پارک جنگلی پردیسان

بوستان جنگلی پردیسان یکی از بوستان‌های بزرگ و مشهور شهر تهران است. این بوستان در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد.






این بوستان که در شمال غربی تهران واقع شده‌است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از شرق به بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری، از غرب به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم و محله بلوار مرزداران محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی/جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌کند که پیوند آن‌ها به وسیله دو پل برقرار شده‌است.

از امکانات این بوستان می‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. وجود موزه تنوع زیستی با انواع حیوانات و حشرات تاکسیدرمی شده، و بعضاً زنده، یکی دیگر از جذابیت‌های این پارک جنگلی است. ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده‌است و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می‌شوند.






تاریخچه

طرح اولیه این بوستان در زمان پهلوی، و متعلق به یان مک‌هارگ آمریکایی می‌باشد.








پارک جنگلی چیتگر

پارک جنگلی چیتگر از پارک‌های جنگلی شهر تهران است.

این بوستان از شمال به زمین‌های چیتگر، از جنوب به آزادراه تهران-کرج از غرب به آزادشهر و پیکان‌شهر و از شرق به منطقهٔ خرگوش‌دره محدود می‌شود. این پارک با ۹۵۰ هکتار زمین پردرخت از بزرگ‌ترین بوستان‌های جنگلی استان تهران است.

هدف از احداث این بوستان جنگلی که در آغاز مسیر وزیدن باد غربی به شهر تهران قرار گرفته، بالا بردن مقدار اکسیژن هوای تهران بوده‌است.

این پارک دارای یک پیست و مسیرهای دوچرخه‌سواری و امکانات اسکیت‌سواری است.

همچنین ایستگاه مترو چیتگر مقابل درب شمارهٔ ۱ و ایستگاه مترو ایرانخودرو مقابل درب‌های ۵ و ۷ قرار دارد.

دریاچه چیتگر در مجاورت این پارک جنگلی واقع شده است. محدوده شرقی به مساحت تقریبی ۲۵۳ هکتار است، محدوده غربی مساحتی معادل ۶۵۸ هکتار را به خود اختصاص داده است. حداقل ارتفاع پارک چیتگر از سطح دریا ۱۲۲۵ متر و حداکثر آن ۱۳۱۳ متر بوده و متوسط آن ۱۲۶۹ متر است. پوشش درختی پارک در مجموع مساحتی در حدود ۷۳۴ هکتار را در بر می‌گیرد و حدود ۵۳ درصد از آنها را گونه‌های سوزنی برگ مانند کاج الداریکا، سرو نقره‌ای و سرو خمره‌ای و حدود ۴۷٪ از درختان را ۹ گونه درختی سوزنی برگ (از جمله اقاقیا، زبان گنجشک، نارون چتری، ارغوان، داغداغان، افرای زینتی، پلت، بلوط و ایلان) تشکیل می‌دهد.








پارک جنگلی لویزان

پارک جنگلی لَویزان یکی از پارک‌های جنگلی شهر تهران و بخش شمیرانات است که بیش از 1000 هکتار وسعت دارد و در شمال شرق پایتخت واقع گردیده است.

این پارک جنگلی از شمال به بزرگراه شهید بابایی، از جنوب به شمس آباد، از شرق به شهرک امید ، باغ پرندگان و از غرب به ده لویزان محدود می شود.


این پارک در ۱۳ کیلومتری مرکز شهر قرار دارد و بزرگترین فضای سبز شهر تهران به حساب می آید.

همچنین در بالای جنگل هتل دهکده شیان قرار دارد که مسافران زیادی را به خود جذب میکند.







پارک جنگلی وردآورد

پارک جنگلی وردآورد یکی از پارک‌های جنگلی استان تهران است که از نظر بزرگی در مرتبه دوم می‌باشد. این پارک در کوه‌های وردآورد و در کنار آزادراه ۲ قرار دارد. متاسفانه در سالهای اخیر با توجه به عبور بزرگراه همت از کنار پارک جنگلی ورداورد و افزایش شدیدارزش زمین در حوالی این بزرگراه بخشی از این پارک توسط شهرداری تخریب و در اختیار تعاونی‌هایی وابسته به شهرداری قرارگرفته است تا در آن ساخت و ساز صورت پذیرد.

