عکس فوری

در سال ۱۹۴۷ ادوین. اچ. لند نوآوری خود را در زمینه تولید عکس در یک دقیقه، اعلام داشت. از آن تاریخ به بعد فرایند پولاروید برای این منظور جنبه عمومی پیدا کرد. در این فرایند، پس از گرفتن عکس، فیلم پولاروید را به یک قطعه از کاغذ عکاسی تماس داده و بطور همزمان یک آمپول حاوی ماده ظهور و حلال نقره را شکسته و آن را روی فیلم پخش می‌کنند. وقتی که ماده ظهور دانه‌های‌ها لید نقره در امولسیون فیلم را احیا (حلال نقره)، با یون‌های نقره ظاهر نشده را جذب کرد.





آن را به لبه‌های کاغذ عکاسی منتقل می‌کند. ماده ظهور در تماس با یون‌های نقره حذف شده، آن را به نقره آزاد در تصویر مثبت تبدیل می‌کند.






تصویر رنگی در یک دقیقه

دوربین پولاروید می‌تواند در یک لحظه تصویر رنگی تولید می‌کند. فرایندهای شیمیایی مربوط به تولید عکس رنگی شبیه تصاویر بهتر باید تعادل دقیق و ظریفی بین ظاهر کننده‌ها و ترکیبات رنگی برقرار شود. نوری که به فیلم می‌رسد، نخست به لایه امولسیونی حساس به رنگ آبی برخورد می‌کند. بعد از عکس گرفتن عملیات ظاهر کردن فیلم با کشیده شدن آن بر روی یک حلقه دوار و همزمان با شکسته شدن یک لوله محتوی ماده بازی آغاز می‌شود. رنگهای پولاکالر تشکیل شده در فیلم منفی در لایه حساس نوری می‌نشینند در صورتی که مولکولهای ظاهر کننده، در بار توزیع می‌شود و در آنجا ضمن واکنش با تـثبیت کننده‌ها، رنگهای کامل برای ایجاد یک تصویر مثبت را به وجود می‌آورد.





عکاسی ریزنگاری
ریزنگاری یا میکروگرافی (به انگلیسی: Micrography) روشی است در عکاسی برای تهیه نگاره توسط ریزبین. این روش در علوم مختلف به خصوص در پزشکی و متالورژی و فناوری اطلاعات (IT) و امروزه در عکاسی هنری کاربرد دارد.






انواع

فوتومیکروگرافی

اختراع میکروسکوپ در قرن ۱۷ میلادی توسط آنتونی فان لیوونهوک، دید تازه‌ای به مردم بخصوص به پژوهش‌گران هدیه نمود ولی ۵۰ سال طول کشید تا با نصب دوربین عکاسی، قادر باشند از نمای زیر میکروسکوپ نوری، نگاره تهیه نمایند. به‌تدریج که دست‌یابی به بزرگنمایی‌های بیشتر امکان‌پذیر گردید، دنیای جدیدی در افق بینندهٔ عادی یا پژوهنده بوجودآمد.







الکترون‌میکروگرافی

نگاره‌های میکروسکوپ الکترونی کاربرد زیادی در پزشکی و ژنتیک و تحقیقات سلولی دارند.





عکاسی زیارتی
عکاسی زیارتی در زیر گروه عکاسی فوری قرار دارد و یکی از مردمی‌ترین انواع عکاسی است که در شهرهای زیارتی پا گرفته است. از ویژگیهای آن می‌توان به عدم ایجاد آرشیو و انتشار آن به دورترین نقاط داخل و خارج از کشور توسط مشتریان اشاره کرد. این عکاسیها از ابتدا در حول حرم مطهر رضوی شکل گرفته و همچنان ادامه حیات می‌دهند. در حال حاضر از حدود ۱۳۰۰ عکاسی در مشهد حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ عکاسی به این بخش تعلق دارد.






