سگ

سَگ (نام علمی: Canis lupus familiaris) زیرگونهٔ اهلی گرگ‌ها و پستانداری از راستهٔ سگ‌سانان است. سگ از نخستین جانوری است که به دست انسان اهلی شد و انسان‌ها به طور گسترده‌ای این حیوان را برای انجام کارهای گوناگون، شکار نگهداری دام و به همچنین حیوان همدم نگهداری کرده‌اند. سگ‌ها نقش های مختلفی را در جوامع انسانی بر عهده گرفته‌اند و از ایشان برای شکار، گله‌داری، بارکشی، محافظت، کمک به پلیس و نیروهای نظامی، همراهی و همدمی و کمک به اشخاص دچار ناتوانی استفاده شده و همچنین در بعضی فرهنگ‌ها از آن به عنوان یک منبع غذایی استفاده می‌شده‌است.





در سال ۲۰۰۱ برآورد شده که حدود ۴۰۰ میلیون قلاده سگ در سراسر دنیا زندگی می‌کنند.

سگ‌ها شامل صدها نژاد متفاوت می‌شوند که بیشتر آن‌ها در چندصد سال اخیر به وسیله اصلاح نژادی توسط انسان‌ها ایجاد شده‌اند. انسان‌ها از طریق تولید نسل از سگ‌های دارای صفات جسمی و رفتاری مخصوص برای انجام بهتر نقش‌های خاص باعث ایجاد نژادهای متفاوتی از سگ‌های شده‌اند که تفاوت‌های ظاهری قابل توجهی با یکدیگر دارند. ارتفاع انواع مختلف سگ از سطح زمین تا بین دو کتف از حدود ۱۵ سانتی متر در نژاد شی‌هواهوا تا حدود ۷۶ سانتی‌متر در سگ تازی ایرلندی متغیّر است. رنگ آن‌ها نیز از سفید تا سیاه و از قهوه‌ای تیره تا روشن با طرح‌های مختلفی متغیر است. پوشش آنها نیز از بسیار کوتاه تا چند سانتی متر متفاوت است، از موی خشن تا پشم صاف، مجعد یا نرم.




تاریخچه
برخی تحقیقات نشان می‌دهند که سگ‌ها دست کم در حدود پانزده هزار سال پیش اهلی شده‌اند، اما با معیار قرار دادن شواهدی که از فسیل‌ها و از آزمایش دی‌ان‌ای به دست آمده‌است سگ‌ها از یک صد هزار سال پیش اهلی شده بودند. تحقیقات دیگر نشان می‌دهند که از اهلی شدن سگ‌ها زمان کمتری می‌گذرد و سگ‌ها از اهلی کردن گروهی از گرگ‌ها که از قبل از گرگ‌های دیگر منشعب شده بودند به وجود آمده‌اند. سگ‌ها دو نوع کلی دارند. (سگ‌های شکاری و سگ‌های خانگی).





منشاء سگ‌ها
سگهای اهلی همانند دیگر خویشاندان سگ‌سان خود مثل روباه، شغال، گرگ و دینگو متعلق به راسته گوشتخواران می‌باشند. دینگو نوعی پستاندار است که از نظر جایگاه بین اجداد سگ و پریا قرار دارد. ارتفاع آن ۵۰ سانتی متر بوده، به رنگ قرمز تا حنائی روشن یافت می‌شود. اولین اعضای خانواده سگ سانان حدود ۲۵ میلیون سال قبل در شمال آمریکا رفتند، روباه‌ها از این گروه مشتق شدند. سابقه نگهداری سگ‌ها در اروپا به حداقل ۱۰ هزار سال قبل بر میگردد.بیشتر شواهد نشان می‌دهد که اصلیت سگ‌های اهلی منسوب به آفریقا و آسیا است و از آنجا به همراه مهاجرین به اروپا آورده شده‌اند. سابقه اهلی کردن سگ در جنوب غربی آسیا به ۲۰ هزار سال قبل برمی گردد.دانشمندان در مورد اینکه اجداد وحشی سگ‌ها، گرگ، شغال، یا دینگو بوده‌است اختلاف نظر دارند. هر چند که در مورد این نکته که گرگ و احتمالاً شغال در خانواده سگ‌ها قرار دارند متفق‌القول هستند. گروهی بر این عقیده‌اند که تمام سگ‌ها از پستاندار اولیه به نام maicid که بیش از ۵۰ میلیون سال قبل می‌زیسته‌است مشتق شده‌اند.گروهی دیگر نوعی گوشتخوار به نام Canis Ferus را که منقرض شده‌است، منشا سگ‌های اهلی می‌دانند اما مدارکی دال بر وجود این گوشتخوار به دست نیامده و این تنها یک فرضیه‌است.





