نقدی بر کتاب
واکرفت را با شیوه ای مهندسی نوشته اند.برای درک کامل این کتاب نیاز به مطالعه های قبلی در زمینه ی جادوگری دارید.هم چنین ذخیره واژگان باستانی و جادویی خوبی نیز باید داشت.ترجمه این کتاب ها که توسط نشر زهره انجام گرفته است(غیر از جلد آخری) ترجمه ای فنی و تا حدودی دشوار است و خواندنش برای افراد گروه سنی 16 به بالا مناسب است.





دنیای وارکرافت
دنیای وارکرافت (به انگلیسی: World of Warcraft) یا به اختصار WoW، یک بازی سبک خیال‌پردازی از سری وارکرافت که توسط بلیزارد انترتینمنت ساخته شده و در سال ۲۰۰۴ توسط شرکت بلیزارد انترتینمنت برای رایانه منتشر شده‌است.این بازی چهارمین سری از مجموعه بازی وارکرافت می‌باشد، که اولین بازی از این سری با عنوان وارکرافت: ارک‌ها و انسان‌ها در سال ۱۹۹۴ منتشر شده‌است.اولین بسته الحاقی این بازی با عنوان دنیای وارکرافت: جهاد سوزان در ۱۶ ژانویه ۲۰۰۷، و دومین بسته الحاقی با عنوان دنیای وارکرفت: خشم پادشاه لیچ در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۸ منتشر شده‌استو سومین بسته الحاقی به نام دنیای وارکرفت: تحول بزرگ، در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.




وارکرفت: سلطنت آشوب
وارکرفت: سلطنت آشوب (به انگلیسی: Warcraft ۳ : Reign of Chaos) یک بازی ویدئویی استراتژی از شرکت بیلیزارد است که در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۰۲ منتشر شده‌است. وارکرفت ۳ شامل ۴ نژاد : انسان و اورک هاو نایت الف‌ها و آنددها است. بازی ثابت کرد به یکی از آزادترین پیش بینی بازی‌های کامپیوتری و محبوب همیشه، با ۴٫۵ میلیون واحد حمل به فروشگاه‌های خرده فروشی و بیش از یک میلیون واحد فروخته شده در ۱ ماه وارکرفت ۳ موفق به کسب جوایز بسیاری از جمله "بازی سال" از بیش از ۶ نشریات مختلف است. این بازی یکی از بهترین بازی های زمان خویش بوده و از ادامه این بازی می توان به بازی FROZEN THERON اشاره کرد.




کانتر استرایک
کانتر استرایک (به انگلیسی: Counter-Strike، (به اختصار CS)) یک بازی رایانه‌ای رزمی تیراندازی اول شخص است که توسط شرکت والو توسعه‌داده می‌شود. این بازی برگرفته از تغییراتی است که توسط مینه لی و جس کلیف بر روی بازی نیمه‌جان انجام شده. بازی پس از انتشار اولین نسخه در سری نسخه‌های دیگری نیز منتشر شد که در حال حاضر شامل کانتر استریک: ۱٫۶ و کانتر استرایک: کاندیشن زیرو و کانتر استرایک: سورس و کانتر استرایک: گلوبال آفنسیو می‌شود. همچنین این بازی به صورت آنلاین در گیم نت‌ها و حتی در خانه‌ها طرفداران بسیاری دارد.



جنگ خان‌ها
جنگ خان‌ها یک بازی تحت مرورگر (به انگلیسی: Browser Game) در سبک استراتژیک آنلاین می‌باشد و در قرون وسطا می‌گذرد.بازیکن می‌تواند با انتخاب یکی از 12 قوم بلغارها، فرانک‌ها، مغول ها، ژاپنی ها، لیتوانی، آلمان‌ها، پارس‌ها، روم شرقی، بریتانیایی‌ها، اعراب، گوت‌ها و روس‌ها فرمانروایی خود را بنا کند و با تسخیر قلعه‌های دیگر بازیکنان، آن را گسترش دهید و قدرتمند تر سازد.



جنگ نهایی تام کلنسی
جنگ نهایی تام کلنسی(به انگلیسی: Tom Clancy's EndWar)یک بازی استراتژی همزمان ساخته شده توسط یوبی‌سافت شانگهای برای پلی‌استیشن ۳، ایکس‌باکس ۳۶۰ و مایکروسافت ویندوز است .این بازی در ۴ نوامبر ۲۰۰۸ برای ایالات متحده آمریکا،۶ نوامبر برای کانادا و ۸ نوامبر همان سال برای اروپا منتشر شد.نسخه مایکروسافت ویندوز آن در ۴ فوریه ۲۰۰۹ نیز به بازار روانه شد.




جنگ‌های صلیبی (بازی ویدئویی)
جنگ‌های صلیبی (به انگلیسی: Stronghold: Crusader) یکی از بازی‎های سری استراتژی قلعه، ساخت استودیوی فایرفلای بود که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.این بازی دارای گرافیک بالایی نبود اما طرفداران زیادی پیدا کرد و با استقبال زیادی روبرو شد.این بازی توسط گروه نرم‌افزاری دارینوس به فارسی دوبله شد.



تراوین
تراوین یک بازی تحت وب می‌باشد که بازیکن با دیگر بازیکنان به صورت برخط بازی می‌کند و کار خود را به عنوان رئیس یک دهکده کوچک شروع می‌کند. هر بازیکن قادر به انتخاب از میان سه نژاد رومی‌ها، گول‌ها و توتن‌ها می‌باشد که هر کدام نسبت به دیگری دارای مزایا و یا معایبی است. در این بازی می‌توان به دهکده‌های دیگر حمله کرد و با آنها جنگید و غنائم بدست آورد و یا دهکده‌های جدید احداث یا تصرف نمود.




وجه تسمیه
اسم تراوین برگرفته از یک کلمه یونانی به اسم تراویزاجوس است که به معنی گرگ سیاه می‌باشد. جورج کبریل فیلسوف و روانشناس قرن ۱۲ معتقد است که چون گرگ‌های سیاه با غارت گله‌های گوسفندان زندگی خود را می‌گذرانند این به این دلیل برای تراوین انتخاب شده که اشاره به افراد غارت‌گر در تراوین دارد و افراد غارت‌گر بازی به گرگ‌های سیاه تشبیه شده‌اند.