این پارک جنگلی در منطقه ۲۲ تهران قرار دارد و دارای وسعت ۱۰٬۴۵۸٬۰۰۰ مترمربع است.







پارک ملی کابو دگاتا-نیخار

پارک ملی کابو دگاتا-نیخار (به اسپانیایی: Cabo de Gata-Níjar) یک منطقهٔ حفاظت‌شده در اندلس، اسپانیا نزدیک شهر آلمریا است. این منطقه بزرگترین منطقه حفظ منابع آبی - خاکی اروپایی واقع در غرب دریای مدیترانه است و ۴۶۰ کیلومترمربع شامل شهر کاربونراس، رشته کوه سیرا د کبو د گاتا و ۱۲۰ کیلومتر مربع از دریا به عنوان منابع آبی را پوشش می‌دهد. این منطقه در اصل یک منطقهٔ آتشفشانی بوده و فضای دور قلهٔ کبو د گاتا را شامل می‌شده است.

این منطقه در سال ۲۰۱۰ به عنوان یکی از محل‌های دفن زباله‌های هسته‌ای پیشنهاد شد.








جنگل‌های حرای استان هرمزگان
جنگل‌های حرای استان هرمزگان پنج قسمت مجزا می باشد که تحت حفاظت سازمان محیط زیست می باشند در این میان منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می شود.






جنگلهای حرای هرمزگان

جنگلهای حرای استان هرمزگان که بیشتر آنها از سال ۱۳۸۰ تحت حفاظت محیط زیست قرار دارند:

حرای تیاب و میناب (۷۸۰۹۹ هکتار)
حرای گابریک و جاسک (۳۴۵۹۶ هکتار)
حرای رود گز (۲۷۰۴۶ هکتار)
حرای خوران (۲۵۱۸ هکتار)
حرای خور خوران (۸۶۵۸۱ هکتار) که ۲۵ شهریور ۱۳۶۱ تحت حفاظت قرار گرفته و محدوده آن شمال جزیره قشم است و بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می‌شود.







ویژگیها

سواحل جنوبی ایران از جمله هرمزگان که از مناطق خشک و دریایی آب شور شناخته شده است این گیاهی است که بی نیاز به آب شیرین می‌روید. به این گیاه در بندرعباس حرا گفته می‌شود.

درختان حرا، در قسمتهای کم عمق خور خوران کنار و روی تپه‌های جزیره مانندی که هنگام پایین رفتن آب دریا از آب بیرون می‌مانند قرار گرفته‌است. عمق آب این مناطق از یک تا یک و نیم متر تجاوز نمی‌کند؛ بنابراین جنگل هنگام بالا آمدن آب دریا، در آبهای خلیج فارس به حالت شناور می‌ماند و با فروکش کردن آب دریا به مدت ۶ تا ۷ ساعت مانند جنگل‌های مناطق خشک نمایان می‌شود. مساحت کل جنگل‌های حرا ۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم ۲ هزار و ۴۰۰ هکتار تخمین زده شده‌است.

جنگل حرا در سواحل جنوبی ایران، مهد انواع گوناگون آبزیان، پرندگان و دوزیستان است. از پرندگان می‌توان به مرغ ماهیخوار، حواصیل، لک لک، پلیکان، مرغابی ومرغ دریایی و از ماهی‌ها به خرچنگ، مار دریایی، شیلو، کلینگ (نوعی از صدف) و انواع مختلف قورباغه اشاره کرد. به همین دلیل به جنگل‌های حرا در منطقه قشم، ۳ عنوان منطقه حفاظت شده (ملی)، ذخیره گاه زیست کره و تالاب بین‌المللی نام داده‌اند؛ چرا که ۸۰ دررصد آبزیان خلیج فارس دوره تخم ریزی خود را در این منطقه می‌گذرانند.

در زمینهای اطراف خورتیاب از حدود ۳ کیلومتری بندر تیاب میناب، بوته‌های حرا به چشم می‌خورد. طول خورتیاب ۷ مایل دریایی است. در ۲ سمت خور جاسک و در چابهار نیز حراهایی به شکل پراکنده دیده می‌شود؛ اما بهترین نوع حرا از نظر رشد ارتفاع و انبوهی در ناحیه قشم، میان سواحل قشم، پل و خمیر است.

