اتومبیل‌دزدی بزرگ (سری)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand Theft Auto) نام یک سری بازی ساخته شده توسط دیو جونز و سپس توسط دن هاوسر و سم هاوسر است. این بازی توسط راک‌استار نورث توسعه یافته و توسط راک‌استار گیمز منتشر شده‌است.







اتومبیل‌دزدی بزرگ (بازی ویدئویی)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand theft auto) اولین بازی از سری بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز و در سال ۱۹۹۷ توسط دی‌ام‌ای دیزاین (که امروزه با نام راک‌استار نرت می‌شناسیم) منتشر شده است. این بازی به بازیکن اجازه می‌دهد که نقش یک تبهکار را ایفا کند که آزادانه در یک شهر بزرگ پرسه می‌زند و ماموریت‌های مختلفی مانند دزدی از بانک، قتل و جرائم دیگر را انجام می‌دهد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲ (به انگلیسی: Grand Theft Auto 2) یک بازی رایانه‌ای از سری اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سال ۱۹۹۹ برای پلی‌استیشن و ویندوز روانه بازار شد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳ (به انگلیسی: Grand Theft Auto III) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار گیمز طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۱ انجام شد.

داستان‌های این بازی در یک شهر ساختگی با نام شهر آزادی رخ می‌دهد که اقتباسی از شهر نیویورک می‌باشد.این بازی یکی از اولین بازی های 3D بود و به نوعی انقلابی در سبک OPEN WORLD و صنعت بازی سازی انجام داد





اتومبیل دزدی بزرگ: وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City)چهارمین بازی رایانه‌ای در مجموعه‌بازی‌های مجموعه اتومبیل‌دزدی بزرگ است.

در انگلیس توسط راک استار نرث (پیشتر DMA Design) طراحی شد و راک استار گیمز آنرا منتشر کرد. در آمریکای شمالی در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۲ میلادی (۵ آبان ۱۳۸۱ خورشیدی) برای پلی استیشن ۲ عرضه شد و خیلی زود عنوان پرفروش‌ترین بازی رایانه‌ای سال را از آن خود کرد. تا ژوئیه ۲۰۰۶ وایس سیتی در بازار آمریکا پرفروش‌ترین بازی تمام زمان‌ها شد، زمانی که توسط اتومبیل‌دزدی بزرگ: سان آندریاس، بازی موفق اتومبیل‌دزدی بزرگ کنار زده شد. وایس سیتی همچنین در فهرست ۱۰۰ بازی محبوب تمام دوران‌های مجله ژاپنی فامیتسو در سال ۲۰۰۶ که توسط خوانندگان انتخاب شدند ظاهر شد.

وایس سیتی از سبک فیلم‌هایی نظیر صورت‌زخمی (Scarface)، راه کارلیتو (Carlito's Way) و سریال تلویزیونی سال‌های ۱۹۸۰ فساد در میامی (Miami Vice) استفاده کرده‌است. «تامی ورستی» (Tommy Vercetti) نقش اصلی و شخصیت قابل بازی در این ماجرا است که شباهت‌هایی به شخصیت تونی مونتانا در صورت‌زخمی دارد. صداگذاری بر شخصیت تامی توسط ری لیوتا (ایفاگر نقش هنری میل در رفقای خوب) صورت گرفته‌است.






داستان

تامی ورستی سربازی است در خانوادهٔ فورلی، یک گروه جنایتکار سازمان یافته در شهر آزادی. در سال ۱۹۷۱ رئیس این باند مافیایی، «دون فورلی»، تامی را برای کشتن یک نفر می‌فرستد ولی او در آنجا توسط ۱۱ نفر محاصره می‌شود. وی هر ۱۱ نفر را می‌کشد و برای قتل‌عام بی رحمانه‌اش به وی لقب «قصاب هاروُد» را می‌دهند. اما تامی بعد از آن دستگیر شده و ۱۵ سال زندان برایش رقم زده می‌شود، در حالی که نمی‌داند چه کسی قاتلین را فرستاده‌است.

