وضعیت کنونی

امروزه در نگهداری از این مجموعه توجهی صورت نمی‌گیرد. در بافتِ ساختمان‌های این بنا می‌توان سوراخ‌های زیادی را دید که به دستِ گنج یابان کنده شده‌است. بازدید کنندگان نیز خود باید راهِ بالا رفتن را انتخاب کنند و با توجه به ساختار تپه و خشتی بودنِ این سازه، سرعتِِ تخریب بوسیله بازدیدکنندگان -بویژه در روزهای بارانی- بیشتر می‌شود.





نظرات تاریخ‌نویسان، جغرافیانویسان و سایر نویسندگان

از تاریخ نویسان و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشته‌اند. از آن جمله:

ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک می‌گوید:

در قریه مارابین، قلعه‌ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده‌ای ست.

حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوک‌الارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکده‌های اصفهان می‌نویسد:

کی‌اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام برآمدن آفتاب در جانب «قلعه ماربین» (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکدهٔ شهر اردشیر، دوم آتشکده‌ای به نام زروان اردشیر به هنگام ظهر در دارک از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم، آتشکدهٔ مهر اردشیر در روستای "اردستان».

صادق هدایت در کتابِ اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشته‌است:

کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشته‌است. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی‌پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می‌کشیده و در شب‌های تار، از دور، دل‌های افسرده را قوت می‌داده و از نزدیک، با پیچ و خمِ دلربا، با روانِ انسان گفتگو می‌کرده.





باغ پرندگان اصفهان

باغ پرندگان اصفهان در دههٔ هفتاد خورشیدی به وسیلهٔ شهرداری اصفهان بر پا شد و اکنون زیر نظر سازمان رفاهی تفریحی شهرداری اصفهان اداره می‌شود. مساحت باغ پرندگان ۱۷۰۰۰ متر مربع است و با سیم توری که بر روی ۱۱ ستون فلزی حداکثر به بلندی ۲۲ متر قرار دارد، محصور شده است. در این باغ بیش از ۵۰۰۰ پرنده از گونه‌های مختلف وجود دارد. این پرندگان از ایران و دیگر کشورهای جهان مانند استرالیا، اندونزی، چین و تانزانیا گردآوری شده‌اند. فضاهای مختلفی بسته به شرایط زیست محیطی طبیعی پرندگان در این باغ فراهم شده که برخی از آنها بدین ترتیبند:

برکه برای پرندگان آبچر مانند اردک‌ها، فلامینگوها، پلیکان‌ها.
قفس‌های شیشه‌ای با امکانات ویژه شبیه گلخانه‌ای برای پرندگانی مانند طوطی‌ها، مرغ عشق‌ها که توان زندگی در آب‌وهوای زمستان اصفهان را ندارند.
قفس‌های فلزی برای پرندگان شکاری مانند عقاب‌ها، جغدها و شاهین‌ها که به دلیل نوع خوراک آنها امکان رها کردن آنها در باغ وجود ندارد.
صخره برای پرندگان منطقه‌های سنگلاخی و بیابانی مانند کبک‌ها، تیهوها و بلدرچین‌ها.
محیط سرسبز و پردرخت برای پرندگان جنگلی مانند طاووس‌ها، قرقاول‌ها.





باغ خوشبختی‌آباد

باغ خوشبختی‌آباد باغی گسترده در اصفهان زمان صفویان بوده که چشم‌انداز بر بستر زاینده‌رود داشته‌است.

شاه صفوی و میهمانان او مراسم آتشبازی و چراغانی و قایقرانی بر روی بستر رودخانه بویژه قسمتی که میان پل سعادت‌آباد و پل خواجو قرار داشته‌است را از تالار عمارت آیینه‌خانه تماشا می‌کرده‌اند.

جهانگردان بیگانه دورهٔ شاه سلیمان صفوی مانند «سانسون» و «انگلبرت کمپفر» در سفرنامه‌های خود از میهمانی‌های باشکوه و مراسم جشن و شرفیابی سفرای بیگانه به تفضیل سخن گفته‌اند.





باغ گل‌های اصفهان
باغ گل‌های اصفهان یکی از پروژه‌های بزرگی است که در دههٔ هفتاد در اصفهان به پایان رسیده و به بهره برداری رسیده است. از ویژگی‌های برجستهٔ این باغ کارکرد چندگانهٔ تفریحی، فرهنگی، آموزشی و پژوهشی آن و همچنین به کار بردن عناصر معماری سنتی در بناهای باغ است.





بخش‌های مختلف مجموعهٔ باغ گل‌ها

پاویون ورودی: پاویون ورودی شامل ساختمانی است به ابعاد ۹ در ۶ متر و بلندی ۶ متر که در طبقهٔ همکف آن دفتری برای ارائهٔ اطلاعات دربارهٔ باغ و نمایشگاه بذر قرار دارد. از سکوی طبقهٔ یکم می‌توان چشم انداز کلی پارک را تماشا کرد. طبقهٔ دوم این بنا دارای یک سالن برای نمایش فیلم و اسلاید انواع گیاهان است.
باغ صخره‌ای: مساحت این باغ ۲۵۰۰ متر است و ۲۵۰ گونه گیاهان صخره‌ای در این باغ کاشته شده‌اند.
آبشار باغ: این آبشار در سمت شرقی باغ صخره‌ای قرار دارد و از بلندای ۴ متری حجم قابل توجهی از آب به داخل برکه می‌ریزد. در ساختمان آبشار انواع سنگ‌های رودخانه‌ای به کار رفته است تا آبشار کاملاً طبیعی به چشم آید.
برکه: برای لطیف تر کردن هوا و پرورش انواع گیاهان آبزی، در طرح باغ برکه‌ای به مساحت حدود ۳۵۰۰ متر مربع در ضلع جنوب شرقی آن ساخته شده است.
محوطهٔ مخصوص کودکان: در باغ با انواع پرچین‌ها محیطی برای بازی کودکان ساخته شده است.
محوطهٔ باغ: سطح کلی باغ چمنکاری است و با در نظر گرفتن باغچه‌ها در طرح‌های گوناگون، کاشت گل‌های فصلی، یک ساله، دو ساله، همیشگی و درختچه‌های زینتی میسر شده است. در میانهٔ باغ، طرح فرش بوته و ترنج با گل‌های مختلف نقش شده است. گذرگاه‌های باغ که تقریباً ۵۰۰۰ متر مربع است با سنگفرش‌های گرانیتی در طرح‌های گوناگون فرش شده است.
باغ رز: باغ رز، مجموعهٔ باغچه‌هایی است که برای کاشت انواع گل‌های رزی که در ایران کاشته می‌شود، ساخته شده است.
گلخانه: با توجه به کمبود گل در فصل زمستان، گلخانه‌هایی به مساحت ۷۰۰ متر مربع در ضلع شمال شرقی باغ ساخته شده است که بازدید از انواع گل را در فصل‌های سرد برای مهمانان باغ ممکن می‌سازد.
باغ گیاهان دارویی و خوراکی: این مجموعه با مساحت ۱۱۷۰ متر مربع دارای ۱۳۲ گونه گیاهان دارویی و خوراکی منطقه‌های مختلف ایران است.
آب‌نماها: گذرگاه‌های اصلی و فرعی با آب‌نماهایی به اندازهٔ ۴۰ در ۸۰ سانتیمتر به همراه فواره‌هایی زینت داده شده‌اند. آب به کار رفته در آب‌نماها از مرکز باغ به آب‌نماها وصل شده و پس از بازگشت دوباره به صورت چرخشی جریان پیدا می‌کند.