از راه خشکی (مثلاً سواحل قشم) راهی به درون جنگل‌ها نیست و تنهاراه دیدن آنها، راه آبی است. برای تماشای این جنگل نیز باید با ناخدایان پرتجربه همراه شد، چون تنها آنها میی توانند آبراهه‌های کوچک و متعدد موجود جنگل را شناسایی کنند.

حرا فواید زیادی دارد از جمله شیره درون آوندهای آن بر بیماری خشکی که بیماری پوستی شایع در منطقه هرمزگان است، تاثیری قابل توجه دارد.







منطقه حفاظت شده گنو

منطقه حفاظت شده گِنُو در شمال بندرعباس با آب و هوایی مطبوع سرزمینی کوهستانی، از جمله مناطقی است که کمتر شناخته شده‌اند و از نظر آب و هوایی با فضای مرسوم و معمول تفاوت دارند. گنو، با مساحت ۲۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و ارتفاع متغیر ۵۰ تا ۲ هزار و ۳۷۴ متر در شمال بندرعباس قرار دارد و از نظر تنوع گیاهی و جانوری و آب و هوای مطبوع، کوهها و دره‌ها بی نظیر است. از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۴ این سرزمین را به عنوان منطقه حفاظت شده شناختند؛ اما به دلیل غنای طبیعی از سال ۱۳۵۴ به عنوان پارک ملی معرفی شد. این سرزمین به عنوان بخشی از سرمایه و میراث طبیعی به شمار می‌رود و شهرت بین‌المللی دارد. کوه گنو، به سبب داشتن آب و هوای سرد، برف خیز بودن و دامنه‌هایی سرسبز با آب و هوای مطبوع، از سال ۱۳۲۰ مورد توجه مردم بندرعباس بوده‌است و در طول این سال‌ها ساکنان شهر برای فرار از گرما، به مناطق ییلاقی کوه گنو مانند کهنوج، باغ کاشان و چاهو سفر می‌کرده‌اند. کوه گنو ۲ قله بزرگ به نام نصیری و بازگرد دارد که بلندترین نقطه را تشکیل می‌دهند و از انواع درختان جنگلی و بوته‌های دارویی پوشیده شده‌اند. درختان انگور، سیب، زردآلو، انار، انجیر، نارنگی، لیموترش، نارنج، انبه و خرما طبیعت زیبای منطقه را زینت بخشیده‌اند. چشمه‌های متعددی با نامهای انارو، باغ زیر، سرا، دزک، الیاسی درمر این باغها را آبیاری می‌کرده‌اند، که متأسفانه طی سال‌های خشکسالی، تعدادی از آنها خشک شده‌اند. کوه گنو از نظر زیست محیطی نیز برای زندگی انواع حیوانات گوشتخوار و علفخوار مانند پلنگ، کفتار، گرگ، شغال، قوچ، میش، بز و آهو مناسب است.

منطقه حفاظت شده گنو با وسعت ۴۹۰۰۰ هکتار همچنین یکی از ۹ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.






راه منطقه گنو

چند راه دستیابی به قله گنو :

جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه محیط بانی سرحد گنو - چشمه رمر- چشمه سرچربه - سنگ قرار- قله نصیری
جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه محیط بانی مرکزی (واقع در ابتدای جاده ایستگاه) - آب بند چوبی - مسیل تنگ سیاه - دره تنگ سیاه - چشمه پرکوه - سنگ قرار - قله نصیری
جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه سر محیط بانی (واقع در ابتدای جاده ایستگاه) - آب بند چوبی - مسیل تنگ سیاه - دره تنگ سیاه - چشمه پرکوه - صعود جبهه جنوبی قله قلات سرپهن - عبور از خط الراس مرکزی - قله نصیری
جبهه شرقی (یال آبگرم) : از طریق کیلومتر ۲۵ محور اصلی بندرعباس به سیرجان - آبگرم گنو - چشمه انارون - گردنه کهنوج - روستای کهنوج بالا - قله سرجوتون- جاده آسفالته ایستگاه تلویزیون - در جهت غرب قله‌های بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصیری
جبهه شمالشرقی (تنگ باغ) : از طریق کیلومتر ۳۰ محور اصلی بندرعباس به سیرجان - ۱۲ کیلومتر جاده خاکی در جهت غرب - روستای تنگ باغ - روستای کهنوج بالا - قله سرجوتون - جاده آسفالته ایستگاه تلویزیون - در جهت غرب قله‌های بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصیری
جبهه غربی (سلکوه) : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان (روستای قلات بالا - به موازات ریل قطار - روستای سلکو - چشمه سلکوه - صعود خط الراس غربی (قلل: سلاورو، قلات سرپهن، قلات نصیری)