منشا نژادهای سگ
همان طوری که در طبیعت، تمامی موجودات زنده خودشان را با شرایط محیطی و تغییرات آب و هوایی وفق می دهند هیچ شکی وجود ندارد که سگ‌ها نیز که در مراحل اولیه در نقاط مختلف جهان به وجود آمدند خودشان را با این شرایط سازگار کرده باشند . سگ‌های تازی اولیه برای نواحی بیابانی و جلگه ای و سگ‌های مستیف برای نواحی کوهستانی و جنگلی سازش یافتند. موتاسیون (جهش) موجب افزایش تعداد گونه‌ها شد و بتدریج این گونه‌ها آگاهانه توسط انسان به کار گرفته و پرورش داده شد. جمجمه‌ها و استخوان‌های یافت شده از عصر حجر نشان می دهد که حد اقل چهار نوع سگ در اروپا وجود داشته است که از نظر جثه و شکل جمجمه با هم تفاوت داشتند.دور از واقعیت خواهد بود اگر تصور کنیم که انسان در ایجاد این چهار گونه دخالتی داشته است. منشا این چهار گونه ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال در بعضی موارد از گرگ و در مواردی دیگر از شغال مشتق شده اند. همچنین ممکن است از حیوان دیگری که به طور مستقل از سایر حیوانات تکامل یافته است به وجود آمده باشند.





نژادهای سگ
سگ‌ها را بر اساس کارایی به دسته‌های مختلفی از جمله سگ گله(ژرمن شپرد)، سگ نگهبان(دوبرمن)، سگ کاری(رتوایلر)، سگ شکاری (تازی)، سگ سورتمه (هاسکی) و سگ همراه (پاپیون) دسته‌بندی می‌کنند.




آکیتا

مشخصات

آکیتا، سگ شجاع، و خانواده گرا و قوی است.سگ های آکیتا دارای غرایز قوی نگهبانی و حفاظتی و ارضی هستند.آیکتا سگی آرام، بزرگ و قدرتمند است که می تواند تهدید آمیز باشد.بعضی از آنها آرام هستند و برخی از آنها پرخاشگر، بنابراین نژاد همیشه باید در اطراف کودکان نظارت شود. آکیتا روشن و حساس است، اما او همچنین مستقل، لجباز، و غالب است،بنابراین در اوایل آموزش ممکن است شمارا به عنوان رهبر نپذیرد، با این حال، با صبر و پشتکار، آکیتا به دلیل هوش خود, بسیار تربیت شدنی است.آنها نیاز متوسطی به ورزش دارند و باید روزانه مقداری ورزش کنند.آکیتا بخشی از خانواده شما خواهد بود ، یک حامی وفادار با فداکاری بی نظیر است.




آموزش

آکیتا به نسبت سایر نژادها نیاز به تمرین برای آموزش دارد.او از بسیاری از نژادهای دیگر دستورات جدید را آهسته تر می آموزد.شما باید دقت و صبر بیشتری در هنگام آموزش او خرج کنید .



ریزش مو

ریزش موی آکیتا بسیار زیاد است.



نظافت آکیتا
برای اینکه موهای آکیتا ریزش شدیدی دارد,روزانه نیاز به برس زدن او ضروری میباشد.