ساده و خلاصه
این بازی نیازی به دانلود ندارد و به صورت آنلاین (حتی با دایال آپ) می‌شود بازی کرد. از مزیت‌های این بازی این است که باعث افزایش قدرت مدیریتی و تئوری پردازی شما می‌شود چون شما باید یک دهکده یا حتی چندین دهکده را در یک اتحاد کنترل کنید و بتوانید در مقابل حملات و نقشه‌های دشمن ایستادگی کنید هم اکنون سرور فارسی این بازی حدود ۱۵۰۰۰۰ نفر بازیکن دارد. هر سرور حداکثر ۳۲۰۰۰ بازیکن دارد. هچنین در تمام سرورهای تراوین مسابقه قهرمانی ۲۰۱۲ آغاز شده‌است که جوایز آن بیش از ۱۵۰۰۰۰ یورو می‌باشد. این بازی سبک‌های مختلفی دارد مانند تراوین ۴ و ۳ که دو سبک پر طرفدار این بازی است در بعضی سبک‌های این بازی نژادهای پارس و مغول هم وجود دارد این بازی سرورهایی مانند سرورهای اسپید با سرعت چند برابر نیز دارد



داستان بازی

منابع

در تراوین چهار منبع چوب، خشت، آهن و گندم وجود دارد که برای توسعه معادن و مرکز دهکده به آن‌ها نیاز است. منابع توسط مزارع و معادن تولید می‌گردد و برای افزایش میزان تولید منابع با توسعه منابع و مزارع می‌توان منابع تولیدی را افزایش داد.

همهٔ منابع برای توسعه دهکده، مورد نیاز است ولی مصرف گندم در هنگام توسعه روستا افزایش می‌یابد. تمام نژادها از یک منبع نسبت به منابع دیگر بیش تر استفاده می‌کنند که به طور مثال می‌توان استفاده از چوب توسط توتن‌ها و خشت توسط گول‌ها و استفاده از آهن توسط رومی‌ها اشاره کرد.

سربازان می‌توانند برای غارت منابع، به دهکده‌های مجاور دهکده صاحب سربازان حمله کنند. هم چنین جا به جایی منابع یک طرفه با استفاده از بازار می‌تواند انجام بگیرد و برای جابه جایی دو طرفه منابع باید حتماً هر دو طرف جابجایی پیشنهاد جابجایی را قبول کرده باشند.




بازی گرز

بازی گرز، یک بازی استراتژیک جنگی ایرانی تحت وب است که در ایران طراحی شده. مراحل ساخت بازی از اردیبهشت ۱۳۹۰ آغاز شده و نسخه بتای بازی در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۰ به طور رسمی در اختیار گروهی از بازی دوستان ایرانی برای تست قرار گرفت. این بازی با سایر بازی‌های استراتژیک مرسوم تحت وب تفاوت دارد و سبک بازی بیشتر به روند بازی‌های کامپیوتری ای نظیر وارکرفت و همین طور برخی سبک‌های نبرد کال آو دیوتی می‌ماند. در بازی گرز، هر فرد با ثبت نام و انتخاب نژاد، لشگر خود را ساخته و با قهرمان لشگر به مبارزه با سایر فرماندهان و کاربران موجود در بازی می‌پردازد.

بازی به زبان PHP و تحت پلت فرم لینوکس نوشته شده و تغییرات و نسخه دهی آن همچنان ادامه دارد.
خلاصه بازی
پس از ثبت نام و انتخاب نژاد، هر کاربر می‌تواند با سرمایه‌ای که در اختیار دارد به تمرین لشگریان و همین طور خرید جادو‌ها و زره‌های مختلف برای قهرمان خود بپردازد. سپس می‌تواند با شرکت در نبردهای مختلف، با کاربران دیگر جنگیده و با پیروزی، تجربه کسب کند.




هدف از بازی
هدف اصلی فرماندهان این بازی، کسب تجربه بیشتر و دسترسی به سطوح بالاتر بازی است.




قوانین بازی
این بازی طبق مجوز رسمی, برای کاربران ۳ سال به بالا طراحی شده و توجه به ردهٔ سنی بازی ضروری است و تخطی از آن مسوولیت‌های بعدی را بر عهدهٔ والدین خاطی می‌اندازد
.
هر کاربر می‌تواند فقط و فقط یک عضویت در سایت داشته باشد. اطلاعات مرتبط به بازی کاربران به طور کامل ثبت و بررسی می‌شود و در صورت تخطی کاربر و ساخت دو یا تعداد بیشتری عضو از طریق یک کاربر، کلیهٔ عضویت‌های مرتبط با آن کاربر لغو می‌شوند.




مجوزها
بازی گرز، ثبت شده در "بنیاد بازی‌های رایانه ای" و همین طور مورد تایید ستاد ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی است.




ایکاریم

ایکاریم (به آلمانی: Ikariam) یک بازی رایگان تحت‌وب در سبک استراتژی است. این بازی در سال ۲۰۰۸ توسط شرکت گیم‌فورج منتشر شده‌است. در ایکاریم، بازیکن اختیار یک شهر را در یک جزیره در دست می‌گیرد، با پیشرفت منابع و ساختمان‌ها، تجارت و بستن قراردادهای مختلف می‌تواند پیشرفت کند و در نقاط دیگر نقشه جهان، شهرهای دیگر بنا کند.

این بازی از چند سرور مختلف تشکیل شده است. نام هر سرور،کشور خاصی است. در هر سرور این بازی یک یا چند جهان وجود دارد که با حروف یونانی نامگذاری شده‌اند. در حال حاضر نسخه فارسی این بازی دارای سه جهان Beta،Alpha و Gamma می‌باشد.
نمای بازی ایکاریم در قالب نسخه ۰.۵.۰ در تاریخ ۵ ژوئیه ۲۰۱۲ تغییر کرد. هم‌اکنون ایکاریم با نمای جدید می‌درخشد و با این نما می‌توان بازی ایکاریم را به‌صورت تمام‌صفحه تجربه کرد.

شرکت گیم‌فورج، برای بازی ایکاریم نسخه‌های ویژه‌ای برای تلفن هوشمند و همچنین تبلت منتشر کرده‌است.

ایکاریم از طرف منتقدان در سال ۲۰۱۱ به عنوان بهترین بازی استراتژی تحت وب انتخاب شد و جوایز متعددی دریافت کرد.




