیل گشت.

یکی از بزرگترین مشکلات شرکت، در ۱۹۲۳ برگشت خوردن موتورهای هواپیمای تولیدی شورولت بود، که ضرری بزرگ به شورلت وارد ساخت. در سال ۱۹۲۷ خودروی جدید شورولت، توانست از نظر تعداد تولیدات مقام نخست را، در صنعت، به خود اختصاص دهد. این وسیله نقلیه به تعداد یک میلیون و هزار و هشتصد و هشتاد دستگاه تولید شد.

در ۱۹۲۹ طرح جدیدی از یک خودروی شش سیلندر و طرحی چهار سیلندر از همین اتومبیل، به منظور کاهش قیمت، ارائه و از آن به تعداد ۱٫۳۲۸٫۶۰۵ دستگاه تولید شد.

در سال ۱۹۳۵ شورولت، تولید ده میلیونمین اتومبیل خود را جشن گرفت. در ۱۹۳۶ سیستم ترمزهای شورلت بصورت هیدرولیک درآمد. در ۱۹۳۹ کمپانی با تولید ۱۵ میلیون‌امین خودروی خود، شورولت سایتیشن را به بازار عرضه کرد.

قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، شرکت رکورد فروش خودرو در سال را، شکسته و در ۱۹۴۱ رقمی معادل ۱٫۴ میلیون فروش را، در بازارهای جهانی خودرو، به نام خود ثبت کرد.

در آن سال، یکی از اتومبیل‌های کوپه شرکت نیز، در چند مسابقه اتومبیل‌رانی، موفق به کسب مقام شد. در سال ۱۹۴۸ دبلیو. اف آرمسترانگ، یکی از مدیران موفق جی‌ام سرپرستی شورولت را به عهده گرفت.

با ورود این مدیر جدید، سبک تولید خودروها، در کارخانجات شورلت مجدداً تغییر و مدل‌های دیگری از آن، را در ۱۹۵۰ به بازار عرضه کرد. بر اثر این سبک جدید، غیر از تغییرات در بدنه خودرو، تغییرات عمده‌ای در ساختار موتور و همچنین قیمت آن، حاصل شد.

از سال ۱۹۵۰ به بعد، بیشتر مدل‌های شورولت، با گیربکس تمام اتوماتیک بودند. یکی از کارهای مهم آرمسترانگ، تولید مدل‌های بسیار ارزان قیمت بود، که در رشد اقتصادی شرکت شورلت اهمیت بسیار داشت.

همچنین در ۱۹۵۰ مهندس هارلی جی. ایرل، مدل شورولت کوروت را، طراحی و تولید کرد، که در سال ۱۹۵۹ در مدل‌های شورولت کودیاک و شورلت ایمپالا، به بازار عرضه شدند.

علی‌رغم اینکه این دو مدل، نتوانستند مانند اتومبیل‌های مطرح این کمپانی، فروش بالایی داشته باشند، ولی با این حال تا سال ۱۹۶۹ تولید آنها ادامه داشت.

در ۱۹۶۲ شورولت شوی II بعنوان مدلی برگرفته از شورولت کورن‌ویر و ایمپالا طراحی و ساخته شد، در ۱۹۶۴ مدلی بزرگتر از آن، به بازار عرضه گردید. همچنین در همان سال، شورولت کاپریس با قیمت ۳٫۳۴۷ دلار در کنار شوی II که قیمتی معادل ۲٫۰۲۸ دلار داشت، به معرض فروش گذاشته شد. در سال ۱۹۶۳ کمپانی شورلت آنچنان پیشرفت کرده بود، که از هر ۱۰ خودروی تولید شده در ایالات متحده، یک خودرو از تولیدات شورولت اختصاص داشت.

در سال ۱۹۶۷ مدلی اسپورت و کوپه بنام شورلت کامارو ساخته و تا دو دهه، به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین اتومبیل‌های اسپورت، که نظر تمام حادثه جویان را به خود جلب کرده بود، تولید می‌شد!

یکی از مطرح‌ترین مدل‌های کامارو مدل زد، با حجم موتور ۵۷۰۰ سی‌سی، که با موتور کوروت، در سال ۱۹۸۹ به بازار عرضه شد. در دهه ۱۹۷۰، از موتورهای شرکت شورولت، توسط بسیاری از کارخانه‌های دیگر مانند اوپل و اولدزموبیل، که موتور اتومبیل‌های شش و هشت سیلندر خود را، از این کمپانی خریداری می‌کردند، استفاده می‌شد.

در اوایل دهه ۱۹۷۰ قراردادی بین دو شرکت شورولت و ایسوزو منعقد و طبق آن مقرر شد، که شورولت تمام تجهیزات اتومبیل‌سازی این کارخانه را، تأمین نماید.

شورلت در سال ۱۹۷۱ مدل‌های شورولت نووا، شورولت مونت کارلو، شورولت بل ایر، شورولت بلیزر و شورولت ساب‌اوربان را، به مرحله تولید رساند و در همین سال، مدل لوکسی از کاپریس نیز، به بازار عرضه کرد، که فروش فوق‌العاده‌ای را برای این کمپانی رقم زد.

در سال ۱۹۷۵، مدل کاوالیر، یکی از موفق‌ترین خودروهای این کمپانی، طراحی و تولید گردید. در اواسط دهه ۱۹۸۰ نیز این شرکت روابط تجاری خود را با خودروسازهای ژاپنی مانند سوزوکی و تویوتا گسترش داد. در حال حاضر این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروی جهان، مطرح است.




