فوتبال

فوتبال (به انگلیسی: Football) یک ورزش تیمی و محبوب‌ترین ورزش در بیشتر کشورهای جهان است که توسط دو تیم یازده نفره متشکل از بازیکنان فوتبال با یک توپ فوتبال بر روی چمن طبیعی یا مصنوعی با هدف گل‌زدن انجام می‌گیرد. یازده بازیکن هر تیم شامل چند مهاجم، هافبک، مدافع و یک دروازه‌بان می‌شوند که توسط سرمربی در زمین چیده می‌شوند و مانند یک سیستم عمل می‌کنند که سیستم فوتبال نامیده می‌شود. امروزه بیش از ۲۵۰ میلیون فوتبالیست در بیش از ۲۰۰ کشور وجود دارند.






قدمت فوتبال به چندین سدهٔ پیش از میلاد و به چین بازمی‌گردد که به تدریج در یونان و روم نیز رواج‌یافت. فوتبال مدرن امروزی نیز در سال ۱۸۶۶ در مدارس انگلستان شکل‌گرفت و به تدریج گسترهٔ پراکندگی آن همهٔ جهان را زیر پوشش خود قرارداد. با شکل‌گیری سازمان فیفا در سال ۱۹۰۴ و ایجاد رقابت جام جهانی فوتبال، این ورزش بسیار گسترده‌تر شد.

طول زمین فوتبال ۹۰ تا ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۵ تا ۹۰ متر است. فوتبال در دونیمه ۲۰ تا ۴۵ دقیقه‌ای انجام می‌گیرد و در بازی‌های حذفی و رفت و برگشتی گاهی‌اوقات، وقت‌های اضافه و پنالتی نیز به آن افزوده می‌گردد. فوتبال ضوابطی دارد که قوانین فوتبال نامیده می‌شوند و نمی‌توان بر خلاف آن‌ها عمل‌کرد. سازمان فیفا علاوه بر فوتبال، نهاد رسمی ورزش‌های فوتسال و فوتبال ساحلی نیز می‌باشد و کنفدراسیون‌های قاره‌ای یوفا، اِی‌اِف‌سی، سی‌اِی‌اِف، کونکاکاف، کونمبول و اُاِف‌سی از زیرشاخه‌های فیفا هستند.

جام جهانی فوتبال از بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی جهان است که هر چهارسال یک‌بار در یکی از کشورهای جهان روی می‌دهد. علاوه بر این، مسابقات بین‌المللی دیگری مانند بازی‌های المپیک تابستانی، جام کنفدراسیون‌ها، جام باشگاه‌های جهان، جام ملت‌های اروپا و لیگ قهرمانان اروپا نیز رایج است. لیگ‌های متعددی ازجمله لا لیگا و لیگ برتر انگلستان در کشورهای مختلف به‌وجود آمده‌اند که نوعی مسابقات داخلی محسوب می‌شوند. فوتبال بانوان نیز از اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی به راه‌افتاد. فیفا ادعا می‌کند که وظیفهٔ محافظت بازیکنان از زورافزایی را به‌خوبی انجام می‌دهد و فوتبال، از زورافزایی پاک است. در سال ۲۰۰۴، فیفا یک منشور اخلاقی برای اجرای بازی‌های جوانمردانه به‌تصویب رساند. اما در سال ۲۰۰۶، این منشور بازنگری‌شد و منجر به تشکیل نهاد قضایی سوم فیفا شد.






واژه‌شناسی و نام

ورزش‌های شبیه به فوتبال در کشورهایی که آغازگر فوتبال بودند، نام‌های مختلف داشت. این بازی‌ها در چین «تسو چو»، در ژاپن «کِمَری» و در یونان و امپراتوری روم «هارپاستوم» نامیده می‌شدند.

اصطلاح فوتبال (به انگلیسی: Football) را برای نخستین‌بار مردم بریتانیا ابداع‌کردند. ریشهٔ واژهٔ فوتبال به اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی و از هنگامی که این ورزش در مدارس انگلستان راه‌اندازی‌شد، باز می‌گردد. مقررات این رشته ورزشی نخستین بار در سال ۱۸۶۳ در اتحادیه فوتبال انگلستان تنظیم شد و نام «اتحادیه فوتبال» (association football) هم برای تمایز این بازی از انواع دیگر فوتبال (به ویژه راگبی فوتبال) انتخاب شد. «اتحادیه فوتبال» همچنان نام رسمی این رشته ورزشی است و سازمان‌های اصلی اداره‌کننده ورزش فوتبال مثل فیفا و یوفا از این نام در عنوان خود استفاده کرده‌اند. واژه ساکر (به انگلیسی: Soccer) نیز مخففی از کلمه association همراه با پسوند انگلیسی er است که در دهه ۱۸۸۰ در انگلستان ابداع شد. امروزه در ایالات متحده آمریکا این رشته را بیشتر ساکر می‌نامند. در بریتانیا این ورزش در رده‌های سنی بزرگسالان، تا مدتی با نام ساکر شناخته می‌شد. پس از مدتی، در ردهٔ سنی ۱۸ سال برای نخستین‌بار فوتبال نامیده‌شد و این اصطلاح به تدریج بر واژه ساکر تسلط پیدا کرد و در پایان به فوتبال تغییر نام یافت.

این ورزش در مناطقی از جمله فرانسه، اسپانیا و آمریکای لاتین با اصطلاح فوتبال نامیده می‌شود. آلمانی‌ها با اندکی تنوع آن را Fußball می‌نامند.






تعاریف

مسابقهٔ فوتبال: به بازی که در آن بازی فوتبال انجام می‌گیرد، مسابقهٔ فوتبال می‌گویند.

زمین فوتبال: به زمینی که بازی فوتبال در آن انجام می‌گیرد، زمین فوتبال می‌گویند که در شرایط استاندارد می‌بایست پوشیده از چمن طبیعی یا مصنوعی باشد و شامل مناطقی از جمله محوطه جریمه است. فوتبال بر روی زمین‌های خاکی کوچه‌ها و خیابان‌ها نیز انجام می‌گیرد و آن‌ها نیز زمین فوتبال به شمار می‌روند.

تیم فوتبال: به مجموعه‌ای از بازیکنان فوتبال گفته می‌شود که در یک مسابقه با هم متحد و هم‌هدف هستند.

مربی فوتبال: فردی که فوتبال نقش تربیت و سازماندهی بازیکنان تیم (از نظر جسمی و روحی) جهت کامیابی در مسابقات را بر عهده دارد. در فوتبال امروزی هر تیم چندین مربی دارد که وظایف به صورت تفکیک‌شده بین آن‌ها تقسیم می‌شود. سرگروه مربیان تیم، سرمربی نامیده می‌شود.

سیستم فوتبال: سیستم یا آرایش تیمی، نشان‌دهنده طرز چیرمان بازیکنان یک تیم در زمین است. آرایش هر تیمی متناسب با رویکرد دفاعی یا تهاجمی آن تیم، توانایی بازیکنان و عوامل دیگر است.

کاپیتان: کاپیتان یکی از بازیکنان است که وظیفه رهبری تیم در زمین بازی را بر عهده دارد و با بستن بازوبند به بازوی چپش، از دیگر بازیکنان متمایز می‌شود.

دروازه‌بان: دروازه‌بان هر تیم وظیفه جلوگیری از ورود توپ به دروازه خودی را بر عهده دارد و لباس وی از سایر بازیکنان تیم متمایز است. وی تنها بازیکن تیم است که اجازه دارد توپ را (در محدوده مشخص) با دست لمس نماید.

مدافع: به بازیکنی گفته می‌شود که محل جای‌گیری او در زمین خودی است و میان دروازه‌بان خودی و مهاجم حریف قرار می‌گیرد و وظیفهٔ اصلی وی مقابله با حمله تیم حریف است. مدافعان خود به انواع مدافع مرکزی، مدافع کناری، سوییپر، مدافع جلو و مدافع آزاد (لیبرو) دسته‌بندی می‌شوند.

هافبک: به بازیکنی گفته می‌شود که معمولاً در میانهٔ زمین بازی می‌کند و به زیر مجموعه‌هایی از جمله هافبک هجومی، هافبک دفاعی، هافبک میانی و هافبک کناری تقسیم می‌شود. وظایف اصلی هافبک، رساندن توپ به مهاجمان برای گل‌زنی و کمک به مدافعان برای جلوگیری از گل‌خوردن است.

مهاجم: به بازیکنی گفته می‌شود که در خط جلو بازی می‌کند و نزدیک‌ترین بازیکن هر تیم به دروازهٔ حریف است. وظیفه اصلی مهاجم گلزنی است. مهاجم زیر مجموعه‌های مختلفی مانند مهاجم نوک، مهاجم کنار و مهاجم کاذب دارد.

بازیکن ذخیره: بازیکن فوتبالی است که بر روی نیمکت می‌نشیند و در مسابقات استاندارد، حداکثر ۳ بازیکن ذخیره می‌توانند جایگزین بازیکنان اصلی شوند.

