بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.






پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






بوستان دانشجو

پارک دانشجوی تهران در خیابان انقلاب اسلامی و در نزدیکی چهارراه ولیعصر (تقاطع خیابان ولیعصر) در همسایگی مجموعه تئاتر شهر قرار گرفته است. این پارک از شمال به خیابان انقلاب، از غرب به خیابان ولیعصر و از شرق به خیابان رازی محدود است.

نام ابتدایی پارک دانشجو «پارک پهلوی» بوده است که در زمینی به مساحت ۳۲۰۰ متر مربع احداث شده و شامل سالن تئاتر شهر، کتابخانه دانشجو، زمین بازی کودکان، سرویس بهداشتی و بوفه است. در سالهای اخیر در شهرداری تهران اقدام به ساخت ایستگاه متروی چهارراه ولی عصر در ضلع شمال غربی و مجتمع فرهنگی مذهبی ولی عصر(عج) در ظلع جنوب غربی این پارک نموده است. که موجب انتقادات شدید بسیاری از شهروندان و هنرمندان تهرانی در مخدوش کردن نمای ساختمان تئاتر شهر گشته است.






بوستان لاله

پارک لاله که تا پیش از انقلاب ۵۷ پارک فرح نام داشت، از بوستان‌های بزرگ شهر تهران است. این پارک در سال ۱۳۴۵ به در خواست فرح پهلوی از پادشاه بنیان شد. پیش از آن یک منطقه نظامی بود که برای اسب‌دوانی و رژه مورد استفاده ارتش قرار داشت و جلالیه نامیده می‌شد. مساحت این پارک ۳۵ هکتار است. در این پارک گونه‌های متفاوت گیاهی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از: چنار، اقاقیا و کاج تهران.






تاریخچه

اراضی پارک لاله از گذشته در اختیار ارتش بوده است. زمین مزبور معروف به میدان اسب دوانی جلالیه و برای رژه از آن استفاده می‌شد. ارتش اراضی مربوطه را در ازای مطالبات وزارت دارایی به آن وزارت خانه انتقال داد. وزارت آبادانی و مسکن وقت ماموریت یافت برای این منطقه طرحی تهیه نماید. قسمت شمال پارک برای تاسیسات فرهنگی عمومی و قسمت جنوبی صرفاً برای پارک درنظر گرفته شد. طرح آن بوسیله طراح معروف فرانسوی «ژوفه» و سایر طراحان پارک سازی و همکاران ایرانی تهیه گردید. سایر عملیات اجرایی به عهده شهرداری گذاشته شد. شهرداری عملیات اجرایی را طبق طرح ادامه داد تا در سرانجام در سال ۱۳۴۵ پارک فرح تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نام این پارک به لاله تغییر یافت.






موقعیت جغرافیایی

این پارک در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده است و از شمال به خیابان دکتر فاطمی، از جنوب به بلوار کشاورز، از غرب به خیابان کارگر و از شرق به خیابان حجاب محدود می‌شود. در همسایگی این بوستان، موزه هنرهای معاصر، موزه فرش ایران و هتل لاله واقع شده‌است.






امکانات و فضاها

بخش جنوب شرقی این پارک به شیوه پارک‌های ژاپنی طراحی شده و دارای آب‌نما و جویبارهای مارپیچ است. در خیابان‌های شمالی پارک محوطه میزهای شطرنج جای داده شده است. زمین‌های ورزشی پارک شامل زمین‌های بسکتبال و والیبال نیز در بخش شمالی جای گرفته است. در این پارک همچنین یک مرکز تئاتر عروسکی، یک کتابخانه زیر پوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک مسجد دایر می‌باشد. مجسمه‌ها و تندیس‌های گوناگونی نیز در این پارک وجود دارد که نامدارترین آنها تندیس خیام و تندیس ابوریحان بیرونی است.