باغ‌های تاریخی اصفهان

با توجه به موقعیت جغرافیایی اصفهان در مرکز فلات ایران و داشتن رودخانه‌ای مانند زاینده رود و مادیهای منشعب از آن که سراسر خاک حاصلخیز این شهر را مشروب می‌کند بی‌جهت نبوده‌است که اصفهان در فلات خشک و کم آب ایران از دورترین ازمنه تاریخی تا این زمان به طراوت و سرسبزی و داشتن باغهای گسترده مشهور بوده‌است. ایجاد این باغها مخصوصاً در دوره‌هایی که اصفهان پایتخت بوده‌است بیشتر مورد توجه قرار گرفته و نویسندگان تاریخ اصفهان از قرن سوم هجری به بعد همواره به این باغها اشاراتی داشته‌اند و از آن جمله‌است: باغ عیسی بن ایوب بین محله خُشینان (حوالی امامزاده اسماعیل امروز) و یهودیه (جوباره امروز) از قرن چهارم هجری و باغ عبدالعزیز از دوره فرمانروایی علاءالدوله دیلمی کاکویه که در داخل حصار اصفهان قرار داشته‌است.

در دوره سلاجقه که اصفهان به پایتختی ملکشاه سلجوقی انتخاب شده‌است احداث چند باغ وسیع، اصفهان را به صورت باغی بزرگ و پهناور جلوه می‌داده‌است. نام این باغها عبارت بوده‌است از: باغ بکر، باغ فلاسان، باغ احمدسیاه، باغ کاران، باغ دشت گور و بیت‌الماء اما مهم‌ترین این باغها، باغ کاران بوده که منطقه وسیعی را در شمال بستر زاینده‌رود در بر می‌گرفته و خیابان کمال اسماعیل وفردوسی و منوچهری و مجمر و چهارباغ صدر و مشتاق و محله بزرگ خواجو (طرازآباد دوره دیالمه و سلاجقه) در محوطه این باغ قرار داشته‌است و هم اکنون یکی از محلات خواجو «باغ کاران» نام دارد. این باغ تا قرن هشتم هجری نیز برقرار بوده و حافظ شاعر مشهور ایران در یکی از غزلهای خود به این باغ اشارتی دارد که می‌گوید:
گرچه صد رود است در چشمم مدام زنده رود و باغ کاران یاد باد

از قرن هشتم تا آغاز عصر صفویه عدم مراقبت و ویرانی در این باغها راه می‌یابد تا آنجا که جز نام آنها چیزی باقی نمی‌ماند. شاه اسماعیل اول صفوی در محل فعلی میدان بزرگ اصفهان باغ وسیعی به نام «نقش جهان» احداث می‌کند و برای سکونت خود که معمولاً برای شکار به اطراف این شهر می‌آمده‌است دستور بنای ساختمانی را به نام «عمارت مهدی» می‌دهد.

در زمان شاه عباس اول که پایتخت ایران از قزوین به اصفهان انتقال می‌یابد قسمت‌هایی از آن باغ به میدان تبدیل می‌شود و همراه با توسعه شهر و کاخها و پلها و مساجد و میاد ین و خیابانها، احداث باغهای بزرگ هم، شهر اصفهان را به صورت یک باغ سراسری در می‌آورد. فهرست این باغها که از آغاز انتخاب اصفهان به پایتختی صفویه در سال ۱۰۰۰ هجری تا افول ستاره اقبال این سلسله در سال ۱۱۳۵ هجری به وجود آمده و هر یک از آنها ده‌ها جریب وسعت داشته به شرح زیر است:



باغ ارم،
باغ اعتمادالدوله،
باغ ایشیک آقاسی باشی،
باغ باباامیر،
باغ بادامستان،
باغ برج و باغ حاج صالح درضلع شرقی چهارباغ نو (مقصود چهارباغ خواجو است)،
باغ بزرگ عباس آباد در ضلع غربی چهارباغ،
باغ پهلوان حسین که مادی نیاصرم از وسط آن می‌گذشته‌است،
باغ تخت در ضلع غربی چهارباغ،
باغ تفنگچی آقاسی،
باغ توپخانه و باغ عسکر،
باغ توشمال باشی،
باغ جزایرخانه،
باغ جشاران یا جوشاران (گشاران)،
باغ جلودار،
باغ جنت در شمال بستر زاینده رود،
باغ جون کمر،
باغ چرخاب،
باغ چهلستون،
باغ چینی خانه در حوالی چهارباغ،
باغ خرگاه یا خیمه گاه،
باغ خلیل خانه و توحید خانه،
باغ خیاط خانه،
باغ داروغه دفتر،
باغ داروغه،
باغ دیوان بیگی،
باغ رضاقلی خان،
باغ زرشک،
باغ زین خانه و فتح‌آباد،
باغ سپهسالار،
باغ سلطانعلی خان،
باغ سیف‌الدوله مشهور به باغ آلبالو،
باغ صالح آباد و باغ نظر وباغ قراخان در ساحل شمالی زاینده رود،
باغ صفی‌آباد،
باغ طاووس خانه،
باغ عموطاهر،
باغ فراشخانه،
باغ فرنگ،
باغ فیل خانه،
باغ قرچقای خان،
باغ قورچی باشی علیا و سفلی،
باغ قورچی‌ها و باغ انارستان و سقاخانه که در حال حاضر به استثنای باغ چهلستون و باغ هشت بهشت و چهار باغ اثر دیگری از باغهای مشهور آن زمان باقی نمانده‌است.
باغ قوشچیان و غلامان مطبخ،
باغ قوشخانه در محله قد یمی طوقچی که مرکز تربیت قوشهای شکاری و محل استقبال شاهان صفوی از مهمانهای خود بوده‌است،
باغ کاج،
باغ کجاوه خانه جنب بازار رنگرزان،
باغ کلاه شاه،
باغ کومه و باغ وحش در لنجان اصفهان که شکارگاه و محل نگهداری حیوانات وحشی بوده‌است،
باغ گلدسته، باغ شیرخانه در ضلع شرقی چهارباغ،
باغ ماما سلطان،
باغ محمود،
باغ مستمند،
باغ مهردار،
باغ میرآخور،
باغ نارنجستان و عمارتی که داشته‌است،
باغ نسترن در ساحل رودخانه،
باغ نگارستان در حوالی چهارباغ،
باغ وقایع نویس،
باغ هزارجریب که از همه باغهای دیگر وسیع تر و زیباتر بوه و در دامنه شمالی کوه صفه و در محل فعلی دانشگاه اصفهان و شرق و شمال آن گسترده بوده‌است و سیاحان خارجی عصر صفویه و از آن جمله توماس هربرت و ژان شاردن به تفصیل از آن سخن گفته‌اند و توماس هربرت این باغ را در سفرنامه خود «بهشت شاه‌عباس» و نیز باغ عباس‌آباد که به شخص شاه عباس اول انتساب دارد نام داده‌است.
باغ هشت بهشت یا باغ بلبل که کاخ سکونت شاه سلیمان صفوی در این باغ قرار داشته‌است.





متروی اصفهان
متروی اصفهان به مجموعهٔ در حال احداث قطارهای شهری در شهر اصفهان گفته می‌شود. «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه» مسوولیت ساخت و بهره برداری متروی اصفهان را بر عهده دارد.