از جمله جلوه‌های طبیعی و جذاب گردشگری این منطقه، آب گرم گنو است. تنوع پوشش گیاهی این کوه از دامنه تا قلعه کوه مشتمل بر درختان گرمسیری، استپ کوهپایه‌ای و گونه‌های نواحی سردسیر است . جانوران منطقه حفاظت شده عبارت‌اند از : قوچ، بزکوهی، آهو، گرگ، خرس، روباه، پلنگ، خوک، کفتار، شغال، خرگوش، شغال . از انواع پرندگان : کبک، عقاب، شاهین، بادخور، قُمری، تیهو، فاخته.






قلل معروف منطقه

قلات نصیری ۲۳۴۹ متر، استیری ۱۵۴۶ متر، قلات سرپهن ۲۱۷۵ متر، دو برار ۲۲۸۲ متر، بازگرد ۲۲۳۳ متر زندان زرد ۲۳۰۹ متر، تاسیسات صداوسیما ۲۳۳۰ متر، سرجوتون ۲۲۵۴ متر، کهنوج ۱۸۱۳متر سه سرخ ۱۱۲۲ متر، گودبونی ۱۸۹۵ متر







منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران

منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران مجموعه جنگلهای درختان سرسبز ساحلی مانگرو یا حرا است که در حوالی جزیره قشم، بندرپل، جزیره هرمز و بندر خمیر در استان هرمزگان قرار دارد که با آبراهه‌های آن با پرندگان زیبا و طبیعت بکر وحشی‌اش از منابع توریستی و دیدنی استان هرمزگان می‌باشد. و هر ساله افراد زیادی را برای تماشا به سوی خود جلب می‌کند و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. این جنگلها معمولاً تحت حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارند. و مجموعه حرای شمال غربی قشم بدلیل اهمیت بین‌المللی بعنوان ذخیره گاه زیست کره حرا شناخته می‌شود.

حرا (هرمزگان) (۸۶۵۸۱ هکتار) که ۲۵ شهریور ۱۳۶۱ تحت حفاظت قرار گرفته و محدوده آن شمال جزیره قشم است و بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می‌شود.

این منطقه حفاظت شده که یکی از جنگلهای پنجگانه استان هرمزگان در شمال غرب جزیره قشم با وسعت ۸۵۶۸۶ هکتار همچنین یکی از ۱۱ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.






ویژگیها

سواحل جنوبی ایران از جمله هرمزگان که از مناطق خشک و دریایی آب شور شناخته شده است این گیاهی است که بی نیاز به آب شیرین می‌روید. به این گیاه در بندرعباس حرا گفته می‌شود.

درختان حرا، در قسمتهای کم عمق خور خوران کنار و روی تپه‌های جزیره مانندی که هنگام پایین رفتن آب دریا از آب بیرون می‌مانند قرار گرفته‌است. عمق آب این مناطق از یک تا یک و نیم متر تجاوز نمی‌کند؛ بنابراین جنگل هنگام بالا آمدن آب دریا، در آبهای خلیج فارس به حالت شناور می‌ماند و با فروکش کردن آب دریا به مدت ۶ تا ۷ ساعت مانند جنگل‌های مناطق خشک نمایان می‌شود. مساحت کل جنگل‌های حرا ۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم ۲ هزار و ۴۰۰ هکتار تخمین زده شده‌است.

جنگل حرا در سواحل جنوبی ایران، مهد انواع گوناگون آبزیان، پرندگان و دوزیستان است. از پرندگان می‌توان به مرغ ماهیخوار، حواصیل، لک لک، پلیکان، مرغابی ومرغ دریایی و از ماهی‌ها به خرچنگ، مار دریایی، شیلو، کلینگ (نوعی از صدف) و انواع مختلف قورباغه اشاره کرد. به همین دلیل به جنگل‌های حرا در منطقه قشم، ۳ عنوان منطقه حفاظت شده (ملی)، ذخیره گاه زیست کره و تالاب بین‌المللی نام داده‌اند؛ چرا که ۸۰ دررصد آبزیان خلیج فارس دوره تخم ریزی خود را در این منطقه می‌گذرانند.