تندیس خیام از آثار ابوالحسن صدیقی است که در سال ۱۳۵۱ و در کشور ایتالیا (به سفارش انجمن آثار ملی) ساخته شده است. این تندیس پس از جابجایی به ایران به این پارک منتقل شد و در بازدید همگانی قرار گرفت و پس از آن چندین بار به دستان فریدون صدیقی (فرزند آفریننده اثر) بازسازی شد.







بوستان مینیاتور تهران
بوستان مینیاتور تهران بوستانی در شرق تهران است که با هدف نمایش ماکت‌های مینیاتوری آثار میراث جهانی ایران که در فهرست یونسکو به ثبت رسیده‌اند، ساخته شده است. وسعت این پارک حدود ۳ هکتار است. این بوستان در شمال خیابان جانبازان (گلبرگ) و شرق خیابان کرمان قرار دارد. ایده این پارک از باغ‌های ایرانی رونوشت شده است. در فاز نخست ماکت تخت جمشید، چغازنبیل، میدان نقش جهان اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز و آبشارهای شوشتر برای بازدیدکنندگان ارائه شده است. در فاز بعدی این پارک، گسترش ماکت‌های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و روستای دستکند میمند کرمان و دیگر باغ‌های نه گانه ایرانی به اجرا در می‌آید.






دیگر امکانات

احداث بنای نگارخانه به وسعت ۷۵۰ مترمربع به منظور ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی، کتابخانه، فروشگاه محصولات فرهنگی، چایخانه، مونیتورینگ، سرویس‌بهداشتی و غیره از دیگر اقدامات انجام شده در بوستان مینیاتوری است. روشنایی بوستان مخلوطی از پایه چراغ‌های خورشیدی و پایه چراغ‌های پیوسته به برق شهری و با کاربری از لامپ‌های ال‌ای‌دی است.






ویژگیهای طراحی بوستان

ابعاد اصلی طراحی بوستان باغ مینیاتور از روح هندسی باغهای ایرانی در ترکیب با استانداردهای پارک مینیاتوری الهام گرفته است که ماکتها در غالب ویژگیهای شکل طبیعی زمین و نواحی جغرافیایی که آثار انتخاب شده در آنها مستقر می‌باشند و با توجه به جهات جغرافیایی بناها در محیط اصلی خود استقرار یافته‌اند، در فاز اول ماکت مینیاتوری، ۱۲ اثر تاریخی زیر که هم اکنون در فهرست آثار جهانی ثبت شده‌اند با مقیاس یک بیست و پنجم اندازه واقعی در بوستان استقرار یافته‌اند:

تخت جمشید، چغازنبیل، میدان امام ره (نقش جهان) اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه و کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز، آبشارهای شوشتر

شایان ذکر است که در فاز دوم توسعه، ماکت های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و بوستان دستکند میمند کرمان و دیگر باغهای ۹ گانه ایرانی اجراء خواهند گردید.






ورودی ها

ورودی پیاده در بوستان مینیاتوری جنب بوستان تمدن (گلبرگ) احداث گردیده است، همچنین یک ورودی سواره جهت سرویس اضطراری از خیابان کرمان برای مجموعه پیش بینی شده است.






فضای سبز

در ردیف دو طرف معابر بوستان از گونه‌های لیکوستروم پیوندی و مورد پیوندی استفاده شده که فرم درختی دارد، حدود ۷۰ درصد گیاهان استفاده شده همیشه سبز و ۳۰ درصد آنها خزان پذیر می‌باشند. انواع گیاهان غالب کاشته شده شامل گونه‌های زیر می‌باشد: چنار، ماگنولیای سبز، بلوط خزان شونده، میخک هندی ابلق، افرای چینی، مورد پیوندی، گوجه گل، سنجد همیشه سبز، یاس هلندی (لیکوستروم پیوندی)، ژینکگو، سدروس، کاج موگو و ...






سیستم آبیاری بوستان

شامل یک مخزن ۶۰۰ متر مکعبی جهت ذخیره آب و یک ایستگاه پمپاژ دور متغیر جهت صرفه جویی در مصرف آب و برق می‌باشد.