عملیات بین‌المللی

در سال ۲۰۱۰ میلادی، شورولت دارای عملیات در ۱۴۰ کشور جهان بوده و رکورد فروش بین‌المللی آن، ۴٫۷۶ میلیون خودرو اعلام گردید.




حمایت‌های مالی

در ماه مه سال ۲۰۱۲ میلادی، شرکت شورولت، با باشگاه فوتبال منچستر یونایتد قراردادی امضا نمود و به‌عنوان اسپانسر این باشگاه، جایگزین آئودی گردید. بر پایه این قرارداد از سال ۲۰۱۴ برند روی پیراهن منچستر یونایتد، برای مدت ۷ سال، به لوگو شورولت اختصاص خواهد یافت.

در سال ۲۰۱۲ همچنین کمپانی شورولت با باشگاه بزرگ دیگر بریتانیایی، یعنی باشگاه فوتبال لیورپول نیز قرارداد همکاری متقابل، به‌امضا رسانید.




لوتوس کارز

لوتوس کارز، (به انگلیسی: Lotus Cars) شرکت بریتانیایی سازنده خودروهای اسپورت و مسابقه‌ای است، که کارخانه اصلی تولید خودرو و دفتر مرکزی آن، در فرودگاهی متعلق به زمان جنگ جهانی دوم، در شهر نورفک قرار گرفته‌اند.

این شرکت طراح و تولیدکننده خودروهایی است، که به سبک بودن و خوش‌دستی مشهورند. شرکت لوتوس همچنین مالک شرکت خدمات مهندسی لوتوس است، که کارخانجات آن، در کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، چین و مالزی مستقر می‌باشند.

امروزه لوتوس متعلق به شرکت پروتون است، که در پی ورشکستگی مالک پیشین آن، رومانو آرتیولی در سال ۱۹۹۴، به شرکت پروتون واگذار گردید.




تاریخچه

این شرکت در سال ۱۹۵۲ تحت عنوان شرکت مهندسی لوتوس، توسط دو مهندس بریتانیایی، بنام‌های کالین چاپمن و کالین دیر که هر دو فارغ‌التحصیل کالج دانشگاهی لندن بودند، شکل گرفت.




دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰

اولین کارخانه تولید خودروی لوتوس، در اصطبل‌های قدیمی پشت هتل «ریل وی» در هورنسی واقع در شمال لندن راه‌اندازی شد. اولین خودروی لوتوس به نام لوتوس الیت در سال ۱۹۵۷ طراحی و ساخته شد. این مدل زیبایی و عملکرد را با هم داشت و در طول مدت تولید ۵ ساله‌اش، تعداد ۱٫۰۰۰ دستگاه از آن به‌فروش رسید.

جانشین الیت به نام لوتوس الن، مثالی از اتومبیل‌های اسپرت بود، که در سال ۱۹۶۲ به بازار معرفی شد و به بالاترین فروش در مدل‌های لوتوس دست یافت.

گروه شرکت‌های لوتوس در سال ۱۹۵۹ شکل گرفت و شامل دو بخش لوتوس کارز و لوتوس کامپوننت بود، که به ماشین‌های جاده‌ای و مشتریان رسیدگی می‌کرد و وظیفه اصلی آن، ارائه خدمات و تولید قطعات خودروهای این شرکت بود. لوتوس کامپوننت سپس به شرکت لوتوس ریسینگ تغییر نام داد.

شرکت در سال ۱۹۵۹ برای ساخت کارخانه به چزنت تغییر مکان داد و از سال ۱۹۶۶ شرکت، کارخانه مدرنی در نزدیکی «ویموندهام» را که به تمامی امکانات برای تست‌های جاده‌ای مجهز بود، تصرف کرد.




دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰

چاپمن در سال ۱۹۸۲ در سن ۵۴ سالگی، بر اثر سکته قلبی درگذشت و کسی که در ابتدا تنها مالک یک مسافرخانه بود، به عنوان یک مولتی میلیونر چشم از جهان فروبست. او سازنده ده‌ها هزار خودروی موفق مسابقات بود، که در رقابت‌های فرمول یک، هفت بار به عنوان قهرمانی دست یافته بودند.

در سال ۱۹۸۶ شرکت توسط جنرال موتورز خریداری شد. لوتوس امیدوار بود، که تحت این نام بزرگ بتواند فروش خود را سه برابر نماید. در سال ۱۹۸۹ لوتوس دوباره اتومبیل محبوب خود الن را با این امید که بتواند فروش را بالا ببرد، وارد خط تولید کرد، ولی بحران مالی، قوانین جدید مالیاتی برای خودروهای لوکس و تغییر سلیقه افراد، بازار را تغییر داده بود.




دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰

در سال ۱۹۹۱ لوتوس با مرسدس بنز، جگوار کارز، پورشه، پژو و استرلینگ متحد شد و ۲۰٪ درصد از نیروی کار ۱٫۵۰۰ نفری خود را اخراج نمود.