پیشینه

از ابتدای دوره پهلوی (۱۳۰۵ شمسی)، با رشد روز افزون عکاسی و ارزان شدن ابزار عکاسی، عکاسان فوری و دوره گرد به همراه دوربینهای چوبی، در اطراف حرم مطهر رضوی، در کنار بساطی‌های اجناس مختلف مورد نیاز زوار، مستقر شدند.از پیشگامان این کار می‌توان به ابراهیم ذهبی معروف به سیاح(عکاسخانه ایام ص ۶۳ تا ۶۸)ورسول عرب لین (زیر نویس مقاله گزارشی از عکاسی زیارتی)، اشاره داشت.در این نوع عکاسی، پسزمینه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. عکاسان در ابتدا با قرار دادن زائر در مقابل مجموعه حرم رضوی، از آنان عکس می‌گرفتند.سپس به دلیل محدودیت‌های کار در فضای باز و با الهام از پرده‌های پس زمینه مورد مصرف در آتلیه‌های عکاسی در عکس پرتره، و بهره گیری از نورپردازی با منابع نور مصنوعی، زائران جلوی پرده‌های نقاشی حرم و بارگاه می‌ایستادند و عکس می‌گرفتند. بتدریج ابزار دیگری نیز از جمله لباس و سربند عربی، ماکتهای آهو و شتر و.. به صحنه برای هرچه طبیعی تر به‌نظر رسیدن، مورد مصرف قرار گرفت. تا پیش از ورود عکاسی دیجیتال شیوه‌های مختلف مونتاژ عکس در پسزمینه‌ای عکسی نیز بشدت رونق گرفته بود. این مسئله با رشد تکنولوژی دیجیتال و کاربرد آن در این نوع عکاسی، در فضای کامپیوتر انجام می‌شود.






ویژگیهای عکاسی زیارتی

مهمترین ویژگی این نوع عکاسی، نداشتن آرشیو است و علت آن مشتری زائر است که برای چاپ مجدد مراجعه نمی‌کند و دلیلی برای ایجاد آرشیو نمی‌ماند. از دیگر ویژگیهای آن بارز بودن جنبه تقدس و یادگاری، استفاده از پسزمینه‌های منقش به تصاویر حرم رضوی و صحنه‌های مرتبط با سرگذشت امام رضا (ع)، سرعت بالای کار و ارائه تصویر، پایین بودن اطلاعات عکاسان این بخش از عکاسی، حضور عکاسان فصلی، عدم کنترل کیفیت کار توسط نهادهای مربوطه بدلیل کثرت آنان، تعداد بسیار بالای عکس گرفته شده در این نوع عکاسی در مدت کم، انتشار گسترده آن به دوردست‌ترین نقاط ایران و حتی خارج از ایران را می‌توان نام برد. کار تبلیغاتی این گروهبا استفاده از افرادی در جلوی مغازه‌های عکاسی صورت می‌گیرد که از عابران دعوت به گرفتن عکس می‌کنند. همچنین نمونه‌های فراوانی در بیرون از مغازه‌های عکاسی به نمایش گذاشته شده‌اند.






چیدمان عناصر در عکس

- پرده پسزمینه :پرده‌های پسزمینه با چند مضمون وجود دارند از جمله :سقاخانه، صحن نو، ضریح، ضامن و، گنبد، صحنه مسموم کردن امام رضا توسط مامون، و اخیراً پرده تصویر حضرت ابوالفضل. ویژگی‌های پرده‌ها: رنگ مصرفی از انواع پلاستیک و قابل شستشو است. قلم مصرفی درشتو به ریزه کاریها توجه نمی‌شود. رنگها کنتراستهو حجم سازی کمتر انجام می‌شود.پرسپکتیودر مناظر بطور ناقص انجام شده و در واقع این پرده‌ها یاد آور نقاشی‌های قهوه خانه‌ای هستند.قدیمی‌ترین پرده پسزمینه موجودکه توسط رسول عرب لین کشده شده، در حال حاضر در مشهد در عکاسی حمید عرب لین موجود است. این پرده در سال ۱۳۴۲ کشیده شده‌است. -بجز پرده ازابزار دیگر حاضر در صحنهمی توان به لباس‌های هندی و عربی و...مجسمه‌های فایبر گلاس آهو و شترو پاپا نوئل، کشکول و تبرزین و عکسهای چاپ شده روی ورقهای پلاکسی گلاس اشاره کرد.






مشتریان

مشتریان این بخش از نظر اقتصادی طیف گسترده‌ای دارند. مشتریان ساکن در مسافرخانه هاو هتلهای خیابان طبرسی در بخش شمالی فلکه حضرت، از رفاه نسبی کمتر و بخش جنوبی خیابانامام رضا وضعیت اقتصادی بهتری دارند. از نظر ملیتی بجز ایرانیان از اقصی نقاط کشور، عربهای حوزه خلیج فارسو عراقیها نیز اخیراً به مشتریان پرو پا قرص این نوع عکاسی تبدیل شده‌اند.