در زمینهای اطراف خورتیاب از حدود ۳ کیلومتری بندر تیاب میناب، بوته‌های حرا به چشم می‌خورد. طول خورتیاب ۷ مایل دریایی است. در ۲ سمت خور جاسک و در چابهار نیز حراهایی به شکل پراکنده دیده می‌شود؛ اما بهترین نوع حرا از نظر رشد ارتفاع و انبوهی در ناحیه قشم، میان سواحل قشم، پل و خمیر است.

از راه خشکی (مثلاً سواحل قشم) راهی به درون جنگل‌ها نیست و تنهاراه دیدن آنها، راه آبی است. برای تماشای این جنگل نیز باید با ناخدایان پرتجربه همراه شد، چون تنها آنها میی توانند آبراهه‌های کوچک و متعدد موجود جنگل را شناسایی کنند.

حرا فواید زیادی دارد از جمله شیره درون آوندهای آن بر بیماری خشکی که بیماری پوستی شایع در منطقه هرمزگان است، تاثیری قابل توجه دارد.






سایر جنگل‌های حرای استان هرمزگان

حرای تیاب و میناب (۷۸۰۹۹ هکتار)
حرای گابریک و جاسک (۳۴۵۹۶ هکتار)
حرای رود گز (۲۷۰۴۶ هکتار)
حرای خوران (۲۵۱۸ هکتار)







کوه ووتای
کوه ووتای در شانشی، چین واقع است و یکی از چهار کوه مقدس در بودیسم چینی است.این کوه به خاطر ۵۳ صومعه مقدس اش شناخته شده‌است که قدیمی ترین ساختمان‌های چوبی موجود در چین است که از دوران سلسله تانگ به جا مانده‌اند. بلندترین قله چین نیز در این منطقه‌است.کوه ووتای در سال ۲۰۰۹ در میراث جهانی یونسکو ثبت گردید.







کوهستان هونگ‌شان
کوهستان هونگ‌شان یا کوه زرد در رشته کوه جنوب استان آنهویی در شرق چین واقع است.این کوه به دلیل مناظر زیبای آن از جمله غروب، درختان کاج و قله‌های گرانیت میان ابرها موضوع مکرر نقاشی‌های سنتی چینی و ادبیات، و همچنین عکاسی‌های مدرن است.کوهستان هونگ‌شان یکی از مکان‌های مهم توریستی در چین است و در سال ۱۹۹۰ به عنوان مکانی ترکیبی (طبیعی _ فرهنگی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.








هتسه
شهر هتسه (به رومانیایی: Haţeg) در شهرستان هوندرا در کشور رومانی واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۱۲٬۵۰۷ نفر است.







لنکاوی

لنکاوی، با نام رسمی لنکاوی گوهرِ کداح (به زبان مالای: Langkawi Permata Kedah)، مجمع‌الجزایری از ۱۰۴ جزیره در دریای آندامان است و در حدود ۳۰ کیلومتری شمال غربی خاک اصلی مالزی قرار دارد. این جزیره‌ها بخشی از استان کداح است که با تایلند همسایه است.

اقتصاد آن پیشتر بر پایه برنج‌کاری و کشتگاه‌های کائوچو بود اما امروز بیشتر درآمد آن از گردش‌گری است.







پارک لینکلن

پارک لینکلن (به انگلیسی : Lincoln Park) با مساحتی حدود ۴.۹ کیلومتر مربع در امتداد ساحل شیکاگو، ایلینویز و مقابل دریاچه میشیگان قرار گرفته است. پارک لینکلن بزرگترین پارک عمومی شیکاگو است. این پارک بعد از آبراهام لینکلن نام گذاری شده است. این پارک با طول ۱۱ کیلومتر، از خیابان اوهایو در جنوب تا نزدیکی خیابان آردمور در شمال، در شمال پایانه لیک شور درایو در خیابان هالیوود امتداد دارد.

امکانات تفریحی پارک شامل ۱۵ زمین بیس بال، ۶ زمین بسکتبال، زمین سافت بال، زمین فوتبال، ۳۵ زمین تنیس، ۱۶۳ زمین والیبال و .. می باشد.این پارک همچنین دارای یک بندرگاه با امکانات قایق سواری است.