هت‌تریک: اگر یک بازیکن در یک مسابقه سه بار یا بیشتر گل‌زنی کند؛ می‌گویند او هت‌تریک کرده‌است.

کلین شیت (دروازه بسته): هنگامی که یک تیم در یک مسابقه هیچ توپی وارد دروازه‌اش نشود؛ می‌گویند آن تیم (یا دروازه‌بان آن تیم) کلین شیت (دروازه بسته) انجام داده‌است.

دیواره دفاعی: یک ردیف از بازیکنان فوتبال است که شانه به شانه یک‌دیگر می‌ایستند و تلاش می‌کنند جلوی شوت بازیکنان حریف به دروازه خودی را در زمان نواخت ضربه ایستگاهی مستقیم بگیرند. این ردیف انسانی می‌بایست حداقل ۱۰ یارد از توپ کاشته‌شده فاصله داشته باشد.

آوانتاژ: قانونی است که به داور اجازه می‌دهد در مواردی که خطایی را روی بازیکنی تشخیص داده‌است، اگر تشخیص دهد که در جریان ماندن بازی به نفع بازیکن هدف خطا است، اعلام خطا نکند و بازی را ادامه دهد.






بازی

فوتبال قواعدی دارد که قوانین فوتبال نامیده می‌شوند و بازی براساس آن‌ها انجام می‌گیرد. توپ فوتبال وسیله‌ای است که بازی با آن انجام می‌گیرد و دور آن ۷۱ سانتی‌متر است. در زمین فوتبال، دو تیم که هر کدام از یازده بازیکن (شامل مهاجم، هافبک، مدافع و یک دروازه‌بان) تشکیل شده، به رقابت با یک‌دیگر می‌پردازند و آرمان هر تیم وارد کردن توپ به دروازهٔ حریف یا اصطلاحاً گل زدن است. هر تیمی که در پایان بازی گل بیشتری به ثمر رسانده‌باشد، برندهٔ بازی است و تیم مقابل بازنده است؛ اگر هر دو تیم به تعداد مساوی گل به ثمر برسانند، با هم مساوی یا تساوی کرده‌اند. هرتیم یک کاپیتان دارد که تیم را رهبری می‌کند.

هیچ بازیکنی در زمین به جز دروازه‌بان حق دست‌زدن و زدن بازو به توپ را ندارد و پرتاب توپ توسط دروازه‌بان، یک نوع آغاز مجدد بازی است. بازیکنان معمولاً با پای خود توپ را در زمین جابه‌جا می‌کنند و گاهی اوقات از دیگر بخش‌های بدن (به‌ویژه سر) نیز برای جابه‌جا کردن توپ استفاده می‌کنند. بازیکنان تنها از دست‌ها و بازوهای خود نمی‌توانند استفاده‌کنند. همهٔ بازیکنان توپ را در هر جهت و در سراسر زمین جابه‌جا می‌کنند، اما نمی‌توان توپ را در موقعیت آفساید دریافت‌کرد.

بازیکنان با روش‌های کنترل توپ از جمله دریبلینگ (دریبل‌کردن)، پاس‌دادن توپ به هم‌تیمی، شوت‌زدن که معمولاً با عکس‌العمل دروازه‌بان روبه‌رو می‌شود، برای خود فرصت گل‌زنی ایجاد می‌کنند. بازیکنان برای جلوگیری از پیشروی فوتبالیست‌های رقیب، اعمالی چون بریدن پاس‌ها، تکل‌زدن و برخورد فیزیکی با بازیکنان تیم مقابل را انجام می‌دهند. فوتبال به‌طور کلی یک بازی روان است و تنها هنگامی که توپ از زمین بازی بیرون‌برود و یا داور خطای بازیکنی را گرفته‌باشد، متوقف می‌شود. پس از توقف، بازی مجدداً آغاز می‌گردد.

در سطح حرفه‌ای، معمولاً تعداد زیادی گل به‌ثمر می‌رسد. برای نمونه، در فصل ۶۴–۱۹۶۳ لیگ برتر انگلستان به طور متوسط در هر بازی ۳٫۴۰ گل به‌ثمر رسید. قوانین بازی برای دروازه‌بان با ۱۰ بازیکن دیگر متفاوت است و تاکنون، تعداد زیادی نقش‌های تخصصی در زمین ایجاد شده‌است. از دیدگاه کلی‌تر، این ۱۰ بازیکن شامل سه‌دسته می‌شوند: مهاجمان، هافبک‌ها، مدافعان. گاهی اوقات بازیکنان پست‌های خود را در زمین با یک‌دیگر عوض می‌کنند که دروازه‌بان قابلیت انجام این کار را ندارد. برای نمونه، مدافع مرکزی می‌تواند جای خود را با هافبک چپ و راست عوض‌کند. این ۱۰ بازیکن ممکن است در هر پستی به‌جز دروازه‌بانی قرارگیرند. سبک بازی پست‌ها با یک‌دیگر فرق‌دارد؛ مهاجمان بیشتر سبک بازی هجومی دارند و برخلاف آن‌ها، مدافعان کم‌تر در اندیشهٔ اجرای یک بازی هجومی و سرعت‌بخشیدن به بازی هستند. معمولاً هر بازیکن در پست تخصصی خود بازی می‌کند و کمتر در زمین جابه‌جا می‌شود و پست خود را در زمین تغییر می‌دهد. هرتیم دارای یک سیستم است و این سیستم و تاکتیک‌های تیم را معمولاً سرمربی شکل می‌دهد.






پیشینه
فوتبال از آسیا ظهورکرد و در این قارهٔ کهن آغازگردید. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که قدمت بازی فوتبال به سدهٔ دوم و سوم پیش از میلاد در چین بازمی‌گردد. پرچم‌دار این ورزش دودمان هان بودند که به توپی چرمی پرشده از پر و مو لگد می‌زدند. دور این توپ‌ها حدود ۴۰–۳۰ سانتی‌متر بوده‌است. این بازی چینی «تسو چو» نام‌داشت و امپراتوری هان در دوران زمامداری خود، این بازی را در سراسر چین گسترش‌داد. نوع دیگری از این ورزش حدود ۶۰۰–۵۰۰ سال بعد در ژاپن آغازگردید؛ اما هیچ مسابقهٔ رقابتی میان ژاپن و دودمان هان صورت‌نگرفت. در آن زمان، بازیکنان در دایره‌ای نسبتاً کوچک می‌ایستادند و توپ را از یک‌دیگر عبور می‌دادند. «کمری» نام ژاپنی این بازی بود و در مقایسه با فوتبال امروزی بسیار متفاوت بود. سپس فوتبال در یونان و به شکل ورزش هارپاستوم در روم نیز رواج‌پیداکرد. فوتبال در بازی‌های یونانیان و رومیان تغییرات عمده‌ای یافت؛ به‎طوری که دوتیم در یک میدان مستطیل‌شکل که خط میانی میدان نیز داشته‌است، بازی می‌کردند. مردمی که هارپاستوم بازی می‌کردند، اغلب مردم خشنی بودند، به توپ لگد می‌زدند تا آن را از خط دروازه عبور دهند یا به کس دیگری پاس بدهند که وی چنین عملی انجام دهد. تیم دیگر نیز قصد متوقف‌کردن روند تیم حریف و بازپس‌گیری توپ را به هر طریق ممکن انجام می‌داد! هیچ طول و عرض خاصی برای میدان بازی درنظر گرفته نمی‌شد؛ بازیکنان شماره‌ای نداشتند و کمبود قوانین احساس می‌شد.

مدرن‌ترین نسخهٔ فوتبال در سدهٔ دوازدهم میلادی از انگلستان سرچشمه گرفته‌است. این بازی در انگلستان بسیار محبوب‌شد؛ اما پادشاهان هنری دوم و هنری چهارم انگلستان فوتبال را ممنوع‌کردند. آن‌ها معتقد بودند که محبوبیت فوتبال به محبوبیت ورزش‌های سنتی انگلستان مانند شمشیربازی و تیراندازی با کمان لطمه می‌زند.

پیشینهٔ معاصر این بازی جهانی به بیش از ۱۰۰ سال پیش بازمی‌گردد؛ زمانی که این ورزش در انگلستان شکل‌گرفت و اتحادیه فوتبال انگلستان به‌وجودآمد و فوتبال به ورزشی رسمی تبدیل‌شد. فوتبال به سبک امروزی، در اوایل سال ۱۸۰۰ میلادی در هفت مدرسهٔ عمومی انگلستان آغازگردید. شش مدرسه تقریباً همان فوتبال به‌سبک قدیمی را اجرا می‌کردند؛ اما مدرسهٔ راگبی انگلستان که در سال ۱۵۶۷ تأسیس‌شده بود، نسخه‌ای متفاوت از فوتبال را ارائه‌داد. مدارس دیگر نیز قوانینی را ساخته و در پایان، بازی فوتبال مدرن را بنیان‌گذاری کردند. در این سال اندازه و وزن توپ‌ها نیز استاندارد شد. در نخستین بازی ۹۰ دقیقه‌ای فوتبال، دوتیم لندن و شفیلد در سال ۱۸۶۶ به‌رقابت با یک‌دیگر پرداختند.