رویکرد تازه در این نوع عکاسی

عکاسان این بخش طی سالهای کار خود، همیشه به این خواست مشتری که قرار گرفتن در طبیعی‌ترین و واقعی‌ترین منظرهٔ حرم و بارگاه رضوی بوده توجه داشته‌اند و در این راستا در دورانهای مختلف سعی در ایجاد تصاویری هرچه شبیه تر به واقعیت کرده‌اند.فتو مونتاژهاو کلاژهای عکسی در سالهای پیش به سختی انجام می‌شد. پس از پیدایش دوربین‌های دیجیتال و امکانات کار در کامپیوتر، در این بخش استفاده‌های بسیار از آن شده و عکاسان خلاقتر به ایجاد تصاویری با کیفیت بهتر و متنوع تر دست زده‌اند. پیامد استفاده از کامپیوتر شغل جدیدی رادر این بخش باعث شده که همان «مباشران فنی» هستند. کار چاپ عکسهای ایجاد شده در این گروه در پنج لابراتوار مستقر در محدوده حرم رضوی انجام می‌شود.

طی سالهای اخیر به دلایل زیر این نوع عکاسی علی‌رغم امکان عکسبرداری با دوربین شخصی و تلفن همراه برای زائران، از رشد بالایی برخوردار بوده است. دلایل: رشد جمعیت، نبودن کار، راحتی کار با دوربینهای دیجیتال، کاهش کنترل‌های صنفی و بالا بودن میزان تقاضا.






انجام

عکاسی زیارتی طی دوران حضور خود توانسته با تغییرات تکنولوژی تطبیق یافته و نقض خود را بخوبی به انجام م برساند. از ابتدا تا کنون، در پس این زایش و استمرار، تئوری مدونی وجود ندارد و تنها پاسخ به نیازی است که از عمق جان مشتریان برای بردن سوغات و یادگاری از سفری مقدس به دیار خود بر آمده و عکاسان به این نیاز پاسخ گفته‌اند. به نظر می‌رسد این سیر رو به رشد همچنان در جریان است و برای این جریان از درون خود راه حل می‌جوید.





عکاسی زیر آب

عکاسی زیر آب، شاخه‌ای از عکاسی است که از آبزیان یا جاذبه‌های زیرآب عکسبرداری می‌شود.

کنترل حرکت، در عکّاسی زیرآب بسیار مهم است زیرا برخلاف سطح زمین سوژه‌ها و عکاس همیشه در حال جنبش و حرکت‌اند. انعکاس نور عامل دیگری است که تأثیر زیادی بر عکاسی زیر آب می‌گذارد. عکاس، هر چقدر عمیق‌تر در عمق آب فرو رود به نور کمتری دسترسی خواهید داشت و رنگ قرمز در عکسها برجسته‌تر می‌شود.

سوژه‌ها در زیر آب بسیار کوچک‌تر از سطح زمین توسط دوربین ثبت می‌شوند. عکاسان آماتور همیشه از دیدن عکس ماهی بزرگی که در زیر آب عکسبرداری کرده‌اند متعجب می‌شوند.





عکاسی سراسرنما
عکاسی وسیع (به انگلیسی: Panoramic photography) نوعی تکنیک عکاسی است که با استفاده از تجهیزات تخصصی و یا نرم‌افزارها، قطاری از تصاویر با پس‌زمینه طویل را نمایش می‌دهد. همچنین این اصطلاح به عکس‌هایی که نسبت به ابعادشان برش‌های گسترده خورده‌اند نیز اطلاق می‌شود.





عکاسی سیاه و سفید
عکاسی سیاه و سفید (به انگلیسی: Black and white) شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، عنصر رنگ وجود ندارد و می‌توان از آن برای ایجاد فضاهای رمانتیک و رمزآلودی که از عهده عکاسی رنگی خارج است استفاده کرد. این نوع عکاسی با بهره‌گیری از سایه‌های قوی و طیف‌های خشن، سوژه را برجسته می‌کند و انتقال حس و مفهوم عکس را تسهیل می‌بخشد.