نام
نام انگلیسی بازی Ikariam است. واژه Ikariam از نام اسطوره‌ای در یونان باستان به نام ایکاروس برگرفته شده‌است.همچنین جزیره‌ای به نام Ikaria (یا Icaria) در استان اژه شمالی یونان و در دریای اژه وجود دارد که نام این جزیره نیز از ایکاروس برگرفته شده‌است. m- یک پسوند یونانی است که برای نام بازی و تلفظ بهتر به Ikaria افزوده شده‌است.




خلاصه داستان
ایکاریم یک بازی چند نفره تحت وب در جزایر باستانی از دریای مدیترانه است . این بازی روی تجارت، جنگ، شهرها و ساختمان‌سازی تمرکز دارد. بازیکنان می توانند منابع و اشیاء باارزش تجاری را با مدیریت خود و با کشتی‌های باربری به شهرهای بازیکنان مختلف جهان منتقل کنند.




شخصیت‌ها
شخصیت‌های این بازی که وظیفه مدیریت کارهای بازیکن را برعهده دارند، با عنوان مشاور شناخته می‌شوند. هر مشاور همانطور که از اسمش پیدا است، وظایف خاصی دارد. هنگامی که چراغ این مشاوران روشن می‌شوند، بدین معنی‌است که اخبار جدیدی برای بازیکن دارند. هنگامی که این اخبار مشاهده شوند، چراغ مشاوران خاموش می شود.همزمان با نمای جدید نسخه ۰.۵.۰ شخصیت دیگری به نام کیرا در بازی ظاهر گردید. این شخصیت که همسر مشاور شهرها معرفی گردید، تا به‌روزرسانی بازی به نسخه ۰.۵.۰، وظایف مشاور شهرها در بازی را برعهده گرفت.




گیم‌پلی
ایکاریم به بازیکن اجازه تشکیل اتحاد، ساختن شهرها، گسترش قلمرو و آموزش دادن بهترین نیروها را می‌دهد. در ابتدا بازیکن یک پایتخت در یک جزیره دارد. هر جزیره که می‌تواند حداکثر ۱۷ شهر داشته باشد، یک کارگاه چوب‌بری، معجزه و یکی از چهار منبع تجمّلی (سنگ، کریستال، گوگرد و آب‌انگور) را دارد. اولین چشم اندازی که بازیکن در هنگام اولین ورود به بازی دارد، یک شهرداری است که در وسط شهری قرار دارد و قسمت‌های مختلف آن‌شهر با پرچم‌های آبی و قرمز مشخص شده‌است. وقتی که بازیکن بازی را شروع کند، با گذر زمان، شهر بازیکن رونق می‌یابد، صدها شهروند خواهد داشت و می‌تواند سربازان و کشتی‌های جنگی مختلف و همچنین ساختمان‌های زیادی با توجه به تحقیقاتی که انجام داده‌است، بسازد.



نمای کلی بازی
در ایکاریم سه روش برای نمایش وجود دارد. با کمک ابزار هدایت کننده می‌توان به راحتی حالت‌های نمایش را تغییر داد. این سه نما به ترتیب عبارت اند از:نمایش جهان:

بر روی نقشه جهان یک بررسی مناسب از دنیای ایکاریم به دست می‌آید. می‌توان با کمک فلش‌های هدایت کننده در منوی سمت راست، نقشه را بررسی کرد. با کلیک برروی هر جزیره می‌توان تمام اطلاعات لازم را دربارهٔ آن دریافت کرد.



نمایش جزیره:

نقشه جزیره، تمام شهرها، معجزات، معدن و کارگاه چوب بری موجود در آن‌ها را نشان می‌دهد.



نمایش شهر:

نقشه شهر شهرهای هم‌اتحادی، تصرف شده (توسط بازیکن یا هم اتحادی) و جاسوسی‌شده را نشان می‌دهد. از این‌جا می‌توان در شهر خودی ساختمان‌های جدید ساخت و آن‌ها را تقویت کرد و منابع را مدیریت کرد.
قوانین بازی، ضوابط و شرایط
هنگامی که بازیکن در بازی ثبت‌نام می‌کند، با تیک زدن جعبه، ضوابط و شرایط را می‌پذیرد. هرزمان که بازیکن وارد بازی می‌شود، با وارد شدن به بازی، ضوابط و شرایط گیم‌فورج را می‌پذیرد. بازیکن باید زمانی را صرف خواندن ضوابط و شرایط و قوانین به منظور جلوگیری از توقیف شدن کند. بازیکنان تازه‌وارد زیادی به علت اینکه قوانین را نخوانده‌اند، توقیف می‌شوند.




منابع بازی
زمانی که بازیکن بازی را شروع می‌کند، مقدار معینی منابع به دست می‌آورد. منابع برای پیشرفت تمدن و فرهنگ الزامی هستند. در بازی ۵ منبع وجود دارد:
چوب: چوب یک منبع معیار بازی است. از چوب در همه چیز استفاده می‌شود: ساختمان‌ها، واحدهای نظامی، کشتی‌های جنگی و اهدا به منابع جزیره (غیر از معجزه).
سنگ: برای همه ساختمان‌ها جز دانشگاه و معبد استفاده می‌شود.
شیشه کریستالی: برای ساخت دانشگاه، معبد، تقویت واحدهای نظامی و کشتی‌های جنگی، ساخت زیردریایی، ساخت دکتر و جاسوس و ساخت قصر یا مقر فرمانداری مرحلهٔ ۵ و بالاتر استفاده می‌شود.
آب‌انگور: بعد از تحقیق پرورش آب‌انگور در آب‌میوه فروشی استفاده می‌شود. همچنین آب‌انگور در قصر یا مقر فرمانداری مرحلهٔ ۴ و بالاتر و همچنین در ساخت آشپز (در سربازخانه) استفاده می‌شود.
گوگرد: برای آموزش واحدهای نظامی و ساخت کشتی‌های جنگی جز سنگ انداز، شمشیرباز، دژکوب، دکتر، آشپز و زیردریایی و همچنین در ساخت قصر یا مقر فرمانداری مرحلهٔ ۳ و بالاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.