پس از آن انگلستان شروع به گسترش فوتبال کرد و آن را از مرز اروپا نیز گذراند. برای نخستین‌بار در سال ۱۸۶۷ فوتبال در آرژانتین، به عنوان یک کشور غیراروپایی راه‌یافت. ملوانان، بازرگانان و سربازان بریتانیایی به‌سرعت فوتبال را به‌نقاط مختلف جهان مانند ایتالیا، اتریش، آلمان، آرژانتین، اروگوئه و برزیل بردند. اگرچه در زمان‌های قدیم تنها مردان فوتبال بازی می‌کردند؛ اما در اواخر سده نوزدهم، بانوان هم به انجام فوتبال پرداختند. در طول جنگ جهانی اول که مردان در مشاغل خود بودند، بانوان فوتبال بازی می‌کردند. در حدود سال ۱۸۷۵، پادشاه ادوارد سوم انگلستان فوتبال را به‌دلیل خشونت، غیرقانونی دانست و اعلام‌کرد که اگر کسی فوتبال بازی‌کند، به زندان خواهدافتاد.







مردان
گروه سنی بزرگسالان
گروه سنی زیر ۲۰ سال
گروه سنی زیر ۱۷ سال






بانوان
گروه سنی بزرگسالان
گروه سنی زیر ۲۰ سال
گروه سنی زیر ۱۷ سال

فوتبال برای نخستین‌بار به بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۰۰ پاریس، فرانسه راه‌یافت. در ابتدار قراربود که چهار بازی در این جام میان تیم ملی فوتبال فرانسه با سوئیس، بلژیک، آلمان و انگلستان صورت‌گیرد. اما آلمان و سوئیس به پاریس نیامدند. بازی‌ها کاملاً بدون برنامه بود و سرانجام، تیم ملی فوتبال انگلستان قهرمان جام شد.

فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) در تاریخ ۲۱ مه ۱۹۰۴ در پاریس، فرانسه بنیان‌گذاری‌شد. کامیابی‌های ورزش فوتبال در بازی‌های المپیک تابستانی سبب شد که مقامات فیفا به فکر تشکیل مسابقات جهانی بیافتند. ایدهٔ برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال را ژول ریمه، رئیس وقت فیفا ارائه‌داد و این سازمان در کنگره‌ای در ۲۸ مه ۱۹۲۸ در آمستردام با برگزاری مسابقات جام جهانی موافقت‌کرد. از همان آغاز، اروگوئه که قهرمان مسابقات فوتبال بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ شده‌بود، پیشتاز جام جهانی شد و میزبانی جام جهانی فوتبال ۱۹۳۰ را برعهده‌گرفت و قهرمان این جام نیز شد.

باشگاه فوتبال شفیلد نخستین باشگاه فوتبال است و قدمتی ۱۵۲ ساله دارد و در سال ۱۸۵۷ در شهر شفیلد که در انقلاب صنعتی، عمده مرکز تولید فولاد بود، بنیان‌گذاری شد. لیگ قهرمانان اروپا یکی از معتبرترین جام‌های باشگاهی فوتبال است که قدمت آن به سال ۱۹۵۵ باز می‌گردد. باشگاه فوتبال رئال مادرید در پنج دورهٔ نخست این مسابقات به قهرمانی رسید. جام باشگاه‌های جهان یکی از معتبرترین مسابقات بین‌المللی فیفا است که در سال ۲۰۰۰ بنیان‌گذاری شد و در نخستین دورهٔ آن، باشگاه فوتبال کورینتیانس از برزیل به مقام قهرمانی رسیده‌است. امروزه ۲۰۷ کشور دارای تیم ملی فوتبال هستند.






قوانین
بازیکنان، تجهیزات و مقامات

یک بازی شامل دوتیم است که هرکدام ۱۱ بازیکن درون زمین دارند که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است. اگر تعداد بازیکنان یک تیم درون زمین کم‌تر از ۷ نفر باشد، یا بیش از چهار بازیکن از یک تیم کارت قرمز بگیرند، بازی لغو می‌شود. در مسابقات رسمی، حداکثر سه بازیکن می‌توانند جایگزین سه بازیکن درون زمین بشوند. در همه مسابقات، باید نام بازیکن جایگزین به داور داده‌شود. هریک از بازیکنان در طول بازی می‌توانند جایگزین دروازه‌بان شوند. اگر بازیکنی بدون اجازه داور جایگزین بازیکنی دیگر شود، بازی توسط داور متوقف می‌شود. بنابراین تا هنگامی که بازی در جریان است، بازیکنی نمی‌تواند جایگزین بازیکن دیگر شود و باید بازی متوقف‌شود تا تعویض انجام‌گیرد.

بازیکنان حق استفاده از وسایل خطرناک مانند جواهرات را ندارند. برخی از تجهیزات پایه بازیکنان که داشتن آن‌ها اجباری است، عبارتند از: یک پیراهن بدون آستین که می‌توان از زیر آن پیراهنی آستین‌دار پوشید؛ به شرطی که رنگ پیراهن آستین‌دار هم‌رنگ پیراهن بدون آستین‌باشد. یک شورت ورزشی که اگر از زیرش شورتی دیگر پوشیده‌شود، باید هم‌رنگ شورت اصلی باشد. یک جوراب کش‌باف ساق‌دار که ظاهراً ساق بلندی هم دارد و کفش. بازیکن علاوه بر تجهیزات پایه، باید ساق‌بند داشته‌باشد که کاملاً توسط جوراب ورزشی پوشیده‌شده‌است و از لاستیک، پلاستیک و یا مواد مشابه آن‌ها ساخته‌شده‌است.

بازیکنان هردوتیم و داوران باید لباس‌هایی را بپوشند که تیم‌ها و داوران را از یک‌دیگر متمایز و کند. علاوه بر این، دروازه‌بانان نیز باید لباس‌هایی بپوشند که آن‌ها را از هم‌تیمی‌هایشان و داوران متمایز و جداکند. بازیکنان نمی‌توانند هیچ‌گونه شعار و تبلیغات سیاسی و مذهبی و شخصی را روی تجهیزات پایه خود آشکارکنند. همچنین بازیکنان باید هرگونه شعار و تبلیغات سیاسی و مذهبی را از روی لباس زیرین پیراهن ورزشی خود ازبین‌ببرند. آشکارکردن شعارها و تبلیغات سیاسی و مذهبی و شخصی توسط فیفا تحریم‌شده‌است.

هر بازی توسط داوری مقتدر که توانایی اجرای همه اعمال داوری در زمین را داشته‌باشد، اداره می‌شود. داوران تنها در صورت مشورت با کمک‌داوران یا داور چهارم (به‌شرط این که بازی مجدداً آغاز نشده‌باشد)، نظر خود را تغییر می‌دهند و یا بازی را فسخ می‌کنند. در زمین دو کمک‌داور وجوددارد که صلاحیت اعتراض به تصمیمات نادرست داور وسط را برعهده‌دارند. آن‌ها برای کنترل درست بازی معمولاً حدود ۹٫۱۵ متر (۱۰ یارد) از خط عرضی زمین فاصله‌دارند. داور چهارم نیز یکی دیگر از مقامات داوری است که بیرون زمین قراردارد و مسئولیت‌هایی هم‌چون هماهنگی تعویض بازیکن‌های تیم‌ها را برعهده‌دارد. در صورتی که یکی از کمک‌داوران توانایی ادامهٔ کمک‌داوری بازی را نداشته‌باشد، داور چهارم جایگزین او می‌شود. در مسابقات جام ملت‌های اروپا ۲۰۱۲، دو داور به‌طور آزمایشی روی خط دروازه‌ها ایستادند و کمک‌داوران را در تصمیم‌گیری به‌ویژه تصمیم‌گیری‌های منطقهٔ پنالتی کمک کردند. چندی پیش، فیفا به فدراسیون‌های عضو خود اعلام‌کرد که آن‌ها می‌توانند در صورت داشتن فناوری لازم، از فناوری گل–لاین استفاده‌کنند و این فناوری در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ و از فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۳ در لیگ برتر انگلستان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. فناوری گل–لاین روشی است که اعلام می‌کند آیا توپ از خط دروازه رد شده‌است یا خیر و دستیار الکترونیکی داور محسوب می‌شود. امکان‌دارد که در اثر سرعت بسیار توپ، داور درست نبیند که آیا توپ از خط دروازه گذشته‌است یا خیر و دچار اشتباه شود و این فناوری گذشتن یا نگذشتن توپ از خط دروازه را از طریق ساعت داور، به او اعلام می‌کند.






زمین استاندارد بازی

زمین بازی فوتبال باید مستطیل‌شکل با سطحی از جنس چمن باشد. باتوجه به این که قوانین فوتبال در انگلستان شکل گرفته‌است، اندازه زمین فوتبال براساس دستگاه امپراتوری بیان می‌شوند و در این اندازه‌گیری، از دستگاه متریک استفاده نمی‌شود. استفاده از واحدهای اندازه‌گیری دیگر، به‌شکل سنتی در خارج از بریتانیا نیز مرسوم‌است.