عکاسی صریح

عکاسی صریح، ژانری از عکاسی می باشد که در واکنش به افراط در اصول زیبایی شناختی عکاسان پیکتوریالیسم پدید آمد و بر ارائه جزئیات و ثبت دقیق و خودکار واقعیت، تأکید می داشت.
پدایش

چارلز شیلر پس از تهیه عکس هایی از خانه اش در پنسیلوانیا در سال ۱۹۱۷، آغاز زیبایی شناسی صریح را اعلام نمود. از ویژگی های این تصاویر می توان به کیفیات صوری آشکار نقاشی های کوبیستی اشاره کرد که در تقابل با محوسازی های پیکتوریالیستی بودند.






مدافعین

از عکاسان مدافع عکاسی صریح می توان به هانری کارتیه برسون، ادوارد وستون، انسل آدامز، آلفرد استیگلیتس و پل استرند اشاره داشت.





عکاسی عامیانه
عکاسی عامیانه شاخه‌ای از عکاسی است که تولید کنندگان آن مردم عادی و غیر حرفه‌ای هستند. برای مثال عکس‌های خانوادگی، از جمله متداول‌ترین عکس‌های عامیانه هستند.





عکاسی عروسی
عکاسی عروسی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از جشن عروسی و حاشیه‌های آن عکسبرداری می‌شود.





عکاسی کودک
عکاسی کودک، ثبت روح کودکانگی اطفال و کودکان از بدو تولد بشمار می‌رود.
یک فیلم عکاسی، اولین چیزی است که یک مرد تازه پدر شده، بعد از خرید ضروریات، تهیه می‌کند.






سالهای عمر کودک

بچه‌ها و دوربین عکاسی به یکدیگر وابسته‌اند. از زمان تولد به بعد، از شیر خوارگی تا بلوغ، کودکان همواره توسط دوربین تعقیب می‌شوند. کودک معمولاً به این موضوع علاقه‌مند است، اگر چه اکثراً بیش از آن سرگرم است که توجهی به عکاسی بکند. او تقریباً همیشه می‌تواند باعث بوجود آمدن عکس خوبی باشد. والدین اکثر عکسهایی را که از لحظات زندگی کودک گرفته شده، دوست دارند و می‌خواهند آن لحظه‌ها را حفظ کنند. اگر این عکسها توسط افراد حرفه‌ایی گرفته شده باشند، اگر چه به نظر می‌رسد فاقد آن احساس و درکی هستند که پدرها و مادرهای واقعی می‌توانند نسبت به کودک داشته باشند، ولی از نظر مهارت فنی، می‌توانند مورد توجه واقع شوند. مثلاً، ثبت لحظه جادویی که یک مادر، غرق در خلسه، با توده سلولی نالان که دست و پا می‌زند و از گوشت و خون خود اوست (لحظه زائیده شدن)، تکنیک و مهارت خاصی را طلب می‌کند. هر پدر و مادری آن لحظه را به یاد می‌آورند. این لحظه را می‌توان تقریباً به همان واقعیتی که در خودِ لحظه بوده، در یک عکس حفظ کرد.

همه مراحل بچگی به همین‌گونه است، همه نقش‌هایی که یک نوجوان در حال رشد ایفاء می کند: چه جثه گوشت‌آلوی در حال تاتی پاپی که مثل یک بچه غول راه می‌رود، چه دختر خانم جوانِ مخالف سرا و عشوه‌گر و کنجگاو مردّد و چه جوان خیال باف و جنگجو. هیچ جا نمی توان موضوعی: به همه جانبگی، به ناشی‌گری، اغواء کنندگی، متغیری، و قابل اعتمادیِ (از جهت ارزش داشتن برای صرف وقت) بچه پیدا کرد.

از نظر همکاری با عکاس بچه‌ها بهترین موضوعات هستند. بچه‌ها بدون هیچ مقدمه‌ایی وارد فضای عکاسی می‌شوند، آنها از نشان دادن خود و ژست گرفتن لذت می‌برند و موضوعات خستگی‌ناپذیری می‌باشند، زیرا اساساً یک کودک خستگی‌ناپذیر است: حتی بچه‌ای که حوصله کوتاه او ‍(برای ایستادن در مقابل دوربین) ناگهان تمام می‌شود و خود را با فعالیت دیگری سرگرم می‌کند، موضوع بهتری برای عکاسی خواهد بود (زاویه دیگری برای عکاسی ایجاد خواهد کرد). جورج کراوز (George Krause)، که عکس‌هایش در این باره مشهور است، می گوید: " وقتی سالها پیش عکاسی از کودکان را شروع کردم، همه چیز را به غیر از بچه‌ها کنار گذاشتم، همانگونه که اکثر عکاسان این کار را می کنند، این ساده‌ترین راه برای شروع کار است".