تحقیق
انجام تحقیق‌ها در بازی ایکاریم به منظور پیشرفت و ساخت ساختمان‌ها و واحدهای نظامی جدید ضروریست. در ایکاریم موضوعات تحقیق به چهار گروه تقسیم می‌شوند

:

دریانوردی: انجام تحقیق‌های این گروه سبب ایجاد املاک و کشتی‌های جنگی جدید به منظور دفاع و حمله به بندرگاه‌های شهرهای بازیکنان دیگر می‌شود.
اقتصاد: انجام تحقیق‌های این گروه سبب رونق شهر و وضعیت اقتصادی بازیکن می‌شود.
علم و دانش: انجام تحقیقات این گروه سبب رشد علم و دانش در شهرها می شود.
نظامی: انجام تحقیق‌های این گروه سبب ساخته شدن درجات بالاتر واحدهای نظامی زمینی به منظور دفاع و حمله به شهرهای بازیکنان دیگر می‌شود.

بازیکن برای تکمیل یک موضوع تحقیق نیاز به امتیازات تحقیق دارد. امتیازات تحقیق با ساخت دانشگاه و استخدام دانشمندان به دست می‌آید. بازیکن در کتابخانه می‌تواند تمام موضوعات تحقیق و کاربردهای آن‌ها را ببیند.




ساخت


جهان‌ها
ایکاریم در سرور ایران از سه جهان تشکیل شده‌است. بازیکنان می‌توانند در هر یک از جهان‌ها ثبت نام کنند. نام جهان‌های ایکاریم با حروف یونانی مشخص شده است و جهان‌ها به‌ترتیب ایجاد، نامگذاری شده‌اند. در حال حاضر، ایکاریم در سرور ایران سه جهان دارد.




نسخه رایانه
طراحی جدید ایکاریم به شما این امکان را می‌دهد که جهان ایکاریم را به صورت تمام‌صفحه تجربه کنید. این طراحی شامل تغییراتی در موارد زیر است:

قسمت طراحی بازی اکنون از کل ابعاد پنجرهٔ مرورگر برای نمایش تصویر استفاده می‌کند و اگر اندازه پنجره تغییر کند، مرورگر به‌صورت خودبه‌خود اندازه تصویر را تغییر خواهد داد.
نقشهٔ جهان، نقشهٔ جزیره و نقشهٔ شهر مجدداً طراحی شده‌اند و اکنون دارای وضوح تصویر بالاتری هستند. `منوی سمت راست` در صفحه بازی با اجزای جدیدی جایگزین شده‌است. قسمت‌های موقعیت یابی در نقشه جهان اکنون در قسمت پایین صفحه قرار گرفته‌اند و با کلیک بر روی علامت پیکان در وسط آن قابلیت ظاهر شدن یا بسته شدن را دارد. در قسمت نمایش جزیره می‌توان با استفاده از همین منوی جدید با وارد کردن مختصات‌ها به یک جزیره دیگر هدایت شد. در سمت راست نمایش شهر، می‌توان قسمت‌های "سربازان موجود در شهر"، "تجارت ممتاز"، "نیروهای شبیه سازی شده"، "لیست ساختمان سازی"، "ترخیص سربازها" و "جاسوسی" (در شهرهای دیگر توسط جاسوسان) را مشاهده کرد.
حداقل وضوح تصویر در بازی ایکاریم ۷۶۸×۱۰۲۴ پیکسل به عنوان طراحی قدیمی باقی می‌ماند. با این حال جزیره‌ها و شهرها اکنون بزرگتر شده‌اند، این بدان معنی است که گاهی ممکن است بعضی تصاویر دیده نشوند. با حرکت دادن ماوس هر بازیکن می‌تواند تصویر را جابه‌جا نماید تا قسمت‌های غیرقابل رویت را ببیند. اگر این روش برای بازیکن امکان پذیر نباشد، می‌تواند از قسمت کنترل موقعیت در پایین صفحه استفاده کند.
در صفحات بازی، ساختمان‌ها و قسمت‌های زیادی تغییر کرده‌اند تا با طرّاحی جدید هماهنگ شوند.
بعضی از تصاویر برای طرّاحی جدید بهینه شده‌اند و یا اندکی تغییر کرده‌اند. این تغییرات در "بندرگاه"، "موزه"، "محل‌تجارت"، "مشاور سیاسی" و "قسمت راهنما" صورت گرفته‌اند.
7:50 pm

عزیمت حسین به کوفه

با وجود توصیه‌های محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و اصرارهای پی در پی ابن‌عباس در مکه و حتی توصیه‌های عبدالله بن زبیر (که جنبه ریاکارانه داشت، زیرا عبدالله بسیار تمایل داشت که مکه از وجود رقیبان دیگر حکومت پاک گردد) حسین از تصمیمش منصرف نشد. ابن‌عباس خیانت کوفیان به علی و حسن را به حسین یادآوری می‌نمود و از حسین التماس کرد که زنان و کودکان را در این سفر با خود نبرد.





حسین از توصیه‌هایش تقدیر نمود و بیان داشت که کار خود را به خدا واگذار کرده‌است. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد که اکثر روایات حاکی از آنند که عبدالله بن زبیر به حسین اصرار می‌کرد تا به شیعیانش در کوفه بپیوندد تا عرصه مکه از رقیبی چون حسین پاک گردد. اما روایات دیگری هم هستند که حاکی از میل عبدالله بن زبیر به حمایت از حسین در صورت قیام در مکه هستند. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت و در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی حجه ۶۰/ ۱۰ یا ۱۲ سپتامبر ۶۸۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید و به جای حج، عمره را در خارج از شهر مکه انجام داد تا بتواند از مهلکه فرار کند. ۵۰ مرد از خویشاوندان و دوستان حسین (که می‌توانستند در صورت نیاز بجنگند) به همراه زنان و کودکان، همراه حسین بودند. مکان‌های توقف حسین در مسیر مکه به کوفه در طبری و بلاذری ذکر شده و ولهاوزن تاریخ نگار آلمانی به آنها اشاره کرده‌است. بعد از عزیمت حسین، عبدالله بن جعفر نامه‌ای به همراه دو پسر خود عون و محمد به حسین نوشت و به وی التماس کرد که برگردد.