عدم موفقیت مورد انتظار مدیران لوتوس باعث شد، که شرکت برای جمع‌آوری و شکل دادن ایده‌های جدید ۵ هفته تولید را تعطیل کند. در سال ۱۹۹۳ کمپانی جنرال موتورز این شرکت را با ارزش ۳۰ میلیون یورو به تاجر ایتالیایی رومانو آرتیولی، که مالک هلدینگ A.C.B.N بود و قبلا نیز بوگاتی را تصاحب کرده بود، فروخت. در سال ۱۹۹۶ عمده سهام لوتوس به پروتون که شرکتی مالزیایی بود فروخته شد.




از سال ۲۰۱۰ تاکنون

امروزه بازار عرضه محصولات این شرکت بسیار کوچک است، زیرا فقط در واقع خودروهای لوکس مسابقه‌ای را تولید می‌کند و از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۹۵ تنها حدود ۵۰٫۰۰۰ خودرو ساخته است. این شرکت در نمایشگاه ۲۰۱۰ پاریس، ۵ مدل جدید خود را برای ۵ سال آینده به نمایش گذاشت.




خدمات مهندسی و مشاوره

بخش دیگر از فعالیت‌های لوتوس، ارائه مشاوره به شرکت‌های دیگر خودروسازی، در زمینه مهندسی می‌باشد. در اوایل سال ۱۹۸۷ حدود ۴۰۰ نفر در بخش تحقیق و توسعه لوتوس کار می‌کردند و لوتوس توانست قراردادهای مهمی را با شرکت‌های خودروسازی بزرگ نظیر کرایسلر، تویوتا، آستین روور و ولوو به امضا برساند.

در نیمه دهه ۱۹۹۰ یکی از پرسودترین فعالیت‌های این شرکت، همین مشاوره‌ها بود و با این کار، سالانه ۵۰ میلیون دلار وارد شرکت می‌شد. بخش «پاورتِرِین» که کمتر از بقیه بخش‌های شرکت شناخته شده است، مسوول ساخت موتورهای ۴ سیلندر اکوتک است، که در بسیاری از خودروهای جی‌ام نظیر واکسهال، اوپل، شورولت و ساترن وجود دارد.

امروزه مدل‌های طراحی شده توسط لوتوس به نام‌های لوتوس الیس و لوتوس اکسیج در اتومبیل‌های مدل سلیکا جی‌تی‌اس و ماتریکس ایکس‌آراس استفاده می‌شوند.




مسابقات اتومبیل‌رانی

شرکت لوتوس کارز همواره مشتریان خود را به مسابقه دادن با خودروهایشان تشویق می‌کرد و در سال ۱۹۵۸ نیز موفق شد، از طریق تیم لوتوس وارد مسابقات فرمول یک گردد. اولین بار خودروی فرمول یک لوتوس توسط استرلینگ موس که اولین جایزه گرند پریکس را در سال ۱۹۶۰ در موناکو برده بود، رانده می‌شد.
مدیریت ارشد

شرکت پروتون، پس از بدست آوردن لوتوس، گروه لوتوس را با دو بخش لوتوس کارز و شرکت مهندسی لوتوس، مجددا راه‌اندازی نمود. مایکل کیمبرلی از ماه مه سال ۲۰۰۶ مدیرعامل شرکت و گروه انتخاب شد. سپس به یکی از صاحبان کرسی هیئت مدیره گروه شرکت‌های محدود بین‌المللی لوتوس تبدیل گردید، که در سال ۲۰۰۶ با مشارکت سید زینال عابدین مدیر عامل پروتون و بدورال فیسل مدیر اجرایی پروتون آغاز به کار کرد.

کیمبرلی به عنوان رییس هیئت مدیره در ۱۷ جولای ۲۰۰۹ بازنشسته شد و دنی تی بهار در ۱ اکتبر ۲۰۰۹ جانشین وی شد. در رزومه کاری رییس جدید این شرکت مواردی همچون: نایب رییس اسبق این کمپانی، مسئول فروش خودرو در بازار جهانی و امور بعد از فروش شرکت فراری، تمام ماشین‌های جاده‌ای و فعالیت‌های بازاریابی اف‌وان، اعطای مجوز فروش و تجاری، به چشم می‌خورد.




نشان تجاری

شرکت لوتوس، توسط کالین چاپمن و کالین دیر که هر دو فارغ‌التحصیل از کالج دانشگاهی لندن بودند، در سال ۱۹۵۲ شکل گرفت.

چهار حرف ابتدای لوگوی این شرکت از حروف ابتدایی نام کامل چاپمن، یعنی؛ آنتونی کالین بروس چاپمن گرفته شده‌است.



تولیدات جانبی

شرکت لوتوس در سال ۲۰۱۴ اقدام به طراحی و ساخت موتورسیکلت کرد. طراحی این موتورسیکلت به عهده دانیل سیمون، طراح وسایل نقلیه شخصیت‌های هالیوودی بوده است. این موتورسیکلت C-01 نام دارد و فقط تعداد ۱۰۰ عدد از آن تولید شده است.
12:17 am

عزیمت حسین به کوفه

با وجود توصیه‌های محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و اصرارهای پی در پی ابن‌عباس در مکه و حتی توصیه‌های عبدالله بن زبیر (که جنبه ریاکارانه داشت، زیرا عبدالله بسیار تمایل داشت که مکه از وجود رقیبان دیگر حکومت پاک گردد) حسین از تصمیمش منصرف نشد. ابن‌عباس خیانت کوفیان به علی و حسن را به حسین یادآوری می‌نمود و از حسین التماس کرد که زنان و کودکان را در این سفر با خود نبرد.