رهنمودها

بعضی از رهنمودهای مفید در عکاسی کودک به قرار زیر است:

اجازه بدهید دوربین بخشی طبیعی از زندگی یک بچه باشد. استفاده هر چه بیشتر از دوربین، باعث می‌شود بچه بوجهی آسان آنرا قبول کند. در خصوص بچه‌های غریبه، با احتیاط کامل به آنها نزدیک شوید تا احساس غریبی نکنند.
به جای اینکه بچه را وادار کنید که حالتی راحت و غیر رسمی به خود بگیرد، خودتان راحت و غیر رسمی باشید. عکس‌های صمیمی از بچه‌های سرگرم کار، که با حداقل تحکم گرفته شده‌اند، معمولاً از بهترین عکس‌ها هستند.
مواردی وجود دارند، که می‌خواهید بچه عکس العمل آگاهانه‌ای به دوربین داشته باشد، ولی قبلاً مطمئن باشید که چه کاری می‌خواهید انجام بدهید، چون حوصله و دقت یک کودک کوتاه است.
کار عکسبرداری را هرگز کوتاه نکرده و زود به اتمام نرسانید. خاموش کردن شمع روز تولد عکسی است که هر مادر بزرگی آنرا می‌خواهد، ولی احتمالاً از عکسی که ۵ دقیقه بعد گرفته شده هم، به همان اندازه خوشش بیاید، یعنی زمانی که خامه‌ی کیک روی موهای بچه خشک شده است.
ارتفاع دوربین و زاویه عکسبرداری از اهمیت خاصی برخوردار است: اگر عکس را از ارتفاع بالا بگیرید نشان آن خواهد بود که بچه از چه سطحی به شما نگاه می‌کند، ولی اگر می‌خواهید دنیایی را که خود بچه می‌بیند نشان بدهید، هم سـطح دیدگان او عکس بگیرید، یا حتی پائین‌تر.
در مورد مصرف فیلم مضایقه نکنید. بچه‌ها خیلی پر تحرک هستند. حالات و ژست بدن آنها به قدری سریع عوض می‌شود که شما را مجبور می‌کند به همان سرعت، خود را با آنها انطباق دهید. با وجود این، گرفتن عکس‌های زیاد دلیل این نیست که بعضی از آنها ممکن است خوب از آب در بیاید. هر عکسی باید حساب شده و هدف دار گرقته شود.
عکاسان مد با پخش موسیقی به مدل‌های خود آرامش می‌دهند. این کار برای بچه‌ها هم می‌تواند کارساز باشد، مخصوصاً وقتی می‌خواهید از آنها پرتره بگیرید.
در حال عکسبرداری، درباره هر چیزی با بچه‌ها صحبت کنید، حتی در مورد عکس‌هایی که می‌گیرید. ماری کوسینداس (Marie Cosindas) بطور مداوم در مورد عکسی که می‌گیرد با خود بچه‌ها صحبت می‌کند. بنظر او این باعث می‌شود که بچه خود را در کاری که در حال انجام گرفتن است سهیم بداند.

اکثر بچه ها دوست دارند که در طرف مقابل خود رضایت ایجاد کنند، و خیلی از آنها، عکس گرفتن را نوعی تفریح به حساب می‌آورند. خود شما باید با این کار بصورتی بیش از یک تفریح بر خورد کنید. ویِن میلر (Wayne Miller) عکاس، برای هر کدام از چهار بچه‌اش چهار سال وقت صرف کرده، تا روز به روز عکس‌هایی از آنها تهیه کند. او می‌نویسد: "تمام دوره‌های این بچه‌ها، تا روز مرگ‌شان، از پیش چشمان من می‌گذشتند. ناکامی و شکست، موفقیت، شادمانی و پیروزی در طبیعت آنها حک می‌شد." برای شاهد بودن چنین چیزهایی از داخل لنز دوربین، و یا چشمان عادی، کافی است چیزهایی را از زندگی بیرون بکشیم که نباید نادیده انگاشته شوند.