اسکای تریر

اسکای تریر (به انگلیسی: SKYE TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ از سگ‌های زیبایی است که بیشتر خانم‌ها آن‌ها را نگه می دارند و به دلیل موهای بلندش به مراقبت بیشتری نیاز دارد و باید وقت کافی برای شانه زدن آنها صرف شود. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای موهای پرپشت هستند که تمام بدنشان را می پوشاند.حتی صورتشان نیز با مو پوشیده است. موی این سگ‌ها آن‌ها را در برابر خارهای بیابان و اسیب دندان‌های روباه محافظت می کند. موهای این حیوان نباید زیاده از حد بلند شود، البته کوتاه هم نباید بشود. مراقبت از آن‌ها زیاد مشکل نیست، ولی همه روزه باید برس زده شوند. شکوه و قشنگی موهایش بعد از سال سوم به حد اعلای خود می رسد. این سگ‌ها دارای بدنی کشیده و پاها کوتاه می باشد. این سگ‌ها خیلی جنگجو هستند. از لحاظ رنگ، آبی یا خاکستری تیره و روشن یا آتشی با نقطه‌های سیاه استاندارد است. گوش این سگ‌ها آویزان است. ارتفاع این سگ‌ها ۲۵ سانتی متر و درازای آن‌ها تا ۶۰ سانتی متر می رسد . این سگ‌ها اطفال را خیلی دوست دارند و در برابر غریبه‌ها بسیار محتاطانه رفتار می کنند.





اشناوزر

اشناوزر (به آلمانی: schnauzer) از انواع سگ‌های آلمانی نگهبان به شمار می‌رود. تلفظ درست‌تر آلمانی آن «اشناؤتزر» است.

سگ‌های اشناوزر آلمانی به ۳ دسته تقسیم بندی می‌شوند:

ریزِن اشناوزر(بزرگ)
میتل اشناوزر(متوسط)
سوِرگ اشناوزر(کوچک)

سگی است سرزنده، فعال، جسور، خوش خلق و باهوش. جهت نگهبانی از خانه مناسب می‌باشد و دشمن موش هاست. حرکات این حیوان سریع است و به آسانی تربیت می‌شود. این سگ‌ها از لحاظ محبت به کودکان از دیگر سگ‌ها متمایز هستند، ولی بسیار بد گمان به غریبه‌ها هستند. به تمرین و ورزش وافری نیاز دارد. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای بدنی چهارشانه و قوی است. بدن چهار گوشش توسط موهای خشن پوشیده شده‌است. گوش‌های این حیوان تیز است. پو شش بدنش ضخیم، سیمی و زمخت است. گوشها، پاها و دست‌ها به وسیله موهای کوتاه پوشیده می‌شود. رنگ‌های فلفل نمکی و سیاه کهربایی دارا می‌باشند. تقریبااز ۳۰ سانتیمتر تا ۷۰ سانتیمترارتفاع دارند.





باکسر
باکسر (به انگلیسی: Boxer) گونه‌ای از سگ‌های نگهبان است.



گروه نژادی

باکسر در گروه دوم نژادی قرار دارد



ثبت بین‌المللی

FCI, AKC, UKC, TKC, CKC



منشا

کشور منسوب:آلمان این نژاد در سال ۱۸۵۰ در مونیخ آلمان از جفت گیری بولداگ Bulldog و بولن بیسر مستیف Bullen beisser mastiff: حاصل شد. از اولین نژاد آن در شکار خرس و از نسل دوم در جنگ با بوفالو استفاده شده.خصلت وحشی این نژاد جدید ارتباط مستقیمی با اجدادش داشته‌است، البته پرورش دهندگان به طور چشمگیری از خلق و خوی درنده این نژاد کاسته‌اند و در سال ۱۸۹۶ این نژاد به کمال رسید و اولین باشگاه باکسر تاسیس شد.




ظاهرشناسی

در این نژاد بین سر و بدن تناسب ویژه‌ای برقرار است، همچنین سر باید غیر گوشتی و بدون چین و چروک باشد فک بالا به مراتب بیشتر از فک پایین به طرف جلو کشیده باشد. حین بسته بودن دهان نباید زبان و یا دندانها مشهود باشند. بینی در این نژاد بزرگ و سیاه، حفره‌های بینی باز است. گوشها آویخته‌است و برای زیبای و افراشته ماندن گوش معمولاً جراحی می‌شود. چشمها سیاه و یا قهوه‌ای تیره‌است و صورت گرد، عضلانی و البته بدونه چین خوردگی است. دم بلند و باریک است که بسیار کوتاه جراحی می‌شود و افراشته‌است. پاهای جلو قائمو موازی است.




قد، وزن

نرها ۶۳ _۵۷ سانتیمتر، ماده‌ها ۵۹ _۵۳ سانتیمتر می‌باشد.

سگهای نر که قد آنها حدود۶۰ سانتیمتر است وزنشان بیشتر از ۳۰ کیلوگرم می‌باشد و در سگهای ماده که قد آنها تقریباً ۵۶ سانتیمتر است وزنشان در حدود ۲۵ کیلوگرم می‌باشد.