پارک لینکلن با حدود ۲۰ میلیون بازدید کننده در سال، دومین پارک پر بازدید در ایالات متحده آمریکا است.







پارک مرکزی نیویورک

پارک مرکزی نیویورک (در زبان انگلیسی: Central Park) نام پارک بزرگ و معروفی است که در مرکز منهتن و در میان مراکز تجاری شهر نیویورک قرار دارد. پارک مرکزی نیویورک، اولین پارک مُدرن در تاریخ ایالات متحدهٔ آمریکا محسوب می‌شود که در سال ۱۸۵۷ میلادی توسط فردریک لاو المستد (Frederick Law Olmsted) و همکار انگلیسی اش کالورت واکس (Calvert Vaux) طراحی و افتتاح شد.

وسعت این پارک حدود ۳۴۲ هکتار است که به شکل مستطیل در قلب منطقه منهتن (منطقه تجاری نیویورک) واقع شده است. همچنین این پارک دارای دریاچه‌هایی به وسعت جمعاً ۶۰/۷ هکتار می‌باشد.

سالیانه ۲۵ میلیون نفر از این پارک بازدید می‌کنند.






پارک میلنیوم
پارک میلنیوم بین دریاچه و مرکز شهر فرار دارد از هر جای شیکاگو با مترو به مرکز شهر بیاید و به سمت شرق بروید به این پارک خواهید رسید اگر شیکاگو رفتید حتماً به این پارک سربزنید و از پل دیدن فرمائید






پارک هاگلی
پارک هاگلی یک پارک عمومی بزرگ در شهر کرایست چرچ در نیوزیلند است که در سال ۱۸۵۵ افتتاح شد. وسعت این پارک بیش از ۱۶۰ هکتار است.







پارک هرمان

پارک هرمان نام مشهورترین پارک عمومی شهر هیوستون در تگزاس است.

این پارک که در سال ۱۹۱۴ تأسیس شد در مجاورت دانشگاه رایس و مرکز پزشکی تگزاس قرار دارد و حاوی مراکز تفریحی و فرهنگی متعددی است.







پارک یرکون

پارک یرکون (به عبری: פארק הירקון‎) نام بزرگ‌ترین پارک در کلان‌شهر تل‌آویو است که در کنار رودخانه یرکون بنا شده است. این پارک در سال ۱۹۷۳ میلادی، افتتاح شد.

پارک یرکون مرکز فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، بخصوص پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حتی قایق‌رانی است. در داخل پارک یرکون، یک دریاچه مصنوعی ساخته شده است و مردم می‌توانند در آن به قایق‌رانی بپردازند.

این پارک همچنین دارای مرکز فرهنگی، آمفی‌تئاتر، محل نگهداری پرندگان کمیاب، باغ کاکتوس و باغ صخره‌ای می‌باشد.

پارک یرکون پذیرای کنسرت بسیاری از خوانندگان مطرح جهان، هم‌چون پل مک‌کارتنی، مدون، مایکل جکسون، یوتو، التون جان، گانز ان روزز، متالیکا، تینا ترنر، دیوید بویی و وست‌لایف بوده است.

همچنین به مناسبت‌های مختلف فرهنگی، پارک یرکون، میزبان ارکستر فیل‌هارمونیک اسرائیل می‌گردد.







پی‌پی‌جی پلیس

پی‌پی‌جی پلیس (به انگلیسی: PPG Place) نام یک برج مرتفع در پیتسبورگ در پنسیلوانیا است.

معماران این برج پست‌مدرنیستی، مشارکت فیلیپ جانسون و جان بورگی هستند.

آغاز به کار ساخت برج در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۱ بوده و زمان ساخته شدن آن بین ۸۴-۱۹۸۱ و زمان افتتاحش آگوست ۱۹۸۳ بود. کاربرد برج اداری-تجاریست.

ارتفاع سقف برج ۶۳۵ فوت (متر ۱۹۴) و تعداد طبقات آن ۴۰ است.

هزینه ساخت برج ۲۰۰ میلیون دلار بود.