طبق ابعاد میدان زمین که توسط هیئت بین‌المللی فوتبال نوشته شده‌است، طول زمین باید ۹۰ تا ۱۲۰ متر (۱۰۰ تا ۱۵۰ یارد) و عرض آن ۴۵ تا ۹۰ متر (۵۰ تا ۱۰۰ یارد) باشد. خط میانی زمین که به‌اندازه عرض زمین است، مناطق حمله و دفاع دوتیم را جدا می‌کند و شعاع دایره میانی میدان ۹٫۱۵ متر (۱۰ یارد) است. زمین از دو سمت به محوطه جریمه مستطیل‌شکل امتداد می‌یابد و این محوطه جریمه ۱۵٫۵ متر (۱۸ یارد) از خط دروازه فاصله‌دارد. محوطه کوچک مستطیل‌شکل درون محوطه جریمه که منطقهٔ گل‌زنی نامیده می‌شود، ۵٫۵ متر (۶ یارد) از خط دروازه فاصله‌دارد.

فاصلهٔ نقطهٔ پنالتی تا خط دروازه ۱۱ متر (۱۲ یارد) است. دور نقطهٔ کرنر یک‌چهارم دایره‌ای وجود دارد که شعاع آن ۱ متر (۱ یارد) است. فاصلهٔ میان دو تیرک دروازه ۷٫۳۲ متر (۸ یارد) و فاصلهٔ میان سر تا ته آن نیز ۲٫۴۴ متر (۲٫۷۵ یارد) است. طول محوطه جریمه ۴۰ متر (۴۴ یارد) است.






مدت زمان، گل زده و سیستم

بازی فوتبال در دونیمه ۴۵ دقیقه‌ای اجرا می‌شود و ممکن‌است که با موافقت دوتیم و داور، مدت زمان آن کاهش‌یابد. هرگونه تغییر مدت بازی باید پیش از آغاز بازی میان داور و دوتیم هماهنگ شود. (برای نمونه، به دلیل نبود نور کافی هر نیمه به ۴۰ دقیقه تغییر زمان می‌دهد.) میان دونیمه بازی وقت استراحتی به‌مدت ۱۵ دقیقه تعیین‌شده‌است و مدت‌زمان آن فقط با موافقت داور تغییر می‌کند. وقت‌های اضافهٔ پس از دونیمه به‌منظور اجراکردن وقت‌های تلف‌شده‌ای است که در اعمالی مانند تعویض بازیکنان، بررسی آسیب‌دیدگی بازیکنان، بیرون‌آوردن بازیکنان آسیب‌دیده از زمین، اتلاف وقت و یا هر دلیل دیگری تلف‌شده‌است. تعیین چند دقیقه وقت تلف‌شده در هر بازی به‌عهدهٔ داور وسط است. هرچه‌قدر وقت برای زدن یک ضربه پنالتی تلف‌شود، داور آن را در وقت‌های اضافهٔ پایان هرنیمه درنظر خواهدگرفت.

در صورتی که در مسابقات حذفی تیم برنده در طول در ۹۰ دقیقه و وقت‌های اضافه مشخص نشود، باید از ضربات پنالتی استفاده‌کرد. پنج بازیکن دلخواه می‌توانند برای هرتیم یک پنالتی بزنند. اگر برنده در پنج پنالتی نخست نیز مشخص‌نشود، ضربات پنالتی وارد مرحلهٔ مرگ ناگهانی می‌شود که هرتیم یک پنالتی می‌زند و به این معنی است که اگر یک تیم پنالتی را تبدیل به گل کرد و تیم دیگر موفق به انجام این کار نشد، تیم گل‌زن برنده بازی می‌شود.

قانون گل زده در خانه حریف یکی از قوانین رسمی مسابقات رفت و برگشت اینطور است که در صورت برابربودن تفاضل گل دوتیم در دوبازی، تیمی که در خانه حریف گل بیشتری زده‌باشد، برنده مجموع دو بازی است و به مرحلهٔ بعدی راه پیدا می‌کند. این قانون توسط یوفا طراحی‌شد و برای نخستین‌بار در جام در جام اروپا ۱۹۶۶–۱۹۹۵ استفاده‌شد و در سال ۱۹۶۸–۱۹۶۷ نیز به لیگ قهرمانان اروپا راه‌یافت. پس از این، در مسابقات دیگر این قاره نیز به تصویب‌رسید.

گل طلایی در فوتبال به گلی اطلاق می‌گردد که اگر در وقت‌های اضافهٔ ۱۵ دقیقه‌ای به‌ثمر رسانده‌شود، تیم گل‌زن برنده بازی می‌شود و بازی به‌پایان می‌رسد. گل طلایی را در گذشته‌های نه‌چندان دور مرگ ناگهانی می‌نامیدند؛ این اصطلاح برای نخستین‌بار در سال ۱۹۹۲ برداشته‌شد و اصطلاح گل طلایی بر آن نهاده‌شد. گل طلایی در سال ۱۹۹۳ توسط فیفا معرفی‌شد که در آن زمان‌ها عنصری کلید در تعیین برنده در مسابقات حذفی محسوب می‌شد. نخستین گل طلایی در مسابقهٔ میان استرالیا و اروگوئه در یک‌چهارم نهایی جام جهانی فوتبال زیر ۲۰ سال به‌ثمررسید. در پی طوفان شکایات و گله‌ها از این قانون، یوفا گل نقره‌ای را در سال ۲۰۰۲ معرفی‌کرد و این قانون جایگزین گل طلایی شد. گل نقره‌ای یکی از روش‌های تعیین برنده در مسابقات حذفی به‌شمار می‌رفت. اگر در طول ۹۰ دقیقه دوتیم به‌تساوی برسند و تیمی در یکی از وقت‌های اضافهٔ ۱۵ دقیقه‌ای گلی به‌ثمر برساند و آن نیمهٔ وقت اضافه به‌پایان برسد، تیم گل‌زن برنده بازی است. گل نقره‌ای قانونی اجباری بوده‌است. نخستین گل نقره‌ای در جام یوفا ۲۰۰۳ به‌ثمر رسیده‌است. هم‌چنین در جام ملت‌های اروپا ۲۰۰۴ مورداستفاده قرارگرفت؛ به‌طوری که یونان با به‌ثمر رساندن گل نقره‌ای مقابل جمهوری چک، به مسابقهٔ پایانی راه‌یافت. این قانون نیز توسط هیئت بین‌المللی فوتبال برداشته‌شد.

به تاکتیک‌هایی که سرمربی برای بازی تیم در نظر می‌گیرد و بازیکنان مطابق این تاکتیک‌ها در زمین چیده می‌شوند، سیستم فوتبال می‌گویند که به‌نوعی همان ساختار تیم است. دروازه‌بان یک پست ثابت‌است و در سیستم جایی ندارد و ده بازیکن دیگر در این سیستم در زمین چیده می‌شوند. از جملهٔ این سیستم‌ها می‌توان به ۲–۴–۴، ۱–۱–۴–۴، ۱–۵–۴، ۳–۳–۴ و ۲–۳–۵ اشاره‌نمود. سیستم ۲–۴–۴ یکی از رایج‌ترین سیستم‌های فوتبال است که در انگلستان بسیار کاربرد دارد و از ۴ مدافع، ۴ هافبک و ۲ مهاجم تشکیل شده‌است. سیستم ۱–۱–۴–۴ چنان چه از نامش پیداست، گیج‌کننده نیست. در این سیستم، چهار مدافع و چهار هافبک بازی می‌کنند و مهاجم دوم پشت مهاجم اصلی قراردارد. سیستم ۱–۵–۴ را به‌طور سنتی تیم‌های اروپایی در لیگ‌های برتر خودشان به‌کار می‌گیرند. این سیستم از چهار مدافع، پنج هافبک و یک مهاجم تشکیل شده‌است. سیستم ۳–۳–۴ یک سیستم کاملاً هجومی است. این سیستم از چهار مدافع، سه هافبک و سه مهاجم تشکیل می‌شود و علاوه بر حمله‌کردن با سه مهاجم، خط هافبکی قوی و نیرومند را دارا می‌باشد. سیستم ۲–۳–۵ نیز تاچند سال پیش به یک سیستم محبوب تبدیل‌شده و به‌خوبی امکان جابه‌جایی مهاجمان و مدافعان را فراهم می‌کند. این سیستم همان‌طور که از نامش پیداست، از پنج مدافع، سه هافبک و دو مهاجم تشکیل شده‌است. یکی از سیستم‌های نوین فوتبال ۱–۴–۱–۴ است که ساختاری مانند ۳–۳–۴ دارد، با این تفاوت که هافبک‌ها و مهاجمان چپ و راست تقریباً روی یک خط بازی می‌کنند و مهاجم نوک از دیگر مهاجمان جلوتر بازی می‌کند. از دیگر سیستم‌های محبوب فوتبال، ۲–۵–۳ است که شامل سه مدافع، پنج هافبک و دو مهاجم می‌شود.