رنگ اصلی در این نژاد رنگ حنایی و یا والر حنایی با خطوط سیاه است. رنگی حنایی در این نژاد بسیار متنوع است و از حنایی روشن تا قهوه‌ای مایل به قرمز دیده می‌شود و فاصله خطوط و وضوح رنگ سیاه نیز متغیر می‌باشد. و در صورت، سینه و پاها لکه‌های سفید دیده می‌شود. و بدن پوشیده از موهای کوتاه صاف و براق است.




رفتارشناسی

سگی با وفا است و نیز رفتار خوبی با کودکان دارد و در مقابل صاحبش خشونت نشان نمی‌دهد، عاقل و بصیر، فرمانبردار و با محبت است. در مقابل بیگانگان خشن و سرسخت است. در نزاع با سگها خیلی شجاع است، ولی هیچگاه به سگهای ضعیفتر از خود حمله نمی‌کند. تا سه سالگی میل مفرطی به بازی و بازی گوشی دارد و بعد از این مدت آرام و مطیع می‌شود.




کارایی

از این نژاد به عنوان سگ نگهبان، محافظ استفاده می‌شود و در گروه سگهای کاری قرار دارد. این سگ ها بسیار سرسخت هستند و اگر احساس کنند که صاحبشان در خطر است سریع اقدام خواهند کرد بهتر است بوکسر در خانواده نباشد زیرا باید یک صاحب داشته باشد و اگر چند صاحب داشته باشد و تربیت نشود ممکن است دست به کشتن انسان های غریبه بکند زیرا او یک صاحب ندارد.



بیماری

این نژاد مستعد بیماری روماتیسم است و با اینکه علاقه زیادی به تحرک دارد نباید در هوای سرد و بارانی برای پیاده روی برده شود.

باکسرهایی با داشتن خصوصیاتی مانند پرخاشگری، مهاجم بودن، ترس زیاد و غیر قابل کنترل بودن اجازه شرکت در مسابقات و نسل کشی را نیز ندارد. ‎






بوستن تریر

بوستن تریر (به انگلیسی: BOSTON TERRIER) از انواع سگهای گروه تریرها می باشد. این سگ، سگ ملی آمریکا است که در نیمه دوم قرن اخیر شناخته شده است و تا موقع جنگ جهانی دوم به نام سگ آمریکایی پرورش می یافت. این سگ از لحاظ صفات و خصوصیاتش شبیه Bull dog انگلیسی است. سگ بسیار باهوشی می‌باشد . نسبت به صاحبش و سایر افراد خانواده بسیار وفادار و فداکار است. نسبت به سایر تریرها آرامتر می‌باشد ولی سگ فعال و پرتحرکی است و به دلیل موهای کوتاهش به مراقبت کمتری نیاز دارد. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای اندازه ای متوسط، با لکه‌های سفید می باشد. حالت گندم گونی باید در کل بدن بوضوح مشهود باشد. رنگ سیاه همراه با لکه‌های سفید قابل قبول است اما رنگ گندم گون با لکه‌های سفید ارجحیت دارد. در حالت طبیعی و مطلوب پوزه سفید است اما گاهی روی سر، گردن، قفسه سینه یا کل دست‌ها و پاها تا زیر مفصل خرگوشی سفید درخشان می باشد.





بول تریر

بول تریر (به انگلیسی: BULL TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ از نظر صفات بی نظیر است. در بین کارشناسان سگ، این حیوان به شجاعت، قدرت، چابکی و زرنگی، سماجت و سر سختی معروف است. سگی است نترس و پر دل و جرات که به آسانی تربیت پذیر است. علاوه بر این، مهربان، با نشاط و دوست داشتنی است. سگی است فوق العاده جنگجو که از هیچ خطری نمی‌ترسد. سگ باهوش و دلیری است که با یک اشاره و ادای یک کلمه به حمله و دفاع می‌پردازد ولی با اهل خانه مهربان و ملایم است لذا برای امر نگهبانی مناسب می‌باشد.از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای بدنی متقارن، اندازه‌ای متوسط، مویی کوتاه، قدرت بدنی بالا، سزی نسبتاً بزرگ و گوش‌های تیز می‌باشد. رنگ این سگ کاملاً سفید با یک درخشندگی نقره‌ای یا سفید با تعدادی لکه روی سر است. لکه‌ها باید سیاه، خرمایی یا گندمگون باشند. رنگ‌های دیگر عبارتند از : خرمایی با پیشانب سیاه، قرمز، سیاه با لکه‌های خرمایی یا گندمگون. تقریباً در اکثر موارد تعداد لکه‌های سفید زیاد است. وزن آن‌ها بین ۱۷ تا ۲۶ کیلوگرم است و ارتفاع آن‌ها به ۴۲ تا ۴۲ سانتی متر می‌رسد. دارای چشم‌های ریز سیاه و نافذ می‌باشند. گوش و دم آن‌ها را نباید قطع نمود.«اطفال را خیلی دوست دارند.!»