پسرعموی حسین عبدالله بن جعفر به عمرو بن سعید بن عاص نامه‌ای نوشت که از وی خواست که در صورت بازگشت حسین به مکه، ضمانت نامه‌ای برایش بنویسد که جانش تضمین گردد. عمرو بن سعید بن عاص حاکم مکه در پاسخ، عبدالله بن جعفر را با لشکری به سرکردگی برادر خود یحیی به تعقیبش فرستاد. اما وقتی که دو گروه به هم تلاقی کردند، از حسین خواستند که برگردد، اما حسین در پاسخ گفت که در عالم رویا پدربزرگش محمد را دیده‌است که از وی خواسته تا به راهش ادامه دهد و تقدیر را به خدا واگذار کند و در پی آن نزاع خفیفی بین دو گروه صورت گرفت و دو پسر عبدالله بن جعفر (عون و محمد) به حسین پیوستند و در عاشورا با وی کشته شدند.

در تنعیم، حسین با کاروانی از یمن که روناس و حله برای یزید بردند مواجه شد و بیان داشت که این حق را دارد که این کاروان را غارت کند. وی این کاروان را غارت نموده و به صاحبان شتر کاروان گفت که با وی تا عراق بیایند و در آنجا کرایه کل راه را به آنان بپردازد یا در همین جا به مقدار راهی که آمده‌اند، کرایه آنان را بدهد. حسین در راه با افراد گوناگونی روبرو شد. فرزدق شاعر را دید که به حسین گفت دلهای اهل عراق با تو اما شمشیرهایشان علیه توست. هر گاه در طی این مسیر از حسین خواسته می‌شد که از تصمیمش صرف نظر کند می‌گفت که مقدرات امور به دست خداست و خدا بهترین امر را برای بندگان می‌خواهد و خداوند با کسی که بر حق باشد دشمن نخواهد بود. زهیر بن قین بجلی که از حامیان عثمان بود و در سفر بود و در طی سفر خیمه‌اش را دور از خیمه‌های حسین برپا می‌داشت، در جایی مجبور به برپا داشتن خیمه‌اش نزدیک خیمه‌های حسین شد. حسین از وی دعوت نمود تا به گروهش بپیوندد و در خلال این دیدار زهیر دیدگاهش عوض شد و به حسین پیوست و از بهترین یارانش شد.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد و رئیس پاسبانهایش حسین بن تمیم را به قادسیه فرستاد تا تمامی راههای حجاز به عراق را ببندد. حسین توسط بدویانی که از ورود به کوفه منع شده بودند از این دستور عبیدالله مطلع گردید اما تحت تاثیر قرار نگرفت و به مسیرش ادامه داد. در ثعلبیه، از برخی مسافران از خبر قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطلع شد و تصمیم گرفت که برگردد. اما پسران عقیل تصمیم گرفتند که انتقام خود را از عبیدالله بگیرند یا در این راه کشته شوند. این بود که حسین از تصمیمش برای بازگشت تغییر عقیده داد. البته مادلونگ صحت این روایت فوق را مورد تردید می‌داند. رسول جعفریان معتقد است علت پیشروی حسین به سمت کوفه، حتّی پس از شنیدن خبر کشته‌شدن مسلم ابن عقیل، امید وی و همراهانش به پیروزی بوده‌است. وی به گفتارهای نقل‌شده در آن زمان در احتمال پیروزی اشاره می‌کند به این مضمون که جذبه حسین ابن علی از مسلم ابن عقیل بیشتر است و مردم کوفه با دیدن وی به یاریش می‌شتابند. جعفریان علت همراهی خانواده حسین در سفر به سمت کوفه را نیت او برای گرفتن حاکمیت از دست یزید می‌داند؛ چرا که در صورت پیروزی در عراق، حجاز همچنان در دست اموی‌ها می‌ماند و می‌توان حدس‌زد که آنها با اهل بیت حسین چگونه رفتار می‌کردند.

حسین در زباله دریافت که قاصدش قیس بن مسهر (مشیر) صیداوی (یا برادر رضاعی حسین عبدالله بن یقطر) که به کوفه فرستاده شده بود تا آمدن قریب‌الوقوع حسین را به کوفیان اطلاع دهد، مثله شده و با پرتاب شدن از بام قصر کوفه، کشته شده‌است. حسین با شنیدن این موضوع به حامیانش گفت که با توجه مسائل غم بار پیش آمده مانند خیانت کوفیان، هر کس مجاز است که از کاروان حسین جدا گردد که تعدادی از کسانی که در راه به حسین پیوسته بودند از وی جدا شدند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. به گفته جعفریان این اخبار نشان می‌داد که اوضاع کوفه دگرگون‌شده و شرایط با زمانی که از زبان مسلم گزارش شده بود کاملاً فرق کرده‌است. برای حسین روشن شده بود که دیگر رفتن به کوفه با توجه به ارزیابی‌های سیاسی درست نیست.

در منطقه شراف یا ذوحسم سوارانی به سرکردگی حر بن یزید تمیمی یربوعی پدیدار شده و از آنجا که هوا گرم بود، حسین دستور داد به آنان آب داده شود و سپس در آنجا به لشکریان حر انگیزه‌های حرکتش را اعلام کرد. گفت که

شما امامی نداشتید و من وسیله اتحاد امت شدم. خاندان ما از همه کس به امر حکومت شایسته تر است و کسانی که این امر را در اختیار دارند شایستگی اش را نداشته و نا عادلانه حکومت می‌کنند. اگر حامی من باشید به سمت کوفه خواهم رفت. اما اگر دیگر مرا نمی‌خواهید من به مکان اولم باز خواهم گشت.