عکاسی گلامور

عکاسی گلامور (به انگلیسی: Glamour photography) شاخه‌ای از عکاسی است که سوژهٔ آن معمولاً زن است و در حالت رمانتیک و سکسی به تصویر کشیده می‌شود. سوژه ممکن است ملبس یا نیمه‌برهنه باشد. این نوع عکاسی معمولاً با قراردادن سوژه در یک ترکیب‌بندی و ژست ایستاده و بدون حرکت است؛ سوژه‎های گلامور اغلب مانکن‌های حرفه‌ای هستند و عکس‌ها عموماً مصرف تجاری و تبلیغاتی دارند که شامل تولید انبوه برای تقویم و پوستر و همچنین در مجله‌های بزرگسال همچون پلی‌بوی استفاده می‌شود. البته گاهی اوقات عکس‌ها فقط برای استفادهٔ خصوصی و شخصی در نظر گرفته می‌شوند.

عکاسان برای ایجاد تصاویر زیبا و پُر زرق‌وبرق، از ترکیبی از لوازم آرایشی، نورپردازی و قلم بادی استفاده می‌کنند.





عکاسی مادون قرمز

عکاسی مادون قرمز تکنیکی است که در آن قسمت مرئی نور حذف می‌شود و فقط پرتوهای مادون قرمز ثبت می‌شوند. رفتار انعکاسی مادون قرمز با نور مرئی فرق دارد و چون چشم انسان مادون قرمز را نمی‌بیند، عکس‌هایی به وجود می‌آید که در واقعیت دیده نمی‌شوند. نمونه‌ای از تفاوت‌ها، انعکاس گیاهان است که در عکاسی مادون قرمز، به رنگ سفید ثبت می‌شوند.
فیلتر مادون قرمز

برای عکاسی مادون قرمز به فیلتر مادون قرمز نیاز است. این فیلتر نور مرئی را حذف می‌کند و فقط نور مادون قرمز را از خود عبور می‌دهد.






دوربین مناسب

برخی از دوربین‌ها بر روی سنسور خود، فیلتر سدکنندهٔ مادون قرمز دارند که نمی‌توان با آن‌ها عکاسی مادون قرمز کرد.





عکاسی ماکرو

عکاسی ماکرو یا تصویر برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در حیات دیده می‌شود.





عکاسی مد
عکاسی مُد، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از مُد و لباس همراه با مدل عکسبرداری می‌شود. این شاخه از عکاسی گونه‌ای از عکاسی تبلیغاتی نیز محسوب می‌شود. عکاسی مد شاخه ای از عکاسی است که در بیشتر مواقع نیاز به تجهیزات بسیاری دارد. پنکه های قوی ، رفلکتورها، سافت باکس هاوفلاش های چتری و... بهترین گونه لنز برای عکاسی مد لنز های زوم با فواصلی در حدود 70 تا 210 هستند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به عکاس امکان انتخاب بهترین کادر را بدهند. معمولا در این شاخه از عکاسی دوربین برروی دست عکاس قرار دارد و به ندرت از سه پایه استفاده می شود تا هم خود عکاس احساس بهتری در برقراری ارتباط با سوژه داشته باشد و هم سوژه با راحتی بیشتر حرکات مورد درخواست عکاس را انجام دهد.





عکاسی مستند

عکاسی مستند، شاخه‌ای از عکاسی است در آن عکاس رخدادهای پیرامونش را ثبت می‌کند و می‌کوشد از موضوع، (عموما مردم) بی‌طرفانه، عکسی واقعیت‌گرا، واقع‌نما و راستگو ارائه دهد.

واژهٔ عکاسی مستند در سال‌های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد؛ زمانی که شرایط اسف‌بار کشاورزان باعث شد مردم آمریکا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند. عکس‌هایی که در آن‌ها، پس کوچه‌های کثیف و شرایط رقت‌بار شهری را تصویر کرده بود.

تصویر در عکاسی مستند یک سند تاریخی به حساب می‌آید. عکس‌های مستند در کنار محسنات زیبایی‌شناسانه و هنری، بیشتر به منظور تحولات اجتماعی و سیاسی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند چراکه واقعیت را همانطور که هست به ثبت می‌رسانند. به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نقش یک شاهد و مدرک را برای اثبات وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد.

از طریق عکس‌های مستند، بیننده از فرهنگ، سیاست و موقعیت‌های اجتماعی سایر مردم دنیا اطلاعات درستی به دست می‌آورد. بدون شک این شکل از عکاسی با به نمایش درآوردن مشکل فراگیر فقر، نقش بسیار مهمی در آگاه سازی مردم آمریکا از موقعیت اجتماعی کشور در رکود بزرگ سال ۱۹۳۰ داشته‌است.