تاریخچه

پس از تصویب بودجه احداث قطار شهری در ۵ کلان شهر کشور در مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۹ طراحی تفضیلی خط شمال- جنوب به طول ۱۲٫۵ کیلومتر در سال ۱۳۸۰ آغاز شد. عملیات اجرایی این خط در سال ۱۳۸۱ آغاز شده‌است و همچنان ادامه دارد.
سازمان قطار شهری اصفهان و حومه

از خرداد ۱۳۸۷ عبدالجواد زعفرانی مدیر عامل این سازمان است. پیش از آن عبدالحسین سیف اللهی این سمت را بر عهده داشته است .




خطوط

خط شمالی-جنوبی (قرمز)

این خط از شمال شهر اصفهان شروع شده تا ترمینال مسافربری صفه در جنوب امتداد دارد. طول کل مسیر حدود ۲۰ کیلومتر است و حدود ۲۱ ایستگاه در طول آن ساخته خواهد شد. ایستگاههای این خط عبارتند از:

ایستگاه پاسداران
ایستگاه کاوه
ایستگاه مدرس
ایستگاه شهدا
ایستگاه تختی
ایستگاه هتل پل
ایستگاه شریعتی
ایستگاه آزادی
ایستگاه مرداویج
ایستگاه فنی حرفه ای
ایستگاه کوی امام
ایستگاه صفه




خط شرقی-غربی (آبی)

خط شرقی-غربی از خمینی شهر شروع و پس از عبور از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) و در ایستگاه مشترک امام حسین از زیر خط شمالی-جنوبی وارد خیابان سپه شده و از زیر قسمت شمال میدان نقش جهان به سمت خیابان حافظ می‌رود. این خط در خیابان هاتف به سمت شمال ادامه می‌یابد و پس از عبور از روی میدان لاله در طول خیابان زینبیه ادامه می‌یابد. طول کل مسیر ۲۲ کیلومتر و دارای ۲۰ ایستگاه می‌باشد. فاز یک این مسیر مورد تصویب قرار گرفته است.





شبکه برون شهری

خط جنوب غرب (آبی تیره): از ایستگاه مشترک آزادی شروع می‌شود. پس از عبور از شهر درچه، فلاورجان و فولادشهر و عبور از گردنه گاوپیسه به ذوب آهن اصفهان و زرین شهر ختم می‌شود. طول کل این مسیر حدود ۴۳ کیلومتر خواهد بود.

خط اصفهان-شاهین شهر (سبز): از ترمینال مسافربری کاوه شروع و به شاهین شهر در شمال ختم خواهد شد. طول این مسیر حدود ۹ کیلومتر خواهد بود.

خط اصفهان-بهارستان (بنفش): از ترمینال مسافربری صفه شروع و به بهارستان ختم خواهد شد. طول این خط حدود ۱۶ کیلومتر خواهد بود.





ساخت

در طی مراحل ساخت خط شمالی-جنوبی به پنج قطعه تقسیم شده‌است:

قطعه یک (شمال غرب): از ایستگاه پاسداران تا ایستگاه کاوه به طول ۷٫۷ کیلومتر. ساخت به روش حفر و پوش با مقطع مستطیل به ابعاد ۶×۸ متر و در عمق ۸ تا ۱۰ متر از سطح زمین. (این قطعه در سال ۱۳۸۳ به خط شمالی-جنوبی اضافه گردید و طول این خط را از ۱۲ به ۲۰ کیلومتر افزایش داد.)

قطعه دو (شمالی): از ایستگاه کاوه تا ایستگاه مدرس به طول ۲٫۶ کیلومتر. ساخت به روش حفر و پوش با مقطع مستطیل به ابعاد ۶×۸ متر و در عمق ۸ تا ۱۰ متر از سطح زمین. (عملیات اجرایی در سال ۱۳۸۲ به اتمام رسیده‌است).

قطعه سه (میانی): از ایستگاه پایانه درون شهری بابلدشت تا ایستگاه شریعتی به طول ۵٫۵ کیلومتر. حفاری با دستگاه TBM با دو تونل رفت و برگشت مجزا با مقطع دایره و قطر داخلی ۶ متر و عمق ۱۴ تا ۱۸ متر از سطح آسفالت. ادعا شده‌است این قطعه در گذر از رودخانه از عمق ۱۴ متری و با ۷۰ متر فاصله از بالا دست سی و سه پل عبور خواهد کرد.

قطعه چهار (شریعتی ـ آزادی): از ایستگاه شریعتی تا ایستگاه آزادی به طول ۶۲۰ متر. ساخت بصورت دو تونل نعل اسبی توسط دستگاه رودهدر (Roadheader) در عمق ۱۴ تا ۱۶ متری سطح خیابان.

قطعه پنج (جنوبی): از ایستگاه آزادی تا ایستگاه صفه به طول ۳٫۸ کیلومتر. حفاری توسط دو دستگاه حفار نیمه اتوماتیک رودهدر (Roadheader) به روش NATM. با دو تونل رفت و برگشت مجزا با مقطع نعل اسبی و قطر داخلی ۶ متر و عمق ۱۴ تا ۲۷ متر از سطح آسفالت.




پیمانکاران

شرکت مهندسی پل و ساختمان الموت (سهامی خاص، تاسیس ۱۳۶۲): اجرای قطعه میانی و جنوبی متروی اصفهان را در دست اجرا دارد. دو دستگاه TBM متعلق به سازمان قطار شهری به صورت امانت تا پایان عملیات اجرایی در اختیار این شرکت است.




هزینه

سیدمرتضی سقائیان نژاد، شهردار اصفهان، در ۲۵ شهریور ۱۳۸۸ اعلام کرد که تا کنون برای متروی اصفهان نزدیک به ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه شده‌است. او همچنین قیمت خرید دستگاه TBM را ۲۰ میلیارد تومان گزارش کرد.




تاثیرات بر بافت قدیمی شهر و آثار باستانی

عبور مترو در عمق، همراه با حفاری‌ها و تخریب‌های زیادی در سطح زمین است. در حال حاضر محوطه­‌های وسیعی در محل ایستگاههای شهدا، تختی، امام­ حسین(ع)، شریعتی و آزادی گودبرداری شده‌است. تلاش برای این همه عملیات عمرانی در نزدیکی برخی نقاط خاص اصفهان عهد صفوی همچون باروی اصفهان، دروازه دولت، ورودی عباس­ آباد، محل سردر و کاخ هزارجریب، مایه نگرانی است. با توجه به نسبت سطوح گسترده­ مناطق گودبرداری شده به سطح کل خیابان چهارباغ، همواره صاحب نظران خیابان شمس آبادی را که موازی خیابان چهارباغ است بعنوان مسیر مترو پیشنهاد داده‌اند.


براساس قانون و با توجه به اینکه چهارباغ عباسی با شماره ۱۱۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است، انجام هرگونه پروژه عمرانی در حوالی آن، تنها با نظر موافق سازمان میراث فرهنگی کشور میسر است . سیف‌الله امینیان، مدیر میراث فرهنگی اصفهان، اعلام کرد که سازمان میراث فرهنگی اصفهان، مخالفت خود را با عبور مترو از چهارباغ عباسی، حد فاصل میدان دروازه دولت تا سی و سه پل، در مکاتبات و جلسات مختلف به مقامات ارشد استان، استاندار و مقامات مسوول سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشوراعلام کرده است. او بر پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی بر عبور مترو از خیابان شمس آبادی تاکید کرد. در جلسه‌ای که در ۱۲ مهرماه ۱۳۸۰ در سازمان میراث فرهنگی کشور و با حضور نمایندگان شهرداری، سازمان قطار شهری اصفهان و میراث فرهنگی تشکیل شد، با توجه به نوع خاک، لایه بندی خاک و شرایط اقلیمی، عبور مترو به صورت زیرزمینی از محور چهارباغ خسارت بار ارزیابی گردید.