اما کوفیان (لشکریان حر) پاسخ ندادند. سپس حسین نماز عصر را به اقامه خودش برپا داشت. بعد از نماز، دوباره سخنانش را به کوفیان یادآوری نموده و از حق خاندان محمد و مستحق بودن این خاندان در امر خلافت سخن گفت و به نامه‌هایی که کوفیان به وی نوشته بودند، اشاره نمود. حر که از نامه‌هایی که کوفیان برای حسین فرستاده بودند خبر نداشت، با وجود اینکه حسین دو کیسه که پر از نامه‌های کوفیان بود را به وی نشان داد، تغییری در تصمیمش حاصل نشد و اذعان داشت که وی جزو کسانی که نامه به وی نوشته‌اند نبوده و تحت‌الامر ابن زیاد است. او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد و بر آن بود که حسین را به این موضوع متقاعد کند. اما وقتی دید که حسین کاروانش را به حرکت درآورد، دیگر جرات نکرد این موضوع را پی گیری کند. اما مادلونگ می‌نویسد که وقتی حسین آماده حرکت شد، حر سد راهش شد و گفت که اگر حسین فرمانی که ابن زیاد به حر داده را نپذیرد، حر نخواهد گذاشت که به مدینه یا کوفه برود. و به حسین پیشنهاد داد که نه به کوفه و نه به مدینه رود، بلکه به یزید یا ابن زیاد نامه بنویسد و خودش هم نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و منتظر دستور وی ماند تا این موضوع بدون خون ریزی حل و فصل شود. اما حسین پیشنهاداتش را نپذیرفت و به سمت چپ و به طرف عذیب یا قادسیه به راه افتاد. حر به وی گوش زد کرد که من به خاطر تو این کار را می‌کنم و اگر جنگی صورت گیرد تو کشته خواهی شد. اما حسین از مرگ نمی‌ترسید و در منطقه‌ای به نام نینوا (از بخش‌های سواد کوفه) توقف کرد. همچنین حر نتوانست مانع از ورود چهار تن از شیعیان کوفه به سپاه حسین گردد. قاصدی از ابن زیاد به سمت حر آمد و بدون اینکه به حسین سلام کند نامه‌ای به حر داد که در آن ابن زیاد فرمان داده بود که حسین در هیچ جایی که دسترسی به آب و دژ مستحکم داشته باشد، توقف نکند. عبیدالله با این نامه می‌خواست که حسین را به جنگ وادارد. زهیر بن قین به حسین پیشنهاد کرد که به لشکر حر که اندک بودند حمله کند و روستای مستحکم عکر را تصرف کند اما حسین نپذیرفت به این دلیل که نمی‌خواست آغاز کننده جنگ باشد.

در ۲ محرم، حسین در منطقه کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم وضعیت با ورود لشکر ۴۰۰۰ نفره به فرماندهی عمر بن سعد ابی وقاص (که پیشتر از طرف عبیدالله بن زیاد به دستبای ری فرستاده شده بود تا شورش دیلمیان را سرکوب کند) بدتر شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت و تلاش‌هایی بی فرجام برای رهایی از مسئولیت رویارویی با حسین انجام داد. اما ابن زیاد گفت که اگر از این فرمان سرپیچی کند، حکومت ری در کار نخواهد بود. ابن سعد با شنیدن این موضوع، از ابن زیاد اطاعت کرد به امید اینکه حداقل از جنگ با حسین جلوگیری کند. اول از هر کاری، عمر بن سعد نامه‌ای به حسین فرستاد از قصدش برای آمدن به عراق مطلع گردد. پیکی به ابن سعد رسید که حاکی از تمایل حسین به عقب نشینی بود و حسین گفت که به علت نامه‌های کوفیان به عراق آمده و اگر مردم عراق وی را دیگر نمی‌خواهند، وی به مدینه باز خواهد گشت. وقتی ابن سعد موضوع را به ابن زیاد گزارش داد، ابن زیاد اصرار کرد که حسین حتماً باید با یزید بیعت کند و در عین حال آب هنوز از وی منع می‌شود. عمر بن سعد لشکری ۵۰۰ نفره به فرماندهی عمرو بن حجاج زبیدی را بر فرات گماشت. به مدت ۳ روز، حسین و یارانش تنشگی را متحمل شدند. شبانه گروهی ۵۰ نفره و با شهامت به فرماندهی عباس به سمت فرات یورش بردند اما تنها مقدار کمی مشک آب توانستند بیاورند.

در عین حال ابن سعد تمایل داشت که با حسین به توافق برسد و مذاکرات شبانه را با حسین شروع کرد. این مذاکرات، بخش اعظم شب به درازا کشید. گفته می‌شود که حسین پیشنهاد داد که دو سپاه دست از جنگ کشیده و با هم به دیدار یزید بروند. اما عمر بن سعد از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد، این پیشنهاد را نپذیرفت. گرچه کسی در این مذاکرات حضور نداشته، اما اکثر راویان نقل می‌کنند که حسین سه پیشنهاد داد:

به مرزها برود و همانند یک سرباز عادی با کفار بجنگد.
با یزید بیعت کند و به وی بپیوندد.
به جایی که از قبل آمده بود، بازگردد.

البته عقبه بن سمعان، غلام رباب (همسر حسین) که از بازماندگان لشکر حسین در واقعه کربلا بود، شدیداً این روایت را رد می‌کند. او گواهی می‌دهد که حسین هیچگاه پیشنهادی نداد و فقط سرزمین کربلا را ترک کرد و به جایی رفت تا تکلیف کار جنگ مشخص گردد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که این روایت پیشنهاد از سوی حسین که تسلیم یزید شود با دیدگاههای مذهبی اش تناقض دارد و احتمالاً منابع اولیه قصد دارند که مسئولیت کشته شدن حسین را به گردن ابن زیاد بیندازند نه یزید. به‌گفته رسول جعفریان، شمر در تغییر نظر عبیدالله زیاد در ردّ پیشنهاد حسین مبنی بررفتن او به یکی از سرحدات کشور اسلامی یا بازگشت به مدینه موثر بود. وی با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ تأکید می‌کند که حسین ابن علی در هیچ مرحله‌ای نخواست تا اجازه دهند نزد یزید برود و بیعت کند.

ابن زیاد موافق شرایط فعلی بود. اما در این زمان، شمر بن ذی الجوشن (از هواداران سابق علی که برای وی در صفین جنگیده بود.) به ابن زیاد پیشنهادی شیطانی داد. او اصرار داشت که ابن زیاد باید حسین را مجبور به تسلیم کند. چون حسین به قلمرو حکومتی ابن زیاد وارد شده بود و اگر با حسین مصالحه کند، نشان دهندهٔ ضعف ابن زیاد و قدرت حسین است. ابن زیاد با شنیدن سخنان شمر، رایش تغییر کرد. شمر حامل پیغامی برای ابن سعد بود که ابن زیاد به عمر بن سعد فرمان داد که اگر حسین تسلیم نشود، به وی حمله کند یا عمر بن سعد فرمان لشکریان را به شمر وا گذارد. شمر همچنین به این پیغام این را اضافه کرد که پیکر حسین بعد از کشته شدن لگد کوب شود. چون وی یاغی و شورشی است. ابن سعد با شنیدن سخنان شمر وی را مورد لعنت و دشنام قرار داد و گفت که تمام تلاشهایش برای پایان داده مساله به صورت صلح آمیز را بی اثر کرده‌است. ابن سعد می‌دانست که حسین به خاطر روحیه خاصش تسلیم نخواهد شد. ابن زیاد فرمان داده بود که اگر عمر بن سعد این فرمان را نپذیرد، شمر اجرای آن را برعهده گیرد. اما عمر بن سعد اجازه نداد و خودش مسئولیت انجامش را بر عهده گرفت.