حسین از توصیه‌هایش تقدیر نمود و بیان داشت که کار خود را به خدا واگذار کرده‌است. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد که اکثر روایات حاکی از آنند که عبدالله بن زبیر به حسین اصرار می‌کرد تا به شیعیانش در کوفه بپیوندد تا عرصه مکه از رقیبی چون حسین پاک گردد. اما روایات دیگری هم هستند که حاکی از میل عبدالله بن زبیر به حمایت از حسین در صورت قیام در مکه هستند. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت و در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی حجه ۶۰/ ۱۰ یا ۱۲ سپتامبر ۶۸۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید و به جای حج، عمره را در خارج از شهر مکه انجام داد تا بتواند از مهلکه فرار کند. ۵۰ مرد از خویشاوندان و دوستان حسین (که می‌توانستند در صورت نیاز بجنگند) به همراه زنان و کودکان، همراه حسین بودند. مکان‌های توقف حسین در مسیر مکه به کوفه در طبری و بلاذری ذکر شده و ولهاوزن تاریخ نگار آلمانی به آنها اشاره کرده‌است. بعد از عزیمت حسین، عبدالله بن جعفر نامه‌ای به همراه دو پسر خود عون و محمد به حسین نوشت و به وی التماس کرد که برگردد.

پسرعموی حسین عبدالله بن جعفر به عمرو بن سعید بن عاص نامه‌ای نوشت که از وی خواست که در صورت بازگشت حسین به مکه، ضمانت نامه‌ای برایش بنویسد که جانش تضمین گردد. عمرو بن سعید بن عاص حاکم مکه در پاسخ، عبدالله بن جعفر را با لشکری به سرکردگی برادر خود یحیی به تعقیبش فرستاد. اما وقتی که دو گروه به هم تلاقی کردند، از حسین خواستند که برگردد، اما حسین در پاسخ گفت که در عالم رویا پدربزرگش محمد را دیده‌است که از وی خواسته تا به راهش ادامه دهد و تقدیر را به خدا واگذار کند و در پی آن نزاع خفیفی بین دو گروه صورت گرفت و دو پسر عبدالله بن جعفر (عون و محمد) به حسین پیوستند و در عاشورا با وی کشته شدند.

در تنعیم، حسین با کاروانی از یمن که روناس و حله برای یزید بردند مواجه شد و بیان داشت که این حق را دارد که این کاروان را غارت کند. وی این کاروان را غارت نموده و به صاحبان شتر کاروان گفت که با وی تا عراق بیایند و در آنجا کرایه کل راه را به آنان بپردازد یا در همین جا به مقدار راهی که آمده‌اند، کرایه آنان را بدهد. حسین در راه با افراد گوناگونی روبرو شد. فرزدق شاعر را دید که به حسین گفت دلهای اهل عراق با تو اما شمشیرهایشان علیه توست. هر گاه در طی این مسیر از حسین خواسته می‌شد که از تصمیمش صرف نظر کند می‌گفت که مقدرات امور به دست خداست و خدا بهترین امر را برای بندگان می‌خواهد و خداوند با کسی که بر حق باشد دشمن نخواهد بود. زهیر بن قین بجلی که از حامیان عثمان بود و در سفر بود و در طی سفر خیمه‌اش را دور از خیمه‌های حسین برپا می‌داشت، در جایی مجبور به برپا داشتن خیمه‌اش نزدیک خیمه‌های حسین شد. حسین از وی دعوت نمود تا به گروهش بپیوندد و در خلال این دیدار زهیر دیدگاهش عوض شد و به حسین پیوست و از بهترین یارانش شد.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد و رئیس پاسبانهایش حسین بن تمیم را به قادسیه فرستاد تا تمامی راههای حجاز به عراق را ببندد. حسین توسط بدویانی که از ورود به کوفه منع شده بودند از این دستور عبیدالله مطلع گردید اما تحت تاثیر قرار نگرفت و به مسیرش ادامه داد. در ثعلبیه، از برخی مسافران از خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطلع شد و تصمیم گرفت که برگردد. اما پسران عقیل تصمیم گرفتند که انتقام خود را از عبیدالله بگیرند یا در این راه کشته شوند. این بود که حسین از تصمیمش برای بازگشت تغییر عقیده داد. البته مادلونگ صحت این روایت فوق را مورد تردید می‌داند. رسول جعفریان معتقد است علت پیشروی حسین به سمت کوفه، حتّی پس از شنیدن خبر کشته‌شدن مسلم ابن عقیل، امید وی و همراهانش به پیروزی بوده‌است. وی به گفتارهای نقل‌شده در آن زمان در احتمال پیروزی اشاره می‌کند به این مضمون که جذبه حسین ابن علی از مسلم ابن عقیل بیشتر است و مردم کوفه با دیدن وی به یاریش می‌شتابند. جعفریان علت همراهی خانواده حسین در سفر به سمت کوفه را نیت او برای گرفتن حاکمیت از دست یزید می‌داند؛ چرا که در صورت پیروزی در عراق، حجاز همچنان در دست اموی‌ها می‌ماند و می‌توان حدس‌زد که آنها با اهل بیت حسین چگونه رفتار می‌کردند.