قوانین هفده‌گانه فیفا

فیفا قوانینی در درون و بیرون از زمین فوتبال وضع کرده است. این قوانین در ۳ مارس ۲۰۱۲ تغییرکرد و در ۱ ژوئن ۲۰۱۲ به اجرا درآمد. در زیر به‌طور مختصر به شرح آن‌ها می‌پردازیم:

زمین بازی: بازی باید روی چمن طبیعی یا مصنوعی به رنگ سبز انجام‌گیرد. از چمن مصنوعی در بازی‌های جام کنفدراسیون‌ها و یا مسابقات بین‌المللی باشگاهی استفاده می‌شود. زمین‌ها باید حداقل کیفیت بین‌المللی تعیین‌شده توسط فیفا را داشته‌باشد.
توپ: توپ بازی باید از چرم یا مواد مناسب دیگر ساخته شده‌باشد و محیط آن بیش از ۷۰ سانتی‌متر یا کم‌تر از ۶۸ سانتی‌متر نباشد.
تعداد بازیکنان: هرتیم در هر بازی باید ۱۱ بازیکن درون زمین داشته‌باشد که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است. تیمی که افراد درون زمینش کم‌تر از ۷ بازیکن باشد، حق ادامهٔ بازی را ندارد.
تجهیزات بازیکنان: بازیکن حق استفاده یا پوشیدن هرگونه چیز خطرناکی مانند جواهرات را ندارد.
داور: هربازی توسط یک داور که اقتدار کامل بر اجرای قوانین بازی را داشته‌باشد، کنترل می‌شود.
کمک‌داوران: دوکمک‌داور در زمین وجود دارند که می‌توانند در این موارد به تصمیم داور اعتراض‌کنند: ۱- هنگامی که تمام توپ میدان بازی را ترک‌کند. ۲- هنگامی که کرنر، گل و پرتاب انجام می‌گیرد. ۳- هنگامی که ممکن‌است یک بازیکن در شرایط آفساید باشد. ۴- زمانی که تیمی درخواست تعویض‌کند. ۵- هنگامی که از دیدگاه داور، سوءرفتار و یاهر حادثهٔ دیگری رخ‌دهد. ۶- هنگامی که خطایی انجام می‌گیرد، کمک‌داور می‌تواند مسئله را بهتر برای داور توضیح‌دهد. ۷- هنگامی که در ضربات پنالتی، پیش از این که بازیکن ضربه را بزند، دروازه‌بان پایش از خط دروازه جلوتر بیاید و توپ وارد دروازه‌شود، کمک‌داور اعتراض می‌کند.

مدت زمان بازی: بازی فوتبال در دو نیمه ۴۵ دقیقه‌ای انجام می‌گیرد، مگر این‌که داور و دوتیم بر تغییر مدت زمان بازی توافق کرده‌باشند. هرگونه توافق برای تغییر مدت زمان بازی (برای مثال کاهش هرنیمه به ۴۰ دقیقه به‌دلیل نبود نور کافی) باید پیش از انجام بازی، صورت گرفته‌باشد.
آغاز مجدد بازی: بازی در این موارد مجدداً آغاز می‌گردد: ۱- هنگام آغاز مسابقه ۲- پس از به‌ثمر رسیدن یک گل در طول بازی ۳- هنگام آغاز نیمه دوم ۴- هنگام آغاز هردو نیمه وقت‌های اضافی.
توپ درون و بیرون از بازی: هنگامی که تمام توپ از خط دروازه یا خط‌های طولی و عرضی زمین ردشود، بازی توسط داور متوقف می‌شود.
گل‌زدن: هنگامی که تمام توپ از خط دروازه ردشود، به‌شرطی که پیش از آن خطایی صورت نگرفته‌باشد، این تیم گل به‌ثمر رسانده‌است.
آفساید: بر اساس این قانون بازیکنی که در موقعیت آفساید قرار دارد حق مشارکت فعال در بازی را ندارد. بازیکنی در موقعیت آفساید است که در هنگام زدن ضربه توپ توسط هم‌تیمیش هم جلوتر از توپ و هم جلوتر از بازیکن ماقبل آخر تیم حریف به دروازه حریف نزدیکتر باشد.
خطا و سوءرفتار: هنگامی که بازیکنی هریک از این خطاها را انجام‎دهد، خطا کرده‌است و ضربهٔ آزاد به تیم حریف تعلق می‌گیرد: ۱- زدن ضربه یا لگد به بازیکن حریف ۲- خطای پشت پا زدن یا تلاش برای انجام خطای پشت پا زدن ۳- پرش بر روی بازیکن حریف ۴- حمله به حریف ۵- حملات یا اقدام به حملات به حریف ۶- هل‌دادن حریف ۷- تکل‌زدن بر روی حریف.
ضربات آزاد: ضربات آزاد یا به‌شکل مستقیم یا غیرمستقیم‌اند.
ضربه پنالتی: اگر بازیکن تیم خودی، بر روی بازیکن حریف که در محوطهٔ جریمه‌شان است، خطاکند، خطای پنالتی صورت گرفته‌است. شانس گل‌زدن از ضربهٔ پنالتی به‌شکل مستقیم، بسیار زیاد است. زمان تلف‌شده برای زدن یک پنالتی، در پایان هرنیمه یا وقت اضافه گرفته می‌شود.
پرتاب: پرتاب یکی از روش‌های آغاز مجدد بازی‌است. هنگامی که توپ به بازیکنی برخورد کند و تمام توپ از خط طولی زمین بیرون‌برود، تیم حریف باید توپ را از محل بیرون‌رفتن آن روی خط، پرتاب‌کند. گل‌زدن با یک پرتاب ممنوع‌است.
ضربه گل: گل‌زنی یکی دیگر از روش‌های آغاز مجدد بازی‌است. اگر توپ از خط دروازه ردشود و بازیکن دیگری به توپ برخوردکند، آن ضربه گل محسوب می‌شود. یک گل ممکن‌است تنها با زدن یک ضربه به‌ثمر برسد.
ضربه کرنر: ضربهٔ کرنر روشی دیگر برای آغاز مجدد بازی‌است. هنگامی که توپ به بازیکن خودی برخوردکند و از خط عرضی دروازه خودی ردشود، برای تیم حریف ضربهٔ کرنر به‌دست می‌آید. یک گل ممکن است از راه ضربهٔ کرنر به‌طور مستقیم به تیم حریف به‌ثمر رسانده‌شود.







اقتصاد و درآمد

فوتبال یکی از پردرآمدترین ورزش‌های جهان است. ۳۰ بازیکن فوتبال در فهرست ۱۰۰ ورزشکار پردرآمد جهان قراردارند. درآمدی که از فوتبال به دست می‌آید، عبارتند از: حقوق، پاداش، جایزهٔ مالی، هزینه‌های ظاهری، صدور مجوز و تأیید آن. دیوید بکهام، کریستیانو رونالدو و لیونل مسی به ترتیب در رتبهٔ هشتمین، نهمین و یازدهمین ورزشکاران پردرآمد جهان قراردارند. کریستیانو رونالدو، گران‌قیمت‌ترین بازیکن فوتبال تاریخ است که با قیمت ۹۴ میلیون یورو در سال ۲۰۰۹، از باشگاه فوتبال منچستر یونایتد به باشگاه فوتبال رئال مادرید پیوست. باشگاه فوتبال منچستر یونایتد با ارزشی معادل ۲٫۲۴ ثروتمندترین باشگاه جهان است. هم‌چنین، دو باشگاه اسپانیایی رئال مادرید و بارسلونا با ارزش‌هایی معادل ۱٫۸۷ و ۱٫۳۰ میلیارد دلار، دومین و سومین باشگاه فوتبال ثروتمند جهان هستند. رئال مادرید، با گردش مالی بیش از ۴۲۰ میلیون یورویی در فصل ۲۰۱۲–۲۰۱۱، برای هشتمین سال پی‌درپی، عنوان ثروتمندترین باشگاه جهان را از نظر میزان گردش مالی کسب کرد.

اسپانسرها یا حامیان مالی همیشه در فوتبال وجود دارند و از راه طرفداران فوتبال برای خود درآمدزایی می‌کنند. حامیان مالی فوتبال همان‌طور که از نامشان پیداست، هنگام مشکلات مالی تیم از تیم پشتیبانی مالی می‌کنند و تیم نیز دست‌آوردهای آن‌ها را تبلیغ می‌کند. شرکت آدیداس یکی از پیشروهای اسپانسری در فوتبال است که از این راه بازاریابی می‌کند. این شرکت طرح‌ها یا آرم‌های خود را بر روی پیراهن تیم‌ها در معرض نمایش قرار می‌دهند و موجب افزایش سود خود می‌شوند. البته تیم نیز سود زیادی از این کار می‌برد. هم بازیکنان و هم سران باشگاه از همکاری با اسپانسرها درآمد سرشاری کسب می‌کنند.