به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نفش یک شاهد و مدرک را برای اثباب وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد. لوییس هین و جیمز ون دو پیشگام در عرصه عکاسی مستند هستند.





عکاسی معماری

عکاسی معماری، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان‌ها عکسبرداری می‌شود.






زاویهٔ دید و لنز

برای عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم‌اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی‌تواند به اندازهٔ کافی از آن‌ها فاصله بگیرد؛ به همین دلیل لازم است که زاویهٔ دید لنز زیاد باشد، یعنی فاصله کانونی کم باشد تا عکاس بتواند همهٔ ساختمان و بنا را در کادر جا دهد.





عکاسی مفهومی

عکاسی مفهومی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، هنرمند به دنبال خلق یک مفهوم یا ایده توسط یک عکس است. عکس مفهومی باید بیننده را به تفکر وا دارد. عکس‌های همهٔ دسته‌های عکاسی می‌توانند در صورت القای مفهومی خاص به بیننده در این دسته نیز قرار گیرند.





عکاسی نجومی

به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش‌های مختلف از ستاره‌ها و سیارات عکس گرفته می‌شود. تلسکوپ به عنوان لنزی بسیار قوی عمل می‌کند تا اجرام آسمانی نزدیک تر به نظر بیایند. این تصویر در دوربین بر روی فیلم ثبت می‌شود. زمان نوردهی معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت است. البته با دوربین عکاسی و با هر لنزی می‌توان از ستاره‌ها و سیارات نزدیک عکس گرفت.

هنر عکاسی به طور کلی هماهنگی تکنیک، ابداع و هنر است. با توجه به محدوده ناشناخته‌های نجوم، فعالیت‌های اندکی که در آن شده‌است، زیبایی‌های اعجاب انگیز و نیاز به اطلاعات ثبت شده بهتر؛ عرصه عکاسی نجومی از هر لحاظ اعم از دستاوردهای ارزشمند علمی و زیبایی‌های هنری، عرصه‌ای است گسترده و فراهم برای فعالیت در شاخه‌های گوناگون. عکاسی نجومی علمی و هنری که در سال‌های گذشته رشد کمی و کیفی چشم گیری در ایران نیز داشته‌است به دلیل گرد هم آوردن ذوق و علم در کنار یکدیگر، همواره در سراسر دنیا همچون شوری هیجان انگیز بوده‌است که در حالت ایده‌آل به شعور جمعی و علمی منجر می‌شود.

به وسیلهٔ یک تله بلند که (۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر) و یک تله کنور تور می‌توان از ماه به عنوان نزدیک‌ترین جرم آسمانی عکس‌هایی با جزئیات زیاد گرفت. تله کنور تور بر اساس ضریبی که دارد، فاصلهٔ کانونی لنز را افزایش می‌دهد. به طور مثال، تله کنور تور x2 فاصله کانونی لنز را دو برابر می‌کند.






انواع عکاسی نجومی

عکاسی نجومی را به طور کلی می‌توان به دو دستهٔ علمی و هنری تقسیم کرد. عکس‌های نجومی علمی، همان طور که از نام آن‌ها برداشت می‌شود، عکس‌هایی هستند که به عنوان یک ثبت علمی حاوی اطلاعاتی مستند و مستدل هستند و بنا به تعریف عکس‌های نجومی هنری تنها زیبایی بصری دارند. درباره مرز عکس‌های نجومی علمی و غیر علمی به خصوص در ایران، بحث‌ها و چالش‌های بسیاری مطرح شده‌است چرا اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم مرز روشنی بین عکس‌های علمی و هنری نیست و دلیل هم آن است که هیچ عکس و ثبتی از آسمان وجود ندارد که تنها چشم نواز باشد و کاربردی علمی یا حداقل آموزشی نداشته باشد. صرف نظر از این دسته بندی کلی، دسته بندی دیگری موجود که عکاسی نجومی را تفسیم بندی می‌کند: عکاسی خطی یا عکاسی از رد ستاره‌ها عکاسی نقطه‌ای از ستاره‌ها عکاسی از اعماق آسمان عکاسی از سوژه‌های متحرک






عکس از ستاره‌ها
وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.