حسین در زباله دریافت که قاصدش قیس بن مسهر (مشیر) صیداوی (یا برادر رضاعی حسین عبدالله بن یقطر) که به کوفه فرستاده شده بود تا آمدن قریب‌الوقوع حسین را به کوفیان اطلاع دهد، مثله شده و با پرتاب شدن از بام قصر کوفه، کشته شده‌است. حسین با شنیدن این موضوع به حامیانش گفت که با توجه مسائل غم بار پیش آمده مانند خیانت کوفیان، هر کس مجاز است که از کاروان حسین جدا گردد که تعدادی از کسانی که در راه به حسین پیوسته بودند از وی جدا شدند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. به گفته جعفریان این اخبار نشان می‌داد که اوضاع کوفه دگرگون‌شده و شرایط با زمانی که از زبان مسلم گزارش شده بود کاملاً فرق کرده‌است. برای حسین روشن شده بود که دیگر رفتن به کوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست.

در منطقه شراف یا ذوحسم سوارانی به سرکردگی حر بن یزید تمیمی یربوعی پدیدار شده و از آنجا که هوا گرم بود، حسین دستور داد به آنان آب داده شود و سپس در آنجا به لشکریان حر انگیزه‌های حرکتش را اعلام کرد. گفت که

شما امامی نداشتید و من وسیله اتحاد امت شدم. خاندان ما از همه کس به امر حکومت شایسته تر است و کسانی که این امر را در اختیار دارند شایستگی اش را نداشته و نا عادلانه حکومت می‌کنند. اگر حامی من باشید به سمت کوفه خواهم رفت. اما اگر دیگر مرا نمی‌خواهید من به مکان اولم باز خواهم گشت.

اما کوفیان (لشکریان حر) پاسخ ندادند. سپس حسین نماز عصر را به اقامه خودش برپا داشت. بعد از نماز، دوباره سخنانش را به کوفیان یادآوری نموده و از حق خاندان محمد و مستحق بودن این خاندان در امر خلافت سخن گفت و به نامه‌هایی که کوفیان به وی نوشته بودند، اشاره نمود. حر که از نامه‌هایی که کوفیان برای حسین فرستاده بودند خبر نداشت، با وجود اینکه حسین دو کیسه که پر از نامه‌های کوفیان بود را به وی نشان داد، تغییری در تصمیمش حاصل نشد و اذعان داشت که وی جزو کسانی که نامه به وی نوشته‌اند نبوده و تحت‌الامر ابن زیاد است. او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد و بر آن بود که حسین را به این موضوع متقاعد کند. اما وقتی دید که حسین کاروانش را به حرکت درآورد، دیگر جرات نکرد این موضوع را پی گیری کند. اما مادلونگ می‌نویسد که وقتی حسین آماده حرکت شد، حر سد راهش شد و گفت که اگر حسین فرمانی که ابن زیاد به حر داده را نپذیرد، حر نخواهد گذاشت که به مدینه یا کوفه برود. و به حسین پیشنهاد داد که نه به کوفه و نه به مدینه رود، بلکه به یزید یا ابن زیاد نامه بنویسد و خودش هم نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و منتظر دستور وی ماند تا این موضوع بدون خون ریزی حل و فصل شود. اما حسین پیشنهاداتش را نپذیرفت و به سمت چپ و به طرف عذیب یا قادسیه به راه افتاد. حر به وی گوش زد کرد که من به خاطر تو این کار را می‌کنم و اگر جنگی صورت گیرد تو کشته خواهی شد. اما حسین از مرگ نمی‌ترسید و در منطقه‌ای به نام نینوا (از بخش‌های سواد کوفه) توقف کرد. همچنین حر نتوانست مانع از ورود چهار تن از شیعیان کوفه به سپاه حسین گردد. قاصدی از ابن زیاد به سمت حر آمد و بدون اینکه به حسین سلام کند نامه‌ای به حر داد که در آن ابن زیاد فرمان داده بود که حسین در هیچ جایی که دسترسی به آب و دژ مستحکم داشته باشد، توقف نکند. عبیدالله با این نامه می‌خواست که حسین را به جنگ وادارد. زهیر بن قین به حسین پیشنهاد کرد که به لشکر حر که اندک بودند حمله کند و روستای مستحکم عکر را تصرف کند اما حسین نپذیرفت به این دلیل که نمی‌خواست آغاز کننده جنگ باشد.

در ۲ محرم، حسین در منطقه کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم وضعیت با ورود لشکر ۴۰۰۰ نفره به فرماندهی عمر بن سعد ابی وقاص (که پیشتر از طرف عبیدالله بن زیاد به دستبای ری فرستاده شده بود تا شورش دیلمیان را سرکوب کند) بدتر شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت و تلاش‌هایی بی فرجام برای رهایی از مسئولیت رویارویی با حسین انجام داد. اما ابن زیاد گفت که اگر از این فرمان سرپیچی کند، حکومت ری در کار نخواهد بود. ابن سعد با شنیدن این موضوع، از ابن زیاد اطاعت کرد به امید اینکه حداقل از جنگ با حسین جلوگیری کند. اول از هر کاری، عمر بن سعد نامه‌ای به حسین فرستاد از قصدش برای آمدن به عراق مطلع گردد. پیکی به ابن سعد رسید که حاکی از تمایل حسین به عقب نشینی بود و حسین گفت که به علت نامه‌های کوفیان به عراق آمده و اگر مردم عراق وی را دیگر نمی‌خواهند، وی به مدینه باز خواهد گشت. وقتی ابن سعد موضوع را به ابن زیاد گزارش داد، ابن زیاد اصرار کرد که حسین حتماً باید با یزید بیعت کند و در عین حال آب هنوز از وی منع می‌شود. عمر بن سعد لشکری ۵۰۰ نفره به فرماندهی عمرو بن حجاج زبیدی را بر فرات گماشت. به مدت ۳ روز، حسین و یارانش تنشگی را متحمل شدند. شبانه گروهی ۵۰ نفره و با شهامت به فرماندهی عباس به سمت فرات یورش بردند اما تنها مقدار کمی مشک آب توانستند بیاورند.