در سال ۱۳۸۳ رییس وقت سازمان نظام مهندسی اصفهان، عبدالله کوپایی، عضو هیات مدیره «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه»، در مصاحبه با ایسنا لزوم عبور مترو از خیابان چهار باغ را مورد تایید قرار داد .

در یک برنامه زنده تلویزیونی که از شبکه یک در ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ پخش شد، حبیب اله تحویل پور، معاون فرهنگی شهرداری اصفهان، ضمن تکذیب عبور مترو از چهارباغ اصفهان گفت: «مترو از چهارباغ اصفهان گذر نکرده و مسیر آن بین خیابان شمس آبادی و چهارباغ است». در همین برنامه ابوالفضل قربانی، سخنگوی شورای شهر اصفهان، اظهار داشت که موضوع متروی اصفهان پس از رسیدن به خیابان چهارباغ سیاسی شده‌است .

نگرانی دیگر، احتمال حضور متکدیان، دوره­­­ گردها و دستفروشان در کنار ایستگاه‌های مترو و در کنار مناطق توریستی شهر است.





عبور از نزدیکی سی و سه پل

در ۱۶ فروردین ۱۳۸۸، شرکت الموت اعلام کرد که دستگاه حفار تونل غربی با موفقیت از زیر زاینده رود عبور کرده‌است . همچنین در همین منبع که به نظر می‌آید در تاریخی بعد از ۱۶ فروردین ۱۳۸۸ به روز رسانی شده‌است اشاره شده که حفاری تونل شرقی نیز که در اردیبهشت ۱۳۸۸ آغاز شده بود از زیر زاینده رود در طی ۳۰ روز حفاری، با موفقیت عبور کرده‌است .

در ۹ شهریور ۱۳۸۸، خبرگزاری میراث فرهنگی گزارش کرد که تونل شرقی خط «شمال- جنوب»، پس از گذشتن از زیر زاینده رود با انحراف از مسیر، درکنار سی و سه پل در حدود ۴۰ متر به اشتباه حفاری کرده‌است. بنا بر این گزارش از واگن‌های حمل خاک حفاری شده، مصالح غیرمعمول مشاهده شده که به قسمتی از پی یک سازه شباهت دارد و این احتمال می‌رود که دستگاه حفار، در اثر انحراف از مسیر، با ورودی جنوبی سی و سه پل برخورد کرده‌است و مصالح غیرعادی قسمتی از پی سی و سه پل باشد. درصورت صحت این مساله و آسیب وارد آمدن به پی این پل تاریخی، احتمال نشست آن در زمان جاری شدن مجدد آب در رودخانه زاینده رود وجود دارد.

در ۱۱ شهریور ۱۳۸۸، عبدالجواد زعفرانی، رییس «سازمان قطار شهری اصفهان و حومه»، خبر انحراف دستگاه حفاری تونل شرقی خط شمال به جنوب را در نزدیکی سی‌وسه‌پل تایید کرد. او میزان انحراف را ۳۵ تا ۴۰ متر از مسیر اصلی بیان کرد و آن را ناشی از نقص فنی در دوربین دستگاه حفاری دانست .

در ۲۵ شهریور ۱۳۸۸، سیدمرتضی سقائیان نژاد، شهردار اصفهان، اعلام کرد که انحراف مسیر مترو تعمدی است. او با شاره به اینکه «نامه‌ای مبنی بر تعمدی بودن در انحراف متروی اصفهان وجود دارد که نمی‌توان اصل این نامه را در اختیار رسانه‌ها قرار داد» افزود «چون متن این نامه محرمانه‌است نمی‌توان از یک ارگان خاص در این خصوص نام برد». او همچنین فاصله تونل از پایه‌های پل را در نقطه انحراف ۴۳٫۲۶ متر و در نقطه میانی ۴۵٫۷۷ متر اعلام کرد. او با اشاره به هشت راهکار ارایه شده توسط مشاور آلمانی، تنها از ادامه مسیر فعلی با قوس موجود و جابجایی ۱۰۰ متری ایستگاه مترو نام برد.





احتمال عبور خط دوم مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان

اولین تائیدیه محکم عبور مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان، به میزگرد تخصصی شهر تاریخی اصفهان در افق توسعه پایدار بر می گردد که دوسال قبل به همت چند رسانه در اصفهان برگزار شد. در این نشست، عباس حاج رسولی ها به صراحت از طرح عبور مترو از میدان نقش جهان سخن گفت و اعلام کرد خط شرقی-غربی مترو اصفهان که از زیر میدان نقش جهان عبور می کند مصوبه شورای عالی ترافیک را دارد و تنها در صورت لغو این مصوبه اجرایی نمی شود. این در حالی که مسعود علویان‌صدر، معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگویی در خرداد ماه سال 91 گذشته درخروجی رسانه ها قرار گرفت، نسبت به حذف میدان نقش جهان از لیست آثار جهانی در صورت عبور مترو از زیر آن هشدار داده و اعلام کرد: براساس گزارشی که در زمان حضورکارشناسان یونسکو در ایران ارائه شد، مسؤولان قطار شهری اصفهان در اجرای محور‌ شرقی ـ غربی که از زیر میدان نقش جهان می‌گذرد ، اصرار دارند و این موضوع خطری جدی برای میدان نقش جهان و مجموعه‌ی اطراف آن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، عباس حاج رسولی‌ها رییس شورای شهر اصفهان در گفتگویی مدعی شد که مترو اصفهان هم از یوسنکو و هم سازمان میراث فرهنگی تائیدیه دارد و انان عبور از زیر میدان نقش جهان را تائید کرده اند. یک روز پس از این اظهارنظر، مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان ادعای رییس شورای شهر اصفهان را تکذیب کرد. معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز ضمن رد ادعای وجود تائیدیه سازمان میراث فرهنگی و یونسکو برای خط دوم مترو اصفهان، از نامه‌نگاری با شورای عالی ترافیک برای جلوگیری از عبور قطار شهری از حریم میدان نقش جهان اصفهان خبر داد. علویان صدر تصریح کرد: تمامی رایزنی‌ها و تلاش خود را برای رفع خطر از میدان تاریخی نقش جهان به کار خواهیم بست و به هیچ نهادی اجازه نمی دهیم تا خلاف موازین، میراث جهانی ایرانیان را تهدید کنند. استاندار اصفهان نیز به ادعای وجود تائیدیه برای خط دوم مترو اصفهان واکنش نشان داده و در خصوص احتمال عبور خط دوم مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان گفته بود: متاسفانه خط اول متروی اصفهان پس از اجرا، چالش بزرگی را به همراه داشت و باید مراقب باشیم تا در خصوص خط دوم این موضوع مجددا اتفاق نیفتد زیرا پس از اجرای خط اول متروی اصفهان و یا اتفاقاتی نظیر آن باید کسانی که دغدغه آثار باستانی دارند و به هویت اصفهان فکر می‌کنند دائما موضوع را از طریق رسانه‌ها دنبال کنند. هرچند پس از این اظهارنظرها و اعتراض به خبر کذب، عباس حاج رسولی ها، رییس شورای اسلامی شهر اصفهان در نشست مطبوعاتی مدعی شد، حضور نماینده میراث فرهنگی در جلسه شورای عالی ترافیک در زمان تصویب خط شرقی-غربی مترو اصفهان نشان مهر تائید این سازمان برخط دوم مترو اصفهان است. این در حالی است که صورت جلسه شصت و ششمین جلسه شورای عالی ترافیک نشان می دهد نماینده میراث فرهنگی در این جلسه حضور نداشته است و ادعای وجود تائیدیه سازمان میراث فرهنگی و یونسکو برای عبور مترو اصفهان از زیر میدان نقش جهان، ادعایی تو خالی است
12:25 pm

حسین بن علی

حسین بن علی بن ابی‌طالب (۳ شعبان ۴ هجری قمری در مدینه — ۱۰ محرم ۶۱ در کربلا) امام سوم شیعیان است. او با کنیه‌اش ابوعبدالله نیز شناخته می‌شود. او فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه و نوهٔ محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام است. سجاد، چهارمین امام شیعیان فرزند وی است. او در روز عاشورا در نبرد کربلا کشته شد و به همین دلیل شیعیان او را سیدالشهداء می‌نامند. اکثر مسلمانان حسین را به علت نوهٔ محمد بودن و این عقیده که وی خود را در راه حق قربانی کرده، گرامی می شمارند.