پاپیلون
پاپیون سگی است از گونه سگ‌های عروسکی، کوچک و با قدی کوتاه و موهای لطیف و بسیار زیبا است .




تاریخچه

پاپیون از نژادهای بسیار قدیمی که قدمت آن در اروپا به هفصد سال پیش باز می‌گردد. این نژاد در زمان رُنانس در ایتالیا و بعدها در فرانسه پرورش یافت. اصولاً آنرا Dwarf Spaniel و Sported Spaniel می‌نامیدند، بعدها نام Toy Spaniel بر روی او نهادند. پرورش این نژاد در طول قرن ۱۳-۱۵ میلادی در ایتالیا رواج یافت .




خصوصیات بارز ظاهری

این نژاد کوچک، زیبا، باهوش و سرزنده‌است. دارای دم پرپشت و زیبایی است که آنرا مانند حلقه‌ای بر پشت خود نگاه می‌دارد و به همین دلیل مدت‌ها آنرا بنام Squirred Spaniel می‌شناختند. پوشش خارجی آن رنگهای متفاوتی را اعم از قهوه‌ای، سیاه، سرخ، سفید و ... شامل می‌شود. به نظر می‌رسد به دلیل فرم قرار گرفتن گوش‌هایش، به او پاپیون ( به معنای پروانه داده‌اند).

وزن در نرها: (۴-۵) ک.گ، در ماده‌ها: (۳-۴) ک.گ
ارتفاع در نرها: (۲۰-۲۸) س.م، در ماده‌ها: (۲۰-۲۸) س.م
عمر آنا از ۱۲ سال بیشتر است و ممکن است تا ۱۶ سال نیز عمر کنند.




خصوصیات بارز اخلاقی

نژادی باهوش، پر محبت و بازیگوش است . سر و صدا ندارد و آموزش‌های کوچک را به راحتی فرا می‌گیرد. با انسان‌ها براحتی کنار می‌آید اما در برخورد با سگ‌های دیگر عصبی می‌شود.






پاگ

پاگ (به انگلیسی: pug) یک نژاد سگ است.

پاگ دارای جثه کوچک و عضلانی می‌باشد. به رنگهای سیاه، نقره‌ای، قهوه‌ای و طلایی یافت می‌شود. گوشها مخملی و به شکل گلبرگ رُز می‌باشند. اکثراً دارای خال بر روی گونه‌ها می‌باشند. چشمهای تیره، براق و برآمده و دم کوتاه فر خورده دارد (دم اگر دوبار فر بخورد ترجیح دارد).




خاستگاه

کشور چین


خلق وخو

سگی است باوفا، جنجالی، بی انضباط، سرکش، با محبت و خوشحال. جذاب، باهوش و بازیگوش. آموزشها را به خوبی فرا می‌گیرد. پاگ نسبت به تن صدا حساس است بنابراین نیازی به بلند کردن صدا در هنگام تنبیه حیوان نمی‌باشد. دیدبان خوبی است سگ صلح طلبی می‌باشد و رابطه خوبی با کودکان، سایر حیوانات خانگی و حتی غریبه‌ها دارد. پاگ به توجه زیادی از سوی صاحبش نیاز دارد و بی توجهی او را به یک موجود حسود تبدیل می‌کند.
وزن و ارتفاع

وزن در نرها: (۶-۹) ک.گ، در ماده‌ها: (۶-۸) ک.گ

ارتفاع در نرها: (۳۰-۳۶) س.م، در ماده‌ها: (۲۵-۳۰) س.م

طول:25-28




مشکلات سلامتی

پاگ نسبت به سرما و گرما حساسیت دارد و به‌سادگی دچار سرما خوردگی می‌شود. آلرژی، مشکلات پوستی و تنفسی، ریزش آب از چشمها وبینی نیز قابل ذکر می‌باشد. اکثراً توله‌ها توسط عمل سزارین به دنیا می‌آیند. خس خس کردن و خر و پف در پاگ‌ها شایع است. از دادن غذای اضافی به آن خودداری کنید چراکه استعداد زیادی در فربه شدن دارد چاقی باعث کاهش طول عمر سگ می‌شود.