این مرکز مجموعه‌ایست در قسمت تجاری شهر پیتزبورگ، و شامل ۶ ساختمان در سه ناحیه شهر و مساحت ۵/۵ هکتار می باشد. این ساختمان دارای طراحی شیشه ای بوده و شامل ۱۹۷۵۰ قطعه شیشه می باشد.






دیسکاوری گرین

دیسکاوری گرین(به انگلیسی: Discovery Green) یک پارک عمومی در مرکز شهر هوستون،در ایالت تگزاس ایالات متحده آمریکا است.این پارک با مساحت ١١.٧٨ هکتار در سال ٢٠٠٨ افتتاح گردید.دیسکاوری گرین در میان مرکز کنوانسیون جرج براون و هتل هیلتون آمریکا و در مجاورت مرکز تویوتا واقع گردیده است.این پارک شامل یک دریاچه، گروه های موسیقی و سالن برای اجرای برنامه های عمومی، اجرای مسابقه دو سگ، منطقه کودکان و مناطق تفریحی متعدد است. دیسکاوری گرین توسط شرکت همکاران هارگریوز طراحی شده است.

اولین رویدادی که در پارک برگزار شد، در سال ٢٠٠٨ مراسم تحلیف بیل وایت، شهردار هوستون بود. این پارک به طور رسمی در ١٣ آوریل ٢٠٠٨ افتتاح شد.تخمین زده می شود که تقریباً یک چهارم میلیون نفر از روز بازگشایی تا ٣٠ ژوئن ٢٠٠٨ از پارک بازدید کرده‌اند.






تاریخچه

پارک دیسکاوری گرین گواهینامه LEED را در اکتبر ٢٠٠٩ به دست آورده است.






ویژگی های پارک

گردشگاه بنیاد براون: یک گردشگاه سایه دار، پوشیده از درختان بلوط زنده ١٠٠ ساله.
باغ بنیاد ورسام: به مساحت یک هکتار، شامل درختان گلدار، گیاهان، فواره ها و آثار هنری.
دریاچه کودک: دریاچه ای به مساحت یک هکتار که با گیاهان تالاب های بومی پوشیده شده است.
چند مجسمه در تپه های پوشیده شده از چمن با منظره هایی از مرکز شهر هوستون.
بنیاد مک نر: تفرجگاه هایی از درختان سایه دار، مسیر قدم زنی کنار دریاچه و محوطه ای برای کودکان.
زمین بازی جان مک گاوِرن
دو مسابقه برای دو سگ ها: یکی برای سگ های بزرگتر و دیگری برای سگ های کوچکتر، به همراه محل استقرار برای صاحبان آنها.
٦٣٠ پارکینگ زیرزمینی
محوطه ای برای بازی اسکیت روی یخ

گروه موسیقی رستوران شیلر دل گراند، روزانه در دو نوبت نهار و شام در رستوران ها اجرا خواهند داشت.






رویدادهای برنامه ریزی شده

پارک دیسکاوری گرین مجموعه برنامه هایی را در طول سال ارائه می دهد.همه این برنامه ها رایگان و برای عموم آزاد هستند، مگر در موارد خاص.

ارائه هنرهای نمایشی، ادبی و بصری هوستون از سری برنامه های هنری پارک هستند.

ارائه فیلم، رقابت شدید میان رشته های مهندسی، کنسرت توسط نوازندگان مطرح، شامل نواهای سواحل خلیج تگزاس و تگزاس مرکزی، مجموعه برنامه های سرگرمی پارک را تشکیل می دهند.

مجموعه برنامه های زندگی سالم هر هفته در پارک ارائه می شود که شامل کلاس های ورزشی مانند پیلاتیز، یوگا، زومبا و همچنین یک کلاس ورزش با عنوان HIP2BFit فقط برای بچه ها است.

مجموعه برنامه های خانواده ها و کودکان هم، کارگاه ها و فعالیت های مناسبی را برای کودکان و پدر و مادرشان تدارک دیده است.

در تعطیلات آخر هفته، خانواده ها می توانند به پارک مراجعه کنند و حیوانات خانگی شان را در مسابقه دو سگ ها که هر روز اجرا می شود قرار دهند و بچه های خود را در زمین بازی نظاره کنند، درحالیکه خودشان مشغول روزنامه خواندن هستند و قوطی های خود را در سطل زباله می اندازند.