چالش‌ها و حواشی

در فوتبال فریب داور نیز رخ می‌دهد. مانند به عمد خود را به زمین انداختن، تمارض، اتلاف وقت و .... گاهی این کارها آن‌قدر ماهرانه صورت می‌گیرند که داوران هم متوجه آن نمی‌شوند؛ برای نمونه، دیه‌گو آرماندو مارادونا در جام جهانی گلی با دست خود به‌ثمر رساند که داوران متوجه آن نشدند و آن گل بعدها لقب دست خدا را بر خود گرفت. قانون‌گذاران فوتبال تاکنون با فریب خود را به زمین انداختن را نادیده‌گرفته و تصمیم جدی دربارهٔ آن نگرفته‌اند. جیم بویس، معاون رئیس فیفا سپ بلاتر، می‌گوید:«با فریب خود را بر زمین انداختن، سرطان فوتبال است و بازیکنانی که این کار را انجام می‌دهند، گناه‌کار و مجرم محسوب می‌شوند.» اتلاف وقت یکی از راهبردهای تیم برای کسب نتیجه‌ای مطلوب در مسابقه است و تیمی که استفاده از راهبردهای قانونی را بی‌فایده می‌داند، به این کار روی می‌آورد. جایگزین‌کردن بازیکنان در اواخر بازی، وانمودکردن آسیب‌دیدن بازیکنان، تأخیر در انجام ضربات آزاد و پرتاب‌ها و گرفتن و ضربه‌زدن توپ توسط دروازه‌بانان از جمله کارها برای اتلاف وقت مسابقه است. بازیکنان اغلب توپ را به پرچم گوشهٔ زمین کنار نقطهٔ کرنر می‌برند و اندکی از وقت باارزش بازی را تلف می‌کنند.

فیفا ادعا می‌کند که وظیفهٔ محافظت بازیکنان از زورافزایی را به‌خوبی انجام می‌دهد و فوتبال عاری از زورافزایی است. فیفا قوانین سختگیرانه‌ای را برای مبارزه و کنترل زورافزایی وضع‌کرده و در این راه سازمان جهانی مبارزه با زورافزایی نیز فیفا را یاری می‌کند. سالانه تعداد بازیکنانی که زورافزایی می‌کنند، با نوساناتی همراه‌است و گاه این تعداد افزایش و گاه کاهش می‌یابد. فیفا هرسال از بازیکنان آزمایش زورافزایی می‌گیرد و گاهی ممکن‌است به‌طور ناگهانی بازیکنان تیمی را که مشکوک به زورافزایی است، مورد آزمایش زورافزایی قراردهد. برخی از چالش‌ها و حواشی مهم دیگر فوتبال عبارتند از:

توهین‌های نژادپرستانه: برای نمونه، در بازی میان باشگاه فوتبال آ. ث. میلان و ارورا پرو پاتریا ۱۹۱۹، طرفداران پاتریا به یک هافبک غنایی میلان به نام کوین پرینس بواتنگ توهین نژاد پرستانه کردند. او نیز توپ را به سوی طرفداران پاتریا شوت‌کرد و با عصبانیت زمین را ترک‌کرد. دیگر بازیکنان و مربیان میلان نیز به دنبال وی زمین را ترککردند.
عدم رعایت فیرپلی (بازی جوانمردانه): برای نمونه، یوفا از باشگاه فوتبال بایرن مونیخ به خاطر ۱۵ سال رعایت بازی جوانمردانه٬ به صورت نقدی تقدیر کرد. در سپتامبر ۲۰۱۲، یوفا قوانین فیرپلی مالی را به عنوان یک قانون به اجرا درآورد و ۲۳ باشگاه را برای عدم رعایت این قوانین جریمه‌کرد. فیرپلی مالی یوفا مجموعه آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هایی است که هدف آن، بازی جوانمردانه و نظم و انضباط بیشتر است که در سپتامبر ۲۰۰۹ به تصویب رسید.
حوادث: برای نمونه، سانحه هیلسبورو در سال ۱۹۸۹ موجب مرگ ۹۶ نفر شد و در سانحه ورزشگاه هیسل، گروه بزرگی از طرفداران لیورپول از حصار ردشدند و میان آن‌ها و طرفداران یوونتوس دعوایی درگرفت که موجب مرگ ۳۲ نفر شد. یوفا نیز در پاسخ به این کار طرفداران لیورپول را از حضور در رقابت‌های اروپایی تا اوایل سال ۱۹۹۰ میلادی ممنوع‌کرد و تعدادی از طرفداران این باشگاه نیز به‌جرم آدم‌کشی و قتل محاکمه‌شدند.
مافیای فوتبال: برای نمونه، مافیا و گانگسترهای ایتالیایی با استفاده از متن‌های فوتبال، به زندانیان محکوم‌شده پیامک‌های سری می‌زنند. دادستان‌های ضدمافیایی نیز به شدت با جرایم این مافیا و گانگسترها مبارزه می‌کنند.






فوتبال و سیاست: برای نمونه، یک‌بار زدنیک زمان، سرمربی سابق باشگاه فوتبال آ. اس. رم گفت:

با وجود این که ما بیشتر در فوتبال بینندهٔ یک ورزش باشیم، بینندهٔ حضور سیاست و تجارت در فوتبال هستیم که این ذهنیت تأثیر بسیار بد و منفی روی مربیان و هم‌چنین بازیکنان می‌گذارد.

خرافات و پیش‌گویی: برای نمونه، در جام جهانی ۱۹۹۸، بدن فابین بارتز، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال فرانسه، به یک نماد موفقیت‌آمیز برای فرانسه تبدیل شده‌بود و تیم فرانسه عقیده‌داشت که اگر بدن بارتز را لمس‌کنند، موفق خواهندشد. در پایان، فرانسه قهرمان جام جهانی ۱۹۸۸ شد.

به عنوان نمونه‌ای دیگر، یک هشت‌پای پیشگوی آلمانی به نام «پُل» مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی را پیش‌گویی می‌کرد و پیش‌گویی‌های او درست بود.






کنفدراسیون‌ها

کنفدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا)، کنفدراسیون بین‌المللی ورزش‌های فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی است که در ۲۱ مه ۱۹۰۴ در پاریس، فرانسه تأسیس‌شد. تاکنون ۲۰۸ کنفدراسیون کشوری از جمله فرانسه، بلژیک، دانمارک، هلند، اسپانیا، سوئد و سوئیس عضو فیفا هستند و بیش از ۲۵۰ میلیون نفر فوتبالیست در جهان وجوددارد. مقر فیفا در زوریخ، سوئیس واقع شده‌است. شش کنفدراسیون فوتبال قاره‌ای از اعضای فیفا هستند:

آسیا: کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC)
آفریقا: کنفدراسیون فوتبال آفریقا (CAF)
اروپا: اتحادیهٔ فوتبال اروپا (UEFA)
آمریکای شمالی و مرکزی و کارائیب: کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی و مرکزی و کارائیب (CONCACAF)
آمریکای جنوبی: کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی (CONMEBOL)
اقیانوسیه: کنفدراسیون فوتبال اقیانوسیه (OFC)

ان اف بورد یک کنفدراسیون فوتبال است که هدف آن، سازماندهی مسابقات تیم‌ها و ملت‌هایی است که به فیفا وابستگی ندارند. این سازمان زیر نظر فیفا و هم‌چنین یک رقیب برای این سازمان نیست.






مسابقات محلی تا بین‌المللی

فوتبال خیابانی یک نوع بازی فوتبال محلی است که تیرهای دروازه‌های آن می‌تواند آجر، سنگ و اشیاء مشابه آن باشد. این بازی‌ها در پیاده‌روها، کوچه‌ها و خیابان‌ها انجام می‌گیرند و تعداد بازیکنان تیم‌ها ۳ و بیشتر از آن است. از جمله کشورهایی که این بازی‌ها در آن انجام می‌گیرد، می‌توان به برزیل اشاره‌کرد. رقابت‌های حساس فوتبال همیشه میان دو تیم هم‌شهری بوده‌است. برای نمونه، بازی‌های تیم‌های هم‌شهری لیورپول با اورتون، منچستر یونایتد با منچستر سیتی و چلسی با آرسنال بسیار مهم و حساس بوده‌اند. به بازی دو تیم همشهری، شهرآورد یا دِربی می‌گویند.

جام جهانی فوتبال بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان است و تیم‌های ملی مردان الف از ۲۰۸ کنفدراسیون فوتبال برگزیده می‌شوند و در این جام شرکت می‌کنند. این مسابقات هرچهار سال یک‌بار انجام می‌گیرد. نخستین مسابقات جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۳۰ برگزارشد و تاکنون به‌جز سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ به‌علت جنگ جهانی دوم، هرچهار سال یک‌بار بر‌گزار شده‌است. این مسابقات فعلاً در قالب ۳۲ تیم در کشور (های) میزبان و در طول دوره‌ای یک‌ماهه انجام می‌گیرد. مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال برای تعیین تیم‌های شرکت‌کننده در جام جهانی فوتبال طی سه‌سال انجام می‌گیرد. جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ به میزبانی آفریقای جنوبی، واپسین جام جهانی بود که تیم ملی فوتبال اسپانیا قهرمان این جام شد. جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ به میزبانی برزیل با قهرمانی آلمان به پایان رسید. تیم‌های ملی برزیل، ایتالیا و آلمان به‌ترتیب با کسب ۵، ۴ و ۳ عنوان قهرمانی، پرافتخارترین تیم‌های ملی جام جهانی فوتبال هستند.