شرایط نگهداری

برای نگهداری در آپارتمان مناسب می‌باشد. اصولاً در داخل خانه آرام است و نیازی به حیاط ندراد. به علت داشتن حساسیت نسبت به گرما و سرما بهتر است تا همیشه در داخل خانه نگهداری شود.




فعالیت بدنی

پاگ سگی کوچک و قدرتمند با پاهای کوتاه وصاف می‌باشد. از بازی کردن لذت می‌برد و انجامن فعالیتهای بدنی به او کمک می‌کند تا در شرایط بهتری از لحاظ فیزیکی قرار گیرد. ورزش دادن کوتاه و منظم پیشنهاد می‌شود اما باید توجه داشت تا اگر در هنگام بازی حیوان شروع به خرخر کرد، فعالیت بدنی را قطع نمود.




طول عمر

حدود ۱۲-۱۵ سال.




آراستن

موهای کوتاه و صاف پاگ برای آراستن ساده می‌باشد. برس کشیدن و استحمام در مواقع ضروری پیشنهاد می‌شود. بعد از شست‌وشو سریعاً او را خشک کنید تا از سرما خوردن حیوان جلوگیری شود. صورت و اطراف چشمها را باید به طور منظم با یک دستمال نمدار تمیز نمود. ریزش موی فصلی زیاد دارد.




تاریخچه

پاگ یکی از قدیمی‌ترین نژادها می‌باشد. اینطور به نظرمی رسد که وجود آن به ۴۰۰سال قبل از میلاد در آسیا باز می‌گردد. بعضی اعتقاد دارند که پاگ نشئت گرفته از پِکینیز مو کوتاه می‌باشد و برخی دیگر معتقدند که جد او را نژاد Small Bulldog تشکیل می‌دهد. همچنین این اعتقاد وجود دارد که پاگ نوع مینیاتوری نژاد کمیاب ماستیف فرانسوی بنام Dogue de Bordeaux می‌باشد. در قرن ۱۶ میلادی مورد توجه اشراف زاده‌های اروپایی قرار گرفت. موطن او تبت می‌باشد که بعدها از آنجا به ژاپن برده شد. هنگامی که در سال ۱۸۶۰انگلیسی‌ها قصر امپراطوری چین را تصاحب کردند چندین قلاده پاگ را به انگلستان بردند. این نژاد در سال ۱۸۸۵ به ثبت رسید.





پامرانین
پامرانین سگیست از گروه سگ های اسپیتز ، نژاد پامرانین از سگ های سورتمه نواحی ایسلند و لاپلند مشتق شده است البته نام این نژاد از منطقه پامرانیا گرفته شده است و احتمالاً علت آن اصلاح نژاد و کاهش اندازه این سگها در این منطقه است . در هر صورت سگهایی که از گروه که چثه بزرگ تر داشتند به عنوان سگ گله عمل میکردند ، این نژاد در قرن 19 مورد توجه قرار گرفت.




حیوان خانگی

پامرانین انواع بسیار کوچک، مطیع و با جثه کوچک نیز دارد که به عنوان یکی از مهمترین حیوانات خانگی شناخته میشود




مشخصات ظاهری

سر این حیوان در مقایسه با بدن دارای نسبت خوبیست ، چشمها براق به رنگ مشکی و اندازه متوسطی دارد و چشم ها بادامی شکل است گوش ها کوچک هستند و راست ایستاده اند گردن کوتاهی دارد و قاعده ان به خوبی ب اشانه ها اتصال میابد مو ها حالت مظاعف دارند و پوشش زیرین کوتاه نرم و ضخیم است




رنگ

پامرانین در انواع رنگ شامل قرمز ، نارنجی ، کرم و مشکی ، مشکی کم رنگ ، قهوه ای و خاکستری است.