خانوادهٔ فورلی تصمیم به پیشرفت مواد فروشی خود در وایس سیتی میگرند، در حالی که تامی از زندان آزاد می‌شود و سانی فورلی نمی‌خواهد که تامی مزاحم او بشود. بنابراین بلافاصله بعد ازینکه وی در سال ۱۹۸۶ از زندان آزاد شد او را برای ملاقات کن روزنبرگ به وایس سیتی می‌فرستد تا با خانوادهٔ ونس، ویکتور و لنس، معاملهٔ کوکائین کنند. نقشهٔ سانی فورلی این است که وقتی تامی در وایس سیتی به نوایی رسید، وی را از بین ببرد و تجارت وی را خود در دست بگیرد.

در حال معامله لنس و ویکتور با تامی توسط یکی از باندهای اوباش محاصره می‌شود و همراهان تامی، هری و لی به همراه ویکتور ونس (برادر لنس) کشته می‌شوند. تامی به طرز معجزه آسایی از مهلکه گریخت. اما او مجبور به ترک مواد و پولها در محل معامله شد. وقتی که وی جریان را برای فورلی تعریف می‌کند، او عصبی می‌شود و وی را تهدید می‌کند اما تامی قول می‌دهد که پولها و مواد را پس گرفته، و مسئول این محاصره را پیدا کند. داستان اصلی بازی وقتی شروع می‌شود که تامی با لنس ونس ملاقات کرده، و تصمیم همکاری با هم را می‌گیرند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس
گرند دفت اوتو: سن آندریاس همچنین در ایران شناخته شده با نام اتومبیل‌دزدی بزرگ: سَن اَندریاس (به انگلیسی: Grand Theft Auto: San Andreas) یک بازی رایانه‌ای غیرخطی در مجموعه بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است.سرقت مشهور اتومبیل سن اندریاس پنجمین بازی از سری بازی های جی تی ای و یک بازی به سبک ماجراجویی است.این بازی در اصل برای پلی استیشن 2 ساخته شده بود که بعد ها برای پی سی و ایکس باکس نیز طراحی شد. مانند بازی های دیگر مجموعه سرقت مشهور اتومبیل، سن اندریاس نیز متشکل از عناصر رانندگی، سوم شخص (شخصیت اصلی), گیم پلی جهان آزاد، که اجازه می دهد بازیکن بیش از هر بازی دیگری آزادی عمل داشته باشد.یکی از توانایی های جالب این بازی این است که می توانید درطول بازی رفقایی برای خود پیدا کنید.در این بازی بایک دختر دوست می شوید به نامDenis Rabinsonکه قادر خواهید بود آن را به گردش و رستوران ببرید.در این صورت می توانید کلید ماشین دوستانتان را گرفته و اگر دوستی تان به صد در صد رسیداو برای شما یک دست لباس خواهد خرید.این بازی متنوع و بسیار طولانی می باشد.در صورت تمام کردن بازی می توانید به داخل شهر برگردید و مناطق مخفی را پیدا کنید.در ابتدای بازی ماموریت های خیلی ساده را بر عهده می گیرید اما هر چقدر که جلوتر می رویدماموریت ها مشکل تر و پیچیده تر می شوند.شما می توانید علاوه بر مٱموریت هایی که در بازی به شما داده می شود با دزدیدن ماشین های پلیس،آتش نشانی،آمبولانس یا تاکسی با آنها کار کنید و پول دربیاورید؛مثلاً اگر ماشین یا متر یا چیز های پلیسی وجنگی دیگری را بدزدید می توانید مٱموریت های پلیسی را انجام دهید.در طول بازی می توانیدلباس و کفش و عینک و حتی گردن بند و ساعت خریداری کنید ویا به آرایشگاه و مغازه ی خال کوبی و حتی به قمارخانه بروید و اگرCJگرسنه اش شد در رستوران هاغذاهای متنوع بخرید .در مسابقه ی اسب سواری شرط بندی کنید یا به ورزش هایی چون بسکتبال وبوکس وشنا و... بپردازید.






شخصیت اصلی

نام او کارل و نام خوانودگی اش جانسون است.او یک سیاه پوست است و در اوایل بازی بدنی استخوانی دارد.دوستانش زیاد به او احترام نمی‌گزارند.اهل دود و دم نیست و از سیگار و مواد مخدر دوری میکند. کمی دست و پا چلفتی است و از وضع مالی خوبی برخوردار نیست. ولی در اواخر بازی تبدیل به انسانی قابل احترام کار بلد و سرمایه دار می شود.