عکاسی ورزشی
عکاسی ورزشی، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از صحنه‌های ورزشی عکسبرداری می‌شود. در این نوع عکاسی، تجهیزات و ابزارها نقش مهمی دارند زیرا سوژه متحرک است و عکاس هم از صحنه دور است بنابراین داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد. مهمترین مسئله در عکاسی از سوژه های ورزشی توجه به سرعت شاتر است.سوژه های ورزشی در اغلب مواقع در حال حرکت با سرعت بالا هستند بنابراین عکاس باید تمام توان و امکانات عکاسی خود را به کار گیرد تا سوژه ورزشی را در یک لحظه از زمان فریز کند ( مگر در مواقعی که عکاس سعی دارد مفهومی خاص را در عکس دنبال کند، به عنوان مثال محو بودن پای اسب ها در یک مسابقه سوارکاری، جهت انتقال هیجان حرکت و سرعت) در بیشتر مواقع عکاسان ورزشی از دوربین هایی استفاده می کنند که توان ثبت تصاویر متوالی زیادی را داشته باشند تا در میان آنها لحظه ای که حتی از چشم عکاس هم دور مانده بوده ، خودرا نشان دهد.





عکاسی هنرهای زیبا

عکاسی هنری نوعی عکاسی است که هدف اصلی آن ابراز دیدگاه‌های خلاق و الهام هنری عکاس می‌باشد. عکاسی هنری از آن جهت از دیگر رده‌های عکاسی متمایز است که برخلاف عکاسی خبری هدف آن ثبت تصاویر مربوط به اخبار نیست و نیازی به پایبندی به اصول اخلاقی خبرنگاری ندارد و نیز برخلاف عکاسی تبلیغاتی برای فعالیت‌های اقتصادی و یا فروش محصولات یا خدمات بکار نمی‌رود. شایان ذکر است که تعریف عکاسی هنری تا به امروز موضوع بحث و مناظره‌های بسیاری در جوامع هنری دنیا است.

عکاسی تا اوایل قرن بیستم میلادی در مجامع هنری غربی به عنوان هنر پذیرفته نشده بود. عکاسان پیشکسوتی مانند آلفرد ستیگلتز، ادوارد ستایکن و ادوارد وستون سهم بسزایی در گسترش عکاسی به عنوان یک هنر داشتند.






تعریف

واژه عکاسی هنرهای زیبا در بین هنرمندان عکاس، معروف به عکاسی خلاقانه و هنری است. عکاسی که اشاره به دید خلاقانه هنرمند عکاس دارد. عکاسی خلاقانه در مقایسه با عکاسی خبری و اجتماعی، یک چیدمان، ترکیب بندی، انتخاب یک فضا با دیدی خاص و یک خلق هنرمندانه با ابزار عکاسی است.





عکس بازداشت

عکس بازداشت (به انگلیسی: Mug Shot)‏ اصطلاحی برای عکس پلیس و یا بایگانی عکس پلیس است. این عکس به طور معمول از یک فرد پس از دستگیری گرفته می‌شود.





عکس‌گفتار
عکس‌گفتار (به انگلیسی: Photovoice) روشی است که عمدتاً در رشتهٔ توسعهٔ اجتماعی، بهداشت عمومی، و آموزش و پرورش استفاده می‌شود که عکاسی را با کنش اجتماعی مردمی ترکیب می‌کند. در این روش از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود بر اساس دیدگاه شخصی‌شان یا به نمایندگی از جامعهٔ خود عکاسی کنند و در مورد عکس‌ها بحث کنند، و روایات مربوط به عکس‌های خود را گسترش دهند، و با کمک‌رسانی یا دیگر اعمال انسانی جامعهٔ خود را یاری دهند. این روش اغلب در میان مردم به حاشیه رانده شده استفاده می‌شود، و به عنوان روشی در نظر گرفته می‌شود تا به ما بینش دهد آن‌ها چگونه شرایطی دارند و امیدشان به آینده را مفهوم سازی کنند. عکس‌گفتار تلاش می‌کند از زندگی کسانی که به طور سنتی متفاوت از میانگین تصورشده (کلیشه‌های) دنیا هستند برای کسانی که در فرایند سیاست‌گذاری قرار دارند، چشم‌اندازی ایجاد کند. عکس‌گفتار همچنین پاسخی به مسائل مطرح شده در طول تاریخ از بازنمایی جوامع بشری است.
5:21 am

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 5:21 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page