ابنیه و امکانات بوستان

-تاسیسات الکتریکی (لفیقی از پایه چراغهای خورشیدی (سولار) و پایه چراغهای متصل به برق شرقی با استفاده از لامپهای ال ای دی و کم مصرف) -طراحی و اجرای مبلمان بوستان شامل: نیمکت، آبخوری، نرده، تابلوهای هدایتگر، کتیبه‌های بوستان مینیاتور -ساختمان گالری به مساحت ۷۵۰ متر مربع جهت ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی - پارکینگ (درمجاورت بوستان، احداث پارکینگ طبقاتی در دستور کار شهرداری تهران قرار دارد)- کتابخانه- فروشگاه محصولات فرهنگی- چایخانه- مونیتورینگ- سرویس بهداشتی- مجموعه ورودی شامل: نگهبانی






بوستان نیاوران

بوستان نیاوران یا پارک نیاوران یکی از بوستان‌های شهر تهران است که در منطقه نیاوران در شمال‌شرقی تهران جای دارد. این بوستان در همسایگی میدان باهنر (میدان نیاوران) و انتهای شمالی خیابان پاسداران (سلطنت آباد پیشین) و در جنوب کاخ نیاوران قرار گرفته است.

پهنه این بوستان نزدیک به ۶۲،۰۰۰ متر مربع است و در سال ۱۳۴۸ به دستور محمدرضا پهلوی و با نقشه طراحان انگلیسی و معماری مهندس سردار افخمی ساخته شد.

این پارک دارای اشکوب‌های چندگانه و پله‌های گوناگون است که این پلکان از مشخصات ویژه آن است. این پارک دو در ورودی شمالی و جنوبی دارد که هر دو به خیابان پاسداران باز می شوند. از دیگر ویژگی این پارک آب نماهای بزرگ با مساحت نزدیک به ۳۳۲۰ متر مربع است. پهنه سبز پارک در برگیرنده ۸،۰۰۰ متر مربع گل‌کاری و در حدود ۲۰،۰۰۰ متر مربع چمن‌کاری به همراه درختان از گونه‌های فراوان است. یکی از کهن‌ترین درختان چنار تهران با دیرینگی ۱۵۰ سال و بلندی ۲۰ متر و محیط ۲,۸ متر در این پارک جای دارد. دریاچه این بوستان که در آن ماهی و مرغابی و لاکپشت زندگی می‌کنند، از دیگر زیبایی‌های این پارک است. در گذشته برای آبیاری فضای سبز و آب استخرهای پارک از آب تهران استفاده می‌شد، اما از سال ۱۳۷۹ از آب قنات منطقه بهره گرفته می‌شود.






بخش‌های گوناگون بوستان

ساختمان کانون فرهنگی کودکان
کتاب‌خانه
آمفی تئاتر
زمین اسکیت
زمین بازی کودکان
زمین تمرین اسب‌سواری
سالن ورزشی بانوان
نمازخانه
چهار استخر بزرگ







پارک ارم

پارک ارم در پنج کیلومتری اتوبان تهران - کرج با وسعتی بالغ بر ۷۰ هکتار بزرگترین پارک ایران است. این مجموعه در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به وسیله رحیم علی خرم تاسیس شد و پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) این پارک مصادره و به تملک بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی درآمد. این پارک دارای یک دریاچه هشت هکتاری و دو شهربازی با ۲۸ گونه وسایل بازی و باغ وحش می‌باشد.






پارک پرواز

پارک (بوستان) پرواز، نام بوستانی در شمال تهران و در منطقه سعادت آباد است. نامگذاری این بوستان بخاطر خیابانی به همین نام در ضلع جنوب شرقی این بوستان (که اکنون به نام یکی از کشته شدگان جنگ ایران و عراق تغییر نام داده است) می باشد.

بوستان پرواز از شمال و شرق به بلوار پیام و میدان بهرود، از جنوب به شهرک پاسارگاد و از غرب به شهرک کیهان محدود می‌شود.