غروب روز ۹ محرم، ابن سعد با سپاهیانش به سمت خیمه‌های حسین رفت، حسین که به شمشیرش تکیه داده بود و چرت می‌زد. او در عالم رویا محمد پدربزرگش را دید که به حسین گفت به زودی به وی ملحق می‌شود. زینب به حسین گفت که لشکر ابن سعد آمده‌است. حسین برادرش عباس را فرستاد از مقصودشان مطلع شود. در این حین، با شنیدن شرط جدید ابن سعد، دو سپاه به یکدیگر ناسزا و دشنام دادند. حسین که از موضوع مطلع شده بود، آن شب را مهلت خواست و به خویشاوندان و حامیانش خطابه‌ای راند که علی بن حسین بعدها آن را روایت کرد.

من خدا را ستایش می‌کنم که ما را به پیامبری محمد مفتخر نمود و قرآن و دین را به ما تعلیم نمود. من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی مخلصتر از خاندان خود نمی‌شناسم. خدا شما را پاداش دهد. من فکر می‌کنم که فردا کشته خواهیم شد. من از شما می‌خواهم که بروید و اصراری به ماندنتان ندارم. از تاریکی شب استفاده کنید و بروید.

اما یارانش نپذیرفتند و به بیعتشان وفادار ماندند. زینب از شدت ناامیدی غش کرد و بیهوش شد. اما حسین وی را تسکین داد. حسین آماده جنگ شد. خیمه‌ها را به هم نزدیک کرد و با طناب آنها را به هم بست. تپه‌ای از چوب و نی گرادگرد خیمه‌ها درست کرد تا در موقع لزوم با آتش زدنشان مانع از ورود دشمن به نزدیکی آنها گردد. حسین و یارانش تمامی آن شب را به نماز و مناجات پرداختند و جنگ فردا صبح شروع شد.




واقعه کربلا

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و نوره (داروی موبر) به سر و تن مالید و خود را شست. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده‌اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد. حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده‌نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده‌نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی‌اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و بر زمین ریخت و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. پسری خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست این پسر بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعدهٔ دیدار پدرانش را در بهشت می‌داد و سعی در تسکین درد پسر داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند. حسین وقتی به طرف فرات می‌رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه‌اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه‌اش، کفشها و روپوش یمانی‌اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند. سن حسین را هنگام کشته شدن، ۵۶ سال پنج ماه، ۵۷ سال و چند ماه یا ۵۸ سال نوشته‌اند. روز عاشورا را در تاریخ روز جمعه، شنبه یا دوشنبه دانسته‌اند که در این میان روز جمعه صحیح تر به نظر می‌رسد و ابوالفرج اصفهانی روز دوشنبه را از لحاظ تقویمی رد می‌کند. تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند.




حوداث بعد از جنگ کربلا
۱۰ نفر داوطلب شدند که بر بدن پر زخم حسین اسب بتازانند تا آخرین هتک حرمت را به وی کرده باشند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد. لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام بر این باور است که ابن زیاد و یزید برخورد متفاوتی در قبال سر حسین داشتند. ابن زیاد با زدن چوب به دندانهای حسین به وی اهانت می‌کرد اما یزید بر طبق اکثر روایات با احترام با سر حسین برخورد نموده و به خاطر تعجیل ابن زیاد در کشتار حسین، ابن زیاد را با نام پسر سمیه یاد کرد تا وی را تحقیر کرده باشد. یزید اذعان می‌داشت که اگر حسین از وی تبعیت کرده بود او را عفو می‌نمود. زنان و کودکان هاشمی به کوفه و دمشق برده شدند. یزید ابتدا برخورد شدیدی با آنان نمود که به این برخورد شدید از سوی علی بن حسین و زینب پاسخ مشابهی داده شد. اما در انتها یزید با آنان با ملایمت برخورد نمود. زنان یزید نیز برای حسین و کشتگان گریه و زاری نموده و یزید برای جبران مالهایی که از زنان هاشمی در کربلا دزیده شده بود به آنها اموالی داد. علی بن حسین که به خاطر اینکه هنوز به بلوغ نرسیده بود، از اعدام رهایی یافت و یزید با ملایمت با وی رفتار نموده و چند روز پس از آن به همراه زنان هاشمی و محافظان مورد اعتماد به مدینه بازگشت.