رقابت‌های بین‌المللی فوتبال برای نخستین‌بار در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۰۰ پاریس، فرانسه اجراشد. پس از آن، فوتبال در همه بازی‌های المپیک تابستانی به‌جز بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۳۲ لس‌آنجلس، ایالات متحده آمریکا اجراشد. پس از بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۲ بارسلونا، اسپانیا، تیم ملی فوتبال اسپانیا واپسین تیم اروپایی بود که موفق به کسب مدال طلای فوتبال در بازی‌های المپیک تابستانی شد. از بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۶ آتلانتا، ایالات متحده آمریکا به بعد، تنها تیم‌های آفریقایی و آمریکای جنوبی موفق به کسب مدال طلای فوتبال المپیک شدند. هم‌چنین در المپیک سال ۱۹۹۶، فوتبال بانوان به برنامهٔ المپیک افزوده‌شد. تیم ملی فوتبال بانوان ایالات متحده آمریکا چهاربار در سال‌های ۱۹۹۶ در آتلانتا، ۲۰۰۴ در آتن، ۲۰۰۸ در پکن و ۲۰۱۲ در لندن موفق به کسب مدال طلا شدند. بانوان آمریکا در بازی پایانی المپیک ۲۰۰۰ در سیدنی، از تیم ملی فوتبال بانوان نروژ شکست‌خوردند و کسب مدال نقره نائل‌آمدند.

پس از جام جهانی، جام‌های ملت‌های قاره‌ها مهم‌ترین مسابقات بین‌المللی فوتبال هستند که توسط کنفدراسیون‌های هرقاره میان تیم‌های ملی آن قاره بر‌گزار می‌شود. این مسابقات شامل: جام ملت‌های اروپا (یوفا)، کوپا آمریکا (کونمبول)، جام ملت‌های آفریقا (سی‌اِی‌اِف)، جام ملت‌های آسیا (اِی‌اف‌سی)، جام طلایی کونکاکاف (کونکاکاف)، و جام ملت‌های اقیانوسیه (اُاِف‌سی) می‌شوند. جام کنفدراسیون‌ها یکی دیگر از جام‌های بین‌المللی است که قهرمانان هرقاره با میزبان جام جهانی فوتبال آینده و قهرمان جام جهانی گذشته در دو گروه تقسیم‌بندی می‌شوند و به رقابت با یک‌دیگر می‌پردازند. معتبرترین جام‌های بین‌المللی باشگاهی، جام‌های باشگاه‌های قاره‌ها هستند که عبارتند از: لیگ قهرمانان اروپا (یوفا)، لیگ قهرمانان آسیا (اِی‌اِف‌سی)، جام لیبرتادورس (کونمبول)، لیگ قهرمانان اقیانوسیه (اواِف‌سی)، لیگ قهرمانان کونکاکاف (کونکاکاف) و لیگ قهرمانان آفریقا (سی‌اِی‌اِف). قهرمانان جام باشگاه‌های شش‌قاره در جام باشگاه‌های جهان به رقابت با یک‌دیگر می‌پردازند. ان اف بورد هر دوسال یک‌بار، مسابقاتی میان ۲۷ عضو خود بر‌گزار می‌کند که جام جهانی ویوا نامیده می‌شود و یکی از اعضای ان اف بورد، میزبان جام است. این جام زیر نظر فیفا نیست.






مسابقات داخلی، لیگ‌ها و باشگاه‌ها

در اوایل سال ۱۹۳۰ میلادی، لیگ‌های مختلفی در کشورهای مختلف جهان به‌وجود آمدند. لیگ‌های فوتبال درآمدزایی بالایی دارند؛ اما گاهی‌اوقات ممکن‌است که باشگاه‌ها نه‌تنها هیچ سودی‌نکنند، بلکه ضرر نیز بکنند. در فصل ۰۷–۲۰۰۶ لیگ برتر فوتبال انگلستان، حقوق باشگاه‌ها ۱۳% افزایش‌یافت. (متوسط افزایش باید ۱۱% باشد.) لیگ‌ها مقدار زیادی از درآمدهای خود را صرف پخش بازی‌هایشان در رادیو و تلویزیون می‌کنند.

از معروف‌ترین و بهترین لیگ‌های فوتبال جهان می‌توان به لا لیگا (اسپانیا)، لیگ برتر انگلستان، سری آ (ایتالیا)، لیگ ۱ (فرانسه)، بوندس‌لیگا (آلمان)، لیگ برتر فوتبال هلند، لیگ برتر فوتبال روسیه، لیگ برتر فوتبال برزیل، دستهٔ برتر فوتبال آرژانتین و دستهٔ برتر فوتبال مکزیک اشاره‌نمود.

در سال ۲۰۰۰ فیفا فهرستی از موفق‌ترین باشگاه‌های قرن بیستم منتشر کرد. در این فهرست باشگاه فوتبال رئال مادرید در صدر قرار گرفت و باشگاه‌های منچستر یونایتد، بایرن مونیخ و بارسلونا در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

باشگاه فوتبال کورینتیانس برزیل نخستین باشگاه غیراروپایی است که چندین‌بار قهرمان جام باشگاه‌های جهان شده‌است. کورینتیانس، باشگاه فوتبال چلسی را در مسابقهٔ پایانی جام باشگاه‌های جهان در سال ۲۰۱۲ با نتیجهٔ ۰–۱ شکست‌داد و مجدداً قهرمان این جام معتبر شد. باشگاه فوتبال رئال مادرید توسط فیفا به‌عنوان بهترین باشگاه فوتبال سده بیستم میلادی شناخته شده‌است.






فوتبال بانوان

نخستین بازی فوتبال بانوان در سال ۱۸۹۵ در انگلستان انجام‌گرفت که در آن بازی لندن شمالی با نتیجهٔ ۱–۷ لندن جنوبی را شکست‌داد. در سال ۱۹۲۰، نخستین بازی بین‌المللی فوتبال بانوان انجام‌گرفت که در آن بازی باشگاه فوتبال بانوان دیک کر و تیم ملی فوتبال بانوان فرانسه صورت‌گرفت که فرانسه ۰–۲ شکست‌خورد. در همین سال، بیشترین تماشاگر فوتبال بانوان (۵۳٬۰۰۰ تماشاگر) تاکنون به تماشای بازی باشگاه فوتبال بانوان دیک کر و باشگاه فوتبال بانوان اس‌تی هلن نشستند. تیم بانوان دیک کر در این بازی ۰–۴ پیروزشد.

هرچند که فوتبال بانوان در سده بیستم میلادی و امروزه به محبوبیت‌های بسیاری دست پیداکرده‌است، همیشه زیر سایه فوتبال مردان بوده و بانوان بر این باورند که فوتبالشان باید با فوتبال مردان برابر باشد. این رویداد که ورزش مردان و بانوان برابر باشد، احتمال‌دارد به‌زودی در ورزش‌هایی مانند هندبال، والیبال و تنیس رخ‌دهد، اما این رویداد در فوتبال غیرممکن به‌نظر می‌رسد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فوتبال بانوان روحیهٔ خشونت‌آمیز آن است؛ به‌ویژه هنگامی که قواعد و قوانینی برای فوتبال تعریف نشده‌بود. حتی امروزه، با همه قوانین عادلانهٔ بازی این مشکل به‌طور کامل حل نشده‌است. با شکل‌گیری اتحادیه فوتبال انگلستان در سال ۱۸۶۳، مجموعهٔ قوانین استانداردسازی‌شدند و خشونت در زمین ممنوع‌شد. هم‌اکنون تیم ملی فوتبال بانوان ایالات متحده آمریکا در رتبهٔ یک تیم‌های ملی فوتبال قراردارد. در المپیک سال ۱۹۹۶، فوتبال بانوان به برنامهٔ المپیک افزوده‌شد. تیم ملی فوتبال بانوان ایالات متحده آمریکا چهاربار در سال‌های ۱۹۹۶ در آتلانتا، ۲۰۰۴ در آتن، ۲۰۰۸ در پکن و ۲۰۱۲ در لندن موفق به کسب مدال طلا شدند. بانوان آمریکا در بازی پایانی المپیک ۲۰۰۰ در سیدنی، از تیم ملی فوتبال بانوان نروژ شکست‌خوردند و کسب مدال نقره نائل‌آمدند.