حسین هفت سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است؛ مانند: «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». مهمترین واقعه دوران کودکی حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند است. در جوانی، در فتح طبرستان و دفاع از خانهٔ عثمان شرکت داشت. در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او شرکت داشت. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در دوران برادرش حسن، به پیمان صلح او با معاویه پایبند ماند و اقدامی علیه وی انجام نداد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است: یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولیعهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولیعهد بدعتی است در اسلام سرباز زد.

بلافاصله پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری به فرمان یزید حاکم مدینه حسین را به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. اما حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده‌اش به مکه گریخت و چهار ماه در آنجا ماند. اهالی کوفه که اکثراً شیعه بودند از مرگ معاویه خوشحال شده و به حسین نامه نوشتند و گفتند که دیگر حکومت بنی‌امیه را تحمل نخواهند کرد. حسین نیز صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و او عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و به او فرمان داد تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند. عبیدالله بن زیاد اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد و مسلم را، در حالی که نامه‌ای خوشبینانه از بیعت کوفیان به حسین فرستاده بود، گردن زد. حسین که از وقایع کوفه خبر نداشت، برخلاف اصرارهای دوستانش در تاریخ ۸ یا ۱۰ ذی الحجه ۶۰ آماده عزیمت به سمت کوفه گردید.

عبیدالله بن زیاد سربازانش را در جای جای مسیر حجاز تا کوفه گماشته بود و به هیچ کس اجازه نمی‌داد که از محدوده قلمروهای مسدود شده خارج شود یا به قلمرویی دیگر وارد گردد. حسین در میانه راه دریافت که قاصدش که به کوفه فرستاده شده بود کشته شده‌است و از یارانش خواست که اگر خواستند می‌توانند از کاروان جدا شوند اما کسانی که از حجاز با وی بودند وی را ترک نکردند. در میانهٔ راه، سوارانی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی کاروان را متوقف نمود؛ او فرمان داشت که حسین و همراهانش را بدون جنگ پیش ابن زیاد ببرد اما حسین پیشنهاد حر را نپذیرفت و در منطقه‌ای به نام کربلا از توابع نینوا خیمه زد. در روز سوم ماه محرم، لشکری ۴۰۰۰ نفری به سرکردگی عمر بن سعد بن ابی وقاص به منطقه وارد شد. عمر بن سعد به عنوان فرزند یکی از صحابیون محمد، تمایلی به جنگیدن با حسین نداشت اما عبیدالله به او وعدهٔ حکومت ری را داد لذا عمر از او اطاعت کرد و از ترس توبیخ و تنبیه ابن زیاد پیشنهاد صلح حسین را نپذیرفت؛ اگرچه در مورد پیشنهاد صلح از طرف حسین در منابع اولیه اختلاف وجود دارد.

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. حسین سوار بر اسب خطابه‌ای را به لشکریان ابن سعد ایراد کرد و مقامش را برای آنان شرح داد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد و حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. جنگ شروع شد در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه‌های حسین را آتش زدند.. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند که حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد و سنان بن انس نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. بعد از اینکه ابن سعد محل جنگ را ترک کرد، اسدیان روستای القاظریه بدن حسین را به همراه دیگر کشتگان، در همان محل وقوع کشتار دفن نمودند. سر حسین به همراه سر دیگر هاشمیان به کوفه و دمشق برده شد.

شیعیان در سالگرد واقعهٔ کربلا مراسم سوگواری بر‌گزار می‌کنند اما تاثیر واقعهٔ کربلا بر وجدان و ضمیر دینی مسلمانان بسیار عمیق و فراتر از یادبود آن توسط شیعیان بوده است. مسلماً حسین تنها یک شورشی خودسر نبود که جان خود و خانواده‌اش را به خاطر آرزوهای شخصی فدا کند؛ او کسی بود که از شکستن پیمان صلح با معاویه سرباز زد ولی حاضر به بیعت با یزید به دلیل تعارض با پیمان‌شان نشد. او همانند پدرش قاطعانه معتقد بود که اهل‌بیت از جانب خدا برای حکومت بر امت محمد انتخاب شده‌اند و با رسیدن نامه‌های کوفیان، بر خلاف توصیهٔ دوست‌دارانش، احساس وظیفه برای رهبری کرد. در درازمدت، کشتار وحشیانه در کربلا مثالی برای وحشیگری امویان شد و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شیعیان شد.




کنیه و القاب
کنیه حسین در تمام منابع ابوعبدالله آمده اما در نزد خواص لقب ابوعلی را نیز داشته است. حسین بسیاری القاب دارد که با القاب حسن یکی است. حسین القاب خاصی مانند زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک، نافع، الدلیل علی ذات‌اللّه، رشید، و التابع لمرضاةاللّه داشته است. ابن طلحه مشهورترین لقب حسین را زکی و مهمترین آنان را سید شباب أهل‌الجنه می داند. در برخی احادیث منسوب به امامان شیعه، حسین با لقب شهید یا سیدالشهداء یاد می شده است. در برخی متون ادبی و تاریخی قرن چهارم هجری و پس از آن، با وجود اینکه وی خلافتی نداشته است، از وی با لقب امیرالمؤمنین یاد می‌گردد.
منابع برای تاریخ نگاری قیام حسین و سرنوشت وی

به غیر از نسخه خطی از کتاب ابومخنف که در برلین نگهداری می‌شود و لارا وسیا وگلییری آن را تماماً معتبر نمی‌داند، مهمترین منابع در این زمینه، طبری و بلاذری هستند. روایات طبری در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

روایاتی که در کتاب ابومخنف (مرگ ۱۵۷ هجری/ ۷۷۴ میلادی) و از شاهدان عینی واقعه نقل شده‌اند.
روایات متعددی که هشام بن محمد کلبی نقل شده که اکثراً از ابومخنف (استادش) نقل شده‌اند.
روایاتی دیگر از محدثان دیگر که اکثر اطلاع مهمی به دست نمی‌دهند.

بلاذری همان منابع طبری را به کار گرفته اما آنها را خلاصه کرده و آن روایت‌ها را بزرگنمایی می‌داند و علاوه بر آنان روایت‌های دیگری نیز دارد. لارا وسیا وگلییری بر این باور است که تاریخ نگاران دیگر مانند دینوری، یعقوبی، ابن عبد ربیحه و غیره، اطلاع خاص دیگری به ما نمی‌دهند چون روایت هایشان را از ابو مخنف گرفته‌اند. شیعیان این آثار که مولفانشان گرایش‌های شیعی دارند را معتبر می‌دانند که بیشتر این روایت‌ها از روایت‌های شیخ مفید سرچشمه گرفته‌اند. برخی دیگر از این آثار به نقد روایت‌های ساختگی می‌پردازند. در قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی، روایت‌های ساختگی و رمانتیک اضافه شد (مانند نبردهای تک نفره حسین که دهها نفر را می‌کشد و مانند شیری از خود دفاع می‌کند و افسانه‌های دیگر). این اغراق‌ها و روایت‌های ساختگی توسط ابن کثیر مورد نکوهش تندی قرار گرفت.