اختلاف ارتفاع این بوستان نسبت به مناطق اطراف، باعث ایجاد چشم انداز زیبایی از شمال و جنوب تهران شامل کوهستان البرز و همچنین برج میلاد و سایر ساختمانهای بلندمرتبه تهران - بخصوص در هوای عاری از آلاینده ها - شده که از این بوستان قابل مشاهده است. همین مساله وجه تمایز بوستان پرواز از سایر بوستانهای تهران است (دید پانوراما یا ۳۶۰ درجه تهران).

در ضلع شرقی و شمال شرقی این بوستان یکی از ایستگاه های آتش نشانی متعلق به سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، و همچنین دو مجتمع تجاری (شامل فروشگاه زنجیره ای شهروند) و یک مسجد وجود دارد.






پارک شهر

پارکِ شَهْر یکی از پارک‌های قدیمی شهر تهران است. این پارک که در منطقه ۱۲ در مرکز تهران در محدوده خیابان‌های خیام و شهید فیاض‌بخش قرار دارد. تاریخ تاسیس این پارک به سال ۱۳۳۹ باز می‌گردد. مساحت این پارک تقریباً ۲۵ هکتار است و ۸ در ورودی دارد. درون این پارک: موزه صلح تهران، آکواریم پارک شهر تهران، استخر، ورزشگاه، کتابخانه و ... وجود دارد.

این بوستان از جنوب به خیابان بهشت، از شمال به خیابان فیاض بخش، از شرق به خیابان خیام، و از غرب به وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شود.






اماکن درون و پیرامون پارک

درون پارک:

موزه صلح تهران
آکواریم پارک شهر تهران
باغ پرندگان
کتابخانه مرکزی پارک شهر







پیرامون پارک:

اداره آب و فاضلاب (منطقه 4)
دیوان عدالت اداری
پزشکی قانونی
تالار سنگلج
شهرداری تهران
ساختمان شورای اسلامی شهر تهران
روزنامه رسمی کشور
کانون جهانگردی و اتومبیل رانی ایران
وزارت دادگستری
ورزشگاه شهدای هفتم تیر
تحقیقات علوم آزمایشگاهی
درمانگاه خیریه صالح
مرکز تلفن قندی







پارک ملی سرخه‌حصار
سرخه‌حصار یکی از پارک‌های ملّی ایران است که در شرق تهران قرارگرفته و مساحت آن در حدود ۹۱۶۸ هکتار می‌باشد که به جز بخش شمال شرقی آن تمام این ناحیه تحت کنترل و حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد..






تاریخچه

سرخه حصار یکی از قدیمییترین شکارگاه‌های ایران محسوب شده به همین خاطر در گذشته از اهمیت خاصی برخوردار بود. همچو پارک ملی خجیر با بیش از دویست سال(از سال ۱۱۷۴) به عنوان شکارگاه سلطنتی مورد حفاظت قرار گرفت. این پارک در سال ۱۳۵۹ به گفته وزیر وقت هوشنگ ضیایی به عنوان پارک ملی به ثبت رسید و طی مصوبه شماره ۹۱ مورخ ۶۱-۶-۲۶ شورایعالی حفاظت محیط زیست با عنوان پارک ملی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. بر مبنای تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها کلیه مراتع و اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و قابل وا گذاری به غیر نیستند .






اقلیم

آب و هوای این منطقه نیمه خشک است و اختلاف درجه حرارت روز و شب در آن بالا است. متوسط حداکثر درجه حرارت سالانه آن ۹/۱۸ درجه سانتی‌گراد است. این منطقه از وجود رودخانه جاجرود بهره می برد که پس از سد لتیان، در حاشیه منطقه جریان پیدا می‌کند و در شهرک پارچین از منطقه خارج می‌شود. پارک ملی سرخه حصار همچو پارک ملی خجیر دارای اکوسیستمی یکسان می باشد با این تفاوت که نزدیکی این پارک به شهر تهران جاذبه های توریستی این منطقه را افزایش داده است .