روایات در منابع اولیه عموماً گرایش به انداختن مسئولیت قتل حسین به گردن ابن زیاد و مبرا کردن یزید دارند. ویلفرد مادلونگ می‌نویسد حریص بودن ابن زیاد به قتل حسین از سوگند خوردنش در باره لگدمال کردن جسد حسین توسط اسبها هویدا می‌شود و این کینه شدید از ماجرای اعتراض حسین به برادر خطاب کردن زیاد بن ابیه (پدر ابن زیاد) از سوی معاویه نشات می‌گیرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که یزید مسئول اصلی قتل حسین است چرا که وی می‌دانست که حسین حتی اگر موقتاً تسلیم گردد باز هم تهدیدی جدی برای خلافت یزید به شمار می‌آید و گرچه در نهان خواستار قتل حسین بود، اما به عنوان خلیفه مسلمانان نمی‌توانست این میل را بروز دهد و وی که از کینه شدید ابن زیاد به حسین آگاه بود، طی نامه‌ای به او هشدار می‌دهد که اگر حسین موفق به انجام کارش شود، ابن زیاد مجدداً به دوران بردگی اجدادش بر می‌گردد. یزید در نامه خود شدیداً به ابن زیاد توصیه می‌کند که مسلم بن عقیل را اعدام کند و ابن زیاد هم مشتاقانه این کار را انجام داد. یزید بعدها در ملاء عام مسئولیت قتل حسین را به گردن ابن زیاد می‌انداخت که ابن زیاد از این کار وی خشمگین گردید و از دستور یزید مبنی بر حمله به عبدالله بن زبیر در مکه سر باز زد.
کشته شدگان و باقی‌ماندگان از بنی هاشم در واقعه کربلا
کل کشته شدگان از طرف حسین، ۷۰ یا ۷۲ تن بودند که حداقل ۲۰ تن از آنان هاشمیان از نسل ابوطالب بودند. علی اکبر اولین کشته از بنی هاشم بود که یزید خلیفه وقت، پسر دایی مادرش می‌شد که به همین علت برای وی امان نامه آورده شد اما وی تبار پدری اش و ارتباطش به محمد را والاتر می‌داشت و این امان را نپذیرفت. ویلفرد مادلونگ معتقد است که عبدالله فرزند کوچک حسین در حالی که بر روی زانوانش بود تیر خورد و مادلونگ بر خلاف منابع دیگر، در نوزاد بودن این بچه تردید دارد. ۶ برادر پدری حسین در این جنگ کشته شدند که ۴ تن از آنان فرزندان ام‌البنین دختر حظام از قبیله بنی کلب بودند. برادر زاده‌ام‌البنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای این ۴ برادر حسین امان نامه‌ای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کردند. سه پسر از حسن، سه پسر از عبدالله بن جعفر و نیز سه پسر و سه نوه از عقیل بن ابی طالب در این واقعه کشته شدند. ابن سعد از میان دیگر کشتگان بنی هاشم، یک پسر از نسل ابولهب و یک پسر از نسل ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب نام می‌برد. ابن سعد از میان باقی‌ماندگان که به اسارت گرفته شدند، دو پسر از حسن، یک پسر از عبدالله بن جعفر و یک پسر از عقیل به همراه ۵ زن را نام می‌برد. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد سه پسر از حسن باقی‌ماندند که در میان آنان حسن بن حسن به شدت زخمی گردید. علی بن حسین بیمار بود و نمی‌توانست بجنگد.




خانواده حسین

اولین ازدواج حسین با رباب دختر امراء القیس بود. امراء القیس در زمان عمر بن خطاب به مدینه آمد و از طرف عمر به رهبری قبایل قضاعه که به اسلام گرویده بودند، انتخاب گردید. علی مساله ازدواج پسرانش با دختران امراء را مطرح کرد و وی قبول کرد که سه تن از دخترانش را به ازدواج حسنین در بیاورد. اما هم حسنین و هم آن سه دختر در آن زمان بسیار کم سن و سال بودند و به نظر نمی‌رسد در همان موقع ازدواجی صورت گرفته باشد. حتی ممکن است که حسن با دختری که برایش برگزیده شده بود ازدواج نکرده باشد. حسین با رباب ازدواج کرد و اقوام امراء در اواخر خلافت علی گه گاه برای میانجیگری و قضاوت پیش علی می‌آمدند. رباب همسر محبوب حسین بود و با وجود اینکه رباب سال‌ها برای حسین فرزندی نیاورده بود، احتمالاً پس از مرگ علی، سکینه (در برخی منابع آمنه، امینه و...) را به دنیا آورد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی از سکینه روایت می‌کند که حسن، حسین را به خاطر علاقه زیادش به رباب سرزنش می‌نمود، اما حسین در پاسخ سه بیت شعر در اثبات علاقه به رباب خواند. رباب فرزند پسری به نام عبدالله برای حسین به دنیا آورد که در خردسالی در کربلا کشته شد و احتمالاً حسین به خاطر این فرزند کنیه ابا عبدالله را دارد. برخی منابع شیعی در سال‌های بعد، این فرزند را علی اصغر نامیده‌اند که دانشنامه ایرانیکا این مطلب را بی‌اساس می‌داند. بعد از کشته شدن حسین، گفته می‌شود که رباب یک سال بر مزار حسین بود و عزادار بود و از ازدواج امنتاع می‌کرد. حسین با زن دیگری به نام سلافه از قبیله بنی قضاعه نیز ازدواج کرد که جزئیات این ازدواج در دسترس نیست و از وی صاحب فرزندی به نام جعفر شد که در زمان حیات حسین و در خردسالی درگذشت.

حسین دو پسر به نام علی داشت که از آن دو، علی زین العابدین امام چهارم شیعیان، از حادثه کربلا جان سالم به در برد و احتمالاً وی از دیگر پسر به نام علی بزرگ‌تر بود و در زمان واقعه کربلا، ۲۳ ساله بود. بنا براین باید در زمان خلافت علی به دنیا آمده باشد. مادر وی کنیزی از ناحیه سند است که بعد از کشته شدن حسین با یکی از غلامان حسین ازدواج کرد و پسری به نام عبدالله بن زبید را برای وی آورد. فرزندان عبدالله در ینبع زندگی می‌کردند. منابع اولیه سنی، با نام علی‌اصغر از زین العابدین و علی دوم را با نام علی‌اکبر یاد می‌کنند، اما شیخ مفید و دیگر نویسندگان شیعی عکس این مطلب را صحیح می‌دانند. علی دوم، در سن ۱۹ سالگی در کربلا کشته شد. مادر وی لیلا دختر مرٞه بن عروه ثقفی و میمونه بن ابی سفیان (خواهر معاویه) است. این ازدواج احتمالاً باید بعد از صلح حسن با معاویه صورت گرفته باشد و نمی‌توانسته در زمان علی بوده باشد. دانشنامه ایرانیکا معتقد است حسین نام این فرزند را نیز علی گذاشت چرا که وی به خاطر والا بودن نسب عربی مادرش از زین العابدین که از کنیزی زاده شده بود، برتر بوده‌است. معاویه در سخنی علی‌اکبر را بهترین شخص برای خلافت معرفی نمود به این دلیل که به اعتقاد معاویه وی، شجاعت بنی هاشم، بخشندگی بنی امیه و غرور ثقفیان را یکجا جمع کرده بود.

بعد از مرگ حسن، حسین با ام اسحاق دختر طلحه (صحابی مشهور محمد) ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه از وی شد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که بر خلاف برخی گزارش‌ها، فاطمه باید از سکینه کوچکتر باشد. در زمان کشته شدن حسین، فاطمه به نامزدی پسر حسن بن علی (حسن بن حسن) درآمده بود.

ساعت : 7:50 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page