داستان

داستان بازی: کارل بعد از پنج سال به شهر خود باز میگردد و در همان ساعت اول دچار بدشانسی میشود.وقتی که با تاکسی از فرودگاه قصد رفتن به منزلش را دارد توسط نیروی پلیس دستگیر میشود.اما ازظواهر معلوم پلیسها خودشان هم باج گیر و زورگو هستند و پس از گرفتن پولهایش او را در یکی از کوچه های شهر رها میکنند.بازی از همین جا شروع میشود.شما باید بوسیله یک دوچرخه به خانه خود بروید.وقتی کارل وارد خانه اش میشود با دیدن عکس مادرش یاد گذشته تلخ خود می افتد در این هنگام دوستش که در منزل او زندگی میکند به طرفش حمله میکند و وقتی متوجه میشود که او کارل است خوشحال میشود و به اتفاق او به کنار قبر مادرش میرود.او آن جا دوستش برادرش و خواهرش را ملاقات میکند.گویی بین خواهر و برادر مشکلی پیش آمده خواهرش با ناراحتی میرود.در همان روز آن ها با یک گروه خطرناک دیگر مواجه میشوند کارل میفهمد که دوستان او با این گروه مشکل دارند و از همین جاست که او برای کمک به دوستان خود با گروه مخالف وارد جنگ میشود.






شهر Los santos

این شهر از روی شهر لس انجلس امریکا ساخته شدو و از این قسمت ها تشکیل میشود : The Beach:اینجا یکی از نقاط جذاب شهر است و در آن پارتی ها و جشن های زیادی بر‌گزار می شود.

Rodeo:اینجا در واقع بالای شهر است و ثروتمندان دراین منطقه زندگی می کنند.هتل Rodeo نیز در اینجا قرار دارد.

Richman Club:در اینجا زمین گلف و تنیس می باشد ومنطقه ی ثروتمندان است.

The Market:در این منطقه شرکت های سازنده ی موسیقی رپ قرار دارند.

Idlewood:در این محل مغازه های معمولی مانند پیتزافروشی وآرایشگاه وباشگاه بدنسازی و... وجود دارد و محل رفت‌وآمد خلافکاران است.






شهر San Fierro

این شهر از روی شهر سن فرانسیسکو امریکا ساخته شده و پر از قطار میباشد. این شهر از این قسمت ها تشکیل شده است: Juniper Hollow:اینجا محلی برای خوشگذرانی و مراسم شادی است.

Downtown:این محل یک منطقه ی اقتصادی است.

Easter Basin:باند Danang در این منطقه فعالیت دارد وخلافکاری در آن بسیار زیاد است.

Doherty:این منطقه محل زندگی دزدان وخلافکاران وقاچاقچیان مواد مخدر است.

Garcia:این محل در اختیار باندسان فیرو ریفا است و به روایتی توزیع مواد مخدر از اینجا آغاز می شود.

Alens Hot Dogs:در این محل شخصی به عنوان ساندویچ فروشی فعالیت می کند که در اصل تمام جرایم الکترونیکی به او نسبت داده می شود.

San Fierro Medical Center:اینجا بیمارستان بزرگ سری بازی های GTA می باشد.






شهر Las Venturas

این شهر از روی شهر لاس وگاس امریکا ساخته شده و پر از کازینو می باشد. این شهر شامل این قسمت هاست:

Black Field:در اینجا می توانید اکثر مسابقات خیابانی راتماشا یا در آن ها شرکت کنید.

Rockshore:در این منطقه کارها ی خلاف قانون زیادی انجام می گیرد.یک سالن عروسی نیز در اینجا وجود دارد.

The Strip:در این محل پلیس ها کوچکترین عمل خلاف راتحت تعقیب قرار می دهند.پس باید از خلاف کاری در این منطقه پرهیز کرد.

Las Venturas Airport:یکی از سه فرودگاه موجود در این بازی است.






مناطق دیگر

Blue Berry:جایی که در آن ساختمان های بلند و عظیم وجود دارد و نزدیک شهر San Fierro قرار دارد.