موقعیت جغرافیائی

پارک ملی سرخه حصاربا 3957108 تا 3940015 عرض جغرافیائی و 572230 تا 560270 طول جغرافیائی در شرق شهر تهران واقع گردیده است. راه‌های ارتباطی این ناحیه عبارتند از: جاده خجیر که از دو راهی زرشکی منشعب می‌شود و تا خجیر ۱۴ کیلومتر است. راه دیگر جاده قصر فیروزه است.






پوشش گیاهی

به دلیل وسعت و تفاوت در ارتفاع در قسمت‌های مختلف پارک می‌توان گونه‌های متفاوتی از گیاهان را در این پارک مشاهده کرد.

پوشش گیاهی منطقه گرمسیری شامل گز، تاغ، گون، خارشتر و اسپند
پوشش گیاهی استپی کوهپایه شامل درمنه و گونه های بالشتکی مانند کلاه حسن، گون، چوبک و گیاهان دارویی مانند آویشن، قدومه، بومادران، کاکوتی و پونه کوهی .






درختان و درختچه: زالزالک، گوجه وحشی، سرو کوهی

حیات وحش جانوری

حیواناتی همچون: کل ، بز، قوچ، میش البرز مرکزی ، آهو، گراز ، پلنگ ، کفتار ، روباه قرمز ، شغال ، گربه وحشی ،گورکن ، تشی و خرگوش در آن زیست دارند.

پرندگان موجود در سرخه حصار نیز شامل: حواصیل خاکستری، حواصیل شب ، بوتیمار ،اگرت بزرگ ، سرسبز ، اردک ارده ای ، خوتکا ، اردک نوک پهن ، فیلوش ، عقاب ماهیگیر ، کورکور ، قرقی ، طرلان ، عقاب طلایی ، عقاب شاهی ، سارگپه ، کرکس ، دال سیاه ، دلیجه ، بالابان ، بحری ، شاهین ،آبچلیک و‌ آبیا است.

خزندگان و دوزیستان: مار کرمی ، کور مار دوسر، مارآتشی ، مارپلنگی، ماردستی، مار آبی ، مارشتری ، شترمار ،یله مار ، تیرمار ،سوسن مار ، افعی شاخدار ایرانی، افعی کوفی ، قورباغه معمولی، وزغ سبز، لاک پشت ممیزدارغرب نیز از موجودات پارک سرخه حصار هستند.






عوامل تهدید کننده منطقه

از مهمترین عوامل تهدید کننده می توان به تعارضات و تصرفات اراضی بوسیله نیروهای نظامی بهره برداری از معدن بالاست . وجود کانون متمرکز انسانی ، تغییر کاربری اراضی به منظور شهرسازی بهره برداری از گونه های غیربومی در ایجاد توسعه فضای سبز پارک نام برد .







بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







پارک شفق

پارک شفق مربوط به دوره پهلوی دوم است و در تهران، خیابان جمال‌الدین اسدآبادی، کوچه شهید قنبری (نوزدهم) واقع شده است که از یک طرف به خیابان مستوفی و از طرف دیگر به خیابان سید جمال ال دین اسد آبادی متصل می‌شود. این پارک در دوره قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران پادگانی با قدمت زیاد بوده که پس از تقسیم عراضی بین کارمندان دولت قسمتی از آن باقی ماند که این پارک شکل گرفت. این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بنیان‌گذار این پارک دکتر رضازاده شفق بود و در باغی متعلق به مستوفی‌الممالک ساخته شد. الگوی این پارک از پارک‌های فرانسوی الهام گرفته شده است و از ابتدا بر پایه طرح و برنامه‌ای مشخص احداث شد. وجود گذرگاه‌های غیرهمسطح در ترکیب با پله‌ها از ویژگی‌های این بوستان است.

طراح و معمار این پارک، کامران دیبا است.

فرهنگسرای شفق (دانشجو) در این بوستان قرار دارد.

این پارک در نزدیکی بیمارستان «حضرت فاطمه» قرار دارد.

در این پارک ورزش پارکور به صورت جدی و توسط افراد گروه شفق و زیرمجموعه‌های آنها انجام می‌گیرد.