در عین حال ابن سعد تمایل داشت که با حسین به توافق برسد و مذاکرات شبانه را با حسین شروع کرد. این مذاکرات، بخش اعظم شب به درازا کشید. گفته می‌شود که حسین پیشنهاد داد که دو سپاه دست از جنگ کشیده و با هم به دیدار یزید بروند. اما عمر بن سعد از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد، این پیشنهاد را نپذیرفت. گرچه کسی در این مذاکرات حضور نداشته، اما اکثر راویان نقل می‌کنند که حسین سه پیشنهاد داد:

به مرزها برود و همانند یک سرباز عادی با کفار بجنگد.
با یزید بیعت کند و به وی بپیوندد.
به جایی که از قبل آمده بود، بازگردد.

البته عقبه بن سمعان، غلام رباب (همسر حسین) که از بازماندگان لشکر حسین در واقعه کربلا بود، شدیداً این روایت را رد می‌کند. او گواهی می‌دهد که حسین هیچگاه پیشنهادی نداد و فقط سرزمین کربلا را ترک کرد و به جایی رفت تا تکلیف کار جنگ مشخص گردد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که این روایت پیشنهاد از سوی حسین که تسلیم یزید شود با دیدگاههای مذهبی اش تناقض دارد و احتمالاً منابع اولیه قصد دارند که مسئولیت کشته شدن حسین را به گردن ابن زیاد بیندازند نه یزید. به‌گفته رسول جعفریان، شمر در تغییر نظر عبیدالله زیاد در ردّ پیشنهاد حسین مبنی بررفتن او به یکی از سرحدات کشور اسلامی یا بازگشت به مدینه موثر بود. وی با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ تأکید می‌کند که حسین ابن علی در هیچ مرحله‌ای نخواست تا اجازه دهند نزد یزید برود و بیعت کند.

ابن زیاد موافق شرایط فعلی بود. اما در این زمان، شمر بن ذی الجوشن (از هواداران سابق علی که برای وی در صفین جنگیده بود.) به ابن زیاد پیشنهادی شیطانی داد. او اصرار داشت که ابن زیاد باید حسین را مجبور به تسلیم کند. چون حسین به قلمرو حکومتی ابن زیاد وارد شده بود و اگر با حسین مصالحه کند، نشان دهندهٔ ضعف ابن زیاد و قدرت حسین است. ابن زیاد با شنیدن سخنان شمر، رایش تغییر کرد. شمر حامل پیغامی برای ابن سعد بود که ابن زیاد به عمر بن سعد فرمان داد که اگر حسین تسلیم نشود، به وی حمله کند یا عمر بن سعد فرمان لشکریان را به شمر وا گذارد. شمر همچنین به این پیغام این را اضافه کرد که پیکر حسین بعد از کشته شدن لگد کوب شود. چون وی یاغی و شورشی است. ابن سعد با شنیدن سخنان شمر وی را مورد لعنت و دشنام قرار داد و گفت که تمام تلاشهایش برای پایان داده مساله به صورت صلح آمیز را بی اثر کرده‌است. ابن سعد می‌دانست که حسین به خاطر روحیه خاصش تسلیم نخواهد شد. ابن زیاد فرمان داده بود که اگر عمر بن سعد این فرمان را نپذیرد، شمر اجرای آن را برعهده گیرد. اما عمر بن سعد اجازه نداد و خودش مسئولیت انجامش را بر عهده گرفت.

غروب روز ۹ محرم، ابن سعد با سپاهیانش به سمت خیمه‌های حسین رفت، حسین که به شمشیرش تکیه داده بود و چرت می‌زد. او در عالم رویا محمد پدربزرگش را دید که به حسین گفت به زودی به وی ملحق می‌شود. زینب به حسین گفت که لشکر ابن سعد آمده‌است. حسین برادرش عباس را فرستاد از مقصودشان مطلع شود. در این حین، با شنیدن شرط جدید ابن سعد، دو سپاه به یکدیگر ناسزا و دشنام دادند. حسین که از موضوع مطلع شده بود، آن شب را مهلت خواست و به خویشاوندان و حامیانش خطابه‌ای راند که علی بن حسین بعدها آن را روایت کرد.

من خدا را ستایش می‌کنم که ما را به پیامبری محمد مفتخر نمود و قرآن و دین را به ما تعلیم نمود. من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی مخلصتر از خاندان خود نمی‌شناسم. خدا شما را پاداش دهد. من فکر می‌کنم که فردا کشته خواهیم شد. من از شما می‌خواهم که بروید و اصراری به ماندنتان ندارم. از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.