پودل
پودل (poodle) سگی است از گونه سگ های غیرورزشی و پرسروصدا که سه گونه اش قابل ذکر است: ۱. پودل مینیاتوری (عروسکی)؛ 2. پودل استاندارد؛ ۳. پودل غول پیکر. این نژاد برای آموزش در سیرک نیز ایده‌آل است.





تاریخچه

به نظر می‌رسد که منشأ این نژاد آلمان است و در این کشور تحت عنوان Pudel نامیده می‌شده‌است. با این وجود این نژاد به عنوان سگ ملی در فرانسه و به عنوان آورنده اشیاء و یا سگ سیرک و با نام Coniche یا سگ مخصوص شکار مرغابی مورد توجه بوده‌است. بدون شک منشأ پودل سگ هایی بوده‌اند که شکار را از آب گرفته و می‌آوردند.




خصوصیات بارز ظاهری

صورتی رنگ و برخی خاکستری، نقره‌ای و کرم هستند. این سگ ذاتاٌ باهوش است و توانایی زیادی در آموختن دارد. موها در این نژاد سیمی مانند بوده و شامل یک ردیف موهای فرخورده و ضخیم در سطح و موهای پشم مانند و نرم در زیر می‌باشد.

وزن در نرها: (۷-۸) ک.گ، در ماده‌ها: (۷-۸) ک.گ ارتفاع در نرها: (۲۸-۳۸) س.م، در ماده‌ها: (۲۸-۳۸) س.م

همچنین عمر متوسط آنها بین ۱۲ تا ۱۵ سال است .




خصوصیات بارز اخلاقی

پودل نژادی شاداب، مغرور و حساس است و استعداد زیادی در آموختن دارد. سگی است مهربان اما با غریبه‌ها خو نمی‌گیرد.




پوینتر

پوینتر (به انگلیسی: Pointer) خوشخو، مشتاق به لطفا، و قابل اعتماد است و با کودکان به خوبی بازی می‌کند. پوینتر دارای غرایز قوی شکار، فعال، ورزشی و سریع است. با سایر سگ‌ها روابط خوبی دارد و هرگز حالت تهاجمی به خود نمی‌گیرد.
آموزش

پوینتر ها آموزش پذیری بالایی دارند،اما شکار با آنها آسان بوده و نیاز به آموزش های مبتدی میباشد





پیت‌بول
پیت بول کلیه انواع مختلف سگ در خانواده مولوسر (به انگلیسی: molosser) است.




تازی افغان

این نژاد از نژادهای قدیمی خانواده سگ های تازی است که از مشخصه‌های آن می‌توان یه دم و پوشش ابریشمی موهای این حیوان که منطبق با هوای مناطق کوه‌های افغانستان و شرق ایران است می‌باشد.




مشخصات ظاهری

.سگ تازی افغان بلندقد است، ایستاده ۲۴ - ۲۹ اینچ (۶۱ - ۷۴ سانتی متر) ارتفاع و وزن ۴۵ تا ۶۰ پوند (۲۰ - ۲۷ کیلوگرم). او زیبا و در عین حال و پشمالو میباشد.





تازی ایرلندی

سگ تازی ایرلندی (به انگلیسی: Irish Wolfhound) توسط رومیان به ایرلند آورده شد. سلتی‌های باستانی از تازی ایرلندی جهت شکار گرگ استفاده می‌کردند. البته هنوز هم از این سگ گرگ‌ها برای شکار گوزن‌های نر، خوک‌های وحشی، گرگ‌ها و کایوتها استفاده می‌شود.

سگ گرگ‌ها می‌توانند یک انسان را به وسیله حمله کردن به گلوی او بکشند.




تازی گری‌هوند
گری‌هوند، گونه‌ای از سگ‌های شکاری است که در درجهٔ اول آن‌ها را برای مسابقه‌های سرعتی آماده می‌کنند. هرچند اخیراً به دلیل شهرتی که این گونه از سگ‌ها پیدا کرده‌اند از آن‌ها به عنوان سگ‌های خانواده و حیوان خانگی نیز استفاده می‌شود. این نژاد از سگ‌ها بسیار رام و باهوش‌اند؛ پاهایی بلند و قدرتمند، سینه‌ای گود، ستون مهره‌های انعطاف‌پذیر و بدن باریک دارند؛ تمامی این ویژگی‌ها باعث می‌شود تا از آن‌ها در مسابقات سرعتی استفاده شود. این سگ می‌تواند با سرعتی بیش از ۱۸ متر بر ثانیه (۵۹ فوت بر ثانیه) یا ۶۳ کیلومتر در ساعت (۳۹ مایل در ساعت) بدود.