Palomino Creek:محله ای ترک نشین که در بانک آن مدام سرقت صورت می گیرد.

Angelo Pine:در این منطقه نیز خلافکاری های زیادی صورت می گیردو مغازه های اسلحه فروشی زیادی در اینجا وجود دارد.

Bayside Marina:دراین محل مدرسه آموزش شنا را می توانید بیابید.

World Largest Cock:جایی که بزرگترین خروس دنیا را در آن محل نگهداری می کنند وجهانگردان زیادی برای دیدن آن به این محل می آیند.

Las Barrancas:آمار خلافکاری در این منطقه نیز بالا است.

Hunter Quarry:اینجا جایی است که آدمکشان برای سربه نیست کردن اجساد قربانیان خود از آن استفاده می کنند.






معرفی باندهای خلافکار

Grove street boys:کارل جانسون(CJ)در این باند عضویت دارد و مشخصه ی آن ها پوشیدن لباس سبزاست.ذر ضمن این باند با باند The Ballas رقابت می کنند.

The Ballas:این باند کنترل منطقه یIdlewood را در دست دارد و برای کنترل بقیه مناطق لوس سانتوس با باند واگوس رقابت می کند.این باند به کارهایی چون دزدی آدم و توزیع مواد مخدر و فروش اسلحه دست می زنند.

Varios Los Aztecas:اعضای این باند دستمالی جلوی صورت خود می بندندو در ماموریت های خود اغلب از سلاح گرم استفاده می کنند و در خیابان ها حضوری همیشگی دارند.این باند با باند Los Santos Vagos روابط دوستانه دارند.

Los Santos Vagos:این باند بیشتر لباس زرد به تن می کنند و تسلط خوبی بر بسیاری از مناطق دارند.قاچاق اسلحه و پخش مواد مخدر در اختیار آن هاست.

San Fierro Rita:این باند قدرت اصلی را در منطقه ی Garcia دارند.آن ها می گویند که عصر هرویین به سر آمده و از این به بعد باید کوکایین توزیع کرد.

Triads:این باند بسیاری از مناطق San Fierro و محله ی چینی ها را در اختیار دارد.رییس آن ها Wuzimu است و قمارخانه های زیادی در اختیار دارد.

Danang Boys:این باند از جوانان ویتنامی درست شده.آن ها مرتب با باند Triads در حال در گیری هستند.این باند اسکله های زیادی در ساحل سن فییِرو در اختیار دارد.






معرفی کاراکتر ها

سویت:برادرش و بهترین دوستش در این مبارزه.

کندل:خواهرش که نفوذ زیادی روی برادرهایش دارد.

رایدر:یکی از دوستان کارل که همیشه عینک دودی به چشم دارد و اغلب مست است.او در اواسط بازی به کارل خیانت میکند و کارل او را میکشد

بیگ اسموک:دوست کارل و فردی بانفوذ از خاندان جانسون.او نیز در اواسط بازی به کارل خیانت میکند. بیگ اسموک غول اخر این بازی است.

اوجی لوک:فردی جاه طلب که مدتی در زندان بوده است.

سزار:دوست کارل و نامزد کندل.

کاتالینا:زنی با قد کوتاه.او از مردها نفرت دارد ولی هنوز با کارل دوست است.

تروث "به انگلیسی: the truth به معنای حقیقت":دوستی عجیب که عقایدی عجیب نیز دارد.

ووزی:رهبر یک سازمان خود گردان چینی به اسم montain cloud boys که با وجود نابینا بودن کارش را خوب انجام می دهد.

تورینو:یکی از اعضای سازمان اف بی ای که ماموریت های عجیبی انجام میدهد.

سالواتوره:دوست قدیمی از GTA3 او اینک در سان اندریس است و چند ماموریت را باید به انجام برساند.

زیرو:دوست تروت و مهندسی که کارهای الکترونیکی را خیلی خوب وارد است.

مدداگ:فردی افسرده که کارل به او کمک می کند تا روی پای خود بایستد.






اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی
اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Liberty City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که در شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۵ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد.