کومون بوستون

کومون بوستون (به انگلیسی: Boston Common) یا د کومون (به انگلیسی: The Common) پارکی در مرکز شهر بوستون، در ایالت ماساچوست، ایالات متحده است. این پارک لقب قدیمی‌ترین پارک عمومی ایالات متحده را به خود گرفته‌است. تاریخ تاسیس آن به ۱۶۳۴ میلادی برمی‌گردد. وسعت پارک در حدود ۵۰ جریب است. این پارک در سال ۱۹۸۹ به عنوان اثر تاریخی ملی انتخاب شده‌است.






تاریخچه

کومون استفاده‌های گوناگونی در طول تاریخ داشته‌است. تا سال ۱۸۳۰، محل برای نگهداری احشام بوده‌است و تا سال ۱۸۱۷ محلی برای اعدام در انظار عمومی بوده‌است. نیروهای بریتانیایی تا پیش از جنگ انقلاب آمریکا در کومون بوستون قرار داشتند و از آنجا در آوریل ۱۸۷۵ به لکسینگتون و کونکورد برای مبارزه با نیروهای مستعمرات سیزده‌گانه رفتند.






استفادهٔ کنونی

در حال حاضر پارک محلی برای اجتماعات و همچنین تفریحگاهی برای افراد ساکن بوستون است.






وقابع مهم

افراد مانند مارتین لوتر کینگ، پاپ ژان پل دوم و گلوریا استینم در این پارک به سخنرانی پرادخته‌اند.








مرغزار فلاشینگ–کرونو پارک
مرغزار فلاشینگ کرونو پارک(به انگلیسی:Flushing Meadows–Corona Park) که به آن فلاشینگ مدوز پارک یا فلاشینگ مدوز نیز می گویند، یک پارک عمومی واقع در شهر نیویورک است.این پارک، سیتی فیلد ورزشگاه خانگی تیم بیسبال نیویورک متس، ساینس هال نیویورک، موزه هنر کویینز، مرکز حیات وحش کویینز، مرکز تنیس ملی بیلی جین کینگ یواس‌ تی‌ای محل برگزاری تورنمنت یواس اوپن رادر خود جای داده است. فلاشینگ مدو در کویینز قرار دارد.این پارک بین بزرگراه ون ویک و گرند سنترال پارک وی است و از خلیج فلاشینگ واقع در ضلع جنوبی فرودگاه لاگواردیا تا یونیون ترنپایک امتداد می یابد. این پارک دومین پارک بزرگ(پس از پارک خلیج پلهم در برانکس) در شهر نیویورک است.پارک فلاشینگ به منظور محل برگزاری نمایشگاه جهانی نیویورک ۱۹۳۹/۱۹۴۰ ساخته شده است.فلاشینگ مدو توسط سازمان پارک ها و تفریحات نیویورک اداره می شود.







های لاین

های لاین (به انگلیسی:High Line) یک پارک خطی ۱ مایلی (۱٫۶کیلومتری) است که بر روی بخش مرتفعی از خط آهن ۱٫۴۵مایلی(۲٫۳۳ کیلومتری) قدیمی وست ساید که به طرف پایین منهتن می رود با فضای سبز بازسازی شده است و به عنوان یک راه سبز در ارتفاع طراحی شده است.در حال حاضر بخشی از این پارک که بین خیابان گرنسوورت واقع در ناحیهٔ میت پکینگ و خیابان ۳۰ام (در محلهٔ چلسی) واقع در وست ساید یارد در نزدیکی مرکز کنوانسیون جاویتس است مورد بهره برداری قرار گرفته است. بازسازی این خط آهن به عنوان یک پارک درون شهری موجب رونق بخشیدن به بازار املاک در همسایگی این راه شده است.







پارک سیمون بولیوار

پارک متروپولیتن سیمون بولیوار -که بیش‌تر با نام پارک سیمون بولیوار شناخته می‌شود- شامل فضای سبز، شهر بازی و مجموعه‌های ورزشی است که در مرکز شهر بوگوتا -پایتخت کلمبیا- واقع شده‌است. این پارک به نام آزادی‌خواه آمریکای لاتین -سیمون بولیوار- نام‌گذاری شده‌است. پارک سیمون بولیوار یکی از شلوغ‌ترین پارک‌های شهری در بوگوتاست.
6:11 pm

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 6:11 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page