توضیح
شکل ظاهری

جنس نَر این سگ‌ها معمولاً ۷۱ تا ۷۶ سانتی‌متر (۲۸ تا ۳۰ اینچ) بلندی آن‌ها تا جَدوگاه است و وزنی بین ۲۷ تا ۴۰ کیلوگرم (۶۰ تا ۸۸ پوند) دارند. جنس مادهٔ آن‌ها کمی کوتاه‌تر است و بلندی شانه‌هایش بین ۶۸ تا ۷۱ سانتی‌متر (۲۷ تا ۲۸ اینچ) است و وزنی بین ۲۷ تا ۳۴ کیلوگرم (۶۰ تا ۷۵ پوند) دارند. گری‌هوندها موهای بسیار کوتاهی دارند که این امر مراقبت از آن‌ها را آسان‌تر می‌کند. حدود ۳۰ رنگ مختلف از این سگ تا به حال دیده شده‌است که به صورت تک‌رنگ یا ترکیبی از رنگ‌های سفید، خاکستری، سیاه، حنایی و قرمز بوده‌است.





ساختمان بدن

دلیل سرعت زیاد گری‌هوندها را باید در بدن سبک ولی عضلانی آن‌ها، داشتن بزرگترین قلب در میان دیگران، کیفیت حرکت آن‌ها و انعطاف پذیری بسیار زیاد ستون مهره‌های آن‌ها جستجو کرد. منظور از کیفیت حرکت آن‌ها نحوه ویژه دویدنشان است که در سرعت‌های بالا هر ۴ پا را هم زمان از زمین جدا می‌کنند.



رفتار

گری‌هوند با وجود اینکه در طول مسابقه پوزه بند بر دهان دارد اما بر خلاف ظاهرش و اعتقاد برخی، سگ وحشی نیست. آن‌ها برای اینکه در طول مسابقه به یکدیگر آسیب نزنند باید پوزه‌بند داشته باشند. اما معمولاً بلافاصله پس از پایان مسابقه زمانی که هیجان ازبین رفت پوزه‌بند آن‌ها برداشته می‌شود. پوست آن‌ها بسیار نازک است و به راحتی در اثر دندان سگ‌ها، زخم می‌شود. البته مواردی در میان این سگ‌ها هست که باید در خارج از محیط مسابقه نیز پوزه‌بند داشته باشند، این به دلیل تمایل زیاد آن‌ها به دنبال کردن شکارهای کوچک است.

گری‌هوندهای بالغ، نیاز ندارند به داشتن تمرین روزانه ندارند اما توله‌های آن‌ها که هنوز یاد نگرفته‌اند چگونه از انرژی خود استفاده کنند اگر زمان کافی در بیرون سپری نکنند می‌توانند مخرب باشند و باید صاحب آن‌ها باتجربه‌تر باشد.
گری‌هوند به عنوان حیوان خانگی

صاحبان گری‌هوند معتقدند این حیوان به عنوان حیوان خانگی فوق العاده است؛ آن‌ها بسیار رام، ساکت و وفادار به صاحب خود هستند. برخلاف دیگر سگ‌ها اهل واق واق کردن زیاد نیستند و از بودن با انسان‌ها یا حیوان‌های دیگر لذت می‌برند و البته برخی از آن‌ها هستند که مشکلی با بودن با دیگر حیوانات خانگی مانند گربه‌ها ندارند.

گری‌هوندها در محیط‌های ساکت راحت ترند و به شرطی که بچه‌ها به اندازه کافی بزرگ باشند تا با گری‌هوند تعامل داشته باشند می‌توانند با بچه‌ها دوست شوند.




تریر

کلمه تریر (به انگلیسی: terrier) به زبان فرانسه، به معنای سوراخی است که بعضی از حیوانات مانند خرگوش, روباه و غیره در زمین حفر می‌کنند و از این جهت به سگهای این گروه تریر گفته می‌شود که در اصل عادت داشتند شکار را تا سوراخ خود تعقیب نموده، به دام اندازند.
3:30 pm

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 3:30 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page