فوتبال جانوران

چندین جانور بازی با توپ را بسیار دوست‌دارند که از این میان می‌توان به خوکها، فیلها، پنگوئنها و میمونها اشاره‌نمود. بسیاری از آن‌ها در جام جهانی ۲۰۱۰ نیز فوتبال بازی کرده‌اند. هم‌چنین جانورانی مانند گربه، کرکس، هشت‌پا، موش و سگ در حال فوتبال بازی‌کردن دیده شده‌اند. شیوهٔ فوتبال بازی‌کردن جانوران متفاوت است. پنگوئن‌ها توپ را میان دو پای خود قرار می‌دهند و به صورت مرغابی حرکت می‌کنند. کانگوروها توپ را میان دو پای خود قرار می‌دهند و می‌پرند. شیرهای دریایی توپ را به هوا پرتاب می‌کنند و تلاش می‌کنند که آن را با سر خود نگه‌دارند. خرچنگها بر روی زمین نشسته و دست‌وپا می‌زنند و توپ را با استفاده از پاهای خود کم‌کم پیش می‌برند. لاک پشتها نیز با پاهای کوتاه خود توپ را کم‌کم پیش می‌برند.

مسابقهٔ فوتبال فیل‌ها سالانه تماشاگران بسیاری را در نپال جمع می‌کند. مربیان بر فیل‌ها سوار هستند و با راهنمایی آن‌ها، فیل‌ها توپ را با خرطوم و پاهای خود کم‌کم پیش می‌برند و گل‌هایی را نیز به ثمر می‌رسانند و تماشاگران به تماشای بازی آن‌ها می‌نشینند. تماشاگران بسیاری از سراسر جهان برای دیدن فوتبال فیل‌ها وارد نپال می‌شوند؛ به طوری که در سال ۲۰۱۰، حدود ۶۰۰٬۰۰۰ تماشاگر به تماشای فوتبال فیل‌ها نشستند.






انواع فوتبال
بازی‌ها و ورزش‌های متفاوتی وجود دارند که از تبار فوتبال هستند و نوعی از فوتبال محسوب می‌شوند. از این بازی‌ها و ورزش‌ها می‌توان به فوتبال پنج‌نفره، فوتسال، فوتبال ساحلی، فوتبال سالنی، فوتبال خیابانی، فوتبال آزاد و فوتبال پارالمپیک (فوتبال معلولان) اشاره نمود.

فوتبال پنج‌نفره یکی از انواع فوتبال است که توسط کنفدراسیون بین‌المللی ورزشی نابینایان و با استفاده از قوانین فیفا اداره می‌شود. فوتسال یکی از ورزش‌های مهم درون سالنی فوتبال است و منشأ شکل‌گیری آن به‌سال ۱۹۳۰ در کشور اروگوئه بازمی‌گردد. فیفا ورزش فوتبال ساحلی را با استفاده از مسابقات، دوره‌های آموزشی و دیگر اقدامات پیشرو به‌منظور تشویق مردم در سراسر جهان ترویج و سازمان‌دهی کرده‌است. فوتبال سالنی نیز نوعی فوتبال است که دوتیم شش‌نفره بر روی چمن مصنوعی هاکی اجرا می‌کنند. فوتبال آزاد یک نوع فوتبال هنری و خلاقانه‌است که برای انجام آن فقط به یک توپ نیاز است. فوتبال پارالمپیک نیز نوعی فوتبال است که مخصوص معلولان است و توسط فدراسیون بین‌المللی ورزشی معلولان طبق قوانین فیفا اداره می‌شود. فوتبال پارالمپیک برای معلولانی که ناتوانی جسمی دارند و نمی‌توانند مانند بازیکنان فوتبال عادی فوتبال بازی‌کنند، درست شده‌است. فوتبال هفت‌نفره از انواع دیگر فوتبال است که با استفاده از قوانین فیفا انجام می‌گیرد و در بازی‌های پارالمپیک نیز انجام می‌شود.

فوتبال دستی یکی از بازی‌ها و ورزش‌های مربوط به فوتبال است که میان دو یا چند نفر انجام می‌گیرد و دارای ۸ میلهٔ افقی (۴ میله برای هر بازیکن) است. آدمک‌هایی به میله‌ها وصل شده‌اند که با حرکت طولی میله‌ها، آن‌ها به توپ ضربه می‌زنند و گل‌زنی می‌کنند.

راگبی یکی از انواع فوتبال است که هر تیم ۱۵ بازیکن (در اتحادیهٔ راگبی) یا ۱۳ بازیکن (در لیگ راگبی) در زمین‌دارد و با توپی بیضی‌شکل (تخم‌مرغی‌شکل) انجام می‌شود. هردو اتحادیه و لیگ راگبی از سبک فوتبال ریشه گرفته‌شده و در مدرسهٔ راگبی انگلستان بازی می‌شده‌است. این بازی برای نخستین‌بار توسط ویلیام وب الیس در مدرسهٔ راگبی انگلستان انجام‎گرفت.







پیشینه فوتبال

اولین سوابق ثبتی آنچه که احتمالاً قدیمی‌ترین فعالیت شبیه به فوتبال به حساب می‌آمده را می‌توان در دست نوشته‌های چینی نظامی در دوره سلسله هان و حدود قرن دوم قبل از میلاد پیدا نمود).

این بازی سالیان زیاد انجام می‌شد ولی به‌نظر می‌رسد که در حدود نیمه قرن ۱۹ میلادی از بین رفته باشد. در سال ۱۹۰۳ و در یک اقدام سمبلیک در جهت احیای سنت‌های باستانی، این بازی مجدداً احیاء گشته و هم اکنون نیز در برخی فستیوال‌های توریستی قابل رویت می‌باشد.

قدمت بازی‌های همراه با توپ فرا آمریکائی که با توپ‌های لاستیکی انجام می‌شده‌اند حتی بسیار قبل از مورد بالا ثبت گردیده‌اند و تصور می‌شود که در مراحل اولیه پیدایش، شباهت زیادی به فوتیال داشته‌اند. اما از آنجائی که فرم‌های بعدی این بازی‌ها شباهت هائی با بسکتبال و یا والیبال داشته‌اند و همچنین بدلیل آنکه نفوذ این گونه بازی‌ها بروی بازی مدرن فوتبال بسیار کم بوده‌است، بیشتر آن‌ها به‌عنوان فوتبال طبقه بندی نمی‌گردند.

یونانیان و اهالی رم نیز به داشتن بازی‌های همراه با توپ که در آنها از پای خود استفاده می‌کرده‌اند، شناخته شده‌اند.

نویسنده رومی سیسرو در یکی از نوشته‌های خود وضعیتی را توصیف می‌کند که در آن مردی در مغازه سلمانی و در حال اصلاح بخاطر شوت شدن یک توپ به داخل مغازه کشته می‌شود. اعتقاد بر این است که بازی رومی هارپستوم از نوعی بازی تیمی بنام «επισκυρος» (اپی اسکایروس) یا فنیدا که اولین بار توسط نمایشنامه نویس یونانی انتیفانس (۳۱۱-۳۸۸ قبل از میلاد) بکار برده شده و بعداً کلمنت الکساندریا نیز به آن اشاره داشته‌است، گرفته شده‌است. به‌نظر می‌رسد این بازی بنوعی نه چندان واضح شبیه به راگبی بوده‌است.

البته سوابق غیر مستند دیگری از بازی‌های ماقبل تاریخ، باستانی و یا سنتی انجام شده با توپ که توسط مردم بومی در سراسر جهان انجام می‌شده نیز در دسترس می‌باشند. به‌عنوان مثال، در سال ۱۶۱۰ ویلیام استراچی از منطقه جیمز تاون اولین شخصی بود که یک نوع بازی بنام پاهساهمان را که توسط آمریکائی بومی باز می‌شده را ثبت نموده‌است. در منطقه ویکتوریا، استرالیا، مردم بومی استرالیا نوعی بازی به نام مارن کروک را انجام می‌دادند.در کتاب رابرت برو-اسمیت که در سال ۱۸۷۸ بنام «مردم بومی منطقه ویکتوریاً منتشر شد نیز از مردی بنام ریچارد توماس نام برده شده که در سال ۱۸۴۱ شاهد انجام این بازی توسط مردم بومی منطقه بوده‌است.» آقای توماس توصیف می‌نماید که چطور بازیکن جلو توپ ساخته شده از پوست صاریغ را شوت نموده و دیگر بازیکنان برای گرفتن آن به هوا برمی‌خواستند.«امروزه اعتقاد گسترده‌ای مبنی بر اینکه مارن کروک تأثیر زیادی بر پیشرفت قواعد فوتبال استرالیا داشته، وجود دارد (بخش زیر را ببینید). در سرزمین کانادای شمالی و / یا آلاسکا، اینیوایت (اسکیموها) نوعی بازی بروی یخ بنام»آکاساکتوک" را انجام می‌داده‌اند. هر بازی با حضور دو تیم روبروی هم در دو خط موازی آغاز می‌شد. سپس دو تیم سعی در ضربه زدن به توپ، هدایت آن به سمت خط دروازه حریف و کاشتن گل داشتند.

قدمت این بازی‌ها و امثال آنها بطور عمیق در روزگاران باستان قرار داشته و در طول قرون متمادی، تأثیر خود را بروی فوتبال داشته‌است. بهرحال، به‌نظر می‌رسد که مسیر حرکت بسوی فوتبال مدرن در اروپای غربی و بخصوص در انگلستان شکل گرفته باشد.
12:10 am

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 12:10 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page