داستان

داستان‌های این بازی در سال ۱۹۹۸ و در شهر آزادی است.تونی سیپرینی، به این شهر آمده و به عنوان شخصیت اصلی، با داستان‌هایی مواجه میشود. تونی با سالواتور لئون آشنا میشود. سالواتور رئیس باند گانگستری ی لئون است او با گروه های متعدد گنگستری بر سر مالکیت و تصاحب شهر آزادی مشکل دارد مخصوصا با گروه های:تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند.همسر سالواتور:(ماریا)هم دردسر های جزئی که لازم به ذکر نیست درست میکند.مادر تونی هم در شهر آزادی است وبه تونی سیپرینی کمک بسیاری میکند ولی تونی سیپرینی به مادرش خیانت میکند. درآخر سالواتور لئون به کمک تونی سیپرینی شهر آزادی را تصاحب میکند و گروه های :تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند را از سر راه برمیدارد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. نخستین انتشار این بازی برای کنسول پلی‌استیشن ۲ در ۶ مارس ۲۰۰۷ انجام شد.

زمان شکل‌گیری داستان‌های این بازی در سال ۱۹۸۴ در وایس سیتی است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴
اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV) یک بازی رایانه‌ای جهان باز به سبک اکشن ماجراجویی که توسط راک‌استار نرت ساخته شده و راک‌استار گیمز آن را در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۰۸ در آمریکای شمالی برای کنسول‌های بازی پلی‌استیشن ۳ و اکس‌باکس ۳۶۰، و ۲ دسامبر ۲۰۰۸ برای مایکروسافت ویندوز عرضه کرده است. این یازدمین قسمت در سری بازی‌های اتومبیل دزدی بزرگ است. این اولین بازی در مجموعه دزدی بزرگ است که هم‌زمان برای دو کنسول ایکس‌باکس و پلی‌استیشن عرضه شده‌است. یک مضمون اضافی، انحصاراً برای اکس‌باکس ۳۶۰ نیز به بازار عرضه شده‌است. مایکروسافت رسماً اعلام کرده بود که با راک‌استار گیمز یک پیمان راهبردی در رابطه با حقوق این مضمون اضافی در مورد اکس باکس لایو آن‌ها در رخداد X۰۶ برقرار کرده‌است. بازی یکبار دیگر در شهر دوباره طراحی شده آزادی که از روی شهر نیویورک ساخته شده بود و الان بیش از شماره‌های قبل به آن شبیه‌است.






شخصیت‌ها
نقش اول بازی که هدایت آن به عهده بازی کننده‌است فردی به نام نیکو بلیک است که از یکی از کشورهای جنوب شرقی اروپا برای دیدن پسر عمویش رومن به آمریکا سفر می‌کند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV: The Lost and Damned) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ فوریه ۲۰۰۹ برای کنسول ایکس‌باکس ۳۶۰ و نخستین انتشار بازی، برای ویندوز و پلی‌استیشن ۳ در ۱۳ آوریل ۲۰۱۰ منتشر شد.

این بازی، یک نسخه فرعی برای بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینی‌ها
اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینیها (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Chinatown Wars) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ مارس ۲۰۰۹، برای کنسول دستی نینتندو دی‌اس منتشر شد. این بازی همچنین در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹ برای پلی‌استیشن همراه نیز منتشر گشت.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: The Ballad of Gay Tony) دومین اپیزود از اپیزودهای دوگانه بازی رایانه‌ای اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است که برای در سال ۲۰۰۹ برای ایکس‌باکس ۳۶۰، و در سال ۲۰۱۰ برای پلی‌استیشن ۳ و رایانه روانه بازار شد.