بوستان شهید توکلی
به منظورافزایش سطح فضای سبز منطقه وایجاد فرصت‎های تفریحی، اجتماعی و ورزشی برای شهروندان وجوانان منطقه، بوستان شهید توکلی دریکی ازپرجمعیت ترین ومستعدترین محلات منطقه احداث و به بهره برداری رسید. این بوستان با وسعت ۱۴۰۰۰ مترمربع شامل زمین بازی کودکان، آبنما، سرای محله دهقان، بازار میوه و تره بار نظام آباد است، این بوستان درانتهای خیابان شهید مدنی واقع شده که دارای فضاهای متعدد ورزشی تفریحی واجتماعی است.







بوستان طالقانی
پارک جنگلی طالقانی یا پارک جنگلی عباس‌آباد با نام پیشین پارک جهان کودک و تپه‌های داوودیه یکی از پارک‌های شهر تهران است که در منطقه ۳ شهرداری تهران در نزدیکی ایستگاه مترو میرداماد و بر روی تپه‌های عباس‌آباد واقع شده‌است. به‌علت قرار گرفتن آن در ارتفاع، این پارک دارای چشم‌اندازی مشرف به شهر تهران می‌باشد. قسمت جنوبی این پارک دارای طرحی حلزونی‌شکل است و از درختان بلوط ایتالیایی پوشیده شده‌است.







بوستان ولایت

بوستان ولایت نام بوستانی در جنوب غربی شهر تهران است که در محل قبلی فرودگاه قلعه‌مرغی ساخته شده است. این بوستان دارای ۳۰۰ هکتار وسعت و امکاناتی از قبیل شهربازی سقف‌دار و پیست دوچرخه سواری و موتورسواری می‌باشد.







بوستان هنرمندان
باغ هنرمندان یا باغ هنر یا بوستان ایرانشهر در مرکز تهران، خیابان ایرانشهر واقع شده‌است. خانهٔ هنرمندان ایران و تماشاخانهٔ ایرانشهر نیز در این بوستان قرار دارند.






تاریخچه

سابقهٔ تاریخی باغ هنر مربوط به دورهٔ قاجار بازمی‌گردد. این باغ در آن دوران بخشی از اراضی یکی از شاهزادگان قاجار بوده‌است و صاحب آن شخصی به نام فیشر، از معماران آلمانی و باغبان‌های فرنگی آن زمان بود. در هنگام وقوع جنگ جهانی دوم از این باغ جهت انبار تسلیحات متفقین استفاده می‌شد و به همین دلیل چندین ساختمان با معماری خارجی به منظور نگهداری ملزومات ساخته شد. پس از خروج متفین از ایران این فضا در اختیار نیروهای نظامی ایران قرار گرفت و تا سال ۱۳۷۵ در اختیار آنان بود. در سال ۱۳۷۵ شهرداری تهران این مکان را به تملک خود درمی‌آورد و با تخریب بناهای اضافی و تغییرات در آن، این مکان را به صورت وضعیت فعلی (باغ هنر) درمی‌آورد.






ویژگی‌ها

این بوستان که در منطقهٔ ۶ شهرداری تهران واقع شده، از شمال به خیابان بهشهر، از شرق به خیابان عاصم ترابی از غرب به خیابان ایرانشهر و از جنوب به کوچه علیرضا برفروشان محدود می‌شود. بخشی از گوشهٔ شمال‌شرقی باغ هنر متعلق به ادارهٔ تحقیقات جهاد خودکفایی بوده، منطقهٔ نظامی محسوب می‌شود.

خانهٔ هنرمندان ایران در جبههٔ جنوبی بوستان قرار دارد که باعث ایجاد جو فرهنگی و هنری در این محیط شده‌است. در ضلع شرقی نیز تماشاخانهٔ ایرانشهر قرار دارد. همچنین یک پایگاه مدیریت بحران نیز در این بوستان واقع شده‌است.

اهمیت خیابان ایرانشهر به دلیل دسترسی بهتر به مسیرهای اصلی شهر است.
12:25 pm

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 12:25 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page