دوران کودکی

محمد حائری می‌نویسد سال تولد حسین را سال ۳، ۴ یا ۵ هجری، روز تولدش را اکثراً ۳ شعبان، آخر ربیع‌الاول، اوایل شعبان، ۵ شعبان و زمانش را غروب پنج شنبه ذکر کرده‌اند. فاصله زمانی تولد حسن و حسین را ۶ ماه و ۱۰ روز، ۱۰ ماه و ۲۲ روز یا یک سال و دو ماه نوشته‌اند. اما مادلونگ معتقد است بنا به اکثر روایات، حسین در ۵ شعبان ۴ هجری/۱۰ ژانویه ۶۲۶ میلادی متولد شد. روایاتی هم وجود دارند که تاریخ تولدش را در جمادی‌الاول ۶ هجری/اوایل اکتبر ۶۲۷ میلادی ذکر می‌کنند.

در هنگام تولد حسین، محمد همان آدابی که برای تولد حسن انجام داده بود مانند اذان گفتن و عقیقه کردن را برای وی انجام داد و وی را برای شیر دادن نیز ام فضل همسر عباس بن عبدالمطلب فرستاد و ام فضل به حسین و فرزند خودش قثم بن عباس شیر می‌داد و بدین سان حسین برادر رضاعی قثم گردید. اما کلینی روایتی دارد که می‌گوید حسین تنها از مادرش فاطمه شیر خورد. محمد، این نوه اش را به نام پسر دوم هارون، شبیر، حسین نام نهاد. بنا به برخی روایات، علی دوست داشت نام کودک را حرب بگذارد اما وقتی دید محمد چنین نامی بر او گذاشته، از این نام منصرف گردید. روایات دیگر حاکی است که حسین در ابتدا به نام عمویش جعفر طیار که در آن زمان هنوز در حبشه زندگی می‌کرد، جعفر نامیده شد اما محمد نام او را حسین نهاد. اما روایات شیعی مدعی هستند که نام حسین از همان ابتدا بر کودک نهاده شد و به فرمان الهی صورت پذیرفت. در روایات آمده که نام حسن و حسین، نامهایی بهشتی بوده و پیش از اسلام بر کسی نهاده نشده است.

حسین ۷ سال اول عمرش را با محمد پدربزرگش گذراند. محمد، پیامبر مسلمانان و پدربزرگ او، در همان سالهای کودکی حسین درگذشت بنابراین حسین خاطره چندانی از وی نداشت. روایاتی از علاقه محمد نسبت به وی و برادرش حسن مجتبی نقل شده‌است. مانند «هر کس آنها را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس از آنها متنفر باشد از من منتفر است» یا «حسن و حسین سید جوانان اهل بهشت اند». حدیث دوم از دیدگاه شیعه اهمیت زیادی دارد و به اعتقاد آن گواهی بر حقانیت حسن و حسین بر امامت است. محمد دو نوه‌اش را بر زانوان، بازوها قرار می‌داد و حتی در حال نماز و سجده اجازه می‌داد بر پشتش قرار گیرند. محمدحسن و حسین را در آغوش می‌گرفت و در همان وضعیت با مردم سخن می‌کرد. حسن به عنوان نوه بزرگتر به نظر می‌رسد که بیشتر مورد توجه محمد بوده‌است و بیشتر از حسین، از محمد خاطره داشته‌است. حسن و حسین شبیه به محمد بودند اما حسن شباهت بیشتری داشته اشت. مهمترین واقعه دوران کودکی حسن و حسین رویداد مباهله و اینکه این دو نفر مصداق کلمه «ابناءَنا» در آیه مباهله گردیدند می‌باشد.




دوران خلافت عمر و عثمان

بر طبق روایتی، حسین زمانی که عمر خلیفهٔ دوم بر منبر محمد نشسته بود و در حال سخنرانی بود به دلیل نشستن بر منبر محمد اعتراض کرد و عمر نیز خطبه خود را نیمه کاره رها کرد و از منبر فرود آمد. همچنین عمر سهم حسن و حسین از بیت المال را به سبب نزدیکی با محمد، همانند سهم علی و اهل بدر معین کرده بود. بگفته برخی منابع تاریخی، حسن و حسین در سال ۲۹ هجری در فتح طبرستان شرکت داشتند.

حسین در زمان خلافت عثمان در قضیه تبعید ابوذر، به همراه علی و حسن وی را بدرقه نمود. مادلونگ در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد در هنگام محاصره عثمان، حسن به همراه فرزندان صحابیون محمد به دفاع از خانه عثمان پرداخت، عثمان از علی خواست که به دیگر محافظان بپیوندد و علی در پاسخ حسین را فرستاد. عثمان به حسین گفت که آیا می‌تواند در مقابل شورشیان از خود دفاع کند. حسین با شنیدن این سخن برآشفت و عثمان او را از آنجا به بیرون فرستاد. همچنین مروان نیز گفت که علی مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کند و حال پسرانش را برای دفاع از عثمان می‌فرستد. محمد عمادی حائری می‌نویسد حسین یا حسن بر طبق روایات در قضیه دفاع از عثمان زخمی شدند.




دوران خلافت علی بن ابیطالب

در دوران خلافت علی، حسین در رکاب پدرش بود و در جنگ‌های او بطور فعال شرکت داشت.

حسین در جنگ صفین خطبه‌ای برای مردم برای تشویقشان به پیکار خواند و در زمان خلافت علی، بعد از حسن متولی صدقات بود. حسن و حسین، محمد حنفیه، عبدالله بن جعفر در میان هاشمیان از نزدیکترین همراهان علی در دوران خلافتش بودند. حسین جزو کسانی از پیروان علی بود که معاویه علی و آنان را در ملاء عام لعنت می‌کرد. در هنگام کشته شدن علی، حسین بنا به روایتی برای ماموریتی به مدائن رفته بود و با نامه حسن از موضوع اطلاع پیدا کرده و در مراسم خاک سپاری علی حضور یافت.




دوران خلافت حسن بن علی
حسین در ابتدا مخالف پذیرش صلح با معاویه بود، اما تحت فشار حسن، آن را پذیرفت. پس از آن شیعیان کوفه به وی پیشنهاد دادند که حمله‌ای غافلگیر کننده به اردوگاه معاویه در نزدیک کوفه شود، اما نپذیرفت و گفت که تا وقتی معاویه زنده‌است باید به شرایط صلح نامه پایبند باشیم اما پس از مرگ معاویه در این تصمیم تجدید نظر خواهد نمود و به همراه حسن و عبدالله بن جعفر کوفه را به سمت مدینه ترک کرد.




دوران خلافت معاویه بن ابوسفیان

حسین در زمان معاویه اقدامی علیه وی انجام نداد. گرچه حسن را به خاطر انتقال قدرت به معاویه مورد سرزنش قرار داد ولی معاویه سالی یک یا دو میلیون درهم به حسین می‌فرستاد و حسین مکرر به شام سفر می‌کرد و در آنجا نیز هدایای دیگری از معاویه دریافت می‌نمود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شیعیانی مانند حجر بن عدی حتی پیش از کشته شدن حسن بسیار به دیدن او می‌آمدند و از او تقاضا می‌کردند تا علیه معاویه قیام کند. اما بنا بر نوشته البلاذری پاسخ او همیشه این بود که «تا زمانی که معاویه هست کاری نمی‌توان کرد... امر این است که در همیشه در فکر انتقام باشید... اما در مورد آن چیزی نگویید.»