اما یارانش نپذیرفتند و به بیعتشان وفادار ماندند. زینب از شدت ناامیدی غش کرد و بیهوش شد. اما حسین وی را تسکین داد. حسین آماده جنگ شد. خیمه‌ها را به هم نزدیک کرد و با طناب آنها را به هم بست. تپه‌ای از چوب و نی گرادگرد خیمه‌ها درست کرد تا در موقع لزوم با آتش زدنشان مانع از ورود دشمن به نزدیکی آنها گردد. حسین و یارانش تمامی آن شب را به نماز و مناجات پرداختند و جنگ فردا صبح شروع شد.




واقعه کربلا

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و نوره (داروی موبر) به سر و تن مالید و خود را شست. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده‌اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد. حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده‌نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده‌نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی‌اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و بر زمین ریخت و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. پسری خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست این پسر بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعدهٔ دیدار پدرانش را در بهشت می‌داد و سعی در تسکین درد پسر داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند. حسین وقتی به طرف فرات می‌رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه‌اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه‌اش، کفشها و روپوش یمانی‌اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند. سن حسین را هنگام کشته شدن، ۵۶ سال پنج ماه، ۵۷ سال و چند ماه یا ۵۸ سال نوشته‌اند. روز عاشورا را در تاریخ روز جمعه، شنبه یا دوشنبه دانسته‌اند که در این میان روز جمعه صحیح تر به نظر می‌رسد و ابوالفرج اصفهانی روز دوشنبه را از لحاظ تقویمی رد می‌کند. تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند.




حوداث بعد از جنگ کربلا
۱۰ نفر داوطلب شدند که بر بدن پر زخم حسین اسب بتازانند تا آخرین هتک حرمت را به وی کرده باشند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد. لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام بر این باور است که ابن زیاد و یزید برخورد متفاوتی در قبال سر حسین داشتند. ابن زیاد با زدن چوب به دندانهای حسین به وی اهانت می‌کرد اما یزید بر طبق اکثر روایات با احترام با سر حسین برخورد نموده و به خاطر تعجیل ابن زیاد در کشتار حسین، ابن زیاد را با نام پسر سمیه یاد کرد تا وی را تحقیر کرده باشد. یزید اذعان می‌داشت که اگر حسین از وی تبعیت کرده بود او را عفو می‌نمود. زنان و کودکان هاشمی به کوفه و دمشق برده شدند. یزید ابتدا برخورد شدیدی با آنان نمود که به این برخورد شدید از سوی علی بن حسین و زینب پاسخ مشابهی داده شد. اما در انتها یزید با آنان با ملایمت برخورد نمود. زنان یزید نیز برای حسین و کشتگان گریه و زاری نموده و یزید برای جبران مالهایی که از زنان هاشمی در کربلا دزیده شده بود به آنها اموالی داد. علی بن حسین که به خاطر اینکه هنوز به بلوغ نرسیده بود، از اعدام رهایی یافت و یزید با ملایمت با وی رفتار نموده و چند روز پس از آن به همراه زنان هاشمی و محافظان مورد اعتماد به مدینه بازگشت.

روایات در منابع اولیه عموماً گرایش به انداختن مسئولیت قتل حسین به گردن ابن زیاد و مبرا کردن یزید دارند. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد حریص بودن ابن زیاد به قتل حسین از سوگند خوردنش در باره لگدمال کردن جسد حسین توسط اسبها هویدا می‌شود و این کینه شدید از ماجرای اعتراض حسین به برادر خطاب کردن زیاد بن ابیه (پدر ابن زیاد) از سوی معاویه نشات می‌گیرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که یزید مسئول اصلی قتل حسین است چرا که وی می‌دانست که حسین حتی اگر موقتاً تسلیم گردد باز هم تهدیدی جدی برای خلافت یزید به شمار می‌آید و گرچه در نهان خواستار قتل حسین بود، اما به عنوان خلیفه مسلمانان نمی‌توانست این میل را بروز دهد و وی که از کینه شدید ابن زیاد به حسین آگاه بود، طی نامه‌ای به او هشدار می‌دهد که اگر حسین موفق به انجام کارش شود، ابن زیاد مجدداً به دوران بردگی اجدادش بر می‌گردد. یزید در نامه خود شدیداً به ابن زیاد توصیه می‌کند که مسلم بن عقیل را اعدام کند و ابن زیاد هم مشتاقانه این کار را انجام داد. یزید بعدها در ملاء عام مسئولیت قتل حسین را به گردن ابن زیاد می‌انداخت که ابن زیاد از این کار وی خشمگین گردید و از دستور یزید مبنی بر حمله به عبدالله بن زبیر در مکه سر باز زد.
کشته شدگان و باقی‌ماندگان از بنی هاشم در واقعه کربلا
کل کشته شدگان از طرف حسین، ۷۰ یا ۷۲ تن بودند که حداقل ۲۰ تن از آنان هاشمیان از نسل ابوطالب بودند. علی اکبر اولین کشته از بنی هاشم بود که یزید خلیفه وقت، پسر دایی مادرش می‌شد که به همین علت برای وی امان نامه آورده شد اما وی تبار پدری اش و ارتباطش به محمد را والاتر می‌داشت و این امان را نپذیرفت. ویلفرد مادلونگ معتقد است که عبدالله فرزند کوچک حسین در حالی که بر روی زانوانش بود تیر خورد و مادلونگ بر خلاف منابع دیگر، در نوزاد بودن این بچه تردید دارد. ۶ برادر پدری حسین در این جنگ کشته شدند که ۴ تن از آنان فرزندان ام‌البنین دختر حظام از قبیله بنی کلب بودند. برادر زاده‌ام‌البنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای این ۴ برادر حسین امان نامه‌ای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کردند. سه پسر از حسن، سه پسر از عبدالله بن جعفر و نیز سه پسر و سه نوه از عقیل بن ابی طالب در این واقعه کشته شدند. ابن سعد از میان دیگر کشتگان بنی هاشم، یک پسر از نسل ابولهب و یک پسر از نسل ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب نام می‌برد. ابن سعد از میان باقی‌ماندگان که به اسارت گرفته شدند، دو پسر از حسن، یک پسر از عبدالله بن جعفر و یک پسر از عقیل به همراه ۵ زن را نام می‌برد. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد سه پسر از حسن باقی‌ماندند که در میان آنان حسن بن حسن به شدت زخمی گردید. علی بن حسین بیمار بود و نمی‌توانست بجنگد.