داستان

شخصیت اصلی بازی یک آمریکایی دومنیکن‌تبار به نام لوئیز فرناندو لوپز (به انگلیسی: Luis Fernando Lopez) است که در لیبرتی سیتی زندگی می کند. او مباشر آنتونی پرینس (به انگلیسی: Anthony Prince) مشهور به گِی تونی (تونی همجنسگرا) (به انگلیسی: Gay Tony)، مالک چندین باشگاه شبانه در آمریکا است. در داستان بازی، لوئیز لوپز به همراه گی تونی درگیر ماجرای سرقت الماس‌های دو میلیون دلاری می‌شود که نیکو بلیک، جانی کلبیتز (که برای ری باچینو کار می‎کند) و رِی بولگارین نیز به دنبال آن هستند.رِی بولگارین ابتدا با لوئیز فرناندو لوپز و آنتونی پرینس دوستمی شود ولی بعدها به آنها خیانت می کند و درانتها لوییز پی می برد که بولگارین می خواهد از کشور فرار کند. لوییز پی می برد که او در فرودگاه است و با یک هواپیما می خواهد فرارکند.ولی لوئیز موفق میشود واردهواپیماشود و بلغارین رابکشد.در پایان ماجرا، لوئیز و تونی زنده می‎مانند و یک بی‌خانمان الماس‌ها را که در آشغالدانی گم شده‌بود پیدا می‌کند و به ثروت می‌رسد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵ (به انگلیسی: Grand Theft Auto V) یک بازی رایانه‌ای در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز است که توسط شرکت راک‌استار نرث و با موتور ریج طراحی و ساخته شده است. ساخت این بازی حدود ۲۷۰ میلیون دلار هزینه برداشته اما پیش بینی شده درآمد فروش آن تنها در هفته اول انتشار، به ۵۰۰ میلیون دلار برسد.






بازی

راک استار گیمز وعده داده بود که نقشهٔ این بازی از تمامی بازی‌های سریِ GTA که تاکنون ساخته است، بزرگ‌تر باشد و این گونه نیز شد. در حدی که می‌توان گفت این بازی از مجموع نقشه‌های بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس و همچنین اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ و بازی سرخ‌پوست مرده: رستگاری نیز بزرگ‌تر است. این بار راک استار گیمز سنت‌های گذشتهٔ خود را کنار گذاشته و به بازی کنندگان اجازهٔ کنترل کردن ۳ شخصیت متفاوت را داده است. این شخصیت‌ها عبارتند از: مایکل، فرانکلین،ترور فیلیپس. ابتدا قرار بر این بود که این عنوان در بهار سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۳ میلادی) منتشر شود که به دلایلی به تابستان سال بعد، یعنی ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ (۱۷ سپتامبر ۲۰۱۳) موکول شد. اما این عنوان تنها ۴ روز مانده به انتشار لیک شد. منتقدان بر این باور بودند که این بازی در ماه نخست انتشار بتواند به فروش ۱ میلیاردی برسد، اما تنها در کمتر از ۴ روز، این بازی توانست به این میزان فروش دست یابد. برای نمونه، در روز اول فروش، این بازی ۸۰۰ میلیون دلار فروش رفت که این رقم نه تنها توانست هزینهٔ ساخت و تبلیغات را تأمین کند، بلکه توانست مبلغی در حدود ۲ برابر آن را نیز به دست‌آورد. تمامی سایت‌ها به این اَبَر بازی نمرات کامل ۱۰/۱۰ را دادند. البته سایت گیم اسپات به دلایلی نامشخص به این بازی امتیاز ۹٫۸/۱۰ را داده است. این بازی همچنین توانست که در سایت متاکریتیک با نمرهٔ ۱۰۰/۱۰۰ به جایگاه اول برسد که در رتبهٔ دوم نیز بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ با نمرهٔ ۹۸/۱۰۰ قرار دارد. در نهایت در نمایشگاه E3 سال ۲۰۱۴، راک‌استار این بازی را برای کنسول‌های نسل‌هشتم و ویندوز معرفی کرد.





موتور بازی پیشرفته راک‌استار

موتور بازی پیشرفته راک‌استار (به انگلیسی: Rockstar Advanced Game Engine) (مخفف انگلیسی: RAGE) یا ریج نام یک موتور توسعه بازی است که توسط تیم برنامه‌نویسی و توسعه گروه راک‌استار سن‌دیگو توسعه داده شده است. این موتور از سال ۲۰۰۶ به بعد برای ساخت تمامی محصولات راک‌استار مورد استفاده واقع شده است. این موتور تاکنون قابلیت ساخت بازی‌های مخصوص کنسول‌های نسل ششم و نسل هفتم و همچنین بازی‌های سکوهای دیگر را داشته است.
3:16 pm

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 3:16 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page