محمد عمادی حائری می‌نویسد در دوران خلافت حسن و پس از صلح با معاویه که ۱۰ سال طول کشید، حسین هم عقیده و هم موضع با برادرش حسن بود و گرچه با تسلیم حکومت به معاویه مخالف بود و حتی پس از صلح، با معاویه بیعت ننمود، ولی به این صلح نامه پایبند بود. محمد باقر روایت می‌کند که حسن و حسین در این دوران در نماز به مروان بن حکم که از سوی معاویه به حکومت مدینه گماشته شده بود اقتدا می‌کردند. سید محمد عمادی حائری در دانشنامه جهان اسلام با استناد به منابع شیعی چون حر عاملی که اقتدا به شخص فاسق را نهی می‌کنند و با توجه به برخوردهای تند حسین با مروان، اعتقاد به نادرست بودن این روایت دارد.

در همین سالها حسین با لیلا دختر ابومره بن عروه بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، خواهر پدری معاویه ازدواج کرد که علی اکبر از لیلا متولد شد. ابومره هم پیمان امویان بود. این ازدواج برای حسین نفع مادی داشت. ابن سعد می‌نویسد که معاویه به حسین ۳۰۰٬۰۰۰ درهم هدیه کرد اما به نظر نمی‌رسد که این دوستی‌ها ادامه پیدا کرده باشد. چون معاویه علی را بدنام می‌کرد و علویان را شکنجه می‌داد. در مدینه، مروان بن حکم تصمیم گرفت هیچ جایی برای آشتی و مصالحه بنی هاشم و بنی امیه، باقی نگذارد. وقتی که حسن خواستگار دختر عثمان، عایشه بود، مروان مداخله کرد و نگذاشت این وصلت شکل بگیرد و عایشه به عقد عبدالله بن زبیر آمد. این بی اعتنایی‌ها به بنی هاشم، حسین را بیش از حسن خشمگین می‌کرد. البته حسین، تلافی این اقدام مروان را در آورد و وقتی که یزید پسر معاویه خواهان ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر بود، مانع از این وصلت شده و ام کلثوم را به عقد قاسم بن محمد بن ابوبکر درآورد. همچنین حسین بر خلاف حسن، وقتی که مروان در اولین امارتش بر مدینه، علی را لعنت می‌کرد، واکنش شدیدی نشان داده و مروان و پدرش حکم را که قبلاً از سوی محمد پیامبر اسلام طرد شده بودند، لعنت نمود.

وقتی که حسن آن طور که گفته می‌شود بر اثر مسمویت در بستر مرگ بود، شک خود به معاویه را در این مسمومیت به حسین ابراز نداشت تا حسین اقدامی تلافی جویانه انجام ندهد. حسن وصیت کرد که در کنار پدربزرگش محمد دفن شود و اگر بر سر این مسئله اختلاف و خونریزی بوجود آید، وی در کنار مادرش فاطمه دفن شود. وقتی مروان بن حکم مانع از دفن حسن در کنار محمد به تلافی اینکه عثمان را نگذاشته بودند در بقیع دفن شود، شد، حسین به اتحادیهٔ قریش به نام حلف الفضول شکایت نموده و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. اما محمد بن حنفیه و دیگران سرانجام حسین را متقاعد کردند که حسن را در کنار مادرش به خاک بسپارند. در همین زمان شیعیان کوفه شروع به بیعت با حسین کردند و با پسران جعده بن هبیره بن ابی الوهب مخزومی که نوه‌های ام هانی خواهر علی بن ابی طالب بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی دیدار نموده و به حسین نامه‌ای نوشتند و مرگ حسن را به وی تسلیت گفته، وفاداری خود را به حسین اعلام داشته، از علاقه‌شان به حسین و نفرتشان از معاویه سخن گفته و از اشتیاقشان به پیوستن حسین به آنان خبر دادند. حسین در پاسخ به آنان نوشت که موظف است شرایط صلح حسن را رعایت کند و از آنان خواست که احساساتشان را بروز ندهند و اگر حسین تا زمان بعد از مرگ معاویه زنده ماند، آن وقت دیدگاهش را به شیعیان خواهد گفت.

عمرو پسر عثمان (خلیفه سوم) به مروان در مورد دیدارهای بسیاری از شیعیان با حسین در مدینه هشدار داد و مروان این را به معاویه نوشت. معاویه توسط مروان بن حکم حاکم مدینه از رفت‌وآمدهای شیعیان با حسین مطلع می‌گشت اما واکنشی نشان نمی‌داد. معاویه می‌گفت که هرگاه دسته‌ای در مسجد النبی دیدید که سخن بیهوده‌ای در آن گفته نمی‌شود، بدانید که آن گروه، گروه حسین است. در این زمان معاویه از مروان حاکم مدینه خواسته بود تا با حسین برخوردی نداشته باشد و عملی تحریک آمیز انجام ندهد. عمادی حائری می‌نویسد که حسین نسبت به حسن در مقابل امویان برخورد تندتر و علنی تری داشت. حسین یک بار با مروان به خاطر توهین به فاطمه برخورد سختی کرد و همچنین در برابر دشنام دادن به علی از سوی امویان واکنش شدیدی نشان می‌داد. اما عمادی حائری در عین حال با استناد به مفهوم امامت در شیعه و همچنین از نظر تاریخی معتقد است که این دو برادر به طور کلی دارای موضع گیری یکسانی بوده‌اند و برای اثبات این مدعا به قضیه کفن و دفن حسن و تبعیت حسین از وصیت حسن اشاره می‌کند. یک بار مروان نامه‌ای تهدید آمیز به حسین نوشت و به وی در مورد بروز تفرقه در امت اسلامی هشدار داد که با پاسخ قاطعی از سوی حسین مواجه شد و حسین معاویه را به خاطر اینکه به زیاد بن ابیه به خاطر همبستر شدن مادر زیاد با ابوسفیان لقب برادر را داده بود مورد نکوهش قرار داده و به خاطر اعدام حجر بن عدی به معاویه اعتراض نمود و به تهدیدها اعتنایی نکرد. معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد اما از تهدید بیشتر خود داری نموده و هدیه فرستادن‌ها به حسین را ادامه داد. در زمان حکومت معاویه دو عمل مهم از او در منابع تاریخی ثبت شده‌است. یکی هنگامی که در مقابل چندی از بزرگان بنی امیه در مورد حق مالکیت خود بر یک سری زمین‌ها ایستاد و دیگر آنکه از تقاضای معاویه برای پذیرش یزید بعنوان ولی عهد معاویه با این دیدگاه که تعیین ولی عهد بدعتی است در اسلام سرباز زد. حسین به همراه دیگر فرزندان صحابه مشهور محمد، این عمل را به خاطر اینکه خلاف صلح نامه حسن و خلاف اصل شورای عمر در تعیین خلیفه بود را رد نمود. بعد از مرگ حسن، حسین صاحب بیشترین احترام در بنی هاشم بود و با وجود اینکه افرادی مانند ابن‌عباس از لحاظ سنی از وی بزرگتر بودند، با وی مشورت می کرده و نظر او را به کار می‌بستند.