خانواده حسین

اولین ازدواج حسین با رباب دختر امراء القیس بود. امراء القیس در زمان عمر بن خطاب به مدینه آمد و از طرف عمر به رهبری قبایل قضاعه که به اسلام گرویده بودند، انتخاب گردید. علی مساله ازدواج پسرانش با دختران امراء را مطرح کرد و وی قبول کرد که سه تن از دخترانش را به ازدواج حسنین در بیاورد. اما هم حسنین و هم آن سه دختر در آن زمان بسیار کم سن و سال بودند و به نظر نمی‌رسد در همان موقع ازدواجی صورت گرفته باشد. حتی ممکن است که حسن با دختری که برایش برگزیده شده بود ازدواج نکرده باشد. حسین با رباب ازدواج کرد و اقوام امراء در اواخر خلافت علی گه گاه برای میانجیگری و قضاوت پیش علی می‌آمدند. رباب همسر محبوب حسین بود و با وجود اینکه رباب سال‌ها برای حسین فرزندی نیاورده بود، احتمالاً پس از مرگ علی، سکینه (در برخی منابع آمنه، امینه و...) را به دنیا آورد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی از سکینه روایت می‌کند که حسن، حسین را به خاطر علاقه زیادش به رباب سرزنش می‌نمود، اما حسین در پاسخ سه بیت شعر در اثبات علاقه به رباب خواند. رباب فرزند پسری به نام عبدالله برای حسین به دنیا آورد که در خردسالی در کربلا کشته شد و احتمالاً حسین به خاطر این فرزند کنیه ابا عبدالله را دارد. برخی منابع شیعی در سال‌های بعد، این فرزند را علی اصغر نامیده‌اند که دانشنامه ایرانیکا این مطلب را بی‌اساس می‌داند. بعد از کشته شدن حسین، گفته می‌شود که رباب یک سال بر مزار حسین بود و عزادار بود و از ازدواج امنتاع می‌کرد. حسین با زن دیگری به نام سلافه از قبیله بنی قضاعه نیز ازدواج کرد که جزئیات این ازدواج در دسترس نیست و از وی صاحب فرزندی به نام جعفر شد که در زمان حیات حسین و در خردسالی درگذشت.

حسین دو پسر به نام علی داشت که از آن دو، علی زین العابدین امام چهارم شیعیان، از حادثه کربلا جان سالم به در برد و احتمالاً وی از دیگر پسر به نام علی بزرگ‌تر بود و در زمان واقعه کربلا، ۲۳ ساله بود. بنا براین باید در زمان خلافت علی به دنیا آمده باشد. مادر وی کنیزی از ناحیه سند است که بعد از کشته شدن حسین با یکی از غلامان حسین ازدواج کرد و پسری به نام عبدالله بن زبید را برای وی آورد. فرزندان عبدالله در ینبع زندگی می‌کردند. منابع اولیه سنی، با نام علی‌اصغر از زین العابدین و علی دوم را با نام علی‌اکبر یاد می‌کنند، اما شیخ مفید و دیگر نویسندگان شیعی عکس این مطلب را صحیح می‌دانند. علی دوم، در سن ۱۹ سالگی در کربلا کشته شد. مادر وی لیلا دختر مرٞه بن عروه ثقفی و میمونه بن ابی سفیان (خواهر معاویه) است. این ازدواج احتمالاً باید بعد از صلح حسن با معاویه صورت گرفته باشد و نمی‌توانسته در زمان علی بوده باشد. دانشنامه ایرانیکا معتقد است حسین نام این فرزند را نیز علی گذاشت چرا که وی به خاطر والا بودن نسب عربی مادرش از زین العابدین که از کنیزی زاده شده بود، برتر بوده‌است. معاویه در سخنی علی‌اکبر را بهترین شخص برای خلافت معرفی نمود به این دلیل که به اعتقاد معاویه وی، شجاعت بنی هاشم، بخشندگی بنی امیه و غرور ثقفیان را یکجا جمع کرده بود.

بعد از مرگ حسن، حسین با ام اسحاق دختر طلحه (صحابی مشهور محمد) ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه از وی شد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که بر خلاف برخی گزارش‌ها، فاطمه باید از سکینه کوچکتر باشد. در زمان کشته شدن حسین، فاطمه به نامزدی پسر حسن بن علی (حسن بن حسن) درآمده بود.

ساعت : 12:17 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page