در هنگامی که معاویه برای یزید بیعت جمع می‌کرد حسین از معدود کسانی بود که بیعت را رد کرد و معاویه را محکوم کرد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که در این برهه وی هدایای معاویه را قبول نمی‌کرد. معاویه به یزید توصیه کرد که با حسین با نرمش برخورد کند و او را به بیعت مجبور نکند.




دوران خلافت یزید بن معاویه
بیعت نکردن با یزید و حوادث در پی آن
بلافاصله پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰/ ۲۲ آوریل ۶۸۰) به فرمان یزید، ولید بن عتبه بن ابوسفیان حاکم مدینه، حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را در ساعت غیر معمول به قصر حکومتی فرا خواند تا آنان را مجبور به بیعت با یزید کند. هر دو می‌دانستند که معاویه درگذشته‌است و می‌خواستند بیعت با یزید را رد کنند، اما از جان خود بیم داشتند. عبدالله شبانه به مکه گریخت. حسین به همراه پیروانش به قصر آمد و مرگ معاویه را تسلیت گفت و بیعت با یزید را به بهانه اینکه باید در ملاء عام باشد، دو روز به تعویق انداخت و سرانجام در شب به همراه خاندانش به مکه گریخت اما با این وجود از راه فرعی نرفت و از راه اصلی به مکه رفت. در این سفر، زنان و فرزندان، برادران حسین و پسران حسن، با وی بودند. محمد حنفیه با وی نیامد و به حسین مکرراً تذکر داد که قبل از اینکه از بیعت اهل عراق با خودش مطمئن نشود، به آنجا نرود. دانشنامه ایرانیکا روایت واقدی در مورد گریختن حسین و عبدالله بن زبیر به همراه هم را رد می‌کند. مروان، ولید بن عتبه بن ابوسفیان را به توسل به زور فرا می‌خواند اما ولید مایل نبود که با نوه محمد برخورد جدی کند که این مهم باعث عزلش شد. شرایطی که به خاطر وجود حسین و عبدالله در مکه به وجود آمده بود، یک وضعیت عادی نبود. مردم مکه به حسین گرایش داشتند و عبدالله به خاطر این موضوع به حسین حسادت می‌کرد. حسین در مکه در خانه عباس بن عبدالمطلب به سر می‌برد و چهار ماه آنجا بود.
دعوت مردم کوفه از حسین و فرستادن مسلم بن عقیل

خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثر شیعی بودند مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و خدا را به خاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، وی را خلیفه‌ای نا حق و غصب کننده آن بدون شایستگی نامیده و شروع به نوشتن نامه و فرستادن قاصد به حسین کرده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنی امیه را تحمل نکرده و بنی امیه را غارت‌گر اموال فیء و توزیع کننده اموال خدا بین ثروتمندان و کشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زنده باقی نگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعه این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر (والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود) بر‌گزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید. حسین در پاسخ به آنها نوشت که حس اتحاد آنها را درک کرده و بیان داشت که امام امت باید بر طبق کتاب خدا عمل کرده و اموال را با صداقت تقسیم کرده و خود را وقف خدمت به خداوند نماید. با این وجود، قبل از هر کاری، صلاح را آن دید که پسرعمویش مسلم بن عقیل را به آنجا فرستاده تا شرایط آنجا را بررسی کند. رسول جعفریان با برشمردن سابقه بد کوفیان در زمان علی و حسن، استدلال می‌کند که با این وجود با توجه به اطلاع حسین از نقشه یزید در قتل وی، در آن زمان برای حسین راه بهتری وجود نداشت. چرا که به عنوان مثال احتمال رفتن به یمن نیز به دلیل نفوذ حکومت موفقیت آمیز نبود. وی به این نکته اشاره می‌کند که همه کسانی که معترض خروج حسین بودند، وی را به پذیرش حکومت یزید ولو به طور موقت نصیحت می‌کردند و اینکه حسین ابن علی به هیچ وجه نمی‌خواست موافقتی با یزید و حاکمیت او داشته باشد حتّی اگر این مخالفت به کشته‌شدن او منجر شود.

حسین با یکی از شیعیانش در بصره به همراه دو پسرش دیدار کرد و به سران قبایل پنجگانه مهم در امور مشورتی بصره نامه‌هایی یکسان نوشت. او در نامه نوشت

خداوند محمد را بهترین بندگان خود قرار داد و خانواده و اهل بیتش را وصی و وارث خود نمود، اما قریش این حق را که به اهل بیت منحصراً تعلق داشت را از آن خود دانست. اما اهل بیت به خاطر وحدت امت با این امر موافقت نمود. آنانی که حق خلافت را غصب نمودند، با این حال حق را به پا داشتند و درود خدا بر آنان و اهل بیت محمد باد. قرآن و سنت محمد را به یاد شما امت می‌آورم. دین خدا نابود شده و بدعتها در دین گسترش یافته‌است. اگر از من اطاعت کنید شما را به راه حق رهنمون خواهم شد.

ویلفرد مادلونگ معتقد است که محتویات این نامه بسیار شبیه به دیدگاههای علی در مورد حق پایمال شده خلافتش و در عین حال ستایش جایگاه ابوبکر و عمر است. با این که نامه‌های حسین نزد سران بصره مخفی مانده بود، اما یکی از آنان شک کرد که این نامه از سوی ابن زیاد باشد تا به وسیلهٔ آن میزان وفاداری آنان را به خلافت یزید بسنجد و آن شخص نامه را پیش ابن زیاد آورد. ابن زیاد در پاسخ تمامی قاصدانی که از سوی حسین به بصره آمده بودند را گردن زده و به بصریان در مورد اقدامات شدیدتر هشدار داد.

مردم کوفه به سرعت با مسلم بیعت نموده و حتی مسلم به منبر مسجد کوفه رفت و در آنجا مردم را مدیریت نمود. گفته می‌شود ۱۸۰۰۰ تن برای یاری حسین با مسلم بیعت نمودند. این ناآرامی‌ها به یزید گزارش داده شد و یزید که دیگر اعتمادی به نعمان بن بشیر انصاری حاکم وقت کوفه نداشت، به جایش عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود گماشت. عبیدالله فرمان یافت تا سریعاً به کوفه رفته و آشوب‌ها را بخواباند و با مسلم بن عقیل برخورد شدید کند. وی با لباس مبدل و تغییر قیافه به کوفه وارد شد و اقدامات شدیدی در برخورد با هواداران حسین انجام داد که آنان را وحشت زده کرد. وی همچنین سران قبایل کوفه را با ارعاب مطیع خود کرد. پس از اینکه اقدامات کوفیان در شورش و تصرف قصر کوفه به جایی نرسید، مسلم مخفی شده اما سرانجام مکانش لو رفته و در تاریخ (۹ ذی الحجه ۶۰/ ۱۱ سپتامبر ۶۸۰) پس از آنکه گردنش را زدند، از بام قصر کوفه و در ملاء عام به پایین انداخته شد. هانی بن عروه رهبر قبیله مراد نیز به خاطر اینکه مسلم را پناه داده بود، مصلوب گردید. یزید طی نامه‌ای ابن زیاد را به خاطر برخورد شدیدش مورد تقدیر قرار داد و به وی فرمان داد که مراقب حسین و پیروانش باشد و اگر قصد جنگ داشتند، آنان را بکشد. این در حالی بود که وی، نامه‌ای بسیار خوشبینانه حاکی از موفقیت آمیز بودن تبلیغاتش و هزاران بیعت از سوی مردم کوفه، به سوی حسین فرستاده بود.

ساعت : 12:25 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
نوای علمدار | next page | next page